PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : خبر از همه نوع


صفحه ها : 1 2 3 [4]

Kasra
25-03-2010, 01:12 AM
سلام آقای ده نمکی . سال نو مبارک . بابت پروژه ی سنگین دارا و ندار به شما و همکارانتان خسته نباشید می گویم . می دانم که این روزها مشغله ی کاری فراوان دارید . اما انتظار دارم که این چند خط را به دقت بخوانید و اجازه می خواهم که در محضر افکار عمومی شما را با عنوان رسمی خطاب کنم

جناب آقای ده نمکی

با کنجکاوی تمام اولین قسمت سریال شما را تماشا کردم و آنچه اینک می نویسم مفهوم نقد ندارد که با تماشای قطره ای از یک اثر چندین قسمتی نمی توان منصف بود . همین مقدار بگویم که به نظر می رسد در شغل جدید پیشرفت کرده اید و آخرین ساخته ی شما از آثار بسیاری از مدعیان بهتر است

قبلا خیال می کردم که عوض نشده اید و اصول و ریشه های شما تغییری نکرده و تنها نوع بیان دیدگاهتان را تغییر داده اید که از این بابت در مصاحبه های متعدد تلویزیونی و مطبوعاتی به شما تبریک و خوش آمد گفتم . اما حالا احساس می کنم که قضاوتم اشتباه بوده . شما کاملا تغییر کرده اید

جناب آقای ده نمکی

من اخراجی های نخستین حضرتعالی را در جشنواره تماشا کردم و شوخی های هنجار شکن اخلاقی در این فیلم را به ذوق زدگی در ورود به عرصه ی سینما نسبت دادم و با لبخندی از کنار آن گذشتم

اخراجی های واپسین را در دفتر کارتان دیدم و اصرار شما بر استفاده ی مجدد از هجو اخلاقی در بعضی از سکانس ها را به استقبال تاسف برانگیز عده ای سینما دوست (!) مربوط دانستم

اما حالا کاملا مطمئن شدم که عوض شده اید و حاضرید برای جلب مخاطب به ماجراجویی های هنجارشکن ادامه بدهید

جناب آقای ده نمکی

اگر اهالی سینما از وجود برخی محدودیت ها گلایه می کنند منظور آنها مسائل اخلاقی و خطوط قرمز خانوادگی نیست . بسیاری از ایشان از خانواده هایی کاملا سنتی و اخلاق گرا هستند و هرگز حاضر نمی شوند که اصول مورد احترام خانواده های نجیب ایرانی را زیر سوال ببرند که اگر چنین بود هرگز سینمای پیش از انقلاب تا این اندازه منفور نمی شد . خوشحال می شدم اگر از رانت های ویژه برای شکستن برخی محدودیت های خنده دار استفاده می کردید و نه شوخی های افسار گسیخته با حریم حرمت اخلاقی خانواده ها . لطفا عصبانی نشوید . بی راه نمی گویم

من اولین قسمت سریال شما را به همراه خانواده ام تماشا کردم و در یک سکانس خاص جز شرمندگی و خجالت پاسخ دیگری برای اهالی منزل نداشتم

جناب آقای ده نمکی

شما مجاز نیستید با شوخی های سبک و غیر اخلاقی مردم را بخندانید . بسیاری از خانواده ها این اجازه را به شما نمی دهند . به یاد بیاورید که در یک سکانس از دارا و ندار با حضور چندین دختر جوان به صورت پیوسته از صحنه دار بودن پروژه (!) و یا پاره شدن یک بازیگر صحبت می کنید . مینا و سیمای اخراجی ها هم که جای خود دارد

جناب آقای ده نمکی

فراموش نکنید که زمانی نه چندان دور در سوگ خدشه دار شدن اصول اخلاقی جامعه از قلم و بسیاری چیزهای دیگر هزینه کرده اید و با کارگردانی فقر و فحشا خود را در مقام مدافع اصول اخلاق و خانواده نشان داده اید

هنوز بسیاری از مردم شما را انسانی اصول گرا و بازمانده از جبهه و جنگ می دانند و نمی خواهند باور کنند که شما آب پاکی روی دستشان ریخته اید

جنای آقای ده نمکی

سینما با تلویزیون فرق دارد . سابقه ی تلاش من در این رسانه بسیار بیشتر از شماست و دقیقا به خاطر همین سابقه به خودم اجازه نداده ام که از هر ترفندی برای جذب مخاطب استفاده کنم . برادرانه از شما می خواهم که چنین نکنید

جناب آقای ده نمکی

این رسانه بی رحم است و با کمی صبر تمام حقیقت ها را عریان می کند . به تن پوش هشت میلیارد تومانی مغرور نشوید که بسیار خطرناک است . به تمسخر گرفتن اصول اخلاقی جامعه هرگز بخشودنی نیست . این مردم لبخند می خواهند اما نه به هر قیمتی


با احترام - رضا رشیدپور[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])

Kasra
28-03-2010, 11:54 PM
کلمه: دو دختر بدرالسادات مفیدی دبیر انجمن صنفی روزنامه نگاران درباره بازداشت مادرشان مطلبی را نگاشته اند که نسخه ای از آن در اختیار سایت «کلمه» قرار گرفته است.
به گزارش کلمه ، متن این روایت به شرح زیر است:

ساعت ده شب روز هفتم دی ماه، روز بعد از واقعه عاشورا پنج نفر از مامورین وزارت اطلاعات با نشان دادن یک حکم کلی از سوی دادستان تهران که مربوط به کسانی که در جریان تشییع پیکر آیت اله العظمی منتظری شرکت داشته‌اند بود، به خانه ما آمدند. پس ازبازرسی خانه و جمع کردن وسایل شخصی هر چهار نفرمان، پدر و مادر (مسعود آقایی و بدرالسادات مفیدی) را با خود بردند.

پدرمان پس از تحمل پنجاه و دو روز بازداشت انفرادی در بند ۲۴۰ زندان اوین و با سپردن وثیقه آزاد شد.

ولی مادرمان….

اولین ملاقات با او روز پنجشنبه دهم بهمن به صورت کابینی انجام شد (با وجود داشتن نامه ملاقات حضوری دادستان). روحیه عمومی وی آن زمان بسیار خوب بود.

مادرمان گفت که با هیچ یک از مامورین دادستانی برای تفهیم اتهام و صدور حکم بازداشت روبرو نشده است. به اعتراضش هم توجهی نکرده‌اند. بازجویی هایش هم در طول بیست روز اول بازداشت انجام گرفته بود. از آن به بعد تا روز پانزدهم اسفند وی را چندین بار در سلولهای مختلف انفرادی و عمومی جابجا می‌کردند بدون اینکه هیچ بازجویی از وی شده باشد یا دلیلی برای این کار به او بگویند.

از طریق یکی از آزادشدگان با خبر شدیم که مادر را پانزده اسفند و پس از پنجاه و دو روز بلاتکلیفی و پایان بازجویی ها دوباره به بند ۲۰۹ برگردانده‌اند. تلفن هایش از همان روز قطع شد و ملاقات های کابینی را هم ممنوع کردند.

آقای جعفری دادستان تهران چهارشنبه نوزدهم اسفند به پدرمان گفت که ماموران وزارت اطلاعات به دلیل عدم همکاری مادر با آزادشدن وی مخالف هستند. البته گفته بود که “بروید و فردا ملاقات کابینی بکنید، هفته بعد هم دستور ملاقات حضوری می‌دهم. به قاضی ایشان هم گفته ام پرونده را سریع رسیدگی کند”.

فردایش که ملاقات ندادند (به گفته‌ی مامور زندان به حکم قضایی وی ملاقات ممنوع است). بعد از چند روز رفت و آمد، بیست و شش اسفند آقای جعفری نامه دستور ملاقات حضوری را برای روز اول فروردین صادر کردند.

صبح روز اول سال نو مامان یک تماس کوتاه تلفنی دو دقیقه ای گرفت. در حالی که صدایش به شدت می لرزید، تنها التماس دعا داشت. گفتیم داریم با نامه ملاقات می آییم.
به در زندان که رسیدیم خانواده یکی از زندانیان بند ۲۰۹ بیرون آمدند. جویا شدیم، گفتند از ملاقات می‌آییم. ولی ماموران نامه‌ی ما را که دیدند گفتند ملاقات برای دو هفته تعطیل است. بروید و پس از پانزدهم بیایید. اصرار ما هم نتیجه نداد.

پنجشنبه پنجم فروردین با ناامیدی به سالن ملاقات زندان رفتیم. جمعیت زیادی بود. ظاهرا ملاقات‌ها شروع شده بود.

باز هم به نامه توجه نکردند ولی گفتند فعلا می‌توانید کابینی مادرتان را ببینید.

مادرمان را که دیدیم باورمان نمی‌شد. فشارهای بیست و پنج روز انفرادی به شدت ضعیفش کرده بود. مثل همیشه شاداب نبود و بسیار نگران می‌نمود.

برخلاف دفعات قبل ماموران بالای سرش ایستاده بودند تا مبادا حرفی نزند.

پریشان و نگران بیرون آمدیم. تماسهای مکرر پدر با دادستانی و قاضی کشیک مستقر در زندان به آنجا رسید که گفتند بعدازظهر برای ملاقات حضوری بیاید.

برخلاف اصرار پدر همراه او جلوی در زندان آمدیم. به او اجازه دادند داخل برود. باورمان نمی شد ولی چند لحظه بعد بیرون آمد و اشاره کرد که شما هم بیایید.

به همراه یکی از ماموران وارد محوطه شدیم. مادرمان را دیدیم که داخل یک پژو نشسته بود. ظاهرا نمیدانست که برای چه او را به در زندان آورده‌اند.

از ماشین بیرون آمد. سه نفری در آغوشش گرفتیم. بغضش ترکید. و ماهم به دنبال او.
سوار ماشین شدیم و به ساختمان چند طبقه ای که همان نزدیکی بود رفتیم. ما را به اطاقی بردند در حالی که همان مامور در میانه در ایستاده بود.

نیم ساعتی کنار او بودیم. بسیار پریشان بود، مثل اینکه فشار زیادی را تحمل می کرد.

دستش جوهری بود. تازه از بازجویی آمده بود. ظاهرا در تمام این مدت و تقریبا هرروز به صورت فشرده بازجویی می شده است. از خشن بودن بازجویی‌ها گله داشت و این که از سی سال پیش شروع کرده‌اند. چند بار هم تکرار کرد که اجازه‌ی صحبت در مورد بازجویی‌ها را ندارد.

نمی دانست برای چه دوباره سراغش آمده‌اند. می‌گفت بیش از بیست روز است که به دلیل ناراحتی قلبی شب‌ها به او قرص می‌دهند (آرام بخش قوی). صبح ها به سختی از خواب بیدار می شود و بیشتر اوقات حالت گیجی دارد. اشاره کرد یک بار آنقدر گیج بود که دل بازجویش به رحم آمد و بازجویی را تعطیل کرد.

طی نیم ساعت بارها یاد آیه‌ای از قرآن کرد که اشاره می نماید که همه مرگ را ملاقات می کنند “کل نفس ذائقه الموت”. این قدر زیر فشار بود که برای رهایی از آن راهی نمی‌دید.
وکیل وی در تمام این مدت نتوانسته او را ملاقات کند. نه از اتهام خبری دارد و نه پرونده را دیده است.

مادر ما یک روزنامه‌نگار است و ذات کار او علنی بودن است، چه چیزی برای مخفی کردن دارد که این رفتارها در برابر او صورت می گیرد.

خدایا، دیگر نمی دانیم چه کار باید کرد. به کجا شکایت ببریم. آیا مرجعی برای رسیدگی به وضع موجود وجود دارد؟ آیا می‌رسد روزی که فرد مورد اتهام در شرایط عادی بازجویی شود و این گونه خود و نزدیکانش اسیر نابسامانی نشوند.

فرزندان بدرالسادات مفیدی


کلمه ([Only registered and activated users can see links])

satia
29-03-2010, 01:27 AM
[Only registered and activated users can see links]
«زن بابا»‌ پربیینده‌ترین مجموعه نوروزی سیما ([Only registered and activated users can see links])

فرهنگ > تلویزیون - فرهاد بشارتی، بازیگرمجموعه «دارا و ندار» به کارگردای مسعود ده​نمکی، معتقد است در 6 روز نخست تعطیلات نوروزی دو مجموعه تلویزیونی «زن بابا» و «دارا و ندار» پربیننده‌تر از سایر سریال‌ها و برنامه‌های نوروزی سیما بوده‌اند.
این بازیگر در گفت‌وگو با فارس در مورد میزان تخمینی استقبال مخاطبان از مجموعه​های نوروزی گفت: «در برخورد با اطرافیان متوجه شدم رتبه اول را در بین مجموعه​های نوروزی «زن بابا» و رتبه دوم را «دارا و ندار» دارند.»
او افزود: «قضاوت در مورد «دارا و ندار» زود است و باید تا اتمام مجموعه‌ها صبر کرد تا به یک ارزیابی منطقی درباره این کار و باقی سریال‌ها دست یافت. البته کار ما تعدد شخصیت دارد و به دلیل قصه‌ها و شخصیت‌های مختلف موجود در «دارا و ندار» همه بازیگران فرصت ایفای نقش خود را ندارند و به این دلیل کار یک مقدار شلوغ به نظر برسد و این موجب می​شود تماشاگر روند کار را گم کند.»
او ادامه داد: «اما مجموعه «زن بابا» جمع و جورتر است و قصه​ای آشناتر دارد و نسبت به کار ما تکراری‌تر است ضمن آن که بازیگران «زن بابا» همه بازیگران طنز هستند اما در کار ما، همه بازیگران طنز نیستند و بعضی‌ها برای اولین بار کار طنز ارائه می‌دهند.»
بشارتی گفت: «آقای ده‌نمکی سبک کار خاص خودش را دارد و همان طور که خودش تمام استعدادهایش را بیرون می‌ریزد، از استعدادهای خود بازیگر بهره‌ می‌گیرد تا به نقش‌های موردنظر خودش برسد و ما در طول کار، هر روز منتظر این بودیم که بازیگران بافکر و ایده جدید سرصحنه بیایند و سکانس را خوب دربیاورند.»
او در مورد نقش خود در «دارا و ندار» گفت: «این نقش به نوعی در روند قصه تاثیرگذار است و بخشی از قصه را در خانواده ندارها پیش می‌برد. البته نمی‌شود گفت که نقش اول و محوری است اما در روند قصه پیش‌برنده بوده و در کل خودم از ایفای نقش در سریال «دارا و ندار» راضی هستم.»

satia
29-03-2010, 01:28 AM
سفالگر پیشکسوت درگذشت ([Only registered and activated users can see links])

فرهنگ > تجسمی - محمد حیدری سفالگر پیشکسوت کشور و پدر سفالگری استان مرکزی، بر اثر بیماری در 74 سالگی دار فانی را وداع گفت.
به گزارش تابناک، این هنرمند فقید بیش 60 سال به هنر سفالگری مشغول بود و در پخت، و رنگ سفال مهارت ویژه‌ای داشت. استاد حیدری همچنین در شیوه‌های سنتی و مدرن هنر سفالگری فعالیت گسترده‌ای داشت.

او بیش از 500 شاگرد سفالگر را تربیت کرد.

آثار این هنرمند تاکنون در بسیاری از نمایشگاه‌های داخلی و خارجی به نمایش گذاشته شده است.

محمد حیدری در سال 1314 در شهر آستانه از توابع شهرستان شازند متولد شد. این سفالگر پیشکسوت همواره به عنوان یکی از پایه ‌های اصلی نمایشگاه‌های استان مرکزی، توجه همگان را به خود و دستگاه سنتی سفالگریش جلب می‌کرد.

همچنین تمبر یادبودی با نام استاد محمد حیدری پدر سفالگری استان مرکزی، در بهمن 1388 چاپ و منتشر شده است.

satia
29-03-2010, 01:30 AM
کتاب هیتلر در روسیه ممنوع شد ([Only registered and activated users can see links])

فرهنگ > ادبیات - کتاب زندگینامه‌ای «نبرد من» نوشته‌ی آدولف هیتلر در روسیه ممنوع شد.
به گزارش خبرآنلاین، دفتر مرکزی دادستانی روسیه کتاب زندگینامه‌ای «نبرد من» نوشته آدولف هیتلر را به دلیل محتوای افراطی‌اش توقیف کرد.
دادستانی روسیه در بیانیه‌ای اعلام کرد:« چون این کتاب تاکنون توقیف نشده بود در چندین وب‌سایت به صورت رایگان در دسترس بود و همچنین به صورت نیمه قانونی در کتاب فروشی‌ها به فروش می‌رسید.»
رهبر نازی‌های آلمان این کتاب قطور را سال 1925 نوشت و در آن داستان دوران جوانی‌اش و ایدئولوژی سیاسی‌اش را بیان کرده است.
دادستانی روسیه پس از اطلاع از عرضه رایگان این کتاب در شهر اوفا در مرکز کشور روسیه، کتاب را توقیف کرد. دادگاهی در این شهر رای بر افراطی بودن محتویات کتاب داد و در نتیجه کتاب به فهرست کتاب‌های ممنوعه راه پیداکرد.
این وضعیت قانونی پیچیده‌ای است زیرا روسیه تمامی کتاب‌های نوشته شده توسط سران حزاب نازی را افراطی می‌داند، با این وجود هیچگاه آشکارا از «نبرد من» به عنوان کتاب افراطی و درنتیجه توقیفی نام برده نشده بود، در نتیجه این کتاب حالا وضعیت قضایی مبهمی دارد.
وزارت دادگستری روسیه در وب‌سایتش فهرستی از کتاب‌هایی با محتویات افراطی دارد که نشر و فروش آنها جریمه مالی دارد.
این فهرست در حال حاضر شامل 573 عنوان است و یکی از کتاب‌های این فهرست کتابی درمورد هیتلر نوشته مورخ بریتانیایی، هیو تروور-روپر است.

Kasra
01-04-2010, 07:15 PM
کلمه: دوازدهم فروردین روز رفراندوم درباره جمهوری اسلامی نشانی تاریخی بر مردمی بودن انقلاب اسلامی گذارد. بی شک یکی از راه های شناخت نسل امروز درباره انقلاب اسلامی دانستن آنچیزی است که پدرانشان و رهبران آن انقلاب برای آینده وطن ترسیم کرده بودند به علاوه این شناخت ملاک خوبی برای ارزیابی راه طی شده است و پاسخ به این پرسش که آیا انچه که امروز در حال وقوع است آن چیزی است که مردم انقلابی و رهبران آنها از انقلاب و جمهوری اسلامی می خواستند؟
ویدئو و متن پیاده شده آن سخنان یکی از بنیانگزاران انقلاب اسلامی و تدوین کنندگان قانون اساسی در تفسیر عبارت “جمهوری اسلامی” است است که به مردم بیدار باش می دهد هیچ تحمیل و زور و تفوق طلبی ای را برنتابند چرا که خلاف عقل سلیم و آموزه های وحیانی است. شاید بازخوانی دوباره سخنان شهید بهشتی پاسخی باشد به این سوال که امروز تا چه حد از آرمانهای انقلاب اسلامی و مردمی که برای آن جانفشانی کرده اند دور شده ایم.

متن پیاده شده ی تصویر به شرح زیر است:
عاقبت و فرجام صرفا از آن متقین ازآن خداترسان از آن کسانی است که پروای خدا پروای حق دارند. ملاحظه کنید مبانی اسلام به طور کلی تفوق طلبی و امتیاز طلبی را محکوم می کند. می گوید هیچ کس نمی تواند رابطه خودش را با دیگران بر مبنای تفوق طلبی و امتیاز طلبی قرار دهد. سلطنت چیست؟ سلطنت این بود که یک شخص می گفت من فرمانروای شما هستم. چرا؟ چون زور دارم یا چون پدر من زور داشته و من وارث این مقام از او هستم و زمانی که پدر می خواست او را به عنوان ولیعهد و جانشینی خودش بر مردم تحمیل کند لابد مدعی بود که ولیعهد و آن هم پسر بزرگ من دارای امتیازات و ویژگی های خاص است که حتما بهتر از دیگران می تواند ملت و کشور را اداره کند.
طبیعی است که اینگونه تفوق طلبی چه برای فرد و چه برای گروه مطرود است. خوب چه می ماند ؟ فقط یک چیز و آن نوع حکومتی است که زمامداری اش را بر مردم تحمیل نکند. اگر نخواهد تحمیل کند باید از چه راه به دست بیاورد؟ از راه حمایت مردم ، پذیرش مردم و انتخاب مردم .
می دانید که ما در تاریخ شیعه به خصوص همواره رهبران مذهبیمان را مردم خودشان می پذیرفتند. یا با رای و انتخاب مستقیم و یا با انتخاب غیر مستقیم . یا خودشان شناسایی داشتند که این فرد شایسته آن است که به عنوان عالم و رهبر دینی روستا ، رهبر دینی محل ، رهبر دینی در مسجد محله ، رهبر دینی در شهر یا رهبر دینی در کشور یا رهبر دینی در جامعه بزرگ اسلامی شایسته آن است که مورد قبول قرار بگیرد و وقتی اکثریت مردم کسی را به این عنوان قبول می کردند این می شد رهبر بزرگ ، رهبر درجه اول و مرجع اعلی و هیچ گاه هیچ مرجعی به عنوان وراثت ، به عنوان اینکه پدر من مرجع بوده ، به عنوان تحمیل که من مرجع شما هستیم چه بخواهید چه نخواهید مرجعیت و رهبری اش را بر مردم تحمیل نکرده است.
حالا که باید در جامعه ما بر این اساس حکومتی سر کار آید ، این حکومت باید شکلی داشته باشد که در آن شکل عامل تحمیل عامل اینکه این سمت را من بر شما تحمیل می کنم وجود نداشته باشد. این شکل بر اساس تعریف هایی که ما بر انواع سه گانه حکومت کردیم چه شکلی می تواند باشد؟ جمهوری. بنابراین یک پایه از جمهوری اسلامی این است . جمهوری اسلامی نوع حکومتی است که با پذیرش و انتخاب آزادانه اکثریت ملت به قدرت می رسد . این یکی از اساسی ترین پایه های جمهوری اسلامی است. ملت ایران! برادران! خواهران ! عزیز بیدار باشید ای زنان و مردان پرخروش انقلابی کشور ما هشیار باشید از هم اکنون باید حکومتی را انتخاب کنید که در آن حکومت عامل زور و عامل تحمیل به هیچ عنوان برای رسیدن به هیچ سمتی از سمت های اجتماعی مورد بهره برداری احدی قرار نگیرد.
این پایه اساسی است. به نظر ما همه مسائل دیگر و همه مصالح دیگر باید از اینجا مایه بگیرد و از این طریق تامین شود . از طریق دخالت آگاهانه زن و مرد مسلمان متعهد در تعیین سرنوشت خویش و در تعیین فرد یا گروهی به عنوان زمامدار امت. این یک پایه اساسی است. هر حکومتی که بر اساس رای آزاد مردم سر کار بیاید آیا می تواند جمهوری اسلامی باشد ؟ نه این شرط لازم است ولی شرط کافی نیست. یک شرط دوم هم دارد و آن این است وقتی اکثریت مردم یک کشور مسلمان هستند ، این مسلمان ها اگر فردی یا گروهی را با رای آزاد برای زمامداری انتخاب کردند خودبخود از این زمامدار می خواهند که این زمامدار و این حکومت ، این نظام ، این رژیم خودش را در اداره مملکت نسبت به مقررات و تعالیم اسلامی ملتزم و متعهد بداند . متعهد باشد که جامعه و کشور را بر مبنای تعالیم سعادت بخش اسلام اداره کند . به این ترتیب ملاحظه می کنید که یک اصل دوم نیز در حکومت اسلامی هست که آن اصل تعهد به تعالیم اسلام است. در دنباله این بحث دوستانی که این بحث را برای شما بینندگان عزیز ادامه می دهند تفصیل بیشتری درباره این پایه دوم بیان خواهند کرد و سلام و درود فراوان بر همه شما.

Kasra
01-04-2010, 07:17 PM
سکوت قوه قضاییه در برابر پرونده آب معدنی مرگبار

بزرگترین محموله آب معدنی صادراتی ایران به علت سرطان ز بودن برگشت داده
شد . ماجرا از این قرار بود که نیروهای ناتو مستقر در افغانستان موسوم
ایساف برای تامین اب شرب مورد نیاز خود با طرف ایرانی وارد مذاکره شدند و
مقرر گردید که شرکت اب معدنی دماوند بعنوان بزرگترین تولیدکننده اب معدنی
در ایران اب شرب ناتو ر تامین کند و دراین راستا اولین محموله هم به
افغانستان صادر شد اما پس ازمدتی محموله مذکور به دلیل غیربهداشتی و
سرطان زا بودن به ایران عودت داده شد .

متاسفانه در این خصوص اطلاع رسانی صورت نگرفت و محموله مذکور به همراه
سایر تولیدات اب معدنی دماوند درداخل توزیع و به خورد مردم بیچاره داده
شد.البته چندی پیش اخبار مبنی بر آلودگی شدید آب معدنی دماوند به نیترات
و آرسینک و استفاده شرکت تولید کننده آن از آب چاه بجای آب های معدنی
مطرح شدکه به سرعت موضوع فراموش گردید .در همین حال گزارشی هم از سوی
وزارت بهداشت در این خصوص تهیه شد که خطرناک و غیر بهداشتی بودن این آب و
عوارض سرطانزایی ان را تایید می کرد ام بعد از گذشت 2 هفته این گزارش
توسط امضا کنندگان آن تغییر کرد و موضوع آلوده بودن آب معدنی دماوند
کاملاً منتفی اعلام شد.طبق تحقیقات خبرگزاری ایران پرس مشخص شد که تهیه
کنندگان گزارش با دریافت 200 میلیون تومان رشوه گزارش را تغییر داده اند.
در طول چند سال اخیر این موضوع با پرداخت رشوه های متعدد به مقامات محلی
شهرستان دماوند و استان تهران مخفی نگه داشته شد.شرکت آب معدنی دماوند در
حال حاظر 40 درصد آب معدنی کشور ر تامین می کند.پس از گذشت ماهها از این
موضوع سرانجام ابعاد خطرناک این آب معدنی رسانه ها و مسولان ر بر آن داشت
که موضوع را افشاء کنند که یک خبرگزاری و چند منبع خبری اخباری را بصورت
سربسته در این خصوص تهیه کردند.

جهت اطمینان از صحت و سقم این ماجرا می توانید در اینترنت عبارت آب معدنی دماوند را جستجو کرده و ماجرا را بخوانید .

h.a
08-04-2010, 04:25 PM
امروز عملا رئیس جمهور امریکا و روسیه با بستن قراردادی عملا با هم پیمان بستند،و با بردن صریح اسم جمهوری اسلامی ایران اون رو تهدید هسته ایی کردند!:blush:


اینم از روسیه:blush:!

امروز ظهر بود که ...

Kasra
08-04-2010, 05:37 PM
امروز عملا رئیس جمهور امریکا و روسیه با بستن قراردادی عملا با هم پیمان بستند،و با بردن صریح اسم جمهوری اسلامی ایران اون رو تهدید هسته ایی کردند!:blush:


اینم از روسیه:blush:!

امروز ظهر بود که ...

رئیس جمهور مردمی و محبوب و یکه تاز کشورمون هم در جوابشون فرمودند:

آقای اوباما شما خیلی کوچیکی و گنده تر از توام از این غلطها نمیتونن بکنن.:pimp:



فقط موندم اگه بکنن چه میشه :whistling

Kasra
08-04-2010, 09:23 PM
بابای خوبم، سلام. به روح بلندت سلام،به وجود پر صلابت و عاشقت سلام، به روحیه قوی ات سلام ، به تن بیمارت سلام. قلبم برای سلامتی تو عجیب می تپد. سلامتی که در یک سلول سخت و نامناسب در دوره قبلی زندان عارض تو شد. سال ۸۸ به پایان رسید در حالی که تو نبودی و امروز هفدهم اولین ماه بهار، ۱۰۰ روز از بازداشت تو می گذرد. چقدر تا لحظه تحویل سال نو امیدوار بودیم که زنگ در به صدا در آید و تو بیایی اما بعدا شنیدیم که آن شب را میهمان بیمارستان شده بودی… وثیقه گرفته و گفته بودند می آیی. شب چهارشنبه آخر سال را تا نیمه شب به درب زندان چشم دوخته بودیم و امیدوار بودیم که لحظه تحویل سال دیگری را کنار هم دعا کنیم که مقدرات ما و میهن مان احسن الحال باشد اما نگذاشتند. برای محمد هم چنین شده بود و تو با ما تا نیمه های شب جلوی در اوین ایستاده بودی اما او آن شب آزاد نشد. اما ما همچنان دل به پرودگار آگاه ازاسرار غیب بسته ایم. اولین شب عید که پس از سه هفته موفق به شنیدن صدایت از پشت گوشی تلفن شدیم هرچند کوتاه ، این بیت حافظ را زمزمه کردی که: هان مشو نومید چون واقف نه ای از سر غیب / باشد اندر پرده ، بازی های پنهان غم مخور.

این پنجمین بهاریست که برای ما حال و هوای زندان دارد و تو در زندانی. بابای عزیزم متاسفم که در خود سانسوری ناخواسته ناچارم برخی سر گذشت روزهای بدون تو را بگذارم تا زمانی دیگر و شاید بماند تا هنگامی که تو آمدی تنها در گوش تو واگویه کنم که بر ما چه گذشت وبا ما چه کردند. این سومین بار است که باز هم زندان، این روش که در کشورهای توسعه نیافته و جهان سومی برای محدود کردن اندیشمندان و مجازات سخن به کار می رود، نصیبت شده است . هنوز یک سال از آزادی تو نگذشته بود که انتخابات ۲۲ خرداد رخ داد و خانه ما از وجود محمد خالی شد. مدتی از آزادی او نگذشته بود که رحلت فقیه بزرگوار عرق سردی بر پیشانی مان نشاند و فردای هفتمٍ آن عزیز رفته و عاشورای حسینی، تو را با رخت سیاه عزا بر تن، از خانه بردند.

سال های پبش که در زندان بودی بارها شکوه هایم از روزگار و دلتنگی هایم را برایت نوشتم . آن روزها تعب و درد ما کمتر درک می شد و مانند این روزها که زندان فراگیر تر شده است نبود. ما یاد گرفته بودیم که درد را برای دل خود بگذاریم ، نه برای یکدیگر و من تلاش می کردم که مادر و خواهر و دیگران نفهمند که در کنج دلم غم بزرگی لانه کرده و رنج مرا می فرساید و محمد نباید آزرده شود تا قلمش آزاد باشد و آن ها هم همینطور بودند – حتی مینا که کوچکتر از همه و کودکی دبستانی بود- پرده پوشی را خوب یاد گرفته بود. کاغذ و قلم انیس و مونسم شده بود. روزهایی که محمد نبود اما من پیمان پرده پوشی را بیش از همه پیش تو نقض کردم و تو مثل همیشه چه مهربانانه مرا به امید و آرامش فرا می خواندی و این روزها که تو نبودی باز هم بیش از همه با کاغذ و قلمم درددل کردم، در چهلمین روز، شصتمین روز، هفتادمین روز، هشتادمین روز…و همه را پیش خود نگاه داشتم…گرچه خسته ام از نوشتن. خسته ام از قلمی کردن نامه هایی که همه می توانند بخوانند الا مخاطبش و یا دست نوشته هایی که به هزار دلیل مصلحت اندیشانه اطرافیانم در بایگانی خاطراتم ضبط می شود و از نوشتن نامه های بی پاسخ به قاضی و قاضی القضات و قصیده هایی که از هجران در دلم می سرایم، اما خون در رگ هایم با ایمان به اندیشه خیر خواهانه تو مقاومت را فریاد می کند. من به خدا هم نامه نوشته ام و می دانم او تنها کسی است که فریادرس ماست و تنها وقتی به یاد آیات او می افتم آرام می گیرم. ” انی اعلم و مالا تعلمون- من چیزی می دانم که شما نمی دانید” (بقره-۳۰)، “و عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم و عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم .و الله یعلم و انتم لا تعلمون – در آن چه که بد می پندارید ممکن است خیری باشد برای شما”(بقره-۲۱۶) و باز به سفارش تو که آیه صبر می خواندی “واستعینوا بالصبر و الصلوه”(بقره-۴۵) صبر می کنیم و خستگی مانع ایستادگی نمی شود که تو هماره برای من و ما اسطوره ایستادگی بوده ای.

جمعه ها چه روزهای غریبی شده اند. انتظار را به انتظار پیوند می زنند. “لحظه های هبوط”، روز دلشوره های دم غروب…. پایان دو ماه بازداشت، روزی که دیگر انتظار داشتیم پایان این مرحله از زندان به جرم بیان عقیده باشد، شب جمعه بود. چهلمین روزی که میله های زندان محصورت کرده بودند هم جمعه بود، اربعین شهید آزادی در کربلای مقاومت و ایستادگی و اربعین دوری از تو، پدر. چه تقارنی دارند این روزها . آن هنگام که محمد را نیمه شب از جلوی چشمانم به زندان بردند پایان روز ۳۰ خرداد، جمعه بود و زمانی که خدا او را باز شبانه آزاد کرد بامداد جمعه بود و روز هشت هشت هشتاد و هشت، میلاد امام هشتم . آخرین روز سال ۸۸ باز هم جمعه بود و ما این بار با امیدی که برای آمدن تو داده بودند غرق در انتظار بودیم و نمی دانم آخرین جمعه انتظار در انتظار برایمان کدام است.

این تقدیر سال های سال ماست تشویش و تفتیش و دادگاه و بازجویی و زندان. پیش تر هزار و پانصد روز زندان را تجربه کرده ای یعنی کودکی مینا، نوجوانی منیره و جوانی من و حتی هنگامه ازدواجم . ده سال پیش محمد که بعد از تو روانه زندان شد چندی نگذشت که آزاد شد. ما هنوز به عقد یکدیگر در نیامده بودیم و تو محکوم به چند سال زندان بودی . با قول اینکه تو از زندان می آیی به عقد نشستیم . مراسم آغاز شده بود در حالی که چشم انتظار تو بودیم. گفته بودند باید با لباس زندان و دستبند ، تحت الحفظ بیایی و تو توسط یکی از هم بندیانت این پیغام تلخ را تلفنی برایمان فرستادی: “به همسرم فاطمه بگویید من عروسی دخترم مریم را اینجا جشن می گیرم . می دانم این گونه راضی نیستید در این شادی حاظر شوم.” تمام آن مجلس را در دل گریستیم و هنگامی که آخرین لحظات با تلاش های رئیس مجلس وقت و برخی دیگر، تو را آوردند آن گریه های در دل به هق هق های بلند تبدیل شد….

در دوره دولت نهم هم یک بار دیگر طعم زندان را چشیدی که دشوارتر از پیش بود و امسال این سال نفرین شده ، ابتدا محمد بود که روانه زندان شد و سپس دوباره تو. دیوارهای بلند سلول های باریک بند ۲۴۰ میزبانت شده اند و روزهاست که آن دیوارها تنها تصویر جلوی دیده گان تو اند. کاش میهمان سلول کوچکت می شدم و شانه های ستبرت را غرق بوسه می کردم و می گفتم عیدت مبارک بابا، مثل همیشه به تو می بالم. می دانم روح بزرگ تو در آن سلول کوچک محصور نیست، روح سرشار از اخلاص و صداقت و صمیمیت. گرچه قرآن را هم نزدیک به ۵۰ روز از تو دریغ کرده بودند اما می دانم زمزمه می کردی و می کنی آیه های وحی را و به تو می تابد پرتو نور پروردگار که آنجا به او نزدیکتری. هیچ چیز در آن سلول نیست جز معنویت . گناه تواین است که تحمل و مدارا، صلح و دوستی ، احترام به کرامت انسانی، حق حیات و به بند نکشیدن حتی مخالف را مطالبه می کنی. برای تو این و آن معیار راستی و درستی نیستند و میزان و معیار سنجش تو برای نیکی و بدی کردار است همان چیزی که خداوند معیار می داند و انسان را به کردار می آزماید و برتری می دهد “…و عملوا الصالحات فلهم اجر غیر ممنون”(تین-۶/انشقاق-۲۵)

در این روزها شاید به دور از چشمان ما که می پاییدند تو را ، آسوده تر برای آن استادت در فراغش به سوگ نشستی . در این روزها نبودی تا شاهد باشی چیزهایی که همیشه رنجت می داد. می توانم حدس بزنم اگر بودی برای هر حکم اعدام چه بی قرار می شدی.همیشه هرگاه کسی طناب دار در تقدیرش بود حتی اگر گناهکار هم بود تمام تلاشت را می کردی تا مجازاتی جایگزین برای او تعیین شود. اگر قصاص بود گاه تا پای دار برای رضایت خانواده مقتول می کوشیدی و اگر اعدام در انتظار مجرمی بود از نامه نگاری به مقامات تا نوشتن مقالات را وا نمی گذاشتی. کتاب “حق حیات” تو در دو جلد تدوین شد اما مانند چند کتاب دیگراز کتاب هایت که در ایران هرگز اجازه نشر نگرفت یا به محاق توقیف رفت به مخاطبان نرسید، گرچه در مصر و لبنان به طبع رسید اما چقدر دوست داشتی که آن ها در ایران خوانده شود. چقدر امید داشتی به تدریج فرهنگ صلح و مدارا نهادینه شود اما چه شد! چرا راه رسیدن به آزادی و آرامش و صلح ، چنین پر سنگلاخ و تاریک و باریک است؟ غم مخور بابا ، این نیز بگذرد…اکنون در آن سلول شاید کمتر شاهد غم دیگرانی . می دانم غم دیگران رنجیده ترت می کرد. در این روزها نبودی تا بار دیگر برای توقیف نشریه مان دلداری مان بدهی . دیگر تعداد توقیف نشریاتمان آن قدر بالا رفته از یادمان رفته است و این بیکاری گاه به گاه گویی قرار است این بار طولانی تر از همیشه باشد.

پدرم، اگر روزی صدای آزادی خواهی و حق طلبی معدودی به گوش می رسید اینک صداها تکثیر شده اند. با حبس هر صدا صدها و هزارها ندای آزادی از هرجا می خیزد. یکی از هم بندی هایت که چندی است آزاد شده ، دو سه سلولی با سلول تو فاصله داشت. گفت گاه صدای تو را می شنید. ماموری گفته بود، صدایت بلند نشود و تو می گویی ” ما خود حبسیم ، صدایمان که حبس نیست.” آری عزیز دلم صدای تو حبس نیست. صدای تو از هزار توی آن دیوارهای بلند و بتونی زندان اوین همه کوچه های شهر را در می نوردد و هم صدا بسیار داری. صدای تو ندای آزادی و عدالت است پس چرا تو را دشمن می پندارند؟! اینک شمار کسانی که دشمن پنداشته می شوند هر روز بیشتر و بیشتر می شوند. بسیاری از خانواده شهیدان، کسانی که هنوز غم به دل دارند برای حفظ و پایداری آرمان های انقلاب چه ناباورانه به ضدیت با آن متهم می شوند. خانواده های شهید بهشتی، شهید رجایی و حتی شهید مطهری ، شهید قدوسی ، شهید باکری ،شهید همت، خانواده امام (ره) و بسیاری از انقلابیون چنین داوری می شوند . نمی دانم در چه خیالند که گاه شما و آن ها را به دست داشتن در دست بیگانه برای ضربه زدن به انقلابی که خود ساخته اید متهم می کنند و یا منافق می نامند. منظورشان چیست؟ من نفاقی میان قلب و قلم، درون و برون و میان افکار با بیان و کلام و کردارتان ندیده ام . نمی دانم چرا واژه ها بی مهابا تهمت تیز و تهی و بی مسمایی می شوند برای تهدید و تحدید منتقدان. آیا جز این است که اصلاح طلبان تنها اصلاح می خواهند و وفاداری به همه آرمان های انقلابی که نتیجه صد سال مبارزه برای از میان برداشتن سلطنت و دیکتاتوری بود؟ آیا آزادی در کنار جمهوریت و اسلامیت از شعارهای اصلی انقلاب ایران نبود؟ مگر در خیابان های استبداد زده آن روزها شعار استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی را سر نمی دادید؟

وقتی بسیاری از دوستانت در زندان بودند و محمد هم آنجا بود تاب نداشتی گویی اگر چاره ای نمی توانستی بیابی باید خود هم در بند باشی. گرچه در فواصلی که آزاد بودی هم گویی در حبس بودی . نه امکان کار فراهم بود که بیش از بیست بار کار تو را تعطیل و مانع از نشر کتاب، نشر روزنامه تا تدریس و تحقیق شده اند و نه امکان فعالیتی باقی گذاشتند که در سال گذشته حتی انجمن دفاع از حقوق زندانیان که از ریاست آن کناره گرفته بودی تا مبادا حضور فعال تو موجب تعطیلی آن شود ، هم پلمپ شد. تو مانده بودی و کنج کوچک اتاق با رایانه ای کهنه و قلمی که از آن خون دل می چکید. این را هم تحمل نداشتند. تو نقاد بوده ای نه معاند و آنان تو را به دشمنی هر از گاه می آزارند. اما باز تو به ما که در این حرمان ، حیران مانده ایم و مبهوت و استفهام سراسر وجودمان را فرا گرفته است، زنده باد مخالف من می گویی و نوید صلح و آرامش می دهی. جز این است که خداوند به میوه زیتون ، نماد صلح و دوستی ، سوگند می خورد و به بلد امین،آن شهر امان یافته مکه قسم یاد می کند. اما پدرم، مدینه فاضله ات ، آرمان شهری که تو می خواهی در این دیار رویا شده است. آن رفیق تو قیصر نیست تا این زمانه تلخ را با بلند ترین اشعار بسراید، نیک گفته است که”..شاعران آرمان شهر را آفریدند، که در خواب هم، خواب آن را ندیدند.” آن آرمان شهر را تاکنون در شعرها و قصه ها خوانده ام اما این دلیل نمی شود که بخواهم زبانت در نیام باشد که ما آفریده شدیم برای جستجوی حقیقت ، بیان واقعیت و تلاش برای رفع ظلم و شقاوت و نیل جامعه به سعادت. اگرچنین نباشد پس چه فرق با چارپایان.

در این ۱۰۰ روز دو بار دیدمت، کوتاه . دقایق برایم مهم شده بود و کاش می شد آن ۲۰ دقیقه را به آزادیت پیوند زد. پدر، به شنیدن صدای با صلابت تو از پشت خط تلفن، به ملاقات در آن سالن هایی که سال های قبل هم در آن قدم زده بودم و هر دفعه دعا می کردم که آخرین بار باشد ، به آغوشت که در فرصتی کوتاه باید میان من و خواهران و مادرم تقسیم می شد، به دست های حلقه شده مینا به دور گردنت که هنگام خداحافظی به سختی باز می شد، به چشمان منیره که از دیدن تو سیراب نشده باید به روی لحظه های بدون تو باز می شد و تا آخرین لحظه ای که می شد تو را دید و درب پشت ما بسته نشده بود تو را تعقیب می کرد،…به هیچکدام عادت نکرده ام. همه می گویند تجربه ما در سابقه زندان بودن شما اوضاع را برایمان عادی کرده است اما هرگز عادی نشده ، تنها جراحت های قلبمان عمیمق تر و زخم هایمان کهنه تر شده اند و اینک رنجورتر از همیشه ایم. چگونه عادت کنم به چهره مادرم که با وجودی انباشته از تحمل و صبر، لبخند تصنعی تحویلمان می دهد .به اضطراب ها و دلتنگی ها و همه دشواری هایی که خواهران کوچکترم پشت سر می گذارند و سعی می کنند پشت نقاب بی خیالی چهره شان مخفی کنند. نه، من عادت نکرده ام بابا. حتی به دیدن مردمی که هر روز در کوی و خیابان مانند ماشین های کوکی می دوند در پی لقمه نانی برای شکم های خالی فرزندانی که با شعار عدالت و رفع فقر و تبعیض بزرگ می شوند و دم بر نمی آرند چون از عواقب خود و فردای همان فرزندانشان می هراسندو………عادت نمی کنم.

شاید این میراث توست که در من جاودانه مانده است. چون گناه تو این است که به دیدن غم های دیگران و رفتارهای ناهنجار خو نمی کنی و هر اعتراض و انتقاد کوچکی از تو کافی است برای پاتکی بزرگ علیه تو، مانند زندانی کردن و من به زندان بودن تو و امثال تو عادت نمی کنم و هر لحظه فراموش نمی کنم پشت دیوارهای بلند زندانی در منتهی الیه شمال غربی این شهر و زندان هایی در این حوالی ، هستند کسانی که گناه شان تنها انتقاد برای اصلاح است. همان شیوه ای که پیامبران و امامان به ما آموختند. به تو که با بال هایی بسته اما دلی آکنده از ایمان و اندیشه ای استوار در قفس آنانکه انتقاد را بر نمی تابند، نشسته ای می گویم بابای عزیزم، آزاد و رسته حقیقی از بند تویی.

گرچه آرزوی آزادی تو و همه هم بندیانت را دارم اما می دانم که هر کجا باشی خداوند عماد با توست .وقتی آن فقیه بزرگوار که برای گفتگو با او، اکنون زندان قسمت توست، می دید تو را ، این جمله از دعای جوشن کبیر را می خواند که” لاعماد من لا عماد له” . آری تنها اوست تکیه گاه کسی که برای او تکیه گاه و پناهی نیست و من تو را که نامت ترکیب اسماء الهی است به عماد هستی می سپارم. به آن عماد باقی.

هنوز هر زنگی که به صدا در می آید دلمان می ریزد که نکند تو باشی .کاش نحسی در سالی که گذشت بماند و این بهار ، بهار آزادی تو از زندان باشد . منتظرت هستیم.

سال های گذشته که در زندان بودی یکی از دوستانی که شعری را نوشته و تقدیم تو کرده بود ، روانشاد مجتبی کاشانی بود و من آن را این روزها با خود زمزمه می کنم.


هرکه را مسیح در نفس است
جای او در میانه قفس است

هرکجا مرغک خوش الحانی ست
مبتلا و اسیر و زندانی ست

ماهی از رقص دلفریب خودش
می کند تنگ را نصیب خودش

هرکه حسنی به طالعش دارد
روزگارش چنین بیازارد

سیه آواز و چهره ای چو کلاغ
به رهایی پرد میانه باغ

هر قناری چو قار قار کند
خویش را از قفس کنار کند

چون بپوشد به تن لباس سیاه
می دهندش میان باغ پناه

یا کلاغ و رهایی و یله گی
یا قناری و این قفس زدگی

باز در تنگ در قفس بودن
بهتر از زشت و بد نفس بودن

با فروغ فرشته زندانی
بهتر از زاغکی به مهمانی



مریم باقی
۱۷ فروردین ۱۳۸۹
[Only registered and activated users can see links]

0o0ok
10-04-2010, 11:54 PM
فتوای جدید یک متفکر اسلامی به نام "جمال البنا" از کشور مصر در خصوص حلال بودن بوسه بین دختران و پسران جوان" در اماکن عمومی بحث و جدال گسترده ای را در بین مجامع علمی و دینی مصر ایجاد کرده است.یکی از بزرگان دانشگاه الازهر و رئیس سابق بخش فتوای این دانشگاه بوده است به شدت به البنا اعتراض کرده و گفت: این گفتار سبب نشر فحشا و مسائلی کنترل ناپذیری خواهد شد... .
به گزارش پارسینه به نقل از العربیه؛ "البنا" درباره جواز حلیت بوسه بین دختران و پسران جوان در شبکه ماهواره ای الساعه با بیان این دلیل فتوا داد که، (بوسه بین دختران و پسرانی که با یکدیگر ازدواج نکرده اند) از سستی بشر است. در اسلام این مسئله ضمن "اشتباهات" وارد شده است. این اشتباهات، گناهان کوچکی هستند که با کارهای نیک از بین می روند.
وی همچنین به با اشاره به فتوای خود به العربیه گفت: به ما واجب است که نسبت به واقعیتی امکان تجاهل به ان در این عصر فعلی نیست شناخت پیدا کنیم. در واقعیت این عصر کنونی، بسیاری از دختران پسران جوان توانایی ازدواج را ندارند. این درحالی است که آنان در شرایطی هستند که بسیاری از عوامل خارجی که باعث تحریک غریزه جنسی می شود بر ایشان سایه گسترانده است. غریزه جنسی ای که خداوند در انسان بنا نهاده است.[Only registered and activated users can see links]
وی مدعی شد: ما نباید این مشکل را دست کم بگیریم و کوچک بدانیم. فلا یکلف الله نفسا إلا وسعها، و این فتوا به معنای دعوت به فساد نیست. البنا همچنین بالا رفتن سن ازدواج، زیاد شدن مشکلات آن و بیکاری را از مسائلی عنوان کرد که باعث این گناهان کوچک مثل بوسه زدن است، می شود.
برخی از علمای الازهر البنا را متهم به انتشار فحشا از طریق این فتوا کرده و خواستار برگشت وی از این نظر شده اند. جمال قطب که یکی از بزرگان دانشگاه الازهر و رئیس سابق بخش فتوای این دانشگاه بوده است به شدت به البنا اعتراض کرده و گفت: این گفتار سبب نشر فحشا و مسائلی کنترل ناپذیری خواهد شد.
گفتنی است صدور فتاوی جنجال برانگیز از سوی مرکز الازهر که عمدتا با قصد سازگاری بین دین و دنیای جدید صورت می گیرد، اخیرا افزایش خاصی پیدا کرده است، بطور مثال اخیرا دکتر عزت عطیه استاد و رئیس بخش حدیث در دانشگاه الازهر گفته بود که برای جلوگیری از خلوت یک زن و یک مرد نامحرم در محل کار، "زن می تواند به همکار مرد خود شیر بدهد تا آنها باهم محرم شوند.

MR. Garcia
11-04-2010, 12:02 AM
کیومرث ملک مطیعی بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون امروز شنبه 21 فروردین (10 آوریل) در سن 74 سالگی در بیمارستان دکتر شریعتی تهران به دلیل ایست قلبی در گذشت.


[Only registered and activated users can see links]


آقای ملک مطیعی که متولد انزلی بود، در دهه 1330 در شهر رشت به بازی در تئاتر پرداخت و بعد از ان در دهه پنجاه وارد سینما شد.
این بازیگر سینما در نزدیک به 50 فیلم سینمایی نقش آفرینی کرد ولی آنچه در سالهای اخیر به شهرتش افزود حضور وی در مجموعه های تلویزیونی شب هزار و یکم، زیر آسمان شهر و مدرسه ما بود.
در کارنامه بازیگری چهار دهه اخیر آقای ملک مطعیی فیلم های متنوعی دیده می شود و وی در این مدت هیچگاه فعالیت هنری را ترک نکرد. وی بازی در فیلم هایی نظیر شهر شراب، ماهی ها در خاک می میرند، کلاغ، نفس بریده و فریاد زیر آب را در کارنامه خود دارد که مربوط به سالهای قبل از انقلاب است و آخرین فیلم هایی هم که وی در آنها نقش بازی کرده حلقه های ازدواج و گل بارون است که مربوط به سال گذشته است.
از دیگر فیلم هایی این بازیگر می توان به تفنگ شکسته، مهمانی خصوصی، معما، ترن، جنگلبان، الو الو من جوجه ام، آوای دریا، عروس فراری و خروس جنگی اشاره کرد.
آقای ملک مطیعی سومین هنرمند پیشکوتی است که در فاصله یک هفته گذشته از دنیا رفته است. رضا کرم رضایی و محمود بنفشه خواه نیز در روزهای بعد از تعطیلات نوروزی درگذشتند.
رضا کرم‌ رضایی، بازیگر پیشکسوت تئاتر و سینمای ایران، در روز چهاردهم فروردین بر اثر ایست قلبی از دنیا رفت و محمود بنفشه خواه بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون نیز روز هجدهم فروردین بر اثر ایست قلبی در گذشت.

pank
11-04-2010, 07:48 PM
لپ‌تاپ شاه عباسی












در نگاه اول شاید فکر کنید با یک جعبه پخش موسیقی عهد شاه عباس
روبرو هستید:












[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])



ولی داخل این اثر هنری یک لپ‌تاپ hp ZT1000 قرار
گرفته که ویندوز ایکس پی و همچنین اوبونتو را اجرا می‌کند!














[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])









استادکاران اصفهانی در تهیه این اثر از شیشه ، برنج کنده‌کاری شده و سم
استفاده کرده اند. کیبوردها و موس از فلز مس تهیه شده‌اند. جای قرار گرفتن مچ از چرم
است. برای روشن کردن ماشین هم باید کلیدی را در سوراخ کلید قرار بدهید و در جهت









عقربه‌های ساعت ، بچرخانید!


[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])


[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])
[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])
[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])
[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])

آفرین به اینهمه ذوق و سلیقه استادکارهای اصفهانی

Kasra
12-04-2010, 06:10 PM
خانواده عباس دیسناد،جانباز جنگ که روز 30 خرداد و در جریان اعتراضات مردمی به کودتای انتخاباتی به دلیل وارد شدن ضربه باتوم به سرش، دچار خونریزی مغزی شد و جان باخت، در مصاحبه با "روز" خواهان رسیدگی به شکایت شان و معرفی قاتل او شدند.
عباس دیسناد، 48 ساله، روز 30 خرداد در خیابان کارون بر اثر ضربه باتوم ماموران، دچار خونریزی مغزی شد و سه روز بعد در بیمارستان جان باخت. مهدی سیناد، فرزند عباس سیناد به "روز" می گوید: "پدر من بیگناه کشته شده و ما فقط میخواهیم خون پدرم پایمال نشود".
مریم خانی،همسر عباس دیسناد نیز از عدم پاسخگویی مسئولان و عدم رسیدگی به پرونده شکایت او و فرزندانش خبر داده اما تاکید کرده که تا معرفی و محاکمه قاتل همسرش، شکایت خود را پی گیری خواهد کرد.
گفتگوی "روز" با مریم خانی، همسر عباس دیسناد را در ذیل بخوانید.


خانم خانی شغل همسر شما چی بود؟ آیا در تجمعات حضور می یافت؟
همسر من شغل آزاد داشت و در درگیریها حضور نداشت. روز 30 خرداد هم رهگذر بود، یعنی در حال مراجعه از مغازه به سمت منزل بود که کشته شد.

ممکن است توضیح دهید کجا و چگونه کشته شدند؟
مغازه همسرم در خیابان کارون بود و او حدود ساعت 5 بعد از ظهر، از مغازه خارج شده و قصد عزیمت به سمت خانه را داشت که سر کوچه، از پشت سر با باتوم به شدت به سرش زده بودند و دچار خونریزی مغزی شده بود. او سه روز در بیمارستان شهریار در کما بود و بعد از سه روز درگذشت.

شما چگونه از این قضیه خبردار شدید؟
چون قرار بود به منزل بیاید و خبری از او نشد به شدت نگران شدیم. حدود 10 تا 12 ساعت به کلانتری رفتیم و بعد شروع کردیم به سر زدن به بیمارستان ها. تا اینکه در بیمارستان از توی موبایل همسرم ، شماره منزل را درآورده بودند و به ما زنگ زدند.

بعد از مراجعه به بیمارستان، آیا موفق به دیدن همسرتان شدید؟ چه وضعیتی داشت؟
وقتی رسیدیم او در آی سی یو و در کما بود و اصلا به هوش نیامد. ما تصمیم گرفتیم اعضای بدن او را اهدا کنیم اما اجازه ندادند و وقتی اصرار ما را دیدند گفتند که دیر شده و هوشیاری او خیلی پایین است و چنین امکانی وجود ندارد!

ماموران در نزدیکی محل کار همسرتان او را با باتوم زده اند. آیا کسی شاهد این صحنه نبوده و از دوستان یا همسایگان محل کار همسرتان، کسی ماموری راکه همسرتان را مضروب کرد، ندیده بود؟
در این مورد کسی حرفی نزده اما همسایگان محل کار عباس گفتند که وقتی عباس به زمین افتاد مردم قصد کمک کردن به او را داشتند ولی ماموران از نزدیک شدن مردم به عباس و رساندن او به بیمارستان جلوگیری کردند و عباس ساعت ها روی زمین افتاده بود. بعد در بیمارستان هم دکترها به ما گفتند اگر او را زودتر می آوردند زنده می ماند.

خانم خانی، شما برای تحویل گرفتن پیکر همسرتان، دچار مشکلی نشدید؟ از شما پولی خواسته نشد؟
بیمارستان سه میلیون تومان از ما بابت هزینه های بیمارستان پول گرفت اما پول دیگری مثل سایر خانواده ها از ما گرفته نشد.وقتی عباس در بیمارستان شهریار بود، 8 نفر را که تیر خورده بودند به این بیمارستان آورده بودند که سه نفر از آنها همان روز فوت کردند و خانواده های آنها می گفتند که از هر کدام 15 میلیون تومان خواسته بودند تا پیکر عزیزانشان را تحویل دهند اما از ما فقط سه میلیون بابت هزینه های بیمارستان گرفتند.

گویا از شما تعهدی برای تحویل پیکر همسرتان گرفته اند . این تعهد چی بود؟
بله گفتند که باید علت مرگ عباس را سکته قلبی اعلام کنیم ما هم قبول کردیم و پیکر ایشان را تحویل گرفتیم.

در گواهی پزشکی قانونی نیز همین موضوع نوشته شده است؟
به ما اصلا گواهی پزشکی قانونی ندادند، اما وکیل ما که برای پی گیری شکایت مان به دادسرا رفته بود گواهی پزشکی قانونی را در لای پرونده دیده که در آن علت مرگ را سکته قلبی نوشته اند.

شکایت شما در کدام دادسرا است و تاکنون به چه نتیجه ای رسیده اید؟
ما همان موقع که پیکر عباس را به خاک سپردیم شکایت کردیم و خواهان معرفی و مجازات قاتل همسرم شدیم و پرونده در دادسرای جنایی است، اما متاسفانه تاکنون هیچ پاسخی به ما نداده اند. در حالیکه از استانداری به ما زنگ زدند و گفتند بیگناهی همسرتان ثابت شده است! خب بیایید قاتل این بیگناه را معرفی کنید. من یک دختر 23 ساله و یک پسر 22 ساله دارم؛ به اینها جواب بدهید. پدرشان را چه کسی و چرا کشته؟ همین جوری نمی شود که بزنند و بکشند و هیچی به هیچی! سرپرست خانواده ما عباس بود و با کشتن او، هم عزیز ترین کس ما را از ما گرفتند و هم مشکلات زیادی برای ما درست کرده اند؛ چرا نباید کسی جوابگوی این مشکلات باشد؟

خانم خانی، همسر شما تا آن جایی که اطلاع دارم جانباز بودند درست است؟
بله، عباس جانباز جنگ بود . وقتی او را کشتند هنوز ترکش های جنگ تحمیلی در بدنش بود و از کمردردهای شدید به شدت رنج می برد. اما با این حال هرگز حاضر نشد خود را به بنیاد جانبازان معرفی کند و مزایایی بگیرد. همیشه می گفت ما به خاطر وطن مان به جبهه رفتیم و حاضر نبود مزایایی بگیرد.
روز آنلاين

Queen_7
12-04-2010, 08:49 PM
خب شمایی که این همه خبر جورواجور و آپدیت می ذارید تو انجمن
برید تو این سایت و مایتای خبری ببینید اینایی که می آد زلزله است یا موج انفجاره؟؟؟؟

MR. Garcia
12-04-2010, 09:51 PM
متاسفانه از 2 کانال ITN و امید ایران متوجه شدم که جهان خواننده خوب لس آنجلسی ساعاتی پیش درگذشت . پسر او بابک نیز ساعاتی پیش در فیس بوک مرگ او را تایید کرده است .
علت مرگ او هم سکته قلبی عنوان شده است
آخرین آلبوم جهان با نام لحظه های عاشقی که واقعا آلبوم زیبایی بود تابستان 87 از طرف شرکت سنچوری رکوردز به بازار عرضه شد
روحش شاد و یادش گرامی باد

[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])

Queen_7
12-04-2010, 09:53 PM
متاسفانه از 2 کانال ITN و امید ایران متوجه شدم که جهان خواننده خوب لس آنجلسی ساعاتی پیش درگذشت . پسر او بابک نیز ساعاتی پیش در فیس بوک مرگ او را تایید کرده است .
علت مرگ او هم سکته قلبی عنوان شده است
آخرین آلبوم جهان با نام لحظه های عاشقی که واقعا آلبوم زیبایی بود تابستان 87 از طرف شرکت سنچوری رکوردز به بازار عرضه شد
روحش شاد و یادش گرامی باد

[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])

می گم ببخشیدا اما چرا خبرای شما همش دسته دوم دسته سوم
اگه یه گشتی تو انجمن بزنید میبینید خبرا زودتر رسیده
شرمنده

Kasra
12-04-2010, 09:53 PM
خب شمایی که این همه خبر جورواجور و آپدیت می ذارید تو انجمن
برید تو این سایت و مایتای خبری ببینید اینایی که می آد زلزله است یا موج انفجاره؟؟؟؟


اینهمه گراش زلزله اومد کی به نام ما زدن؟:D

مرکز زمین لرزه هم اینجا باشه میگن اوز یا لار :blush:

بعدشم شما هنوز درگیرشین؟ :laugh:

بابا بی خیال.بگیرین با خیال راحت بخوابین.دنیا دو روزه و مرگ هم که حقه.پس سخت نگیرین و دلتون پاک باشه :msn-wink:

در ضمن این کارایی که شما گفتین فقط تو تخصص هری پاتره :wink1:

Queen_7
12-04-2010, 09:57 PM
اینهمه گراش زلزله اومد کی به نام ما زدن؟:D

مرکز زمین لرزه هم اینجا باشه میگن اوز یا لار :blush:

بعدشم شما هنوز درگیرشین؟ :laugh:

بابا بی خیال.بگیرین با خیال راحت بخوابین.دنیا دو روزه و مرگ هم که حقه.پس سخت نگیرین و دلتون پاک باشه :msn-wink:

در ضمن این کارایی که شما گفتین فقط تو تخصص هری پاتره :wink1:
خب این خیلی مهم می خوام اگه زلزله نیست نترسم:blush:
میگن از غضب خدا باید ترسید اما از موج انفجار مباح که آدم نترسه:D

Kasra
12-04-2010, 10:00 PM
خب این خیلی مهم می خوام اگه زلزله نیست نترسم:blush:
میگن از غضب خدا باید ترسید اما از موج انفجار مباح که آدم نترسه:D


هر چیزی که باعث بشه آدم به یاد خدا باشه و از مرگ بترسه حلال هم هست :D

ملت دیشب رفته بودن تو حیاط خوابیده بودن و تا یه شهاب سنگی رد میشده میترسیدن که رو سرشون سقوط کنه :laugh:

آخه اینم وعضه که آدم نه تو اتاق آسوده داشته باشه نه تو حیاط؟

خدا کنه آدم به درد چه کنم گرفتار نشه :D

Kasra
12-04-2010, 10:25 PM
آزاده اسدنژاد دانش آموز گلستانی چندی پیش برنده مدال طلای جشنواره مخترعین کشور کره جنوبی به همراه سه تن از دوستان خود شد.
اختراع این دانش آموز که به کمک دو تن دیگر از دوستان دانش آموزخود به ثبت رسانده است نوعی آسفالت است که وظیفه جذب گازهای سمی و تولید اکسیژن و هوای پاک را برعهده دارد.
اسد نژاد در زمینه حضور خود درجشنواره مخترعین کره جنوبی به برنا گفت: خوشحالم که توانستم در این جشنواره با یاری خداوند از میان 600 مخترع از 50 کشور مدال طلا را به همراه دو ایرانی دیگر کسب کنم و پرچم پرافتخار ایران را به اهتزاز درآورم و نماینده خوبی برای ایران باشم.
وی همچنین در خصوص مراسم اهدای جوایز گفت: در مراسم اهداء جوائز رئیس جمهور کره که توزیع مدال طلا را برعهده داشت خواست به من دست بدهد که من از دست دادن خودداری کردم که این مساله بسیار مورد توجه خبرگزاریها قرار گرفت. وی در تشریح این ماجرا می گوید:
روز اهدای جوایز که مصادف با عید غدیر بود، هیچ امیدی نداشتم بین این همه آدم دست بالا، جایزه ویژه را دریافت کنم وقتی صدایم کردند اصلا باورم نمیشد. آن لحظه جملهای از امام سجاد در ذهنم آمد؛ خدایا من در کلبه فقیرانه خود چیزی را دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری، من چون تویی دارم و تو چون خود نداری. وقتی خواستم بروم جایزه ام را دریافت کنم، از خدا خواستم که ظرفیت همچین موفقیتی را به من بدهد. زمانی که رییس جمهور کره دستش را دراز کرد که به من دست بدهد، شاید شعار گونه باشد، اما حضرت فاطمه در ذهنم آمد که جلوی یک نابینا خودش را پوشاند. من آن لحظه تنها ادای احترام کردم، اما دست ندادم. بعد از مراسم از ایشان معذرت خواهی کردم و گفتم این اعتقاد قلبی من بود. من نمی توانستم خیلی راحت از اعتقاداتم بگذرم.

[Only registered and activated users can see links]

Kasra
22-04-2010, 10:19 PM
محمدعلی کشاورز گفت: سکوت رسانه ملی در خصوص اطلاع رسانی و پوشش خبری درگذشت مادرسینمای ایران، بیانگر این مطلب است که هنر در ایران هیچ ارزشی ندارد. به گزارش آریا وی گفت:متأسفانه هنرمندان ما تا زمانی که پا به سن می گذارند به جای کرامت،احترام و توجه،مورد بی مهری خبرنگاران قرار می گیرند. مگر ما از آنان چه می خواهیم،اندکی محبت و توجه به پاس زحمات چندین ساله شان آیا خواسته بزرگی است؟ وی خاطرنشان کرد:واقعاً چرا باید مسکن بزرگ و بانوی پدرسالار اتاقی کوچک باشد؟ چرا باید تنهایی، یار و همدم همیشگی اش شود؟ متأسفم،اما باید بگویم این فاجعه ای است بی بزرگ که گریبان گیر تمامی هنرمندان خواهد شد. وی در ادامه،موضوع بی مهری که برای اطلاع رسانی خبر اعلام درگذشت حمیده خیرآبادی در رسانه ملی و پوشش خبری تشییع جنازه این مرحومه،اظهار داشت:هیچ پوشش خبری در این رابطه انجام نشد .من از رادیو و تلویزیون توقع داشتم که در این زمینه اطلاع رسانی خوبی انجام دهند.مگر نه این که خیرآبادی باسریال پدرسالار ، مردم را با تلویزیون آشتی داد؟ این بازیگر پیشکسوت عرصه بازیگری،در پایان افزود: آیا جز سکوت در برابر این کم لطفی بزرگ،راه دیگری وجود دارد. اشک،دیدگانم را پرمی کند وقتی یاد تنهایی اش در وطنش می افتم در حالیکه حتی مردم تاجیکستان به واسطه فیلم پربیننده "پدرسالار" او را می شناسد به نظر من با عرض تأسف هنر در ایران هیچ ارزش و جایگاه موجهی ندارد و قدم گذاشتن در راه هنر کاری است بس بیهوده.

مبنع ([Only registered and activated users can see links])

Kasra
23-04-2010, 10:18 AM
حجةالإسلام و المسلمین «شیخ حسین انصاریان» سخنران سرشناس در خاطره‌ای در مورد جهان پهلوان تختی، چنین گفت: چند سالی که در محله خانی آباد منبر می‌رفتم، وی همراه خانواده‌اش پای منبرم می‌آمدند. خود من نیز گاه گاهی به زورخانه می‌رفتم. بدین ترتیب به مرور زمان با هم آشنا شده بودیم.

به گزارش شیعه آنلاین، «شیخ حسین انصاریان» می‌افزاید: عللی برای کشته شدن او ذکر می‌کنند. برای مثال روزی به بازار رفته بودم، از جلوی مغازه آقای شکوهی، پدر یکی از دوستان هم دوره‌ای مدرسه‌ام، رد می‌شدم. مرا صدا زد و خواست تا با هم چای بخوریم. ایشان سید بزرگواری بود و مغازۀ چای فروشی داشت. صحبت از تختی شد. او گفت که "زمانی وقتی تختی این جا بود، من به او گفتم پهلوان باید حواست خیلی جمع باشد. من می‌ترسم با دو سه برنامه‌ای که داری به مشکلی بر بخوری و خدای ناکرده کار دست خودت بدهی. یکی ارتباط با سید محمود طالقانی است، دیگری عضویت در جبهه ملی و بالاخره محبوبیتی که در بین مردم داری".

انصاریان در ادامه خاطره خود افزود: مرحوم غلامرضا تختی در بین مردم خیلی عزیز و پرطرفدار بود. در زلزلۀ بویین زهرا، برای جمع آوری کمک‌های مردمی از طرف دولت چادرهایی برپا شده بود، اما مردم به آنها توجه چندانی نمی‌کردند. یک مرتبه آقای تختی وسط سبزه میدان بازار، بلند فریاد زد: "ای مردم، کمک کنید." با ندای آن رادمرد، سیل کمک‌های مردمی سرازیر و انبوهی از انواع و مایحتاج زلزله زدگان وسط میدان جمع شد.

شیخ حسین در ادامه گفت: یک بار نیز در باشگاهی در نزدیکی پارک شهر، مجلسی برپا و شاهپور غلامرضا، برادر شاه، دعوت بوده است. وقتی وارد می‌شود، مردم توجهی نمی‌کنند و استقبالی از او به عمل نمی‌آورند. دقایقی بعد، غلامرضا تختی وارد می‌شود. مردم همه سرپا می‌ایستند و کف مرتبی برایش می‌زنند و با سر دادن شعارهایی ابراز احساسات می‌کنند. بدین ترتیب شاهپور غلامرضا خیلی کوچک می‌شود و پیش روی مردم احساس خواری و ذلت می‌کند.

«شیخ حسین انصاریان» در پایان خاطرات خود گفت: در محلۀ خانی آباد در مجلس ختم او شرکت کردم. مراسم به آرامی برگزار شد، اما در مجلس شب هفت او که در ابن بابویه برگزار شد، از اقشار مختلف مردم، شرکت داشتند، بخصوص انقلابیون و ملی‌گراها که در تضاد با حکومت بودند.

pank
02-05-2010, 07:42 PM
حسين توكلي مهر سكوت را شكست
گفتن اتفاقات اردوها شرم آور است!
رضازاده مواظب حرف زدنش باشد!
علي حسيني ركورد زد به او تسليت گفتم!

حسين توكلي، قهرمان بازي‌هاي المپيك سيدني و مربي تيم‌هاي ملي نوجوانان و جوانان در سال‌هاي اخير كه چندان علاقه‌اي به انتقاد از دوستان خود ندارد، اظهارات حسين رضازاده باعث شده به دفاع از شخصيت حرفه‌اي و قهرماني خود برآيد. چرا كه رضازاده علت كنار گذاشتن توكلي از كادر فني تيم‌هاي ملي را "بازي‌كردن او با بازي‌هاي كامپيوتري در اردوي تيم‌هاي ملي" عنوان كرده بود، نكته‌اي كه خون توكلي را به جوش آورد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، پرش زيباي حسين توكلي بر سكوي نخست بازي‌هاي المپيك سيدني در سال 2000، صحنه‌اي است كه همه علاقه‌مندان ورزش به خوبي آن را در ياد دارند؛ اما پس از آن توكلي هيچ‌گاه شانس اين را پيدا نكرد تا بار ديگر بتواند اين پرش به ياد ماندني را تكرار كند. او چهار سال پس از آن پرش تلاش كرد، ولي نتيجه كار مصدوميت‌هاي پياپي بود كه در نهايت او را به اجبار از دنياي قهرماني كنار گذاشت.

توكلي پس از دوران قهرماني، مانند بيشتر هم‌رده‌هاي طلايي‌اش پا به عرصه مربي‌گري نهاد. او از رده‌هاي پايين شروع كرد و در همين‌ رده‌ها توانست نتايج خوبي كسب كند. توكلي با تيم نوجوانان و جوانان ايران قهرمان آسيا شد و تيم جوانان كشورمان با هدايت او بود كه توانست در مكان سوم دنيا قرار گيرد.

توكلي كه پس از آمدن رضازاده به فدراسيون وزنه‌برداري شانس نخست سرمربي‌گري تيم‌هاي ملي وزنه‌برداري بود، به يك باره از همه‌ تيم‌ها كنار گذاشته شد، آن هم به دلايلي بسيار ضعيف. حسين رضازاده، سرپرست فدراسيون وزنه‌برداري درباره علت كنار گذاردن توكلي از تيم ملي، "بازي‌ كردن او با بازي‌هاي كامپيوتري در اردوي تيم‌هاي ملي" را عنوان كرده بود. علتي كه توكلي را بر آن داشت تا با حضور در ايسنا برخي ديدگاه‌هاي خود در مورد وزنه‌برداري و رضازاده را بيان كند. در ادامه متن كامل سخنان توكلي با تقطيع موضوعي در ادامه خواهد آمد.


حسين زير سايه حسيــــــن

به طور حتم پس از بازي‌هاي سيدني در حق من تبعيض شد. آن تبعيضي كه بعد از بازي‌هاي المپيك سيدني برايم به وجود آمد، خوب نبود. من هم طلاي المپيك را گرفته بودم و با توجه به آن داستان‌هايي كه در المپيك سيدني داشتيم و كسب مدال اول در بازي‌ها مشكل شده بود، من نخستين مدال را كه آن هم طلا بود گرفتم. نمي‌خواهم بگويم كه مدال من ارزشمند‌تر از بقيه بود، ولي نمي‌دانم چرا با من اين طور رفتار شد. اين مساله تاثير زيادي بر روند ورزش قهرماني من داشت. يك مقدار تمركز كاري‌ام كمتر شد. جواني كه هيچ موقع مشكل حاشيه‌اي نداشت، هميشه سر موقع در تمرين بود و برنامه‌ها را دقيق انجام مي‌داد، انگيزه و تمركزش كمتر شد. از آن پس نيز مسائل حاشيه‌اي ديگري به صورت پياپي براي من به وجود مي‌آمد. مشكل نه از مربي بود نه از وضعيت اردو و نه از رضازاده؛ اما آن تبعيض‌ها كه يا از سيستم ورزش و يا از هر جاي ديگر بود، تاثير زيادي بر من داشت. فكر مي‌كردم مدال من كه طلسم شكن كاروان ايران در بازي‌هاي المپيك سيدني بود، آنقدر ارزش داشته باشد كه توجه بيشتري به من شود؛ اما با اين حال هيچ موقع اعتراض نكردم. همان تاثيرات بود كه نتوانم در رقابت‌هاي سال بعد در آنتاليا خوب شركت كنم و با وضعيت بدي در رقابت‌ها شركت كردم و پس از آن هيچ موقع ديگر نتوانستم خود را جمع‌وجور كنم. من توقع بهتر و بيشتري از خودم داشتم و مي‌توانستم نتايج بيشتري را كسب كنم. پس از سيدني توقع رسيدگي مالي نداشتم؛ اما بزرگ‌ترين دغدغه‌ من در مورد اهداي نشان شجاعت بود. آن موقع به هر سه مدال‌آور ديگر بازي‌هاي المپيك سيدني (كه دو مدال طلا و يك مدال برنز بود)، نشان شجاعت دادند؛ اما نفهميدم كه چرا اين نشان تنها به من تعلق نگرفت تا روحيه مضاعفي بگيرم.

آيا عيار مدال‌ آنها بالا بود و عيار مدال من پايين‌تر؟ آيا نشان شجاعت در بين اين چهار نفر فقط حق من نبود؟ اين نخستين حق من بود كه به من نرسيد. فكر مي‌كنم مديراني كه آن زمان در فدراسيون بودند، به هيچ عنوان مساله من را پيگيري نكردند. من دنبال هيچ مساله حاشيه‌اي نبودم و براي موفقيت كشورم همه تلاشم را كرده بودم. آيا من بايد حرف‌هاي خيلي جالب‌تر مي‌زدم تا مورد توجه مديران قرار بگيرم؟ وقتي من مدال گرفتم، آن هم طلايي كه نشان داد من از همه بالاتر بودم، آخرش چه شد؟ بيشتر مانورها بر روي رضازاده شد. جوايز براي او بود و او همه جا دعوت مي‌شد؛ اما باز هم براي من مهم نبود. حال آن دوران گذشته و اكنون مي‌خواهم در مورد حال سخن بگوييم.


حسين، مربي خوب و موفق

مربي‌گري از ابتدا براي من جالب بود. حتي زماني هم كه ورزش مي‌كردم، در استان‌ها اين كار را انجام مي‌دادم. پس از ورزش هم پيشنهادهاي مربي‌گري‌ به من شد، حتي از داخل و يا خارج از ايران؛ اما من با تيم ملي جوانان و نوجوانان شروع كردم و فكر مي‌كنم در آن دوران موفقيت‌هايي را كسب كردم. اين‌ها هم برگرفته از همان تجربياتي بود كه در دوران قهرماني كسب كرده بودم. با توجه به اينكه خودم در سطح بالا ورزش كرده بودم، به خوبي شرايط ورزشكاران را درك مي‌كردم. به ويژه از لحاظ روانشناسي و از لحاظ روحي ـ رواني. ابتدا بر روي روحيات شاگردانم كار مي‌كردم. من درك مي‌كردم كه ورزشكاري كه در اين سن و سال از خانواده‌اش فاصله گرفته و در آن محيط حاضر شده، بايد شرايط را برايش فراهم مي‌كرديم تا با محيط جديد سازگار شود و بتواند استعدادهايش را بروز دهد. در چند ماه اول اين مسائل با ورزشكاران كار مي‌كردم تا به او اعتماد به نفس بدهم كه بتواند در وزنه‌برداري خوب نتيجه بگيرد. اين رويه خيلي براي من نتيجه‌ بخش بود. چرا كه ما ايراني‌ها عاطفي هستيم و كار كردن روي مسائل عاطفي نتيجه‌بخش است. من شاگرداني از خانواده‌هاي طبقه پايين داشتم و بايد روي مسائل روحي ـ رواني آنها كار مي‌كردم. اين يكي از عامل‌هاي اصلي موفقيت من در تيم‌هاي ملي نوجوانان و جوانان بود. ما در رقابت‌هاي نوجوانان و جوانان آسيا اول شديم. در نوجوانان جهان اول شديم و در جوانان جهان هم سوم.



همه چيز به نام حسيــــــن

من احساس مي‌كنم همان روندي كه در المپيك (سيدني) وجود داشت، حتي در دوران مربي‌گري من هم ادامه پيدا كرد. رضازاده قهرمان بزرگي بود. آدم بزرگي هم بود. چيزي كه من استنباط مي‌كنم اين است كه او حداقل آدم بزرگي بود. اين اتفاقي كه در رسانه‌ها مي‌افتاد و همه موفقيت‌هاي تيم‌هاي پايه به نام رضازاده درج مي‌شد، به نوعي ضعف رسانه‌هاي ماست كه به خوبي واقعيت يك ماجرا را بررسي نمي‌كنند. اما حسين توكلي حداقل فعاليت‌هايي كه كرده مشخص است و ادعاهايي كه افراد مي‌كردند، به خودشان مربوط است.

من يك بار به عنوان مربي در رقابت‌هاي قهرماني آسيا شركت ‌كردم كه به جرات مي‌توانم بگويم عملا به عنوان سرمربي كار مي‌كردم. اما از افشارزاده تشكر مي‌كنم كه در همين دوران كه من فاصله زيادي از ورزش گرفته بودم، دوباره به وزنه‌برداري دعوتم كرد. امثال من هم باز بودند كساني كه از قهرمانان وزنه‌برداري و از آن تيم طلايي بودند كه همگي به تيم ملي دعوت شدند. ما در اردن با قدرت اول شديم. آن تيم به ركوردهاي خيلي خوبي رسيده بود. هم در جوانان و هم در نوجوانان با قدرت قهرمان شده بود. پس از آن من سرمربي تيم جوانان شدم و زالاي و قاسمي هم كنار من بودند. تيم در كلمبيا در رقابت‌هاي جوانان جهان در حالي كه دو نفر اوتي داشت، با 6 نفر عنوان سوم را كسب كرد و در چهار وزن مدال گرفتيم و همه وزنه‌برداران ما در گروه A وزنه‌زدند. من آنجا شاهكار نكردم اما به هر حال همه تيم خوب كار كرديم. اين‌ها افتخارات من بود و خيلي از كارهاي ديگر هم انجام دادم كه حتي در شرح وظايفم نبود، اما بنا به علاقه‌اي كه داشتم اين كارها را كردم. هيچ موقع هم در پي نمايش دادن افتخاراتم نبودم. كارهايم را به نمايش نمي‌گذاشتم. شايد يكي از مشكلات من اين بود. همين هم بود كه همه چيز به نام رضازاده رقم مي‌خورد.


كاسه صبر لبريز حسين

من هميشه آدم صبوري بوده‌ام و در مورد مشكلاتي كه به وجود مي‌آمد، چيزي نمي‌گفتم؛ اما امروز پس از اتفاقاتي كه در فدراسيون افتاده و صحبت‌هايي كه عليه من كرده‌اند، كاسه صبر من را هم لبريز كرده‌اند و آمده‌ام كه از حيثيت خودم دفاع كنم. من هميشه به دوستان خودم اين فرصت راداده‌ام كه در مسير درست باقي بمانند؛ اما انگار در مورد برخي‌ها اشتباه مي‌كردم و آنها با من خوب برخورد نمي‌كنند. من در كنار رضازاده بودم و علاقه‌اي به رسانه‌اي شدن خيلي از مسائل نداشتم، چرا كه آن موقع خودم را هم عضو خانواده مي‌دانستم؛ اما امروز كه مسائل خصوصي ما در رسانه‌ها مطرح مي شود، مي‌فهمم كه اين آخر داستان است.

من قبول دارم كه در تيم ملي‌اي كه من هم به عنوان يك مربي آن بودم از سوي كادر فني كارهاي اشتباه‌هايي رخ مي‌داده؛ اما مي‌دانم كه باصحبت‌هاي من و حتي با افشاگري‌ها هم اتفاق خاصي رخ نمي‌دهد. علاقه‌مند هم نيستم كه اكنون چيزي از آن مسائل را مطرح كنم.


چرخش 180 درجه‌اي حسيـــــــن

من احساس مي‌كنم همين كه در شرايط كنوني يك عامل موفقيت را از تيم ملي كنار مي‌گذاريم، يك كار اشتباه است و اين نشانگر اين است كه ما رويه‌هاي غلط را مي‌خواهيم ادامه ‌دهيم. خيلي‌هايي كه امروز به اين ميز و صندلي‌ها چسبيده‌اند و اين كارها را انجام مي‌دهند، خودشان وقتي ورزشكار بودند اين رويه را قبول نداشتند؛ اما امروز يك چرخش 180 درجه داشته‌اند. يك سري دوست قديمي كه مي‌توانستند در وزنه‌برداري نتايج خوبي كسب كنند، همه پراكنده شده‌اند. اگر قرار بود هر كدام از تيم ايوانف، امروز يك گوشه‌اي از كار را بگيرند، مشكلات زيادي حل مي‌شد. ما بايد مشكلات خودمان رادر خودمان حل مي‌كرديم، نه اينكه افشاگري مي‌كرديم. اما فكر مي‌كنم فدراسيون اكنون جنبه اين كار را ندارد. حتي امروز من را كه اهل شكايت نبودم، صدايم را درآوردند، چه برسد به بقيه. من به دنبال پايداري و موفقيت اين خانواده بوده‌ام؛ اما آنها رفتار خوبي با من نداشتند. امروز هم من ادعاي زيادي نداشتم، اما موقعي كه كسي كه علمش كمتر و ضعيف‌تر از من است، در راس تيم ملي قرار مي‌گيرد، برايم تاسف‌آور است. يا مي‌بينم كه درباره من در روزنامه‌ها حرف‌هاي كوچكي را مطرح مي‌كنند. با اين حال من دوست داشتم به تيم ملي كمك كنم؛ اما وقتي رضازاده عنوان مي‌كند كه توكلي در اردو بازي‌هاي كامپيوتري انجام مي‌داد، برايم خيلي كودكانه است. اين براي من بد است كه او درمورد من اين گونه صحبت كند. من فكر مي‌كنم اين صحبت را رضازاده از آن جهت مي‌كند كه هيچ دليل محكمي براي كنار گذاشتن من از كادر فني تيم ملي نداشت. اگر دليل محكم‌تري داشت آنها را مطرح مي‌كرد، نه اينكه به اين مسائل كوچك دست بيندازد. اگر ما بخواهيم مسائل خصوصي كه در اردو اتفاق افتاده را مطرح كنيم، با توجه به اينكه ساليان سال با هم بوديم و از جزئيات يكديگر باخبريم، فكر نمي‌كنم كه كار درستي باشد خيلي از مسايل بازگو شود و به نفع كسي نيست. من از رضازاده مي‌خواستم كه به دنبال اين داستان‌هاي كوچك نباشد. من مي‌دانم كه در اردو در اين سال‌ها اتفاق‌هايي مي‌افتاد كه گفتن آنها شرم‌آور است؛ اما نيازي به مطرح كردن آنها نيست. حتي اگر من بازي كامپيوتري هم كرده باشم، مگر خلاف كرده‌ام. حالا چه فرقي مي‌كند كه من با شاگردانم پينگ پنگ بازي كنم يا پلي استيشن؟ اين چه نقطه منفي براي من است؟ آقاي رضازاده مي‌گويد كه شب و ديروقت اين حالت را ديده؛ اما مي‌خواهم بگويم كه آقاي رضازاده كجا من را ديروقت ديده كه اين كار را انجام داده‌ام؟ آقاي رضازاده كه هميشه ساعت 8 از اردو مي‌رفت. كجا نيمه شب به اردو بازمي‌گشت كه اين صحنه را ببيند؟ چرا دروغ مي‌گويد؟ من تا آخر شب كنار شاگردانم مي‌ماندم تا حتي براي آنها لالايي بگويم تا بخوابند. خيلي‌ها مشكل داشتند و با صحبت‌هاي من به خواب مي‌رفتند. رضازاده كجا اين‌ها را مي‌ديد؟ آيا اين صحبتي كه رضازاده در مورد من كرده انصاف است؟ من از آن روز به بعد كه رضازاده اين جمله را گفته هميشه به خودم مي‌گويم خدا را شكر كه رضازاده براي گذشتن از تو به چه دليل پوچي توسل كرده است. او اگر بهانه‌ي بزرگتري داشت، چه كار مي‌كرد؟


تاييد وجود دوپينگ از سوي حسين

بحث دوپينگ، بحث پيچيده‌اي است كه بخشي از آن علمي و بخشي فني است كه تنها من مي‌توانم در مورد بخشي از آن اظهار نظر كنم. در دنيا همه چسبيده‌اند به وزنه‌برداري كه اين‌ها دوپينگ مي‌كنند. چون در ميان رشته‌هاي قدرتي، تنها ما هستيم كه حرفه‌اي كار مي‌كنيم و حرفه‌اي آزمايش مي‌دهيم. خيلي‌ها مي‌گويند كه همه داروهايي كه اكنون دوپينگ است از وزنه‌برداري خارج مي‌شود؛ اما اكنون در خيلي از رشته‌هاي ورزشي همچون دوچرخه‌سواري، ‌دووميداني و يا رشته‌هاي ديگر دوپينگ مي‌كنند. وزنه‌برداري چون بيشتر از همه جلوي چشم بوده، اين وضعيت را دارد. شما مطمئن باشيد اگر دوپينگ وجود نداشت اين همه تشكيلات براي مبارزه با دوپينگ به وجود نمي‌آمد. پس دوپينگ وجود دارد. من اعتقاد دارم دارو بخش كوچكي از ورزش حرفه‌اي است.


حسيــــــن و ادامه چرخه غلط

اميدوارم اتفاق‌هايي كه در وزنه‌برداري ما افتاد و تعداد زيادي دوپينگي شدند، مغرضانه نباشد. صحبت‌هايي كه پس از آن مطرح شد، چندان جالب نبود. اينكه همه بار گناه خود را دوش ديگري مي‌انداختند. من احساس مي‌كنم دست‌هايي هم در دوپينگ‌ها وجود دارد. چرا قزاقستان كه براي المپيك يا پس از آن به خاطر دوپينگ محروم مي‌شود، به زودي بخشيده مي‌شوند و در رقابت‌هاي جهاني هم مدال طلا مي‌گيرد؟ ولي ما يك وزنه‌بردار كه شانس يك مدال را دارد، هزار مشكل برايش به وجود مي‌آوريم. من هم در مورد علي‌حسيني با توجه به اينكه خيلي نزديك به ماجرا بودم، به يك نتيجه قطعي نرسيدم كه مشكل كجاست و چرا موضوع علي‌حسيني حل نمي‌شود و آيا او دوپينگ كرده يا نه؟ اما نكته جالب‌تر براي من آن است كه خيلي‌ها هم جرات بيان كردن واقعيت را ندارند. آن واقعيت‌هايي كه در اردو بوده. برخي بار گناه خود را قبول نمي‌كنند. موقعي كه يك دروغ گفته مي‌شود، متاسفانه بعد از آن هم بايد دروغ بگوييم و اين دروغ‌ها همچنان در وزنه‌برداري وجود دارد. احتمال دارد كه اين دروغ‌ها در روزهاي آينده گريبانگير وزنه‌برداران ديگر شود. من حتي احساس مي‌كنم ديگر وزنه‌برداري با شرايطي كه در آن به وجود آمده، از بين خواهد رفت. فدراسيون با رويه‌اي كه در پيش گرفته شانسي براي موفقيت ندارد. چرا كه كسي نمانده باعث موفقيت تيم ملي شود. مسوولان بايد بدانند كه همه وزنه‌برداري ما رضازاده نيست و يك تيم خوب در سال‌هاي گذشته بوده كه به غير از رضازاده توانسته‌اند افتخارهايي را براي رضازاده كسب كنند. رضازاده اعتبار وزنه‌برداري ما بوده؛ اما نبايد ما به راحتي همه قهرمان‌هاي ديگر را فراموش كنيم.

به طور حتم اكنون نيز كساني هستند كه بتوانند موفقيت‌هاي رضازاده را تكرار كنند. من و رضازاده كه از آسمان نيامده‌ايم. ما هم زميني بوديم و به اين نتايج رسيديم. كساني ديگر هم مي‌توانند حتي به نتايج بهتر برسند. اگر قرار است همه كارها را رضازاده انجام دهد و همه جا بنويسند رضازاده، پس بقيه چه كار كرده‌اند؟. خب بقيه را بريزند بيرون ديگر . همين كاري كه مي‌بينيد الان كرده‌اند.

با روشي كه ما پيش مي‌رويم، باز هم بايد در انتظار اتفاق‌هاي بد در وزنه‌برداري بود. اين داستان‌هايي كه اين روزها به وجود آمده و كنار گذاشتن نيروهاي اصيل وزنه‌برداري،‌ چنين نتيجه‌اي هم در بر خواهد داشت. به جاي اينكه شعار بدهيم كه من دست همه را مي‌فشارم، بايد در عمل اين كار را بكنيم، نه اينكه فقط شعار بدهيم.


تسليت حسين به علي‌حسيني

من پيش از رقابت‌هاي باشگاه‌هاي آسيا كه علي‌حسيني در آن ركورد زد، به او گفته بودم كه در اين مسابقه‌ها شركت نكن و يا اگر شركت مي‌كني، دنبال ركورد زني نباش. رفت و آن مسائل پيش آمد و ركوردهاي دنيا را هم زد. وقتي برگشت همه به او تبريك مي‌گفتند؛ اما من به او تسليت گفتم. گفتم كه همين ركوردشكني‌ها باعث مي‌شود برايت مشكلات زيادي به وجود بيايد. من به او گفتم كه ركوردشكني در باشگاه‌هاي آسيا جز اينكه روي تو حساس شوند، هيچ نتيجه‌ي ديگري ندارد. هيچ دليلي نداشت كه او چنين ركوردشكني‌هايي در باشگاه‌هاي آسيا داشته باشد.

چرخه غلط در وزنه‌برداري ما ادامه دارد. ما كارهاي ايوانف را اكنون داريم به صورت وارونه انجام مي‌دهيم. من نيامدم بگويم كه در وزنه‌برداري چرخه غلط ادامه دارد. من فقط با اين مصاحبه مي‌خواستم ذهن‌ها را بيدار كنم كه وقتي در مورد من صحبت مي‌كنند، حواس‌شان جمع باشد و مواظب حرف‌زدن‌شان باشند. وقتي كسي كاري به آنها ندارد، پا روي دم من نگذارند. من در دوران مربي‌گري نتايج خوبي كسب كردم و لزومي ندارد كه با اين گونه مصاحبه‌هاي كوچك، شخصيت من را زير سوال ببرند و با اذهان عمومي بازي كنند و اين حرف‌هاي بچگانه را بزنند.



حسيــــــن، گزينه‌اي نامناسب براي وزنه‌برداري

عملكرد رضازاده اين را نشان مي‌دهد. اگر شخصي برخورد نكنم و نگويم كه به خاطر من و رفتاري كه با من داشته‌، به طور كلي مي‌توانم بگويم تمام دوستاني كه مي‌توانستند به او كمك كنند، از كنارش دور شده‌اند. مانند برخواه، باقري، فلاحتي نژاد و من. همه اين‌ها مي‌توانستند كمك شاياني به تيم‌هاي ملي كنند و بتوانند يك قسمتي از كار را براي فدراسيون و كمك به رضازاده بگيرند. اما طوري با اين‌ها رفتار كرده كه ديگر نمي‌شود جبران كرد. من كه تاكنون در هيچ مصاحبه‌اي از رضازاده انتقاد نكرده بودم، طوري با من برخورد كرده كه اين‌جا آمدم و لب به سخن مي‌گشايم. اوايل فكر مي‌كردم كه رضازاده گزينه مناسبي براي فدراسيون خواهد بود؛ اما وقتي رفتار او را در اين مدت ديدم، تصميمم را عوض كردم. او شعارهايش را عوض كرده و حتي اخلاق و روحياتش نيز عوض شده است.


حسين ديگر باز نمي‌گردد

من سعي مي‌كنم جايگاهم را حفظ كنم و ديگر به وزنه‌برداري باز نگردم. سعي مي‌كنم خاطرات خوبي را كه در ورزش داشته و مردم از من دارند حفظ كنم.

گفت و گو از محمدرضا آخوندي، خبرنگار ايسنا

[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])[/URL][URL="[Only registered and activated users can see links]"][Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])

pank
05-05-2010, 12:22 AM
آغاز ضبط آلبوم جدید و برگزاری کنسرت خواننده لس آنجلسی در تهران:clap:
[Only registered and activated users can see links]

در شرایطی یکی از مجریان صدا و سیما امروز در یادداشتی افشاگرانه از بازگشت یکی از خوانندگان لس آنجلسی به همراه خانواده‏اش به ایران و آغاز فعالیت داخلی این خواننده با ضبط آلبوم و اجرای کنسرت در تهران خبر داد که علی رغم پوشش این خبر توسط برخی سایت‏ها و رسانه‏های خارجی در ساعات اخیر، منابع رسمی داخلی در قبال این ادعا سکوت کرده و تاکنون موضع گیری در قبال این اخبار نداشته‏اند.

رضا رشیدپور مجری صدا و سیما امروز خبر از سفر چند باره و بازگشت دوباره حبیب محبیان ملقب به حبیب خواننده و آهنگ ساز مقیم لس آنجلس به همراه خانواده‏اش به ایران پرده برداشت و مدعی شد او قصد دارد تا آلبوم جدید خود را در ایران ضبط نماید و پیگیری‏های لازم در این زمینه را نیز در استودیوهای موسیقی داخلی انجام می‏دهد که در نوع خود اتفاقی باورناپذیر تلفی می‏شود و از آن باورنکردنی تر، سکوت نهادهای داخلی در این باره است که می‏تواند شائبه انجام هماهنگی‏های لازم و چراغ سبز برخی نهادها برای بازگشت خوانندگان غرب نشین ایرانی به کشور را قوت ببخشد.

رشیدپور در بخشی از آخرین یادداشتش در این باره نوشت: «به موقع رسیدم. حبیب هم آنجا بود. برای چندمین بار در طول شش ماه گذشته او را می دیدم. قبل از عید به لس آنجلس برگشته بود اما حالا ده روزی می شود که به تهران آمده. بسیار پر انرژی و امیدوار است. ایران را دوست دارد و با تمام وجودش تلاش می کند تا زیر باران تهران چتری برای خودش فراهم کند. از ریشه ها حرف می زند و از تمام دلتنگی هایش در آمریکا. خیلی ها به او کمک کرده اند تا مسیر ادامه کارش در داخل کشور هموار شود. این بار که او را دیدم خبر های خوبی داشت. ظاهرا به زودی مجوز رسمی برای اجرای کنسرت با صدای حبیب صادر خواهد شد …. من مرد تنهای شبم …. این ترانه را بسیار دوست دارم.

بار قبل که حبیب را دیدم بنیامین هم آنجا بود. خواننده پیشکسوت علاقه چندانی به موسیقی های پر هیاهو نشان نمی داد و ماندگاری را در اجرای ترانه های دلنواز و پر معنی می دانست. شاید از آن همه ریتم در دنیای پر زرق و برق غرب خسته شده باشد. راستی این بار حبیب با اطمینان بیشتری به تهران آمده. خانواده هم او را همراهی می کنند. پسرش محمد با آنچه که دیده اید بسیار تفاوت دارد. نجیب است و سر به زیر. پدر را استاد خودش می داند و از سفر دوباره به وطنش ذوق کرده.

شاید برای خیلی ها این یک بمب خبری باشد و بسیاری هم به فکر کسب درآمد و موج سواری بیفتند. اما تنها نکته جذاب در این هنگامه ی شورانگیزبرای من برق چشمهای این پیر مرد موسیقی ست آن لحظه که به باران تهران خیره می شود …. امیدوارم تا همه چیز به خوبی پیش برود تا شما هم بتوانید همراه با یک صدای خسته مرگ قوی زیبا را لمس کنید … کاش با هنرمندهای لس آنجلس ندیده هم مهربان تر باشید.»

سکوت نهادهای رسمی داخلی که متولی گری حوزه فرهنگی و اجتماعی مرتبط را برعهده دارند، در قبال بازگشت این خواننده آذری به ایران در حالی استمرار یافته که قطعاً در سکوت شکستن این سکوت و تایید سفر چند باره حبیب به ایران، واکنش‏های متعدد و متفاوتی در حوزه‏های مختلف کشور شاهد خواهیم بود؛ واکنش‏هایی که در یک سو از بازگردادن گروهی از این خواننده‏ها که متعارف با قواعد موسیقی داخلی می‏خوانند، استقبال کرده و این حرکت را یک گام مثبت تلقی می‏کنند و در سویی دیگر چنین رفتاری واپسگرایی و عقب نشینی از مواضع ارزشی نظام استنباط می‏شود و بی‏شک چنین اتفاقی بی تنش نخواهد بود.:pimp:

pank
07-05-2010, 01:37 PM
گروه دسته جمعی اینترمیلان در انجمن رایانت شروع به کار کرد .
کلیه دوستداران به این تیم محبوب و همچنین کلیه آبی دوستان انجمن میتوانند با عضویت در این گروه کلیه قایلها وتصاویر خود را راجع به این تیم محبوب و پر طرفدار به اشتراک بگذارند.

pank
16-05-2010, 12:57 AM
می گویند زمانی که قرار بود دادگاه لاهه برای رسیدگی به دعاوی انگلیس در ماجرای ملی شدن صنعت نفت تشکیل شود، دکتر مصدق با هیات همراه زودتر از موقع به محل رفت. در حالی که پیشاپیش جای نشستن همه ی شرکت کنندگان تعیین شده بود، دکتر مصدق رفت و به نمایندگی هیات ایران روی صندلی نماینده انگلستان نشست.

قبل از شروع جلسه، یکی دو بار به دکتر مصدق گفتند که اینجا برای نماینده هیات انگلیسی در نظر گرفته شده و جای شما آن جاست، اما پیرمرد توجهی نکرد و روی همان صندلی نشست. جلسه داشت شروع می شد و نماینده هیات انگلیس روبروی دکتر مصدق منتظر ایستاده بود تا بلکه بلند شود و روی صندلی خویش بنشیند، اما پیرمرد اصلاً نگاهش هم نمی کرد.

جلسه شروع شد و قاضی رسیدگی کننده به مصدق رو کرد و گفت که شما جای نماینده انگلستان نشسته اید، جای شما آن جاست. کم کم ماجرا داشت پیچیده می شد و بیخ پیدا می کرد که مصدق بالاخره به صدا در آمد و گفت:

“شما فکر می کنید نمی دانیم صندلی ما کجاست و صندلی نماینده هیات انگلیس کدام است؟ نه جناب رییس، خوب می دانیم جایمان کدام است. اما علت اینکه چند دقیقه ای روی صندلی دوستان نشستم به خاطر این بود تا دوستان بدانند بر جای دیگران نشستن یعنی چه؟ او اضافه کرد که سال های سال است دولت انگلستان در سرزمین ما خیمه زده و کم کم یادشان رفته که جایشان این جا نیست و ایران سرزمین آبدا و اجدادی ماست نه سرزمین آنان.”

سکوتی عمیق فضای دادگاه را احاطه کرده بود و دکتر مصدق بعد از پایان سخنانش کمی سکوت کرد و آرام بلند شد و به روی صندلی خویش قرار گرفت.

با همین ابتکار و حرکت، عجیب بود که تا انتهای نشست، فضای جلسه تحت تاثیر مستقیم این رفتار پیرمرد قرار گرفته بود و در نهایت نیز انگلستان محکوم شد.این نکته رو هم من خودم اضافه می کنم که رئیس دادگاه هم انگلیسی بود

pank
16-05-2010, 01:04 AM
چرچيل(نخست وزير سابق بريتانيا) روزی سوار تاکسی شده بود و به دفتر BBC برای مصاحبه می‌رفت. هنگامی که به آن جا رسيد به راننده گفت :
" آقا لطفاً نيم ساعت صبر کنيد تا من برگردم "
راننده گفت:
"نه آقا! من می خواهم سريعاً به خانه بروم تا به سخنرانی چرچيل برسم "
چرچيل از علاقه‌ی اين فرد به خودش خوشحال و ذوق‌زده شد و يک اسکناس ده پوندی به او داد. راننده با ديدن اسکناس گفت:
" گور بابای چرچيل! اگر بخواهيد، تا فردا هم اين‌جا منتظر می‌مانم! "

Kasra
04-06-2010, 01:53 AM
مرحوم کیومرث صابری (گل آقا) خاطره دیدارش ا امام را چنین نقل کرده است:

یک بار به آقای دعایی گفتم بعد از سال‌های سال می‌خواهم بروم امام را ببینم. همیشه از تلویزیون امام را می‌دیدم. همیشه هم به همه انتقاد می‌کردیم که نروید خسته‌شان بکنید، دنیا دارد به این مرد نگاه می‌کند. آقای دعایی گفتند: خیلی خب من به حاج احمد آقا می‌گویم. من یک روز خانه بوم که دعایی گفت: فردا صبح من تو را خدمت حضرت امام می‌برم. ما رفتیم صبحانه‌ای هم آنجا خوردیم.سر ساعت معین امام آمدند. یکی دو تا از بردران روحانی نیز بودند.کسانی می‌آمدند دست‌بوسی و می رفتند، ما هم دست‌بوسی کردیم.و موقع بیرون آمدن گفتم: دعایی چه شد؟ من برای این نیامده بودم. اگر قرار بود این جوری بیام که هر هفته می‌توانستم امام را ببینم .گفت: نه! داستان ما مانده است. وقتی یکی دو تا از روحانیون که احتمال می‌دهم از طرف یکی از آقایان قم پیامی آورده بودند حرفشان را زدند و رفتند سپس من و آقای دعایی رفتیم خدمت حضرت امام. دعایی معرفی کرد، گفت:‌آقا ایشان آقای کیومرث صابری فومنی هستند و معلم بودند و همچنین مشاور فرهنگی آقای رجایی بودند تا سال 62 .مشاور فرهنگی آقای خامنه‌ای نیز بودند. آلان هم مشاور فرهنگی در وزارت ارشاد هستند.
وقتی آقای دعایی با این عناوین مرا معرفی می‌کردند امام سرشان را انداخته بودند پایین و بسیار قیافه خسته‌ای داشتند. خیلی خسته بودند و ما دیگر اصلا نمی‌توانستیم فکر کنیم که فقط هفت هشت ماه دیگر مهمان ما هستند. بعد آقای دعایی برگشت. گفت که آقا ! چرا من خسته‌تان بکنم. شماهم که به ما نگاه نمیکنید. اصلا ایشان «گل آقا» است.
تا گفت ایشان «گل آقا» است امام گفتند تویی؟ آن وقت خندیدند ومن گریه‌ام گرفت. گفتم آقا ! به جد شما من ضد انقلاب نیستم. من مرید شما هستم. گفتند که من می‌دانم. گفتم به هر حال کار طنز است، سخت است. یک چیزی اگر من گفتم دل شما شکسته است یا انقلاب لطمه‌ای خورده، شما من را ببخشید.گفتند نه! من چیزی ندیدم. گفتم برای من دعا کنید که از راه راست منحرف نشوم. ایشان گفتند من برای همه دعا می‌کنم که از راه راست منحرف نشویم. اینجا من طنز‌نویس هم اشکش در می‌آید. سخت هم هست. آقای دعایی گفت: آقا شما به گل آقای ما سکه نمی‌دهید؟
گفتند: چرا و اشاره کردند آقای رسولی بودند یا آقای توسلی، یکی از این دو بزرگوار یک کیسه پلاستیکی آورد. توی آن سکه‌های یک ریالی بود. امام دست کردند یک مشت سکه به من دادند. او بعد در کیسه را بست و امام زدند پشت دستان او. دوباره باز کرد وامام یک مشت دیگر سکه دادند. او دوباره بست.امام یک بار دیگر پشت دستشان زدند، او باز کرد و امام یک مشت دیگر سکه به من دادند.یکی از آقایان گفت امام سه بار به کسی سکه نمی‌دهد. من دیدم همه‌اش یک ریالی است. گفتم قربان امام بروم ماشاالله آنقدر ولخرج هستند .امام خندیدند.

pank
04-06-2010, 01:49 PM
متاسفانه با شعار های عهده ای اسلام نما و پیرو ...،سخنراني سيد حسن خميني در حرم مطهر امام(ره) ناتمام ماند!!!


[Only registered and activated users can see links]



حجت‌الاسلام والمسلمين،سيد حسن خميني، در مراسم سالگرد ارتحال امام(ره)، با اشاره به ايام رحلت بنيانگذار كبير جمهوري اسلامي، اين ايام را روزهاي گرانقدري عنوان كرد و گفت: روز درگذشت امام(ره) روزي تلخ و بسيار جانگذار بود.

به گزارش خبرنگار ايسنا، وي افزود: در كنار حرم امام(ره) از آن بزرگوار، شهداي عظيم الشان انقلاب، فرزندان امام(ره) و همه كساني كه براين جامعه حق دارند ياد مي‌كنيم.

سيد حسن خميني با اشاره به تقارن سالروز ميلاد صديقه طاهره(س)، ميلاد حضرت امام(ره) و سالروز رحلت ايشان يادآور شد: تقارن اين دو روز مبين ويژگي بزرگي است. امام(ره) در سالروز ميلاد فاطمه زهرا(س) كه چون ديروز بود به دنيا آمد و درچون امروزي از دنيا رفت.

وي خاطرنشان كرد: خداوند امام را در شرايطي به جامعه ارزاني داشت كه جامعه مشمول ويژگي هاي متفاوتي بود.سالها و دهه‌هاي پاياني قرن گذشته ويژگي‌هايي داشت كه امام(ره) در آن ويژگي ها رشد و نمو يافت و در آن فضا توانست به موقعيت ممتاز برسد.

به گزارش ايسنا، در ميان سخنراني سيد حسن خميني شعارهاي «مرگ برمنافق»، «مرگ بر ضد ولايت فقيه»،« ما اهل كوفه نيستيم علي تنها بماند» و... سر مي‌داده مي‌شد‌ كه وي چندبار درخواست كرد كه به وي اجازه داده شود بتواند سخنراني‌اش را ادامه دهد و گفت: اگر دوستان بناي شعار دارند بهتر است اجازه دهند من قدري صحبت كنم و وقتي رهبري در جايگاه قرار گرفتند طبيعتا نسبت به اين بزرگوار ابراز احساسات مي‌كنيم.

سيد حسن خميني همچنين درپاسخ جمعيتي كه شعار "ما اهل كوفه نيستيم، علي تنها بماند " سرمي‌دادند، تأكيد كرد: قطعاً همينطور است.

وي هم چنين در واكنش به برخي شعارها نيز گفت:« آقايان هنوز 20 سال از رحلت امام(ره) نگذشته است.»

وي در ادامه با تداوم شعارها، گفت: همه هر جاي حرم هستند براي سلامت وجود مبارك قائم آل محمد و شادي روح امام و سلامتي همه خدمتگزاران به جامعه اسلامي صلوات بفرستند.

وي هم چنين خطاب به مردم گفت: اميدوارم عزاداري تان مقبول باشد، قطعا در اين صحن كساني هستند كه از گروه اندكي كه شلوغ مي كنند بيزارند و مردم از علاقمندان و دلبستگان به امام(ره)هستند.

وي يادآور شد: شان سالگرد مراسم امام(ره) چنين نيست كه برخي چنين انجام مي دهند، من از همه معذرت ميخواهم و از خدا مي خواهم ما را با اماممان محشور كند.

وي هم چنين از حاضران خواست براي شادي روح امام و فرزندان امام و شهداي انقلاب فاتحه اي قرائت كنند.

سرانجام با ادامه يافتن شعارها سخنان سيد حسن خميني در اين مراسم ناتمام ماند.

Kasra
04-06-2010, 05:43 PM
به دلیل سردادن مکرر شعار از سوی تعدادی از حاضران در نماز جمعه امروز تهران سخنرانی سید حسن خمینی نوه امام راحل در مرقد امام نیمه تمام ماند.

مهر با مخابره این خبر نوشت:بعد از پایان سخنان نیمه کاره سید حسن خمینی ، حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی به عنوان خطیب نماز جمعه تهران در جایگاه حضور یافتند و با بوسیدن پیشانی سید حسن خمینی او را مورد تفقد قرار دادند.

Kasra
04-06-2010, 05:46 PM
دکتر سید حسن عارفی، دارای تخصص در سه رشته داخلی، اطفال و بیماریهای قلب و عروق است.

وی از هنگام بازگشت حضرت امام به ایران، به عنوان پزشک متخصص داخلی و عروق و قلب، در کمیته استقبال از حضرت امام داوطلب شد. در تمام مدت حیات امام ، معالجات توسط ایشان به همراه تیم پزشکی انجام گرفت. او خاطرات بسیاری از امام خمینی دارد. به این مناسبت گفت و گوی زیر را در باره خاطرات وی با امام می خوانید.

چطور شد که شما به عنوان طبیب امام خمینی انجام وظیفه کردید؟
فکر می کنم این مسئله، خیلی خود جوش بود و سیر خودش را از طریق اجتماع طی کرد; و با شناختی که مردم از بنده داشتند، توفیق دست بوسی حضرت امام نصیبم شد. وقتی که صحبت از بازگشت امام پس از سال ها دوری از وطن شد، این افتخار را پیدا کردم که به عنوان یک طبیب و متخصص داخلی و قلب در کمیته استقبال باشم.
برای این منظور چه برنامه هایی را تدارک و پیش بینی کرده بودید؟
برنامه های مختلفی داشتیم; که اگر امام شبانه تشریف بیاورند، ما چگونه انجام وظیفه کنیم؟ و کجا باشیم؟ و چکار بکنیم؟ کدام پزشک جراح ایشان باشد؟ یا اگر مسائلی بوجود آمد. به هر جهت ما یکی از اعضای کمیته استقبال بودیم، به اتفاق آقای دکتر زرگر، که بعدها وزیر بهداری و نماینده مجلس شدند، برنامه هایی داشتیم. بنده از فرودگاه مهرآباد تا بهشت زهرا; در خدمت حضرت امام بودم، تا این که عازم تهران شدند.
به یاد دارم که هلی کوپتر، چهار بار قصد فرود کرد، ولی به واسطه ازدحام مردم، نتوانست روی زمین بنشیند، زیرا همه مردم به دست بوسی امام شتافته بودند. ما تنها راهی که دیدیم این بود که با آمبولانس مجهزی که داشتیم، آژیر کشان، جمعیت را کنار زدیم، و حضرت امام را از در عقب آمبولانس وارد کرده آژیرکشان ایشان را از صحنه خارج کردیم. فقط حاج احمد آقا و افرادی که روی سکو بودند; متوجه کار ما شدند، هلی کوپتر هم از بالا فهمید که ما امام را داخل آمبولانس قرار داده ایم، اما جمعیت نمی دانست، به این ترتیب از بهشت زهرا آژیرکشان بیرون آمدیم که گزارش مفصل آن را در کتابم نوشته ام. در آمبولانس، نبض ایشان دائما در دست من بود، چون از این طریق خیلی چیزها; مثل فشار خون را می شود فهمید. مقداری که از بهشت زهرا دور شدیم، من حس کردم که در یک وضعیت ناامنی قرار داریم، چون در داخل آمبولانس، افراد غریبه، و یک عده مریض که از قبل سوار آمبولانس شده بودند; نیز قرار داشتند، فکر کردم در جای مناسبی، که هلی کوپتر بتواند بنشیند، بایستیم و خیلی سریع امام را به هلی کوپتر منتقل نمائیم.
هنگام تشریف بردن امام به قم هم گویا ازهمین شیوه استفاده کردید؟
بله! خدا بیامرزد مرحوم حاج آقا عراقی را ایشان گفتند، از هفت - هشت کیلومتری جاده قم، مردم آنقدر ازدحام کرده اند که امکان حرکت از طریق عادی وجود ندارد، لاجرم از ماشینی که با آن آمده بودند، پیاده شده با آمبولانس حرکت کردند. در جلو آمبولانس، غیر از راننده، من و حاج احمد آقا بودیم. من در کنار حضرت امام نشستم که مراقب حالشان باشم; وقتی وارد مسجد حاج حسن شدیم، در آنجا، عده ای از علمای بزرگ قم تشریف داشتند. حضرت امام با دوستان قدیمی شان و علمای عظام روبرو شدند. از آنجا دوباره به وسیله ماشین وارد قم شدیم.
شما هم در قم ماندید؟
بنده، تا مدتی، از دور از حال ایشان اطلاع داشتم، تا این که دوباره آقای دکتر زرگر که وزیر بهداری وقت بودند از من خواستند که به قم بروم. حضرت امام مختصر ناراحتی هایی داشتند، مثل فشار خون، که دستورات پزشکی داده شد. آخرین باری که در قم خدمت ایشان رسیدم، به علت دردی بود که در قفسه صدری ایشان بوجود آمده بود; بیشتر به علت شرایط سیاسی که در آن زمان وجود داشت، مثلا در غرب ایران اغتشاشاتی شده بود; و دیگر مسایل سیاسی که حضرت امام با آن ها درگیر بودند.
من با تجهیزاتی که برده بودم در منزل ایشان سه روز در خدمتشان بودم، الحمدالله بهتر شدند، ولی چون یک ناراحتی جدیدی بوجود آمد، خدمتشان رسیدم; با مسئولین بالای مملکتی، حاج احمد آقا و دیگران، از ایشان تقاضا کردیم که چون امکانات ما در تهران بیشتر است، تشریف بیاورند به تهران که موافقت فرمودند; و شبانه حرکت کردیم ساعت یک بعد از نیمه شب، به بیمارستان قلب، وارد شدیم و در آنجا درمانهایمان شروع شد و بحمدالله بعد از چند روزی که در داخل "سی. سی.یو" بودند، و در حدود چهل و هفت - هشت روزی که در داخل بیمارستان بستری بودند، خوب شدند.
به هر جهت آشنایی من با حضرت ایشان ابتدا از فرودگاه مهرآباد شروع شد، و در بهشت زهرا مستحکم تر شد، در داخل آمبولانس استحکامش کامل شد، و در ملاقات های بعدی هم طبعا خیلی بیشتر شد. من یادم نمی رود، وقتی که در قم خدمت ایشان رسیدم و خواهش کردم چون امکانات ما در تهران خیلی بیشتر است خوب است که برای معالجه تشریف بیاورند تهران، ایشان قبول کردند، من هم قول دادم که به عنوان طبیب و هم به عنوان پرستار در خدمت ایشان خواهم بود.
وقتی به بیمارستان قلب رسیدیم، به علت شرایط بدی که از نظر پرستاری و رعایت ضوابط شرعی در بیمارستان قلب، در آن زمان وجود داشت، ایشان مرا صدا زدند و گفتند: "پرده را بکش! " من و ایشان تنها بودیم، گفتند: "فقط شما بیایید مرا ببینید"
بعد از این که حضرت امام بیمارستان قلب را ترک کردند چه تدابیری اندیشیدید؟
یک تیم پزشکی تشکیل دادیم. ایشان چند هفته ای، در منزلی در خیابان دربند اقامت داشتند، ما برنامه ای ریختیم مبنی بر این که هر روز، حداقل یکی از اطباء، در خدمت ایشان باشند. ما با تیم پزشکی هم قسم شده بودیم که از نظر پزشکی کاملا مراقبت نمائیم. او قلب ملت بود و این حداقل دینی بود که می بایست ادا کنیم.
در دورانی که من در خدمت ایشان بودم مسائل و مطالب متعددی پیش آمد. در اوقات حساس، در اوقات بیماری و غیره. مطالبی فرمودند، که به طور ریز، در کتاب و در خاطراتم آمده است. حضرت امام چندین بار، در درمانگاه بقیة الله - جماران - بستری شدند; و هر بار که بستری می شدند خانواده ایشان و نیز مسئولین به عیادت حضرت امام می آمدند.
متاسفانه در تاریخ 6/1/65 قلب ایشان ناگهان از کار ایستاد; و در داخل آشپزخانه نقش زمین شدند. در حقیقت از نظر پزشکی فوت کرده بودند; که به وسیله تیم پزشکی قوی که ما در آن موقع داشتیم، کاری باور نکردنی انجام دادیم آن روز جناب آقای دکتر پور مقدس کشیک داشتند، که در ابتدا به تنهایی، با ماساژ قلبی و تنفس مصنوعی، و بعد به کمک تیم پزشکی که به کمکشان رسیده بودند، حضرت امام را در واقع احیاء قلبی کردند; و قلب ایشان دوباره به کار افتاد. کاری کردیم که فکر نمی کنم تاکنون در جهان، نظیر آن اتفاق افتاده باشد. و حتی فکر نمی کنم از نظر طبی در جهان اتفاق بیفتد. ما هر لحظه، ضربان قلب امام را کنترل می کردیم. مراقبت از ایشان را به عنوان یک وظیفه شرعی و ملی در تمام دوران بعداز آن ادامه دادیم تا اینکه متاسفانه ایشان به خونریزی معده مبتلا شدند. به سرعت منشا بیماری را تشخیص دادیم. جراحان و متخصصین گوارش را خبر کردیم و " گاستروسکوپی" انجام شد. جلسات متعدد مشورت، با پزشکان و مسئولین مملکتی داشتیم. بهترین راه درمان جراحی تشخیص داده شد; که حضرت امام هم با آن موافقت کردند و به اتاق عمل تشریف بردند; که لحظه به لحظه این جریان، یعنی از تاریخی که ایشان مبتلا به سرطان شدند، تا این که رحلت کردند، در کتاب خاطرات ذکر شده است.
یک تصویری، یک تجسم و یک توصیف; از آن لحظات الهی، از آن لحظاتی که امام در حالت هائی که خاص خودشان بود و یا با خداوند راز ونیاز داشتند بیان بفرمائید.
من خیلی خیلی کوچکتر از آن هستم که بتوانم تفسیری از آن چیزی که شما گفتید داشته باشم. امام در یک سطح بسیار بسیار بالا قرار گرفته و افراد مثل من هم در سطح بسیار بسیار پائین قرار داریم. منتهی استنباطهای خودم را گاهی اوقات در نوشته هایم منعکس کرده ام. برخی از آنها را که به خاطر دارم خدمت تان عرض می کنم. در سال 58 که در بیمارستان شهید رجایی بودند، برای استفاده از دستشویی، ایشان را با صندلی چرخدار از راهرو عبور دادیم. در راهرو، مریض های بیمارستان هم بودند، مریض های بیماری های قلبی مادرزاد بودند، دریچه ای بودند، بیماران انسداد رگها بودند; با قیافه های بیمار گونه و این باعث شد که امام ، اگر چه در ظاهر نشان نمی داد، ولی وقتی وارد "سی. سی. یو "شدند یک مقدار نامنظمی قلبشان شروع شد. امام تا این حد نسبت به مردمش حساس بود.
در همان سال 58 وقتی فشار ایشان سقوط کرد، وقتی درد قفسه وجود داشت، وقتی احساس کرد که در واقع دارد به طرف مرگ می رود، خیلی آرام بود. حالا یک عده ممکن است دستپاچه بشوند بگویند دو تا صلوات آخر را هم بفرستیم در حالی که ایشان یک اقیانوسی از آرامش در مقابل مسائل بود. و جالب اینکه بعد از این که فشار بالا آمد و به حال طبیعی برگشت، ایشان به حاج احمد آقا گفته بودند که "این دنیا وآن دنیا برای من زیاد فرقنمی کند. کاری که باید بکنم، کرده و وظیفه ام را انجام داده ام; منتها یک مقدار مسائل راجع به انقلاب مانده که آنها ناتمام است. "یعنی نگرانی ایشان راجع به مسائل انقلاب بود. وقتی ایشان احساس کرد که دارد رحلت می کند، هیچ احساسی نداشت; جز اینکه حس بکند ممکن است در اینجا فوت بکند و بعد یک مقدار مسائل انقلاب بماند. من چون دقیقا نزدیک به ایشان بودم ازنظر خیلی از مسائل حس کردم که ایشان وصیتنامه را نوشته اند و بعد از آن هم در واقع شروع کرده اند به ادامه وصیتنامه نوشتن که طول کشید و آن گوهر نایابی را نوشتند که در شان خودشان بود. موضوع دیگر اینکه یک سال قبل از رحلت ایشان در 13/3/67 ایشان زنگ زدند گفتند که ناراحتم. گفتم: درد سینه دارید؟ گفتند: نه "گفتیم: ناراحتی شما چیه؟ گفتند: خیلی احساس ضعف می کنم." فشار را گرفتیم دیدیم سقوط کرده و نوار گرفتم دیدیم تغییر نکرده است.
سرم وصل کردیم ومعاینه کردیم، معاینه هم چیز جدیدی را نشان نداد. نوار چیز جدیدی را نشان نداد و بعد از سرم وصل کردن; ایشان احساس دردی در شکم شان کردند، من اولین فکری که کردم این بود که رگ بزرگ شکم، آئورت پاره شده یا دارد پاره می شود چون در افراد مسن این احتمال وجود دارد یا اینکه ... بهر جهت در این جریان ها بودیم که درد شکم شان شدت گرفت ما در آن زمان برادران دیگری را به کمک طلبیدیم مثل آقای دکتر فاضل و آقای زالی متخصص گوارش آن ها تا داشتند می آمدند خیلی جالب است که ایشان حاج احمد آقا را صدا کردند اصولا در مراحلی که حالشان خیلی بد می شد حاج احمد آقا را همیشه صدا می کردند. حاج احمد آقا هم در اطراف بودند تشریف آوردند من یادم هست که در اینجا یک توصیه جالبی کردند که در خاطراتم نقل کرده ام به فرزندشان گفتند که "خانم را مواظب باشید که بعد از من به ایشان بد نگذرد"، یعنی توصیه ای که کردند یک توصیه عمومی بود.
یک خاطره دیگر که مربوط به آخرین روز عمر با برکت ایشان است. ایشان در حالی که حس کرد که فشار دارد سقوط می کند و افراد مختلف در اطراف ایشان بیش از معمول وجود دارد به یقین می دانست که در واقع مراحل آخر زندگی را طی می کند در این مراحل دیگر با خودش و خدای خودش بود. با اینکه بیماری آنقدر وسیع پیشرفت کرده بود که تمام تار و پود وجود ایشان را سلول های سرطانی گرفته بود، ریه را گرفته بود، کبد را گرفته بود و جاهای مختلف را گرفته بود...
ایشان در بستر که خوابیده بودند اغلب در یک حالت بیحالی که درست نمی توانست جواب بدهد و تن صدا پائین آمده بود; وقتی که حس می کرد نزدیک ظهر است، دائما به ما ذکر می کرد که بگوئید وقت نماز ظهر شده؟ یا وقت نماز مغرب شده؟ وقتی که به نماز می رسید ایشان با تن صدای خوب نماز می خواند و هشیاری کامل داشت. وقتی نماز تمام می شد ایشان دوباره می رفت به حالت خودش و ما همه حس می کردیم با خدای خودش خلوت کرده است. ساعت های آخر عمر دائما سوره الحمد را می خواندند دائم و متصل می خواندند البته با صدای بسیار ضعیف. یک چیزی که برای من جالب بود این نکته بود که در یکی از منابر شنیده بودم که یک فردی آمده کتابی نوشته که آخرین جمله ای که بزرگان دین گفتند چه بوده است؟ البته این صحبت را چند سال پیش، قبل از اینکه ایشان حلت بکنند شنیده بودم. بعدا که ایشان در آن مراحل بد و خیلی ناجور قرار داشتند و دیگر تن صدا خیلی پائین بود و فشار بسیار پائین آمده بود و روی 40
میلی متر جیوه، بود و اصلا قدرت تنفس و قدرت صحبت و توان از ایشان گرفته شده بودناگهان مرا به اسم صدا کردند و چون به من می گفتند: آقای دکتر. دستور دادند آقای دکتر (من نزدیک بودم) گفتم جانم چیه؟ ایشان ذکر کردند که وضو گرفتن قبل از وقت، تا این جمله را گفتند من متوجه شدم یک مسئله فقهی را دارند مطرح می کنند. آقای آشتیانی نزدیک بود صدا کردم و حاج احمد آقا نزدیک بود ایشان را هم صدا کردم گفتم تشریف بیاورید امام یک مسئله فقهی را می گویند و در حد من نیست من می خواهم عرض بکنم که امام چند چیز برایش خیلی الگو بود. آن چیزی که می خواهم ذکر کنم آخرین خواسته امام (س) است در واقع آخرین مطلبی که امام به ذهنش آمده و خطور کرده بود که مربوط می شود به یک ساعت یا نیم ساعت قبل از متوقف شدن قلب و رحلت ایشان.
مسئله ای که فرمودند یک مسئله فقهی بود یعنی اینقدر بزرگ بود این مسئله فقهی که آخرین جمله ایشان بود و مهم تر از این استنباط کردم که مهمترین قسمتی که در زندگی ایشان بود احساس مسئولیت بود که حس می کرد نکند این مسئله فقهی را یک جوری در کتابهای خودش و در رساله خودش منعکس کرده باشد که برای دیگران واضح نباشد و ایشان یک وقت در برابر خداوند مسئول باشد پس من فکرمی کنم مسئولیت بزرگترین ستون اصلی زندگی ایشان بود و این آخرین جمله ایشان بود و آخرین خواسته ایشان بود و آخرین مطلب ایشان بود که در واقع همین احساس مسئولیت بود که باعث شده بود ایشان انقلاب را به پا کرد، همین احساس مسئولیت بود که از زندان نمی ترسید، همین احساس مسئولیت بود که ایشان از موشک نمی ترسید و بارها و بارها من شاهد آن بودم. یکبار گفتند امشب حتما جماران را می زنند، شما هم بیائید من هم با کمال افتخار آمدم که در خدمت ایشان باشم ولی ایشان اصلا پناهگاه را قبول نداشت می گفت من بروم در پناهگاه و یک عده پناهگاه نداشته باشند.
من به پناهگاه بروم و یک عده در زیر پناه خودشان جا نداشته باشند. به هیچ وجه قبول نداشت. به این علت که ایشان با مسئولیت متولد شده بود با احساس مسئولیت هم رحلت کرد. و من احساسم این است که آن چیزی که از صحبت هایم و از خاطراتم می توان نتیجه گرفت در همین جمله خلاصه می شود: اگر کسی مثل امام احساس مسئولیت بکند آن وقت حرکت ایجاد می شود آن وقت سازندگی شروع می شود، آن می شود که وقتی فشار به 40 میلی متر جیوه می رسد که انسان نه قدرت تفکر دارد و نه حرکت و نه صحبت، آن موقع برمی گردد و احساس مسئولیت می کند که نکند در مقابل این سئوال در مقابل خداوند مسئول باشد.

Kasra
04-06-2010, 05:57 PM
بسمه تعالى
‏حضور محترم سيّد بزرگوار نخست وزير محبوب زمان امام خمينى‏رحمه الله‏
جناب آقاى ميرحسين موسوى تبريزى
سلام عليكم‏
بيانيه جنابعالى را كه در تاريخ 23 ارديبهشت 1389 منتشر شده ديدم و همانطور كه به دين شما مطمئن بودم الآن هم هستم و شما را شخصى با عشق به اسلام و قرآن و سنّت پيغمبر و ائمه اطهارعليهم السلام مى‏بينم، متخلّق به اخلاق اسلامى، دلسوز براى جامعه مسلمان ايران و دلسوز نظام و جمهورى اسلامى ايران، داراى صدق و صفا و دورى از دروغ و خيانت و نفاق، و برى‏ء از حبّ دنيا و حبّ رياست، و مطالبى كه درباره مسائل متعدد عنوان كرده‏ايد مطابق با مسائل فقهى و مطابق با قانون اساسى و شعار استقلال آزادى جمهورى اسلامى است. اينجانب به عنوان يك شهروند شما را مفيد بلكه لازم براى استمرار انقلاب اسلامى كه به وسيله مردم و رهبرى امام خمينى انجام شد مى‏دانم، و تعجب مى‏كنم از آقايان كه خود را نماينده ملت مى‏دانند اينگونه نسبت به سخنان منطقى و حق شما برخورد مى‏كنند، و تعجب مى‏كنم از كسانى كه خود را حق مى‏دانند، اما بيانات شما را كه همراه با دليل است انحراف از نظام و پناه بر خدا مقابل نظام و - بيشتر پناه بر خدا - نسبت‏هاى ناروا و زشت و دور از منطق مى‏دهند و اينها براى ما و شما مصيبت‏هايى است كه بايد گفت «انّا للَّه و انّا اليه راجعون»!

سيّد على‏محمّد دستغيب‏
1/3/89

[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])

Kasra
04-06-2010, 06:01 PM
در حالی که صبح امروز شبکه خبر در حال پخش مستقیم مراسم سالگرد امام راحل (ره)بود به یک باره پخش این مراسم قطع شد.

به گزارش خبر آنلاین، این قطع برنامه بعد از آن رخ داد که جمعیت حاضر در حال شعار دادن به نفع رئیس جمهور بودند.
« احمدی دلاور -پیرو خط رهبر» یکی از شعار های جمعیت حاضر در این مراسم بود

Kasra
04-06-2010, 06:03 PM
طرفداران محمود احمدي نژاد حرمت نوه ي بنيان گذار جمهوري اسلامي ايران امام خميني (ره) را نگه نداشتند.

هواداران محمود احمدي نژاد در هنگام سخنراني يادگار امام خميني ( ره ) حضرت حجت الاسلام والمسلمين حاج سيد حسن خميني با سردادن شعار عليه وي و برخي افراد ديگر حرمت امام خميني و نوه ي عزيزش را نگه نداشتند و سيد حسن خميني نتوانست سخنراني خود را تمام كند و با نا تمام گذاشتن سخنراني خود جايگاه را ترك كرد و در كنار ايت الله اكبر هاشمي رفسنجاني نشست.

alone star
04-06-2010, 06:08 PM
طرفداران محمود احمدي نژاد حرمت نوه ي بنيان گذار جمهوري اسلامي ايرام امام خميني ره را نگه نداشتند.

هواداران محمود احمدي نژاد در هنگام سخنراني يادگار امام خميني ( ره ) حضرت حجت الاسلام والمسلمين حاج سيد حسن خميني با سردادن شعار عليه وي و برخي افراد ديگر حرمت امام خميني و نوه ي عزيزش را نگه نداشتند و سيد حسن خميني نتوانست سخنراني خود را تمام كند و با نا تمام گذاشتن سخنراني خود جايگاه را ترك كرد و در كنار ايت الله اكبر هاشمي رفسنجاني نشست.


چهره ي اندوهگين و ناراحت مظلوم امام خميني و نوه ي گرانقدرش سيد حسن خميني بعد از نا تمام ماندن سنخنانش و بي احترامي هاي عده ي قليلي از حاضران به وي و نگه نداشتند حرمت سالروز وفات رهبر كبير انقلاب اسلامي امام خميني (ره)


چهره ي اندوهگين يادگار امام و بزرگ بيت امام خميني (ره) در كنار هاشمي رفسنجاني

[Only registered and activated users can see links]


كجايي امام كه ببيني:

سيد حسن خميني در كنار امام خميني و شاد و خوشحال اما امروز ....

[Only registered and activated users can see links]

Kasra
04-06-2010, 09:26 PM
شما موقع شعار دادن نگاه کنید،یه نفر وایساده بود به عنوان لیدر و بقیه که از دار و دسته ی خودشون بود رو تحریک میکرد که شعار بدن.

من واقعا موندم عقل تو وجود اینها چه جایگاهی داره!

Kasra
05-06-2010, 12:20 AM
شعارهای خاص عده ای از حاضران در مراسم سالگرد ارتحال امام ، فضای سخنرانی سیدحسن خمینی را مشوش کرد و آن طور که خبرگزاری فارس گزارش داده ، بارها باعث قطع سخنرانی نوه امام و تولیت حرم ایشان شد! این در حالی است که سید حسن خمینی ، سخنانی خارج از ارزش های نظام و انقلاب نمی گفت و این نشان می دهد آنچه رخ داد ، نه واکنشی فی البداهه نسبت به سخنان وی ، که برنامه ای از پیش تعیین شده بود که با شعار گویی عده ای و تهییج عده ای دیگر شکل گرفت.

به گزارش عصرایران ، هر چند از بین بیش از یک میلیون زائری که برای شرکت در این مراسم به حرام امام رفته اند ، تنها تعداد محدودی به ایجاد تنش پرداختند اما محل استقرار این افراد ، پشتوانه رسانه ای آنها و نیز جوسازی های چند روز اخیر برخی افراد و رسانه ها که گویا امام را متعلق به خود می دانند ، نشان می دهد همان طور که چند روز پیش علی لاریجانی هم گفته بود ، "نان" عده ای در ایجاد بلوا و جنجال است.

البته بدیهی است که مواضع سیدحسن خمینی ، منطبق با خواسته های برخی اشخاص و جریان های سیاسی نیست واین ، امری طبیعی و بی اشکال است ؛ اما این اختلاف دیدگاه های سیاسی ، نمی تواند دلیل موجهی باشد برای اهانت به متولی حرم امام ، در حرم امام و در سالروز ارتحال امام.

این ماجرا نشان می دهد برخی افراد ، برای نیل به منویات جناحی خود ، حتی حاضرند حرمت حرم را نیز بشکنند.

اگر این رؤسای این افراد با سید حسن خمینی مشکل دارند ، آنقدر امکانات رسانه ای و سیاسی دارند که بتوانند در خارج از حرم امام با وی تسویه حساب کنند.

اگر آنها واقعاً دوستدار امام بودند ، حتماً این یک روز را به احترام امام ، وزانت و وقار به خرج می دادند تا آیین این روز ، بدون حاشیه و هیاهو به انجام برسد ،اما به نظر می رسد ، فعلاً سیاست بازی بر همه چیز مقدم است.

حرم امام ، قطعاً جای مناسبی برای تنش زایی نیست و این نکته ای است که درباره جریان مقابل نیز صدق می کند و آنها نیز نباید این روز و این مکان را آلوده به بازی های سیاسی کنند.

با این حال ، مردم از کسانی که بیش از بقیه سنگ امام را به سینه می زنند انتظار دارند حرمت امام را حفظ کنند.

pank
05-06-2010, 01:53 AM
[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])
[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])
[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])
[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])
[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])
[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])

alone star
05-06-2010, 12:17 PM
چهره ي اندوهگين و ناراحت مظلوم امام خميني و نوه ي گرانقدرش سيد حسن خميني بعد از نا تمام ماندن سنخنانش و بي احترامي هاي عده ي قليلي از حاضران به وي و نگه نداشتند حرمت سالروز وفات رهبر كبير انقلاب اسلامي امام خميني (ره)


چهره ي اندوهگين يادگار امام و بزرگ بيت امام خميني (ره) در كنار هاشمي رفسنجاني

[Only registered and activated users can see links]


كجايي امام كه ببيني:

سيد حسن خميني در كنار امام خميني و شاد و خوشحال اما امروز ....

[Only registered and activated users can see links]


پيش بيني امام خميني (ره) از برخورد با نزديكان و نوادگان خود بعد از مرگش ديروز در مراسم سالگرد امام در حرم خود وي تحقق يافت و عده اي سازمان يافته به نوه ي گرانقدرش حمله ور شدند.

جلد هفدهم صحیفه امام، صفحه ۹۰ و به تاریخ ۲۳ آبان ۱۳۶۱ نگاشته شده بدین شرح است:

امام خميني (ره) :

احتمال قوی می دهم که پس از من برای انتقامجویی از من به بعض نزدیکان و دوستانم تهمتها که من آنها را ناروا می دانم بزنند و به آتشی که باید مرا بسوزانند آنان را بسوزانند و احیانا به صورت دفاع از من انتقام مرا از آنها بگیرند.

khalilabad21
05-06-2010, 03:48 PM
پيش بيني امام خميني (ره) از برخورد با نزديكان و نوادگان خود بعد از مرگش ديروز در مراسم سالگرد امام در حرم خود وي تحقق يافت و عده اي سازمان يافته به نوه ي گرانقدرش حمله ور شدند.

جلد هفدهم صحیفه امام، صفحه ۹۰ و به تاریخ ۲۳ آبان ۱۳۶۱ نگاشته شده بدین شرح است:

امام خميني (ره) :

احتمال قوی می دهم که پس از من برای انتقامجویی از من به بعض نزدیکان و دوستانم تهمتها که من آنها را ناروا می دانم بزنند و به آتشی که باید مرا بسوزانند آنان را بسوزانند و احیانا به صورت دفاع از من انتقام مرا از آنها بگیرند.

جناب سيد بزرگوار!
خواهشاً فرافكني و مغالطه نفرماييد
چه پيش بيني اي تحقق يافت؟
چه كسي به توليت امام حمله ور شد؟
اصلاً اگر فرض بر اين بگيريم كه به ايشان بي حرمتي شد، اين كار را چه كساني انجام دادند؟
مگر دو ميليون نفر نبودند كه با آمدن رهبر انقلاب شعار "خوني كه در رگ ماست هديه به رهبر ماست" سر دادند و سپس سكوت كردند و گوش به صحبت هاي ايشان شدند؟
آيا اين برداشت شما از صحبت امام خميني نه اين است كه طرفداران مقام معظم رهبري و يا حتي خود ايشان دارند انتقام جويي مي كنند؟
چه انتقام جويي اي؟

حالا اگر همه ي اين ها را به كنار بگيريم اصلاً در جلد هفدهم صحیفه امام، صفحه ۹۰ و به تاریخ ۲۳ آبان ۱۳۶۱ ، امام صحبت هايي را راجع به سيد احمد مطرح كرده اند و نه كساني ديگر
درثاني اون جمله اي كه شما در پست بالا هاي لايت كرده ايد يك جمله قبل از آن دارد به اين صورت كه :
"در پيش گروههايي و اشخاصي گناهاني نابخشودني دارم و احتمال قوي مي دهم که پس از من براي انتقامجويي از من به بعضي نزديکان و دوستانم تهمتها که من آنها را ناروا مي دانم بزنند و به آتشي که بايد مرا بسوزانند آنان را بسوزانند و احياناً به صورت دفاع از من انتقام مرا از آنها بگيرند."

مگر امام در پيش افراد يا منتصبان به افرادي كه روز گذشته به زعم شما به نوه ي ايشان بي حرمتي شد، گناهاني نا بخشودني داشتند؟

بعدش هم، امام فرموده اند "تهمت هاي ناروا"
اگر نگاهي گذرا به موضع سيد حسن خميني در اين يك سال بيندازيم بعضي مسائل بيشتر آشكار مي شود:
1) عدم حضور در مراسم تنفيذ رييس جمهور و سفر به خارج از كشور
2) سکوت در برابر اهانت به ساحت مقدس امام خميني(ره)
3) سكوت در برابر اقدامات جنبش موسوم به جنبش سبز
4)‌ سكوت در برابر اهانت هاي بي شرمانه به رهبر معظم انقلاب
5) عدم استقبال از دولتمردان در حرم امام خميني در هفته ي دولت
6) اعتراض به مستند شاخص در حالي كه تمام افراد از افراد سياسي گرفته تا علما و مراجع و روحانيون و نمايندگان مجلس از اين مستند تشكر كردند


از قديم گفته اند: " تا نباشد چيزكي مردم نگويند چيزها". ظاهراً چيز هايي كه مردم ديروز گفته اند كمي فراتر از چيزكي بوده است!
اين شش مورد بالا تنها بخشي از موضع هاي ايشان در اين يك سال اخير در تاييد جنبش موسوم به جنبش سبز است


پس اگر روز گذشته افرادي اين شعارها را سر داده اند كه:

" نواده روح الله سيد حسن نصرالله" ، "اي يادگار امام رهبر ما خامنه اي والسلام" ، "بصيرت حاج احمد هديه به بستگانش"

حرف گزافي نزده اند


فرافكني تا چه حد سيد؟

Raha__7
05-06-2010, 04:32 PM
بله! اون کسی که گفت: «حامی ولایت فقیه باشید تا مملکت شما از دشمن آسیب نبیند» بابابزرگ من بود
البته این «ولی» بسیار بزرگ تر، داناتر و سیاستمدارتر از این حرف هاست که-حتی- بخواهد مقابل کسانی که ادعا دارند طرفدانش اند سکوت کند یا بخواهد موضع بگیرد(کاری که تو این یک سال خیلیا کردن و جای هیچ شبهه و توجیهی باقی نذاشتن)
این فرافکنی ها جدا توهین بزرگی به سیاست چپ هاست.

Kasra
05-06-2010, 04:35 PM
بله! اون کسی که گفت: «حامی ولایت فقیه باشید تا مملکت شما از دشمن آسیب نبیند» بابابزرگ من بود
البته این «ولی» بسیار بزرگ تر، داناتر و سیاستمدارتر از این حرف هاست که-حتی- بخواهد مقابل کسانی که ادعا دارند طرفدانش اند سکوت کند یا بخواهد موضع بگیرد(کاری که تو این یک سال خیلیا کردن و جای هیچ شبهه و توجیهی باقی نذاشتن)
این فرافکنی ها جدا توهین بزرگی به سیاست چپ هاست.


این روزها بوق ماشینهای عروس هم خوب همه جا به راه افتاده آ :whistling

Raha__7
05-06-2010, 04:39 PM
این هم توهین بزرگی به شعور کسراست

scream
05-06-2010, 04:41 PM
جناب سيد بزرگوار!
خواهشاً فرافكني و مغالطه نفرماييد
چه پيش بيني اي تحقق يافت؟
چه كسي به توليت امام حمله ور شد؟
اصلاً اگر فرض بر اين بگيريم كه به ايشان بي حرمتي شد، اين كار را چه كساني انجام دادند؟
مگر دو ميليون نفر نبودند كه با آمدن رهبر انقلاب شعار "خوني كه در رگ ماست هديه به رهبر ماست" سر دادند و سپس سكوت كردند و گوش به صحبت هاي ايشان شدند؟
آيا اين برداشت شما از صحبت امام خميني نه اين است كه طرفداران مقام معظم رهبري و يا حتي خود ايشان دارند انتقام جويي مي كنند؟
چه انتقام جويي اي؟

حالا اگر همه ي اين ها را به كنار بگيريم اصلاً در جلد هفدهم صحیفه امام، صفحه ۹۰ و به تاریخ ۲۳ آبان ۱۳۶ ، امام صحبت هايي را راجع به سيد احمد كرده اند و نه كساني ديگر
درثاني اون جمله اي كه شما در پست بالا هاي لايت كرده ايد يك جمله قبل از آن دارد به اين صورت كه :
در پيش گروههايي و اشخاصي گناهاني نابخشودني دارم و احتمال قوي مي دهم که پس از من براي انتقامجويي از من به
بعضي نزديکان و دوستانم تهمتها که من آنها را ناروا مي دانم بزنند و به آتشي
که بايد مرا بسوزانند آنان را بسوزانند و احياناً به صورت دفاع از من
انتقام مرا از آنها بگيرند.

مگر امام در پيش افراد يا منتصبان به افرادي كه روز گذشته به زعم شما به نوه ي ايشان بي حرمتي شد، گناهاني نا بخشودني داشتند؟

بعدش هم، امام فرموده اند "تهمت هاي ناروا"
اگر نگاهي گذرا به موضع سيد حسن خميني در اين يك سال بيندازيم بعضي مسائل بيشتر آشكار مي شود:
1) عدم حضور در مراسم تنفيذ رييس جمهور و سفر به خارج از كشور
2) سکوت در برابر اهانت به ساحت مقدس امام خميني(ره)
3) سكوت در برابر اقدامات جنبش موسوم به جنبش سبز
4)‌ سكوت در برابر اهانت هاي بي شرمانه به رهبر معظم انقلاب
5) عدم استقبال از دولتمردان در حرم امام خميني در هفته ي دولت
6) اعتراض به مستند شاخص در حالي كه تمام افراد از افراد سياسي گرفته تا علما و مراجع و روحانيون و نمايندگان مجلس از اين مستند تشكر كردند


از قديم گفته اند: " تا نباشد چيزكي مردم نگويند چيزها". ظاهراً چيز هايي كه مردم ديروز گفته اند كمي فراتر از چيزكي بوده است!
اين شش مورد بالا تنها بخشي از موضع هاي ايشان در اين يك سال اخير در تاييد جنبش موسوم به جنبش سبز است


پس اگر روز گذشته افرادي اين شعارها را سر داده اند كه:

" نواده روح الله سيد حسن نصرالله" ، "اي يادگار امام رهبر ما خامنه اي والسلام" ، "بصيرت حاج احمد هديه به بستگانش"

حرف گزافي نزده اند


فرافكني تا چه حد سيد؟

شما در ابتدا مطالب و گفته های به قول شما سید را نوعی فرافکنی و مغلطه گویی پنداشتین..سپس به پرداختن شش نکته از موضع گیری های سيد حسن خميني در سالهای اخیر اشاره کردین...پس این جور که معلومه شما به توجیه کردن خودتون با این دلایل و تایید و تصدیق این رفتارها خودتون رو همانند آن دسته سید حسن را سزاوار این بی حرمتی دانسته اید...در مورد صحبت شما در مورد اینکه اگر نگاهی گذرا به موضع سيد حسن خميني در اين يك سال بيندازيم بعضي مسائل بيشتر آشكار مي شود.باید بگم اگر نگاهی ژرف و عمیق انداخته شود بهتر آشکار میگردد....

Kasra
05-06-2010, 04:46 PM
شما در ابتدا مطالب و گفته های به قول شما سید را نوعی فرافکنی و مغلطه گویی پنداشتین..سپس به پرداختن شش نکته از موضع گیری های سيد حسن خميني در سالهای اخیر اشاره کردین...پس این جور که معلومه شما به توجیه کردن خودتون با این دلایل و تایید و تصدیق این رفتارها خودتون رو همانند آن دسته سید حسن را سزاوار این بی حرمتی دانسته اید...در مورد صحبت شما در مورد اینکه اگر نگاهی گذرا به موضع سيد حسن خميني در اين يك سال بيندازيم بعضي مسائل بيشتر آشكار مي شود.باید بگم اگر نگاهی ژرف و عمیق انداخته شود بهتر آشکار میگردد....


سایت تابناک: شعارهای خاص عده ای از حاضران در مراسم سالگرد ارتحال امام ، فضای سخنرانی سیدحسن خمینی را مشوش کرد و آن طور که خبرگزاری فارس گزارش داده ، بارها باعث قطع سخنرانی نوه امام و تولیت حرم ایشان شد! این در حالی است که سید حسن خمینی ، سخنانی خارج از ارزش های نظام و انقلاب نمی گفت و این نشان می دهد آنچه رخ داد ، نه واکنشی فی البداهه نسبت به سخنان وی ، که برنامه ای از پیش تعیین شده بود که با شعار گویی عده ای و تهییج عده ای دیگر شکل گرفت.

Kasra
05-06-2010, 08:41 PM
آیت‌الله اسدالله بیات زنجانی از مراجع تقلید قم در نامه‌ای به حسین خمینی، شعاردهندگان روز 14 خرداد را گروهی افراطی خواند که به گفته او به طور سازمان یافته قصد داشتند از آیت‌الله خمینی و نزدیکانش انتقام بگیرند.
این مرجع تقلید شیعه با نوشتن این نامه روز جمعه 14 خرداد منتشر شد، از حسن خمینی دلجویی کرد و از اخلال شعاردهندگان هنگام سخنرانی او در روز سالگرد درگذشت آیت‌الله خمینی «برائت» جست.
آیت‌الله بیات زنجانی در نامه خود نوشت: این آتشی است که اگر آب بر آن نپاشند، شعله‌های مفرط آن به زودی دامان خود آنان را هم خواهد گرفت و تر و خشک را با هم خواهد سوزاند.
حسن خمینی، متولی مقبره آیت‌الله خمینی که روز 14 خرداد پس از محمود احمدی‌‌نژاد قصد داشت در مراسم سالگرد پدربزرگش سخنرانی کند، به دلیل حجم شعارهایی که توسط گروهی از حاضران از جمله علیه او و میرحسین موسوی سرداده شد، نتوانست سخنش را ادامه دهد.
گروهی از هواداران رهبری و محمود احمدی‌نژاد، در مراسم سالگرد درگذشت آیت‌الله خمینی با شعارهایی علیه رهبران معترضان از جمله شعار «مرگ بر موسوی»، از سخنرانی حسن خمینی جلوگیری کردند.
اخلال در سخنرانی حسن خمینی واکنش‌های متفاوت دیگری هم به دنبال داشت.
علی شکوری‌راد، عضو جبهه مشارکت و نماینده مجلس ششم در واکنش به این رویداد گفت: حسن خمینی هزینه عدم همراهی با افرادی که می‌خواستند او را همراه خود داشته باشند تا با مردم گستاخانه تر برخورد کنند و تاوان دلجویی از آسیب دیدگان حوادث پس از انتخابات را می‌پردازد.
به گفته این فعال سیاسی، «حسن خمینی امروز تاوان همراهی با مردم، در درد و رنج یک سال گذشته آنان، را می‌پردازد.»
در حالی‌ که علی شکوری‌راد باور دارد شعاردهندگان به طور سازمان یافته در مقابل جایگاه سخنرانی جمع شده بودند تا با شعارهای پی در پی از ادامه سخنرانی حسن خمینی جلوگیری کنند، یک نماينده مجلس گفته که حسن خمینی باید با مردم همسو می‌شدند، اما اين كار را نكرد.
اسماعیل کوثری، عضو هيات رئيسه كميسيون امنيت ملی و سياست خارجی مجلس با اشاره به سخنرانی حسن خمينی گفته که او نبايد در مقابل شعاردهندگان موضع می‌گرفت چون شعارهای آنها در پاسخ به مواضع پس از انتخابات خودش بود.
از سوی دیگر، سازمان بسيج مستضعفین به ریاست محمدرضا نقدی در بيانيه‌ای رویداد دیروز را را «نوید بخش آینده‌ای روشن» برای کشور خواند که «دشمنان را نسبت به طمع ورزی و جنگ‌افروزی چه در عرصه جنگ سخت و چه در تلاش‌ها برای طراحيی توطئه و فتنه‌انگيزی در عرصه جنگ نرم» ناکام خواهد گذشت.
اما محمد‌رضا بزمشاهی، سخنگوی سازمان عدالت و آزادی ایران با محکوم کردن کار «عده‌ای هدایت‌شده در شکستن حرمت مراسم سالروز درگذشت آیت‌الله خمینی» گفت که همین افراد پیش‌تر صحنه پاره شدن عکس آیت‌الله خمینی را دستاویز جنجال کردند اما «اکنون که شاهد شکستن حرمت آرامگاه امام و بیت شریف ایشان هستند، باید مشخص کنند که آیا آن موضعشان از روی احساسات دینی بوده یا برای ریاکاری آن همه اظهار تاسف می‌کردند.»
سازمان جوانان و دانشگاهیان حزب اعتماد ملی هم با انتشار بیانیه‌ای در پایگاه اینترنتی جرس، نوشت: افراطیون، این بار صراحتا و بی‌مهابا بیت‌ امام را در سالگرد بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی و در مقابل چشمان ده‌ها خبرنگار داخلی و خارجی، نشانه رفته تا آغازی باشد برای حرمت‌شکنی‌ها و ساختارشکنی‌های جدیدشان.»
پیش از سخنرانی محمود احمدی‌نژاد در آغاز مراسم دیروز هم گروهی از شرکت کنندگان به سر دادن شعارهایی علیه رهبران مخالف دولت پرداختند.
سپاه پاسداران پیش از برگزاری مراسم سالگرد آیت‌الله خمینی اعلام کرده بود که که شمار زیادی از نیروهای بسیج سراسر کشور به تهران آورده شده‌اند تا در این مراسم شرکت کنند.

dry lips
05-06-2010, 08:46 PM
جناب سيد بزرگوار!
خواهشاً فرافكني و مغالطه نفرماييد
چه پيش بيني اي تحقق يافت؟
چه كسي به توليت امام حمله ور شد؟
اصلاً اگر فرض بر اين بگيريم كه به ايشان بي حرمتي شد، اين كار را چه كساني انجام دادند؟
مگر دو ميليون نفر نبودند كه با آمدن رهبر انقلاب شعار "خوني كه در رگ ماست هديه به رهبر ماست" سر دادند و سپس سكوت كردند و گوش به صحبت هاي ايشان شدند؟
آيا اين برداشت شما از صحبت امام خميني نه اين است كه طرفداران مقام معظم رهبري و يا حتي خود ايشان دارند انتقام جويي مي كنند؟
چه انتقام جويي اي؟

حالا اگر همه ي اين ها را به كنار بگيريم اصلاً در جلد هفدهم صحیفه امام، صفحه ۹۰ و به تاریخ ۲۳ آبان ۱۳۶۱ ، امام صحبت هايي را راجع به سيد احمد مطرح كرده اند و نه كساني ديگر
درثاني اون جمله اي كه شما در پست بالا هاي لايت كرده ايد يك جمله قبل از آن دارد به اين صورت كه :
"در پيش گروههايي و اشخاصي گناهاني نابخشودني دارم و احتمال قوي مي دهم که پس از من براي انتقامجويي از من به بعضي نزديکان و دوستانم تهمتها که من آنها را ناروا مي دانم بزنند و به آتشي که بايد مرا بسوزانند آنان را بسوزانند و احياناً به صورت دفاع از من انتقام مرا از آنها بگيرند."

مگر امام در پيش افراد يا منتصبان به افرادي كه روز گذشته به زعم شما به نوه ي ايشان بي حرمتي شد، گناهاني نا بخشودني داشتند؟

بعدش هم، امام فرموده اند "تهمت هاي ناروا"
اگر نگاهي گذرا به موضع سيد حسن خميني در اين يك سال بيندازيم بعضي مسائل بيشتر آشكار مي شود:
1) عدم حضور در مراسم تنفيذ رييس جمهور و سفر به خارج از كشور
2) سکوت در برابر اهانت به ساحت مقدس امام خميني(ره)
3) سكوت در برابر اقدامات جنبش موسوم به جنبش سبز
4)‌ سكوت در برابر اهانت هاي بي شرمانه به رهبر معظم انقلاب
5) عدم استقبال از دولتمردان در حرم امام خميني در هفته ي دولت
6) اعتراض به مستند شاخص در حالي كه تمام افراد از افراد سياسي گرفته تا علما و مراجع و روحانيون و نمايندگان مجلس از اين مستند تشكر كردند


از قديم گفته اند: " تا نباشد چيزكي مردم نگويند چيزها". ظاهراً چيز هايي كه مردم ديروز گفته اند كمي فراتر از چيزكي بوده است!
اين شش مورد بالا تنها بخشي از موضع هاي ايشان در اين يك سال اخير در تاييد جنبش موسوم به جنبش سبز است


پس اگر روز گذشته افرادي اين شعارها را سر داده اند كه:

" نواده روح الله سيد حسن نصرالله" ، "اي يادگار امام رهبر ما خامنه اي والسلام" ، "بصيرت حاج احمد هديه به بستگانش"

حرف گزافي نزده اند


فرافكني تا چه حد سيد؟ خوشمان امد....:yes: دست مريزا....

Kasra
05-06-2010, 10:56 PM
امام (ره) می فرمود، یک حکومت دینی نمی تواند خود را به نام دین به مردم تحمیل بکند و به نام دین کودتا بکند و به نام دین دست به ترور بزند. حکومت دینی همواره باید توجه داشته باشد که سایۀ سنگینی به نام اخلاق، معنویت و ارزش های اسلامی بر اعمال و رفتار او قرار گرفته است.


یکی از دغدغه های اصلی در اندیشه سیاسی امام (ره) جایگاه مردم و رابطه آن با حکومت دینی است . از آنجا که برخی صاحبنظران امور دینی چنین مطرح کرده اند که می توان بدون رضایت و خواست مردم تا آنجا که مقدور است حکومت اسلامی را پابرجا نگه داشت و این مسئله خدشه ای را به مشروعیت نظام وارد نخواهد ساخت، به سراغ دکتر عماد افروغ نماینده دوره هفتم مجلس شورای اسلامی و استاد دانشگاه رفته و درباره جایگاه مردم در نگاه سیاسی امام (ره) گفت و گو کردیم.


به نظر شما مولفه های اصلی یک حکومت دینی در نگاه امام خمینی (ره) چیست؟
یک حکومت دینی در ابتدا باید دینی باشد. بدین معنا که باید پاس مجموعۀ، احکام، باورهای دینی و اخلاقی را بدارد، به خصوص در سطح قدرت دولتی. همان طور که از عنوان حکومت دینی موید است، ارزش چنین نظامی با پسوند آن روشن می شود و آن دینی بودن است. پس چنین نظامی باید با یک روش شناختی صحیح، با یک جهان بینی دقیق و تفسیر صحیح و عقل مدارانه از دین بکوشد که اهداف دینی و به طور خاص اسلامی را رعایت بکند.
حضرت امام (ره) در مرحلۀ نخست این اهداف را با مفهوم توسعۀ معنوی و معرفت ا... و بسط آن تعریف و در مرحلۀ دوم در رابطه با عدالت اجتماعی مطرح کردند. هرچند که ایشان عدالت را هدف اصلی حکومت می دانند ولیکن هدف نهایی را معرفت الهی برمی شمارند. نکتۀ دیگر در خصوص حکومت دینی، بحث مشروعیت است. به عبارت دیگر بحث از اینکه یک حکومت دینی چگونه مشروع یا قانونی می شود. در اینجا برخی با ترجمۀ غلطی که از «Legitimacy» یا «قانونیت» کرده اند، مشروعیت را در برابر مقبولیت قرار داده اند.
مشروعیت و مقبولیت در نظام دینی و در نگاه امام (ره) حاوی دو مقولۀ: 1) حقانیت یا شرعیت 2) مقبولیت یا رضایت عامه است. یعنی حکومتی مشروع و قانونی است که هم محتوای آن و هم اشخاص صاحب منصب از آن ویژگی های مخصوص و الهی برخوردار باشند و هم این محتوا و افراد مورد قبول و رضایت عامه مردم قرار بگیرند. بنابراین یک حکومت دینی نمی تواند خود را به نام دین به مردم تحمیل بکند و به نام دین کودتا بکند و به نام دین دست به ترور بزند. حکومت دینی همواره باید توجه داشته باشد که سایۀ سنگینی به نام اخلاق، معنویت و ارزش های اسلامی بر اعمال و رفتار او قرار گرفته است و چنین نظامی نمی تواند در تصمیم گیری هایش به اخلاق و قواعد دینی توجه نداشته باشد. نکتۀ دیگر اینکه حکومت یک امر ضروری است و ما نمی توانیم با مسئلۀ حکومت و پیوند آن با دین بصورت یک امر عَرَضی برخورد کنیم. حضرت امام (ره) می فرمایند که اگر کسی کوچکترین اطلاعی از عقاید و احکام اسلامی داشته باشد متوجه می شود تشکیل حکومت اسلامی یک امر ضروری است.
چون بدون تشکیل حکومت ما نمی توانیم تحقق بخش بسیاری از ارزش ها و احکام اسلامی باشیم. اما برای امام (ره) حکومت فی نفسه هدف نیست. یک هدف غایی نیست بلکه یک هدف عالی است. پس برخلاف اندیشۀ ماکیاولی در نگاه حضرت امام (ره) برای رسیدن به قدرت و حفظ آن نمی توانیم دست به هرکاری بزنیم.
در نظام سیاسی ای که با هدایت حضرت امام (ره) شکل گرفته است، جایگاه حقوقی مردم چگونه ترسیم شده است؟
خواست مردم موضوعی است که در فرمایشات متعددی از ایشان قابل ردیابی است. یکی از پایه های مشروعیت به هر حال خواست مردم است. به عبارت دیگر تا وقتی مردم نخواهند حکومتی تاسیس نخواهد شد. حال اگر حکومتی بر پایۀ خواست مردم و عنصر شرعیت شکل گرفت نمی تواند نظری را به مردم تحمیل کند. مثلاً حضرت امام (ره) در یک جایی خطاب به نمایندگان مجلس می فرمایند شما وکیل مردم هستید نه ولی مردم.
اگر مردم چیزی را نخواستند ولو اینکه نظر و رای شما صواب باشد حق تحمیل ندارید. یا در جایی دیگر ایشان می فرمایند: «احدی حق ندارد رائی را به مردم تحمیل بکند مگر آنکه مصلحت اسلام و نظام اسلامی اقتضاء کند و خدا آن روز را نیاورد». از نگام امام (ره) در حکومت دینی باید از «اختیار مردم» پاسداری کرد. در ضمن تصویری که ایشان از اسلام کشیده اند سرشار از حق است و نگاه تکلیف مدارانه صرف به مردم دیده نمی شود. درست است که حق و تکلیف با هم توامان وجود دارند اما جایگاه حق در اندیشه امام (ره) یک جایگاه بسیار متعالی است.
پس بدین ترتیب در حکومت دینی ای که مد نظر حضرت امام (ره) است، رابطۀ دقیقی میان خواست مردم و شرع مبین برقرار می گردد. به نحوی که مثلاً در قانون اساسی از طرفی حکومت از آن خداوند است و از طرف دیگر حق دگرگونی اجتماعی به عنوان حقی الهی به انسان تنفیض شده است؟
بله، گفته های من هم دال بر این نیست که حق فقط در مقبولیت تجلی یافته است و شرعیت در مقابل مقبولیت قرار دارد. بلکه به نظر من در نگاه امام (ره) مشروعیت یا قانونیت یک نظام سیاسی حاوی دو مولفه است. 1)شرعیت 2) مقبولیت. پس هم به اعتبار شرعیت آن و هم به اعتبار مقبولیت آن به حقوق مردم توجه دو چندان شده است.
با توجه به گفته شما چون آموزه ها و تعلیمات اسلامی به حق مردم برای ایجاد حکومت به عنوان حقی الهی نگاه کرده اند، پس این شرعیت مقبولیت را دوچندان می کند؟
بدون رضایت و خواست مردم هیچ حکومتی در نگاه امام (ره) مشروع و قانونی نیست. این نکته فقط مربوط به امام (ره) هم نیست. شما اگر به سیرۀ معصومین (ره) دقت کرده باشید، خواست مردم یک رکن اصلی در مشروعیت یک نظام بشمار می رود.
حضرت امیر المومنین (ع) با اینکه منصوص و منصوب بودند اما در زمان خلفا هیچ اقدامی نکردند تا زمانی که مردم فوج فوج به ایشان رجوع کردند و وقتی این مراجعات حجت را برایشان تمام کرد، حضرت امام امور مسلمین را بدست گرفتند. این روش امیر المومنین (ع) تعارف نیست. یا دستور رفراندوم 12 فروردین ماه از سوی امام (ره) تعارف نیست. بلکه یک رکن مشروعیت است و نظام بدون آن اصلاً مشروع نبود و دولتمردان ما حق امر و نهی نداشتند. باید اشاره بکنم این انتخاب فقط در تشکیل حکومت هم نیست بلکه در ادامه نیز باید جریان داشته باشد.

alone star
06-06-2010, 01:28 AM
بیانیه مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم در محکومیت هتک حریم سید حسن خمینی


مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم با انتشار بیانیه‌ای، هتک حریم بنیان‌گذار انقلاب اسلامی و خانواده‌ وی را محکوم کرد.
در بخشی از این بیانیه با اشاره به گسترده شدن "خشونت‌خواهی" و "پرده‌دری" آمده است: "دیروز در حسینیه جماران، پایگاه نور افشانی آن رهبر فقید، و در شب عاشورای حسینی، سخنرانی فرزند معنوی امام و محبوب ترین رئیس جمهور ایران بر هم زده می شود و امروز در سالگرد وفات امام راحل و در کنار مضجع او سخنرانی فرزند گرامی ایشان، حجت الاسلام و المسلمین حاج سید حسن خمینی قطع شده و نیمه تمام گذاشته می شود."
متن کامل این بیانیه که در اختیار جرس قرار گرفت به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
واتقوا فتنه لا تصبن الذین ظلموا منکم خاصه
چهاردهم و پانزدهم خرداد یادآور طلوع و غروب خورشید درخشانی است که به حیات معاصر اسلام و ایران روشنی بخشید و فصلی تازه را در دفتر تاریخ بلند این مرز و بوم رقم زد. ملت قدرشناس ایران سال‌ها است که در حیات و حضور خمینی کبیر (قدس سره) با همراهی و پشتیبانی و جانفشانی با فرمان او و در غیاب او با استواری بر آرمانها و تکریم یادگاران او قدردان آن بزرگمرد بوده و حرمت او را پاس داشته اند.
بزرگداشت سالگرد وفات آن امام راحل در روز چهاردهم خرداد ماه سال هزار و سیصد و هشتاد و نه صحنه بهت آور و دردناکی را پیش روی مردم سوگوار قرار داد. هر چند خشونت و پرده دری و فتنه انگیزی متاسفانه سابقه ای تلخ در سالهای اخیر از خود بر جای گذاشته است، به تدریج دامنه ی آن گسترده تر می شود و حریم‌های محترم را مخدوش می کند. دیروز در حسینیه جماران، پایگاه نور افشانی آن رهبر فقید، و در شب عاشورای حسینی، سخنرانی فرزند معنوی امام و محبوب ترین رئیس جمهور ایران بر هم زده می شود و امروز در سالگرد وفات امام راحل و در کنار مضجع او سخنرانی فرزند گرامی ایشان، حجت الاسلام و المسلمین حاج سید حسن خمینی قطع گردیده و نیمه تمام گذاشته می شود.
رفتار معدود افراد تحریک شده و بی خبر که هرگز از امام خمینی و انقلاب ایشان چیزی نمی دانند و در سن و سالی نیستند که از حقایق تاریخ انقلاب اطلاعی داشته باشند قابل فهم است. چرا که آنان بنیانگذار این نهضت را از طریق معرفی مشوش و تیره و تار دستگاه های رسمی تبلیغاتی می شناسند. تعجب و دریغ از سکوت حاضرانی است که موج هوچی‌گری و غوغا سالاری و فتنه انگیزی را می بینند و واکنشی نشان نمی دهند. این موج امروز به حریم امام رسیده است و به اشکال کوناگون مدتی است آرمان‌ها و اندیشه های او را نیز در بر گرفته است و بیش از همه گرامی ترین یادگار او جمهوری اسلامی را نیز تهدید می کند. همه باید به هوش باشیم که روند تدریجی مصادره و تحریف نهضت امام خمینی (ره) به بیراهه و کژراهه خواهد انجامید. هر چند مهمترین نگرانی و دل مشغولی امروز یاران امام و انقلاب مخاطراتی است که جمهوری اسلامی را تهدید می کند، از یاد نمی بریم که احترام و کرامت افراد در خاندان و متعاقبان آنان پاس داشته می شود.
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم ضمن محکوم نمودن هتک حریم امام راحل و اهل بیت محترم آن حضرت، نسبت به تعرض گسترده به یاران و همراهان آن امام بزرگوار و همراهان و اندیشه ها و آرمانهای ایشان هشدار می دهد. از یاد نبریم که نهضت گرامی پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم را چگونه به بیراهه کشاندند و با یاران و اهل بیت او چه کردند و با گذشت نیم قرن کار به جایی رسید که فرزند گرامی او حسین ابن علی را به اسم حمایت از دین و با شعار تقریب به خداوند مظلومانه به شهادت رساندند. فانا لله و انا الیه راجعون.
امیدواریم با هوشیاری ملت رشید ایران و اقدام به موقع یاران امام و انقلاب از این پس شاهد چنین حوادث تلخی نباشیم.
والسلام علیکم و علی جمیع اخواننا المومنین
مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم

alone star
06-06-2010, 02:08 AM
جناب سيد بزرگوار!
خواهشاً فرافكني و مغالطه نفرماييد
چه پيش بيني اي تحقق يافت؟
چه كسي به توليت امام حمله ور شد؟
اصلاً اگر فرض بر اين بگيريم كه به ايشان بي حرمتي شد، اين كار را چه كساني انجام دادند؟
مگر دو ميليون نفر نبودند كه با آمدن رهبر انقلاب شعار "خوني كه در رگ ماست هديه به رهبر ماست" سر دادند و سپس سكوت كردند و گوش به صحبت هاي ايشان شدند؟
آيا اين برداشت شما از صحبت امام خميني نه اين است كه طرفداران مقام معظم رهبري و يا حتي خود ايشان دارند انتقام جويي مي كنند؟
چه انتقام جويي اي؟

حالا اگر همه ي اين ها را به كنار بگيريم اصلاً در جلد هفدهم صحیفه امام، صفحه ۹۰ و به تاریخ ۲۳ آبان ۱۳۶۱ ، امام صحبت هايي را راجع به سيد احمد مطرح كرده اند و نه كساني ديگر
درثاني اون جمله اي كه شما در پست بالا هاي لايت كرده ايد يك جمله قبل از آن دارد به اين صورت كه :
"در پيش گروههايي و اشخاصي گناهاني نابخشودني دارم و احتمال قوي مي دهم که پس از من براي انتقامجويي از من به بعضي نزديکان و دوستانم تهمتها که من آنها را ناروا مي دانم بزنند و به آتشي که بايد مرا بسوزانند آنان را بسوزانند و احياناً به صورت دفاع از من انتقام مرا از آنها بگيرند."

مگر امام در پيش افراد يا منتصبان به افرادي كه روز گذشته به زعم شما به نوه ي ايشان بي حرمتي شد، گناهاني نا بخشودني داشتند؟

بعدش هم، امام فرموده اند "تهمت هاي ناروا"
اگر نگاهي گذرا به موضع سيد حسن خميني در اين يك سال بيندازيم بعضي مسائل بيشتر آشكار مي شود:
1) عدم حضور در مراسم تنفيذ رييس جمهور و سفر به خارج از كشور
2) سکوت در برابر اهانت به ساحت مقدس امام خميني(ره)
3) سكوت در برابر اقدامات جنبش موسوم به جنبش سبز
4)‌ سكوت در برابر اهانت هاي بي شرمانه به رهبر معظم انقلاب
5) عدم استقبال از دولتمردان در حرم امام خميني در هفته ي دولت
6) اعتراض به مستند شاخص در حالي كه تمام افراد از افراد سياسي گرفته تا علما و مراجع و روحانيون و نمايندگان مجلس از اين مستند تشكر كردند


از قديم گفته اند: " تا نباشد چيزكي مردم نگويند چيزها". ظاهراً چيز هايي كه مردم ديروز گفته اند كمي فراتر از چيزكي بوده است!
اين شش مورد بالا تنها بخشي از موضع هاي ايشان در اين يك سال اخير در تاييد جنبش موسوم به جنبش سبز است


پس اگر روز گذشته افرادي اين شعارها را سر داده اند كه:

" نواده روح الله سيد حسن نصرالله" ، "اي يادگار امام رهبر ما خامنه اي والسلام" ، "بصيرت حاج احمد هديه به بستگانش"

حرف گزافي نزده اند


فرافكني تا چه حد سيد؟

بحث كردن با تو فايده اي نداره

فقط:

دلجويي مقام معظم رهبري از سيد حسن خميني:

[Only registered and activated users can see links]


اقدام برخی افراد در زمان سخنرانی حجت الاسلام سیدحسن خمینی با واکنش جالب رهبر معظم انقلاب مواجه شد.

به گزارش «فردا» اقدام عده ای از حاضران در هنگام سخنرانی سیدحسن خمینی که با سر دادن شعارهایی مانع از سخنرانی وی شدند، با واکنش جالب رهبر معظم انقلاب مواجه شد.

سیدحسین خمینی که از میانه سخنان اش ، روی صحبت خود را جمع شعاردهندگان قرار داده و به شعارهای ایشان پاسخ می داد، سرانجام سخنرانی اش را نیمه کاره رها کرد.

بنابراین گزارش بعد از سخنرانی نیمه تمام وی، رهبر معظم انقلاب در ابتدای ورود به جایگاه بر پیشانی نوه امام راحل بوسه زدند و سخنرانی خود را با تاکید بیشتر و توجه دادن مردم به رعایت تقوا در گفتار و رفتار آغاز کردند.



[Only registered and activated users can see links]




سخنان فرزند شهيد ايت الله مرتضي مطهري:

سپاه عمرسعد و ابن‌زیاد در روز‌عاشورا با ایجاد سر‌و‌صدا اجازه نمی‌دادند نوه پیغمبر سخن بگوید

علی مطهری، نماینده مجلس جلوگیری از سخنرانی حسن خمینی را یک رویداد از پیش طراحی شده خواند و محمود احمدی‌نژاد را متهم کرد که در آن نقش داشت.
حسن خمینی، نوه آیت‌الله خمینی و متولی مقبره او در بهشت زهرای تهران، دیروز 14 خرداد در مراسم سالگرد درگذشت پدربزرگش به دلیل حجم شعارهای هواداران محمود احمدی‌نژاد و بر هم خوردن سکوت مراسم نتوانست سخنرانی خود را ادامه دهد.
این گروه هم پیش از آغاز سخنرانی محمود احمدی‌نژاد و هم هنگام سخنرانی حسن خمینی شعارهایی علیه رهبران معترضان از جمله «مرگ بر موسوی» سر دادند.
علی مطهری در یادداشت خود که در سایت تابناک منتشر شد، نوشت که این رویداد «یک حادثه تلخ و مخالف آرمانهای انقلاب اسلامی از جمله آزادی بیان بود و البته یک حادثه از پیش طراحی شده بود که شخص رئیس جمهور در آن نقش اساسی داشت و می توان گفت از سنخ مناظره انتخاباتی ایشان بود که زمینه فتنه را فراهم کرد.»
فرزند آیت‌الله مرتضی مطهری نوشت که نوع سخنان محمود احمدی‌نژاد تفرقه انگیز بود و «اصرار بر طولانی کردن سخنان خود تا وقتی برای سیدحسن باقی نماند و نیز جمله آخر ایشان که اکنون به سخنان رهبر انقلاب گوش فرا می‏دهیم، دلیل بر این مدعا است.»
آقای مطهری در یادداشت منتقدانه خود نوشت: احمدی‌نژاد مانند کودک یک خانواده شده است که هرچه دیگران را اذیت می کند مورد تشویق قرار می‌گیرد.
او در ادامه افزود: من درصدد دفاع از مواضع آقای سید‌حسن خمینی نیستم، اما آیا اگر کسی به نحوه مدیریت بحران اخیر انتقاد داشت، باید از صحنه انقلاب حذف شود و نباید حق اظهار‌نظر داشته باشد؟
او که از جمله نمایندگان اصولگرای مجلس است، محمود احمدی‌نژاد، میرحسین موسوی و مهدی کروبی را «عوامل فتنه انتخاباتی 88» خواند و نوشت قوه قضائیه باید آنها را به طور همزمان محاکمه و مجازات می‌کرد تا در 14 خرداد 89 این اتفاق نمی‌افتاد.

Kasra
06-06-2010, 12:09 PM
به گزارش خبرآنلاین، وی با اشاره به اصل تفکیک قوا‏، تمرکز قدرت در یک قوه را فساد آور خواند و گفت: اگر قوای مقننه و قضاییه ذیل قوه مجریه فعالیت کنند‏، ممکن است سرعت کار بالا رود اما به دیکتاتوری می‌انجامد.

به گفته وی تمرکز قدرت تنها در اختیارات ولی فقیه فساد آور نیست چون انتخاب رهبری دارای شرایط ویژه‌ای است که این شرایط در انتخاب نمایندگان مجلس و رئیس جمهور لحاظ نمی‌شود. از این رو قوه مجریه باید به حقوق و اختیارات خود پایبند باشد و حق ورود به عرصه قانونگذاری و اظهار نظر درباره مصوبات مجلس را ندارد.

رئیس مجلس در واکنش به اعتراض احمدی نژاد به ارجاع 138 مصوبه مجلس به مجمع تشخیص مصلحت نظام به دلیل مغایرت با شرع و قانون اساسی، ادامه داد: بعید می‌دانم کل مصوبات مجلس هشتم 138 مورد باشد و حداکثر 10-15 مورد به مجمع ارائه شده است که خوب است دولت در ارائه لوایح خود دقت بیشتری داشته باشد که چنین نشود. هرچند که چند طرح هم ممکن است چنین شرایطی داشته باشد.

وی سپس به دفاع از جایگاه مجمع تشخیص مصلحت نظام در اصل 112 قانون اساسی پرداخت و با تاکید بر اینکه مجلس اهل مجاملهدر برخورد نیست و حوزه فعالیتش را هم محدود نمی‌کند، ادامه داد: کمیسیون‌های مجلس بویژه کمیسیون اصل نود به وظایف قانونی خود عمل کند. هرچند که رایزنی‌های وحدت ساز مفید است اما نباید وظیفه ذاتی قوا را مخدوش کند.

لاریجانی نهایتا تاکید کرد که موارد تخلف دولت از قوانین موجود است و اگر اصرار به انکار آن شود، آنها را به اطلاع نمایندگان و مردم خواهند رساند.

0o0
06-06-2010, 12:18 PM
جناب سيد بزرگوار!
خواهشاً فرافكني و مغالطه نفرماييد
چه پيش بيني اي تحقق يافت؟
چه كسي به توليت امام حمله ور شد؟
اصلاً اگر فرض بر اين بگيريم كه به ايشان بي حرمتي شد، اين كار را چه كساني انجام دادند؟
مگر دو ميليون نفر نبودند كه با آمدن رهبر انقلاب شعار "خوني كه در رگ ماست هديه به رهبر ماست" سر دادند و سپس سكوت كردند و گوش به صحبت هاي ايشان شدند؟
آيا اين برداشت شما از صحبت امام خميني نه اين است كه طرفداران مقام معظم رهبري و يا حتي خود ايشان دارند انتقام جويي مي كنند؟
چه انتقام جويي اي؟

حالا اگر همه ي اين ها را به كنار بگيريم اصلاً در جلد هفدهم صحیفه امام، صفحه ۹۰ و به تاریخ ۲۳ آبان ۱۳۶۱ ، امام صحبت هايي را راجع به سيد احمد مطرح كرده اند و نه كساني ديگر
درثاني اون جمله اي كه شما در پست بالا هاي لايت كرده ايد يك جمله قبل از آن دارد به اين صورت كه :
"در پيش گروههايي و اشخاصي گناهاني نابخشودني دارم و احتمال قوي مي دهم که پس از من براي انتقامجويي از من به بعضي نزديکان و دوستانم تهمتها که من آنها را ناروا مي دانم بزنند و به آتشي که بايد مرا بسوزانند آنان را بسوزانند و احياناً به صورت دفاع از من انتقام مرا از آنها بگيرند."

مگر امام در پيش افراد يا منتصبان به افرادي كه روز گذشته به زعم شما به نوه ي ايشان بي حرمتي شد، گناهاني نا بخشودني داشتند؟

بعدش هم، امام فرموده اند "تهمت هاي ناروا"
اگر نگاهي گذرا به موضع سيد حسن خميني در اين يك سال بيندازيم بعضي مسائل بيشتر آشكار مي شود:
1) عدم حضور در مراسم تنفيذ رييس جمهور و سفر به خارج از كشور
2) سکوت در برابر اهانت به ساحت مقدس امام خميني(ره)
3) سكوت در برابر اقدامات جنبش موسوم به جنبش سبز
4)‌ سكوت در برابر اهانت هاي بي شرمانه به رهبر معظم انقلاب
5) عدم استقبال از دولتمردان در حرم امام خميني در هفته ي دولت
6) اعتراض به مستند شاخص در حالي كه تمام افراد از افراد سياسي گرفته تا علما و مراجع و روحانيون و نمايندگان مجلس از اين مستند تشكر كردند


از قديم گفته اند: " تا نباشد چيزكي مردم نگويند چيزها". ظاهراً چيز هايي كه مردم ديروز گفته اند كمي فراتر از چيزكي بوده است!
اين شش مورد بالا تنها بخشي از موضع هاي ايشان در اين يك سال اخير در تاييد جنبش موسوم به جنبش سبز است


پس اگر روز گذشته افرادي اين شعارها را سر داده اند كه:

" نواده روح الله سيد حسن نصرالله" ، "اي يادگار امام رهبر ما خامنه اي والسلام" ، "بصيرت حاج احمد هديه به بستگانش"

حرف گزافي نزده اند


فرافكني تا چه حد سيد؟
فکر...
مقایسه....
تجزیه تحلیل...
و بعد نتیجه بدون...

این نوه اون فرد بزرگیه که همه به خاطر خط مشیش دعوا دارنا...
مهمان امام باشنو تو حرمش نشسته باشنو اینجور حرمت شکنی کنن و به نوه اش بپرن... الله اکبر... الحق که ...
حداقل حرمت اون امامی که که مهمانش بودینو ادعای راهشو دارین نگه میداشتین
]

Kasra
06-06-2010, 01:26 PM
گوشه ایی دیگر از بی کفایتی صدا و سیما که فقط صحبتهای لاریجانی درباره ی رهبری رو پخش کرد:



علی لاریجانی در نطق امروز خود نسبت به اظهارات احمدی نژاد در جمع نمایندگان عضو کمیسیون اصل نود واکنش نشان داد.



به گزارش خبرآنلاین، وی با اشاره به اصل تفکیک قوا‏، تمرکز قدرت در یک قوه را فساد آور خواند و گفت: اگر قوای مقننه و قضاییه ذیل قوه مجریه فعالیت کنند‏، ممکن است سرعت کار بالا رود اما به دیکتاتوری می‌انجامد.

به گفته وی تمرکز قدرت تنها در اختیارات ولی فقیه فساد آور نیست چون انتخاب رهبری دارای شرایط ویژه‌ای است که این شرایط در انتخاب نمایندگان مجلس و رئیس جمهور لحاظ نمی‌شود. از این رو قوه مجریه باید به حقوق و اختیارات خود پایبند باشد و حق ورود به عرصه قانونگذاری و اظهار نظر درباره مصوبات مجلس را ندارد.

رئیس مجلس در واکنش به اعتراض احمدی نژاد به ارجاع 138 مصوبه مجلس به مجمع تشخیص مصلحت نظام به دلیل مغایرت با شرع و قانون اساسی، ادامه داد: بعید می‌دانم کل مصوبات مجلس هشتم 138 مورد باشد و حداکثر 10-15 مورد به مجمع ارائه شده است که خوب است دولت در ارائه لوایح خود دقت بیشتری داشته باشد که چنین نشود. هرچند که چند طرح هم ممکن است چنین شرایطی داشته باشد.

وی سپس به دفاع از جایگاه مجمع تشخیص مصلحت نظام در اصل 112 قانون اساسی پرداخت و با تاکید بر اینکه مجلس اهل مجاملهدر برخورد نیست و حوزه فعالیتش را هم محدود نمی‌کند، ادامه داد: کمیسیون‌های مجلس بویژه کمیسیون اصل نود به وظایف قانونی خود عمل کند. هرچند که رایزنی‌های وحدت ساز مفید است اما نباید وظیفه ذاتی قوا را مخدوش کند.

لاریجانی نهایتا تاکید کرد که موارد تخلف دولت از قوانین موجود است و اگر اصرار به انکار آن شود، آنها را به اطلاع نمایندگان و مردم خواهند رساند.

Raha__7
06-06-2010, 04:03 PM
فکر...
مقایسه....
تجزیه تحلیل...
و بعد نتیجه بدون...

این نوه اون فرد بزرگیه که همه به خاطر خط مشیش دعوا دارنا...
مهمان امام باشنو تو حرمش نشسته باشنو اینجور حرمت شکنی کنن و به نوه اش بپرن... الله اکبر... الحق که ...
حداقل حرمت اون امامی که که مهمانش بودینو ادعای راهشو دارین نگه میداشتین
]
این نوه اون فرد بزرگه که چند ماه پیش مقابل اونایی که به «اون فرد بزرگ» توهین کرده بودن ساکت موند

Kasra
06-06-2010, 05:22 PM
این نوه اون فرد بزرگه که چند ماه پیش مقابل اونایی که به «اون فرد بزرگ» توهین کرده بودن ساکت موند


مگه شما اونایی که توهین کرده بودن رو شناسایی و معرفی کردین و مدارکش رو نشون دادین؟! :huh:

alone star
06-06-2010, 06:46 PM
ابراز تاسف ایات عظام ایت الله العظمی سید عبدالکریم موسوی اردبیلی و ایت الله العظمی صانعی از بی حرمت به حضرت امام و نوه ی گرانقدرش سید حسن خمینی:



- آیت الله موسوی اردبیلی و یوسف صانعی در تماس تلفنی با سید حسن خمینی، حرمت شکنی در حرم امام خمینی(ره) را محکوم کردند.
به گزارش خبرآنلاین، آیت الله العظمی سید عبد الکریم موسوی اردبیلی ضمن تأکید بر ابراز وفاداری ملت بزرگوار ایران نسبت به امام خمینی (س) و اهل بیت شریف امام و بزرگداشت یوم الله 15 خرداد از حادثه تلخ شکستن حرمت مراسم امام در حرم امام خمینی شدیدا ابراز تأسف نمود و اخلال جمعیتی اندک و افراطی در برنامه سخنرانی جناب حجت الاسلام و المسلمین حاج سید حسن آقای خمینی را محکوم کرد.

آیت الله یوسف صانعی نیز در تماس دیگری خطاب به سیدحسن خمینی گفت: شما با آن پاسخ سنجیده تمام نقشه‌های آنان را نقش بر آب کردید و ملت هم به خوبی متوجه این قضیه شدند. اگرچه ظاهر این حرکت تأسف بار بود اما در واقع باید متوجه بود این اقدام به نفع اسلام و به نفع اهداف حضرت امام (سلام الله علیه) تمام شد.

گفتنی است مهدی کروبی نیز در نامه‎ای به سیدحسن خمینی درباره حادثه روز ۱۴ خرداد نوشت: امروز مروّج و مفسّر خط امام کسانی شده‌اند که در برابر امام صف‌بندی کرده بودند.



[Only registered and activated users can see links]

Kasra
07-06-2010, 02:07 AM
قائم مقام موسسه نشر و تنظیم آثار امام خمینی(ره) در دل نوشته‎ای به تشریح آنچه که در روز 14 خرداد در حرم امام خمینی رخ داد پرداخت.


به گزارش خبرآنلاین، حمید انصاری با بیان اینکه در کمال ناباوری در چنین روزی در محضر امام، در حرم امام و در جلوی دیدگان خاندان امام ظلمی را نسبت به بانی مجلس و یادگار امام سازمان دادند گفت: خوش بحال مرحوم حاج احمد آقا، آیت الله توسلی، و آنها که به وقوع پیوستن پیش بینی اعجاب انگیز امام را ندیده و رفتند.
او در این نوشته که پایگاه خبری جماران آن را منتشر کرده است، به مکالمه‎اش با سید حسن پس از آن رخداد اشاره کرده و آورده است: از ایشان درباره نگاه‌شان به حادثه و بازتاب آن پرسیدم که پاسخ دادند « آن‌چه که مرا بیش از هر چیز رنج می‌دهد این است که این مسأله بر متن و اصل مراسم امام و فلسفه وجودی آن ـ که بزرگداشت یاد و نام امام و به رخ کشیدن عظمت نظام جمهوری اسلامی بود ـ غلبه کرده است.»
مهمترین محورهای این نوشتار را در ادامه می‏خوانید:

پیغام ها و هشدارهایی از مدت ها قبل از برخی محافل افراطی می رسید و رسما نیز در اظهارات برخی افراد موثر در مراکز خاص در سایتها انعکاس یافته بود مبنی بر این که نخواهند گذاشت این سخنرانی پا بگیرد. شواهد و قراین همگی از تصمیم همان محافل افراطی به اخلال در برنامه سخنرانی یادگار امام حکایت داشت.
از آغاز اعلان برنامه دومین سخنران ، جمعیتی حدود هزار نفر در حالیکه در حساس ترین مکان نزدیک به جایگاه استقرار داده شده بودند با تمامی وجود فریاد می کشیدند و شعار هایی نامرتبط و بعضا توهین آمیز سر می دادند که قصد آنان در جلوگیری از سخنرانی یادگار امام تا زمانی که ایشان سخنانش را ناتمام گذاشت کاملا مشهود بود.
استواری ، صبوری و متانت یادگار امام که میراث ارزشمند پدر و امام راحل است و بیان مقدمه سخنرانی ایشان و تذکرات توأم با آرامش ایشان نیز هتاکان را به شرم نیاورد. سرانجام حاج حسن آقا با دلی رنجدیده، حرمت شکنی در روز امام و حرم امام را تاب نیاورد و پس از تذکار چند نکته کوتاه معنای تکاندهنده این جمله که هنوز دو دهه بیش از رحلت امام نگذشته است! سخن خویش را نا تمام گذاشت و بدین ترتیب این جمعیت اندک اما پرهیاهو و با برنامه قبلی و مستظهر به حمایتهای محافل افراطی که فضای روبرو و نزدیک جایگاه و تریبون (در پشت محل استقرار مسئولین و مدعوین) را اشغال کرده بودند جسارت شکستن حرمت حرم امام ، حرمت مراسم عظیم رسمی سالروز رحلت امام و شکستن حریم خاندان و یادگاران امام را به نام خویش و به نام گردانندگان خود ثبت کردند.
این جمعیت اندک، و البته نه اینها که گردانندگانشان که در سال های اخیر و این ایام جز خط کشیدن بر همه افتخارات سی ساله نظام، بی اعتبار کردن دست آوردهای انقلاب ودادن نسبت‌های مکرر ناروا به نزدیک‎ترین اصحاب انقلاب و یاران امام و ایجاد تفرقه و تنش بین نیروهای انقلاب و دو دسته گی در جامعه هنر دیگری نداشته و کار شبانه روزیشان در سایت ها و تریبون ها ومراسم و مداحی ها و خیابان ها این است که هر روز چهره ای دیگر از نیکان و خدمت گزاران ملت و انقلاب را از گردونه خدمت گذاری به مردم و انقلاب محروم، و ناجوانمردانه بر تمامی خدمات آنان قلم سیاه بکشند، و یقینا اگر روند به همین منوال ادامه یابد چنین سرنوشتی را این جریان افراطی برای یکایک خدمتگزاران صدیق انقلاب از هر دو جریان و جناح موجود و فعال در عرصه انقلاب تدارک خواهند دید.

alone star
09-06-2010, 11:36 PM
ابراز تاسف مرجع عاليقدر تشيع حضرت ايت الله وحيد خراساني به هتك حرمت به سيد حسن خميني:



آیت الله وحید خراسانی طی تماسی از اهانتهای واقع شده در روز چهارده خرداد ابراز تاسف کردند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی جماران، ‌این مرجع تقلید در این تماس گفتند:«این حادثه روز 14 خردادماه اهانتی به سید حسن خمینی وموجب تاثر و تاسف عمیق شد زیرا که المرء یحفظ فی ولده»

پیش از این نیز برخی از دیگر مراجع عظام تقلید تاسف خویش را از رفتار جمعی در سالگرد ارتحال حضرت امام نسبت به یادگار ایشان ابراز نمودند .




[Only registered and activated users can see links]

pank
10-06-2010, 11:32 AM
متاسفانه هر روز خبرهای نا امید کننده و اتفاقات عجیب و غریبی که تو این مملکت میوفته
اون از قظیه حضرت آقا سید حسن آقای خمینی اینم از فیلتر سایتهای دانلود فایل نظیر مدیا فایر و هات فایل و ...
در عصر تبادل اطلاعات و ارتباطات آدم میمونه چی بگه :sweatdrop

[Only registered and activated users can see links]

pank
10-06-2010, 12:00 PM
صدور قطعنامه تحریم‌های جدید علیه ایران با وجود مخالفت ترکیه و برزیل
روز چهارشنبه ـ نوزدهم خرداد ماه ـ شورای امنیت سازمان ملل متحد، چهارمين قطعنامه تحريمی عليه ايران را تصویب کرد. در این باره باید گفت که دوازده عضو شورای امنیت به این قطعنامه رأی مثبت و برزیل و ترکیه، اعضای غیر دایم شورای امنیت نیز رأی مخالف دادند؛ رأی لبنان نیز ممتنع بوده است.

خبرگزاری «فرانسه»، با اعلام این خبر نوشت: جلسه رأی‌گیری با سخنان نماینده مکزیک، رییس دوره‌ای شورای امنیت آغاز شده و پس از قرائت درخواست حضور نمایندگان آلمان و جمهوری اسلامی ایران در این نشست، نوبت به نمایندگان مخالف رسید تا سخنرانی کنند.

نمایندگان برزیل و ترکیه دو نماینده مخالف بودند. نماینده برزیل گفت که پس از تلاش‌های دو کشور ترکیه و برزیل در رسیدن به توافقنامه مبادله سوخت اتمی ایران در خاک ترکیه، مخالف تحریم‌های بیشتر علیه ایران است.

نماینده ترکیه اما با حمایت از اقدامات دیپلماتیک افزود: جمهوری اسلامی باید با تعلیق غنی‌سازی اورانیوم به مذاکرات وارد شده و مسائل را حل کند.

بر پایه این گزارش، پس از آن، رییس شورای امنیت درخواست رأی‌گیری کرد که دوازده رأی مثبت داده شد. ترکیه و برزیل، نمایندگانی بودند که رأی منفی دادند و تنها لبنان بود که به «قطعنامه شماره ۱۹۲۹» رأی ممتنع داد.

بنا بر دور چهارم تحریم‌های ایران در شورای امنیت، یک دانشمند هسته‌ای، ۲۲ شرکت که مرتبط با برنامه‌های اتمی و موشکی ايران اعلام شده‌اند، پانزده مؤسسه متعلق به سپاه و سه نهاد زير مجموعه خطوط کشتيرانی ايران، در فهرست تحريم‌ها هستند.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، تنها فردی که در فهرست تحریم‌هاست، رياست مرکز فن آوری‌های هسته‌ای سازمان انرژی اتمی ايران است. یکی از مسئولیت‌های این مرکز، نظارت بر تأسیسات غنی سازی اورانیوم در اصفهان است.

برخی از مؤسسه‌ها و شرکت‌هايی که در فهرست تحريم‌ها قرار گرفته‌اند، بیرون از ايران بوده، ولی تحت کنترل ایران هستند و يا در راستای اهداف آن فعاليت می‌کنند؛ از جمله «فرست ايست اگزپورت بانک» که در مالزی است ولی تحت کنترل بانک ملت ايران است.

۲۲ شرکت و مؤسسه که گفته می‌شود، در ارتباط با فعاليت‌های موشکی و هسته‌ای بوده و در فهرست تحريم‌ها هستند، شامل دانشگاه مالک اشتر در تهران، صنايع امين در مشهد، ابزار برش کاوه در تهران، «فرست ايست اگزپورت بانک» در مالزی، صنايع شهيد خرازی و مرکز تحقيقات کشاورزی و پزشکی هسته‌ای کرج است.

این خبرگزاری در ادامه نوشت: پانزده شرکت و مؤسسه وابسته به سپاه پاسداران نيز در فهرست تحريم‌ها قرار دارند؛ از جمله قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبياء سپاه، عمران ساحل، راه ساحل و سپانير.

سه نهاد زير مجموعه خطوط کشتيرانی ايران نیز از جمله «ایریسل بنلوکز» در بلژیک و خط کشتیرانی جنوب در فهرست تحریم‌ها هستند.

هيلاری کلينتون، وزير امور خارجه آمريکا، نیز يک روز پيش از رأی‌گيری شورای امنيت سازمان ملل متحد درباره چهارمين قطعنامه تحريمی عليه ايران گفته بود: «این قطعنامه شامل مهمترين تحريم‌هايی خواهد بود که ايران تا کنون با آن روبه‌رو شده است.»

هيلاری کلينتون که همراه با رافائل کوريا، رييس جمهوری اکوادور، در یک کنفرانس خبری صحبت می‌کرد، درباره چهارمين قطعنامه تحريم ايران گفت: «گمان می‌کنم منصفانه است (که بگويم) اين تحريم‌ها مهمترين تحريم‌هايی است که ايران تا کنون با آن روبه‌رو شده است.»

در همین حال، خبرگزاری‌های بین‌المللی خبر دادند، رئیس‌جمهور کشورمان که در تاجيکستان است، در واکنش به تصويب قطعنامه جديد تحريم‌ها گفت: اين قطعنامه‌ها برای ملت ايران پشيزی نمی‌ارزد.:blink:

منوچهر متکی، وزير امور خارجه جمهوری اسلامی نيز تصويب قطعنامه عليه جمهوری اسلامی در شورای امنيت را حرکتی رو به عقب خواند.:wacko:

او با اشاره به رأی مثبت شورای امنيت به قطعنامه تحريم‌های جديد عليه ايران گفت: امروز آنها حرکت خودشان را روی اين صفحه شطرنج انجام دادند و بايد منتظر باشند که جمهوری اسلامی جمع‌بندی‌هايش را داشته باشد و حرکت بعدی، نوبت جمهوری اسلامی است که آن حرکت را انجام دهد.:scared:

گفتنی است، رأی مخالف برزیل و ترکیه تا اندازه‌ای صدور این قطعنامه را تحت‌الشعاع قرار داده و گروه 5+1 با وجود تصویب این تحریم‌ها، اعلام کرده‌اند، از نظر آنها، هنوز برای گفت‌وگو آمده‌اند و به نظر می‌رسد، این موضع آنها نشان می‌دهد غرب خود نیز خیلی به اثرگذاری این تحریم‌ها بر سیاست‌های هسته‌ای ایران امیدی ندارد!

scream
10-06-2010, 12:35 PM
تهران و بازداشت جوانان...

شاید چند ماه قبل خبرهایی مبنی بر استقرار گشت نسبت در خیابونها به گوشتون رسیده ...ولی نیروی انتظامی هم اون رو بشدت تکدیب کردن و اونرو لطیفه و جوک قلمداد کردن..ولی همین دیروز دوستانی که تهران زندگی میکنن عینآ شاهد چنین گشتهایی بودن و اون رو از نزدیک دیدن.

متن خبر:

بر خلاف تکذیب مقامات نیروی انتظامی در مورد وجود گشت هایی تحت عنوان «نسبت یاب»، منابع خبری از وجود چنین گشت ها و تایید فعالیت آنان خبر دادند. به گزارش منابع خبری موثق و شاهدان عینی، روز گذشته(چهاردهم خرداد ماه) بسیاری از جوانانی كه قصد عزیمت به تفریحگاه های اطراف تهران را داشتند، در مبادی و نقاط مختلف متوقف شده و با سوال و جواب نیروهای ویژه مواجه شده و همزمان تعداد زیادی از آنها بازداشت و روانه بازدشتگاه شدند. یک شاهد عینی در این زمینه خاطرنشان کرد "روز جمعه ترافیك سنگینی در مسیر خروجی‌های تهران به سمت فشم و شمشك ایجاد شده بود و نیروهای ویژه‌ انتظامی(با لباس‌‌هایی خاص)، از عبور خودروهایی كه سرنشینان آن دختران و پسران بودند، جلوگیری كرده و از آنها درباره نسبت ‌شان با یكدیگر استنطاق می کردند و اتومبیل های آنان را نیز توقیف می نمودند." منبع خبری جرس افزود از سوی دیگر نیروهای ویژه انتظامی نیز، در مورد نحوه پوشش و حجاب سرنشینان خودروها سخت گیری های زیادی کرده و سرنشینان تعداد زیادی از خودروها را، توقف و با ون های مخصوص روانه بازداشتگاه کردند. همچنین آمده است "استقرار نیروهای پلیس و گشت‌های ویژه در مناطق مختلف تهران(بویژه شمال) در روز تعطیل در شرایطی اتفاق افتاد كه مركز شهر تهران و خیابان های اصلی، در حالت شدیدا پلیسی - امنیتی قرار داشت و نیروهای ویژه در بخش های مركزی شهر مستقر شده بودند." لازم به ذکر است استقرار نیروهای موسوم به پلیس نسبیت یاب در شرایطی این روزها در خیابان های تهران محرز شده كه برخی مقامات پلیس این موضوع را در حد طنز و جوك ذکر کرده و آن را به طور كلی تكذیب كرده بودند...

نظر شما در اینباره چیست؟؟؟


[Only registered and activated users can see links]

Kasra
10-06-2010, 01:53 PM
میشل سلیمان، رئیس جمهوری لبنان خواهان رأی منفی به قطعنامه بود و نبیه بری، رئیس مجلس نیز خواهان آن شده بود که کشورش در شورای امنیت از موضع ترکیه پیروی کند.
دیدگاه نبیه بری از آن جهت اهمیت دارد که وی شخصیتی مؤثر در سیاست خارجی لبنان است. وزارت امور خارجه لبنان قلمروی او به شمار می رود و وزیر امور خارجه همیشه از بین اعضای جنبش امل که او رهبری اش را به عهده دارد یا از میان کسانی انتخاب می شود که وی تعیین می کند.
لبنان به عنوان عضو موقت شورای امنیت، در واقع دولت های عرب را در در این شورا نمایندگی می کند و جهان عرب رأی لبنان را به همه کشورهای عربی می داند و نه لبنان به تنهایی.
پیش از آغاز جلسه شورای امنیت در روز چهارشنبه، عمرو موسی، دبیرکل اتحادیه عرب به دولت لبنان پیغام داده بود که نظر این اتحادیه این است که لبنان به قطعنامه رأی ممتنع بدهد.
اما به دلیل اصرار بخشی از دولت لبنان بر رأی مخالف به قطعنامه که رئیس جمهوری نیز با آنان همنظر بود، ساعاتی پیش از رأی گیری شورای امنیت، دولت لبنان در محل کاخ ریاست جمهوری به شور نشست تا در مورد رأی خود در شورای امنیت تصمیم بگیرد.
در این جلسه دو انتخاب به رأی گذاشته شد: مخالفت با قطعنامه یا رأی ممتنع.
از سی نفر اعضای دولت، محمد صفدی وزیر بازرگانی و عدنان قصار وزیر مشاور به علت سفر از جلسه غایب بودند.
از بیست و هشت وزیر حاضر در جلسه، چهار عضو دولت که منتخب رئیس جمهوری اند و همچنین ده وزیری که به حزب الله، جنبش امل و متحدان مسیحی شان تعلق دارند خواهان رأی مخالف شدند و چهارده وزیر جناح مقابل، نظرشان بر رأی ممتنع بود.
بدین ترتیب دولت لبنان بر سر اینکه نماینده اش در شورای امنیت چه رأیی به قطعنامه تحریم ایران بدهد به توافق و رأی نهائی نرسید و تصمیم بر این شد که نظر اتحادیه عرب عملی شود، یعنی رأی ممتنع.
این تصمیم در مدت زمان کوتاهی پیش از آنکه شورای امنیت قطعنامه را به رأی بگذارد به اطلاع نواف سلام، نماینده لبنان در سازمان ملل متحد رسانده شد.
در میان دولت هایی که ایران روی آنها سرمایه گذاری کرده، لبنان تنها کشوری نبود که خواست ایران را در شورای امنیت برآورده نکرد.
یکی از رأی های موافق به تحریم ایران در شورای امنیت را بوسنی و هرزگووین داد، کشوری که در طلیعه استقلال و دشوارترین دوره حیاتش، از پشتیبانی همه جانبه و گسترده ایران برخوردار بود.

Kasra
11-06-2010, 08:33 PM
یک مسیحی کاتولیک شامگاه پنجشنبه بیستم خرداد در جوار حرم مطهر حضرت امام خمینی و در حضور حجت الاسلام سید حسن خمینی به دین مبین اسلام و مذهب شیعه جعفری تشرف یافت و اولین نماز را به امامت یادگار امام اقامه نمود.


به گزارش خبرآنلاین به از مهر، دنی کای لی از مسیحیان کاتولیک که مدتی قبل از طریق یکی از دانشجویان ایرانی مقیم لندن جهت آشنایی با دین اسلام اظهار علاقه نموده بود، توسط یکی از اعضای دفتر امام خمینی با اصول و کلیات دین اسلام آشنا شد. وی سرانجام شامگاه پنجشنبه بیستم خرداد در جوار حرم مطهر حضرت امام خمینی و در حضور حجت الاسلام حاج سید حسن خمینی به دین مبین اسلام و مذهب شیعه جعفری تشرف یافت و اولین نماز را به امامت یادگار امام اقامه نمود.

معمار
12-06-2010, 03:11 PM
آگهی استخدام مؤسسه مالی و اعتباری مهر



استخدام بانک

موسسه مالی و اعتباری مهر در نظر دارد به منظور تکمیل ظرفیت نیروی انسانی خود از بین برادران عضو بسیج واجد شرایط زیر دعوت به عمل آورد تا پس از قبولی در آزمون کتبی و انجام سیر مراحل گزینش با این موسسه به عنوان متصدی امور بانکی همکاری نمایند .

الف – شرایط عمومی
۱٫ اعتقاد و التزام عملی به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و اصل مترقی ولایت مطلقه فقیه
۲٫ عدم اشتهار به سوء اخلاق و عدم داشتن سوء پیشینه کیفری
۳٫ نداشتن تابعیت دوگانه ( خود داوطلب یا پدر و مادر وی )
۴٫ داشتن سلامت کامل جسمانی ، روحی و روانی
۵٫ عدم استعمال دخانیات و یا اعتیاد به هرگونه مواد مخدر،محرک و روان گردان…

۶٫ عدم اشتغال یا داشتن هرگونه تعهد تحصیلی ، آموزشی ، خدمتی به سازمانها , ادارات و مؤسسات دولتی ، عمومی و خصوصی

ب- شرایط اختصاصی
۱٫ انجام خدمت مقدس سربازی یا داشتن معافیت دائم (به استثنای هرگونه معافیت پزشکی)
۲٫عضویت در بسیج با حداقل ۶ ماه سابقه همکاری و یا اعضای درجه یک خانواده محترم ایثارگران
تذکر: بسیجیانی که از سابقه بیشتر و یا عضویت در گردانهای عاشورا و اعضاء شورای پایگاه و یا حوزه های مقاومت می باشند، در شرایط مساوی در اولویت استخدام خواهند بود.
۳٫ حداکثر سن برای داوطلبین فوق دیپلم ۲۴ سال (متولدین سال۶۵) و لیسانس ۲۸ سال (متولدین سال ۱۳۶۱) میزان همکاری افراد داوطلب با سازمانهای وابسته به سپاه حداکثر تا پنج سال به غیر از هرگونه سابقه عضویت در بسیج به شرایط سنی فوق افزوده می شود )
۴٫ بومی بودن یا داشتن حداقل پنج سال سابقه سکونت در شهر داوطلب
۵٫ دارا بودن مدرک تحصیلی معتبر از وزارتخانه علوم، تحقیقات و فناوری، دانشگاه جامع علمی و کاربردی و دانشگاه آزاد اسلامی
۶٫ واریز مبلغ ۱۰۰٫۰۰۰ ریال به حساب شماره ۱۶-۵۲۵۱۰۸۱-۳۰-۶۰۰۱ به نام موسسه مالی و اعتباری مهر نزد شعبه شهید توحیدی حساب متمرکز آزمون استخدامی ، قابل پرداخت در کلیه شعب سراسر کشور
۷٫ دارا بودن حداقل معدل ۱۴ و مدرک تحصیلی کاردانی یا کارشناسی در رشته های ریاضی محض یا کاربردی – بانکداری – حسابداری –آمار – اقتصاد: نظری ، بازرگانی ، پول و بانکداری – مدیریتهای دولتی ، صنعتی ، مالی و بازرگانی
۸٫ آشنایی با رایانه در حد ICDL مقدماتی
۹٫ فارغ التحصیلان رشته تحصیلی بانکداری و داوطلبینی که دارای سوابق فعالیت در امور بانکی باشند در صورت احراز سایر شرایط ، در اولویت استخدام خواهند بود.
۱۰٫ طی مراحل فرآیند جذب و انتخاب با موفقیت
۱۱- زمان برگزاری آزمون روز جمعه ۸۹/۴/۲۵ می باشد

ج – تذکرات
۱٫ متقاضیان آمادگی خود را برای خدمت در شهر داوطلبی و یا سایر استانها و شهرهای مورد نظر موسسه اعلام می دارند.
۲٫پذیرفته شدگان نهایی در بدو همکاری به عنوان متصدی امور بانکی در مؤسسه مشغول به فعالیت خواهند شد و با گذشت زمان و کسب نتایج مثبت در ارزیابی های صورت گرفته (توانمندیهای اداری ،کیفیت کاری و ارزیابی عملکرد ) امکان پیشرفت در بکارگیری جایگاههای شغلی بالاتر را خواهند داشت.
۳٫ با پذیرفته شدگان در گزینش و آموزش بدو خدمت که دوره آزمایشی را با موفقیت طی نمایند بر اساس قانون کار قرارداد همکاری منعقد خواهد شد.
۴٫ در صورت اثبات هرگونه تخلف در اصالت و اعتبار مدارک ارائه شده , ضمن جلوگیری از ادامه مراحل، داوطلب از همکاری با موسسه محروم و خسارتهای احتمالی بنا به تشخیص مؤسسه از آنان اخذ خواهد شد.
۵٫ مواد آزمون شامل سؤالات هوش ، عقیدتی، سیاسی، اقتصادی ، رایانه و بانکداری در سطح اطلاعات عمومی خواهد بود.
۶٫ مؤسسه مالی و اعتباری مهر در مراحل مختلف گزینش به دنبال احراز میزان تناسب ویژگیهای داوطلبان با مشاغل مورد نیاز مؤسسه و اولویت بندی ایشان بر این اساس است و عدم پذیرش برخی از داوطلبان به هیچوجه به منزله نفی توانمندی ها و صلاحیت های ایشان در عرصه های دیگر نمی باشد.
۷٫ تاریخ شروع ثبت نام اینترنتی از ۸۹/۳/۲۵ خواهد بود و نحوه دریافت کارت ورود به جلسه محل برگزاری آزمون و ارسال مدارک مورد نیاز و سایر موارد متعاقباً اطلاع رسانی خواهد شد.
۸٫ مدارک ارسالی و وجوه پرداختی مسترد نخواهد شد.

۹٫داوطلبان جهت آشنایی بیشتر با فعالیتهای مؤسسه مالی و اعتباری مهر می توانند به پایگاه اینترنتی این مؤسسه به آدرس [Only registered and activated users can see links] مراجعه نمایند.

pank
12-06-2010, 03:27 PM
دو خواننده خارج نشین، بیژن مرتضوی و معین در تهران حضور دارند.

به گزارش خبرآنلاین، دو خواننده لس آنجلس نشین، طی هفته های گذشته به تهران آمده اند و دیدار با یک مقام ارشد دولتی را در برنامه دارند.

معین روز چهارشنبه هفته گذشته برای نخستین بار وارد تهران شده است و بیژن مرتضوی نیز ویلایی در شمال کشور دارد.

پیش از این حبیب محبیان، دیگر خواننده مقیم امریکا با خانواده اش به تهران آمد و پس از دیدار با همان مقام دولتی، ضمن سکونت دایم در تهران، درخواست هایی برای مجوز کنسرت و آلبوم نیز ارایه داد.

alone star
14-06-2010, 10:27 AM
ایت الله جوادی املی: حوادث 14 خرداد ظلمی اشکار به بیت امام بود


[Only registered and activated users can see links]



آیت‌الله جوادی‌آملی گفت: آن‌چه آن روز واقع شد ظلمی آشکار بود که به امام و بیت امام رواداشته شد.
به گزارش ایسنا آیت‌الله جوادی آملی توهین به یادگار امام در مراسم سالگرد امام خمینی (ره) را محکوم کرد:
اهم سخنان این مرجع عالی قدر را در ادامه می خوانید:


شما را به صبر و استقامت توصیه می‌کنم، من لحظه‌ای که در تلویزیون آن توهین‌های جمع اندک را ملاحظه کردم از صمیم قلب برای شما دعا کردم.
در فرازی از صحیفه سجادیه در دعای 38 حضرت می فرمایند؛ «اللهم انی اعتذرالیک من مظلوم ظلم بحضرتی فلم انصره،خداوندا عذر؛ می‌خواهم درباره مظلومی که در حضور من مورد ستم واقع شده من او را یاری نکرده باشم». آن‌چه آن روز واقع شد ظلمی آشکار بود که به امام و بیت امام رواداشته شد.
حجت الاسلام و المسلمین سیدحسن خمینی، شما را به شرح صدر توصیه می کنم. دل خودرا وسیع گردانید، منتظر لطف خداوند باشید و توکل خویش را جز به خداوند متعال متوجه نقطه‌ای دیگر نگردانید که خداوند متعال بهترین مددکار است.

h.a
14-06-2010, 12:20 PM
به گفته هاشمي رفسنجاني، اتفاقي كه در مراسم سالگرد امام(ره) در حرم اتفاق افتاد، انصافاً از آن نوع كارهاي نامعقولي بود كه در آستانه بحث‌هاي تحريم اتفاق افتاد. نبايست اين‌جور بشود. حالا افرادي كه اين كار را كردند چه كساني بودند؟ چرا اين كار را كردند؟ ما نمي‌دانيم. اما هيچ كس از دوستان انقلاب و داخل كشور، سود نبردند. مردم اهانت به بيت امام(ره) را تحمل نمي‌كنند. شخص حسن آقاي خميني، يك عالم جليل‌القدر و حقيقتاً دانشمند جامعي است از تبار امام(ره) كه اهانت به او، معلوم است كه در جامعه سخت است.
وي خاطرنشان كرد: مردم فراموش نمي‌كنند كه تصاوير فرزند حاج احمد آقا را در كنار امام با چه فضاي محبت‌‌آميزي منتشر مي‌كنند. و آنها را در خانه‌هايشان دارند. ‌اين‌جور رفتار، رنجاندن بيت امام(ره) كار درستي نبود، كار بدي بود. من آن روز در اتاق انتظار، خدمت مقام معظم رهبري نشسته بودم، مي‌ديدم ايشان ناراحتند. يك وقت كه حسن آقا پيشنهاد صلوات داد و صداي بسيار بلندي از جمعيت به گوش رسيد كه به‏خلاف آن شعارها، يك دفعه انبوه جامعه، در آنجا صلوات فرستادند. رهبري معظم انقلاب، خوشحال شدند. به من گفتند ببين، اين جمعيت است، نه آن صدايي كه از يك معدودي درمي‌آيد. جمعيت وفادار است.
رئيس مجلس خبرگان رهبري ادامه داد: قبل از سخنراني حسن آقا رنجيده بود. مي‌خواست صحبت نكند. باز همان جلوي من بود كه رهبري معظم به ايشان گفتند كه مناسب نيست شما صحبت نكنيد. مردم انتظار دارند از شما مطالبي بشنوند و ايشان را ترغيب كردند كه بروند. آن كاري كه جلوي تريبون در انظار كردند، خيلي معنادار بود. خوب اين سال‌ها، اين مراسم تكرار شده، مقام معظم رهبري هيچ وقت حسن آقا را جلوي مردم نبوسيده بودند آنهايي كه اين را مي‌ديدند، بايد درس مي‌گرفتند، مي‌فهميدند، اين يك اشاره‌اي داشت. ايشان در اين حد، اين‌گونه رمزگونه نظرشان را اعلام كردند.
وي افزود: من مي‌بينم بعد از آن هم، همان‌هايي كه محرك اين جمعيت بودند، هنوز دارند مقاله مي‌نويسند، سخنراني مي‌كنند، تحريك مي‌كنند، اين چه چيزي است؟ چه نفعي از آن مي‌بريم؟ اما حقيقتاً نبايد اين كارها تكرار شود. يعني همه متعهد باشند در اين شرايط، نداي وحدت و همدلي خيلي مقدم است بر اينكه كسي كينه‌اش را بر سر فردي خاص خالي كند. يا حرفي به يك كسي بزند.
وي با بيان اينكه انتقادها در حد زبان‌هاي لطيف و منطقي جواب مي‌دهد،گفت:استدلال در حد يك مقاله، در حد يك صحبت، خيلي مؤدبانه مي‌تواند باشد اما اين‌گونه برخوردها جواب نمي‌دهد. من خواهش مي‌كنم از اعضاي محترم كه حالا خدمتشان هستيم، هر جا دستشان مي‌رسد، سعي كنند، فضا را فضاي همدلي كنند به جاي فضاي برخورد و طرد و خصومت و كينه. كه تفرقه براي ما سم است. ان‏شاءالله كه خداوند همان وحدت كلمه كه انقلابمان را پيروز كرد و از همه گردنه‌ها عبور داد، دوباره به ما هديه بفرمايد كه بتوانيم خودمان را براي مراحل توسعه انقلاب آماده كنيم.

منبع ([Only registered and activated users can see links])

pank
14-06-2010, 03:47 PM
تولید شغل یعنی این ... :D






[Only registered and activated users can see links]


فقط می خوایم بدونیم وقتی از بچه ی این آقا می پرسن آقات چیکارست، چی میگه؟ میگه آقام میله است؟ آقام پایه است؟ آقام ستونه؟ آقام سه پایه است؟ آقام گیره است؟ آقام دسته است؟

pank
14-06-2010, 05:04 PM
گزارش تصويري / يك معضل اجتماعي بزرگ
[Only registered and activated users can see links]


[Only registered and activated users can see links]


[Only registered and activated users can see links]


[Only registered and activated users can see links]


[Only registered and activated users can see links]


[Only registered and activated users can see links]


[Only registered and activated users can see links]


[Only registered and activated users can see links]


[Only registered and activated users can see links]


[Only registered and activated users can see links]


[Only registered and activated users can see links]

pank
14-06-2010, 05:10 PM
شنیده ها حاکی از اینه که کسرا تو تهران یه مهمانخونه داشته و ما بیخبر بودیم /
اینم عکسش که تو سایت ایسنا چاپ شده بود :D

[Only registered and activated users can see links]

pank
14-06-2010, 10:43 PM
اسنايدر بهترين بازيكن ديدار هلند و دانمارك


هافبک تيم اينترميلان ايتاليا :pimp: عنوان بهترين بازيکن ديدار هلند و دانمارک را به خود اختصاص داد.

[Only registered and activated users can see links] در پايان ديدار تيم سرزمين لاله‌ها و وايکينگ‌ها، وسلي اسنايدر به علت انجام بازي خوب و نقش داشتن روي دو گل به ثمر رسيده هلند، ‌به عنوان مرد برتر اين ميدان برگزيده شد.
اين بازيکن با انجام جنگ‌هاي تن به تن در قلب خط مياني، عاملي براي کاهش شمار حملات تيم تحت رهبري مورتن اولسن در اين ديدار بود.
وي يک بار نيز با شوتي سهمگين تير دروازه حريف را به لرزه در آورد.
اين جدال با برتري 2 بر صفر هلند به پايان رسيد.

pank
14-06-2010, 10:45 PM
ماركو ماتراتزي: وقت ندارم بازي هاي ايتاليا را ببينم


مارکو ماتراتزي، مدافع تيم اينتر و يکي از چهره هاي شاخص تيم ملي ايتاليا در جام جهاني 2006، تاييد کرد که تعطيلاتش در ايالات متحده را صرف ديدن بازي هاي ايتاليا نمي کند.

[Only registered and activated users can see links]
مدافع تيم ايتاليا گفت که بازي هاي لانازيوناله را نگاه نمي کند
او در جواب به اين سوال که کدام بازي ايتاليا را نگاه خواهد کرد، به سايت باشگاه اينتر گفت:" هيچ کدام. اگر فرصتي پيش بيايد، نگاهي خواهم انداخت اما اگر فرصتي پيش بيايد. بايد بگويم که مطمئنا وقتي براي آن نخواهم گذاشت."
اما او براي ليپي و شاگردانش در رقابت هاي جام جهاني آرزوي موفقيت کرد.
" تيم ملي ايتاليا هميشه در قلب من است و اميدوارم که آنها از بازي هاي شان در جام جهاني لذت ببرند. اميدوارم که آنها هر چه ديرتر به ايتاليا بازگردند. براي آنها بهترين ها را آرزو مي کنم."
لانازيوناله در اولين بازي اش در جام جهاني، امشب مقابل پاراگوئه قرار مي گيرد.

معمار
15-06-2010, 10:18 PM
قابل توجه دارندگان مدرک دانشجوی فوق لیسانس به بالاتر ...
دانشگاه آزاد در کلیه گرایشها علی الخصوص معماری برای کلیه واحدهای مربوطه خود اقدام به جذب هیات علمی نموده است .
مهلت ثبت نام تا 30 خرداد میباشد .
آدرس : [Only registered and activated users can see links]

tameshk
17-06-2010, 08:52 AM
به گفته هاشمي رفسنجاني، اتفاقي كه در مراسم سالگرد امام(ره) در حرم اتفاق افتاد، انصافاً از آن نوع كارهاي نامعقولي بود كه در آستانه بحث‌هاي تحريم اتفاق افتاد. نبايست اين‌جور بشود. حالا افرادي كه اين كار را كردند چه كساني بودند؟ چرا اين كار را كردند؟ ما نمي‌دانيم. اما هيچ كس از دوستان انقلاب و داخل كشور، سود نبردند. مردم اهانت به بيت امام(ره) را تحمل نمي‌كنند. شخص حسن آقاي خميني، يك عالم جليل‌القدر و حقيقتاً دانشمند جامعي است از تبار امام(ره) كه اهانت به او، معلوم است كه در جامعه سخت است.
وي خاطرنشان كرد: مردم فراموش نمي‌كنند كه تصاوير فرزند حاج احمد آقا را در كنار امام با چه فضاي محبت‌‌آميزي منتشر مي‌كنند. و آنها را در خانه‌هايشان دارند. ‌اين‌جور رفتار، رنجاندن بيت امام(ره) كار درستي نبود، كار بدي بود. من آن روز در اتاق انتظار، خدمت مقام معظم رهبري نشسته بودم، مي‌ديدم ايشان ناراحتند. يك وقت كه حسن آقا پيشنهاد صلوات داد و صداي بسيار بلندي از جمعيت به گوش رسيد كه به‏خلاف آن شعارها، يك دفعه انبوه جامعه، در آنجا صلوات فرستادند. رهبري معظم انقلاب، خوشحال شدند. به من گفتند ببين، اين جمعيت است، نه آن صدايي كه از يك معدودي درمي‌آيد. جمعيت وفادار است.
رئيس مجلس خبرگان رهبري ادامه داد: قبل از سخنراني حسن آقا رنجيده بود. مي‌خواست صحبت نكند. باز همان جلوي من بود كه رهبري معظم به ايشان گفتند كه مناسب نيست شما صحبت نكنيد. مردم انتظار دارند از شما مطالبي بشنوند و ايشان را ترغيب كردند كه بروند. آن كاري كه جلوي تريبون در انظار كردند، خيلي معنادار بود. خوب اين سال‌ها، اين مراسم تكرار شده، مقام معظم رهبري هيچ وقت حسن آقا را جلوي مردم نبوسيده بودند آنهايي كه اين را مي‌ديدند، بايد درس مي‌گرفتند، مي‌فهميدند، اين يك اشاره‌اي داشت. ايشان در اين حد، اين‌گونه رمزگونه نظرشان را اعلام كردند.
وي افزود: من مي‌بينم بعد از آن هم، همان‌هايي كه محرك اين جمعيت بودند، هنوز دارند مقاله مي‌نويسند، سخنراني مي‌كنند، تحريك مي‌كنند، اين چه چيزي است؟ چه نفعي از آن مي‌بريم؟ اما حقيقتاً نبايد اين كارها تكرار شود. يعني همه متعهد باشند در اين شرايط، نداي وحدت و همدلي خيلي مقدم است بر اينكه كسي كينه‌اش را بر سر فردي خاص خالي كند. يا حرفي به يك كسي بزند.
وي با بيان اينكه انتقادها در حد زبان‌هاي لطيف و منطقي جواب مي‌دهد،گفت:استدلال در حد يك مقاله، در حد يك صحبت، خيلي مؤدبانه مي‌تواند باشد اما اين‌گونه برخوردها جواب نمي‌دهد. من خواهش مي‌كنم از اعضاي محترم كه حالا خدمتشان هستيم، هر جا دستشان مي‌رسد، سعي كنند، فضا را فضاي همدلي كنند به جاي فضاي برخورد و طرد و خصومت و كينه. كه تفرقه براي ما سم است. ان‏شاءالله كه خداوند همان وحدت كلمه كه انقلابمان را پيروز كرد و از همه گردنه‌ها عبور داد، دوباره به ما هديه بفرمايد كه بتوانيم خودمان را براي مراحل توسعه انقلاب آماده كنيم.

منبع ([Only registered and activated users can see links])


خوب اینکه معلومه کیا این کارو کردن و چرا!!!:blush:

Barack Obama
25-06-2010, 12:37 AM
دانشمندان می گویند با فعال تر شدن فصل طوفان های خورشیدی از سال آینده میلادی باید منتظر اختلال در سامانه های ارتباطی مانند جی پی اس بود. به گزارش شبکه تلویزیونی سی ان ان آنچه تا امسال از طوفان های خورشیدی مشاهده می شد تاثیری چندان محسوس بر زندگی انسانی نداشت ولی از سال دو هزار و یازده، شاهد افزایش فعالیت در سطح خورشید و به حداکثر رسیدن تاثیر طوفان های خورشیدی بر میدان مغناطیسی زمین، باید انتظار تاثیر آن بر زندگی روزمره انسان ها را نیز داشته باشیم.
چرخه خورشیدی هر یازده سال یک بار روی می دهد و لکه های خورشیدی هر چه بیشتری روی سطح خورشید ظاهر می شود. از جمله مواردی که پیش بینی می شود طوفان های خورشیدی بر آن تاثیر بگذارد، تغییر در کلاهک های قطبی زمین است که این امر به نوبه خود بر مسافرت های هوایی و راهبری هوایی تاثیر می گذارد. قرار است از فردا نشست هایی در ناسا برای بررسی تاثیر این طوفان ها برگزار شود تا راههای جلوگیری از اخلالی که ممکن است این طوفان ها در زندگی روزانه به وجود آورد به بحث گذاشته شود. حفظ ماهواره ها از آسیبی که ممکن است طوفان های خورشیدی ایجاد شود از جمله دیگر بحث هایی است که در نشست فردای ناسا مطرح خواهد شد.

MR.evil
03-07-2010, 08:31 AM
زنان در تاريکی بخوابند

زنانی که هنگام شب در معرض روشنایی مصنوعی قرار می گیرند احتمال سرطان سینه در آنان افزایش می یابد .

به نوشته پایگاه اینترنتی نیوکرالا , محققان معتقدند, هرچه میزان روشنایی در شب بیشتر باشد, احتمال ابتلا به سرطان سینه هم بیشتراست.

به گفته پژوهشگران , بدن هنگام تاریکی شب , هورمون ملاتونین ترشح می کند که این هورمون رشد سلولهای سرطانی را به تاخیر می اندازد و به همین علت هر گونه کاهش این هورمون در خون بر اثر روشنایی مصنوعی موجب بروز سرطان سینه در زنان می شود.

محققان همچنین توصیه می کنند, افراد هنگام شب روبروی تلویزیون روشن به خواب نروند .

MR.evil
03-07-2010, 08:32 AM
سرتاسر شهر پاريس زير پوشش اينترنت بي‌سيم و رايگان قرار مي‌گيرد

شهر پاريس با همت شهرداري اين شهر زير پوشش اينترنت بي‌سيم قرار گرفته و به “آن‌لاين”ترين پايتخت بزرگ جهان تبديل خواهد شد.

به گزارش خبرگزاري رويترز، “برترند دلانو” شهردار پاريس اعلام كرد تا پايان سال ميلادي آينده ‪۴۰۰‬مركز ارائه اينترنت بي‌سيم رايگان از نوع “واي فاي” در نقاط مختلف پاريس راه‌اندازي شده و از شركت‌هاي ارائه‌دهندگان اشتراكهاي اينترنتي درخواست مي‌شود آنتن‌هاي جديد ارائه اينترنت را در نقاط پرجمعيت شعر نصب كنند.

بر همين اساس و در برنامه ديجيتالي كردن شهر پاريس، دولت اين كشور قصد دارد شركتهاي نصب و راه‌اندازي فيبر نوري را از معافيتهاي مالياتي گسترده‌اي برخوردار سازد تا اين مراكز بتوانند تا سال ‪،۲۰۱۰‬هشتاد درصد از ساختمانهاي پاريس را به كمك فيبر نوري به اينترنت فوق سريع و باند پهن متصل كنند.

هم‌اكنون ‪۶۰‬درصد از خانه‌ها در شهر پاريس به اينترنت پرسرعت مجهز هستند و شهرداري اين شهر خواهان بالابردن آمار مذكور تا ميزان ‪۸۰‬درصد تا سال ‪۲۰۱۰‬است.

شهرداري پاريس اعلام كرده‌است مراكز ارائه اينترنت بي‌سيم و رايگان جديد تا پايان سال ميلادي آينده در پاركها، ميادين شهر، كتابخانه‌ها و ساير مكانهاي عمومي توسط شركتهاي خصوصي راه‌اندازي خواهند كرد.

MR.evil
03-07-2010, 08:32 AM
سفر ارزان با بوئینگ‌هایی که خلبان ندارند!

آموزش خلبانان فرایند پیچیده و پر‌هزینه‌ای است، آیا محققان می‌توانند سیستم هوشمندی را طراحی کنند که در آینده‌ای نه‌چندان دور و با هزینه‌ای کمتر هدایت کامل هواپیماهای مسافربری را به عهده بگیرد

MR.evil
03-07-2010, 08:33 AM
دغدغه جهان براي رهايي از زباله‌هاي الكترونيكي

بر اساس بررسي‌هاي انجام شده، هر سال توليد زباله‌هاي الكترونيكي ناشي از دور ريختن دستگاه‌هاي الكترونيكي ديجيتالي يا به اصطلاح همان گجت‌ها در مقايسه با سال قبل حدود 40 ميليون تن افزايش خواهد يافت و بر اين اساس پيش‌بيني مي‌شود كه در 10 سال آينده ميزان توليد زباله‌هاي الكترونيكي به حدود 10 برابر افزايش يابد

MR.evil
03-07-2010, 08:34 AM
7 نرم افزار آی فن برای نجات زمین

[Only registered and activated users can see links]
نرم افزارهای متعدد و فراوانی برای تلفنهای آی-فن طراحی و ارائه می شوند اما تعداد محدودی از آنها کاربرد خود را به حفظ و بقای محیط زیست و سبزتر کردن زیستگاههای انسانها و حیوانات محدود کرده اند تا به این شکل اثری هر چند جزئی در نجات سیاره زمین داشته باشند

MR.evil
03-07-2010, 08:35 AM
به جای چشم‌پزشک به گوشی همراهتان مراجعه کنید!

[Only registered and activated users can see links]

با این که هر روز به قابلیت‌های گوشی‌های همراه اضافه می‌شود، اما بعضی از این قابلیت‌ها واقعا خاص،‌ متفاوت و حتی تعجب‌آور هستند

MR.evil
03-07-2010, 08:36 AM
[Only registered and activated users can see links]

دكتر جان پوول، استاد علوم مواد در دانشگاه ناتينگهام در اين زمينه مي‌گويد: گوش‌هاي ما بخشي از يك سيستم‌ هشدار دهنده هستند كه به ما اطمينان مي‌دهند از شرايط خطر دور هستيم، اما مغز ما به سرعت درك مي‌كند كه يك ابزار موسيقايي نمي‌تواند كشنده باشد.



وقتي شما به موسيقي گوش مي دهيد، گوش شما به سمت درون و بيرون در ريتمي منظم و تكراري و تعداد زيادي در ثانيه ضربه مي‌زند.



ما مي‌فهميم كه اين صدا خطرناك نيست؛ بنابراين روي نت‌ها و هارموني‌ها متمركز مي شويم و از آنها لذت مي‌بريم.



به گزارش اينديپندنت، پوول همچنين توضيح مي‌دهد كه چرا ملودي احساس خوبي ايجاد مي‌كند. وي خاطرنشان كرد: در پشت تاكيداتي كه ما در عبارت سازي ملودي‌ها و هارموني‌ها احساس مي‌كنيم يك اساس فيزيكي وجود دارد.



لذت از موسيقي به ميزان زيادي به ايجاد و آزاد شدن تنش بستگي دارد. انواع مختلفي از موسيقي وجود دارد كه هر كدام به گونه‌اي متفاوت به ما احساس لذت مي‌دهند.



مثلا در فيلم‌ها موسيقي عملكردها را تشديد مي‌كند و يا در مواردي كه موسيقي تنش ايجاد مي‌كند، ما از حدس زدن اتفاق بعدي لذت مي بريم.

pank
04-07-2010, 10:42 AM
مرد تنهای شب
کنسرت حبیب در تهران در روزهای آخر عمرش!
ورود خواننده های لس آنجلسی به ایران که در انتخابات نهم طرفداران برخی کاندیداها از آن بعنوان حربه ای برای تخریب رقیبان کاندیدای خود در میان قشر ارزشی و انقلابی کشور استفاده می کردند، اکنون سوزه ای برای تفاخر دولت شده است تا جایی که نه تنها این مسئله را تقبیح نمی کنند بلکه به نوعی از حضور این افراد دفاع کرده و حضور این افراد را نیز توجیه می کنند همانطور که دبیر شورای‌ اطلاع رسانی ‌دولت در این باره نوشته است: "اخيراً خبرهايي منتشر شده، كه البته تاييد هم نشده است و حاكي از آن است كه برخي خوانندگان لس‌آنجلس نشين به كشور برگشته‌اند و البته همين شايعه موجب عصبيت شديد محافل ضد نظام مقدس جمهوري اسلامي در خارج از كشور بخصوص امريكا شده است.

حالا تصور كنيد به فرض صحت اين اخبار برخي خوانندگاني كه صدها لقب استاد و ... به خود داده‌اند و پس از 30 سال در جريان فتنه سال گذشته، پشت به ملت و حق كرده و با طمع خام به دامن دشمنان تابلودار ايران خزيدند و عليه مردم ايران و انقلاب اسلامي سخن گفتند امروز چه حالي دارند؟ راهي كه ديگران پس از 30 سال پيمودن آن عملاً به بن‌بست رسيده و شكست خود را پذيرفته‌اند برخي‌ها با تأخيري 30 سال آن را آغاز كرده‌اند آن هم در روزهاي آخر عمر!" اما آنچه در این میام مهم است واکنش مردم قشرهای مختلف کشور نسبت به این موضوع است.

«تابناک» در گزارشی مفصل به داستان یکی از خواننده های لس آنجلسی که اکنون در ایران بوده و مشغول فعالیت است پرداخته است.

اینکه شما در لس آنجلس باشی، آنجا یک خواننده پاپ معروف شده باشی و هیچوقت با هیچ جنس مخالفی در یک کادر ظاهر نشوی خودش کلی مشکوک است و سوال برانگیز. حالا مرد تنهای شب بعد از عمری در ینگه دنیا زندگی کردن و ظاهرا عمری برنامه‌ریزی طولانی مدت داشتن برای شیوه متفاوت بودن، خواندن و کلیپ ضبط کردن تصمیم گرفته که به سرزمین مادری برگردد و در اینجا بخواند و آلبوم منتشر کند. ضمنا پسرش را هم با خودش آورده! آدم که بدون خانواده جایی نمی‌رود. اما ماجرا به این سادگی‌ها هم نیست...باور کنید ما دیر خبردار شدیم... حبیب نامه‌نگاری‌هایش را کرده، امضاهایش را گرفته، خانه و زندگی‌اش را آورده ایران و خلاصه اینکه هم قصد ماندن دارد و هم قصد کنسرت دادن و آلبوم دادن.

حبیب کیست؟
حبیب محبیان در سال 1331 در شمران آذربایجان به دنیا آمده. سه سال در رضاییه و چند سالی هم در تبریز زندگی كرده است و اصالتاً اهل رضاییه است. حبیب هم از همان دوران كودكی به گیتار علاقه فراوانی داشته و تنها كسی هم كه به راه موسیقی كشیده شد خود حبیب بوده و با مخالفت های اعضای خانواده روبرو شد و به خاطر این كار تنبیه بدنی هم شده است، ولی او از كارش دست نمی‌كشد. دوران دبیرستان او مصادف با دهه شصت اروپا و پیدایش گروه بیتلز بود كه ذوق و شوق موسیقی را در وجود حبیب ایجاد می‌کند و باعث می‌شود كه به آموختن موسیقی و نواختن گیتار كه ساز مورد علاقه اش بوده روی آورد. چند سال بعد طی تبلیغ رادیو و تلویزیون برای استخدام خواننده راهی آنجا می‌شود و پس از گذراندن مراحلی مورد تایید داوران قرار می‌گیرد و در بین شانزده – هفده نفر دیگری كه در این مسابقه قبول شده بودند جای می‌گیرد. دو سال در آنجا می‌ماند و در طول این دو سال آموزش موسیقی هم می‌بیند. بعد از آن به خدمت سربازی می‌رود رفت و در خدمت نیز جزء خوانندگان باشگاه افسران می‌شود تا در كاخ جوانان برنامه اجرا كنند و این گونه از طرف كاخ جوانان رضاییه به تمام كاخ های جوانان سرتاسر ایران سفر كرده است. پس از اتمام سربازی با دختری به نام شادی ازدواج می‌كند كه یك پسر هم به نام احمدرضا از او دارد كه در ایران زندگی می‌كند. همسر اولش به علت اشتباهی زدن آمپول كزاز می‌میرد و چند روز بعد مادرش هم فوت می‌كند تا این گونه دو خاطره ی بد در ذهن حبیب نقش ببندد.

حبیب در سال 1356 اولین آلبومش را با عنوان "مرد تنهای شب" روانه بازار می‌كند. مرد تنهای شب آلبومی بود كه بیشتر كارهایش ازجمله شعر، آهنگ و تنظیمات حاصل کار حبیب بود. همین آلبوم او را به شهرت رساند و برایش محبوبیت زیادی بین مردم به دست آورد. او بیشتر آهنگ های این آلبوم را برای مادر و همسرش خواند؛ قطعاتی چون "شهلای من" و "نگاهم"، "مادر" یا "خرس كوكی (ببار ای برف)". سپس با زن دیگری به نام ناهید ازدواج كرد كه پسرش محمد حاصل ازدواج آنهاست.

حبیب علاوه بر خوانندگی آهنگسازی و ترانه سرایی هم می‌کند. در نوازندگی گیتار هم متبحر است و از معدود خوانندگانیست كه در كارهایش از گیتار دوازده سیم استفاده می‌كند.
آلبوم‌های مختلفی از او منتشر شده؛دو آلبوم اول او با نام های مرد تنهای شب و سلام همسایه كه قبل از انقلاب منتشر شدند ریتمی آرام داشتند و بیشتر آهنگ های آن غمگین بودند. از سال 1360 به بعد كه حبیب به لس آنجلس رفت سه آلبوم به نام‌های آفتاب مهتاب، خورشید خانوم، آخه عزیزم چی میشه و همراز را منتشر کرد. بعد از آن او آلبوم‌های صفر، بزن باران، كویر باور، خداوندا و خانه كوچك را منتشر كرد و در دو آلبوم بعدی خود پسرش را هم به عرصه خوانندگی وارد کرد كه در آنها -"جوونی" و "خودشه" - بیشتر ریتم تند و امروزی مورد استفاده واقع شده بود. آخرین آلبومش "ایران بانو" است كه در آن همه جور سبکی وجود دارد. ضمنا او سال گذشته کتابی هم منتشر کرد که در آن تمامی اشعارش چاپ شده بود.
حبیب که در کارهایش گاه مواضع اجتماعی را هم دنبال می‌کند، در مصاحبه‌ای که سال گذشته داشته دیدگاهش را اینطور بیان می‌کند:"مسجد باید باشد اما مشروبخواری هم باشد. باید مردم آزاد باشند که حرفشان را بزنند. ایران تنها جایگاه آخوندها نیست. در ایران جوان‌ها هستند که دارند این مملکت را می‌گردانند. یک مغزهایی هستند که اصلا استثنایی هستند. متأسفانه بعضی‌هایشان می‌زنند بیرون. ولی وطن‌پرست هم زیاد داریم. نمونه‌اش همین ماهواره که فرستادند فضا."

وقتی همه خوابیم

ماجرای آمدن حبیب به ایران و درخواست مجوز و آلبوم و کنسرت و باقی جریانات از وبلاگ رضا رشید پور، مجری جنجالی تلویزیون شروع شد. او که مدتی است هیچ فعالیت رسانه‌ای ندارد و در وبلاگش هراز گاهی اخبار پشت پرده می‌نویسد در وبلاگش نوشت: "حبیب محبیان، خواننده اهل لسآنجلس قصد دارد در ایران کنسرت برگزار کند. این خواننده لس‌آنجلسی که از حدود شش ماه قبل به ایران بازگشته شاید به زودی در ایران کنسرت برگزار کند. او از ریشه‌ها حرف می‌زند و از تمام دلتنگی‌هایش در آمریکا. خیلی‌ها به او کمک کرده‌اند تا مسیر ادامه کارش در داخل کشور هموار شود. این بار که او را دیدم خبرهای خوبی داشت . ظاهرا به زودی مجوز رسمی برای اجرای کنسرت با صدای حبیب صادر خواهد شد." در همان پست وبلاگی بود که رشیدپورحضور محمد در ایران را هم ذکر کرد و تا اینجا جلو رفت که حتی شاید در کنسرت پدر با او همراه شود.
همین نوشته وبلاگی که بعدها همراه با عکسی از رشیدپور و حبیب شد آغاز ماجرای رسانه‌ای حضور این خواننده لس آنجلسی در تهران بود.

حبیب و شایعه نامه به یک شخص

حبيب در حالی که مشغول آماده كردن آلبوم موسيقي خود درتهران بود شایعه شده به یک شخص نامه نوشت. او در نامه خود كه به نظر مي‌رسد دليل اصلي مساعدت براي حضورش در تهران بود، گفت: "اينجانب تاكنون در آهنگ هاي خود هيچگاه عليه نظام جمهوري اسلامي ايران چيزي نخوانده ام . خواهشمندم به دليل وضعيت جسماني من، با بازگشتم به ايران موافقت فرماييد زيرا من از يك بيماري صعب العلاج(سرطان) رنج مي برم."!

حبیب و رحیم مشایی

در اینکه از سال گذشته چهره متفاوتی از اسفندیار رحیم مشایی درایران ارائه شده است شکی نیست؛ چهره‌ای علاقمند به هنر و هنرمندان. از لطفش به هدیه تهرانی گرفته تا دیدار اخیرش با حبیب. شاید اولین روزی که پارسا نیوز گزارش دیدار این دو را منتشر کرد باورش سخت می‌نمود و بیشتر شبیه شایعه بود اما بعد تر و با انتشار اخبار دیگر درباره ماجرای حضور حبیب در تهران این ماجرا هم تائید شد. واقعیت این بود که مشایی در دیدار خود با حبیب مطالبی را در خصوص مسایل هنری و فرهنگی مطرح كرده بود. ضمن اینکه به جز این دو چند تن دیگر از فعالان عرصه موسیقی نیز در این دیدار خصوصی حضور داشتند. جالب اینجاست که اوایل بهمن ماه سال گذشته وقتی در برخی سایتها خبر ملاقات رئیس دفتر رئیس جمهور با یکی از خوانندگان لس آنجلسی منتشر شد از طرف هیچ مسئولی تایید و یا تکذیب نشد تا اینکه خبرهای کامل‌تری از این دیدار منتشر شد. گفته می شود در این دیدارها رایزنی هایی در خصوص مسائل هنری میان این خواننده لس آنجلسی و این مقام دولتی صورت گرفته و حتی گفته شده در صورت موافقت مقامات، این هنرمند می‌تواند در تهران کنسرت دهد.

حبیب و وزارت ارشاد

شاید نمی‌شد به یک نوشته وبلاگی و خبري آنقدرها استناد کرد و اصلا این ماجرا را باور کرد که یکی که هنوز کلیپ‌هایش از شبکه‌های ماهواره‌ای لس آنجلسی در حال پخش است در همین تهران خودمان به سر می‌برد و درخواست مجوز هم داده اما وقتی که رییس دفتر موسیقی ارشاد در این باره توضیحاتش را ارائه داد همه چیز رنگ و بوی جدی و رسمی پیدا کرد. "علی ترابی" اعلام کرد که مدتی قبل ایشان برای انتشار یك آلبوم موسیقی در داخل كشور درخواستی برای دفتر موسیقی ارشاد نوشته‌اند، اما صحبتی از برگزاری كنسرت در داخل كشور نبوده است. برای اعطای مجوز به این آلبوم نیز همچون آلبوم‌های دیگر و براساس برنامه اداری؛ مطابق ضوابط عمل خواهیم كرد و درخواست ایشان درحال بررسی است.

[Only registered and activated users can see links]


جالب اینجاست که ترابی کلا حضور حبیب در لس انجلس را طی این سال‌ها ظاهرا ندیده گرفته و در پاسخ به این سوال كه علاوه بر ضوابط معمول اعطای مجوز، در این بررسی چه موارد دیگری مورد توجه دفتر موسیقی برای اعطای مجوز است، گفت:" دفتر موسیقی در زمان اعطای مجوز به آلبوم‌ها مشخصا موسیقی و شعر آثار را بررسی می‌كند. البته درخصوص صلاحیت‌ افراد نیز از مراجع ذیصلاح نیز استعلام خواهد كرد. بررسی این آلبوم نیز در چارچوب‌های قانونی دفتر موسیقی انجام می‌شود و روال متفاوتی نخواهد داشت."

حبیب این روزها در ایران چه می‌کند؟

این سوال را می‌شود یک کلمه‌ای جواب داد و گفت:"زندگی"! اما جزئی‌ترش را که بخواهید باید بگوئیم طی چندماهه گذشته حبیب به همراه همسر و فرزندش در تهران خانه گرفته و زندگی می‌کند. ماه‌های اول حضورش در ایران را بیشتر به دنبال بازپس گرفتن پاسپورت و لپ‌تاپش بوده که در بدو ورودش به فرودگاه ایران ضبط شده بود.

حبیب تصمیم قطعی‌اش را برای زندگی در ایران گرفته و امیدوار است که نه تنها به خودش بلکه به پسرش هم مجوز انتشار آلبوم و برگزاری کنسرت داده شود. او طی مدت اقامتش در ایران کلیپ‌هایی را ضبط کرده که یکی از این کلیپ‌ها سر مزار مادرش در بهشت زهرای تهران گرفته شده است. همه کادر کارگردانی و فنی این آلبوم از جوان‌ترهای این کار هستند و اکثرا از میان افراد فعال در شبکه ماهواره‌ای ایران میوزیک. هیچکدام این افراد از جمله آدم‌های معتبر و معروف کارگردانی نیستند. به جز این، او در چند جای دیگر ایران هم حبیب کلیپ‌هایی را ضبط کرده است.
همیشه و در تمام اوقات یکی از افراد بانفوذ همراه اوست و گفته می‌شود که تمامی مسیر حضور و فعالیتش در ایران با راهنمایی افراد با نفوذ است

حبیب و شایعات

گفته می‌شود حبیب دچار این توهم است که برای اولین کنسرتش اگر 10 شب هم در استادیوم آزادی برنامه بگذارد باز کم است! گفته می‌شود که جو حبیب را گرفته و تصور می‌کند هیچ خبری تکان‌دهنده‌تر از حضور او در ایران نیست.

گفته می‌شود که حبیب با پاسپورتی خاص از ایران خارج شده و طی همه این سالها او با برخی نیروهای انتظامی و اطلاعاتی در ایران همکاری داشته است و حالا هم یک سالی است که از لس آنجلس دیپورت شده است.

گفته می‌شود در یک میهمانی درخواست اجرای قطعه از جبیب شده است و او درخواست 60 میلیون می‌کند. همچنین یکی از مجله‌های داخلی (ز-ا) تصمیم به انتشار عکس او روی جلدش می‌گیرد که حبیب درخواست 120 میلیون تومان می‌کند!

گفته می‌شود شاید در ابتدا به او مجوز کنسرت داده نشود اما در جشن‌ها و مراسم کوچک‌تر به او اجازه خواندن قطعه بدهند.

گفته می‌شود او خودش هم خیلی امیدوار نیست که به محمد پسرش هم مجوز آلبوم یا کنسرت داده شود.

حبیب و پیامدهای احتمالی گرفتن مجوز

طبق یک قانون ننوشته حضور برخی از خوانندگان لس آنجلسی در ایران ممنوعیتی ندارد به شرط اینکه فعالیتی نداشته باشند. اما حالا اینکه حبیب یا بیژن درخواست مجوز می‌دهند یا دلشان خواسته که در ایران فعالیت کنند بحثی است جدا.

پیامدهای احتمالی گرفتن مجوز حبیب را شاید بشود به دو قسمت تقسیم کرد، یکی مواجهه مردم با این ماجرا و دیگری اهالی موسیقی. حبیب خواننده کم طرفداری نیست و مردم هم بدشان نمی‌آید که به کنسرت او بروند شاید همین یک جمله به دور از انواع و اقسام سوال‌هایی که درباره چرایی حضور حبیب در ایران از سوی مردم مطرح می‌شود برای برخورد مردم و طرفداران حبیب در ایران کافی باشد.

اما مهم‌ترین پیامدی که می‌تواند اخذ مجوز کنسرت یا آلبوم حبیب در ایران در میان اهالی موسیقی داشته باشد، سردرگمی فعالان موسیقی پاپ است. وقتی که بسیاری از فعالین موسیقی پاپ ایران که از شروع فعالیتشان در ایران تا به امروز همه مجوزها را گرفته و دست به عصا راه رفته‌اند تا نکند اتفاق ویژه‌ای در کارنامه هنری‌شان بیفتد و پرونده‌ای برایشان ساخته شود ببینند که به راحتی خواننده‌ای از آن سر دنیا با دیدگاه‌ها و فعالیت‌های خاص موسیقی لس‌آنجلس به ایران می‌آید و مجوز می‌گیرد، سردرگمی کمترین اتفاقی است که می‌افتد.
نکته دیگر اینکه کم نیستند خوانندگان، ترانه سرایان و کلیپ سازان داخلی که به دلیل همکاری هرچند مختصر با شبکه‌های ماهواره‌ای کلا ممنوع‌الفعالیت یا ممنوع‌القلم شده ‌اند. مهدى مقدم به خاطر ارائه چند كليپ به همان شبكه‏هايى كه حبيب و امثال حبيب ادامه حيات هنرى خود را مديون آنها هستند، سه سال است با منع قانونى براى ادامه فعاليت در موسيقى مواجه شده است و دو سال پيش تعدادى كليپ‏ساز كه در آثارشان مرتكب تخلفاتى شده بودند، مدتى بازداشت شدند. تعداد خواننده‏هايى كه به خاطر اجراى چند قطعه بدون مجوز، ماه‏هاست نمى‏توانند براى آثارشان مجوز بگيرند و به جمع خواننده‏هاى رسمى بپيوندند، غيرقابل شمارش است و ترديدى نيست كه بسيارى از اين خواننده‏ها استعداد و خلاقيت بسيارى دارند و فقط به خاطر آن كه در قسمتى از فعاليت خود به بيراهه رفته‏اند، دچار مشكل شده‏اند.

افسردگی ناشی از سردرگمی هم از دیگر پیامدهای احتمالی این ماجراست. اینکه شما عمری را صرف مجوز گرفتن و چشم گفتن به انواع و اقسام سیاست‌های وزارت ارشاد کرده‌اید و حالا یکی هیچکدام از این کارها را نکرده، عمری را در لس آنجلس گذرانده و حالا دلش خواسته که به این سیاست‌ها تن بدهد.

pank
04-07-2010, 10:43 AM
اولین مصاحبه حبیب محبیان پس از حضور در ایران
حبیب محبیان خواننده لس آنجلسی که از مدتی پیش به لطف برخی توانسته در ایران حضور پیدا کرده و علاوه بر زندگی اقدام به ضبط آلبوم نیز کرده است، اولین مصاحبه خود را البته به صورت رایگان انجام داد.

این خواننده که پس از انقلاب از ایران خارج شده بود اکنون به همراه خانواده خود در تهران ساکن بوده و مشغول فعالیت می باشد.

بنابراین گزارش؛ حبيب محبيان در گفت و گوي اختصاصي با روزنامه «راه مردم» از دلائل رفتن خود از ایران و زندگی اش در ینگه دنیا و علت بازگشتش به ایران گفته است.

حبیب گفته درباره نظام جمهوری اسلامی گفته است: نظام با ابتذال مخالف است نه با موسيقي و هنر؛ آنهايي كه سوداي رفتن دارند بدانند آنجا خبري نيست هيچ كجاي دنيا كشور خود آدم نمي شود از فضايي كه در ايران براي كساني كه بخواهند به اصل خويش برگردند بوجود آمده و از لطف مردم و مسئولان تشكر مي كنم.

[Only registered and activated users can see links]


تبديل ايران به قدرت بلامنازع باعث فخر ايرانيان است

از مدتها قبل زمزمه بازگشت حبيب محبيان معروف به حبيب در محافل مختلف مطبوعاتي و رسانه اي به خصوص سايت هاي خبري مطرح شده است كه ابتدا با رضا رشيدپور مجري صدا و سيما در سايت شخصي اش همراه با عكس مشتركش با وي اين خبر را اعلام كرد كه بدنبال آن اين خبر در بسياري از سايت ها منعكس شد.در اين ميان سايت هاي مختلف و مراجع رسمي دولتي اظهار نظرهاي مختلفي را اعلام نموده اند،همانند اينكه آقاي حبيب محبيان تقاضاي كنسرت در تهران نموده است ولي مسئولين هنري وزارت ارشاد طي اظهار نظري اعلام داشتند تقاضاي مجوز آلبوم موسيقي حبيب در دست بررسي دارند.

روزنامه «راه مردم» به منظور اينكه به ابهامات ،تكذيب ها و تاييد هاي افراد و مراجع مختلف پايان دهد، مصاحبه اي چالشي با آقاي حبيب محبيان انجام داده است كه از نظر خوانندگان گرامي مي گذرد.

آقاي محبيان بفرمائيد چه شد كه بعد از ‌يك فاصله طولاني به ايران بازگشتيد؟

حس ايران دوستي در وجود من شعله مي كشيد.مدتها بود كه با خودم كلنجار مي رفتم اما هر بار كه تصميم گرفتم يك مشكل خانوادگي و روزمرگي پيش مي آمد.و مانع مي شد تا اينكه يك باره همه چيز را كنار زدم و قصد ديار كردم.

شما كه وطن دوست بودي چرارفتي؟
اوايل انقلاب احساس اين بود كه فضاي مناسبي براي اجراي موسيقي ميسر نيست من هم با شدت علاقه اي كه به كار آهنگ سازي و خواندن داشتم تصميم به رفتن گرفتم اما بايد به جرات بگويم كه متأسفانه آن مدينه فاضله خيالي 15سال مرا از علايقم يعني موسيقي دور و خانه نشين كرد.جالب اينكه بدانيد در اين مدت از دو جنبه زجر مي كشيدم يكي فاصله از مملكت خود و ديگري از موسيقي.

چه مدت در آنجا كار موسيقي انجام نداديد؟
حدود پانزده سال در منزل درگير فعاليت هاي اقتصادي بودم و براي خودم آهنگ مي ساختم اما پس از آن با ديدن مشكلات موسيقي هاي موجود تصميم گرفتم مجددا كارهاي خود را ارائه دهم.

با اين روحيه فكر نمي كنيددير تصميم به بازگشت گرفتيد؟
شايد.اما زندگي در غربت گرفتاري ها و مشكلات خاص خودش را دارد.

چه شد تصميم براي بازگشت گرفتيد؟
فشار غربت و علاقه شخصي به وطن و تشويق همسر و فرزندم براي زندگي در ايران.اما مستحضر هستيد از بين بردن زندگي كه با آن همه سختي و مشقت در آمريكا درست كردم به شدت و ريسك پذير بود. من براي رسيدن به اهدافم ضررهاي زيادي متحمل شده ام اما اينبار بالاخره با هر دشواري كه بود توانستم تمام زندگي خود را در آنجا رها كرده و به سمت اصالت واقعي خود يعني كشورم بازگردم،ضمنا متوجه شدم كه حاكميت نظام با هنر و موسيقي مخالف نيست بلكه با ابتذال و دور شدن از فرهنگ مردم مخالف است.

ايران و زندگي در آن با تمام خاطرات و فرهنگ و عقايد ديني و مذهبي در واقع شروع دوباره زيستن پس از سه دهه دوري و غربت است كه براي من لذت و شيريني وصف ناپذير عجيبي به همراه دارد.

تعبير و نگاه سي ساله شما نسبت به ايران چيست؟
مردم دوست داشتني ايران هميشه لبريز از احساس ،محبت و مهرباني هستند در هيچ كجاي دنيا اين زندگي سراسر عاطفه و نوع دوستي و باهم بودن را نديدم.اراده قوي اين ملت واقعا غرورآفرين است. باور كنيد ايران به يك قدرت بلا منازع تبديل شده است .اين باعث فخر ايرانيان است.

يعني ورود شما به اين دلايل بستگي داشت؟
بلي،اما مسائل ديگري هم دخيل بود از جمله تهاجم بي منطق و مبتذل به فرهنگ و به ويژه موسيقي ايراني .متأسفانه هر چند وقت يكبار متوجه مي شدم كه فلان خواننده بعد از كسب شهرت در ايران از كشور خارج شده و به كشورهاي ديگر و شبكه هاي ماهواره اي پناه مي برند.من برگشتم تا به آنهايي كه سوداي رفتن دارندثابت كنم كه آنجا خبري نيست هيچ كجاي دنيا كشور خود آدم نمي‌شود.

حالا كه برگشتيد قصد داريد مجددا به عالم هنر برگرديد؟

فعلا بدنبال آرامش زندگي و لذت بردن از موهبت معاشرت با مردم بزرگوار و صميمي و آداب و رسوم ارزشمندي كه مدتها با آن فاصله داشته ام ،هستم.از آنجا كه من هم مثل همه ايرانيان متعلق به اين سرزمين هستم ،چنانچه بتوانم خدمتي در جهت رشد و شكوفايي موسيقي كشورم داشته باشم با كمال ميل اداي دين مي كنم البته در اين مدت حدود يكسالي كه در ايران هستم تقاضاي همكاري در زمينه هنر را در چارچوب‌قوانين و مقرارت كشور داشته ام.

يعني براي فعاليت مشكلي نداريد؟

ببينيد من هيچگاه به دنبال ابتذال نبوده ام حتي قبل از انقلاب در طول اين سي سال هم تلاش كرده ام هيچگاه از معيارهاي اصولي موسيقي كلاسيك و فاخر و فرهنگ اصيل ايراني خارج نشوم بنظرم هميشه نحوه فعاليت من با بقيه متمايز بوده . شماسابقه كارهاي من را ملاحظه كنيد. من هميشه و در هر حالتي با عقايد و باورهاي خودم زندگي كردم . من اين حرف را براي اينكه به ايران آمدم نمي زنم بلكه در طول اين سي سال گذشته كارنامه ام كاملا واضح و روشن است.وقتي كه طي سالهاي قبل آثاري در مورد رزمندگان ،امام علي (ع)،عيد غدير و چندين قطعه مذهبي ديگر كه خواندم در ايران نبودم كه گفته شود بخاطر اينكه تأييدي بگيرم آنها را اجرا كرده ام. در واقع اجراي اين كارها صرفا‌ به خاطر اعتقادات من بوده ،در عين حال از فضايي كه در ايران براي كساني كه بخواهند به اصل خويش برگردند.بوجود آمده و از لطف مردم و مسئولان تشكر مي‌كنم.


آيا اين اواخر كار جديدي از خود ارائه كرده ايد كه از طرف شبكه هاي تلويزيوني پخش شده باشد؟

نه به هيچ وجه . الان حداقل بالغ بر 2سال است كه هيچ همكاري نداشته و اساسا‌من با هيچ شبكه اي قرار دادي ندارم و رسما‌به همه شبكه هاي ماهواره اي اعلام كرده ام موافق پخش برنامه هايم در آن شبكه‌ها نيستم . اما علي رغم اين اقدام ممكن است شبكه اي اين درخواست را رعايت نكرده باشد كه متقابلا‌ من هم بايد راهكارهاي قانوني عدم پخش آثارم را در آن شبكه ها پيگيري كنم.

اما كارهايي كه از شما مطرح مي كنند كه با برخي ارزش هاي مورد قبول مردم همخواني ندارد در اين رابطه چه توضيحي داريد؟

همانطور كه اشاره كردم من شخصا تاكنون تلاش كرده ام در آثارم هنجارشكني نشود و سعي كرده ام ارزش هاي مورد قبول مردم را رعايت كنم اما از جانب تهيه كننده يا طرف قرار دادم متاسفانه ممكن است تنها در چند اثر (از مجموعه حدود 130اثر توليد شده‌)اين موضوع رعايت نشده باشد كه اين كار صرفا‌ توسط قرار دادم بوده و اين تنها به فضاي نامناسب لس آنجلس بر مي گردد و اينجانب در آن نقشي نداشتم . در واقع اثر خريداري شده به نحوي ميكس شده كه براي فروش در شبكه هاي ماهواره اي جذاب باشد و اين كار به من ربطي نداشته است .در عين حال جا دارد كه از اين بابت از مردم عزيز عذر خواهي كنم ،اما همانطور كه در محتواي روند كلي توليدات من مشخص مي باشد در اكثريت قريب به اتفاق در كار‌هايم من اين مراقبت و حساسيت وجود داشته است . زيرا هميشه خود را پايبند ارزش‌هاي ملت خوب و با صفاي خودم مي دانم مضاف بر اينكه كارهايي نيز قبل از انقلاب اجرا كرده ام كه محتواي مذهبي داشته است.

شما در حال حاضر با اين سابقه چه پيغامي براي نسل جديد اين هنر داريد؟

در موسيقي و محتواي اشعار سلامت نفس و احترام به ارزش هاي انساني و فرهنگي كشور قبل از هر چيزمهم است .نسل جديد بايد بداند موسيقي يك زبان انتقال فرهنگ است.پس در انتخاب شعر ،آهنگ و اجرا بايد دقت عمل داشته باشند زيرا يك هنرمند از توانايي وجودي و ذاتي خود بر خواسته و تنها اثر اوست كه ماندگار است. پس در توليد آن دقت عمل اجتناب ناپذير است و بايد تلاش كنيم كه فرهنگ اصيل خودمان را توليد و با زيبايي هر چه بهتر منتقل كنيم.

ALI_FC
05-07-2010, 12:01 PM
اين خبراي pank همش دروغه معلو نيست اين چرت و پرتا رو از كجا مياره....

alone star
05-07-2010, 06:18 PM
اين خبراي pank همش دروغه معلو نيست اين چرت و پرتا رو از كجا مياره....



جناب Game_Over به راحتی و بدون تحقیق کلمه ی دروغگویی را برای کسی به کار نبرید که این کار بر خلاف اخلاق است.
و همچنین از جناب pank نیز خواهش میکنم از هر کجا اخبار را میگیرند لینک خبر را نیز در پایین هر پست بزنند تا کاربران به لینک اصلی دسترسی داشته باشند.

اما در مورد خبر مربوط به بازگشت حبیب به ایران:

اولین بار این خبر در وبلاگ رضا رشیدپور یکی از مجریان صدا و سیما زده شد و خبر از حضور حبیب محبیان در ایران و درخواست برگزاری کنسرت داد.
[Only registered and activated users can see links]

چند روز بعد علی ترابی رئیس دفتر موسیقی وزارت ارشاد در خبر عنوان کرد که حبیب درخواست مجوز برای یک البوم داده است و نه درخواست مجوز برای یک کنسرت. ترابی می افزاید: مدتی قبل ایشان برای انتشار یک آلبوم موسیقی در داخل کشور؛ درخواستی برای دفتر موسیقی ارشاد نوشته‌اند، اما صحبتی از برگزاری کنسرت در داخل کشور نبوده است. [Only registered and activated users can see links]

حمید شاه آبادی، معاون امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز در مصاحبه ای خبر حضور حبیب در تهران و درخواست صدور مجوز برای البوم را تایید کرد. [Only registered and activated users can see links]

اسفندیار رحیم مشایی ریس دفتر ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد با حبیب دیدار و گفتگو کرد. که البته بعدا این خبر تکذیب شد. [Only registered and activated users can see links]

مصاحبه ی حبیب محبیان خواننده ی لس انجلسی در ایران: [Only registered and activated users can see links]

یا حق

scream
06-07-2010, 08:41 AM
سرقت به روش پیشرفته دهها هزار لیتر بنزین از شاه لوله انتقال بنزين به اصفهان

[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])

به گزارش تابناک ([Only registered and activated users can see links]) ۶ عضو یک باند سرقت پیشرفته دهها هزار لیتر بنزین در منطقه قهجاورستان و محمودآباد از توابع شهرستان اصفهان دستگیر شدند. این افراد از چندي پيش با اجاره زمين در اطراف خط اصلی (شاه لوله) انتقال بنزين رفسنجان ـ اصفهان در اين منطقه اقدام به حفر چاه های ۵ متری و تونل‌هاي ۲۰ متری کردند و سپس با جوشكاری روی خطوط اصلی انتقال بنزين رفسنجان ـ اصفهان، و سرقت بنزین آن را در يك مخزن زيرزميني با حجم ۱۰ هزار ليتر ذخيره و در فرصتی مناسب اين فرآورده را از طريق تانكر از منطقه خارج می‌كرده‌اند.
گزارش تابناک به خطر جوشکاری در اطراف لوله بنزین، و اینکه این افراد چگونه از مسیر و جزئیات شاه لوله خبر داشتند، و اینکه چگونه مامورین متوجه این سرقت پیچیده شده اند اشاره ای نمیکند. با توجه به کمبود روز افزون بنزین در ایران و اثر تحریمها در تشدید این کمبودها، قیمت بنزین در بازار آزاد روند روزافزونی داشته است.
لازم بذکر است که دولتها نیز گاهی به خطوط لوله ای که از کشورشان میگذرد دست اندازی میکنند. هفته گذشته اعلام شد ([Only registered and activated users can see links]) که روسیه قصد دارد به دلیل اختلاف بر سر پرداخت بدهی های کشور "بلاروس" قصد دارد ۳۰% از جریان گاز به این کشور را قطع کند، اما بلاروس که به این گاز نیاز مبرم دارد اعلام کرده که در صورت لجاجت روسیه، این مقدار را از خطوط لوله دیگری که از این کشور رد میشوند و گاز روسیه را به اروپا میرسانند "برداشت" خواهد کرد! روسیه یک چهارم گاز خود به اروپا را از طریق بلاروس به اروپا میرساند و شرکت گازپروم روسی مدتهاست با همسایگان خود مانند اوکرایین و بلاروس بر سر قیمت محصولات نفتی و بدهی ها اختلاف دارد.

pank
06-07-2010, 01:37 PM
اين خبراي pank همش دروغه معلو نيست اين چرت و پرتا رو از كجا مياره....
اگه احترام نداری لاقل ارزش انجمن رو حفظ کن :angry:
مرسی از الون استار عزیر:blush:

alone star
14-07-2010, 12:04 AM
جناب Game_Over به راحتی و بدون تحقیق کلمه ی دروغگویی را برای کسی به کار نبرید که این کار بر خلاف اخلاق است.
و همچنین از جناب pank نیز خواهش میکنم از هر کجا اخبار را میگیرند لینک خبر را نیز در پایین هر پست بزنند تا کاربران به لینک اصلی دسترسی داشته باشند.

اما در مورد خبر مربوط به بازگشت حبیب به ایران:

اولین بار این خبر در وبلاگ رضا رشیدپور یکی از مجریان صدا و سیما زده شد و خبر از حضور حبیب محبیان در ایران و درخواست برگزاری کنسرت داد.
[Only registered and activated users can see links]

چند روز بعد علی ترابی رئیس دفتر موسیقی وزارت ارشاد در خبر عنوان کرد که حبیب درخواست مجوز برای یک البوم داده است و نه درخواست مجوز برای یک کنسرت. ترابی می افزاید: مدتی قبل ایشان برای انتشار یک آلبوم موسیقی در داخل کشور؛ درخواستی برای دفتر موسیقی ارشاد نوشته‌اند، اما صحبتی از برگزاری کنسرت در داخل کشور نبوده است. [Only registered and activated users can see links]

حمید شاه آبادی، معاون امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز در مصاحبه ای خبر حضور حبیب در تهران و درخواست صدور مجوز برای البوم را تایید کرد. [Only registered and activated users can see links]

اسفندیار رحیم مشایی ریس دفتر ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد با حبیب دیدار و گفتگو کرد. که البته بعدا این خبر تکذیب شد. [Only registered and activated users can see links]

مصاحبه ی حبیب محبیان خواننده ی لس انجلسی در ایران: [Only registered and activated users can see links]

یا حق

و ....

رضا رشیدپور مجری تلویزیون در وب سایت شخصی خود آمدن حبیب خواننده لس‌آنجلس نشین به ایران را مورد بررسی قرار داده است.

[Only registered and activated users can see links]


لينك خبر : [Only registered and activated users can see links]

Kasra
21-07-2010, 08:05 PM
[Only registered and activated users can see links]

Ramin770
22-07-2010, 11:05 AM
اخبار داغ دنیا / واحد مرکزی خبر به نقل از خبرگزاری فرانسه : روزنامه استریت تایمز Straits Times سنگاپور امروز چهارشنبه نوشت، این خدمتکار که یک خانم 47 ساله است می گوید، با این پول یا بدون آن ، خود را خوشبخترین خدمتکار سنگاپور می داند.
وی که از بیم ربوده شدن، مایل نیست هویتش در روزنامه فاش شود گفت: من همواره در کنار اربابم بودم و همه جا او را همراهی می کردم و مورد پنهانی بین ما وجود نداشت. به گفته این خدمتکار، اربابش پیش از مرگ به وی گفته بود، که ثروتش را برایش به ارث می گذارد.
ارباب این خدمتکار سال گذشته در شصت وشش سالگی درگذشت.
حدود 200 هزار خدمتکار فیلیپینی و اندونزیایی در سنگاپور کار می کنند که نزدیک به پنج میلیون نفر جمعیت دارد.
این خدمتکار که قصد دارد اقامت دائم سنگاپور را بگیرد، تاکید کرد ، ثروتی که برایش به ارث رسیده است ، موجب تغییر در روش زندگی و روابط اجتماعی او نخواهد شد و مثل قبل زندگی خواهد کرد نه مثل یک فرد ثروتمند.

Ramin770
22-07-2010, 11:07 AM
اخبار داغ دنیا / به گزارش خبرگزاری مهر، پزشکان کاملا اطمینان دارند که "نماچی" نوزادی زال نیست و خانواده و تبار این نوزاد نیز از هیچ سابقه ژنتیکی ترکیبی برخوردار نبوده است.
"نماچی" به معنی زیبایی خدایی در بیمارستان کوئین مری در کنت متولد شد و با تولدش تعجب و حیرت پدر و مادر خود را بر انگیخت تا حدی که والدین "نماچی" از وی به عنوان کودک معجزه آسا نام می برند.
به گفته دکتر "مارک توماس" کمیاب بودن متولد شدن نوزادی سفید پوست از پدر و مادری سیاه یک در چند میلیون است. وی گمان می برد این رویداد به واسطه ترکیبی از جهشهای ژنتیکی و ادغام آنها با ژنهای خفته سفید بوده باشد.
متخصصان ژنتیک اکنون در حال مطالعه بر روی "نماچی" هستند تا دلیل ظاهر کاملا اروپایی او را بیابند در حالی که والدین نیجریه ای این نوزاد که مقیم انگلستان هستند اهمیتی به ظاهر کودک نداده و او را کاملا پذیرفته اند.
بر اساس گزارش سان، پزشکان می گویند برای داشتن چنین فرزندی باید سابقه داشتن اجداد سفید پوست در شجره نامه پدر و مادر وجود داشته باشد و به دلیل اینکه تا کنون نشانه ای از وجود اجداد سفید پوست در گذشته این دو یافته نشده متخصصان قابل قبول ترین توضیح برای تولید نوزاد سفید پوست را جهش ژنتیکی می دانند

Ramin770
22-07-2010, 11:08 AM
اخبار داغ دنیا / دیوید وارن دانشمند استرالیایی مخترع جعبه سیاه هواپیما در سن 85 سالگی درگذشت.

واحد مرکزی خبر به نقل از آسوشیتدپرس ، وزارت دفاع استرالیا اعلام کرد : دیوید وارن در پی تحقیقات بی نتیجه درباره علت سانحه سقوط نخستین هواپیمای تجاری در سال هزار و نهصد وپنجاه و سه میلادی ، ایده دستگاه ضبط صدای کابین خلبان را مطرح کرده بود.

وی معتقد بود که این اقدام برای ماموران بررسی علل سقوط هواپیما می تواند کمک کننده باشد.

وارن در سال هزار و نهصد وپنجاه و شش ، نمونه اولیه جعبه سیاه را طراحی و تولید کرد با این حال چند سال طول کشید تا مسئولان هوانوردی متوجه شدند این وسیله تاچه اندازه می تواند مفید باشد و نصب آنرا را در هواپیماهای سراسر جهان آغاز کردند.

وارن متولد سال هزار و نهصد وبیست و پنج میلادی در یکی از بخشهای دور افتاده شمال شرق استرالیاست.

وی سالهای 1952 تا 1983 مدیر بخش تحقیقات علمی در سازمان تحقیقات هوایی سازمان علوم و فناوری دفاعی استرالیا بوده است.

وزارت دفاع استرالیا اعلام کرد دکتر وارن با اختراع جعبه سیاه به ایمنی صنعت هوانوردی جهان کمک فراوانی کرده است.

وارن در سال دو هزار و دو بالاترین نشان افتخاری شهروندی استرالیا را به علت خدماتی که برای بشریت صورت داده است دریافت کرد.

scream
25-07-2010, 09:37 AM
مايكل جكسون زنده مشاهده شد !!




سی ان ان" در خبری فوری اعلام کرد : براساس فیلمی که یکی از سایت های تلویزیونی منتشر کرده ، "مایکل جاکسون " درون یک آمبولانس دیده شده و پس از چند ثانیه آمبولانس را به مقصد نامعلومی ترک می کند.

احتمال زنده بودن مایکل جکسون ستاره موسیقی غرب حکایت دارد. آیا مرگ او هم قسمت دیگری از رفتارهای عجیب او با طرفدارانش بوده است؟

و همچنین آژانس خبری فرا نیوز این خبر را تایید کرد.

لینک:[Only registered and activated users can see links]

کانال تلویزیونی "RTL" آلمان که این فیلم را منتشر کرده به دوستداران این خواننده پاپ اطمینان داده که مایکل زنده است.

" هیکی شولتر " سخنگوی این شبکه تلویزیونی به "سی ا ن ان" گفته : ما این فیلم را بدون تحلیل منتشر کرده ایم و در انتظار انعکاس آن در جامعه هستیم.

تاکنون 880 هزار کاربر این فیلم را دیده اند و به این باور رسیده اند که مایکل زنده است

Kasra
25-07-2010, 08:40 PM
چندی پیش خبری در مورد فساد اخلاقی کریم بنزما و فرانک ریبری و ارتباط نامشروع آنها با دختری 17 ساله مبدل به جنجال شماره یک مطبوعات اروپا شده بودند.
در همین راستا امروز جلسه بازجویی از کریم بنزما و فرانک ریبری تشکیل گردید. چند مامور پلیس در پاریس از این دو بازیکن در مورد رابطه نامشروعشان با دختری که به سن قانونی نرسده بود، بازجویی کردند.طبق اعلام مطبوعات فرانسوی این دو بازیکن صاحب نام صبح امروز و تقریبا سه ماه پس از رسوایی اخلاقی شان مورد بازجویی قرار گرفتند؛ چرا که مسئولان پیگیری این پرونده تصمیم داشتند تا بررسی آن را تا پایان رقابتهای جام جهانی به تعویق بیندازند که این ماجرا نقشی در عملکرد خروسها در رقابتهای جام جهانی نداشته باشد.
زائیا، دختری که با این بازیکنان رابطه نامشروع داشته،به ماموران پلیس گفته که هم (ریبری)، بازیکن باشگاه بایرن مونیخ و هم (بنزما) بازیکن رئال مادرید در سال 2008 که او سنش کمتر از سن قانونی بوده، رابطه نامشروع داشته اند
البته سیدنی گوو نیز یکی دیگر از افرادی است که اتهام مشابهی دارد و او در صحبتهایی با اعتراف به رابطه با زائیرا اعلام کرده که رابطه او با زمانی بوده که این دختر به سن قانونی رسیده بوده است.
ریبری هم در ماه آوریل و در اولین جلسه بازجویی اش با اعتراف به رابطه نامشروع با این دختر اعلام کرده که نمی دانسته که او به سن قانونی نرسیده است.
این اتهام ممکن است تبعات سنگینی را برای بازیکنان فرانسوی در برداشته باشد که بدین ترتیب سه سال زندان و پرداخت حدود 45 هزار یورو جریمه برای رابطه نامشروع با افراد کمتر از 18 سال برای آنها درنظر گرفته می شود.

معمار
26-07-2010, 02:08 PM
شهر 30 ميليوني كه اصلاً ترافيك ندارد!!!


[Only registered and activated users can see links]

با وجود جمعيت زياد شانگ‌هاي، ‌تردد وسايل نقليه در اين شهر بدون ايجاد كمترين ترافيكي انجام مي‌شود و مردم اين شهر اغلب براي جابه‌جايي خود از دوچرخه، موتور سيكلت و وسايل نقليه عمومي ‌استفاده مي‌كنند.

به گزارش خبرنگار باشگاه خبري فارس «توانا» در محل برگزاري نمايشگاه اكسپو 2010 شانگ‌هاي چين، اين شهر نزديك به 20 ميليون نفر جمعيت دارد و با برگزاري نمايشگاه اكسپو پيش‌بيني شده است كل جمعيت شانگ‌هاي همراه با توريست‌ها و بازديدكنندگان از نمايشگاه، طي اين مدت شش ماه برگزاري نمايشگاه، به 30 ميليون نفر افزايش يابد.

به گزارش فارس با وجود جمعيت زياد، ‌تردد وسايل نقليه در اين شهر بدون ايجاد كمترين ترافيكي انجام مي‌شود البته مردم شانگ‌هاي اغلب براي جابه‌جايي خود از دوچرخه، موتور سيكلت و وسايل نقليه عمومي نظير اتوبوس و مترو استفاده مي‌كنند.

در حالي كه براي اتوبوس‌ها خط ويژه‌ تردد وجود ندارد، موتورسواران و دوچرخه‌سواران داراي خط ويژه تردد هستند بدين ترتيب كه پياده‌روها به دو قسمت براي عبور عابر پياده و خط ويژه عبور دوچرخه و موتورسيكلت تقسيم شده است؛ دوچرخه‌ها اغلب برقي هستند و ‌دوچرخه‌سواران نيازي به ركاب زدن ندارند.

به گزارش فارس آلودگي هوا در اين شهر معنا ندارد و قوانين راهنمايي و رانندگي در اين كشور به دقت توسط مردم رعايت مي‌شود.
وسيله اصلي حمل و نقل در محوطه 500 هكتاري نمايشگاه اكسپو، اتوبوس است كه به صورت رايگان بازديدكنندگان را جابه‌جا مي‌كند.

همچنين براي ارتباط دو بخش نمايشگاه اكسپو كه در دو طرف رودخانه هوانگ‌پو قرار دارد، بازديدگنندگان از قايق (تردد روي آب) و يا اتوبوس (تردد از طريق تونل دريايي) استفاده مي‌كنند.
اين شهر از دو ناحيه اصلي پو زي (شهرك غربي) و پو دونگ (شهرك شرقي)، تشكيل شده است، كه هر كدام از آنها با سرتاسر رودخانه هوانگ پو مواجه هستند.
به عنوان يك قاعده كلي، پو زي مظهر «شانگ‌هاي قديمي» و پو دونگ نشان دهنده «شانگ‌هاي جديد» است.

شانگ‌هاي بزرگترين شهر و مركز صنعت، تجارت و امور مالي چين و همچنين به‌عنوان بزرگ‌ترين بندر چين از لحاظ ظرفيت مطرح است؛ سرعت تحولات و حجم فعاليت‌هاي اقتصادي و صنعتي در اين شهر به نحوي است كه تصور تبديل شدن شانگ‌هاي را به قطب بزرگ اقتصادي جنوب و شرق آسيا در آينده نزديك تقويت مي‌كند.

اين شهر بزرگترين پايگاه صنعتي چين است و بزرگترين مجتمع فولاد، پتروشيمي و بزرگترين كارخانه اتومبيل سازي‌، هواپيما سازي، كامپيوتر و از اين قبيل در اين شهر مستقر است.
شانگ‌هاي يكي از چهار شهر مستقل و مستقيماً تحت نظارت حكومت مركزي و دومين شهر سياسي بعد از پكن است؛ در اين شهر نزديك به 40 كنسولگري وجود دارد.

اين شهر بزرگترين بندر كانتينري در كل چين و چهارمين بندر بزرگ جهان از نظر ظرفيت بارگيري است.

road runner
28-07-2010, 12:07 AM
آن ها نسبت به عوض شدن پيراهن تيم ها اعتراض دارند.
به نقل از بي بي سي اسپورت گروه هايي از هواداران فوتبال در انگلستان از اينكه بسياري از باشگاه ها پيراهن اول خود را هر فصل تغيير مي دهند انتقاد كردند.

در سال 2000 منشور ليگ برتر تصريح كرد كه پيراهن هاي هر تيم براي حمايت از هواداران بايد هر 2 فصل يك بار عوض شوند اما 18 باشگاه ليگ برتري فصل گذشته پيراهن اول خود را تغيير دادند .اين فصل نيز اين روند ادامه دارد و اين بار هر 20 باشگاه ليگ برتر پيراهن اول خود را تغيير داده اند و از بين اين 20 باشگاه فقط آرسنال و ليورپول هستند كه فصل قبل پيراهن اول خود را تغيير نداده بودند.
در اين ميان تاتنهام ركورد دار است آنها در 6 فصل گذشته هر فصل 3 پيراهن جديد معرفي كرده اند.
هر چند كه باشگاه ها اين حق را دارند كه هر فصل پيراهن اول خود را تغيير دهند اما شدت گرفتن اين موضوع در تضاد با منشور تنظيم شده در سال 2000 مي باشد. بايد ببينيم كه واكنش اتحاديه ي فوتبال انگلستان نسبت به اين موضوع چيست.

pank
28-07-2010, 01:15 AM
متخصصان تغذیه می گویند: مصرف نوشابه های انرژی زا برای سلامتی مضر است.

به گزارش واحد مرکزی خبر برخی از نوشیدنی های انرژی زا در هر قوطی حاوی پنج فنجان قهوه است. اگر کودکی پنج ساله یک قوطی از این نوشابه های انرژی زا را مصرف کند معادل پنج فنجان قهوه مصرف کرده است.

این درحالی است که برخی از شرکت ها ، نوشابه های انرژی زا را در برخی موارد به طور رایگان در اختیار افراد قرار می دهند.

این نوع نوشابه ها محبوبیت فراوانی بین کودکان و نوجوانان پیدا کرده است به طوری که برخی از آنها هر روز دو قوطی نوشابه انرژی زا مصرف می کنند.

نوشابه های انرژی زا ترکیبی از قند و کافئین است.

pank
29-07-2010, 02:39 PM
دیدار یاسرخمینی با محسن آرمین
سید یاسر خمینی با حضور در منزل محسن آرمین سخنگوی سازمان مجاهدین، با وی دیدار و گفت‌وگو کرد و عکس یادگاری گرفت.

به گزارش جهان، در این دیدار آرمین که به گفته دادستانی به جرم فعالیت‌های ضد امنیتی دستگیر شده بود، گزارشی از نحوه بازداشت خود و فرایند بازجویی‌ها به سید یاسر خمینی ارائه کرد.

گفتنی است، در این نشست یاسر خمینی نیز از فعالیت‌های آرمین و صبر و استقامات وی و خانواده‌اش تقدیر کرد.

[Only registered and activated users can see links]


[Only registered and activated users can see links]

pank
29-07-2010, 02:45 PM
فرزندان سید احمد خمینی: حسن، یاسر، علی
برای دیدن در سایز واقعی روی عکس کلیک

[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])

Kasra
31-07-2010, 11:39 PM
[Only registered and activated users can see links]

استاد محمد نوری خواننده پیشکسوت، مرد هنر و اخلاق و چهره ماندگار کشور به دلیل بیماری و وخامت وضعیت جسمانی شنبه شب در بیمارستان دار فانی را وداع گفت و جامعه موسیقی و هنری کشور را در ماتم فرو برد.

محمد نوری که حدود یک سال درگیر بیماری سخت و بدخیم بود و برای چندمین بار در سه ماه گذشته در بیمارستان بستری شد امشب دارفانی را وداع گفت.

داود گنجه‌ای موسیقیدان پیشکسوت و قائم‌مقام خانه موسیقی در گفتگو با خبرنگار مهر درباره زمان تشییع پیکر استاد نوری گفت: «زمان دقیق تشییع پیکر استاد نوری به زودی اعلام خواهد شد.»

او ادامه داد: «به احتمال زیاد پیکر استاد دوشنبه از مقابل تالار وحدت تشییع خواهد شد.»

محمد نوری از خوانندگان مطرح و پرمخاطب دهه چهل که از همان اوان پا روی دنیا گذاشت در دهه نهم زندگیش، دنیا را با صدای ماندگار خود تنها گذاشت.

نوری در کنار تحصیل در رشته ادبیات زبان انگلیسی و رشته نمایش، آواز ایرانی را نزد اسماعیل مهرتاش آموخت. بعد از آن نزد اساتید هنرستان عالی موسیقی سیروس شهردار و فریدون فرزانه و مصطفی پورتراب رفت و از آنها تئوری موسیقی، سلفژ و نوازندگی پیانو را فراگرفت. آواز کلاسیک را نزد ئولین باغچه بان و فاخره صبا آموخته و شیوه آوازی خود را با تاثیر از استادانی چون حسین اصلانی، ناصر حسینی پیدا کرد و رفته رفته به شیوه منحصر به فرد خود دست یافت. شیوه ای که به سختی می توان آن را در زیر شاخه ای از شاخه هایی چون پاپ، کلاسیک و... گنجاند.

اجرای ترانه های مختلف محلی آذری، گیلکی، شیرازی و... او همچون «جان مریم»، «شالیزار»، «واسونک»، «جمعه بازار» و... به لحاظ احساس و لهجه در نهایت زیبایی و استادی است.

این چهره دوست داشتنی و متین چند سال پیش از سوی سازمان صدا و سیما به عنوان چهره ماندگار موسیقی انتخاب و معرفی شد.

اینک این مرد هنر و اخلاق و این اسطوره موسیقی مردمی که صدا و طنین دلنشینش روح و روان هر شنونده ای را نوازش می کند دنیا را ترک و به دیار باقی شتافت.

pank
01-08-2010, 02:34 AM
[Only registered and activated users can see links]

استاد محمد نوری خواننده پیشکسوت، مرد هنر و اخلاق و چهره ماندگار کشور به دلیل بیماری و وخامت وضعیت جسمانی شنبه شب در بیمارستان دار فانی را وداع گفت و جامعه موسیقی و هنری کشور را در ماتم فرو برد.

محمد نوری که حدود یک سال درگیر بیماری سخت و بدخیم بود و برای چندمین بار در سه ماه گذشته در بیمارستان بستری شد امشب دارفانی را وداع گفت.

داود گنجه‌ای موسیقیدان پیشکسوت و قائم‌مقام خانه موسیقی در گفتگو با خبرنگار مهر درباره زمان تشییع پیکر استاد نوری گفت: «زمان دقیق تشییع پیکر استاد نوری به زودی اعلام خواهد شد.»

او ادامه داد: «به احتمال زیاد پیکر استاد دوشنبه از مقابل تالار وحدت تشییع خواهد شد.»

محمد نوری از خوانندگان مطرح و پرمخاطب دهه چهل که از همان اوان پا روی دنیا گذاشت در دهه نهم زندگیش، دنیا را با صدای ماندگار خود تنها گذاشت.

نوری در کنار تحصیل در رشته ادبیات زبان انگلیسی و رشته نمایش، آواز ایرانی را نزد اسماعیل مهرتاش آموخت. بعد از آن نزد اساتید هنرستان عالی موسیقی سیروس شهردار و فریدون فرزانه و مصطفی پورتراب رفت و از آنها تئوری موسیقی، سلفژ و نوازندگی پیانو را فراگرفت. آواز کلاسیک را نزد ئولین باغچه بان و فاخره صبا آموخته و شیوه آوازی خود را با تاثیر از استادانی چون حسین اصلانی، ناصر حسینی پیدا کرد و رفته رفته به شیوه منحصر به فرد خود دست یافت. شیوه ای که به سختی می توان آن را در زیر شاخه ای از شاخه هایی چون پاپ، کلاسیک و... گنجاند.

اجرای ترانه های مختلف محلی آذری، گیلکی، شیرازی و... او همچون «جان مریم»، «شالیزار»، «واسونک»، «جمعه بازار» و... به لحاظ احساس و لهجه در نهایت زیبایی و استادی است.

این چهره دوست داشتنی و متین چند سال پیش از سوی سازمان صدا و سیما به عنوان چهره ماندگار موسیقی انتخاب و معرفی شد.

اینک این مرد هنر و اخلاق و این اسطوره موسیقی مردمی که صدا و طنین دلنشینش روح و روان هر شنونده ای را نوازش می کند دنیا را ترک و به دیار باقی شتافت.

امسال هم سال مرگ هنرمنداست
خدایش رحمت کند

pank
01-08-2010, 02:53 AM
اتاق بازرگانی تهران ضمن اعتراض نسبت به بررسی تعیین سطح کیفی آبهای معدنی توسط یک شرکت نفتی از دستور وزیر نفت برای پیگیری قضایی این گزارش خبرداد و گفت: واحدهای تولیدی آب معدنی کشور خواستار رسیدگی به این موضوع هستند، در غیر این صورت تولید آب معدنی در ایران را متوقف می‌کنند.

به گزارش مهر، پس از آنکه یکی از شرکتهای زیرمجموعه وزارت نفت به کار تعیین استاندارد آبهای معدنی وارد شد و فهرستی از "سالم"ها و "ناسالم" های برندهای آب معدنی موجود در بازار را مشخص کرد، برخی از فعالان این بخش خواستار پیگیری وزیر نفت درباره این گزارش شدند.

اواسط خردادماه سال جاری صورت جلسه ای از یک گردهمایی درون سازمانی در شرکت خدمات رفاهی نفت منتشر شد که واکنشهای بسیاری درپی داشت. در این صورت جلسه، 21 برند آب معدنی مورد بررسی کارشناسان نفتی این شرکت قرار گرفته است که از میان آنها تنها 9 برند به زعم کارشناسان این شرکت معتبر و تأیید شده هستند.

در میان آب معدنی های ناسالم، نام برندهای معتبری به چشم می خورد که بیشترین سهم را در بازار ایران دارند. گزارش شرکت خدمات رفاهی نفت نشان می دهد که 12 برند آب معدنی از دیدگاه کارشناسان نفتی این شرکت تأیید نشده هستند و مسئولان این شرکت به واحدهای زیرمجموعه خود پیشنهاد کرده اند که از خریداری آب معدنی های تأیید نشده این شرکت خودداری کنند.

هرچند این دستورالعمل برای پرسنل و پیمانکاران شرکت نفت صادر شده است اما انتشار این گزارش در برخی رسانه ها به جنجال تازه ای کشیده شده است تا آنجا که دبیر انجمن تولیدکنندگان آب معدنی ایران از توقف احتمالی تولید این محصول در کارخانه های سراسر کشور خبر داده است.

شاهرخ ظهیری در واکنش به گزارش اخیر شرکت نفتی ها در خصوص غیراستاندارد بودن برخی تولیدات آب معدنی می گوید: در حالی که بسیاری از کشورها به صنعت آب معدنی نگاهی حرفه‌ای و تجاری دارند، متأسفانه در کشور ما چندسالی است که این صنعت و فعالان آن به انحاء مختلف ناآگاهانه مورد هجوم و ضربات بی شمار قرار گرفته اند.

عضو هیئت رئیسه اتاق بازرگانی و صنایع و معادن تهران ادامه می دهد: از یک سوی با تبلیغ رسانه ای نادرست از مرجوع شدن محموله صادراتی یکی از برندهای معتبر آب معدنی کشور خبررسانی می شود و از طرف شاهد موج تازه دیگری در بازار آبهای معدنی کشور با انتشار گزارشی جهت دار از سوی یک شرکت نفتی هستیم.

وی با طرح این پرسش که چرا یک شرکت نفتی اقدام به تعیین سطح کیفی و استاندارد آبهای معدنی در کشور کرده است؟، گفت: انجمن تولیدکنندگان آبهای معدنی ایران به هیچ عنوان گزارش مربوطه را کارشناسی نمی داند و اعتباری برای آن قائل نیست.

وی ادامه می دهد: از همین رو، این انجمن اعتراض خود را به صورت مکتوب به اطلاع مسئولان وزارت نفت رسانده و خواستار آن شده است که مسئولان این وزارتخانه و شرکت ملی حفاری نفت و شرکت خدمات رفاهی نفت مبنای بررسی ها و تحلیلهای خود را به طور مشخص بیان کرده و به اطلاع همگان برسانند.

ظهیری با بیان اینکه "وزیر نفت دستور پیگیری قضایی کارشناسان و امضا کنندگان این گزارش را داده است"، اعلام کرد: واحدهای تولیدی آب معدنی کشور خواستار رسیدگی به این موضوع از سوی مسئولان ارشد وزارت نفت هستند و در صورتی که این گزارش از سوی ایشان تکذیب نشود، دست از کار کشیده و تولید آب معدنی را در ایران متوقف خواهند کرد.

براساس گزارش اتاق تهران، وی همچنین خبر داد: انجمن تولیدکنندگان آب معدنی کشور به زودی استانداردهای "آب شرب سالم" را تبیین خواهد کرد تا شهروندان ایرانی از این استانداردها مطلع شده و اسیر بازی های درون سازمانی برخی نهادها نشوند.

pank
01-08-2010, 02:56 AM
سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در حالی طی سال گذشته نزدیک به صد همایش و نمایشگاه پر خرج گردشگری برگزار کرده که همواره از نبود بودجه گله مند بوده و به جای پاسخگویی ، مرمت آثار تاریخی در حال تخریب و کارهای نیمه تمام دیگر را به گردن کمبود بودجه هم انداخته است!

به گزارش خبرنگار مهر، 32 همایش تجلیل از خادمین دولتی و خصوصی ستاد تسهیلات سفرهای کشور در سطح ملی و استانی در کنار 31 همایش‌ ملی و استانی تبیین برنامه‌های تابستانی تنها گوشه ای از همایشهای قابل شمارش سازمان میراث فرهنگی است که گاهی با هزینه دولتی و گاهی با حضور کمرنگ بخش خصوصی به منظور ارتقای صنعت گردشگری برگزار شده است.

این در حالی است که سازمان میراث فرهنگی همواره از نبود بودجه گله کرده و مرمت آثار تاریخی فراوان در حال تخریب کشور و کارهای نیمه تمام دیگر را به گردن کمبود بودجه می اندازد!

همایشهایی فقط برای تجلیل و تقدیر

محتوای بیشتر همایشهای گردشگری سال گذشته سازمان میراث فرهنگی تجلیل و تقدیر بود. در بیشتر این مراسم هدایایی از جمله تابلو فرشهای نفیس و سکه‌ بهار آزادی و یا لوح تقدیر در میان مسئولان رد و بدل می‌شد. در آن همایشها یا مدعوان و مسئولان سازمان میراث فرهنگی متناقض با موضوع همایش سخنرانی کردند و وعده های انجام نشدنی دادند و یا نمایشگاه بی محتوای یکروزه ای از جاذبه‌های گردشگری ایران را در کنار همایش برپا کردند. به این بهانه که تبلیغات گردشگری و معرفی جاذبه ها به ارتقای صنعت گردشگری کمک کند.

در دو همایش ملی تجلیل از خادمین سفرهای نوروزی که یکی از آنها عنوان تجلیل از خادمین سفر بخش خصوصی را یدک می‌کشید از 540 فعال گردشگری، مسئولان سازمانهای میراث فرهنگی استانها، کارمندان آنها و مسئولان سازمانهای مختلف راهنمایی و رانندگی، هلال احمر و ... تجلیل و ظاهرا به هر کدام حداقل یک سکه بهار آزادی و لوح تقدیر داده شد.

همچنین در مراسم دیگری با همین عنوان از مسئولان روابط‌ عمومی سازمانهای استانها تجلیل شد. این همایشهای تجلیل و تقدیر در کنار همایش داخلی سازمان میراث فرهنگی مرکزی بود که در آن از مسئولان داخلی سازمان قدردانی می‌شد!

پس از سپری شدن ایام نوروز ، تمام سازمانهای میراث فرهنگی استانها نیز از خادمان ستاد تسهیلات سفر نوروزی که هر کدام وظیفه‌ای برای خدمت رسانی به مسافران نوروزی استان خود را داشتند ، تجلیل کردند. حتی از مدیران سازمان میراث فرهنگی که بیشتر آنها ایام نوروز را در شهر دیگری سپری کرده بودند و امور را از راه دور کنترل می کردند ، نیز تقدیر شد!

فهرست اخبار تبلیغی برگزاری این همایشها در رسانه های رسمی سازمان میراث فرهنگی نیز آورده شده و قابل ملاحظه است . یک از همایشهایی که ریخت و پاش سازمان میراث فرهنگی را به خوبی نشان داد و حتی موجب اعتراض برخی از مسئولان دولتی نیز شد، نخستین همایش بزرگ ایرانیان خارج از کشور بود که از 25 فروردین 800 نخبه ایرانی مقیم خارج از کشور در آن شرکت کردند. دستاوردهای این همایش پر خرج به راستی چه بود؟

البته برگزاری تور علمی اقتصادی به مقصد عسلویه، برگزاری تورهای فرهنگی، سیاحتی و زیارتی به مقاصد مشهد و اصفهان و همچنین تور تهران گردی از دیگر برنامه های این همایش بود.

بیشتر مهمانان این همایش را ایرانیان مقیم چهار کشور آلمان، انگلیس، آمریکا و کانادا تشکیل می‌دادند. این مهمانان با هزینه شورای عالی ایرانیان خارج از کشور و سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در ایران اقامت کردند. مسئولان سازمان میراث فرهنگی بر این باور بودند که باید از ظرفیتهای ایرانیان خارج از کشور برای شناساندن ایران به جهان استفاده کرد اما اجرای این تفکر تنها در حد سخنرانی ماند و بس! ضمن اینکه اگر این دسته از ایرانیان عزیز تا کنون وطن خود را نمی شناخته اند و باید در چنین همایش هایی با اصفهان و مشهد آشنا شوند ، معلوم نیست چه ظرفیتی برای شناساندن ایران به جهانیان دارند؟

البته سوالات و ابهامات زیاد دیگری در زمینه این همایش هست که می گذریم. از جمله گفته می شد برخی افراد دعوت شده به این همایش از شهروندان معمولی ایرانی بودند که در حال حاضر در برخی کشورها مشغول به کارهای عادی نظیر رانندگی در آژانس یا حتی کار در کارواشها هستند. گرچه باور کردن این شنیده ها سخت است ، اما سازمان میراث فرهنگی هم جزئیاتی از مشاغل میهمانان و تخصص ها و حوزه نفوذ آنها در خارج از کشور را ارائه نداده است.

بنابراین اولا گویا تعدادی از دعوت شدگان اساسا جز نیروهای به اصطلاح فنی و نخبه نبوده اند. و ثانیا اگر هم چنین باشد ، این دسته از متخصصان ایرانی که حتما پر مشغله هستند چگونه و با چه مکانیزمی در جهت شناساندن ایران به جهان وقت خواهند گذاشت؟ سوالاتی که تا کنون پاسخی در میان اظهارات مسئولان این سازمان نیافته است.

8 اردیبهشت 88 دومین همایش خصوصی سازی و سرمایه‌گذاری و دومین مجمع گردشگری کشورهای اسلامی با همکاری معاونت گردشگری سازمان میراث فرهنگی، اتاق بازرگانی و سازمان منطقه آزاد کیش برگزار شد.هزینه برگزاری روز دوم این همایش بر عهده سازمان منطقه آزاد کیش و اتاق بازرگانی بود. سرمایه‌گذاران و نمایندگان اتاقهای بازرگانی کشورهای مختلف در این برنامه حضور داشتند. در این همایش سازمان منطقه آزاد کیش به معرفی جاذبه های گردشگری جزیره کیش و پروژه‌های آماده سرمایه‌گذاری پرداخت.

در همین ماه اردیبهشت کانون جهانگردی واتومبیلرانی وابسته به سازمان میراث فرهنگی با همکاری وزارت راه و ترابری، سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، معاونت راهنمایی و رانندگی، سازمان پایانه‌ها؛ فدراسیون بین المللی اتومبیلرانی وانجمن جهانی جهانگردی، کنفرانس بین المللی ایمنی راه را برگزار کرد. در این برنامه باز هم از فعالان بخش راه و ترابری و سازمان میراث فرهنگی تقدیر شد!

21 اردیبهشت 88 برگزاری دومین همایش تخصصی ــ آموزشی اکوتوریسم با حضور جمعی از کارشناسان و مسئولان گردشگری و اکوتوریسم ایران و ارایه مقالات در این حوزه، آغاز مرحله جدیدی از توسعه پایدار و مشارکت جوامع محلی را نوید داد. شاید این همایش برخلاف روال همیشگی همایش‌های سازمان میراث فرهنگی تخصصی اجرا شد. چون سخنان مسئولان سازمان میراث فرهنگی درباره طبیعت بود. دبیر کمیته طبیعت گردی هم درباره سند چشم انداز طبیعی و برنامه کمیته اکوتوریسم در سالهای آتی سخنرانی کرد.

برگزاری این همایش با همکاری موسسه آوای طبیعت که خود یکی از موسسات متخصص طبیعت گردی است، انجام شد. این خود دلیلی بود بر اینکه در این برنامه افراد مختصص درباره رشته‌های تخصصی طبیعت‌گردی از جمله گردشگری دریایی، پروانه نگری، کوههای اطراف تهران،‌ آبهای خروشان و ... صحبت کنند و کارشناسان گردشگری، راهنمایان تور و فعالان گرشگری و دوست‌داران طبیعت و محیط زیست در آن برنامه شرکت داشته باشند.

همایش گردشگری و خانواده 30 اردیبهشت 88 به منظور فرهنگ سازی سفر در میان خانواده‌ها و اولیا و مربیان و تعاملات میان سازمان آموزش و پرورش و میراث فرهنگی برگزار شد.

این برنامه در حالی برگزار شد که مسئولان هر دو سازمان بر انجام سفر و مزیتهای آن توسط خانواده تاکید می‌کردند. اما هنوز آموزش و پرورش، هیچیک از سفرکارتهای در اختیار گرفته را شارژ و حتی توزیع نکرده است. قرار بود تا فرهنگیان با استفاده از این کارت در مراکز عضو شبکه سفرکارت ملی تخفیفهای ویژه‌ای از مراکز گردشگری دریافت کنند اما این امر هم محقق نشد!

اردیبهشت 88 پنجمین همایش گردشگری خلیج فارس برگزار و از تمبر روز ملی خلیج فارس هم رونمایی شد. این برنامه با همکاری ستاد گردشگری دانشجویی با حضور رئیس جمهور و تعداد زیادی از فعالان گردشگری دعوت شده از سوی سازمان میراث فرهنگی در جزیره کیش با هزینه برگزار کنندگان اجرا شد.

در پنجمین همایش ملی خلیج فارس از چهره های ماندگار فعال خلیج فارس مانند استاد فرهاد فخرالدینی، سیروس مجتهد‌زاده ، دکتر محمد حسن جنگی، استاد کاظم بایرام بخش و دکتر کیانوش کیانی نیز قدردانی شد.

در این مراسم دبیرخانه همایش ملی خلیج فارس لوح سپاسی نیز به رئیس سازمان میراث فرهنگی‌، صنایع‌دستی و گردشگری اهدا کرد! اتفاق مهم این برنامه، خواندن 21 مقاله درباره خلیج فارس بود.

با نزدیک شدن به فصل تابستان نیز ستاد تسهیلات سفرهای کشور در خرداد 88 از پیشکسوتان گردشگری قدردانی کرد و البته از 110 نفر که سازمان میراث فرهنگی استانها انتخاب کرده بودند تجلیل شد.

همایش تبیین برنامه های تابستانی ستاد تسهیلات سفرهای کشور در سطح ملی همزمان با فرارسیدن فصل تابستان سوم خرداد در محل تالار همایشهای شرکت نمایشگاه بین المللی مشهد برگزار شد. برگزاری 30 همایش استانی نیز در دستور کار سازمانهای استانها قرار گرفت.

در همایش ملی نقش گردشگری و صنایع‌دستی در پیشگیری از جرم که روز 5 خرداد 88 برگزار شد؛ موضوع سخنرانی مشایی رئیس سابق سازمان میراث فرهنگی و گردشگری توجه به زندانیان بود!

رحیم‌مشایی رئیس سابق سازمان میراث فرهنگی هدف از برگزاری این همایش را آغازی برای استفاده از ظرفیتهای صنعت گردشگری در کشور و کارکردهای متنوع و متعدد در بخشهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و امنیتی دانست و افزود:" توجه به خانواده افرادی که به دلایل گوناگون امکان مدیریت خانواده و خانه خود را ندارند از دیگر دلایل برگزاری این همایش است."

همایش گردشگری سلامت، سفر کارت، همایش ملی امنیت و توسعه گردشگری، همایش کارآفرینان گردشگری، هتلداری، همایش ملی گردشگری و توسعه پایدار و اشتغالزایی در استان سمنان، همایش‌های نماز و گردشگری با هدف توجه به نمازخانه‌ها و برگزاری نماز در مراکز ارائه خدمات گردشگری، جشنواره سفر و گردشگری، نمایشگاه بین‌المللی خدمات و تجهیزات گردشگری و هتلداری، نمایشگاه‌ بازار سفر و گردشگری ایران، دومین جشنواره برترین‌های گردشگری،‌همایش آموزشی و علمی خانه‌های جهانگردی، دومین همایش تورگردانان جهان، نمایشگاه گردشگری خاورمیانه، همایش تخصصی بازاریابی در گردشگری و نمایشگاه سفر، هتلداری و گردشگری مبلمان شهری از دیگر همایشهای ملی و استانی معاونت گردشگری سازمان میراث فرهنگی در سال 88 بود.

همایشهای گردشگری از دیدگاه مسئولان

به گزارش مهر ، مسئولان سازمان میراث فرهنگی همواره از برگزاری همایشها و نمایشگاههای گردشگری حمایت کرده اند. به صورتی که پوینده، مدیرکل گردشگری خارجی سازمان میراث فرهنگی در مصاحبه ای دلیل آورده بود: زمانی که همایشی با حضور گردشگران خارجی و در سطح بین‌المللی برگزار می‌شود، به تنهایی نشان دهنده وجود امنیت در کشور و توانایی ایران برای برگزاری برنامه‌های بین‌المللی است. بسیاری از کشورهای دنیا هنوز نمی‌دانند که ایران پیشرفت کرده است. بنابراین میزبانی همایش‌های بزرگ، ایران را به دنیا معرفی می‌کند.

محمدشریف ملک‌زاده معاون سابق گردشگری سابق سازمان میراث فرهنگی نیز مدعی بود که؛ سال 88 به عنوان سال فرهنگ‌سازی و اطلاع‌رسانی مناسب در حوزه گردشگری معرفی شده است. اتفاقا بسیاری از برنامه‌های پیش‌بینی شده در این حوزه مانند برگزاری 61 همایش علمی برای فرهنگ‌سازی سفر در سال گذشته مورد انتقاد بسیاری از مطبوعات و رسانه‌ها قرار داشت اما امروز با افزایش تعاملات و علاقمندی مسئولان دولتی، شاهد تأثیر گذار بودن این همایش‌ها و دستاورد‌های آن هستیم.

ملک زاده در حالی بر ضرورت برگزاری همایشهای گردشگری در سراسر کشور تاکید می کرد که کمیسیون فرهنگی مجلس بر نحوه عملکرد و چگونگی برگزاری این همایشها به بخش خصوصی اعتراض داشت. به طوری که خادم رئیس کمیسیون فرهنگی، با حضور در برنامه تلویزیونی گردش اعتراض خود را رسما به برگزاری همایشهای متعدد گردشگری اعلام کرد.

محمد یوسفی، کارشناس گردشگری در واکنش به اظهارات مسئولان سازمان میراث فرهنگی در تاثیر برگزاری همایشهای متعدد تنها به این سوال اکتفا کرد که تا چه زمانی باید هزینه سفر خارجیها را تقبل کنیم و از آنها بخواهیم به ایران بیایند و در همایش‌های گردشگری ایران شرکت کنند تا شاید عاملی برای ورود گردشگر و سرمایه به کشور شوند؟!

این کارشناس گردشگری بیان کرد:« سازمان میراث فرهنگی در هر همایش بین‌المللی تعداد زیادی از مهمانان خارجی و داخلی را به بهانه بزرگ جلوه‌دادن آن مراسم به ایران دعوت می‌کند. از تهیه بلیت ورود به کشور و خرج مبالغ هنگفت برای پذیرایی چند روزه از آنان در هتلهای 5 ستاره گرفته تا سفر به چند شهر مهم کشور و هدیه دادن سوغات به آنها همگی بر عهده این سازمان دولتی است. شاید دراین بین برخی از اسپانسرها و سازمانهای خصوصی نیز همکاری کرده باشند اما بی حمایت سازمان میراث فرهنگی کدام نهاد خصوصی و اسپانسری می‌تواند از عهده مبالغ سنگین همایشهای بین المللی و هماهنگ کردن آنها برآید؟»

محمد یوسفی افزود: اگر این همایشها و سخنرانیها و خرج مبالغ هنگفت برای پذیرایی از مهمانان و برگزاری برنامه‌ها به نتیجه برسد، شاید مرهمی بر بسیاری از زخم‌ها باشد. اما زمانی که همایش‌ها ختم بر سخنرانی طولانی و بی ربط مسئولان می‌شود و هیچ نتیجه‌ای را در بر نمی گیرد، تنها می توان گفت خرج از جیب بیت المال است و بس!

وی تاکید کرد: ای کاش به جای این همه ریخت و پاش و برگزاری همایشهای پی درپی و بدون نتیجه، کمی به فکر توسعه گردشگری در کشور و رسیدگی به مشکلات ورود گردشگر باشیم نه آنکه شماره برنامه‌های برگزار شده در یک سازمان دولتی را بالا ببریم!

برگزاری یک همایش چقدر از پول بیت المال را هدر می دهد؟

این کارشناس ارشد گردشگری گفت: خوب است مردم و مسئولان حساب کنند و بویژه مدیران این سازمان گزارش دهند که یک همایش، چقدر هزینه برای یک سازمان دولتی و یا بخش خصوصی دارد و مهمتر اینکه دستاورد عملی آن چیست.

یوسفی گفت: سالنهای مهم تهران هر قدر هم که بخواهند به یک سازمان دولتی تخفیف بدهند، باز هم برای برگزاری یک همایش گران هستند.

وی درباره هزینه های سالنهای همایش در تهران گفت: سالن‌های تهران مانند تالار بزرگ کشور، مرکز همایشهای بین‌المللی، مرکز تازه‌ساز همایش‌های میلاد، سالن اجلاس سران کنفرانس اسلامی و مرکز همایشهای رازی از جمله مراکزی است که سازمان میراث فرهنگی در آنها برنامه اجرا می کند. اگر شما بخش خصوصی یا دولتی باشید برای برگزاری یک همایش یک روزه باید حدود 100میلیون تومان بپردازید. تازه هزینه غذا و ... به ازای هر مهمان جداست.

این کارشناس ارشد گردشگری ادامه داد: مرکز همایشهای بین‌المللی میلاد گنجایش هزارو 500 نفر را دارد که برای یک روز 120‌میلیون تومان درخواست می‌کند. تهیه و سرو غذا برای هر نفر حداقل 20 هزار تومان است. همچنین سالن اجلاس سران کنفرانس اسلامی، با گنجایش سه هزار نفر فقط هزینه رزرو یک سالن اصلی اش 200 میلیون تومان است.

یوسفی این ارقام و آمار را جدا از هزینه های درخواست ترانسفر،‌ گل‌آرایی، چاپ استند و بنر، هدایای تبلیغاتی، گروه احتمالی سرود یا نمایش، تهیه و ساخت تیزر، اتاق انتظار مقامات و پذیرایی میان وعده و غیره عنوان کرد و گفت: این ارقام برای هزینه یک همایش داخلی است. اگر قرار باشد در همایشی مهمان خارجی حضور داشته باشد هزینه هتل و بلیت هواپیمای او هم اضافه می شود.

خبرگزاری مهر همچنان آماده انعکاس توضیحات مدیران سازمان میراث فرهنگی در زمینه این گزارش جهت شفاف نمودن افکار عمومی است.

pank
01-08-2010, 02:57 AM
ایران چندمین کشور شاد دنیاست؟
توجه به بحث رضایت و شادی مردم در زندگی امری مهم است که در کشور ما به آن توجه خاصی نمی شود.

به گزارش خبرنگار «تابناک اجتماعی ([Only registered and activated users can see links])»، گرچه اخیرا توجهاتی در این خصوص شده اما خلاف عرف دانستن رنگ های شاد و جذاب؛ فقر شدید برنامه های شاد و مفرح در رسانه ملی، لوده بودن و بی محتوا بودی سینمای طنز کشور، گرفتاری و دردسر طولانی مردم در کوچکترین مسئله و امورات زندگی شهرنشینی و شهروندی، بی توجهی نهادها و ادارات به کرامت انسانی و حقوق شهروندی و ده ها مورد دیگر، مسائلی است که می بایست توسط نهادهای مسئول کشور مورد توجه قرار گیرد.

pank
01-08-2010, 02:58 AM
ایستگاه مترو شهید صدر در خط یک مترو تهران تقاطع خیابان دکتر بهشتی و پل شیهد صدر امروز - شنبه - به طور رسمی فعالیت خود را آغاز کرد.

به گزارش واحد مرکزی خبر، مساحت این ایستگاه بیش از 12 هزار و 200 مترمربع است و در عمق 20 متری زمین احداث شده است.

طول سکوی ایستگاه مترو شهید صدر 140 متر است و در آن شش دستگاه پل برقی و 4 دستگاه آسانسور نصب شده است.

برای احداث این ایستگاه 140 هزار مترمکعب خاکبرداری و 44 هزار مترمکعب بتن ریزی شده و در آن9200 تن میلگرد و فلز استفاده شده است.

مدیرعامل شرکت مترو تهران و حومه در حاشیه افتتاح این ایستگاه گفت: تونل و سکوی این طرح، با وجود ریزش شدید آب و وجود قنوات و خاک های ریزشی با روش زیرزمینی احداث شده است.

محسن هاشمی افزود: طراحی ایستگاه شهید صدر، به صورت مجتمع ایستگاهی پیش بینی شده است.

وی گفت: بخش سکو به روش باز و زیرزمینی اجرا و در آن مجتمع های رفاهی ایجاد شده است.

مسیر توسعه شمالی خط یک مترو تهران از ایستگاه شهید حقانی آغاز شده است و پس از طی کردن خیابان میرداماد و میدان مادر در امتداد خیابان دکتر شریعتی، به سمت شمال ادامه می یابد و در محدوده میدان تجریش به انتها می رسد.

pank
01-08-2010, 03:00 AM
ايسنا نوشت: مدير فرودگاه شاهرود با بيان اينکه نبود استقبال از پروازهاي اين فرودگاه موجب انصراف شرکت هاي هواپيمايي از پرواز به اين فرودگاه شد، گفت: آخرين پرواز اين فرودگاه تنها با يک مسافر به تهران انجام شد که اين موضوع موجب هرز رفتن امکانات فرودگاهي در شاهرود شده است.

نظرات بینندگان:
[Only registered and activated users can see links]با همین یک مسافر هم این آقایان پاداش 80 میلیونی دریافت میکنند وای به روزی که بشود 2 مسافر !!!!؟؟؟؟
[Only registered and activated users can see links]
.
علت اصلي اينگونه موارد پيش و بيش از آنكه به سبب فرهنگ و وضعيت اقتصادي باشد بدليل هراس مردم از سوار شدن بر هواپيماهايي است كه در تحريم قطعه و سوء مديريت تامين و نگهداري و هدايت ناوگان آنهاست.

.
.
[Only registered and activated users can see links]براي من خيلي جالب است كه بدانم كه اين طرح غير اقتصادي زمان چه دولتي تصويب شده است . آيا واقعا اين كار كارشناسي شده است . يا براي خود شيريني اين كار انجام شده است . آيا رواست كه ما پول نفت را و يا ماليات را كه اين روز در اين بازار كساد مانند خونابه دل مردم است را اينطوري هزينه كنيم . اسلام چه شد . عدالت چه شد . انسانيت چه شد . وقتي بازار اعتراض مي كنند فورا بعضي ها دست بكار ميشوند و عليه بازار مقاله مي نويسند . خب اين عاقبت ماليات زبان بسته كه اينطوري هزينه ميشود . اين حق مردم است كه بدانند كه ماليات كجا و چگونه هزينه ميشود .
[Only registered and activated users can see links]همه جای دنیا اول بررسی میکنن و فکر میکنن و میسازند ولی تو مملکت ما اول میسازند بعدش فکر میکنن... این نتیجه یک کار کارشناسی نشده است.. بیت المال رو اینجوری هدر میدن دیگه..
[Only registered and activated users can see links]دیروز با هواپیمایی تابان از مشهد به اصفهان رفتیم , هوای داغ داخل هواپیما مسافران را کلافه کرده بود به شکلی که برخی مسافران بدحال شده بودند و کادر میهمانداران هم با بداخلاقی با مسافران برخورد می کردند , در جواب اعتراضات هم می گفتند اولا هواپیمای روسی برای آب و هوای گرم طراحی نشده و امکانات خنک کننده نداره! و دوما ما که نوکر مسافر نیستیم که هی جواب بدیم!
[Only registered and activated users can see links]چه کیفی کرده اون مسافر. آدم احساس میکنه با هواپیمای شخصی مسافرت کرده
[Only registered and activated users can see links]آخر فرودگاه كه بانك صادرات نيست كه در هر روستاي شعبه داشته باشد .(البته در قديم)در شرايط حاضر همه بانكها اين وضع را دارند و به آن افتخار هم مي كنند . و صد البته سازمان هواپيماي كشور هم به تعداد فرودگاه خود افتخار مي كند . متاسفانه در كشور همه چيز به كميت سنجيده مي شود نه كيفيت خدمات و كالا . مثلا تعداد دانشجو در دانشگاه آزاد،تعداد شعبات بانكها ،تعداد سدهاي بدون اب ،كيلومتر راه آهن بدون قطار(نمونه مترو مشهد)و هزاران آمار بلا استفاده و بي كيفيت . فرودگاه شاهرود نيز نمونه آمار احتمالا نماينده استان براي انتخاب مجدد بوده است.
[Only registered and activated users can see links]می تواند دلایلی داشته باشد
1- نزدیکی مسیر تا تهران
2-تاخیر پرواز
3-عدم اعتماد به هواپیماهای مسیر
[Only registered and activated users can see links]شركت واحد ياد بكيره كه حتي با سوار شدن يك

مسافر هم بايد راه بيفته(اكر حضرات كاهي خودشان را با كشورهاي ييشرفته مقايسه ميكنند)
[Only registered and activated users can see links]این پروازها کی شروع شده که مردم شهرستان اطلاع ندارند درضمن اگر خبررسانی بموقع انجام شودوساعات پرواز وتعداد آن مناسب باشد حتما استقبال میشود.ولی با پرواز یک روز درمیان آنهم نامرتب وضعش بهترازاین نمیشوذ
[Only registered and activated users can see links]خوش به حالِ اون یه نفر!!!
[Only registered and activated users can see links]اون موقع که میخواستن قیمته املاک و تو انجا برن بالا توش فرودگاه زدن هواپیمایی حواسش نبود اونجا توجیه نداره یا اونم سهمشو گرفته بود
[Only registered and activated users can see links]بالاخره يك جاي خلوت پيدا شد
[Only registered and activated users can see links]حالا هی برین فرودگاه بسازین و تو بوق کنید.
[Only registered and activated users can see links]این هم نتیجه تصمیمات عدالت محور؟
[Only registered and activated users can see links]نه بابا اين چه حرفيه؟ چرا دوست داري حاشيه سازي كني؟؟؟

pank
04-08-2010, 02:57 PM
اخبار رسیده از سرزمین های اشغالی حاکی از آن است که قلب «آریل شارون» نخست وزیر پیشین صهیونیستی که حدود سه سال پیش به کما رفت، دو روز پیش متوقف شد و به طور کامل از کار افتاد.

یک منبع آگاه لبنانی شب گذشته به خبرنگار شیعه آنلاین گفت: پس از بی نتیجه ماندن تلاش پزشکان ویژه مراقبت از «شارون» و توقف کامل قلب او، مسئولان بیمارستانی «شیبا» که در آن بستری شده است خبر مرگ وی را به مقامات ارشد سیاسی این رژیم اطلاع داده و قرار شد در فرصتی مناسب این خبر که از نگاه کارشناسان یک شکست سیاسی برای این رژیم به شمار می رود، توسط رسانه ها اعلام شود.

به نظر می رسد با توجه به فشار بین المللی که رژیم صهیونیستی طی چند وقت اخیر با آن مواجه شده و جایگاه ضعیفی که در آن قرار دارد، اعلام خبر مرگ «شارون» به زمانی دیگر موکول شود به ویژه اینکه تجاوز روز گذشته نیروهای ارتش صهیونیستی به سرزمین جنوب لبنان که با واکنش فوری و مقتدرانه نیروهای ارتش لبنان مواجه شد، بر تضعیف هر چه بیشتر جایگاه این رژیم افزود.

پایگاه های خبری لبنان اعلام کردند که نیروهای ارتش صهیونیستی روز گذشته برای اولین بار با بلندگوهای پخش صدا، عاجزانه از نیروهای لبنانی خواستند که درگیری را متوقف کند تا بتوانند جسد افسر صهیونیستی کشته شده که توسط نیروهای ارتش لبنان به هلاکت رسید را بردارند.

گفتنی است «آریل شارون» که در سال 1982 میلادی جنایت ضدبشری اردوگاه «صبرا و شتیلا» را مرتکب شد، از روز پنجم ژانویه سال ۲۰۰۶ میلادی به دلیل سکته مغزی سنگین، در بیمارستان بستری شد و پس از وی اداره کلیه امور نخست وزیری به معاونش «ایهود المرت» واگذار شد.

قابل ذکر است پیش از این میان خاخام های یهودی بر سر وضعیت «آریل شارون» اختلاف افتاده بود. گروهی از این خاخام ها معتقدند بودند که به رغم مرگ مغزی وی، اما تا زمانی که قلب او با دستگاه به حیات ادامه می دهد، باید تنفس مصنوعی را ادامه داد و توقف آن از نظر آنان کاری حرام بود و قتل به شمار می رفت. اما دسته ای دیگر از خاخام ها می گفتند با توجه به اینکه مرگ مغزی با مرگ تفاوت چندانی ندارد، بهتر است تنفس مصنوعی متوقف شود.

pank
04-08-2010, 02:58 PM
جدیدترین استفتائات آیتالله جوادی آملی در موضوعات مختلف منتشر شده است.

به گزارش خبرنگار مهر در قم، این استفتائات که مجموعه سئوالات در موضوعات نماز، معیار قصد توطن، نماز آیات، تغییر جنسیت، نماز جمعه و مسائلی درباره مهریه است که از آیتالله جوادی آملی سئوال شده و این مرجع تقلید به آنها پاسخ داده است.

بر اساس این گزارش، آیتالله عبدالله جوادی آملی در پاسخ به این سئوال که با توجه به بهداشتی بودن، استحکام و استقامت و نیاز عموم، استفاده از مهرهای سنگی (غیر زینتی) در مساجد، نمازخانهها و اماکن چه حکمی دارد؟ اظهار داشت: سجده بر سنگ مزبور جایز است. سجده بر تربت حضرت سید الشهداء افضل است.

این مرجع تقلید همچنین در پاسخ به سئوال دیگر در مورد معیار و ملاک در قصد توطن، گفت: وطن اصلی نیاز به قصد ندارد، وطن قراردادی محتاج به ماندن دائمی است.

وی با بیان اینکه ماندن دائمی در ییلاق و قشلاق فرق میکند، تصریح کرد: کسی که قصد دارد دائما در منطقه ییلاقی بماند اگر در تابستان هفتهای یک روز هم برود آنجا را وطن خود قرار داد.

آیتالله جوادی آملی در پاسخ به این سئوال که آیا انسان میتواند 3 یا 4 وطن داشته باشد؟ اظهار داشت: انسان میتواند بیش از دو وطن داشته باشد.

وی در مورد اینکه آیا پس لرزهها نماز آیات دارند گفت: پس لرزهها اگر جداگانه احساس شود، نماز آیات جدا دارد.

قمهزدن ترک شود


این مرجع تقلید در پاسخ به سئوالی که از وی خواسته شد نظرش را در مورد قمه زنی و شرح آیه 32 سوره حج در ادله مراجعی که قمه زنی را با توجه به آیه شریفه 32 سوره حج از شعایر دینی جایز و مستحب دانستهاند، تصریح کرد: قمهزدن ترک شود.

وی در مورد اینکه آیا حکم حاکم مقدم بر فتوای مرجع تقلید است، گفت: حکم حاکم جامع شرایط افتاء مقدم است.

تغییر جنسیت در صورت حکم پزشک جایز است


بر اساس این گزارش آیتالله جوادی آملی در پاسخ به سئوال تغییر جنسیت مرد به زن یا زن به مرد در صورتی که حکم پزشک باشد که در صورت عدم تغییر جنسیت بیماریهای خطیری برای وی به وجود میآورد حکم آن چیست؟ اظهار داشت: تغییر جنسیت در فرض سئوال جایز است.

وی در مورد نماز جمعه در زمان غیبت امام زمان(عج) گفت: نماز جمعه در عصر غیبت امام (عجل الله تعالی فرجه الشریف) واجب تخییری است.

این مرجع تقلید همچنین در مورد سرودهای تشکیل شده از دختر و پسر جوان(نامحرم) در وضع زمانی اظهار داشت: از اختلاط نامحرم و خواندن سرود مشترک اجتناب شود.

طواف خانه خدا با ویلچر صحیح است


بر اساس این گزارش، آیتالله جوادی آملی در پاسخ به این سئوالات که افرادی که با ویلچر در صحن مسجدالحرام طواف میکنند، گاهی در هنگام ازدحام جمعیت سبب مزاحمت برای سایر طواف کنندگان و بعضا برخورد ناشایست دیگر با آنان و همراهانشان میباشد و حتی در برخی موارد به علت برخورد ویلچر آنان با پای طواف کنندگان سبب جراحت و در نتیجه متنجس شدن مسجد الحرام میگردد، آیا با توجه به این امور چنین طوافی صحیح است یا نه؟ آیا این افراد مجازند در طبقه دوم مسجد الحرام طواف کنند؟ خاطرنشان کرد: طواف مورد سئوال صحیح است و افراد نامبرده میتوانند در طبقه دوم طواف کنند.

اگر مهر در ذمّه و مؤجّل باشد زن نمیتواند تمکین نکند


آیتالله جوادی آملی همچنین در پاسخ این سئوال که با توجه به اینکه صداق همسرم 514 سکه بهار آزادی به صورت عند الاستطاعه بر ذمه اینجانب میباشد و بنده نیز فعلا مستطیع به پرداخت حتی بخشی از آن هم نیستم با توجه به اینکه دین و مهریه مذکور تکلیفی است بر ذمه بنده که شرط وجوب آن حصول و ظهور عنصر خارجی بنام استطاعت است و دینی موجل نیز میباشد از منظر شرع مقدس اسلام و مذهب شیعه و دیدگاه و استنباط حضرت عالی با عنایت به وصف فوق زوجه آیا میتوانند از انجام تکالیف شرعی و وظایف زناشویی خود تمکین (عام، خاص) سرباز زده و تمکین خود را منوط به قبض مهر نمایند و به این عذر و بهانه از بنده به عنوان همسر شرعی و قانونی شان تمکین نکنند یا باید تمکین نمایند؟ اظهار داشت: اگر مهر حالّ و معجّل باشد زن میتواند قبل از دریافت آن تمکین نکند خواه شوهر بتواند بپردازد یا نه.

وی ادامه داد: اگر مهر حالّ و معجّل باشد و مرد نتواند آن را بپردازد گر چه زن می تواند تمکین نکند ولی نمی تواند مهر را مطالبه کند و اگر مهر در ذمّه و مؤجّل باشد زن نمیتواند تمکین نکند.

pank
07-08-2010, 12:52 PM
ر جهان اماكن زيادي وجود دارند كه به دلايل امنيتي، علمي، جاسوسي و غيره ورود به آنها براي عموم كاملا ممنوع بوده و شايد برخي از اين اماكن تنها اجازه بازديد بخش كوچكي كه بي اهميت تلقي مي شود را به عموم بدهند تا از اين طريق كنجكاوي افراد را ارضا كنند. اين گزارش نگاهي كوتاه دارد به ده مكان فوق محرمانه جهان. منبع: مگزين ايميج 2010.

منظره مجتمع وزارت دفاع آمريكا واقع در آرلينگتون در ايالت ويرجينيا كه به شكل هندسي 5 ضلعي ساخته شده و به همين دليل به آن پنتاگون مي‌گويند. اين مجتمع از لحاظ امنيتي و حفاظتي تحت مراقبت بسيار شديد قرار داشته و انواع و اقسام تجهيزات حفاظتي در آن نصب شده‌اند. تنها بخش كوچكي از قسمت اداري آن به روي افراد عادي باز است.
[Only registered and activated users can see links]

منظره هوايي دولت شهر واتيكان كه در قسمت بالاي عكس تصوير كتابخانه مشهور واتيكان مشخص است. كتابخانه واتيكان يكي از محرمانه‌ترين اماكن جهان به شمار رفته و ورود به آن براي عموم ممنوع است. تنها افراد نادري قادر هستند به داخل اين كتابخانه كه براي كتاب‌ها و دستنوشته‌هايش در كليه ادوار و نيز نوشته‌هاي ممنوعه شهرت دارد، وارد شوند.
[Only registered and activated users can see links]

منظره هوايي كمپ آموزشي FBI يا دفتر تحقيقات فدرال كه به آكادمي FBI مشهور است. در اين كمپ ماموران جديد اين سازمان آموزش ديده و محل آن در شهر كوچك كوانتيكو در ايالت ويرجينيا واقع است.
[Only registered and activated users can see links]

منظره هوايي نيروگاه هسته‌اي فلامانويل در غرب شهر شربورگ فرانسه و در حاشيه درياي مانش. تنها تعداد بسيار اندكي از افراد مي‌توانند از رازهاي اين نيروگاه اتمي كه به عنوان منطقه ممنوعه دائمي ثبت شده و بنابراين پرواز برفراز آن نيز ممنوع است، آگاه شوند. اين تصوير توسط يك ماهواره گرفته شده است.
[Only registered and activated users can see links]

اين دشت عجيب مملو از آنتن و گيرنده‌هاي بشقابي يكي از مرموزترين اماكن جهان محسوب مي‌شود. در سايت منويت هيل در بريتانيا ايستگاه شبكه شنود جهاني اشلون واقع شده است.
[Only registered and activated users can see links]

تصوير ساختمان «واكسهال كراوس» محل سرويس‌هاي مخفي ملكه در حاشيه رودخانه تايمز در شهر لندن كه شبيه يك قلعه معاصر است. در اين ساختمان سرويس‌هاي جاسوسي انگلستان از جمله MI5 كه مسئول امنيت داخلي است و MI6 كه مسئول جاسوسي خارجي و مبارزه ضد تروريستي است، واقع شده است.
[Only registered and activated users can see links]

منظره هوايي ZONE 51 (ناحيه 51) اين منطقه نويسندگان داستان‌هاي علمي تخيلي را به رويا فرو مي‌برد. ZONE 51 يك پايگاه نيروي هوايي آمريكا واقع در صحراي نوادا است كه براساس شايعات محل آزمايشات بر روي موجودات فرازميني است. در پايين عكس تاسيسات نظامي و در قسمت سفيد منطقه ممنوعه آن قرار دارد. ZONE 51 از سال 1954 به روي همه اشخاص ممنوع بوده و پليس داخلي آن افراد كنجكاو را تا فاصله 40 كيلومتري پيرامون آن بازداشت مي كنند.
[Only registered and activated users can see links]

منظره هوايي مقر اينترپل، پليس بين‌الملل در شهر ليون فرانسه كه ورود به آن براي عموم ممنوع است. تنها اعضاي اينترپل و يا سران كشورها قادر هستند وارد اين مكان شوند.
[Only registered and activated users can see links]

تصوير هوايي پايگاه يونگبيون در كره شمالي كه توسط ماهواره‌ها گرفته شده است. كره شمالي نخستين آزمايش هسته‌اي خود را در روز 9 اكتبر 2006 در اين پايگاه انجام داد. علاوه بر تاسيسات هسته‌اي يك كارخانه شيميايي آزمايشگاه‌ها منطقه غني‌سازي سوخت هسته‌اي و يك راكتور 5 مگاواتي اتمي نيز در يونگبيون مستقر هستند.
[Only registered and activated users can see links]

كمپ ديويد در ميان يك منطقه مرتفع جنگلي كوهستاني در كوه كاتوكتين قرار دارد. اين يك پايگاه نظامي آمريكايي است كه در ايالت مريلند واقع شده و بسيار تحت مراقبت قرار دارد. كمپ ديويد از سال 1942 محل گذراندن تعطيلات خصوصي رؤساي جمهور آمريكا است.


[Only registered and activated users can see links]

:heh: کهریزک خودمون هم یادشون رفته :D

Kasra
08-08-2010, 01:31 AM
به نقل از يورو نيوز، يواخيم لو اظهار داشت: پس از جام‌جهاني و عقد قراردادي جديد ميان کادر فني با فدراسيون، مشخص بود برابر دانمارک از نفرات درجه اول خود چشم‌پوشي خواهيم کرد. با درخواست‌ همکاران بوندس‌ليگايي مواجه شديم. سلامتي ملي‌پوشان را هم در نظر گرفتيم که با توجه به اين، کادر بازيکنان اعزامي براي بازي دوستانه با دانمارک برگزيده شدند.
وي افزود: با انتخاب اين نفرات، اميدوارم ملي‌پوشان ما همچنان در مسير آماده‌سازي و تمرکز در تيم باشگاهي قدم بردارند تا فصلي خوب و مفيد را درپيش داشته باشند. آنچه همکارانم مي‌گويند، حرف من نيز است. زمان برگزاري اين مسابقه در کل مناسب نبود؛ ولي چه بايد کرد که اين مصاف با هماهنگي چندين سازمان انجام شده است.
براي اين بازي لو روز گذشته 18 بازيکن را انتخاب کرد که تنها 8 نفر آن در تيم 23 نفره جام‌جهاني حضور داشتند. وي با درنظر گرفتن بازيکناني که کمتر در آفريقاي‌جنوبي بازي کردند، اين گزينش را انجام داد.
مصاف تدارکاتي با دانمارک چهارشنبه هفته جاري در کپنهاگ انجام خواهد شد.


***

فقط خواستم یه نمونه از فهم و شعور و منطق بالای یه مربی خارجی رو براتون به نمایش بذارم.

pank
08-08-2010, 01:53 AM
[Only registered and activated users can see links]کیومرث پوراحمد می‌گوید: بی‌بی هنوز حال خوبی ندارد. سال هشتم آلزایمر را پشت سر می‌گذارد و این بیماری‌ای غیرقابل بازگشت و درمان هم محسوب می‌شود...خواهرم توران، زندگی خود را در این هشت سال که چهار سالش بی‌بی کاملاً در بستر بوده، وقف او کرده است...

به گزارش خبرآنلاین میان تحمل «فراموش کردن» و «فراموش شدن» فاصله بسیار است؛ چه اینکه، آن یکی به دارویی درمان می‌شود اما این یکی نیازمند «یاد» است. «بی‌بی» قصه‌های مجید هم این روزها اگرچه درگیر با بیماری «آلزایمر» دچار فراموشی شده‌است، اما هنوز خاطرش، گرمای یادی هرچند گذرا را درمی‌‌یابد و کیست که به این گرما خوش نشود. سراغ پروین‌دخت یزدانیان را آخرین‌بار از فرزندش کیومرث پوراحمد در حاشیه «کافه خبر» جویا شدیم. خالق قصه‌های مجید، آرام و با تاثر گفت: «بی‌بی هنوز حال خوبی ندارد. سال هشتم آلزایمر را پشت سر می‌گذارد و این بیماری‌ای غیرقابل بازگشت و درمان محسوب می‌شود.» این مختصر ادای دینی است به تمام خاطراتی که در کنار مهربانی‌های بی‌بی در ذهن‌مان ثبت کرده‌ایم. بهانه‌ای برای یادآوری خاطرات سینمایی و تلویزیونی‌مان از هنرمندی‌های پروین‌دخت یزدانیان و در یک کلام فرصتی است برای یادی از بی‌بی.

از آشپزخانه تا سینما

«خانم پروین‌دخت یزدانیان در مجموعه قصه‌های مجید، همان کاری را می‌کرد که همیشه در خانه خودش انجام می‌داد، همان لباس‌ها را می‌پوشید. خانه توی فیلم، شبیه خانه قدیمی خودش بود و خلاصه ایشان تمام حس و حال‌ خودشان را در فیلم داشتند. در مورد فیلم خواهران غریب اما برایشان سخت بود که بخواهند از خودشان بیرون بیایند و در تیپ دیگری ظاهر شوند، چون در این فیلم از ایشان می‌خواستیم هر چه که می‌گوییم بپوشد و کارهایی را که می‌خواهیم انجام دهد و در یک محل که برای او غریبه بود فیلم بازی کند.» این روایتی است از کیومرث پوراحمد پیرامون کیفیت حضور مادرش در مقابل دوربین. روایتی که سرآغازش به روزهایی بازمی‌گردد که پوراحمد برای انتخاب بازیگر نقش «بی‌بی» مجموعه قصه‌های مجید، خود را سرگرم تست گرفتن از زنان اصفهانی کرده بود و مصر بود آنچه در ذهن دارد از میانشان انتخاب کند، که البته نمی‌یافت. هیچ کدام انتظارات او از تصوری که از مادر در ذهن داشت، برآورده نمی‌کرد که ناگهان خواهر، پیشنهاد تست گرفتن از مادر را مطرح کرد و جالب اینکه اطرافیان هم به انتخاب او رای مثبت دادند. این سرآغاز فعالیت هنری بازیگر محبوبی است که به تعبیر خالق قصه‌های مجید، از آشپزخانه وارد سینما و اندکی بعد تبدیل به یک سوپراستار شد.

وقتی بی‌بی مجید را بجا نیاورد

5 سال پیش بود؛ بیش از 10 سال از روزگاری که عصر جمعه‌هایش با شیطنت‌های مجید عجین بود می‌گذشت که خبری روی خروجی خبرگزاری‌ها رفت. خبری که به یادمان آورد خالق خاطراتمان را از یاد برده‌ایم و دل به تصاویر خیالی و ذهنی‌، خوش کرده‌ایم؛ «پروین‌دخت یزدانیان بازیگر مجموعه قصه‌های مجید به علت بیماری بستری شد.» خبر کوتاه بود اما مبدأ یک فراموشی بلند شد. بی‌بی که تا روز مخابره خبر و رسانه‌ای شدن بیماری‌، نزدیک به سه سال با آلزایمر دست به گریبان بود، با اوج‌گیری بیماری روانه تخت بیمارستان شد و توجه‌ها را به سوی خود جلب کرد. در همان گیرودار بود که رسانه‌ها به تکاپوی ثبت تصاویری از او، آن هم سال‌ها پس از ایفای نقش در قامت بی‌بی، افتادند؛ «بی‌بی که وارد اتاق شد از دیدنش ابتدا اندوهگین و سپس خوشحال شدم. اندوهگین شدم از این بابت که او را به شمایل درهم شکسته مادربزرگی دیدم که بسیار دوستش می‌داشتم و اکنون پیر و ناتوان با عصایی در دست و با کمک توران پوراحمد راه می‌رفت. مهربان با من خوش و بش کرد و کلاه حوله‌ای روی سرش را روی گوش‌هایش کشید و خوشحال شدم از این جهت که حالش آنقدر بد نبود که پوراحمد می‌گفت.» این بخشی از روایت مواجهه کارگردان یک مستند بلند درباره کیومرث پوراحمد، با خانواده او در میانه سال 85 است.

مهدی اسدی در ادامه شرح ملاقات خود با بی‌بی آورده بود: «با ورود مهدی باقربیگی بین بی‌بی و او لحظه‌های شیرین و بکری خلق شد. آن دو فلاش‌بک‌هایی به دیالوگ‌ها و لحظه‌های زیبای مجموعه قصه‌های مجید زدند و خاطرات تمام آن بعدازظهرهای جمعه را که برای دیدن قصه‌های مجید انتظار می‌کشیدم زنده کردند. با ادامه گفت‌وگو من حیرت‌زده شاهد جاری شدن کلمات و دیالوگ‌هایی بر زبان پروین‌دخت یزدانیان بودم که از حافظه‌ای جاری می‌شد که با زوال خاطرات و بیماری آلزایمر دست و پنجه نرم می‌کرد.» اندکی پس از این دیدار بود که رسانه دیگری دست به کار شد و مهدی باقربیگی(ایفاگر نقش مجید) را به دیدار بی‌بی برد. حاصل آن دیدار اما گزارشی بود به تاریخ 25 آذرماه 86 با این عنوان«بی‌بی مجید را به یاد نمی‌آورد».

او بی‌بی را می‌پرستد

پروین‌دخت یزدانیان، متولد 1302 از نجف آباد اصفهان است. مدرک تحصیلی‌اش ششم ابتدایی و دارای 12 فرزند، 25 نوه و 5 نتیجه است. از میان این تعداد فرزند کیومرث و منوچهر بعنوان نویسنده و کارگردان سینما و تلویزیون شناخته شده هستند. حضور یزدانیان مقابل دوربین از سال 1370 با مجموعه «قصه‌های مجید» و آغاز ایفای نقشش در سینما از سال 1371 با «صبح روز بعد» و «شرم» که هر سه به کارگردانی پسرش بود آغاز شد.

او در فعالیت کوتاه‌مدت خود در سینما پس از این دو فیلم، حضور در فیلم‌های «نان و شعر» (1372)، «خواهران غریب»(1374) و «شب یلدا»(1379) را به کارگردانی فرزندش کیومرث پوراحمد و ایفای نقش در فیلم مهریه بی‌بی(1373) ساخته اصغر هاشمی را تجربه کرد. حاصل این حضور هم دو دیپلم افتخار و یک کاندیداتوری در جشنواره فلیم فجر بود. یزدانیان که کم‌کم همه او را به نام «بی‌بی» شناختیم و به یاد آوردیم، دیر به دنیای بازیگری وارد شد و پسرش کیومرث پوراحمد مشوق او در این راه بود. فرزندی که خود نیز کارگردانی محبوب بود و این مختصر را با روایتی دیگر از سازنده فیلم مستند زندگی‌اش به پایان می‌بریم: «این را شنیده بودم که پوراحمد بسیار خانواده‌دوست است، اما او مادرش را می‌پرستد. چند روز پیش در دانشگاه شهید بهشتی بعد از نمایش اتوبوس شب، دانشجویی در یک سئوال کتبی پرسید حال بی‌بی قصه‌های مجید چطور است؟ پوراحمد در حالی که آرامش و نشاط لحظه‌ای قبل، در کسری از ثانیه از چهره‌اش رخت بربسته بود، میکروفون را جلو کشید و در حالی که سعی می‌کرد بغض در گلویش را کنترل کند با اندکی مکث و با لکنت بازگشته از دوران کودکی با کلماتی بریده‌بریده گفت: بی‌بی حالش خوب نیست.»

pank
08-08-2010, 01:56 AM
شورای نگهبان قانون اساسی مصوبه مجلس درباره تاسیس استان البرز را مغایر موازین شرع و قانون اساسی ندانست.

به گزارش شبکه خبر سخنگوی شورای نگهبان در نشست هفتگی خود با خبرنگاران اعلام كرد، شورای نگهبان قانون اساسی مصوبه مجلس درباره تاسیس استان البرز را مغایر موازین شرع و قانون اساسی ندانست.

پیش از این كلیات لایحه تاسیس استان البرز و جزئیات آن نیز در دو ماده به تصویب نمایندگان مجلس شورای اسلامی رسیده بود.

در ماده 1 این لایحه، به دولت اجازه داده می شود به تاسیس استان البرز به مركزیت شهر كرج و مشتمل بر شهرستان های زیر اقدام كند:

1- شهرستان كرج به مركزیت شهر كرج شامل بخش های مركزی، آسارا و اشتهارد.

2- شهرستان ساوجبلاغ به مركزیت شهر هشتگرد شامل بخش های مركزی، چندار، چهارباغ و طالقان.

3- شهرستان نظرآباد به مركزیت شهر نظرآباد شامل بخش های مركزی و تنكمان.

همچنین در ماده (2) این لایحه، با انتزاع شهرستان های یاد شده از محدوده استان تهران، كاركنان سازمانی، وسایل و تجهیزات، بودجه و اعتبارات مربوط به تناسب جمعیت و وضع جغرافیایی از محل امكانات قبلی كسر و به استان جدید تخصیص داده و منتقل شود.

تشكیل استان البرز حدود 10 سال پیش مطرح و یك بار این لایحه در مجلس ششم به رای گذاشته شد اما در آن زمان به تصویب نرسید.

در دولت نهم و به واسطه سفر اول رئیس جمهور به شهرستان كرج، بحث تشكیل استان البرز بار دیگر مطرح شد و از آن زمان وزارت كشور با بررسی و كارشناسی، نوشتن لایحه تاسیس استان البرز را در دستور كار خود قرار داد.

هئیت وزیران این لایحه را اواخر سال 1388 تصویب كردند و به مجلس ارائه شد.

مجلس شورای اسلامی نیز كار بررسی این لایحه را در كمیسیون هایی مانند شوراها، امنیت ملی و سیاست خارجی، و برنامه و بودجه پیگیری كرد و پس از تجمیع نظر كمیسیون ها و ارائه آن به كمیسیون شوراها این لایحه سه هفته پیش به هیئت رئیسه ارائه و امروز كلیات و جزئیات آن تصویب شد.

پس گراش خودمون چی؟!!!:huh:

AFTAB
08-08-2010, 10:08 AM
کره ماه در تاریخ ۵ شهریور ۱۳۸۹ کره مریخ به بالاترین درجه درخشش دراسمان شب در ۵ شهریور خواهد رسید این وقتی است که در روز ۵ شهریور کره مریخ به فاصله ۳۴٫۶ میلیون مایلی خود به زمین میرسدحتما در راس ساعت ۱۲:۳۰ ( نیمه شب) آسمان را تماشا کنید . به نظر خواهد رسید که آسمان دو ماه دارد این امر ۱۲۰۰ سال 1بار اتفاق خواهد افتاد این لحظه را با دوستان خود شریک شوید زیرا هیچکس زنده ای دوباره این اتفاق را نخواهد دید

pank
08-08-2010, 02:09 PM
پدر باعث گرفتاری دختر 16 ساله در باتلاق فساد
شوهرم آدم عياش و رفيق بازي بود و هيچ تعهدي نسبت به زندگي زناشويي مان نداشت. ما در سال اول زندگي صاحب دختري خوشگل و دوست داشتني شديم و من فکر مي کردم با تولد فرزندمان به سر عقل بيايد اما هيچ فايده اي نداشت و ارتباط او با زنان فاسد خياباني به داخل حريم خانه مان کشيده شد و هر روز بايد منتظر مي نشستم تا شريک زندگي با زني فاسد بيايد و...!
خراسان: دختر زرنگي بودم و براي آينده ام برنامه هاي زيادي داشتم، اما يک لحظه هم به فکرم خطور نمي کرد سرنوشت شومي برايم رقم بخورد و با گرفتاري در دام مواد مخدر در باتلاق فساد اخلاقي غرق شوم.

زن جوان گفت: دانش آموز کلاس اول دبيرستان بودم که برادر زن همسايه به خواستگاري ام آمد. متاسفانه پدرم معتقد بود دختر را نبايد در خانه نگه داشت بنابراين هرچه زودتر تکليفم روشن شود بهتر است. او با اين باور غلط، بدون انجام تحقيقات و تنها به صرف آشنايي ناچيزي که از همسايه و همسرش داشت، جواب مثبت داد و مرا به عقد مردي درآورد که ۱۶ سال تفاوت سني داشتيم.

شوهرم آدم عياش و رفيق بازي بود و هيچ تعهدي نسبت به زندگي زناشويي مان نداشت. ما در سال اول زندگي صاحب دختري خوشگل و دوست داشتني شديم و من فکر مي کردم با تولد فرزندمان به سر عقل بيايد اما هيچ فايده اي نداشت و ارتباط او با زنان فاسد خياباني به داخل حريم خانه مان کشيده شد و هر روز بايد منتظر مي نشستم تا شريک زندگي با زني فاسد بيايد و...!

زن جوان در دايره اجتماعي کلانتري طبرسي جنوبي مشهد افزود: منصور تهديدم کرده بود اگر در مورد کارهايش چيزي به کسي بگويم من و بچه ام را خواهد کشت، به همين دليل دو سال خون دل خوردم و صدايم در نيامد، ولي در اين مدت دچار افسردگي شديد و ناراحتي روحي شدم و کارم به جايي رسيد که تحت نظر پزشک متخصص قرار گرفتم. خانواده ام وقتي فهميدند در چه جهنمي گرفتار شده ام با پي گيري قانوني مرا از چنگ منصور نجات دادند و از اين مرد بوالهوس جدا شدم.با نااميدي دست دخترم را گرفتم و به خانه پدرم برگشتم و خودم را در خانه زنداني کردم.پدرم که خيلي نگران وضعيت روحي و رواني ام بود در يک شرکت توليدي کاري برايم جور کرد تا کمي سرگرم بشوم.

زن ۲۱ ساله افزود:من با ذوق و شوق مشغول کار شدم، اما به علت ضعف عصبي و جسمي خيلي زود خسته مي شدم و کم مي آوردم. متاسفانه جواني که تبعه افغاني بود و در آن شرکت کار مي کرد يک روز گفت تو اگر کمي دوا مصرف کني زور و قوت پيدا خواهي کرد و مي تواني اندازه دو کارگر کار انجام بدهي و از نظر روحي هم بهبود خواهي يافت. من ساده لوح تحت تاثير اين حرف هاي پوچ خام شدم و بدون آن که بدانم دوا يعني چه، کريستال مصرف کردم.

افسوس که نمي دانستم اين جوان شيطان صفت چه نقشه اي برايم کشيده است. او در کمتر از چند ماه مرا معتاد کرد و سپس به خواسته هاي پليدي که در سر داشت رسيد. مدير کارگاه زماني که متوجه شد با جوان افغاني ارتباط نامشروع دارم هر دوي ما را اخراج کرد و من دوباره خانه نشين شدم، اما هر روز براي تامين مواد مخدر مجبور بودم از خانه بيرون بيايم و چون براي خريد کريستال پولي در بساط نداشتم، تن به کارهاي غيراخلاقي دادم.

زن جوان اشک هايش را پاک کرد و گفت: من در باتلاق اعتياد و فساد اخلاقي افتاده ام و به موجودي پليد و کثيف تبديل شده ام. امروز هم ماموران انتظامي مرا همراه دو مرد گرگ صفت دستگير کرده اند و ديگر اميدي به آينده ندارم.

Kasra
09-08-2010, 11:11 PM
جوزپه گوارديولا درباره مخالفت ونگر سرمربي آرسنال با حضور فابرگاس در بارسا عنوان کرد: چند سال يک بازيکن را پرورش مي‌دهي و حتي شب‌ها هنگام خوابيدن به اين فکر مي‌کني که چرا مثلا امروز ناراحت بود يا کم حرف مي‌زد. تمام زندگي‌اش را زير ذر‌ بين داري و او را مثل فرزندت مي‌‌داني اما ناگهان به تو خبر مي‌دهند که قرار است او را بخرند.
وي افزود: ونگر،‌ فابرگاس را دوست دارد و مثل پدري که نگران فرزندش باشد نگران او است. من حال ونگر را درک مي‌کنم و از اين که نمي‌گذارد او را به خدمت بگيريم چندان دلخور نيستم و به شخصيت اين مربي بزرگ احترام مي گذارم.

CENTER
11-08-2010, 05:03 PM
در خبر ها آمده :
مسعود ده‌نمکی، حجت‌الاسلام پناهیان و عزت‌الله ضرغامی
به عنوان اعضای هیئت امنای دانشگاه هنر تهران انتخاب شدند.(متن خبر ([Only registered and activated users can see links]))[Only registered and activated users can see links]


* پي نوشت:

1- حيف است هنر در كف هر بي هنر افتد....
2- فاتحه اي براي شادروان هنر بخوانيد

CENTER
13-08-2010, 07:40 PM
بعد از پخش تصویر علیرضا افتخاری از رسانه ملی در حالی که رییس جمهور را در آغوش گرفته و به او ابراز ارادت می‌کرد، علیرضا افتخاری در گفتگو با سایت برنا، به بیان برخی گلایه‌ها و توضیحات پیرامون دیدار با رییس جمهور پرداخت. بخش‌هایی از این گفتگو بدین شرح است:

* هر کس هر نیتی می خواهد داشته باشد، داشته باشد. من وقتی با رییس جمهورمان رو به رو می شوم، باید چه واکنشی نشان دهم، باید احترام بگذارم. ادبم را به جا بیاورم. من که دنبال سیاست نیستم.

* وقتی شخصی مثل رییس جمهور یا هر کس دیگری مقابلم بایستد، من می بوسم‌اش. من خاک پای همه‌ام. مثلا من چه می خواهم. چه نیازی دارم آخر؟ هر کس جای من بود همین کار را می کرد.

* یک‌سری می گویند نباید این کار را می کردی. آن ها نمی فهمند. من این را روی حساب این می گذارم که خیلی ها داغ‌اند و نمی دانند. وقتی من در همایش صدا و سیما دعوت دارم و روز خبرنگار است، باید ادب به جا بیاورم و از شخص اول که آنجا نشسته تا هزارمین نفر باید به همه عرض ادب کرد.

* می‌گویند افتخاری چرا این کار را کردی؟ ادب به جا آوردن، چرا ندارد.

* من همیشه عرض ادب می کنم. دورم هم نمی خواهم شلوغ شود. بلیط کنسرتم را هم نمی خواهم گران کنم...! طرفدار من خداست. من برای خدا خواندم. نخواندم که بقیه بخرند. هیچ وقت برای بنده های خدا نخواندم. خدا به من این صدا را داده، آنها باید هوای من را داشته باشند و حرصم ندهند و من را نگه دارند. نه این که سنگ جلوی پایم بیندازند. نه این که تهدیدم کنند و تو سایت مدام کامنت های تهدید بگذارند.

* من ادب به جا آوردم. آن ها به من بی ادبی می کنند. من که نرفتم فالوده بخورم.

* هر کسی می خواهد من را تهدید کند. اما شماهایی که 30 سال است برایتان خوانده ام، بدون چشم داشت، سنگ پرانی نکنید. من از آن آدم هایی نیستم که نان را به نرخ روز بخورم. ببینم کجا می خواهم کنسرت بدهم که دورم شلوغ شود. من برای خدا می خوانم. همین.

* باز هم رییس جمهور یا هر کس دیگری که به من لبخند بزند و محبت کند را در آغوش می گیرم. ادب هیچ وقت کهنه نمی شود. گفت بی ادب محروم شد از لطف رب، ما بی ادب نیستیم. نسبت به کسی که احترام‌اش واجب است، احترام می گذارم. کار خلافی نکردم که تحت شرایط احساس دیگران پشیمان شوم.

* اصلا دیگر نمی خواهم کسی صدایم را بشنود. خطاب به آدم هایی که با صدایم زندگی کردند، بزرگ شدند و ازدواج کردند. اگر خطایی از من سر زد، از دیوار خانه کسی بالا رفتم، یک ریال به کسی تعدی کردم، سر من را ببرید. تمام این مردم را دوست دارم و مطمئن هستم آن ها هم من را دوست خواهند داشت.

fanoose67
14-08-2010, 12:17 AM
مردم در نقاط مختلف دنیا سنتها و جشنهای جالب و گاهی عجیب دارند که برخی از آنها با شوخی چند نفر با هم آغاز شده و کم کم به کل شهر و یک کشور تسری یافته است ، مانند آنچه در یکی از شهرهای کشور اوکراین برگزار شده و به "جشن آب" شهرت یافته است.
به گزارش حفا نیوز از بانکی دات آی آر ، در این جشن که روز دوشنبه ی پس از عید پاک برگزار می شود ، پسران جوان و نوجوان در نقاطی از شهر "لفیف" کمین می کنند و با عبور رهگذران و بالاخص دختران جوان و نوجوان ، با آب به آنها حمله می کنند!
این مراسم در چند شهر دیگر کشور اوکراین نیز در این روز برگزار می شود ، تاکنون شکایاتی در زمینه ی آزار و اذیت در هنگام برگزاری جشن و همچنین سرماخوردگی دخترانی که خیس شده اند به پلیس رسیده است ، اما چون تعداد این موارد معدود بوده است ، پلیس با برگزارکنندگان این جشن برخورد نمی کند.

با هم عکسهای قابل انتشار ! این جشن را می بینیم :

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

fanoose67
14-08-2010, 12:23 AM
ایران در زمان رژیم پهلوی یکی از نزدیک ترین متحدان آمریکا در جهان محسوب می شد و بین شاه و سیاستمداران آمریکایی (خصوصاً جناح جمهوری خواه) روابط گرم و دوستانه ای برقرار بود. این عکس مربوط به سفر جورج بوش پدر به ایران در اردیبهشت ماه سال 1356 است که او را در چهلستون اصفهان نشان می دهد. جورج بوش پدر حدوداً سه سال پس از این تاریخ به معاونت اول ریاست جمهوری آمریکا و حدوداً 11 سال پس از این تاریخ به ریاست جمهوری آمریکا رسید و در زمان این سفر یکی از اعضای ارشد حزب جمهوری خواه محسوب می شد. نعمت الله نصیری (رئیس ساواک) هم در این عکس دیده می شود:
[Only registered and activated users can see links]

fanoose67
14-08-2010, 12:24 AM
رئیس فدراسیون دوچرخه سواری ایران گفت: حسین عسگری و قادر میزبانی باید پاسخگوی رفتار خود در تور دورچرخه سواری چین باشد.
[Only registered and activated users can see links] علی زنگی آبادی رئیس فدرسیون دوچرخه سواری با انتقاد از رفتار غیر حرفه‌ای حسین عسگری و قادر میزبانی در مسابقات دوچرخه سواری چین از احضار این دو ملی‌پوش به کمیته انضباطی خبر داد و در این باره گفت : همه ورزشکاران ایران موظفند در مسابقات بین‌المللی شئونات اسلامی را رعایت کنند و متاسفانه این موضوع در رقابت‌های چین رعایت نشد .

رئیس فدراسیون دوچرخه سواری تاکید کرد : کمیته انضباطی فدراسیون به مسائل به وجودآمده در تور چین رسیدگی خواهد کرد و متاسفانه این افراد با رفتار ناشایست که در شان بهترین دوچرخه سواران ایران و آسیا نبود از خود نشان دادند که ما هم متوجه این موضوع شدیم.

وی تصریح کرد : کمیته انضباطی فدراسیون به این موضوع رسیدگی خواهد کرد و همه کسانی که این رفتارها را از خود نشان دادند باید پاسخگو باشند .

براساس اعلام منابع خبری، اسپانسر اصلی این مسابقات یک شرکت مشروب‌سازی بوده است که در پایان هر دور از مسابقات این شرکت کالای خود را به قهرمانان آن مرحله اهدا می‌کرد؛ رکاب‌زنان ایرانی حاضر در این مسابقات که روی سکو رفتند در اقدامی خلاف شئونات اسلامی با دریافت کالای تولیدی این شرکت در برابر دوربین‌های حاضر با این محصول عکس یادگاری گرفتند(!).

انتشار عکس‌های این رفتار غیر اسلامی از سوی ملی‌پوشان تیم ملی دوچرخه‌سواری ایران در این مسابقات بازتاب وسیعی در رسانه‌های مختلف داشت تا مسوولان فدراسیون دوچرخه‌سواری ایران با احضار آنها به کمیته انضباطی زمینه برخورد جدی با آنها را فراهم کنند.

رفتار دور از شان و غیر اسلامی بازیکنان ملی‌پوش تیم دوچرخه‌سواری ایران در این رقابت‌ها سوالات بسیار زیادی را نزد افکار عمومی به وجود آورده و اهالی ورزش منتظر برخورد جدی مسوولان با این بازیکنان متخلف هستند.

تور دوچرخه سواری بین‌المللی دریاچه "کینگ‌های" چین با قهرمانی "حسین عسگری" در مجموع انفرادی و پتروشیمی تبریز در تیمی به پایان رسید.در پایان 10 مرحله رقابت و پس از هزار و 241 کیلومتر رکاب زدن، حسین عسگری از پتروشیمی تبریز با زمان 26 ساعت و 54 دقیقه و 59 ثانیه در صدر مجموع انفرادی جای گرفت و "رادوسلاو روجینا" کروات با 44 ثانیه و "کیل رینن" آمریکایی با یک دقیقه و 19 ثانیه اختلاف در رده‌های بعدی ایستادند.

در مجموع تیمی نیز پتروشیمی تبریز با زمان 80 ساعت و 45 دقیقه و هشت ثانیه اول شد و اسلوونی با پنج دقیقه و 17 ثانیه و جیانت آسیا با 10 دقیقه دو ثانیه دوم و سوم شدند.همچنین مهدی سهرابی از این تیم با 78 امتیاز و پس از بوریس شیپلوسکی روس با 92 امتیاز در رده دوم مجموع امتیازی استاد.

در بخش کوهستان نیز قادر میزبانی دوچرخه سوار پتروشیمی تبریز با 33 امتیاز عنوان سلطان کوهستان را از آن خود نمود.این رقابت‌ها یکشنبه شب به پایان رسید.

fanoose67
14-08-2010, 12:26 AM
این اسکناس به رنگ سبز زیتونی است که طرح روی آن، تصویر امام خمینی است. دبیرکل بانک مرکزی در مراسم رونمایی اسکناس‌‌های 10هزار تومانی خبر داد که این اسکناس از فردا به بازار وارد می‌شود. طرح پشت این اسکناس تصویر آرامگاه سعدی است و در کنار آن بیت معروف "بنی‌آدم اعضای یک پیکرند، که در آفرینش ز یک گوهرند" به صورت اشتباه "بنی‌آدم اعضای یکدیگرند" نوشته شده است.
به گزارش حفا نیوز از پارسینه، اسکناس 10هزار تومانی امروز در حالی در تهران رونمایی شد که اشتباهی فاحش در شعر معروف سعدی بر پشت آن خود نمایی می‌کرد.

طرح پشت این اسکناس تصویر آرامگاه سعدی است و در کنار آن بیت معروف "بنی‌آدم اعضای یک پیکرند، که در آفرینش ز یک گوهرند" به صورت اشتباه "بنی‌آدم اعضای یکدیگرند" نوشته شده است. این اشتباه تاکنون بارها در گفتار و نوشتار مسئولین و در مطبوعات و رسانه‌ها مشاهده شده است و اکنون این اشتباه رایج، بر روی اسکناس جدیدالطبع نمایان شده است.

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

این اسکناس به رنگ سبز زیتونی است که طرح روی آن، تصویر امام خمینی (ره) است .

دبیرکل بانک مرکزی در مراسم رونمایی اسکناس های 10 هزار تومانی خبر داد که این اسکناس از فردا به بازار وارد می شود.

fanoose67
14-08-2010, 12:28 AM
انتشار عکسهای بی حجاب و بعضا بدحجاب بازیگران زن سینمای ایران بعد از شرکت در جشنواره های خارجی، موضوعی بوده که علی رغم اینکه همواره از سوی رسانه های مختلف داخلی گزارش شده، مسئولین توجه نکرده اند! به گزارش حفا نیوز از جهان؛ فيلم تسويه حساب ساخته تهمينه ميلاني براي نخستين بار در جشنواره فيلم شانگهاي به نمايش در آمد. پس از نمايش اين فيلم، دست اندرکاران اين فيلم در يک نشست خبري به سئوالات خبرنگاران پاسخ دادند.
اما نکته قابل ذکر در حجاب این بازیگران است که با پیچاندن شال هایی تنها موهای خود را پوشانده اند و گردن و بدن آنها نمایان است.
باید دید این بازیگران که به عنوان نماد و نماینده مردم کشورمان در چنین جشنواره هایی شرکت می کنند چه برداشتی از حجاب زن در ایران دارند که با چنین پوشش هایی در این نشست ها شرکت می کنند.
[Only registered and activated users can see links]
گفتنی است تهمينه ميلاني «تسويه حساب» را سال 83 كارگرداني كرده است و در اين فيلم مهناز افشار، لادن مستوفي، السا فيروز‌آذر، بهاره افشاري، اكبر عبدي، سياوش تهمورث و حامد بهداد به ايفاي نقش پرداختند.
[Only registered and activated users can see links]
صرف نظر از اینکه مهمترین پیام این فیلم شیوع فساد اخلاقی در بین مردان ایرانی است، باید دید مسئولین محترم سینمای ایران با چه انگیزه ای مجوز پخش این فیلم در یک نشست خارجی را داده اند تا به عنوان نمایی از زندگی مردم ایران در اذهان کشورهای بیگانه نقش ببندد!

fanoose67
14-08-2010, 12:32 AM
در شام خجسته میلاد حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام، همایش کونگ فو با حضور رئیس سازمان تربیت بدنی و معاون رئیس جمهور، آقای سعید لو در میدان تاریخی امام (ره) اصفهان برگزار گردید.
[Only registered and activated users can see links] به گزارش حفا نیوز از اصفهان در این همایش که با حضور ورزشکارانی از رشته های رزمی استان اصفهان برگزار گردید با برنامه های مختلف رزمی و هنری انجام شد که مردم شهر اصفهان هم در این میدان برای تماشای این همایش حضور داشتند.
در این همایش تحت تدابیر شدید نیروهای انتظامی کنترل می شد، متاسفانه حاشیه های دور از اخلاق و شئونات اسلامی توسط برخی از تماشاگر نما دختر و پسر داشت؛ در این همایش به دلیل اینکه مرد و زن مختلط بوده و برای زن و مرد جایگاه جداگانه ای درست نشده بود برخی از افراد فرصت طلب نیز از فرصت استفاده کرده و با رقص، حاشیه های این همایش را رقم زدند.
استفاده مسئولین برگزار کننده همایش از موسیقی زننده در بعد از همایش که هر مرد و زنی را در آنجا به رقص وا می داشت موجب شد که برخی از تماشاگران دختر و پسر با حجاب زننده با استفاده از شرایط و همچنین تاریک بودن محوطه میدان در نزدیکی برگزاری همایش، اقدام به رقص و پایکوبی کنند.
با عرض پوزش برخی تصاویر به دلیل پوشش نامناسب با فتوشاپ تاریک و مات شده است.
[Only registered and activated users can see links]
[Only registered and activated users can see links]

CENTER
14-08-2010, 08:20 PM
[Only registered and activated users can see links]

دو تن از بازیگران زن ایرانی با حضور در تئاتری در فرانسه به القای محدودیت زنان در ایران پرداختند.

تلویزیون صدای آمریکا نیز در گزارشی از تئاتر ضد ایرانی اسلامی با عنوان "رویای طاهرگان خاموش" که دو تن از بازیگران سابق سیما در آن حضور داشتند به موج ضدایرانی دامن زد.

در این تئاتر "زهرا امیرابراهیمی" بازیگر جنجالی سریال نرگس بدون حجاب اسلامی، به همراه شبنم طلوعی(که بهایی است) به ایفای نقش پرداخته و در این موج ضدایرانی مشارکت کرده‌اند.

امیرابراهیمی درباره این تئاتر به تلویزیون صدای آمریکا گفت: در شرایط کنونی و با اتفاقات اخیر جوان‌های ایرانی به خصوص متولدین دهه 60 به بعد متوجه شدند که می‌توانند سرنوشت خودشان را در دست داشته باشند و آن را عوض کنند.هم‌اکنون جوان‌ها در ایران حرف اول را می‌‌زنند.

به گفته صدای آمریکا این تئاتر حکایت دختر نوجوانی است که در پناه بردن به خانه‌ای مورد سوء ظن شدید این خانواده که مذهبی هم هستند قرار می‌گیرد.

کارگردان این نمایشنامه محمد رضایی‌راد از نویسندگان و کارگردان‌های تئاتر در ایران است.

زهرا امیرابراهیمی بعد از انتشار فیلم غیراخلاقی‌اش در کشور فرانسه ساکن شده است و تاکنون مصاحبه‌هایی را با رادیو فردا داشته اشت. شبنم طلوعی نیز بعد خروج از کشور به دلیل ممنوع التصویر شدنش در ایران مصاحبه‌های زیادی را علیه نظام جمهوری اسلامی انجام داده و اخیرا در فیلم ضدایرانی «زنان بدون مردان» ساخته شیرین نشاط بازی کرده است.

CENTER
14-08-2010, 08:37 PM
[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]
شش سال پيش، هنگامي که نامش در فهرست انتخاباتي اصولگرايان براي انتخابات مجلس شوراي اسلامي قرار گرفت کمتر کسي او را مي شناخت.

اما او فرزند بزرگترين متفکر سياسي انقلاب اسلامي، استاد مرتضي مطهري بود و همين کافي بود تا مردم تهران به او اعتماد کرده و وي را به عنوان نماينده خود به مجلس شوراي اسلامي بفرستند، بخصوص آنکه اصولگرايان از او براي شرکت در انتخابات حمايت کرده بودند.

علي مطهري قبل از آن، نقدهاي تند و تيزي در روزنامه کيهان عليه اصلاحات و اصلاح طلبان مي نوشت و اين کافي بود تا اصولگرايان به او اعتماد کنند. اما اين همراهي ديري نپاييد و او تنها چند ماه پس از روي کار آمدن دولت احمدي نژاد به سرسخت ترين منتقد دولت در اردوگاه اصولگرايان تبديل شد.

به نظر مي رسد فاصله او از حامیان دولت هر روز بيشتر و بيشتر مي شود، نکته اي که خود نيز آن را تاييد مي کند اما اصرار دارد قبل از هر چيز بايد تعريف مشخصي از اصولگرايي ارائه شده و بر مبناي آن تحليل و ارزيابي شود.

هفته نامه سروش با دکتر علي مطهري استاد دانشکده الهیات دانشگاه تهران، در خانه اش در تهران درباره تلويزيون، سياست و فرهنگ گفت‌وگو کرده است:

* اولين باري كه تلويزيون ديديد يادتان مي‌آيد؟

بله، قبل از انقلاب بود. به خانه يكي از اقوام رفته بوديم كه تلويزيون داشتند. در آنجا فكر مي‌كنم براي اولين بار تلويزيون ديدم، گرچه در دوره كودكي نيز در منزل يكي از دوستان پدر كه مترجم بود تلويزيون ديده بودم. اتفاقاً در حين تماشا، تلويزيون به طور اتفاقي صحنه‌ رقص را پخش كرد كه تلويزيون را خاموش كردند. من تا آن موقع تلويزيون نديده بودم.

* چه سالي بود؟

1354 یا 55.

* شما چند سال داشتيد؟

حدود هجده سال

* با پدر به میهماني رفته بوديد؟

میهماني خانوادگي بود، اما پدر نبودند. اگر بودند كه جرئت نمي‌كردند تلويزيون روشن كنند! ما زمان قبل از انقلاب تلويزيون نداشتيم.

* يعني استاد مطهري مخالف ورود تلويزيون به خانه‌‌شان بودند؟

بله

* با اصل تلويزيون مخالف بودند يا آنكه براي خانواده خودشان نمي‌پسنديدند؟

براي خانواده خودشان و براي همه نمي‌پسنديد. با اصل تلويزيون كه طبيعي است مخالف نبودند. با برنامه‌هاي آن دوره تلويزيون مخالف بودند.

* راديو چطور؟ كي وارد زندگي شما شد؟

راديو از همان ابتداي كودكي ما در خانه‌‌مان بود؛ منتها اگر گاهي ترانه‌اي از راديو پخش مي‌شد و ما گوش مي‌كرديم؛ پدر اعتراض مي‌كردند. راديو در خانه ما بيشتر براي شنيدن اخبار استفاده مي‌شد.

* يعني از نظر ايشان راديو مشكلات تلويزيون را نداشت؟ چه فرقي بين راديو و تلويزيون بود كه ايشان يكي را پذيرفته و ديگري را قبول نكرده بودند؟

خب، خطر تلويزيون بيشتر بود. طبيعي است كه تأثيري كه يك شوي تلويزيوني يا برخي تبليغات تجاري غيرفرهنگي داشت، يك ترانه راديو نداشت. در عين حال استفاده از راديو هم در خانه ما خيلي آزاد نبود و ايشان كنترل مي‌كردند.

* كنترل مي‌كردند يا توصيه؟

ايشان بيشتر با عمل خودشان نشان مي‌دادند كه مثلاً از فلان كار خوششان نمي‌آيد. كمتر امر و نهي مي‌كردند و ما اغلب از رفتارشان متوجه مي‌شديم كه از اين كار راضي نيستند. البته نارضايتي ايشان هم منحصر به جنبه شرعي موضوع نبود. بخشي از مخالفتشان به دليل جلوگيري از اتلاف وقت بود. مي‌گفتند وقتتان را با اين چيزها تلف نكنيد.

* اولين باري كه تلويزيون ديديد، چقدر مجذوب آن شديد؟

آن‌چنان جذابيتي هم براي‌مان نداشت؛ به گونه‌اي كه فكر كنيد از نداشتن آن ناراحت باشيم.

* منظور من داشتن يا نداشتن آن نيست. اينكه شما با يكي از مظاهر مدرنيسم روبه‌رو شده‌ايد كه جذابيت‌هاي خاص خودش را دارد.

بله، از اين جهت كه با يك پديده جديد مواجه شده بوديم برايم جالب بود، نه بيشتر از آن. این‌طور نبود که ما در آرزوی تلویزیون باشیم. با اینکه بچه‌ها در مدرسه از فیلم مثلاً «مراد برقی» یا ... تعریف می‌کردند که دیشب از تلویزیون دیده‌اند، برای ما خیلی چیز مهمی نبود.
جالب اینکه ما در مدرسه علوی که مدرسه‌ای مذهبی بود درس می‌خواندیم، ولی در عین حال خیلی از خانواده‌ها تلویزیون داشتند و بچه ها صبح از فیلم‌هایی که دیده بودند تعریف می‌کردند اما ما هیچ وقت حسرت نداشتن تلویزیون نمی‌خوردیم.

* در آن میهمانی که استاد هم حضور داشتند، واکنش استاد به تلویزیون و تماشای آن چگونه بود.

ما در منزل آقای راد که مترجم بودند، میهمان بودیم. استاد هم حضور داشتند و چون برنامه نامناسبی از تلویزیون پخش نمی‌شد، بالطبع ایشان هم‌ واکنشی نداشتند.

* در ابتدای ورود رادیو و بعد تلویزیون به ایران بسیاری از علمای مذهبی با تماشای آن مخالف بودند و حتی پیش‌تر از آن، استفاده از بلندگو را هم مجاز نمی‌دانستند. نگاه استاد به این مسئله چگونه بود؟

شهید مطهری خودشان یک داستانی درباره بلندگو نقل می‌کنند. یکی از وعاظ، ظاهراً آقای فلسفی، بالای منبر بوده است. قدیم به بلندگو «بوق شیطان» می‌گفتند. ایشان می‌بینند صدا به جمعیت نمی‌رسد و باید فریاد بزنند. خیلی از وعاظ بالای منبر به دلیل بلند صحبت کردن عرق می‌کردند و بعد، از مجلس که بیرون می‌رفتند سرما می‌خوردند و بیمار می‌شدند. بلندگو كمك خوبي براي آنها بود. در هر صورت ایشان که می‌بیند بدون بلندگو نمی‌شود صحبت کرد، می‌گوید: آن بوق شیطان را بیاورید.

* اگر انقلاب نمی‌شد و تکنولوژی‌های جدید به بازار می‌آمد و یا تلویزیون مثل الان فراگیرتر می‌شد، فکر می‌کنید باز استاد مطهری تلویزیون در منزل نداشتند و از آن استفاده نمی‌کردند؟

فکر می‌کنم باز هم نداشتیم؛ به خاطر برنامه‌هایش. البته آن موقع هم نه اینکه برنامه‌ مفید نداشت، ولی در مجموع مضر بود؛ مثل ماهواره در جامعه امروز. من خودم صلاح نمی‌دانم خانواده‌ها ماهواره در منزل داشته باشند و در دسترس همه اعضای خانواده باشد.

* اگر حتی در خارج از کشور هم زندگی می‌کردید و برای اطلاع داشتن از اخبار و تحولات روز مجبور به استفاده از شبکه‌های ماهواره‌ای بودید، باز هم از آن استفاده نمی‌کردید؟ آیا فکر نمی‌کنید اساساً امروز نمی‌شود جایی زندگی کرد که تلویزیون نباشد؟

در جمهوری اسلامی که ما با تلویزیون مشکل نداریم.

* در کشورهای دیگر چطور؟

طبیعی است که اگر دسترسی به اخبار و اطلاعات بدون استفاده از ماهواره مقدور نباشد، چاره‌ای نیست.

* پس احتمالاً شما در زندگی شخصی خودتان هم فرزندانتان را از دسترسی به اینترنت محروم می‌کنید، چون اینترنت هم می‌تواند مطالب مضر داشته باشد؟

تا یک سنی قطعاً بچه‌ها را کنترل می‌کنیم و به‌آسانی در دسترس آن‌ها قرار نمی‌دهیم، ولی از یک سن که به حد تشخیص رسیده باشند، دیگر مشکلی ندارد.

* پس هیچ‌گاه به شهید مطهری نمی‌گفتید پدر جان لطفاً برای‌مان تلویزیون بخرید.

خیر

* واقعاً؟

اصلاً

* افراد دیگر خانواده‌تان چطور؟

آن‌ها هم مثل من، همه یک جور تربیت شده بودیم.

* اولین باری که تلویزیون خریدید کی بود؟

ما هیچ‌گاه تلویزیون نخریدیم یا بهتر است بگویم تلویزیون نو نگرفتيم. اولین باری که تلویزیون به خانه ما آمد، روزهاي اول انقلاب بود. امام هنوز در مدرسه علوی بودند و من معمولاً صبح‌ها پدر و آقای هاشمی‌رفسنجانی را با هم به مدرسه علوی می‌بردم و شب‌ها آن‌ها را برمی‌گرداندم.

* آن موقع کجای تهران سکونت داشتید؟

قلهك، خیابان دولت، چهارراه قنات.

* آقای هاشمی کجا سکونت داشتند؟

ایشان در کوچه اسدی نزديك تجریش منزل داشتند. من شب‌ها استاد را پیاده می‌کردم منزل و بعد آقای هاشمی را می‌رساندم. صبح‌ها هم آقای هاشمی می‌آمدند منزل ما، یا من می‌رفتم دنبالشان. یک شب که از مدرسه علوی برمی‌گشتیم، پدر گفتند برویم منزل آقای دکتر حائری.

* کدام دکتر حائری؟

ایشان خیلی مشهور نبودند؛ از اعضای انجمن اسلامي پزشكان و شايد نهضت آزادی بودند. مرحوم شده اند. اولین استاندار همدان بعد از انقلاب بودند. ایشان مسئول ضبط سخنرانی‌ها در انجمن اسلامي پزشكان بودند. ما خیلی از نوارهای سخنرانی استاد را از ایشان گرفتیم. منزل آقای حائری در همان منطقه نخست‌وزیری بود. اطراف منطقه، نیروهای امنیتی که خودجوش بودند و حساب و کتاب درستی هم نداشتند، مستقر بودند. ما می‌خواستیم وارد شویم راهمان نمی‌دادند. یکی از اینها آقای هاشمی را شناخت، چون آقای هاشمی در معرفي مهندس بازرگان به نخست وزيري در تلویزیون ظاهر شده بود. گفتند سخنگوی امام است. خلاصه رفتیم منزل آقای حائری، یک تلویزیون بزرگ، از آن تلویزیون‌های قدیمی که در داشت و مبلی بود، برداشتیم و عقب ماشین گذاشتیم و رفتیم. این اولین تلویزیونی بود که وارد منزل ما شد. در واقع ایشان تلویزیون خودشان را به ما دادند. در بین راه، ما آقای هاشمی را رساندیم به جام‌جم. قرار بود ایشان مصاحبه زنده داشته باشند و الان دارد یادم می‌آید که گرفتن تلویزیون هم برای دیدن مصاحبه ایشان بود. پدر می‌خواستند مصاحبه را ببینند و به این فکر افتادند که تلویزیون بگیرند. در راه هم که می‌رفتیم استاد با آقای هاشمی صحبت می‌کردند و به ایشان می‌گفتند که چه بگویند. رسیدیم منزل، تا تلویزیون را راه انداختیم و روشن کردیم، آقای هاشمی در صفحه تلویزیون بودند. پدر بعد از مصاحبه گفتند خوب صحبت کرد.

* قبل از انقلاب، استاد برنامه‌ای در تلویزیون نداشتند؟

خیر، اولین برنامه ایشان بعد از انقلاب و در آستانه رفراندوم جمهوری اسلامی بود که سه جلسه مصاحبه داشتند.

* در رادیو چطور؟

ایشان در سال‌های حدود 34 تا 38 در رادیو برنامه داشتند. مثل اینکه آقای راشد که آن موقع برنامه رادیویی داشتند، پیشنهاد کرده بودند که پدر در رادیو صحبت کنند. از همان موقع ایشان برنامه‌های منظمی داشتند.

* چطور در زمان طاغوت، استاد حاضر بودند در رادیوي رژیم برنامه اجرا کنند؟

ایشان به عنوان استفاده از پایگاه دشمن، در شرايطي مجاز می‌دانستند. سخنرانی‌های ایشان با استقبال مردم مواجه شده بود و درخواست مردمی برای ادامه آن وجود داشت. ظاهراً ایشان در ابتدا به عنوان جانشین آقای راشد صحبت می‌کردند که بعد تا اواخر دهه سی ادامه پیدا ‌کرد. البته من شنیده‌ام که صحبت‌های ایشان در رادیو با هماهنگی امام (ره) بوده است.

* خود شما اولین بار کی تلویزیون خریدید؟

من در سال‌های 59 تا 62 در پخش رادیو کار می‌کردم و در هیئت تحریریه پخش رادیو مقاله و مطلب می‌نوشتم. در زمان انقلاب فرهنگی که دانشگاه‌ها تعطیل شده بود، من ضمن تدوین آثار پدر، به پیشنهاد یکی از دوستان به رادیو رفتم. یک بار در همان موقع در قرعه‌کشی‌هایی که می‌کردند و کالاهایی که به کارمندان می‌دادند، یک تلویزیون به ما تعلق گرفت. آن موقع تازه ازدواج کرده بودم و این تلویزیون هم اولین تلویزیون منزل ما بود.

* آن موقع هم همین جا زندگی می‌کردید؟

نه، در آپارتمانی در خیابان ظفر ساکن بودیم.

* بعضی از روشنفکران و نخبگان چه در ایران و چه در دنیا، از اینکه بگویند تلویزیون تماشا می‌کنند پرهیز دارند و تلویزیون دیدن را جزو سرگرمی‌‌هایی می‌دانند که دون شأن آنان است. شما به تلویزیون چگونه نگاه می‌کنید؟

این نکته تا حدودی درست است. تلویزیون برای توده مردم و سطح متوسط جامعه است. یعنی ممکن است برای بعضی افراد اتلاف وقت باشد، ولی در عین حال تلویزیون برنامه‌های تخصصی هم دارد که برای بسیاری از نخبگان مفید است. البته من با توجه به مسئولیتم در مجلس و نمایندگی قوه مقننه در شورای نظارت بر صداوسیما لازم است که خیلی از برنامه‌ها را ببینم، اما بهطور کلی اعتقاد ندارم برای نخبگان اتلاف وقت است. تلویزیون می‌تواند یک تفریح سالم و يك دانشگاه برای نخبگان و مردم باشد. خیلی از این سریال‌ها برای همه اعم از نخبه و غير نخبه نکات آموزنده و خوبی دارد.

* آیا از اینکه در دوران کودکی‌تان، هیچ‌گاه نتوانستید کارتون ببینید، احساس خلأ می‌کنید؟

امثال ما از این جهات شاید کمبودهایی داشته باشیم. اینکه شما پرسیدید آیا این بزرگان ضعف‌هایی داشتند یا نه، یکی از آن‌ها همین نوع تربیت خانوادگی است. البته شهید مطهری از کسانی است که توجه خیلی زیادی به این مسئله داشتند تا مبادا کمبودهایی در زندگی بچه‌ها باشد که بعدها عقده‌ای برای آن‌ها ایجاد کند. ولی بالاخره زندگی در خانه یک نویسنده، فیلسوف و متفکر بزرگ کاستی‌هایی در خانواده و فرزندان ایجاد می‌کند. مثلا برای ما به‌ندرت پیش آمده بود که با پدرمان به پارک برویم، قدم بزنیم، سوار تاب بشویم در حالی که نیاز بوده است، اگرچه استاد به این مسائل خیلی توجه داشتند و به شكل ديگري اين نيازها را تامين مي كردند. توجه داشتند كه
هفت بچه دارند، برای هفت تا بچه باید خانه‌ای تهیه کرد که در اندازه آن‌ها باشد، یا یک موقعی ایشان ماشین خریدند، راننده داشتند، گاهي ما را با راننده به پارک می‌فرستادند...

* قبل از انقلاب؟

بله، سال 50.

*پس بضاعت مالی ایشان به گونه‌ای بود که در آن سال‌ها ماشین بخرند و راننده داشته باشند.

بله، اقتضا می‌کرد. ایشان در دوره‌ای که خیلی از انقلابیون داشتن خانه و ماشین را بد می‌دانستند، از این امکانات استفاده می‌کردند.
البته این حرف تا اندازه‌ای در مورد مسئولان ارشد نظام اسلامی درست است. آنها باید سعی کنند زندگیشان حداکثر در حد متوسط جامعه باشد و فردی در حد رهبری جامعه باید در حد ضعفا زندگی کند. این توصیه حضرت امیر (ع) است، ولی این وظیفه همه افراد جامعه نیست. شهید مطهری هم اگر رهبر می‌شد قطعاً زندگی‌اش را در همان حد تنظیم می‌کرد. ولی ایشان در آن زمان به عنوان یک استاد دانشگاه، یک روحانی پرکار که مولف چندين کتاب است، حق‌التألیف می‌گیرد، منبر می‌رود، اگرچه مقید نیست از منبر رفتن پول بگیرد، و درآمدهای دیگری که دارد، طبیعی است که زندگی مناسبی در حد خودش داشته باشد.

CENTER
14-08-2010, 08:37 PM
تهيه‌كننده‌ي «دو قدم مانده به صبح» اعلام كرد: از ابتداي مهرماه اين برنامه‌ با فرم، ساختار و محتواي جديد به روي آنتن مي‌رود و اجراي آن را همچنان محمد صالح‌اعلاء برعهده خواهد داشت.

سعيد بشيري در گفت‌وگو با ايسنا، درباره‌ي سري جديد برنامه‌ي «دو قدم مانده به صبح» اظهار كرد: در سري جديد «دو قدم مانده به صبح» قرار است به يكسري مفاهيم و واژه‌هاي بنيادي زندگي مانند اميد، نااميدي، راستي، دروغ، اخلاق و بي‌اخلاقي، آگاهي، ناداني، زوال، جاوداني، رويا، كابوس و مفاهيم مختلف بپردازيم و تم برنامه هم همين است.

[Only registered and activated users can see links]


او ادامه داد: از طريق فراخوان و تيزر مردم را به برنامه دعوت مي‌كنيم و آنها در توليد مشاركت مي‌دهيم تا آنان تجربه‌ي شخصي خود را درباره مفاهيم بالا بيان ‌كنند.

بشيري خاطرنشان كرد: فرض ما براين است كه سري جديد «دو قدم مانده به صبح» از سطح معنايي عام‌تري برخوردار است و مردم با حضور در برنامه تجربيات شخصي خود را تعريف مي‌كنند؛ اين مفاهيم عميق در حوزه‌هاي فرهنگي، جامعه‌شناسي و روانشناسي و دين مطرح خواهند شد.

وي توضيح داد: برنامه‌ي «دو قدم مانده به صبح» مانند گذشته الزاما در يك قسمت به تمام رشته‌ها نمي‌پردازد؛ ضمن اين‌كه قرار است از طريق فضاي مجازي با مخاطبان در ارتباط باشيم و بيشتر وبلاگ و دل‌نوشته راه‌اندازي كنيم.

بشيري درباره‌ي حضور هنرمندان چهره در سري قبلي برنامه «دو قدم مانده به صبح» و اين‌كه آيا اين روند در سري جديد هم ادامه مي‌يابد، گفت: قطعا تلاش مي‌كنيم، باز هم افراد سرشناسي را به برنامه دعوت كنيم؛ بخش عمده‌اي از حضور اين افراد در سري نخست به نگاه حرفه‌اي دكتر پور‌حسين، مدير وقت شبكه‌ي چهار سيما برمي‌گردد و اميدواريم اين اتفاق در سري جديد با حضور دكتر تقي رستموندي باز هم تكرار شود.

او با يادآوري آغاز برنامه‌ي «دو قدم مانده به صبح» در سه سال قبل، خاطرنشان كرد: دكتر پورحسين، مدير وقت شبكه‌ چهار، تمايل داشت براي آخر شب اين شبكه برنامه‌اي داشته باشيم كه در نهايت اين برنامه توليد و پخش شد.

بشيري تاكيد كرد: ساخت يك اثر خوب از همان بدو شكل‌گيري به تصادف و تقدير بر مي‌گردد؛ اين‌كه عده‌اي آدم كه تجربه و نگاه خوبي دارند، به طور تصادفي دور هم جمع شوند.

او گفت: اگر دكتر پورحسين نبود، اين برنامه ساخته نمي‌شد؛ بسياري از افراد مانند محمد صالح اعلاء، رشيد كاكاوند به پيشنهاد دكتر پورحسين به برنامه دعوت شدند. فريدون جيراني و محمد رحمانيان نيز به پيشنهاد رحمان سيفي آزاد، مدير فيلم و نمايش شبكه چهار به دو «قدم مانده به صبح» دعوت شدند.

تهيه‌كننده «دو قدم مانده به صبح» بر حفظ نام اين برنامه در سري جديد تاكيد كرد و گفت: برنامه‌ي جديد در قالب 95 دقيقه و زنده به روي آنتن مي‌رود.

[Only registered and activated users can see links]


بشيري در پاسخ به پرسشي درباره‌ي صحت اخباري كه درباره‌ي قطع برخي برنامه‌ها‌ي زنده‌ي «دو قدم مانده به صبح» به هنگام صحبت‌ برخي مهمانان منتشر مي‌شد؟ گفت: من دراين مدت حرف‌هاي بسياري در اين خصوص شنيدم، اما به عنوان كسي كه سر 700 برنامه بوده است، بايد بگويم هيچ‌گاه «دو قدم مانده به صبح» براي حرف خاصي قطع نشد.

وي در عين حال گفت: قطعا تمام شبكه‌هاي تلويزيوني دنيا براساس ملاحظات اجتماعي، سياسي و ديني، براي خود سيستم‌هاي مميزي دارند. «دو قدم مانده به صبح» در دوره‌اي پخش شد كه افراد كمتري به تلويزيون آمده بودند، با اين حال ممنوعيت خاصي براي حضور افراد اصلا وجود نداشت.

او گفت: «دو قدم مانده به صبح» ذره‌ذره ‌شأن پيدا كرد و باعث شد افراد براي شركت در برنامه رغبت بيشتري پيدا كنند؛ بسياري از بينندگان هم به خاطر اجراي محمدصالح اعلاء به تماشاي اين برنامه نشستند.

بشيري هم‌چنين بر تاثير‌گذاري حمايت‌هاي رييس سازمان صدا‌وسيما از برنامه‌ي «دو قدم مانده به صبح» تاكيد كرد.

بشيري درباره‌ي توليد و پخش برخي مناظره‌ها از جمله مناظره‌هاي سينمايي در برنامه‌ي «دو قدم مانده به صبح» و اين‌كه آيا اين روند در سري جديد ادامه مي‌يابد؟ گفت: قرار است به سمت مفاهيم عميق‌تر و جدي‌تر برويم و معنايش اين نيست كه چالش نداشته باشيم. به جذابيت اهميت مي‌دهيم. بنابراين در باكس فرهنگي شبهه شاعرانه و با حس و حال، درباره‌ي اين موضوع حرف مي‌زنيم. مناظره هم خواهيم داشت.

او ياد‌آور شد: در دوره‌اي خاص بحث‌هاي مختلفي داشتيم و شمقدري، سجادپور، عسگر‌پور، ميركريمي، منوچهر محمدي و دوستان زيادي درباره‌ي موضوعات سينمايي صحبت كردند و بحث بسته شد. در سري جديد از اين جذابيت‌هاي موضوعي از طريق چالش بين آدم‌ها استفاده مي‌كنيم.

تهيه‌كننده‌ «دو قدم مانده به صبح» گفت: چشم‌انداز ما از توليد و پخش برنامه اين بود كه نخبه‌ها جذب اين برنامه شوند، ولي خوشبختانه قشر متوسط فرهنگي و افرادي كه كارشان فرهنگي - هنري نيست و تنها دغدغه‌هاي هنري - فرهنگي دارند نيز جذب اين برنامه شدند؛ اين اتفاق افتاد و خوشايند بود.

بشيري در پايان خاطرنشان كرد: «دو قدم مانده به صبح» در نهايت به اهدافي كه داشت رسيد؛ در اين مرحله اين برنامه به تغيير فرم و ساختار جديد نياز داشت كه اين اتفاق افتاد.

pank
17-08-2010, 07:30 PM
متولد چه سالی هستید و عکاسی را از چه سنی شروع کردید؟
1308 ،از همان ابتدا به عکاسی علاقه داشتم.با دوربینهای ابتدائی عکس می گرفتم.بعد به تدریج وارد مطبوعات شدم،البته نه برای خبرنگاری،بلکه برای کپیه کردن.

کپیه کردن هم بخشی از کار بود؟

دستگاهی آمده بود به نام کلیشوگراف که یک کپی د اشت.قبلا کار کپی کاری خیلی طول می کشید.عکس که می آمد باید آن را کوچک و بزرگ می کردی که مناسب روزنامه شود و بشود آن را چاپ کرد.مرا برای این کار استخدام کردند. از ساعت چهار بعد از ظهر می رفتم تا ده شب.یک روز در ساعت پنج بعد از ظهر اتفاق جالبی افتاد.

این اتفاق مربوط به چه سالی است؟

سال 1225 .عکسش در روزنامه اطلاعات هست.ماجرا از این قرار بود که یک قاتل شرور را گرفته بودند و کسی در تحریریه نبود که برود عکسش را بگیرد.یک نفر به سردبیر گفته بود که یک آقائی در بخش گراوور و کلیشه هست که بلد است عکس بگیرد.بروید سراغ او.آمدند سراغ من که ”آقا!بلدی عکس بگیری؟“گفتم با دوربینهای مخصوص آتلیه نمی توانم.گفتند اینجا همه جور دوربینی هست.ما از اینها به شما می دهیم.دوربین و فلاش دادند،یک فیلم هم انداختند و گفتند،”بدو!“قرار بود وقتی قاتل را می آورند جلوی دادگستری،من عکسش را بگیرم.آقائی را که همراه من فرستادند ،جلوتر از من راه افتاد و رفت. من دوربین را تنظیم کرده بودم که از دو سه متری از قاتل عکس بگیرم.از دفتر روزنامه که راه افتادیم،چند باری توی ترافیک گیر کردیم.در یکی از این پشت چراغ قرمز ماندنها ،یک دوچرخه سوار با یک راننده تاکسی دعوایشان شد . ظاهرا به هم فحش داده بودند.موقعی که من به کنارشان رسیدم ،وقتی بود که راننده تاکسی بیرون آمد و یک مشت ،حواله چانه دوچرخه سوار کرد.من درست از این صحنه عکس گرفتم و گذشتم.بعد هم رفتم عکس آن قاتل را گرفتم و فیلم را تحویل دفتر نشریه دادم.فردا که فیلم ظاهر شد،مرا صدا زدند و پرسیدند،” این چیست؟“ و من هم ماجرارا برایشان تعریف کردم .خدا رحمت کند یک آقای مشکین نامی داشتیم که صفحه اجتماعی را اداره می کرد و آقائی هم که حالا زنده است،صفحه حوادث را.دو تائی بحثشان شده بود که عکسی که من گرفته ام مربوط به صفحه آنهاست و هر دویشان عکس را در صفحه خودشان چاپ کرده بودند.

پس کار حرفه ایتان را این طور شروع کردید؟

بله ،وقتی این عکس را دیدند، سی تومن به من جایزه دادند و سردبیر گفته بود ،”این آنجا چه کار می کند؟او را بردارید بیاورید پیش من.“ما را برداشتند بردند و از آن موقع کار حرفه ای من شروع شد. در روز بیست و ششم دی که شاه رفت،سانسور شدیدی اعمال شد و نگذاشتند خبرنگارها بروند و عکس بگیرند.

دقیقا برای ما توصیف کنید که چه دیدید؟

برای اولین بار دوتا اتفاق جدید افتاد.یکی اینکه همیشه همه ، از جمله نخست وزیر، باید منتظر شاه می ماندند تا او بیاید،ولی این دفعه ، شاه نیم ساعت منتظر ماند،چون بختیار به مجلس رفته بود تا رای اعتماد بگیرد.اتفاق دوم این بود که باز برای اولین بار ،خبرنگارهای خارجی را منع کردند که نزد شاه بروند.دو تا اتوبوس خبرنگار خارجی آمده بود،ولی راهشان ندادند.

از معطلی شاه چیزی یادتان هست؟

بله،موقعی که می خواستیم برویم داخل،من کارت همراهم نبود،ولی گاردیها مرا می شناختند.یکیشان گفت ،”اسمت توی لیست نیست.“گفتم،”قضیه ضرب الاجل بوده. می خواهید بروید بپرسید.“به من می گفتند:حاجی دانیالی.گفتند،”حاجی دانیالی!روزنامه تان که دارد به ما فحش می دهد.خودت هم که آمدی عکس بگیری. اسمت هم که نیست.“گفتم،”میل خودتان است.می خواهید بروم.“خلاصه مرا راه دادند.خیلی هم عده کم بود.هفت هشت نفر بیشتر نبودیم.ایرانیها را راه دادند،اما خارجیها را راه ندادند.

لابد می دانستند آخرش ماجرا به چه شکل در می آید.

نه.شاه نمی توانست جواب سئوالاتشان را بدهد.حالش خوب نبود و آمادگی مصاحبه با خبرنگارها را نداشت.این اولین بار بود که من صدای ناله شاه را به گوش خودم شنیدم.بپرسید چرا؟

چرا؟

وقتی که نخست وزیر بالاخره آمد،شاه داشت با مرتضی لطفی از تلویریون مصاحبه می کرد. آن روز لطفی را با جیپ روزنامه اطلاعات آورده بودیم،چون اعتصاب بود و تلویریون وسیله برای رفت و آمد کارکنانش نداشت.او مصاحبه اش را که تمام کرد،دیدم فیلم دوربینم را باید عوض کنم.شاه راه افتاد که از پله ها ی هواپیما بالا برود و من به سرعت دویدم بغل پلکان.یک دستم را گرفتم به نرده و با یک دستم دوربینرا نگه داشتم و آخرین عکس را از شاه گرفتم.

همانی را که در صفحه اول روزنامه چاپ شد؟

خیر.آن را پائین پله ها گرفته بودم.این عکسی را که می گویم بالای پله هاست و تنهاست.دیدم که داشت ناله می کرد و می رفت و پایش کشیده نمی شد که برود.دستش از روی دست من که به نرده آویزان شده بودم، رد شد.دستش را گرفته بود به لبه نرده پلکان و خودش را به زور می کشید بالا.من هر جور بود دوربینم را میزان کردم و آخرین عکس شاه را در خاک ایران گرفتم .بعد هم پشت عکس نوشتم:آخرین عکس انقراض سلطنت در ایران.

[Only registered and activated users can see links]


با توجه به اینکه به تناسب حرفه تان ،شاه را زیاد دیده و از او زیاد عکس گرفته بودید،آن روز از نظر روحیه و رفتار چه تفاوتهائی را در او مشاهده کردید؟

اولا در تمام مدتی که منتظر بود بختیار بیاید،با دقت و نگرانی از اتاق مخصوصی که در آن بود،بیرون را تماشا می کرد و تک تک آدمها را از زیر نظر می گذراند:نگاهی بسیار عمیق و اندوهبار.فرق فرح با او این بود که فرح عجله داشت زودتر برود و یک جوری از شر شرایط و قضایائی که وجود داشت ،خلاص شود،ولی شاه این طور نبود،انگار خوب می دانست که این بار برگشتنی در کار نیست.


[Only registered and activated users can see links]


عکس گریه او را شما گرفتید؟

بله.علت گریه شاه هم این بود که یکی از فرماندهان او خودش را روی پاهای او انداخت و گفت،”اعلیحضرت!نروید .تکلیف ما چه می شود؟“شاه شانه های او را گرفت و بلندش کرد و گریه اش گرفت و اشکش آمد .بعد اسپند دود کردند که فیلم دوربین من تمام شد و تا آمدم فیلم را عوض کنم ،این صحنه را از دست دادم،ولی بلافاصله دویدم و خودم را از پلکان آویزان کردم و عکسی را که گفتم ،گرفتم.یک عکس تکی که پشت سرش آسمان است،ولی حالت آدمهای مریض احوال را دارد و پایش ناراحت است.

عکسهائی که شما آن روز گرفتید ،در میان همه عکسهائی که گرفته شده بودند خیلی شاخص شدند،از جمله ،عکس بالا رفتن شاه از پله ها را کسی نگرفته و در اندک مدتی هم این عکسها در روزنامه چاپ شدند و دست همه مردم بودند.احساس و خاطرات خود را از این واقعه تعریف کنید.

وقتی از نرده آمدم پائین،آقائی که خبرنگار اطلاعات بود و کارت ویژه هم داشت،می خواست با بختیار مصاحبه کند،به همین دلیل به من گفت،”برو به اداره تلفن بزن و بگو که شاه رفت،چون من باید با بختیار مصاحبه کنم.“من به پاویون فرودگاه برگشتم.ساعت حدود دوازده، یک بود.می دانستم که همه مطالب روزنامه آماده است و آنها معطل خبر اصلی برای صفحه اول هستند.از مسئول آنجا خواستم به من اجازه بدهد که تلفن بزنم و او هم اجازه داد .شماره را گرفتم .سردبیر گوشی را برنداشت.معاونش بود.

گوشی را که برداشت، گفت،”چه خبر جعفر؟“گفتم،”شاه رفت.“گفت،”واقعا؟“گفتم،” ریه هم کرد.“صدایش را از پشت گوشی می شنیدم که در تحریریه فریاد می زد،”شاه گریه کرده!شاه گریه کرده!“گفتم،”گوشی را بده به صالحیار.“صالحیار که گوشی را گرفت،پرسید،”خودت با چشمهای خودت دیدی؟“گفتم،”من همین الان دارم می بینم که هواپیما دارد ته باند می چرخد که بلند شود.“باز پرسید،”مطمئنی؟“گفتم،” آره بابا!شاه رفت!“ که همین تیتر شد. بله،تیتر بزرگ صفحه اول شد.

به روزنامه که برگشتید،انتخاب عکس به چه صورت انجام گرفت؟

وقتی برگشتم، فوری رفتم عکسها را دادم که ظاهر کنند.خودشان انتخاب کردند.

عکس مصاحبه با بختیار را هم گرفتید؟

بله،ولی آن روز چاپ نشد.گمانم روز بعد چاپ شد.

نگفتید احساستان از این که عکسهایتان چاپ شدند و دست به دست گشتند،چه بود؟

من این احساس را داشتم که کشور اسلامی می شود و ماجرای پهلوی،دیگر تمام شد.تحریریه شلوغ بود وهر کسی فکری می کرد.بعضیها هم حرف مرا قبول نداشتند و می گفتند شاه برمی گردد.

مثل بیست و هشت مرداد

یک چیزی شبیه به آن،ولی من جوی را می دیدم که مطمئن بودم کار رژیم شاه تمام است .اتفاقا همان روز به یکی ا ز دوستان گفتم که یک موج اسلامی شروع شده و تاریخ دارد عوض می شود.کار پهلوی تمام است.

با توجه به اینکه شما همیشه از شاه عکس می گرفتید،دچار مشکل نشدید؟

خیر.همه مرا در محلمان و جاهای دیگر می شناختند و می دانستند که اهل ”شاه بازی“نیستم.واقعا هم دنبال خیلی از مسائل نبودم.بعد هم که انقلاب شد و هفته ای یک بار می رفتم قم و عکس می گرفتم.

به هنگام ورود امام چه کردید؟

آن روز به فواصل معین مستقر شده بودیم که عکس بگیریم،چون فشار جمعیت طوری بود که هر جا که بودی،نمی توانستی از سر جایت تکان بخوری.

آیا از نخستین باری که عکس امام چاپ شد ،خاطره ای دارید؟

اتفاقا در این زمینه خاطره جالبی دارم.وقتی بود که امام در نجف اعلامیه می دادند.من داشتم می رفتم خانه که سر راهم دیدم مردم دارند تندتند کیهان می خرند.یکی خریدم و دیدم برای اولین بار عکس امام راچاپ کرده است.به سرعت برگشتم اداره.صالحیار ناهارش را خورده بود و داشت راجع به مسائل مختلف با بقیه بحث می کرد.روزنامه کیهان را بالا گرفتم و گفتم،”آقای صالحیار!ببین کیهان چه کرده!“تا عکس کیهان را دید،گفت،”بدو برو آرشیو یک عکس بزرگ از امام پیدا کن.“

مگر در آرشیو نشریه عکس امام را داشتید؟

بله در آرشیو محرمانه عکس تمام اعضای خانواده امام و حتی نوه هایشان را هم داشتیم.من رفتم و عکسی را پیدا کردم و چون روزنامه چاپ شده بود ،فوق العاده زدیم و تیتر درشت زدیم که امام خمینی از نجف ....این که از چاپ بیرون آمد ،خیلیها داوطلب شدند که سریع آن را پخش کنند،یعنی ببرند مجانی بدهند به کیوسکهای روزنامه فروشیها.در مجموع ده نفر داوطلب شدیم.یک بسته بزرگ ده تائی هم سهمیه من شد.بسته را گذاشتیم توی جیپ و با راننده مان آقای یوسفی راه افتادیم.مسیر من جاده قدیم شمیران و سید خندان و رسالت و تهران نو بود.به هر کیوسکی که می رسیدیم،به تناسب موقعیت آن، تعدادی را به او می دادیم.آنها هاج و واج نگاهمان می کردند،چون قیمت فوق العاده، پنج ریال بود که ما همان را هم نمی گرفتیم و آنها مانده بودند که چه خبر است.اتفاق جالبی که پیش آمد این بود که سر یک چراغ قرمز،یک دسته روزنامه را انداختیم در تاکسی بغل دستمان که خیال کرد اعلامیه است و همه را ریخت بیرون.به او گفتم،”نترس!اعلامیه نیست.روزنامه اطلاعات است.“به خانه که رسیدیم،هر چه را که مانده بود، توی در و همسایه پخش کردیم.

در هنگام تظاهرات ها،آیا توانستید عکس شاخصی بگیرید که تیتر شود؟

قبل از پاسخ به این سئوال باید به این نکته اشاره کنم که گرفتاری ما این بود که هیچ یک از طرفین ،ما را قبول نداشتند.

کدام طرفین؟

نه ماموران رژیم که معلوم است چرا ،نه مردمی که تظاهرات می کردند.

چرا؟

دسته اول برای اینکه نمی خواستند جائی ثبت شود که چه جنایتی می کنند و دسته دوم برای اینکه شناسائی نشوند.

بیشتر کجا می رفتید؟

می رفتیم قم.

قم برایتان مهم بود؟

بله ،همه چیز از آنجا شروع می شد.اصل جریان،آنجا بود.یک روز به ما ماموریت دادند که بروید قم،چون امروز به احتمال قوی شلوغ می شود.هنوز اتفاق بزرگ و مهمی نیفتاده بود.این اولین باری بود که درگیری شد و بعد هم چهلم قم را گرفتند و تظاهرات در شهرهای مختلف ادامه پیدا کرد.ما آن روز به اتفاق خلیل بهرامی که در صفحه حواد ث کار می کرد،همراه با راننده مان آقای موسوی با جیپی که بی سیم هم داشت رفتیم قم.به ما گفتند که از تهران،بازاریها دارند با یک اتوبوس می روند قم تا در مسجد آیت الله بروجردی..

مسجد اعظم

بله ،در مسجد اعظم اجتماع کنند . قرار بود آ یت الله حاج آقا صادق روحانی سخنرانی کنند.خلیل بهرامی همه روسای کلانتریها وشهربانیها را می شناخت.آن روزها ، رئیس شهربانی قم یک رزمی نامی بود که او را از آبادان منتقل کرده بودند قم .خلیل بهرامی با او آشنائی داشت.ما با جیپ روزنامه اطلاعات رفتیم جلوی شهربانی و بعد هم رفتیم به اتاق رئیس شهربانی.زمانی بود که آیت الله روحانی داشتند سخنرانی می کردند.خلیل بهرامی گفت که ما می خواهیم برویم عکس بگیریم و چون ممکن است شلوغ بشود و اتفاقاتی پیش بیاید،به ما کمک کنید که گرفتار نشویم.وضعیت ما طوری بود که از هر طرف که عکس می گرفتیم ،کتک می خوردیم. طبیعی است ،چون عکس به هر حال سندیت دارد . به هر حال ما این وسط گیر کرده بودیم و روزنامه هم کاری به این کارها نداشت و عکسش را می خواست.تیمسار برگشت و گفت،”می خواهید بروید مسجد اعظم چه بکنید؟از همین جا با بی سیمهای ما می توانید بفهمید که چه خبر است.“ما رفتیم و دیدیم بیست سی دستگاه گیرنده آنجا هست که بی سیمهایش در جیب تک تک مامورانی بود که در مسجد اعظم حضور داشتند.صدای آیت الله روحانی هم می آمد.ما درست موقعی رسیدیم که یک نفر فریاد زد ،”برای سلامتی فلانی صلوات بفرستید.“ وآیت الله روحانی گفتند،”هر کس صلوات بفرستد ،ساواکی است“. نفس از کسی درنیامد و سکوت مطلق برقرار شد.عده ای قرار گذاشته بودند مجلس را شلوغ کنند که ایشان با این کارش،توطئه را خنثی کرد.

بالاخره شما چه کردید؟

آن افسر،پاسبانی را در اختیار ما قرار داد.بعد قرار شد من بروم جلوی مسجد اعظم مستقر بشوم و اگر اتفاق جالبی روی داد ،عکس بگیرم.من دوربین را کار گذاشتم و منتظر نشستم.جمعیت بیرون آمد و بی آنکه کوچک ترین حرکت خارج از قاعده ای بکند،رفت!در کمال آرامش و در سکوت!غروب شد و بهرامی هم که رفته بود سراغ کیهانیها.به راننده گفتم،”خوب است دوربین و وسائلمان را زیر صندلی جاسازی و ماشین را هم جای امنی پارک کنیم و برویم حرم حضرت معصومه(س)نمازبخوانیم.“ ماشین راجای محفوظی که راه فرار هم داشت ،گذاشتیم و دو تائی راه افتادیم به طرف حرم تا نمازی بخوانیم و برویم سراغ کارهایمان یا برگردیم تهران.بیرون حرم،چادرهائی را زده بودند که پلیسهای نقابدار در آنها مستقر بودند.هوا هم کاملا تاریک شده بود.

آیا اتفاقی روی داد؟

ما داشتیم وضو می گرفتیم که یکمرتبه دیدیم هفت هشت ده نفر که چند خانم چادری هم در بینشان بود و تعدادی هم از این طرف،شعار می دهند.آن طرفیها می گفتند،”شاه دشمن قرآن شده.“ و این طرفیها هم به همین سیاق جواب می دادند.ناگهان دیدم پلیس ریخت و گاز اشک آور انداختند وسط جمعیت.من از قبل می دانستم که باید در اینگونه موارد به چشمها ،آب زد و من و یوسفی همین کار را کردیم.بعد مردم هجوم بردند به طرف حرم.یوسفی گفت،”ما هم برویم.“گفتم،”الان صلاح نیست.بهتر است از طرفی برویم که پلیس هست ،چون کارت خبرنگاری داریم و به ما کاری ندارند.“

عکس گرفتید؟

عرض کردم که دوربین و باقی وسائل را توی ماشین جاسازی کرده بودیم.تازه اگر عکس هم می گرفتیم ،هم از این طرفیها کتک می خوردیم،هم از آن طرفیها.ما تا آمدیم حرکت کنیم، دیدیم بدجوری شلوغ شده.همین طور نعلین و حتی عبا و عمامه ،این طرف و آن طرف افتاده بود و صدای تیراندازی می آمد.مانده بودیم چه کنیم که یک افسری گفت،”این دوتا را بگیرید.“خداسازی شد که همان افسر آشنای بهرامی آنجا بود و همین که آمدند ما را بگیرند،گفت،”من اینها را می شناسم.اینها خبرنگارند.“افسر قبلی به گفته او ما را آزاد کرد و گفت،”زود خودتان را از معرکه دور کنید.“من گفتم،”به یک شرط!“می دیدم که ساواکیها ،هر که را که دم دستشان می آید با چماق می زنند.شرط گذاشتم که پاسبانی را با ما راهی کنند.به هر حال به هر مکافاتی بود ،یک پاسبان ،ما را برد.رفتیم دوربین و وسائلمان را برداشتیم و رفتیم خیابان چهار مردان و من شروع کردم به عکس گرفتن و دو تا عکس گرفتم که یکی از انتهای خیابان چهار مردان بود که مردم زیر نور چراغها ایستاده بودند وشعار می دادند و این طرف هم پلیس و نیروهای امنیتی بودند.

آیا آن عکس را دارید؟

بله دارم و خبرگزاریها هم چاپ کردند.مردم شعار می دادند و پلیس هم گاهی حمله می کرد و آنها فرار می کردند.عده ای هم از بالای خانه ها آب می ریختند.

چرا؟

آب روی سر مامورها می ریختند که آنها را گیج کنند که همین طور هم می شد و خیلیهاشان نمی دانستند کدام طرفی بروند.

شما چه کردید؟

آن شب تا نزدیکیهای نصف شب در این جریانات بودیم و آن همکارمان را هم پیدا نکردیم و به راننده گفتم که برگردیم تهران.اولین شعاری که علیه رژیم داده شد در صحن حضرت معصومه(س)بود.

چه ماهی بود؟

دقیقا یادم نیست ،ولی شاه نرفته بود.

آیا تصمیم ندارید از مجموعه عکسهایتان کتابی چاپ کنید؟

عکس زیادی ندارم.همانهائی را که دارم،تصمیم دارم نمایشگاه بگذارم،ولی همه فکرم معطوف به نوشتن خاطراتم تا این تاریخ است. تعدادی از عکسها را مرتب کرده ام.باید برایشان شرح تهیه کنم.اینها برنامه هایم هستند تا ببینم کدام را می توانم عملی کنم.

pank
22-08-2010, 06:09 PM
تصاویر: انتقال سوخت به نيروگاه اتمی بوشهر


[Only registered and activated users can see links]


[Only registered and activated users can see links]



[Only registered and activated users can see links]


[Only registered and activated users can see links]



[Only registered and activated users can see links]


[Only registered and activated users can see links]


[Only registered and activated users can see links]


[Only registered and activated users can see links]


[Only registered and activated users can see links]


[Only registered and activated users can see links]


[Only registered and activated users can see links]

niloofaraneh
26-08-2010, 02:57 PM
[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])
‏ این یکی از عکس هایی است که می توان گفت در بهترین زمان ممکن گرفته شده. این خانواده تصمیم گرفتند عکس یادگاری دست جمعی بگیرند. برای همین آقای ‪"‬میر‪"‬ دوربین را روی سه پایه قرار داد و تنظیم آن را روی عکس برداری خودکار ۱۰ ثانیه ای گذاشت. ‏

بعد از گرفتن عکس آنها متوجه شدند که کیف آنها و فرزندانشان شامل کیف های پول، کارت اعتباری به همراه آی پد و وسایل جانبی دوربین به سرقت رفته است. ‏


[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])
اتفاق خوبی نبود اما زمانی که عکس گرفته شده را نگاه می کنند متوجه میشوند که دوربین کانن G7 آنها درست در لحظه مناسب عکس آقای سارق را گرفته است. بقیه داستان به سرعت رخ داده. آنها با پلیس تماس می گیرند و مشخصات ظاهری سارق را در اختیار انها قرار میدهند. چند دقیقه بعد پلیس این فرد را که هنوز همان اطراف بوده است دستگیر می کند. ‏

حالا این آقای دزد بدشانس در زندان است و احتملا خودش را یکی از بدشانس ترین دزدهای دنیا میداند. ‏

niloofaraneh
28-08-2010, 09:19 PM
[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])
اگر اهل سفر های جاده ای باشيد شاید برای شما هم پیش آمده که با صحنه برخورد خودروها به حيوانات و اجساد آن ها در امتداد جاده مواجه شويد. حالا در یک منطقه در بریتانیا برای رفت و آمد جوندگان کوچک پل های عبور ساخته اند.

از محل مالیات های پرداخت شده ساکنین، يک پل 290000 دلاری برای رفت و آمد نوعی جونده شبیه موش های خانگی به نام Dormice از روی بزرگراهی در بریتانیا ساخته شد. آنها قصد دارند با این کار جمعیت این جوندگان را ثابت نگه دارند. در حالی که هنوز این بزرگراه تازه تاسیس افتتاح نشده، آنها پل مخصوص عبور را برای موش ها آماده کرده اند.

این پل از سه قطعه فلزی شبکه دار تشکیل شده و به کمک پایه هايی در دو سمت اين بزرگراه، رفت و آمد موش ها را به راحتی مکان پذير می سازد. تعداد سه عدد از این پل ها در نقاط مختلف بزرگراه نصب شده است تا موش ها مجبور نباشند فاصله طولانی به دنبال پل عابر پیاده بگردند.

[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])
خبر احداث این پل ها مخالفت های زیادی را هم بر انگیخته است. افراد زیادی معتقد اند که صرف چنین هزینه هنگفتی برای عبور این جوندگان کار منطقی نبوده و این پول می توانسته خرج موارد مهم تری بشود. از طرف دیگر طرفداران حقوق حیوانات هم از آن حمایت کرده اند.

به هرحال به نظر میرسد حداقل موش ها از این پروژه رضایت دارند. تنها سوالی که برای من مطرح است این است که چگونه به این موجودات می گویند برای عبور از اتوبان شلوغ باید از پل استفاده کنند؟

Khatoon
29-08-2010, 06:52 AM
کره ماه در تاریخ ۵ شهریور ۱۳۸۹ کره مریخ به بالاترین درجه درخشش دراسمان شب در ۵ شهریور خواهد رسید این وقتی است که در روز ۵ شهریور کره مریخ به فاصله ۳۴٫۶ میلیون مایلی خود به زمین میرسدحتما در راس ساعت ۱۲:۳۰ ( نیمه شب) آسمان را تماشا کنید . به نظر خواهد رسید که آسمان دو ماه دارد این امر ۱۲۰۰ سال 1بار اتفاق خواهد افتاد این لحظه را با دوستان خود شریک شوید زیرا هیچکس زنده ای دوباره این اتفاق را نخواهد دید


امروز 5 ام شهریوره؟

MR. Garcia
31-08-2010, 07:47 PM
امروز 5 ام شهریوره؟

آره ، منم 1 ساعت با دوربین آماده بودم !!!
چیزی ندیدم !!!

CENTER
05-09-2010, 04:37 PM
قابل توجه آقایون :D:D:D

[Only registered and activated users can see links]


[Only registered and activated users can see links]


[Only registered and activated users can see links]


[Only registered and activated users can see links]


[Only registered and activated users can see links]


[Only registered and activated users can see links]


[Only registered and activated users can see links]


[Only registered and activated users can see links]


[Only registered and activated users can see links]


[Only registered and activated users can see links]


[Only registered and activated users can see links]


[Only registered and activated users can see links]


[Only registered and activated users can see links]


[Only registered and activated users can see links]

pank
10-09-2010, 05:43 PM
بینندگان گرامی این بود خبرهای این ساعت شب بخیر و خدانگهدار ... چهره صمیمی فواد بابان گوینده پیشکسوت صداو سیما یکشنبه شب بعد از اخرین اجرایش در خبر جام جم غرق در اشک میشود، ۳۵ سال حضور در عرصه گویندگی خبر و بالاخره روز خداحافظی از راه رسید، همه بهت زده او را نگاه میکنیم ، خم میشود دستی به کف استودیو میکشد و خاک آن را بر چشم می گذارد. همه گرد او را گرفته اند گریه امانش نمی دهد ، گل مراسم هم محبت همیشگی برو بچه های خبر است. سر تک تک تحریریه ها می رود ضمن خداحافظی ،حلالیت می طلبد. سه نسل از بینندگان تلویزیون از او خاطره دارند.گاهی سوال می کردم حاج آقا اون سبیل مخصوص ! کجا رفت می گفت بعد از اینکه در سال ۱۳۷۴ به خانه خدا مشرف شدم محاسن گذاشتم و عهد کردم با این چهره جلوی دوربین خبر باشم . عکس میگیریم از خاطراتش می گوید از خبرهای بیاد ماندنی که او برایمان اعلام کرد ....می رسیم به در خروجی برمی گردد برای اخرین بار نگاهمان میکند و می گوید " مولا نگهدارتان "
[Only registered and activated users can see links]

BaraN 13
19-09-2010, 09:30 PM
در قسمتی از افریقا عقیده ای وجود دارد که اگر کودک زیر دو سال شب هنگام گریه کرده و بطور مدام جیغ بزند، استعداد این را دارد که در خدمت شیطان قرار گیرد . بنابراین این کودک را باید کشت و یا بدور انداخت.:blink::blink::blink:

معمار
21-09-2010, 02:18 PM
[Only registered and activated users can see links]
...امروز سیم شهریور ماه ، روز گفتگوی تمدنها هست که حدود 10 سال پیش توسط سید محمد خاتمی در سازمان ملل ارائه شد و به تصویب جهانی رسید.
(سال ۲۰۰۱، از سوی سازمان ملل سال گفت وگوی تمدّن ها نامیده شد)...
و همین امروز مطلع شدیم که در چنین سالگردی ، این روز نیز از تقویم رسمی کشور توسطدبیر شورای فرهنگ عمومی مناسبتهای مصوب تقویم رسمی کشور (منصور واعظی) حذف شد !
جالبه هم این روز فرهنگیه و هم مسولیت حذف این روز !

CENTER
23-09-2010, 04:32 AM
اسامی 12 نفر از شهدای حادثه بمب گذاری صبح چهارشنبه در شهرستان مهاباد اعلام شد.

به گزارش خبرنگار مهر در ارومیه، بر اساس این گزارش اسامی این شهدا به شرح ذیل است:

1- گلاویژ محمدی

2- معصومه محمدی

3- زرین محمدی

4- فاطمه غلامی

5- فاطمه عزیزی

6- زینب عباسیان

7- مهسا نصیری

8- پیمان ابراهیم زاده

9- آرزو پزیره

10- اعظم کرامت

11- زینب رحیمی

و زهرا داوری نیز یکی از هموطنان شهرستان مهاباد دچار مرگ مغزی شده است.

صبح چهارشنبه در مراسم سان و رژه نیروهای مسلح در اثر انفجار بمب 12 تن از بانوان مهابادی به درجه رفیع شهادت نایل و بیش از 82 تن از مردم مجروح شدند.

niloofaraneh
03-11-2010, 08:36 PM
[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])
این يک قایق در حال غرق شدن نيست! بلکه طرح فانتزی قایق آقای Julien Berthier است که با عنوان Love معرفی شده. هر کس این قایق را ببیند فکر می کند در حال فرو رفتن در آب است.

طراحی این قايق به گونه ای است که بدنه آن تنها نیمی از یک قايق معمولی است و با کمک تیرکی ویژه می تواند تعادل خود را در حین شناور شدن حفظ کند.

در یک آزمايش با سکان داری آقای برتیر اين قایق عجيب و غريب بر روی آب های آزاد اروپا شناور شد و توانست، صحيح و سالم به بندر گاه بر گردد.

به نظر من با داشتن اين ظاهر که ناخواسته تصویر غرق شدن را در ذهن تداعی می کند، نمی شود لذت قايق سواری روی آب را حس کرد اما احتمالا می توان احساس سرنشینان تایتانیک را هنگام غرق شدن بهتر فهمید.

[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])
[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])

abbas_gh_68
05-11-2010, 09:24 PM
سرماخوردگی، سینوزیت، آنفلوآنزا و عفونت‌های ویروسی از بیماری‌های شایع در فصل پاییز هستند. در همین رابطه پزشكان با اشاره به شیوع بیماری‌های ویروسی در فصل پاییز هشدار می‌دهند كه این بیماری‌ها بشدت واگیردار بوده و بیشتر در میان دانش‌آموزان كه نكات بهداشتی را رعایت نمی‌كنند، دیده می‌شود.


علائم این بیماری ویروسی به 2 صورت تنفسی و گوارشی بروز می‌كند و گاهی اوقات هم سیستم تنفسی و هم گوارشی را با هم درگیر می‌كند. دل‌درد، اسهال و استفراغ از علائم گوارشی و سرفه، تنگی نفس و تب و لرز از علائم تنفسی این بیماری ویروسی است.

جالب است بدانید این بیماری بشدت واگیردار است و از طریق هوا، آب و غذا به فرد دیگری منتقل می‌شود، بر همین اساس این بیماری در مدارس بیشتر شیوع دارد كه علت آن رعایت نكردن اصول بهداشتی از سوی دانش‌آموزان است.
البته جای نگرانی نیست چراكه این بیماری ویروسی خطرناك نیست و با استراحت كافی در منزل و خوردن غذاهای گرم مانند انواع سوپ‌های مقوی بهبود می‌یابد، البته در مواردی كه شدت بیماری زیاد باشد نیاز به معاینه پزشك و درمان دارویی است.


آنفلوآنزا نیز نوع دیگری از عفونت‌‌های تنفسی است كه با تب و دردهای عضلانی شدید همراه است و به آن سرماخوردگی حاد عفونی هم گفته می‌شود.


آنفلوآنزا با تب و لرز شدید همراه است و از یك سرماخوردگی ساده به سرماخوردگی شدید تبدیل می‌شود. معمولا در ماه‌های آبان و آذر احتمال ابتلای ‌فرد به ‌آنفلوآنزا بسیار زیاد است. البته اگر فكر می‌كنید كه هوای سرد باعث می‌شود بیشتر در معرض سرماخوردگی با آنفلوآنزا قرار بگیرید در اشتباه هستید.
به گزارش ایسنا و براساس تحقیقات انجام شده واقعیت این است كه گرچه سرماخوردگی و آنفلوآنزا در فصل زمستان شیوع بیشتری دارد، اما این امر بیشتر ناشی از محبوس‌شدن در فضاهای بسته است. ویروس‌ها در هوای خشك، گرم و محیط‌های بسته كه هوا به خوبی در آن جریان ندارد، بیشتر پخش می‌شوند و احتمال تماس مستقیم با میكروب‌ها بیشتر است. به علاوه سیستم‌های گرمایش مركزی، مخاط را كه دفاع طبیعی بدن در مقابل ویروس‌هاست، ‌خشك می‌كند.
باور غلط دیگر درباره سرماخوردگی این است كه بوسیدن، سبب شیوع سرماخوردگی و آنفلوآنزا می‌شود. اما واقعیت این است كه سرایت سرماخوردگی از طریق تماس دست خیلی بیشتر از سرایت آن از طریق تماس دهانی است.


برخی نیز به اشتباه معتقدند كه موی خیس و قرار گرفتن در معرض هوای سرد بعد از حمام سبب بروز سرماخوردگی می‌شود، اما واقعیت این است كه هر چند چاییدن در صورتی كه احساس ضعف هم می‌كنید، ممكن است مقاومت بدن شما را كم كند، اما فقط در صورتی مبتلا به این بیماری می‌شوید كه با ویروس سرماخوردگی یا آنفلوآنزا تماس پیدا كنید. در حقیقت اگر بیمار هستید كمی هوای تازه می‌تواند شما را سر حال بیاورد.


باور اشتباه دیگری نیز این است كه تب خفیف را باید با آسپیرین یا استامینوفن درمان كرد. تب خفیف، روش بدن برای مقابله با ویروس‌هاست. به علاوه تب خفیف به گردش پادتن‌ها در سراسر بدن كمك می‌كند.
به گفته پژوهشگران، عامل سرماخوردگی یا آنفلوآنزا به سیستم ایمنی بدن حمله می‌كند و به این ترتیب برای برخورداری از دستگاه ایمنی قوی‌تر بویژه در فصل زمستان باید روزانه آنتی‌اكسیدان‌های حاوی ویتامین‌هایe،c،a مصرف شود.


به این ترتیب اگر می‌خواهید عملكرد سیستم ایمنی خود را بهبود بخشید و بیمار نشوید به 2 هدف باید دست یابید: اول این كه با تغییر درست، شیوه زندگی خود از تمام بار قرار گرفته روی بدنتان بكاهید و دوم پیروی از یك رژیم غذایی سالم و متنوع و حاوی مواد غذایی كامل و تازه، خواب كافی فراگیری كنترل موثر تنش و انجام دادن برخی حركات ورزشی است كه دستگاه گردش خون و غدد لنفاوی را تحریك می‌كند.


آلرژی پاییزی
آلرژی افراد نسبت به گیاهان گرده‌افشان در فصل پاییز تشدید می‌شود، اما بروز بیماری‌های آسم و آلرژی در این فصل نگران‌كننده نیست و در اكثر موارد با اتمام فصل، كاملا بهبود پیدا می‌كند.
آب‌ریزش و خارش بینی، عطسه و در حالت شدید این بیماری تنگی نفس از مهم‌ترین علایم بروز آلرژی در این فصل است.


عضو انجمن گوش، گلو و بینی ایران در همین خصوص توصیه می‌كند: مصرف سرخود و بی‌رویه داروی آنتی‌هیستامین هنگام آلرژی پاییزه مقاومت دارویی ایجاد می‌كند.

علیرضا ملكوتی ادامه می‌دهد: آلرژی پاییز اگر منحصر به ایجاد علائم در بینی و سینوس باشد باید بیمار به متخصص گوش، گلو و بینی مراجعه كند و با توجه به معاینه پزشك درصد التهاب این عارضه مشخص شود. پزشك با علائمی كه از بیمار می‌گیرد معمولا از داروهای استنشاقی موضعی استفاده می‌كند. البته باید در نظر داشت داروهایی كه امروز به صورت استنشاقی درآمده است با داروهای قبلی متفاوت است و جذب زیادی از راه بینی در بدن ندارد لذا برخلاف داروهای قبلی عوارض ناخواسته‌ای ایجاد نمی‌كند. این متخصص گوش، گلو و بینی تصریح می‌كند: درمان آلرژی پاییز به كمك این داروهای استنشاقی كوتاه‌مدت است و حدود 3 هفته طول می‌كشد و فرد مبتلا كه علائمش كاهش یافت می‌تواند با توجه به توصیه پزشك استفاده از آن را قطع كند.
این‌كه گفته می‌شود داروهای استنشاقی نباید به علت داشتن كورتون مصرف شود، درست است اما مصرف آن در زمان‌های كوتاه و مقطعی والبته با تجویز پزشك عارضه‌ای در پی ندارد.


در واقع آلرژی یك بیماری روشن و خاموش است یعنی گاهی اوقات علائم آن روشن می‌شود و گاهی دیگر خاموش است كه در هنگام روشن‌شدن علائم آن مصرف داروهای استنشاقی و گاهی اوقات برخی آنتی‌هیستامین‌ها به مقدار محدود می‌تواند این علائم را كاهش دهد. البته توصیه می‌شود نسل دوم و سوم آنتی‌هیستامین‌ها مصرف شود چراكه خواب‌آلودگی آن مثل نسل اول نیست و توصیه می‌شود افراد هنگام عصر آن را مصرف كنند تا اگر خواب آلودگی هم دارد در شب ظاهر شود.


افسردگی پاییزی
با آغاز فصل پاییز و با كوتاه‌ترشدن طول روزها و كم شدن نور خورشید برخی افراد غمگین و افسرده می‌شوند كه بعد از مدتی این حالت از بین می‌رود، اما افرادی كه مبتلا به اختلال تاثیر فصلی یا به اصطلاح SAD هستند حالت افسردگی عمیق‌تری را تجربه می‌كنند. افراد مبتلا به این اختلال روحی تمایل پیدا می‌كنند كه بیشتر بخوابند، پرخوری كنند و در طول فصل‌های پاییز و زمستان دچار اضافه وزن می‌شوند. آنها ممكن است احساس خستگی مفرط داشته باشند و از طرفی هم قادر نیستند برنامه منظم خود را انجام دهند.


در واقع كاهش نور خورشید منجر به كاهش میزان ترشح هورمون ملاتونین می‌شود كه این امر نیز احساس خواب آلودگی و خستگی را در افراد مبتلا افزایش می‌دهد. وقتی فصل بهار می‌رسد این علائم به تدریج از بین می‌روند. پزشكان معتقدند این اختلال یك مشكل واقعی است و نیاز به تشخیص و اغلب نیاز به درمان دارد.


در واقع پزشكان و متخصصان معتقدند كه علت بروز اختلال SAD، برهم خوردن تعادل شیمیایی در مغز است، اما نكته مهم این است كه این به هم خوردن تعادل شیمیایی در نتیجه كمبود نور مناسب در روزهای كوتاه پاییز و زمستان و عموما تاریك‌تر شدن هوا بروز می‌كند. جالب است بدانید انجمن روانپزشكی آمریكا در گزارشی اعلام كرده است كه تقریبا 10 تا 20 درصد از آمریكایی‌ها به نوع خفیفی از این اختلال بیمارگونه مبتلا می‌شوند.


در این گزارش كه در خبرگزاری ایسنا آمده ، برخی افراد به لحاظ ژنتیكی مستعد ابتلا به این اختلال هستند كه البته در زنان به مراتب بیشتر از مردان است و به نظر می‌رسد كه از سال‌های نوجوانی آغاز می‌شود.
دكتر صادقی، عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشكی تهران درباره روش درمان این بیماری می‌گوید: درمان این بیماری شامل تجویز دارو برای اصلاح اختلال ترشحات مغزی و نور درمانی است، یعنی در محیط زندگی و كار بیماران باید یك منبع نور با شدت خاص قرار بگیرد كه فضای اتاق را معادل یك روز آفتابی كند. البته گاهی اوقات روان‌درمانی هم صورت می‌گیرد و اگر امكان عملی وجود داشته باشد بهتر است بیمار به مناطق گرم و آفتابی مثل جنوب كشور خودمان مهاجرت كند.

این روانپزشك در پاسخ به این سوال كه آیا نشانه‌هایی برای تشخیص افسردگی فصلی توسط خود افراد وجود دارد یا نه، می‌گوید: بیشتر بیماران اذعان دارند كه در نیمه دوم سال و گاهی در روزهای ابری بدخلق ‌شده و خسته و خواب‌آلود هستند، پرخوری می‌كنند و چاق می‌شوند و توانایی فعالیت آنها كم می‌شود. در حالی كه در نیمه اول سال این گونه نیست و این فرآیند هر سال برای آنها تكرار می‌شود.

niloofaraneh
05-11-2010, 09:36 PM
[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])
‏ ساعت های گیکی زیادی دیدیم ولی نظر من را بخواهید، این گیکی ترین ساعت مچی دنیا است؛ شاید هم هشت بیتی ترین ساعت دنیا. ‏

البته قیمت ۷۰ دلاری آن به نظر بیش از حد گران می رسد اما حداقل کارکردش این است که آن را دست آدم های زیادی نبینید. این ساعت در دو رنگ سفید و سیاه عرضه شده و به خاطر قاب ضد خش و کارکرد ساده ای که دارد، عمر درازی خواهد داشت. ‏

شاید آنقدر دراز که دیگر وقتی بچه های شما آن را ببینند، معنی اش را درک نکنند

niloofaraneh
13-11-2010, 07:44 PM
[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])


شاید این عبارت را بارها روی شیشه خاک گرفته اتومبیلها دیده باشید، اتومبیلهایی که حسرت یک کارواش داغ به دلشان مانده و معمولا یک انسان زبان حال آنها را اینطور بیان می کند، اما حالا وقت آن رسیده که انسانها هم طعم کارواش را تجربه کنند! بله، دانشمدان مرکز تحقیقات روبوتیک سلامتی انیستیتو تکنولوژی جورجیا اخیرا روباتی را اختراع کرده اند که قادر است برخی کارهای مربوط به استحمام بیماران بستری در بیمارستانها را انجام دهد. ‏

هرچند این روبات فعلا یک طرح مفهومی است و در حال حاضر محدودیتهایی دارد، اما سازندگان آن نشان داده اند که می توان به زودی نمونه قویتری ساخت که ایده کارواشی برای انسانها را محقق کند. ممکن است این فکر در ابتدا مضحک به نظر برسد، اما مطمئنا بیمارانی که به تنهایی قادر به نظافت شخصی نیستند و در عین حال دوست دارند حریمهای خصوصی شان حفظ شود، از ملاقات با این پرستار فلزی و بدون چشم خوشحال خواهند شد. ‏

niloofaraneh
06-12-2010, 09:25 PM
کمتر از دو ماه است تبلت سامسونگ به بازار ازایه شده و حالا این شرکت خبر فروش یک میلیون گلکسی را تایید کرده. این آمار به خوبی نشان میدهد استقبال کاربران از این تبلت اندرویدی هم بسیار خوب بوده است.

تخمین زده میشود حدود ۳۰۰ هزار عدد از تبلت Galaxy در امریکای شمالی به فروش رفته و ۴۰۰ هزار تا هم در اروپا. ۱۰۰ هزار دیگر هم در آسیار فروخته شده. همانطور که میبینید اروپایی ها بیشتر از همه گلکسی را دوست داشته اند و سامسونگ امیدوار است امار فروش اش تا پایان این ماه میلادی به یک و نیم میلیون برسد.

فروش از نظر تعداد، به رقیب اصلی یعنی آی پد نمیرسد. اگر به یاد داشته باشید اپل در ماه اول موفق به فروش یک میلیون iPad شد و گفته میشود تا الان حدود ۷ میلیون آی پد را به فروش رسانده است. اما اگر سامسونگ تلاش بیشتری بکند احتمالا میتواند رقابت تنگاتنگی با اپل داشته باشد. در کنار آن پیش بینی میشود که با اپدیت اندروید تبلت گلکسی به Gingerbread در چند ماه آینده افراد بیشتری هم برای خرید اش ترغیب شوند.

pank
24-12-2010, 10:49 PM
منوچهر متکی وزیر سابق امور خارجه کشورمان در بیانیه‌ای ضمن رد اظهارات مسئولان عالی دولتی بر بی‌خبر بودن خود از برکناری و مراسم تودیع تاکید کرد.

به گزارش خبرگزاری مهر، دفتر منوچهر متکی در پاسخ به اظهارات مسئولان ریاست جمهوری، توضیحات وی را به منظور آگاهی افکار عمومی به شرح ذیل در اختیار رسانه ها قرار داد:
به نام خداوند جان و خرد

« در پی اقدام غیر اسلامی، خلاف عرف سیاسی و دیپلماتیک و توهین آمیز در نحوه برکناری وزیر امور خارجه ، به نظر نمی رسید آقایان متوجه علت اصلی سئوال و اعتراض آحاد مختلف جامعه در این مورد نشده باشند. صورت مسئله کاملا روشن است؛

1- آیا وزیر امور خارجه قبل از سفر به سنگال در جریان زمان حتی تقریبی برکناری خود قرار گرفت؟ خیر.:D

2- آیا وزیر امور خارجه از جانشین خود و روز مراسم تودیع(!) آگاه بوده است؟ خیر.:D

3- آیا رئیس جمهور می دانست وزیر امورخارجه در این ماموریت به حداقل دو کشور سفر می کند؟ آری.:whistling

مقرر بود ماموریت وزیر امور خارجه صبح روز یکشنبه 21/9/1389 آغاز و با ورود به تهران حوالی ظهر روز چهارشنبه 24/9/1389 پایان پذیرد.

وزیر امور خارجه خبر برکناری خود را روز دوشنبه در اثنای ملاقات با مقامات سنگال و از زبان آنان می شنود!

لذا بار دیگر ضمن تکذیب آنچه که در مراسم معارفه مبنی بر آگاهی اینجانب از زمان برکناری و مضحک تر از آن، اطلاع از روز برگزاری مراسم تودیع مطرح گردید و تاکید بر رعایت صدق در گفتار به ویژه برای مسئولین اعلام می دارم:

این بد اخلاقیها را متوقف کنید زیرا نه زیبنده نظام اسلامی و سیره رهبران بزرگوار آن است و نه با شان، فرهنگ و ادب ملت عزیز ایران همخوانی دارد. ان شاءالله چنین خواهد شد.»

بنده خدا – منوچهر متکی
3/10/1389


دکتر محمود احمدی نژاد رئیس جمهور در پایان سفر به استانبول برای شرکت در یازدهمین اجلاس اکو در کنفرانس خبری با حضور خبرنگاران رسانه‌های بین‌ المللی گفته بود جابجایی مدیران در ایران یک امر طبیعی است. متکی هم از دوستان و مدیران محترم است.

احمدی‌نژاد درباره اینکه چرا متکی وقتی در خارج از ایران بود تغییر کرد افزوده بود دفتر وزیر امور خارجه در هواپیما و جاده است، فکر نمی‌کنم این مسئله مشکلی داشته باشد.

رئیس جمهوری با بیان اینکه پیش از این نیز با متکی درباره این جابه جایی صحبت کردم بیان نقل قول از جانب وی را یک اشتباه و برداشت نادرست دانسته و تصریح کرده که ایران کشور آزادی است و همه حق اظهار نظر دارند.

وی درباره تاثیر تغییر وزیر امور خارجه در مذاکرات پیش‌روی ایران با 1+5 تصریح کرد: سیاست خارجی ایران سیاست ثابتی است که با تغییر افراد تغییر نمی‌کند و تغییر آقای متکی صرفاً یک بازسازی درون‌سازمانی است و وزارت امور خارجه با مدیریت آقای صالحی که دانشمندی برجسته و دیپلماتی ورزیده و باسابقه است حتماً کارکردها و توان بالاتری برای پیشبرد اهداف سیاست خارجی از خود نشان خواهد داد.

pank
09-01-2011, 12:51 AM
[Only registered and activated users can see links] صدايي آرام نجوا مي‌كند جمله‌اي كه در دورها هم شنيده بودمش،" لعنت به اين بلوار كه معنايش جدايي است نه وصال" گوينده صورتش را كه خيس از اشك است با دست مي‌پوشاند تا فقط جمله‌اش در گوشم زنگ‌دار امتداد پيدا كند.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) منطقه فارس، آنجا آنطرف بلوار چمران،‌جايي در پايين دست بيمارستان، سه جسد پيچيده شده در نايلكس زيپ‌دار قرمز كنار خيابان دلت را مي‌لرزاند، نور قرمز و سفيد آمبولانس‌ها و آمد وشد سورمه‌اي پوشان آتش نشاني و سفيد پوشان اورژانس كه تلاش مي‌كنند سرنشينان زنده خودروي مچاله شده را از ميان آهن پاره‌ها بيرون بكشند هم هست و چشم‌هاي منتظري كه خداحافظي فرزندان و دلبندان خود را نديدند،‌ همچون سايه‌اي ذهنت را پر كرده است.

صحنه‌ها پشت لنز دوربين فلو مي‌شود، تصوير چهره مضطرب مادر و پدر دانش آموزان و خانواده نگران راننده سرويس مدرسه جابه جاي صحنه هست، چشم‌ها را فشار مي‌دهم تا پرده اشك از مقابل ديدگانم كنار برود و بر روي پنج كوله پشتي جامانده در صندوق عقب پرايد زوم كنم، صداي بچه‌ها در گوشم مي‌پيچد چه وداع تلخي با هم‌كلاسي‌ها با پدر و مادر.

بلوار چمران خلوت نيست، پرايد حامل دانش آموزان آرام مسير مدرسه را به سمت خانه‌هايي كه مادران دل نگران به انتظار رسيدن فرزندانشان چشم به در دوخته‌اند طي مي‌كند، همه مي‌خندند، قرارشان امتحان آخر تا شيريني نمره‌هاي خوب را به كام راننده سرويس هم بچشانند.

دانش آموزي كه جلو نشسته تلفن همراه راننده را قرض مي‌گيرد تا به دلهره مادر پايان بخشد، هنوز آخرين شماره را نگرفته كه همه چيز به هم مي‌ريزد و همه جا تاريك مي‌شود.

صداي زنگ تلفن بارها در ميان چهارديواري خانه مي‌پيچد و مادر براي چندمين بار بي‌آنكه صداي دلبندش را بشنود، گوشي را با نگراني قطع مي‌كند، حالا ديگر اضطراب بند بند وجود را پر كرده، به شوهرش تلفن مي‌كند شايد او راهي بيابد براي فرار از اين حس لعنتي انتظار.

ساعتي بعد خانواده چند تن از پسراني كه سرويس مدرسه تابوت مرگشان شد، دور هم جمع شده‌اند، ديگر دلداري‌ها اثري ندارد، تلفن‌هاي مدرسه را كسي پاسخ نمي‌دهد، تلفن همراه راننده سرويس جواب نمي‌دهد، هيچ كس نيست كه اين انتظار را به پايان خوشي متصل كند.

بلوار چمران باز هم شلوغ است، باز هم ترافيك، باز هم تصادف، باز هم پرونده زندگي آدم‌هايي بسته شد و اين بار چند نوجوان كه مي‌رفتند شادي امتحاني كه خوب داده بودند را با خانواده قسمت كنند و به مادر و پدرشان بگويند: ديديد چقدر دوستتان داريم.

كوله‌پشتي‌ها را خون گرفته، رد خون در ميان آب و روغن و بنزين راه به جايي نمي‌برد، خيابان پر از ازدحامي تلخ است از آدم‌هايي كه همه انگشت حسرت بر دندان گزيده‌اند، كنار خيابان، جايي در ميانه‌هاي بلوار چمران سه جسد پيچيده در نايلكس‌هاي زيپ دار قرمز تنها و غريب خوابيده‌اند و مردم لب به دندان گزيده در سكوت شاهد تقلاي مأموراني هستند كه سعي مي‌كنند ديگراني كه هنوز جان در بدن دارند را نجات دهند.

نور سفيد و قرمز آژير آمبولانس‌ها در هم آميخته، سكوت سنگين است، بغض خفه‌ات مي‌كند و نمي‌داني چه بر حال و روز والديني كه امروز آخرين روز مدرسه جگر گوشه‌هايشان است مي‌گذرد.

خانواده دانش آموزان بعد از ساعت‌ها تحمل انتظاري كشنده، پا به خيابان مي‌گذارند تا رد فرزندان را در بيمارستان‌ها جستجو كنند كه صداي تلفن ‌خانه سكوت را مي‌شكند.

هيچ كس نمي‌تواند تصور كند چه بر آن مادر دلسوخته كه انتظار شنيدن خبر خوب شدن امتحان فرزندش از زبان خندان او را داشت، گذشته آن هنگامي كه خبر مرگ جگر گوشه‌اش را در گوشش نجوا كردند، آمد.

حالا ديگر تفاوتي نمي‌كند كه چه كسي مقصر بود، فرقي نمي‌كند كه شايعه‌اي، راننده را به خوردن قرص روانگردان متهم كند يا رئيس پليسي نبود شمشاد ميان خيابان را علت اصلي مرگ فرزند او بداند.

گوش مادر پر شده از آخرين صداي فرزندش كه آن روز صبح با مادر وداع كرد و دعايي طلبيد تا اين امتحان را هم خوب از سر بگذراند.

چشم پدر پر است از تصوير پسر عزيزش كه چه خواب‌ها براي جواني و دامادي‌اش نديده بود.

مادر گوشه‌اي نشسته، بهت‌زده، در باورش نمي‌گنجد كه ديگر پسرش را نخواهد ديد، ديگر دستانش موهاي سياه او را نوازش نمي‌كند، ديگر صداي خنده‌اش را نخواهد شنيد، ديگر .... و فريادي جگرخراش تمام خانه را مي‌لرزاند، فريادي كه خدا را مي‌خواند، پسرش را صدا مي‌زند، دلش همين چند ساعت براي او تنگ شده است، براي بازيگوشي‌هايش، براي درس‌خواندنش، براي .... دلش تنگ شده،‌ تنگ تنگ تنگ، .... لعنت به اين بلوار كه جدايي تنها مفهومي است كه از آن استنباط مي‌شود.

چه وداع تلخي داشتند با مدرسه، با درس، با معلم، با پدر، با مادر چه سخت است نديدن فرزند در آخرين لحظه‌هاي انتظار، چه تلخ است كه آخرين حرف‌ها را در كنار گور پسر دردانه نجوا كني.

ديگر مهم نيست كه چه كسي ديگري را مقصر جلوه مي‌دهد، ديگر چه اهميتي دارد كه رئيس شورا چه مي‌گويد، عضو شورا پليس را به سخره مي‌گيرد و پليس شهرداري را براي نكاشتن درخت متهم جلوه مي‌دهد.

مهم اين است كه ديگر صداي خنده‌هاي آنها در ميان ديوارهاي خانه نمي‌پيچد. مهم نيست كه چه كسي مقصر اصلي خوانده مي‌شود، مهم اين است كه ديگر راننده سرويس مدرسه غصه قسط‌هاي ماشينش را نمي‌خورد، ديگر نيست كه نگران سالم رسيدن پنج جگر گوشه مردم به خانه و مدرسه باشد. مهم اين است كه شش خانواده در ماتم و اندوه بغض مانده‌اند.

به گزارش ايسنا، اين حادثه هم تمام مي‌شود، فردا ديگر حتي خاطره‌اي هم از آن به جا نمي‌ماند همانطور كه خاطره آن دختر بچه‌هايي كه در ميان سرويس مدرسه بازندگي خداحافظي كردند محو شد و هنوز هم مقصر مشخص نيست.

كاش طراحان و سازندگان بلوار چمران يك‌بار ديگر از ميان دوربين‌هاي نقشه‌برداري و طراحي‌شان، پيچ و خم‌ها را واكاوي مي‌كردند، كاش بارديگر هدف از احداث اين خيابان را از خود مي‌پرسيدند، كاش،‌ همه ما قبول مي‌كرديم آنجايي را كه اشتباه كرده بوديم...

كاش مسؤولان فكري به حال بلوار شهيد چمران مي‌كردند. بلواري كه اگر شهيد چمران بود هيچ وقت حاضر نبود نامش بر روي خياباني كه كوس مرگ در گوش شيرازي‌ها مي‌نوازد گذاشته شود.

بلواري كه بوي تصادف مي‌دهد‌، بوي خون،بلواري كه آخرين خاطره‌هاي بسياري از جوانان در آنجا رقم خورده، هنگامي كه ماشين از كنترلشان خارج مي‌شده است.

هنگامي كه ديگر ميزان سواد راننده تأثير در وقوع حادثه‌هاي بعد از آن نخواهد داشت. هنگامي كه پس از آن هنگامه‌اي برپا خواهد شد.

كاش مسؤولان اين وداع را به وداع آخر بدل مي‌كردند و چمران ديگر ترس به دل راننده و عابر نمي‌انداخت.

كاش مردم ما هم مسئوليت را مي‌پذيرفتند، كاش به‌جاي آنكه مدام يكديگر را به راننده نبودن مقصر كنيم، به رانندگي خودمان فكر مي‌كرديم، به پدالي كه هرچه بفشاريش، لذت بيشتري وجودت را پر مي‌كند، لذتي كه چه زود جايش را ندامت خواهد گرفت، كاش قبل از هر استارتي، كمي فكر مي‌كرديم.

pank
07-02-2011, 12:17 AM
[Only registered and activated users can see links]

هوشیارم / بیدارم / از تنبلی بیزارم :wacko:

پيكر مرحوم يوسف‌بيك در قطعه هنرمندان آرام مي‌گيرد
كارگردان و نويسنده برنامه «هوشيار و بيدار» با بيان خاطراتي از دوران همكاري با مرحوم يوسف‌بيك، گفت: «هوشيار و بيدار» را در شرايط سخت بمباران دهه‌ي 60 تصويربرداري كرديم.
صادق عبداللهي در گفت‌وگو با خبرنگار سرويس تلويزيون خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در ادامه خبر بالا افزود: «هوشيار و بيدار» در واقع مسابقه‌اي بود كه همه ابعادش براي اولين بار اتفاق مي‌افتاد؛ در شرايط سختي كه بحبوحه جنگ بود. خوشبختانه توانستيم برنامه‌ي پرمخاطب و جذابي را به بينندگان تحويل دهيم كه در اولين هفته‌اي كه پخش شد حدودا 11 ميليون نامه برايمان آمد.
وي در ادامه درباره ايفاي نقش مرحوم محسن يوسف‌بيك در «هوشيار و بيدار» اظهار كرد: «هوشيار و بيدار» با ايفاي نقش دو هنرمند نامدار، مرحوم يوسف‌بيك به عنوان «هوشيار» و همچنين عليرضا خمسه به عنوان «بيدار» در دهه 60 روي آنتن مي‌رفت.
او ضمن بيان خاطراتي از «هوشيار و بيدار» و همچنين مرحوم يوسف‌بيك ادامه داد: از آن دوران خاطرات بسيار زيادي دارم؛ تنها خاطره‌اي كه از مرحوم يوسف‌بيك به ياد دارم اين است كه يك روز در مسابقه «هوشيار و بيدار» جواب يكي از سوالات ما در مسابقه مار بود. بنابراين همان روز يك مار مصنوعي داخل استوديو و مقابل دوربين آورديم تا شركت‌كنندگان را راهنمايي كنيم. در همين حين يك دفعه مرحوم محسن يوسف ‌بيك به استرس ناگهاني از ديدن مار با گفتن «بوآ» جواب مسابقه را لو داد. اين خاطره يكي از شيرين‌ترين خاطره‌اي است كه از آن مرحوم به ياد دارم.
عبداللهي در ادامه از جذابيت‌هاي «هوشيار و بيدار» سخن به ميان آورد و خاطرنشان كرد: «هوشيار و بيدار» برنامه‌اي بود كه كاملا ضبطش زنده بود و هيچ جاي بازگشتي نداشت. اين برنامه تقريبا در سال‌هاي 65 تا 66 پخش مي‌شد كه يك برنامه بسيار جذاب و پر مخاطبي بود. مرحوم يوسف بيك و عليرضا خمسه در «هوشيار و بيدار» نقش‌هاي متفاوتي را اجرا مي‌كردند؛ به عنوان مثال در يك برنامه به عنوان خريدار و فروشنده بودند، در يك جا شكارچي بودند و نقش‌هاي ديگري را هم بازي مي‌كردند.
به گزارش ايسنا، مراسم تشييع پيكر مرحوم محسن يوسف بيك فردا ـ دوشنبه ـ 18 بهمن ماه ساعت 10 صبح از بهشت زهرا مقابل غسالخانه انجام مي‌شود و پيكر آن مرحوم در قطعه‌ي هنرمندان به خاك سپرده مي‌شود.

pank
07-02-2011, 07:02 PM
[Only registered and activated users can see links]
علیرضا خمسه در کنار عکس زنده یاد یوسف بیگ :sad:



پيكر زنده‌ياد محسن يوسف‌بيگ صبح امروز ـ 18 بهمن‌ ماه ـ در قطعه هنرمندان بهشت زهرا(س) به خاك سپرده شد.

به گزارش خبرنگار سرويس تلويزيون و راديو خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در اين مراسم هنرمنداني چون عليرضا خمسه، حسين معلومي، داوود حيدري و همچنين جمع كثيري از علاقمندان آن مرحوم حضور داشتند.

در مراسم تشييع پيكر مرحوم يوسف‌بيگ، عليرضا خمسه كه در دهه‌ي 60 در برنامه‌ي «هوشيار و بيدار» با وي هم‌بازي بود، چند كلمه‌اي از خاطرات دوران توليد و پخش «هوشيار و بيدار» بيان كرد.
او در بخشي از سخنانش گفت: شك ندارم كه مرحوم محسن يوسف‌بيگ به بهشت مي‌رود، چرا كه طي سال‌هاي 63 ـ 64 كه بحبوحه‌ي جنگ بود و مردم در اضطراب و لحظات سخت جنگ بودند، هر جمعه دل مردم را با نقش زيبايي كه در «هوشيار و بيدار» ايفا مي‌كرد، شاد كرد.

به گزارش ايسنا، مراسم يادبود مرحوم يوسف‌بيگ روز چهارشنبه ـ 20 بهمن‌ ماه ـ ساعت 15 و 30 دقيقه الي 17 بعد از ظهر در مسجد الغدير واقع در ميرداماد برگزار مي‌شود.



[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])

South Silent
13-02-2011, 12:19 AM
[Only registered and activated users can see links]


رسانه های دولتی انگلیس در گزارشی اعلام كردند كه مردی كه در یك انتقام گیری كوركورانه نیمی از جمجمه اش را از دست داده بود، توسط پزشكان مورد معالجه قرار گرفت و نجات یافت.
به گزارش ایسنا، «استیون كلاوك» ۲۶ ساله كه اهل انگلیس است در گفتگو با رسانه های دولتی این كشور عنوان كرد: در ماه فوریه سال گذشته میلادی مورد حمله پسر نوجوانی به نام «جك هابز» كه در آن زمان ۱۶ سال داشت قرار گرفتم و او با یك شی سنگین به من حمله كرد.
این مرد جوان در ادامه به روزنامه «دیلی میل» افزود: من به شدت از ناحیه سر دچار جراحت شدم، به طوری كه پزشكان نیمی از جمجمه ام را خارج كرده و هم اكنون یك شی پلاتینی را جایگزین آن كرده اند.
بر اساس گزارش وزارت دادگستری انگلیس، «هابز» ۱۶ ساله كه در زمان حمله به این مرد جوان، تحت تاثیر مصرف مشروبات الكلی قرار گرفته بود، در دادگاه اعلام كرد كه «استیون» ۲۶ ساله قصد حمله به او را داشته است.
با این حال، قاضی رسیدگی به این پرونده نیز اعلام كرد كه این نوجوان ۱۶ ساله به اتهام حمله منجر به نقص عضو این مرد به حبس محكوم شده و قرار است دادگاه نهایی وی اواخر ماه جاری برگزار شود.

CENTER
30-03-2011, 02:03 AM
خداحافظ
[Only registered and activated users can see links]
مرحوم زنده یاد بازیگر ، محمد ورشوچی

CENTER
01-04-2011, 12:33 PM
رفتی ؟ خدانگهدار :sad:

[Only registered and activated users can see links]

Mortaza
16-04-2011, 05:31 PM
در قسمتی از افریقا عقیده ای وجود دارد که اگر کودک زیر دو سال شب هنگام گریه کرده و بطور مدام جیغ بزند، استعداد این را دارد که در خدمت شیطان قرار گیرد . بنابراین این کودک را باید کشت و یا بدور انداخت.:blink::blink::blink:
این عقیده را در تانزانیا مشاهده نکردم.

0o0
25-04-2011, 04:00 PM
وزارت نیرو نحوه محاسبه تعرفه‌های برق مصارف خانگی در مناطق عادی، مناطق چهارگانه گرمسیری کشور و محدوده های زیرپوشش این مناطق را منتشر کرد.

مناطق گرمسیر کشور به چهار گروه گرمسیر 1، گرمسیر 2، گرمسیر 3 و گرمسیر 4 منطقه بندی شده‌اند.

- شهرستان های دهدشت، شهداد، شاهماران، بم، فهرج و ایرانشهر با دوره زمانی اول اردیبشت ماه تا پایان مهرماه (شش ماه)
- شهرستان های لار و لامرد با دوره زمانی ماه های اردیبهشت، خرداد و مهر (سه ماه)
- شهرستان زابل با دوره زمانی اول خردادماه تا پایان شهریورماه (چهار ماه)
تعرفه ماه های گرم در مناطق گرمسیر 2 براساس پله های مصرف هفت گانه زیر محاسبه می شود:
پله اول: صفر تا 1000 کیلووات ساعت در ماه: 220 ریال به ازای هر کیلووات ساعت
پله دوم: مازاد بر 1000 تا 2000 کیلووات ساعت در ماه: 500 ریال به ازای هر کیلووات ساعت
پله سوم: مازاد بر 2000 تا 3000 کیلووات ساعت در ماه: 850 ریال به ازای هر کیلووات ساعت
پله چهارم: مازاد بر 3000 تا 3500 کیلووات ساعت در ماه: 1050 ریال به ازای هر کیلووات ساعت
پله پنجم: مازاد بر 3500 تا 4500 کیلووات ساعت در ماه: 1250 ریال به ازای هر کیلووات ساعت
پله ششم: مازاد بر 4500 تا 6000 کیلووات ساعت در ماه: 1350 ریال به ازای هر کیلووات ساعت
پله هفتم: مازاد بر 6000 کیلووات ساعت در ماه: 1450 ریال به ازای هر کیلووات ساعت

پیش‌بینی می‌شود صورت حساب 72 درصد مشترکان این مناطق به طور متوسط 121 هزار ریال در ماه و 91 درصد نیز 220 هزار ریال در ماه باشد.

منبع : آفتاب

0o0
25-04-2011, 04:18 PM
رئیس اتحادیه املاک کشور از ابلاغ بسته سیاستی اجاره‌بها به تمام بنگاه‌های معاملات ملکی خبر داد و گفت: در بسته سیاستی ابلاغ شده، تمام بنگاه‌ها موظف هستند قرارداد اجاره 2 ساله میان مستأجر و موجر تنظیم کنند.

وی ادامه داد: مشاوران املاک موظف هستند تمامی قراردادهای اجاره را همچون قراردادهای خرید و فروش در سامانه کد رهگیری معاملات املاک ثبت کنند.

خسروی در پاسخ به این سوال که آیا صاحبخانه‌ها به این بسته سیاستی معترض نخواهند شد؟، گفت: این بسته سیاستی نشان دهنده این است که دغدغه مسئولان ایجاد تسهیلات برای مردم است تا هم صاحبخانه‌ها و هم مستأجران راضی باشند.

رئیس اتحادیه املاک کشور افزود: انگلیسی‌ها یک ضرب‌المثلی دارند که می‌گوید هر 3 بار اسباب‌کشی مساوی با یکبار آتش‌سوزی است:schmoll: پس نتیجه می‌گیریم که تنظیم حداقل 2 سال اجاره به نفع هر دو طرف است.

وی با بیان اینکه تنظیم اجاره در هر سال موجب می‌شود هزینه صاحبخانه‌ها و مستأجرها بالا برود، تأکید کرد: وقتی بعد از رفتن هر مستأجری یک واحد مسکونی 2 ماه خالی می‌ماند و یا با آمدن هر مستأجری صاحبخانه مجبور به نقاشی و تعمیرات دوباره می‌شود پس نتیجه می‌گیریم که این حداقل تنظیم دو سال به نفع صاحبخانه هم خواهد بود............... " فارس نوشت"

0o0
25-04-2011, 04:20 PM
آفتاب- سرویس اقتصادی: با 2 ساله شدن قراردادهای اجاره‌خانه به نظر می‌رسد امسال نرخ اجاره‌خانه به اندازه 2 سال افزایش یابد چرا که هر ساله صاحبخانه‌ها با توجه به بالا رفتن تورم و سایرهزینه‌ها، اجاره را متناسب با تورم افزایش می‌دادند که با 2 ساله شدن قراردادهای اجاره؛ چون قرارداد برای 2 سال بسته می‌شود، صاحبخانه‌ها قطعا نرخ اجاره را به اندازه تورم 2 سال افزایش می‌دهند تا جبران تورم شده باشد.

به گزارش آفتاب، به نظر می‌رسد دولت به جای توجه منطقی به تورم و افزایش قیمت‌ها و جبران کمبود ساخت‌و‌ساز مسکن برای مستاجران، به راه‌حل‌های کوتاه‌مدت و غیرکارشناسی روی آورده که قطعا زیان این راه‌حل‌ها بیشتر از قبل خواهد بود. که یکی از از این راه‌حل‌های کوتاه‌مدت و غیرکارشناسانه، 2 ساله شدن قراردادهای اجاره‌خانه است.

نتایج و اثرات 2 ساله شدن قراردادها

این طرح کاهش منافع و سود صاحبخانه‌ها را به دنبال دارد بنابراین انها به دنبال هر راهی برای حفظ منافع خود خواهند بود. در نظر داشته باشیم که حدود 21میلیون خانوار در کشور زندگی می‌کنند که 27 درصد یعنی نزدیک به 6 میلیون خانوار مستاجر و بی‌خانه هستند و راه‌حل مشکل افزایش خانه‌سازی، نوسازی بافت‌های فرسوده و افزایش وام خرید و ساخت مسکن است نه 2 ساله شدن قرادادهای اجاره و ایجاد مشکل برای صاحبخانه‌ها و مستاجران.

اولین نتیجه کاهش خانه‌های مورد اجاره خواهد بود چرا که بسیاری از صاحب‌خانه‌ها خانه خود را فقط برای یک سال اجاره می‌دهند و سال بعد قصد سکونت خود یا فرزندان خود در آن خانه را دارند که به 2 ساله شدن قراردادها این خانه‌ها از چرخه اجاره خارج و بازار اجاره با کمبودخانه اجاره‌ای و درنتیجه بالا رفتن نرخ اجاره‌خانه مواجه خواهد شد.

دومین نتیجه زیرزمینی و غیر‌رسمی شدن قرار‌دادهای اجاره خواهد شد چرا که صاحبخانه‌ها تمایلی به قراداد 2 ساله نخواهند داشت و به صورت غیررسمی و بدون قولنامه رسمی و به صورت توافقی و دست‌نویس با موجران اقدام به بستن قراداد خواهند نمود.

سومین اثر قرادادهای 2 ساله کاهش درآمدهای بنگاهداران است زیرا صاحبخانه‌ها به قرادادهای 2 ساله تن نمی‌دهند و اقدام به قراداد بدون بنگاه و غیررسمی با موجران می‌نمایند که درنتیجه مراجعه به بنگاه‌ها و مشاوران املاک و درآمد انها کاهش خواهد یافت.

اثربعدی این کار افزایش اختلافات بین موجر و مستاجر است چرا که اکثر موجران و مستاجران با هم اختلاف دارند و برخی به امید سپری شدن سال و پایان قراداد همچنان به سکونت خود ادامه می‌دهند اما با 2 ساله شدن قرادادها هم اختلافات عمیق‌تر می‌شود و هم صاحبخانه‌ها با وسواس و دقت زیادی خانه خود را اجاره می‌دهند و ممکن است تا پیداکردن مستاجر خوب خانه خود را خالی نگهدارند که نتیجه این کار افزایش اجاره خانه خواهد بود.

taekwondo_gerash
25-04-2011, 08:43 PM
این شدنی نیست.
مگه میشه قطعی بگن قرارداد ها 2 ساله یا ...ساله.
اجاره خونه قرار دادیه، بین مستاجر و موجر.
اصلا معنی نمیده!!!!!!

niloofaraneh
07-05-2011, 12:06 PM
[Only registered and activated users can see links]
این تصویر یک تظاهرات خیابانی نیست. بلکه صف خریداران آی پد ۲ در پکن پایتخت چین است. روز گذشته آغاز ارایه رسمی آی پد 2 در کشور چین بود و همانطور که می بینید استقبال فوق العاده ای از تبلت اپل صورت گرفت. ‏

کل موجودی انبار فروشگاه اپل در شهر پکن تنها طی ۴ ساعت به فروش رفت و حالا بقیه مشتریان باید صبر کنند تا دوباره آی پدهای جدید از راه برسند. کسانی هم که به صورت آنلاین سفارش داده اند باید برای تحویل آیپد شان حدود یک هفته صبر کنند. تعدادی از مشتریان هم از روزهای قبل جلوی فروشگاه اپل صف کشیده بودند تا آی پد 2 را زودتر از بقیه بخرند.

     
07-05-2011, 12:23 PM
[Only registered and activated users can see links]
این تصویر یک تظاهرات خیابانی نیست. بلکه صف خریداران آی پد ۲ در پکن پایتخت چین است. روز گذشته آغاز ارایه رسمی آی پد 2 در کشور چین بود و همانطور که می بینید استقبال فوق العاده ای از تبلت اپل صورت گرفت. ‏

کل موجودی انبار فروشگاه اپل در شهر پکن تنها طی ۴ ساعت به فروش رفت و حالا بقیه مشتریان باید صبر کنند تا دوباره آی پدهای جدید از راه برسند. کسانی هم که به صورت آنلاین سفارش داده اند باید برای تحویل آیپد شان حدود یک هفته صبر کنند. تعدادی از مشتریان هم از روزهای قبل جلوی فروشگاه اپل صف کشیده بودند تا آی پد 2 را زودتر از بقیه بخرند.


بـــَــــهَ ...........:mad:

یعنی باید یک هفته دیگه صبر کنم :wacko::schmoll:

:دی

niloofaraneh
07-05-2011, 05:27 PM
بـــَــــهَ ...........:mad:

یعنی باید یک هفته دیگه صبر کنم :wacko::schmoll:

:دی

اگه از گراش گیرتون اومد لطفا به ما هم بخبرید...تا دیروز خواستیم ان 8 بخریم اما الان تصمیم داریم ای پد بخریم

     
07-05-2011, 05:32 PM
اگه از گراش گیرتون اومد لطفا به ما هم بخبرید...تا دیروز خواستیم ان 8 بخریم اما الان تصمیم داریم ای پد بخریم

رئیس اون شرکته رفیقمه اگه خاسی بگو تا بهش بگم یکی دیگه اضاف کنه :)

     
07-05-2011, 05:48 PM
اين كاربر به براي اين پست غير مفيد اعتراض كرده است niloofaraneh ([Only registered and activated users can see links]) (12 دقیقه پیش)


شامسه خومون :huh::huh:

بیا خوبی کن :sad::sad:

people
08-05-2011, 11:50 PM
امروز میلیون‌ها نفر به خیابان‌های بحرین آمدند".

همشهری جوان نوشت:

خبر 21 شبکه خبر جمعه هفته قبل این گاف اساسی و احساسی را داد بدون اینکه بداند مجموع جمعیت این کشور یک میلیون و دویست هزار نفر است!

Black Rose
09-05-2011, 12:21 AM
امروز میلیون‌ها نفر به خیابان‌های بحرین آمدند".

همشهری جوان نوشت:

خبر 21 شبکه خبر جمعه هفته قبل این گاف اساسی و احساسی را داد بدون اینکه بداند مجموع جمعیت این کشور یک میلیون و دویست هزار نفر است!
کلا خوشم میاد پیاز داغ زیاد میکنه در حد تیم ملی

وقتی باید حقیقت رو بگه همه چی رو لاپوشونی میکنه
وقتی باید جمعیت دقیق رو بگه یه چند تا صفر ناقابل ازش کم میکنه یا اضاف میکنه

بابا صفر که ارزش نداره
والله :yes:

h.a
09-05-2011, 03:07 AM
امروز میلیون‌ها نفر به خیابان‌های بحرین آمدند".

همشهری جوان نوشت:

خبر 21 شبکه خبر جمعه هفته قبل این گاف اساسی و احساسی را داد بدون اینکه بداند مجموع جمعیت این کشور یک میلیون و دویست هزار نفر است!

700 هزار نفر!

taekwondo_gerash
10-05-2011, 11:37 PM
شرط دولت برای افزایش یارانه نقدی: یا یک عده انصراف دهند یا قیمت‌ها شتابان‌تر بالا رود.:blush::whistling
سخنگوی اقتصادی دولت در خصوص تغییرات میزان یارانه نقدی گفت: دولت فعلا برنامه‌ای برای افزایش یارانه نقدی پرداختی به مردم ندارد و شایعات مربوط به کاهش آن به شدت تکذیب می‌شود. ایسنا:شمس‌الدین حسینی با اشاره به حذف سهم 20 درصدی دولت از درآمد هدفمندی یارانه‌ها گفت: این بدین معنی نیست که که با حذف سهم دولت، به میزان یارانه نقدی پرداختی مردم اضافه یا بین آنان توزیع شود بلکه یارانه‌های اختصاصی به مردم هم بصورت نقدی انجام می شود و هم غیر نقدی که این سهم غیر نقدی آن است. وزیر اقتصاد تصریح کرد: دولت سال گذشته هم از هدفمندی یارانه‌ها سهمی برای خود برداشت نکرد و تلاش شد این سهم طبق قانون با توجه به ده واحد درصدی که جابجا می‌شود اختصاص یابد. وی خاطر نشان کرد: زمانی دولت قادر است میزان یارانه پرداختی به مردم را افزایش دهد که هم اصلاح قیمت‌ها با شیب تندتری انجام شود و هم برخی مردم از دریافت یارانه ها انصراف دهند. حسینی یادآور شد: وقتی یارانه نان افزایش پیدا کرد به تبع قیمت گندم، آرد و نان اصلاح شد. وی افزود: ابتدا قدرت خرید مردم را افزایش داده و سپس قیمت‌ها را اصلاح می کنیم. وزیر اقتصاد گفت: فعلا برنامه‌ای برای افزایش یارانه پرداختی به مردم در دستور کار دولت نیست و اگر زمانی بنای این کار باشد با ارائه برنامه‌ها، مطالعات و محاسبات مربوطه اطلاع‌رسانی شفافی را انجام خواهیم داد. سخنگوی اقتصادی دولت نیز به شایعات مربوط به مانده حساب ذخیره ارزی و استقراض از بانک مرکزی خاتمه داد و گفت: تا سال 88 درآمدها به حساب ذخیره ارزی واریز می‌شد اما با تشکیل صندوق توسعه ملی دولت موظف شد 20 درصد منابع حاصل از صادرات نفتی و میعانات گازی را به این صندوق و مازاد آن را به حساب ذخیره ارزی واریز کند که در این راستا سال گذشته بالغ بر 14 میلیارد دلار به این صندوق پول واریز شد و هم اکنون ادامه دارد و پیش‌بینی می‌شود از مرز 30 میلیارد دلار هم بگذرد. پس مانده آن یا حساب ذخیره ارزی صفر نشده و این شایعات کذب محض است. وی ادامه داد: قانون به دولت اجازه داده هر ساله می‌تواند از بانک مرکزی تنخواه دریافت کند لذا به این استقراض نمی‌گویند و شایعه مقروض شدن دولت در خصوص یارانه‌ها به بانک مرکزی کذب است.

scream
11-05-2011, 08:32 AM
[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])

صاحب "برج خليفه"، بلندترين آسمانخراش جهان در دوبي مي گويد كه مردي با پريدن از آن خودكشي كرده است.
به گزارش رسانه هاي محلي، اين مرد كه بيش از 20 سال دارد از طبقه 147 ساختمان كه ارتفاع آن 828 متر است پايين پريد و بر محوطه بام طبقه 108 به زمين خورد.

شركت "املاك اِمار" كه صاحب ساختمان است تاييد كرد كه صبح سه شنبه "حادثه اي" در آنجا اتفاق افتاده است.
اين اولين حادثه خودكشي در اين ساختمان 160 طبقه است كه در ماه ژانويه 2010 گشايش يافت.
در بيانيه "املاك امار" آمده است: "مقام هاي مربوطه تاييد كرده اند كه اين يك خودكشي بوده است، و ما در انتظار گزارش نهايي هستيم."
گزارش ها در وبسايت روزنامه هاي "گلف نيوز" و "7 ديز" حاكيست كه اين مرد پس از اختلافي با صاحب كارش از ساختمان پايين پريد.
به گزارش نشريه "نشنال" در دوبي بيانيه هاي پليس نشان داد كه درخواست مرخصي او رد شده بود.
"برج خليفه" توسط شركت معماري "اسكيدمور، اوئينگز و مريل" در شيكاگو طراحي شده است.

taekwondo_gerash
14-05-2011, 12:31 AM
منابع آمريكايي اعلام كردند: يگان كماندويي كه بن لادن را با كمك سگ‌هاي آموزش ديده پيدا كرد و كشت، همان يگاني بود كه صدام را در سال 2004 با همان سگ‌هاي آموزش ديده پيدا كرد.

به گزارش ايسنا، به نقل از خبرگزاري براثا، ويليام گاسكينز، مربي سگ‌، به تلويزيون ان.بي.سي گفت: ارتش آمريكا بيش از 2000 سگ را مورد استفاده قرار مي‌دهد. سگ‌ها عنصر اصلي در نيروهاي نظامي اين كشور هستند و شامه قوي دارند و همين ويژگي موجب شده تا در اين نوع عمليات‌ها از آنها استفاده شود.

وي افزود: نخستين كسي كه وارد هر ساختماني مي‌شود، سگ‌هاي آموزش ديده هستند. براي حمله به خانه‌ اسامه بن لادن، رهبر القاعده، جهت غافلگير كردن وي يا براي بو كردن وي از سگ استفاده كرديم. اين نوع از سگ‌ها قادر هستند به سرعت تشخيص دهند كه چه كساني دوستشان هستند و چه كساني دشمنشان.

گاسيكنز تصريح كرد: 98 درصد سگ‌ها در عملياتشان موفق مي‌شوند و حدود چهار بار در سال متخصصان نظامي به ايالت‌هاي مختلف آمريكا يا خارج از آمريكا سفر مي‌كنند تا صدها سگ را بين سنين 12 تا 36 ماه شناسايي كنند. سگ‌هاي خارجي بهتر هستند بويژه سگ‌هاي آلماني و بلژيكي چون اين سگ‌ها از نظر تحمل سختي‌ها و بزرگ بودن جثه‌شان و قدرت عضلاتشان، بهترين هستند.

اين مسئول آمريكايي تاكيد كرد: حدود يك سوم سگ‌ها خريده مي‌شوند و تقريبا قيمت هر سگ 3000 دلار است اما بعد از آموزش قيمت هر سگ به بيش از 10 هزار دلار افزايش مي‌يابد. در پايگاه نظامي لاكلند سگ‌ها دو روز استراحت مي‌كنند و طي پنج روز آموزش مي‌بينند و بايد بگويم آموزش بر تكرار متمركز است.

سخنگوي پايگاه‌ هوايي لاكلند گفت: اكثر سگ‌ها در آنجا آموزش مي‌بينند و آنها قهرماناني هستند كه مورد تقدير قرار نمي‌گيرند در حالي كه هر روز جان سربازان را نجات مي‌دهند.

وي تصريح كرد: وجود سگ‌ها در عمليات پيدا كردن بن لادن احتمالا براي بو كشيدن بود. سگ‌ها به كمك اطلاعات و اشيائي كه سازمان اطلاعات آمريكا قبلا از بن لادن و كساني كه در منزلشان بودند بدست آورده بود، مكان بن لادن را پيدا كردند و اين سگ‌ها پيش از اين نيز مكان صدام را در سال 2004 كشف كرده بودند.

در واقع اين سگ‌ها با نگهبانان بن لادن در ارتباط بودند چون وي نقش مهمي در ارائه‌ي اطلاعات از مكان بن لادن ايفا كرد....

به توصیف سگاشون بیشتر میخورد نه یک گزارش جنای.:D

people
20-05-2011, 04:00 AM
درحاشیه دعوای قالیباف و آقای میم !
کاپیتان این دعوا ها برای چیست؟!
اختلاف هایی که بین کاپیتان قالیباف و جریان انحرافی منتسب به آقای میم وجود دارد دیگر بر همه علنی شده و ماجرای کش و قوس های دریافت و عدم دریافت بودجه مترو به یک داستان کهنه بین دولت و شهرداری تبدیل شده که همین امر باتوجه به چراغ سبز تازه دولت به شهرداری موجب این نگرانی شده که آیا مترو فدای تبلیغات سبز کاپیتان خواهد شد؟
[Only registered and activated users can see links]سینا ذاکری: در خبرها آمده بود قالیباف اعلام کرده اگر دولت بودجه مترو را ندهد از مردم خواهد گرفت ! این مسئله گذشته از اینکه آیا واقعا یک بده بستان سیاسی است یا خیر دارای چند بعد است که البرز قصد دارد به بررسی ضمنی آن بپردازد.

اول آنکه باید سوال کنیم این مشکل از کجا نشات می گیرد؟ وتازیانه اختلاف هایی که بین کاپیتان قالیباف و جریان انحرافی منتسب به آقای میم وجود دارد ،که اکنون دیگر بر همه علنی شده و بر کسی پوشیده نیست چرا باید به پیکره مردم بخورد؟وچراباید پیامدهای بد این مشاجرات سیاسی را بدنه جامعه تحمل کند؟

دوم آنکه : ازدولت هم باید سوال کنیم ،چرا دولت بودجه مترو را نمی دهد؟اینکه احتمال دارد آقای قالیباف در انتخابات آینده ریاست جمهوری شرکت کند آیا دلیلی می شود که آقای میم متاسفانه و متاسفانه با استفاده از نفوذی که بر رئیس جمهور دارد این قبیل مشکلات را برای شهرداری تهران و ایضاً مردم وارد سازد؟

بعد سوم مسئله اینجاست که آقای قالیباف در این مدت چند ماهه منتهی با اردیبهشت بودجه های هنگفتی را برای زیبا سازی شهر خرج کرده که دروهله اول شائبه این مسئله را گسترش داده که مبادا با تخصیص بودجه مترو به شهرداری آنچه حق مردم است صرفا جهت چنین اموری هزینه شود که بوی تبلیغات از آن به مشام میرسد؟
از آقای قالیباف،باید سوال کرد: آیا مترو مهم است که مردم روزانه به آن وابسته شده اند و راهی جز استفاده از ان را ندارند یا زیبا سازی بخشی ازشهر آنهم به بهای قربانی کردن یک اهم درراه یک مهم ؟

اگر فرض را بر این بگذاریم که شما قصد شرکت در انتخابات 92 را دارید آیا بهتر نیست به سعه صدری مثال زدنی با این مشکل بر خورد کنید و از این ورطه ای که ای جریان انحرافی ایجاد کرده بگذرید و حتی از این موضوع به عنوان یک برگ برنده استفاده کنید؟


با وجود 3 بعد ماجرا که در بالا ذکر شد باید توجه داشت که بدیهی است مردم تنها کسانی هستند که از این کنش های سیاسی لطمه خواهند دید و نباید مردمی که ای ن چنین با تمام مشکلات کنار می آیند و چنان بزرگی خود را به جهانیان نشان میدهند که همه دنیا حیرت زده می مانند،آیا درست است که با چنین کارهایی موجبات آزار انها را ایجاد کنیم؟

tala
25-05-2011, 08:13 AM
علی لاریجانی با 212 رای موافق بار دیگر رئیس مجلس شورای اسلامی ایران شد...

niloofaraneh
26-05-2011, 03:41 PM
[Only registered and activated users can see links]


حمله قلبی در هنگام رانندگی اتفاق نادری نیست و برای برخی افراد در جاده و خیابان رخ می دهد. در چنین مواقعی به خصوص اگر فرد در جاده پشت فرمان سکته بکند، جان خودش و افرادی که در اتوموبیل های نزدیک هستند به خاطر احتمال تصادف به شدت در خطر می افتد. ‏

حالا شرکت خودرو سازی فورد یک راه حل مناسب برای این مشکل پیدا کرده است. روی این صندلی راننده ۶ عدد سنسور مخصوص تعبیه شده که قادر است وضعیت قلب راننده را درست مانند یک دستگاه ‏ نوارقلب (الکتروکاردیوگراف) ‏ تحت نظر بگیرد. جالب اینجا است که این سنسورها به گونه هستند که نیاز به تماس مستقیم با بدن راننده ندارند و از روی لباس هم کار خودشان را به خوبی انجام می دهند. ‏

علاوه بر این، فورد آنها را به گونه ای تعبیه کرده که برای افراد با سایز و قد متفاوت کاملا مناسب هستند و نیازی به جابجایی آنها برای افراد مختلف نیست. ‏

در صورتی که راننده هنگام رانندگی دچار حمله قلبی بشود صندلی فورا متوجه شده و اطلاعات را به سیستم ایمنی خودرو منتقل می کند تا اتومبیل را به گونه ای ایمن و بدون تصادم با دیگر خودرو ها متوقف بکند. ‏

فورد این طرح را فعلا به صورت آزمایشی آغاز کرده اما اعلام کرده که سیستم جدید در همین مرحله هم بسیار خوب و با دقت عمل کرده. به گونه ای که در ۹۵ درصد تست های انجام شده با موفقیت عمل کرده است. ‏

niloofaraneh
26-05-2011, 03:43 PM
[Only registered and activated users can see links]

امروز نوکیا تلفن جدیدی را معرفی کرد تا کسانی که پول ها روی دستشان بیکار مانده و حاضر نیستند چند ماه دیگر برای گوشی های ویندوز فون صبر کنند را راضی کند. ‏

نوکیا Oro تلفنی است با نمایشگر 3 . 5 اینچی از نوع AMOLED و قابلیت ضبط ویدیو 720p به همراه یک دوربین 8 مگاپیکسلی و رادیو. ‏

سیستم عامل نیمه زنده سیمبیان هم روی آن نصب شده چون فعلا نوکیا انتخاب دیگر نداشته است. اما این شرکت سعی کرده کمبود سیستم عامل را با یک ظاهر متفاوت حل کند. روی این تلفن و اطراف بدنه، با لایه ای نازک از طلای ۱۸ عیار پوشانده شده و قسمت پشت تلفن هم از چرم واقعی است. ‏

نوکیا می گوید این تلفن را برای کسانی ساخته که به دنبال تلفن هایی با ظاهر فوق العاده و کیفیت برتر هستند. ‏

اگر می خواهید نوکیا Oro را داشته باشید باید ۱۱۳۰ دلار ناقابل پرداخت کنید و البته در این قیمت هزینه مالیات هم محاسبه نشده است. ‏

Love_Line
16-06-2011, 11:18 PM
من امروز یه چیزی در مورد یکی از دکترای گراش شنیدم که با یه دختر...
کسی میدونه راسته یا نه؟؟؟؟

honarestan
02-07-2011, 02:47 PM
قیمت برخی خودروهای داخلی / همشون 500 تومان گرون شدن!

[Only registered and activated users can see links]

people
17-08-2011, 01:00 AM
خیابانی ‌به ‌نام یك ‌دختر آمریكایی ‌در تهران ([Only registered and activated users can see links] Fpreview%2F162625.php)
[Only registered and activated users can see links]شورای شهر تهران تصویب كرده است كه خیابانی در یكی مناطق مركزی این شهر به نام یك دختر آمریكایی نامگذاری شود.

روزنامه همشهری خبر داده كه نام این خیابان راشل كوری خواهد بود.

راشل كوری ۲۳ ساله فعال صلح طلب آمریكایی بود كه هشت سال پیش با مقاومت دربرابر شهرك سازی های اسرائیل برای یهودیان در نوار غزه، در اثر برخوردبولدوزری كه خانه های فلسطینی ها را تخریب می كرد، كشته شد.

این تصمیم در جریان جلسه علنی روز چهارشنبه شورای شهر تهران گرفته شد.

__________________

tara85
17-08-2011, 09:30 PM
"خودروسازان مجوز افزایش قیمت ندارند" ([Only registered and activated users can see links])


این خط اینم نشون!!!

هرچی میگم، هیچی نگم ، نمیشه!!!!!:whistling

S-S
25-08-2011, 12:22 PM
:scared::scared: پژو 206 تیپ 2 به 15 میلیون و 700 هزار تومان رسید :scared::scared: ([Only registered and activated users can see links])


[Only registered and activated users can see links] - اگر چه مدیرعامل سازمان حمایت مصرف کنندگان و تولیدکنندگان از ارسال پرونده 4 شرکت خودروساز به تعزیرات در آینده ای نزدیک خبر می دهد اما خودرو در بازار داخلی همچنان در مسیر صعودی گام بر می دارد.


قیمت خودرو در شرایطی این هفته نیز با افزایش روبرو شد که ماه مبارک رمضان به پایان خود نزدیک می شود و آن آرامشی که برخی از فعالان بازار تاکید داشتند در این ماه ضیافت الهی بازار خودرو را تحت تاثیر قرار داده است دیگر از بین خواهد رفت. هر چند بازار خودرو در ماه مبارک رمضان هم آنچنان آرام و قرار نداشت به طوریکه قیمت پژو 206 ، ریو و پژو 207 و تعداد قابل توجهی دیگر خودرو افزایش قیمت را تجربه کردند. پژو 206 که تقریبا هر هفته طی یک ماه گذشته 500 هزار تومان گران شده است گویا افزایش تیراژ هم از شتاب رشد قیمت خود کم نکرد و گویا کسی هم جلو دار آن نخواهد بود. پژو 206 در مدل های مختلف این هفته هم افزایش قیمت 200 تا 500 هزار تومان را تجربه کرد تا به افزایش قیمت هفته های گذشته خود ادامه داده باشد. پژو 206 در دو مدل تیپ 5 و تیپ 6 خود افزایش قیمت 400 هزار تومانی را طی یک هفته گذشته تجربه کردند. پژو 207 هم حدود 200 هزار تومان رشد قیمت را تجربه کرد تا نمایان شود بازار خودرو اصلا تمایلی به آرامش قیمت در این روز ها ندارد. در گروه محصولا ایران خودرو که به گفته مدیرعامل سازمان حمایت مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان در ابتدای تیرماه کمیته خودرو با برخی از درخواست افزایش قیمت‌های این شرکت موافقت کرده است، سوزوکی گرند ویتارا هم افزایش قیمت دو میلیونی را طی یک هفته گذشته تجربه کرد. در گروه محصولات خودروسازی سایپا بیشترین افزایش قیمت مربوط به ریو بود که با افزایش 300 هزار تومانی به 15 میلیون تومان رسید. در ادامه جدول فروش برخی قیمت خودروها در بازار داخل آمده است.



[Only registered and activated users can see links]

people
26-08-2011, 05:02 AM
برای نجات جان محبوب‌ترین هنرمند ترکیه نیاز به برجسته‌ترین جراح مغز جهان نیز بود. و او کسی نبود جز پروفسور مجید سمیعی رئیس فدراسیون جهانی انجمن جراحان اعصاب و رئیس انیستیتوی علوم عصبی و دانش نورولوژی (آی ان آی) در هانوفر آلمان که پیچیده‌ترین جراحیهای مغز جهان در آن صورت می‌گیرد. مرکزی که معماری آن نیز، که به پیشنهاد دکتر سمیعی بصورت مغز یک انسان طراحی شده، یک شاهکار معماری بی‌نظیر بشمار می‌رود.
دادنا: «ابراهیم تاتلیسس» خواننده و هنرمند پر آوازه ترکیه با ترانه‌هایش مشهور خاص و عام در ترکیه، آسیای میانه و کشورهای خاورمیانه مثل آذربایجان، ایران، افغانستان، عراق، سوریه و دیگر کشورهای عربی است، تاتلیسس با ترانه‌های ترکی‌اش مشهور شده ولی گهگاه به عربی و کردی نیز ترانه‌ای خوانده‌است.

ابراهیم تاتلیسس در روز ۱۳ مارس ۲۰۱۱ میلادی، در محله شیشلی استانبول از ناحیه سر هدف گلوله قرار گرفت و ترور شد. تاتلیسس هنگامی که پس از ضبط برنامه تلویزیونی مشهور خود «ایبو شو» از کانال تلویزیونی «بیاض تی‌وی» خارج می‌شد هدف این حمله قرار گرفت. پلیس اعلام کرد که ضارب از یک خودروی مشکی رنگ اقدام به شلیک چند گلوله کرده و به سرعت متواری شد. بنا به اعلام پزشکان، گلوله از پشت وارد جمجمه ابراهیم تاتلیسس شده و از قسمت جلوی سر او خارج شد.

[Only registered and activated users can see links]


بدنبال پخش خبر ترور این هنرمند محبوب ترکیه مردم کشورشان به امید زنده ماندن او دست به دعا بلند کردند. پزشکان بواسطه صدمه مغزی شدید این هنرمند تصور می‌کردند که او حتی اگر جان سالم بدر ببرد باقی عمرش را فلج خواهد بود.

[Only registered and activated users can see links]


برای نجات جان محبوب‌ترین هنرمند ترکیه نیاز به برجسته‌ترین جراح مغز جهان نیز بود. و او کسی نبود جز پروفسور مجید سمیعی رئیس فدراسیون جهانی انجمن جراحان اعصاب و رئیس انیستیتوی علوم عصبی و دانش نورولوژی (آی ان آی) در هانوفر آلمان که پیچیده‌ترین جراحیهای مغز جهان در آن صورت می‌گیرد. مرکزی که معماری آن نیز، که به پیشنهاد دکتر سمیعی بصورت مغز یک انسان طراحی شده، یک شاهکار معماری بی‌نظیر بشمار می‌رود.

رسانه‌های ترکیه این جراح مغز برجسته ایرانی که از آلمان به ترکیه برده شد و ریاست تیم عمل جراحی ۱۲ ساعته بر روی جمجمه و مغز ابراهیم تاتلیست را بر عهده داشت را بعنوان نجات دهنده جان محبوب‌ترین هنرمند کشورشان معرفی می‌کنند. جراح برجسته‌ای که از جمله بنیانگذار رشته جراحی قاعده جمجمه در جهان و ابداع کننده روشهای تازه در زمینه جراحی میکروسکوپی مغز در جهان بوده است.

[Only registered and activated users can see links]


پروفسور مجید سمیعی متولد ۱۹۳۷ که روز ۱۸ ژوئن گذشته تولد ۷۴سالگی خود را جشن گرفت متولد شهر رشت مرکز استان گیلان ایران است.. وی در زمینهٔ تورم مغز و ترمیم و بازسازی جراحی دستگاه عصبی محیطی مطالعات مهمی انجام داده‌است. وی بیشترین اعمال جراحی روی تومورهای موسوم به «نورینوم آکوستیک» انجام داده‌است و در این زمینه بیشترین گزارش‌ها متعلق به ایشان می‌باشد.

پروفسور سمیعی در دهه ۱۹۹۰ اقدام به تاسیس مرکز بین‌المللی علوم اعصاب (آی ان آی) نمود. بنای این مرکز برگزفته از شکل مغز می‌باشد. این مرکز در شهر هانوفر آلمان واقع است و ریاست آن نیز بر عهده پروفسور سمیعی است.

پروفسور سمیعی شاگردان زیادی تربیت کرده‌است که در کشورهای مختلف جهان به فعالیت در زمینه جراحی مغز و اعصاب مشغول هستند و هر ساله کنفرانسی را به افتخار او در یکی از کشور‌ها برگزار می‌کنند. وی در حال حاضر و با وجود دارا بودن ۷۴ سال سن بسیار فعال بوده و عمل‌های جراحی سنگین در قاعده مغز را با مهارتی بی‌نظیر انجام می‌دهد و در اغلب کنگره‌های مهم جراحی مغز و اعصاب جهان بعنوان سخنران مدعو شرکت می‌کند.

پروفسور سمیعی به کشور خود ایران عشق می‌ورزد و تاکنون تلاش زیادی را برای ارتقای جراحی مغز و اعصاب در ایران صورت داده است.

برای تجلیل از مقام علمی و تجربیات ارزنده وی و همچنین گامهای بلندی که در پیشرفت جراحی مغز و اعصاب برداشته‌است، رییس جمهوری آلمان غربی در سال ۱۹۸۸ نشان خدمت درجه ۱ دولت آلمان را به او اهدا کرد. در همین سال جایزهٔ علمی ایالت نیدرزاکسن آلمان، به پاس فعالیتهای پر ارزش وی در راه پیشرفت جراحی مغز و اعصاب به نامبرده اهدا شد.

پروفسور مجید سمیعی یکی از مفاخر علمی ایران و خطه سرسبز زادگاهش استان گیلان است.

people
26-08-2011, 05:08 AM
بعد از اینكه انقلابیون وارد اتاق خواب معمر قذافی، رهبر لیبی شدند، در حالی كه یكی از انقلابیون به تمسخر وی را "خوك و میمون" توصیف می‌كرد، چهار آلبوم عكس قذافی را پیدا كرد كه این آلبوم‌ها از علاقه سرهنگ به كاندولیزا رایس، وزیر خارجه پیشین آمریكا پرده برداشت.
ایسنا : در پی ورود انقلابیون به اتاق‌ خواب معمر قذافی واقعیت عجیب دیگری از دیکتاتور لیبی برای آن‌ها فاش شد.

به نوشته روزنامه فرامنطقه‌ای الشرق‌الاوسط، بعد از اینکه انقلابیون وارد اتاق خواب معمر قذافی، رهبر لیبی شدند، در حالی که یکی از انقلابیون به تمسخر وی را «خوک و میمون» توصیف می‌کرد، چهار آلبوم عکس قذافی را پیدا کرد که این آلبوم‌ها از علاقه سرهنگ به کاندولیزا رایس، وزیر خارجه پیشین آمریکا پرده برداشت.

این آلبوم عکس‌ها نشان می‌داد که سرهنگ قذافی علاقه خاصی به کاندولیزا رایس داشته، چرا که قذافی عکس‌های متعددی از رایس را در آلبومش نگه داشته بود.

از سوی دیگر سایت شبکه العربیه نیز در گزارش جالبی اعلام کرد که از دهه ۹۰ قرن گذشته معمر قذافی به همراه محافظ‌های زن خود در بسیاری از مراسم حاضر شده است.

گزارش‌های رسانه‌ای برآورد کرده‌اند که طی ۲۰ سال گذشته تعداد محافظان زن معمر قذافی بین ۴۰ تا ۴۰۰ تن بوده است. لقب رسمی این محافظان «نگهبانان انقلاب» بود، اما آن‌ها به «زنان سلحشور و بلند قامت» معروف بودند.

بر اساس گزارش‌های رسانه‌ای این زن‌ها برای حمایت از جان معمر قذافی ابتدا باید سوگند می‌خوردند که تحت امر وی باشند و در راه حفظ جان قذافی جانشان را بدهند، سپس این زن‌ها در داخل دانشکده پلیس زن در طرابلس آموزش می‌دیدند. دوره‌های آموزشی این محافظان شامل برخی تمرینات ورزشی برای بالا بردن توان جسمی آن‌ها، شیوه‌های دفاعی، حمله و استفاده از تمامی انواع سلاح‌های سبک و سنگین بود.

همچنین گزارش‌ها حاکی از آن است که اکثر محافظان قذافی از کوبا به لیبی منتقل شده بودند، برخی از این محافظان نیز اهل لیبی و دیگر کشورهای عربی بودند.

برخی از این محافظان اعراب سفیدپوست و برخی آفریقایی سیاه پوست بودند.

قذافی به خاطر علاقه‌اش به تنها دخترش عائشه نام یکی از آن‌ها را عائشه گذاشته بود.

بر اساس این گزارش‌ها شرط ازدواج نکردن این محافظان و اینکه فرزندی نداشته باشند از شروط مهم بود.

محافظان قذافی همواره به رغم اینکه زن بودند در شرایط سخت وارد عمل می‌شدند و در استفاده از سلاح‌های سنگین مهارت داشتند و آن‌ها همواره آماده بودند کسانی که قصد اذیت کردن قذافی را داشتند، بکشند. این محافظان درجه‌ها و رتبه‌های مختلفی را به لحاظ زیبایی داشتند.

براساس این گزارش‌ها محافظان قذافی همواره دردسرهایی نیز برای وی داشته‌اند. در سال ۲۰۰۳ در اجلاس سران عرب که در شرم‌الشیخ برگزار شد، نیروهای امنیتی مصر به محافظان قذافی اجازه ندادند وارد هتل محل اقامت وی شوند، از این رو درگیری‌های شدید بین محافظان و نیروهای امنیتی مصر رخ داد.

در سال ۱۹۸۴ نیز محافظان قذافی با نیروهای اتیوپیایی درگیر شدند، چراکه سعی داشتند با سلاح خود به سالن اجلاس سران اتحادیه آفریقا در آدیس‌آبابا وارد شوند.

این محافظان همچنین در نیجریه نیز بحران ایجاد کرده بودند و زمانی که نیروهای امنیتی مانع ورود آن‌ها به سالن اجلاس شدند با آن‌ها درگیر شده بودند که رئیس‌جمهوری نیجریه شخصا به منظور فیصله دادن مساله وارد عمل شده بود.

گزارش‌های خبری حاکی از آن است که این محافظان هرگز وی را ترک نکردند حتی در حال حاضر نیز با وی هستند، چرا که زمانی که انقلابیون وارد باب‌العزیزیه شدند این محافظان را نیافتند. به نظر می‌رسد این محافظان به همراه قذافی در مخفی‌گاهش هستند و وی هنوز به آن‌ها اعتماد دارد.

[Only registered and activated users can see links]


[Only registered and activated users can see links]



[Only registered and activated users can see links]

tara85
24-09-2011, 02:56 PM
مشخصات شرکتی که در روزهای اخیر‌، پرونده اختلاس آن در رسانه‌های ایران و جهان مطرح شده، در یک سایت تخصصی منتشر شده است.
آفتاب: مشخصات شرکتی که در روزهای اخیر‌، پرونده اختلاس آن در رسانه‌های ایران و جهان مطرح شده، در یک سایت تخصصی منتشر شده است.

بر اساس این اطلاعات، شرکت مزبور که مشخصات آن در سایت انجمن تخصصی مراکز تحقیق و توسعه صنایع و معادن آمده چنین معرفی شده است:


نام شرکت: توسعه سرمایه‌گذاری امیر منصور آریا
مدیر عامل: مه آفرید امیر خسروی
مدیر R&D: مونا خیری
استان: تهران
شهر: تهران
دفتر مرکزی
نشانی: تهران- خیابان شهید بهشتی- خیابان احمد قصیر( بخارست) - خیابان ششم- پلاک یک- طبقه چهارم
کد پستی: 1514717511
تلفن: (0098) - (21) - 84032491
تلفن: (0098) - (21) - 84032483
نمابر: (0098) - (21) - 84032484
پست الکترونیکی: [Only registered and activated users can see links]
وب سایت: [Only registered and activated users can see links]
زمینه‌های فعالیت: شرکت سرمایه‌گذاری آریا یک هولدینگ است که شرکت‌های زیر مجموعه آن در زمینه‌های مختلف از جمله‌: صنایع غذایی- فلزی- معدنی- شیمیایی- برق- خدمات مهندسی- مشاوره - ماشین‌سازی و... فعالیت دارند.

[Only registered and activated users can see links]

................
پ ن : نازی!
جقدر فعالیت و البته خدمات!!!!

tara85
17-10-2011, 01:59 PM
اين آقاي "خاوري" هست
مدير عامل بانك ملي كه در جريان اختلاس بزرگ بوده
تابعيت كانادايي داشته
يه شهروند كاناداييه!


لازمه كه
بنازيم آينده نگري را!!!
به اين ميكن "برنامه زندگي"!!!!!

tara85
18-10-2011, 03:31 PM
ماه حرام : ۹۰۰ میلیون ریال به عبارتی ۹۰ میلیون تومان
ماه غیر حرام : ۶۷۵ میلیون ریال یعنی ۶۷ میلیون و پانصد هزار تومن!


احتمالا" با احتساب گرانی، تورم، ارزش افزوده و مالیات و یارانه ها و چه و چه و چه،
چندین برابر میشه!
ظاهرا" دستِ پایین گرفتن!

zarax
18-10-2011, 03:44 PM
یه خبر فوق سیاسی جدید اوباما میخاد استعفا بده ...
نه (کی ) ها ببخشید اون یکی کی بود گردون بروز .......(چی اونم نه )
دیگه حتمأ برلوسکنیه (ای بابا پس کی , کی فراش مدرستون هع هو هع اینو نیگا )ولش کنین
یکی میخاد استعفا بده دیگه حالا یا داده یا میده

tara85
20-10-2011, 09:05 PM
قذافی هم کشته شد!

بقای عمرِ شما باشه!!!!!

Black Rose
02-11-2011, 05:30 PM
استقرار بانوان طلبه در ایستگاه‌های متروی تهران


[Only registered and activated users can see links]

رئیس شورای فرهنگی شرکت بهره‌برداری متروی تهران از ایجاد پایگاه پاسخ به سوالات بانوان در برخی ایستگاه‌های مترو تهران توسط بانوان طلبه خبرداد.

حجت‌الاسلام سیدمحمد حسینی در گفتگو با سرویس استان های مرکز خبر حوزه، با اشاره به برگزاری طرح پاسخ به سوالات شرعی، در ماه مبارک رمضان در مترو با استفاده از برادران طلبه، گفت: تجربه برگزاری این طرح به ما ثابت کرد که مردم نیازمند ارتباط با روحانیون هستند و باید احکام سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را در حوزه شرعی جویا شوند.
وی با اشاره به بازخوردهای برگزاری این طرح، گفت: احساس کردیم بانوان دغدغه های ویژه‌ای دارند و برخی حرف‌ها و سوالاتی دارند که نمی‌توانند با برادران طلبه مطرح کنند، به همین دلیل شورای فرهنگی شرکت بهره برداری مترو تصمیم گرفت تا در 10 ایستگاه مترو خواهران طلبه را به عنوان مشاوران مذهبی مستقر کند.
رئیس شورای فرهنگی بهره برداری متروی تهران، افزود: وظیفه طلاب خواهر در این ایستگاه ها، تنها پاسخ و مشاروه های دینی و اجتماعی و فرهنگی است؛ آنان در مکانی مستقر هستند و با تجربه و تخصصی که در این زمینه دارند سعی می کنند محیط امنی را برای پاسخ به مشکلات جوانان در حوزه های مختلف ایجاد کنند.
وی با اشاره به این که مردم مسلمان ایران، شهروندانی فرهنگ دوست، باشخصیت و فرهیخته هستند، یادآور شد: در طول مدتی که این خواهران در ایستگاه ها مستقر هستند و پس از مدتی با مشاهده بازخورد برگزاری این طرح، با توجه به استقبال مردم، این پایگاه‌ها به صورت دائم در مترو ایجاد می شود.

South Silent
12-11-2011, 04:42 PM
دانشجویان دانشگاه «آلاسکا» در یک راهپیمایی سالانه در محکومیت تجاوزهای جنسی علیه زنان در این دانشگاه به راهپیمایی با کفش‏ های زنانه پرداختند. این راهپیمایی که با نام «یک مایل پیاده روی با کفش‏های تو» نام دارد، در محکومیت تجاوزهای جنسی و اتفاقات خشونت باری که عیله زنان در سال‏ های گذشته رخ داده، هر ساله در این دانشگاه برگزار می شود و افراد گوناگونی درآن شرکت می کنند.



این مردان که حین راهپیمایی تلو تلو می خوردند، در طول راهپیمایی، اقدام به جمع آوری کمک مالی برای سازمان مردم نهادی که وظیفه آن حمایت از قربانیانی است که در سال‏ های گذشته مورد تجاوز جنسی قرار گرفته اند، می کنند.

یکی از شرکت کنندگان در این راهپیمایی گفت: ما مردان می خواهیم با این حرکت عمومی، خشونت علیه زنان را محکوم کنیم. خیلی ها دز این جمع به من گفتند که در این راهپیمایی شرکت می کنیم، به دلیل خواهر ها، مادرها و همسرهایمان.

شرکت کنندگان در این راهپیمایی، با سر دادن شعار «سکوتت را بشکن» و «آلاسکا، به خشونت‏ های جنسی پایان می دهد»، حمایت خود را از قربانیان تجاوزات جنسی اعلام کردند.
[Only registered and activated users can see links]

South Silent
12-11-2011, 05:05 PM
انفجار در زاغه مهمات پادگان بیدگنه در حوالی ملارد شهریار

حسین گروسی در باره حادثه انفجار امروز در حوالی تهران، از انفجار امروز در پادگان نظامی در روستای «بیدگنه» از توابع شهرستان ملارد در استان البرز خبر داد و گفت: هنوز برآورد دقیقی از تلفات جانی و خسارت‌های مالی این حادثه در دسترس نیست؛ کمیته بحران برای رسیدگی به علت‌های این حادثه تشکیل شده است.
[Only registered and activated users can see links]

tara85
16-11-2011, 03:22 PM
مهلت ثبت نام آزمون کارشناسی ارشد سال 1391 تا ساعت 24 روز شنبه مورخ 90/08/28 تمدید شد

پ ن : کارت اعتباری رو میشه از سایت زیر تهیه کرد


[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])

n-m
10-02-2012, 08:59 PM
[Only registered and activated users can see links]
در رشت اتفاق افتاد دستگیری دختر 16 ساله ایرانی به اتهام ترویج فرهنگ شیطان پرستی، دستگیری دختر 16 ساله ایرونی، رشت- خبرنگار کیهان:


دختر جوان 16 ساله ایرانی به اتهام ترویج فرهنگ شیطان پرستی در بین هم سن و سالانش در رشت دستگیر شد.
این دختر دانش آموز در یکی از مدارس دخترانه شهرستان رشت به تبلیغ ناهنجاری های اجتماعی و به انحراف کشاندن هم سن و سالان خود می پرداخت که به دنبال گزارش مدیران مدرسه با حضور پلیس دستگیر شد.
وی با کشیدن ماسک مجسمه ای بر روی سر و صورت خود اقدام به تشویق سایر دانش آموزان به شیطان پرستی می کرد که در نهایت به دام پلیس افتاد.این خبر حاکی است از این دختر 2 عدد صلیب فلزی و 2 حلقه سی دی کشف شد.

n-m
10-02-2012, 09:02 PM
[Only registered and activated users can see links]
[Only registered and activated users can see links]
حبس یک دختر بمدت سی سال، مطبوعات الجزایر روز دوشنبه از دستگیری یک پدر و پسرش به اتهام زندانی کردن فرزند دختر خود به مدت 30 سال خبر دادند.

به گزارش واحد مرکزی خبر به نقل از خبرگزاری آلمان ، ‌بر اساس این گزارش، این دختر در سن 18 سالگی به اتهام رابطه نامشروع 30 سال در آغل گوسفندان در مزرعه ای در جنوب الجزیره زندانی شده بود.

پلیس الجزایر این دختر را که هم اکنون 48 ساله است،‌ در حالیکه لباس های بسیار کهنه و کثیفی بر تن داشت در آغل گوسفندان پیدا کرد.

این دختر قدرت تکلم خود را از دست داده و دچار مشکلات روانی شده است.

شاهدان عینی اعلام کرده اند که این فرد سالها است که موهای سر، ناخن های دست و پایش را اصلاح نکرده است.

South Silent
08-03-2012, 09:56 AM
از قدیم گفتن با حلوا حلوا گفتن دهن شیرین نمی شه...
----------------------
35 میلیون بشکه نفت ایران در ذخایر شناور معلق مانده است و خریدار ندارد
[Only registered and activated users can see links]
خرید نفت بزرگترین پالایشگاه هند از ایران نصف شد
[Only registered and activated users can see links]
نیمی از کشتی هایی که قرار بوده در ماه قبل از نفت ایران پر شوند نتوانسته اند ماموریت خود را تمام کنند.
از بیست و دو تانکری که ماهانه از جزیره خارک نفت تحویل می گرفته اند در ماه گذشته تنها 11 تانکر نفت دریافت کرده اند... در فاصله 9 تا 11 فوریه 100 سوپر تانکر خرید نفت ایران را متوقف کرده اند.
تحریم های اعمال شده بر بیمه تانکرهای نفتی ای که نفت ایران داشته باشند نفت کشها را بی میل به خرید نفت ایران کرده است.
[Only registered and activated users can see links]
یونان نفت لیبی را جایگزین ایران کرد
[Only registered and activated users can see links]
به علت فقدان سرمایه گذاری توانایی تولید نفت ایران 70 هزار بشکه کاهش یافت
[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

reza 27
09-03-2012, 02:11 AM
اینبار جدایی ما از سیمین در روز جهانی زن

سیمین دانشور آفریننده "سووشون" درگذشت.

[Only registered and activated users can see links]





پ ن: (خود افشاگری) میگم مگه سیمین دانشور زنده بود؟؟:huh::huh::sweatdrop:sweatdrop

South Silent
09-03-2012, 02:18 AM
سیمین دانشور
زاده ۸ اردیبهشت سال ۱۳۰۰ خورشیدی در شیراز
در گذشت : امروز ۱۸ اسفند سال ۱۳۹۰ خورشیدی در تهران

نویسنده و مترجم ایرانی، وی نخستین زن ایرانی است که به صورتی حرفه‌ای در زبان فارسی داستان نوشت. مهم‌ترین اثر او رمان سووشون است که نثری ساده دارد و به ۱۷ زبان ترجمه شده است و از جمله پرفروش‌ترین آثار ادبیات داستانی در ایران محسوب می‌شود. دانشور همچنین عضو و نخستین رئیس کانون نویسندگان ایران بود.

دانشور در سال ۱۳۰۰ شمسی در شیراز متولد شد. او فرزند محمدعلی دانشور (پزشک) و قمرالسلطنه حکمت (مدیر هنرستان دخترانه و نقاش) بود. تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در مدرسهٔ انگلیسی مهرآیین انجام داد و در امتحان نهایی دیپلم شاگرد اول کل کشور شد. سپس برای ادامهٔ تحصیل در رشتهٔ ادبیات فارسی به دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه تهران رفت.

دانشور، پس از مرگ پدرش در ۱۳۲۰ شمسی، شروع به مقاله‌نویسی برای رادیو تهران و روزنامهٔ ایران کرد، با نام مستعار شیرازی بی‌نام.

در ۱۳۲۷ مجموعهٔ داستان کوتاه آتش خاموش را منتشر کرد که اولین مجموعهٔ داستانی است که به قلم زنی ایرانی چاپ شده‌است. مشوق دانشور در داستان‌نویسی فاطمه سیاح، استاد راهنمای وی، و صادق هدایت بودند. در همین سال با جلال آل‌احمد، که بعداً همسر وی شد، آشنا شد.

در ۱۳۲۸ با مدرک دکتری ادبیات فارسی از دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شد. عنوان رسالهٔ وی «علم‌الجمال و جمال در ادبیات فارسی تا قرن هفتم» بود (با راهنمایی سیاح و بدیع‌الزمان فروزانفر).

دکتر سیمین دانشور به سال ۱۳۲۷ زمانی که در اتوبوس نشسته بود تا راهی شیراز شود با جلال آل‌احمد نویسنده و روشنفکر ایرانی آشنا شد در سال ۱۳۲۹ با آل‌احمد ازدواج کرد. دانشور در ۱۳۳۱ با دریافت بورس تحصیلی به دانشگاه استنفورد رفت و در آنجا دو سال در رشتهٔ زیبایی‌شناسی تحصیل کرد. وی در این دانشگاه نزد والاس استنگر داستان‌نویسی و نزد فیل پریک نمایش‌نامه‌نویسی آموخت. در این مدت دو داستان کوتاه دانشور که به زبان انگلیسی نوشته بود در ایالات متحده چاپ شد.

پس از برگشتن به ایران، دکتر دانشور در هنرستان هنرهای زیبا به تدریس پرداخت تا این که در سال ۱۳۳۸ استاد دانشگاه تهران در رشتهٔ باستان‌شناسی و تاریخ هنر شد. اندکی پیش از مرگ آل‌احمد در ۱۳۴۸، رمان سَووشون را منتشر کرد، که از جملهٔ پرفروش‌ترین رمان‌های معاصر است. در ۱۳۵۸ از دانشگاه تهران بازنشسته شد. از سیمین دانشور همواره بعنوان یک جریان پیشرو و خالق آثار کم نظیر در ادبیات داستانی ایران نامبرده می‌شود. و سرانجام این نویسنده بزرگ ایرانی امروز هجدهم اسفندماه سال یکهزار و سیصد و نود رخ در نقاب خاک کشید.

n-m-b
28-03-2012, 12:36 AM
جدیدترین دوره مسابقات قوی ترین مردان ایران امسال در حالی در کیش بدون حضور مرحوم روح الله داداشی به پایان رسید که برادر او یعنی علی داداشی به عنوان مربی و داور در کنار فرامرز خودنگاه این دوره را برگزار کردند.


به گزارش «24»،اخبار دریافتی خبرنگار ما حاکی است که علی داداشی در طول این مسابقات دو بار با خودنگاه درگیر شده است؛ در پشت صحنه یکی از برنامه های این دوره، داداشی در اعتراض شدید به نحوه برخورد خودنگاه با ورزشکاران می گوید: «چرا با ورزشکاران بد صحبت می کنی تو همه شهرت خود را مدیون همین ورزشکاران و برنامه قوی ترین مردان ایران هستی...»


این دیالوگ باعث درگیری لفظی و ایجاد درگیری فیزیکی می شود که با وساطت ورزشکاران، ماجرا ختم به خیر می شود. همچنین بعد از پایان یافتن مسابقات و در روز پایانی به نفر اول مسابقات مبلغ 13 میلیون تومان جایزه نقدی اهدا می شود که این موضوع باردیگر به درگیری میان داداشی و خودنگاه می انجامد. داداشی معتقد است برنامه ای که دست اندرکاران و برگزارکنندگان آن حدود 2 میلیارد تومان اعتبار و اسپانسر جذب کرده است؛ نباید به نفر اول مسابقات تنها 13 میلیون تومان بدهد که هم نا چیز است و هم در شان قوی ترین مرد ایران نیست. این موضوع هم با عث درگیری و ایجاد ناراحتی در روز پایانی مسابقات می شود.

n-m-b
28-03-2012, 01:19 AM
یکی از راههای عجیب مقابله با ایدز در کامبوج حضور در برخی مسابقات و ایجاد ترس و وحشت شدید در شرکت کنندگان است. به گزارش مشرق به نقل از الجزیره، در چند ماه اخیر پخش یک مجموعه تلویزیونی در قالب مسابقه و سرگرمی در کامبوج آغاز شده که بسیار خبرساز شده است. این برنامه با هدف ارتقای آگاهی مردم درباره ایدز و خطرات این بیماری است. در این مجموعه تلویزیونی ، مردان شرکت کننده در مسابقات در شرایط بسیار وحشتناکی قرار می گیرند تا توان و تحمل خود را نشان بدهند. روی سر و صورت شرکت کنندگان در این مسابقه به صورت غیرمترقبه و ناگهانی انبوهی از رتیل ها، سوسک ها ، مارها و قورباغه ها ریخته می شود. بخشی از مسابقه نیز ریختن آب داغ روی سر شرکت کنندگان است. خوردن غذاهای تهوع آور نیز بخش دیگری از این مسابقه است. این غذاها با انواع مواد ترکیبی درست شده است که تهوع شدید را به همراه دارد. گرچه این مجموعه تلویزیونی ظاهرا فقط یک مسابقه و سرگرمی است اما در قالب آن به مردان کامبوج درباره رفتارهای پرخطر آموزش داده می شود و اینکه ایدز به مراتب وحشتناکتر از همه تجربه های هولناکی است که آنها در این مسابقه پشت سر می گذرانند. جایزه نفر اول برای این مسابقات هفت هزار دلار است که ده برابر متوسط حقوق سالانه در کامبوج است. :blink:

shahyad
25-07-2012, 05:45 PM
دنیا به خاطر مرغ ما را مسخره می‌کند!
در میان پیام‌های اخبار مرتبط و کمی مرتبط و کاملا بی‌ربط رسانه ها به قیمت مرغ و گوشت، هر روز چندین کامنت با این مضمون دیده می‌شود که: «راستی مرغ کیلویی چنده الان؟».

این شاید برخاسته از نوعی شوخ‌طبعی خواننده‌ها باشد، ولی آنچه مطرح است، این که این روز‌ها، «مرغ» به مسأله نخست مردم ما تبدیل شده است، ولی آیا شأن انسانی ما هم اقتضا می‌کند که موضوعی مانند «مرغ» به مسأله و اولویت نخست ما تبدیل شود؟

بی‌گمان، نویسنده نمی‌خواهد خود را تافته جدا بافته‌ای بداند که درکی از فضای اقتصادی این روزهای کشور ندارد و از سر شکم سیری برای شما نسخه می‌پیچد. این روز‌ها همگان از بهای مرغ آگاهیم و گذشتن قیمت آن از مرز هفت هزار تومان، معادلات سبد غذایی همه ‌ما را به هم ریخته است. پای مسئولان هم به عنوان متهمان ردیف اول ماجرا، همیشه به میان بوده و تا آنجا که می‌شده، به آنان و سیاست‌هایشان انتقاد کرده‌ایم؛ اما چه سود؟

کسی حتی عذرخواهی هم نکرده که بازار از کنترلش خارج است. آنها تا توانسته‌اند وعده داده‌اند و عمل نکرده‌اند؛ چنان که ناتوانی‌شان در کنترل قیمت بازار را می‌بینیم؛ اما از تکرار این مکررات چه چیز به دستمان می‌آید؟ مرغ ارزان نشد و وعده‌های چندین و چند باره مسئولان هم محقق نشده است!

این بار اما سخن از رویدادهایی است که در این روزها رخ داده و بازتاب‌های جهانی پیدا کرده و به نوعی، موجب تمسخر ما در رسانه‌ها و فرهنگ‌های دیگر می‌شود. هر روزه در فضای مجازی، تصاویر و ویدئو‌هایی از صف‌های طولانی مردم برای دریافت مرغ در ایران منتشر می‌شود که کشورمان را کشوری قحطی‌زده نمایش می‌دهد و به دنبال آن، واکنش رسانه‌های غربی را به دنبال دارد.

همچنین در این باره به تازگی فرید زکریا نیز در بخش خبری خود در تلویزیون «سی‌.ان‌.ان» هم در گزارشی به این موضوع پرداخته و با نمایش بخش‌هایی از انیمیشن فرار مرغی، به نوعی روزهای مرغی ایران را به سخره گرفته است.

شاید شما بگویید این مسئولان بی‌کفایت هستند که باید خجالت بکشند؛ اما آیا رفتار اجتماعی ما هم در قبال مسائلی از این دست، درخور و شایسته ‌شأن انسانی ماست؟ مرغ که سهل است؛ کمبود کالایی حیاتی‌تر از آن هم آیا باید ما را به چنین رفتاری وادار کند که کرامت انسانی خود را زیر پا بگذاریم؟

گیریم دولت یا هر نهاد و ارگان دیگری که توانایی کنترل بازار را ندارد و با تشکیل صف‌های طولانی، به عزت انسانی شهروندانش توهین می‌کند، به این مشکل بزرگ توجه ندارد؛ خود ما چه؟ آیا خود ما هم نباید برای خودمان احترام قائل باشیم؟

آیا خرید یک هفته، یک ماه و چند ماهه مرغ، می‌تواند ما را از آنچه می‌ترسیم، نجات دهد؟واقعیت این است که این رویدادها در سال‌های جنگ نیز برای ما رخ نداد؛ بنابراین، فارغ از هر بی‌تدبیری که می‌خواهیم در این لحظه رفتار خود را نتیجه آن بدانیم، بهتر است کمی هم به رفتار خود بیندیشیم. این فیلم تلنگری هم زمان به مسئولان و مردم است . دولت مسئول این وضعیت است ؛ اما مردم به کجا می رویم؟!

tameshk
05-08-2012, 12:28 AM
این ادکلن ها از مرز عراق و ترکیه وارد ایران شده که حاوی سم خطرناکیه که هر کی اون رو استشمام کنه بعد 3روز میمیره! پس اگه دیدینش مواظب باشین:yes:

Black Rose
05-08-2012, 12:38 AM
این ادکلن ها از مرز عراق و ترکیه وارد ایران شده که حاوی سم خطرناکیه که هر کی اون رو استشمام کنه بعد 3روز میمیره! پس اگه دیدینش مواظب باشین:yes:
:laugh::laugh::laugh:

شوخی نکنین بابا

من اینو نزدیک 1 ماهه استفاده میکنم هنوز نمردم که

بابا نکنین این کارو

TechnicalDesign
05-08-2012, 12:41 AM
:laugh::laugh::laugh:

شوخی نکنین بابا

من اینو نزدیک 1 ماهه استفاده میکنم هنوز نمردم که

بابا نکنین این کارو

تو استثنایی...
منظورم بادمجون و اینا نیستا...:D

asra1361
05-08-2012, 12:42 AM
خدا جون 212و RALPH نگه داره:msn-wink:

Black Rose
05-08-2012, 12:43 AM
تو استثنایی...
منظورم بادمجون و اینا نیستا...:D
شورای عزیز :D
حالا بادمجون بم یا چیز دیگه

من اتفاقن از این ادکلن شدیدن خوشم میاد
عطری که داره به نسبتِ بیشتر ادکلن هائی که دارم بهتره

TechnicalDesign
05-08-2012, 12:47 AM
شورای عزیز :D
حالا بادمجون بم یا چیز دیگه

من اتفاقن از این ادکلن شدیدن خوشم میاد
عطری که داره به نسبتِ بیشتر ادکلن هائی که دارم بهتره

ما اصلا چه میدونیم ادکلن چیه...؟
هر چی دم دست اومد میزنیم فیس فیس...
ولی بادمجون یه چیز دیگن...:msn-wink:
حالا بمشو یا جهرمو این ور اونورشو نمیدونم...:D

tameshk
05-08-2012, 12:48 AM
:laugh::laugh::laugh:

شوخی نکنین بابا

من اینو نزدیک 1 ماهه استفاده میکنم هنوز نمردم که

بابا نکنین این کارو
جناب شما میگید یه ماهه. ولی اینی که من میگم جدیدا وارد شده

TechnicalDesign
05-08-2012, 12:49 AM
جناب شما میگید یه ماهه. ولی اینی که من میگم جدیدا وارد شده

بفرما شورا :D

Black Rose
05-08-2012, 12:50 AM
جناب شما میگید یه ماهه. ولی اینی که من میگم جدیدا وارد شده
منم از خود ایران نخریدم
واسم کادو آوردن
ما هم از خدا خواسته استفاده کردیم

تصویرشو دارید بذارید؟
اینه؟

[Only registered and activated users can see links]

ولی اونی که من استفاده میکنم یه جور دیگست

TechnicalDesign
05-08-2012, 12:52 AM
منم از خود ایران نخریدم
واسم کادو آوردن
ما هم از خدا خواسته استفاده کردیم

تصویرشو دارید بذارید؟
اینه؟

[Only registered and activated users can see links]

ولی اونی که من استفاده میکنم یه جور دیگست




جلب کادو هم که میگیری...
چه خش...
ما تا حالا یه پیف پاف هم کادو نگرفتیم چه برسه به ادکلن ن ن ن :D

tameshk
05-08-2012, 12:57 AM
منم از خود ایران نخریدم
واسم کادو آوردن
ما هم از خدا خواسته استفاده کردیم

تصویرشو دارید بذارید؟
اینه؟

[Only registered and activated users can see links]

ولی اونی که من استفاده میکنم یه جور دیگست





نه متاسفانه تصویرشو ندارم,خبرشو هم از بابام شنیدم ,خیلی هم جدی گفت!

Black Rose
05-08-2012, 01:06 AM
جلب کادو هم که میگیری...
چه خش...
ما تا حالا یه پیف پاف هم کادو نگرفتیم چه برسه به ادکلن ن ن ن :D
یعنی هر کی کادو میگیره جلبه دیگه :laugh::laugh:

آقا ما یه لاولی داریم کشنده نیست
خواستم اعلام کنم
بیراهه نریم ملت دوزاریشون کج میشه :blush:

sahele gham
11-08-2012, 02:23 PM
این ادکلن ها از مرز عراق و ترکیه وارد ایران شده که حاوی سم خطرناکیه که هر کی اون رو استشمام کنه بعد 3روز میمیره! پس اگه دیدینش مواظب باشین:yes:


اینطور که پیداست یه خانم در گراش بر اثر این ادکلن درگذشتن .
اینطور که من شنیدم و میگن البته !
راست دروغشون با خودشون دیگه .:blush:

Black Rose
12-08-2012, 03:01 AM
خدا جواب دعاهای ملت رو با زلزله میده؟

130 140 نفر کشته

1300 نفر زخمی تا الان

بعد تلویزیون اعلام کرده؟

کسی چیزی شنیده اصلن؟

affection
12-08-2012, 03:49 AM
تلويزيون كه خيلي اعلام كرده ...


اينم لينك خبر

[Only registered and activated users can see links]

Black Rose
18-08-2012, 01:18 AM
بومهن کانون زمین لرزه شمال شرق استان تهران اعلام شد

خبرگزاری فارس: کانون زمین لرزه ای که دقایقی پیش شمالشرق استان تهران را لرزاند، حوالی شهر بومهن و به بزرگای 3 و 8 در مقیاس ریشتر اعلام شد.

به گزارش خبرگزاری فارس از شرق استان تهران، زمین لرزه دقایقی پیش شمالشرق استان تهران را لرزاند. بر اساس اعلام مدیریت بحران فرمانداری شهرستان دماوند در پی پیگیریهای خبرگزاری فارس، کانون این زمینلرزه شهر بومهن از بخش مرکزی تهران اعلام شد.

هنوز خسارات احتمالی این واقعه طبیعی در شرق استان تهران اعلام نشده است.

شهر 40 هزار نفری بومهن در شمال شرق استان تهران، مسیر جاده آبعلی و در جوار شهرهایی مانند پردیس و رودهن قرار دارد.

این دیار از سال 1375 با ایجاد واحد مدیریت شهری به عنوان شهری متشکل از چند روستای مختلف به وجود آمد و در آن اقشار مختلفی از اقوام گوناگون زندگی میکنند.

این زمین لرزه در پردیس و شهرهای دیگر نیز احساس شد و هماکنون شماری از مردم در خیابانها به سر میبرند.

LoVE SoNG
25-09-2012, 01:09 PM
مهدی ([Only registered and activated users can see links] DB%8C_%D8%B1%D9%81%D8%B3%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%86%D B%8C) و فائزه هاشمی رفسنجانی ([Only registered and activated users can see links] D9%85%DB%8C_%D8%B1%D9%81%D8%B3%D9%86%D8%AC%D8%A7%D 9%86%DB%8C) بازداشت شده و به بازداشتگاه اوین ([Only registered and activated users can see links] 8%A7%D9%87_%D8%A7%D9%88%DB%8C%D9%86) منتقل شدند.

LoVE SoNG
28-09-2012, 12:17 PM
هربرت لام ([Only registered and activated users can see links]) ، که با بازی در مجموعه فیلم‌های پلنگ صورتی ([Only registered and activated users can see links] %D9%88%D8%B1%D8%AA%DB%8C) شهرت جهانی پیدا کرده بود، در ۹۵ سالگی درگذشت.


([Only registered and activated users can see links])
آفتاب‌نیوز ([Only registered and activated users can see links])

LoVE SoNG
28-09-2012, 12:18 PM
روزنامه شرق به دنبال چاپ کاریکاتوری ([Only registered and activated users can see links] 8%B1) در سه شنبه ۴ مهر ۱۳۹۱ که صفی از افراد درحال چشم‌بند زدن به یکدیگر را نشان می‌داد، بنا بر حکم هیئت نظارت بر مطبوعات ایران، به اتهام «توهین علیه رزمندگان اسلام» یکروز بعد توقیف شد.

LoVE SoNG
28-09-2012, 12:19 PM
علی اکبر جوانفکر ([Only registered and activated users can see links] %D9%88%D8%A7%D9%86%D9%81%DA%A9%D8%B1)، مشاور مطبوعاتی محمود احمدی‌نژاد ([Only registered and activated users can see links] D8%AF%DB%8C%E2%80%8C%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF) رئیس‌جمهور ایران و مدیر عامل خبرگزاری جمهوری اسلامی ([Only registered and activated users can see links] D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D 9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C) (ایرنا) توسط مأموران قوه قضائیه بازداشت و برای گذراندن دوران محکومیت خود به زندان منتقل شد.
([Only registered and activated users can see links])

LoVE SoNG
28-09-2012, 12:19 PM
باراک اوباما، رئیس‌جمهوری آمریکا، در مصاحبه‌ای تلویزیونی، منافع ملی آمریکا را در اولویت دانست و ضمن اظهار تعهد نسبت به امنیت و موجودیت اسرائیل، فشارهای نتانیاهو جهت تعیین یک «خط قرمز» برای برنامه هسته‌ای ایران را «سر و صدا»‌هایی دانست که وی تلاش می‌کند آن را نادیده بگیرد. تل‌آویو در پی این اختلافات سفیر خود را در واشنگتن فراخواند. تابناک ([Only registered and activated users can see links]) همشهری ([Only registered and activated users can see links])

LoVE SoNG
02-10-2012, 08:24 PM
درخواست پناهندگی ([Only registered and activated users can see links] AF%DA%AF%DB%8C&action=edit&redlink=1&preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%A C%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8 C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8 %AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%A A%DB%8C%D8%B3&summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%DB%8C%DA%A 9+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%86%D9%88+%D8% A7%D8%B2+%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82+%D8%A7%DB%8C%D8% AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&nosummary=&prefix=&minor=&create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA+%DA%A9%D8%B1%D8%AF %D9%86+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D8%AC%D8%AF %DB%8C%D8%AF) فیلمبردار همراه احمدی نژاد ([Only registered and activated users can see links] D8%AF) در آمریکا
حسن گلخن بان ([Only registered and activated users can see links] %AE%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D9%86&action=edit&redlink=1&preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%A C%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8 C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8 %AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%A A%DB%8C%D8%B3&summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%DB%8C%DA%A 9+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%86%D9%88+%D8% A7%D8%B2+%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82+%D8%A7%DB%8C%D8% AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&nosummary=&prefix=&minor=&create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA+%DA%A9%D8%B1%D8%AF %D9%86+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D8%AC%D8%AF %DB%8C%D8%AF) تصویربردار سازمان صدا و سیما ([Only registered and activated users can see links] D8%A7_%D9%88_%D8%B3%DB%8C%D9%85%D8%A7) که هفته گذشته هیأت ایرانی در سازمان ملل ([Only registered and activated users can see links] D9%84) را همراهی می‌کرد، از بازگشت با هواپیمای رئیس جمهوری خودداری کرده و تقاضای پناهندگی‌اش ([Only registered and activated users can see links] AF%DA%AF%DB%8C&action=edit&redlink=1&preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%A C%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8 C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8 %AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%A A%DB%8C%D8%B3&summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%DB%8C%DA%A 9+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%86%D9%88+%D8% A7%D8%B2+%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82+%D8%A7%DB%8C%D8% AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&nosummary=&prefix=&minor=&create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA+%DA%A9%D8%B1%D8%AF %D9%86+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D8%AC%D8%AF %DB%8C%D8%AF) را تسلیم اداره مهاجرت آمریکا کرده‌است

LoVE SoNG
02-10-2012, 08:26 PM
انتشار تحقیقی دربارهٔ تلفات حملهٔ احتمالی اسراییل ([Only registered and activated users can see links]) به ایران ([Only registered and activated users can see links])

پژوهشی در دانشگاه یوتا ([Only registered and activated users can see links] D9%88%D8%AA%D8%A7) و موسسه امید ([Only registered and activated users can see links] %A7%D9%85%DB%8C%D8%AF&action=edit&redlink=1&preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%A C%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8 C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8 %AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%A A%DB%8C%D8%B3&summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%DB%8C%DA%A 9+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%86%D9%88+%D8% A7%D8%B2+%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82+%D8%A7%DB%8C%D8% AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&nosummary=&prefix=&minor=&create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA+%DA%A9%D8%B1%D8%AF %D9%86+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D8%AC%D8%AF %DB%8C%D8%AF) دربارهٔ تلفات حمله احتمالی اسراییل به ایران ([Only registered and activated users can see links] %D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87_%D9%87%D8%B3% D8%AA%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B 1%D8%A7%D9%86) انجام شده‌است که می‌گوید در صورت حمله به مراکز هسته‌ای ایران ([Only registered and activated users can see links] D8%AA%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B 1%D8%A7%D9%86) (در اصفهان ([Only registered and activated users can see links])، اراک ([Only registered and activated users can see links])، نطنز ([Only registered and activated users can see links]) و بوشهر ([Only registered and activated users can see links])) بین سه هزار تا ده هزار نفر در دم کشته خواهند شد. علاوه بر آن، به خاطر عدم آمادگی دولت جمهوری اسلامی برای کمک به افراد زیادی که در معرض تشعشعات اتمی قرار می‌گیرند، آمار کشته‌شدگان بسیار بیشتر خواهد بود و «فاجعه ای خواهد بود در مقیاس بوپال ([Only registered and activated users can see links]) و چرنوبیل ([Only registered and activated users can see links] D9%88%D8%A8%DB%8C%D9%84)»

LoVE SoNG
12-10-2012, 06:40 PM
چاوز همچنان رئیس جمهور ماند

هوگو چاوز با بیش از ۵۴ درصد آراء، برای چهارمین بار بعنوان رئیس جمهور ونزوئلا انتخاب شد. رقیب وی هنریکه کاپریلس این پیروزی را تبریک گفته‌است. دیچه وله فارسی

LoVE SoNG
12-10-2012, 06:40 PM
مو یان نویسندهٔ‌ چینی برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبی سال ۲۰۱۲ شد

مو یان نویسندهٔ‌ چینی برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبی سال ۲۰۱۲ شد. این نوبل از سال ۱۹۰۱ توسط آکادمی سلطنتی سوئد به نویسندگان و اندیشمندان برجسته در سطح جهان اهدا می‌شود. دیچه‌وله فارسی

LoVE SoNG
12-10-2012, 06:41 PM
اتحادیه اروپا برندهٔ جایزه‌ٔ صلح نوبل سال ۲۰۱۲ شد.

اتحادیه اروپایی برای تلاش‌هایش در زمینهٔ تبدیل اروپا از قاره‌ای در جنگ به قاره‌ای در صلح در ۶۰ سال اخیر توسط کمیتهٔ نروژی اهدا کنندهٔ نوبل صلح به عنوان برندهٔ این جایزه انتخاب شد. بی‌بی‌سی فارسی

LoVE SoNG
16-10-2012, 01:54 PM
فلیکس بومگارتنر رکورد سقوط آزاد را شکست.

فلیکس بومگارتنر، ماجراجوی ۴۳ ساله اتریشی، از محفظه ای که با بالن به ارتفاع بیش از ۳۹ کیلومتری سطح زمین بر فراز شهر رازول در نیومکزیکو در آمریکا فرستاده شده بود به بیرون پرید و با شکستن سرعت صوت بدون استفاده از وسایل پروازی سالم به زمین نشست.

LoVE SoNG
20-10-2012, 01:41 PM
جمعه، ۲۸ مهر ۱۳۹۱(خورشیدی) - ۱۹ اکتبر ۲۰۱۲(میلادی)

بنا به گزارش خبرگزاری‌ها حاکی است، ظهر امروز و مقارن با برگزاری نماز جمعه در اثر انفجاری انتحاری در مقابل مسجدی در شهر چابهار استان سیستان و بلوچستان دو نفر کشته و دست‌کم پنج نفر دیگر نیز زخمی شده‌اند.

برخی خبرگزاری‌ها به نقل از دادستان زاهدان اعلام کرده‌اند، عامل انتحاری بمب‌گذاری که ملبس به لباس نظامی بوده قصد داشته تا وارد مسجد امام حسین (شهر چابهار) گردد که پس از ظنین گشتن مامورین حاضر در محل موفق به ورود به مسجد مذکور نشده که در هنگام تعقیب و گریز کمربند انفجاری همراه خود را منفجر می‌نماید.

در حالی که بعضی خبرگزاری‌ها اعلام کرده‌اند علاوه بر فرد بمب‌گذار، دو بسیجی در انفجار مذکور کشته شده‌اند اما برخی خبرگزاری‌ها ضمن اعلام هویت جان‌باختگان به نقل از رئیس سازمان جمعیت هلال احمر گزارش داده‌اند که دو تن از اعضای داوطلب این سازمان در این بمب‌گذاری کشته شده‌اند.

اخبار ضد و نقیضی در رابطه با دست‌داشتن گروه‌های مخنلف در این انفجار منتشر شده‌است، اما در گزارش برخی خبرگزاری‌ها آمده گروهی موسوم به حرکت انصار مسئولیت این بمب‌گذاری انتحاری را برعهده گرفته‌است.

LoVE SoNG
24-10-2012, 11:04 PM
جمعه، ۲۸ مهر ۱۳۹۱(خورشیدی) - ۱۹ اکتبر ۲۰۱۲(میلادی)

بنا به گزارش خبرگزاری‌ها حاکی است، روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز طی گزارشی در شماره روز چهارشنبه (مطابق با ۲۵ مهر) خود مدعی شده که تحریم‌های غرب علیه حکومت ایران سبب قطع همکاری و ارتباط سه شرکت اروپایی، که تجهیزات و خدمات فنی ویژه چاپ اسکناس را در اختیار ایران قرار می‌داده‌اند، شده‌است.

در این گزارش آمده، شرکت‌های کونیگ باوئر وورتزبورگ آلمان، دلا رو پی‌ال‌سی همپشایر انگلستان و گروه فلینت لوکزامبورگ به دلیل اعمال تحریم‌های اتحادیه اروپا از ارائه خدمات به ایران و بانک مرکزی منع شده‌اند.

نیویورک تایمز در ادامه مدعی شده با این اقدام حکومت ایران قادر به تامین عناصر اصلی چاپ اسکناس از قبیل: ژرف‌نگاری بر روی کاغذ مخصوص و تکنولوژی جلوگیری از جعل اسکناس نخواهد بود که در نتیجه چاپ اسکناس مورد نیاز کشور با مشکلات بسیار عدیده‌ای مواجه خواهد شد که ممکن است به توقف روند چاپ ری‍ال منجر گردد.

LoVE SoNG
26-10-2012, 01:00 AM
[Only registered and activated users can see links] اعدام یک مقام کره شمالی با شلیک خمپاره!

‌یکی از افسران نظامی کره شمالی به دلیل نوشیدن مشروبات الکلی در دوران 100 روزه سو‌گواری برای کیم جونگ ایل و بی‌احترامی به رهبر متوفی این کشور با شلیک خمپاره‌ اعدام شد.

‌به گزارش ایسنا، به نوشته روزنامه دیلی میل، رسانه‌های کره جنوبی ادعا می‌کنند که کیم‌ چول، معاون سابق و مرموز وزیر ارتش کره شمالی‌ با شلیک یک خمپاره‌ اعدام شده است. ‌

‌کیم جونگ اون، رهبر جدید کره شمالی که در ماه دسامبر جانشین پدر متوفی خود شد دستور داد تا هیچ اثری از کیم چول باقی نماند و او به طور کامل از صحنه روزگار حذف شود. ‌

‌براساس گزارش‌ها، مقام‌های کره شمالی از مردم خواسته بودند تا از انجام فعالیت‌های لذت‌بخش از جمله نوشیدن الکل در دوران سوگواری رهبر متوفی این کشور که 100 روز به طول انجامید، خودداری کنند و هشدار داده بودند هر کسی که ناراحتی و غم و اندوه شدید خود را از مرگ کیم جونگ ایل نشان ندهد تحت مجازات قرار می‌گرفته و به مدت‌ شش ماه به اردوگاه‌های کار فرستاده می‌شود. ‌

‌همچنین ادعا شده است هرکس که پس از مرگ کیم‌ جونگ ایل در مراسم دو روزه تدفین وی شرکت نکرده بود نیز به اردوگاه‌های کار فرستاده شد و همچنین کسانی که با تلفن‌های همراه با خارج از کشور تماس گرفتند، مجازات شدند. ‌حتی پس از اتمام مراسم سوگواری این سخت‌گیری‌ها ادامه یافت و تا 100 روز همه مردم از انجام فعالیت‌های لذت‌بخش از جمله نوشیدن مشروبات الکلی خودداری کردند.

‌بنا به نوشته روزنامه چوسون ایلبو - چاپ کره جنوبی- کیم چول یکی از کسانی بود که نتوانست در برابر نوشیدن الکل مقاومت کند. ‌

‌این روزنامه کره جنوبی نوشت: همزمان با اعدام کیم چول، چندین تن دیگر نیز به دلیل نوشیدن مشروبات الکلی و انجام روابط جنسی مجرم شناخته شدند.

LoVE SoNG
26-10-2012, 03:58 AM
ایران تهدید کرد در صورت تشدید تهدیدها، صادرات نفت خود را تعلیق می‌کند

رستم قاسمی ([Only registered and activated users can see links] DB%8C)، وزیر نفت ایران گفت در کنفرانس خبری خود در دبی ([Only registered and activated users can see links]) اعلام کرد که در صورت تشدید تحریم‌ها، ایران صادرات نفت خود به همه کشورهای جهان را به حالت تعلیق درخواهد آورد. که این امر به افزایش بهای آن منجر خواهد شد. بلومبرگ ([Only registered and activated users can see links])

mahdiar007
27-10-2012, 09:17 PM
اتحادیه اروپا برندهٔ جایزه‌ٔ صلح نوبل سال ۲۰۱۲ شد.

اتحادیه اروپایی برای تلاش‌هایش در زمینهٔ تبدیل اروپا از قاره‌ای در جنگ به قاره‌ای در صلح در ۶۰ سال اخیر توسط کمیتهٔ نروژی اهدا کنندهٔ نوبل صلح به عنوان برندهٔ این جایزه انتخاب شد. بی‌بی‌سی فارسی
آره بنده خداها اصلا جنگ نمیکنند .
جایی هست که سربازای این جونور ها نباشن.

چند روز پیش بازاری های تهران اعتصاب کردن.
اما کجای تلویزیون ایران این خبر رو منعکس کرد فقط کافیه دو نفر تو آمریکا یه تابلو دست بگیرن . چی کار میکنن.

LoVE SoNG
31-10-2012, 12:44 PM
یکی نیست به این برسه؟؟؟؟؟
[Only registered and activated users can see links]

LoVE SoNG
31-10-2012, 12:52 PM
توفان سندی باعث لغو 18000 پرواز شد

خسارت‌های توفان سندی در شرق آمریکا. اوباما در ایالت نیویورک وضعیت «فاجعهٔ بزرگ» اعلام کرد.

[Only registered and activated users can see links]

LoVE SoNG
08-11-2012, 11:24 AM
پیروزی یک ایرانی در انتخابات پارلمان ایالت واشینگتن

کورش حبیب ([Only registered and activated users can see links] %A8%DB%8C%D8%A8&action=edit&redlink=1&preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%A C%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8 C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8 %AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%A A%DB%8C%D8%B3&summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%DB%8C%DA%A 9+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%86%D9%88+%D8% A7%D8%B2+%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82+%D8%A7%DB%8C%D8% AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&nosummary=&prefix=&minor=&create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA+%DA%A9%D8%B1%D8%AF %D9%86+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D8%AC%D8%AF %DB%8C%D8%AF) ایرانی آمریکایی مقیم ایالت واشینگتن ([Only registered and activated users can see links] DB%8C%D9%86%DA%AF%D8%AA%D9%86) در انتخابات سراسری روز گذشته ایالات متحده آمریکا از طرف حزب دموکرات به کرسی مجلس نمایندگان ایالت واشینگتن ([Only registered and activated users can see links] DB%8C%D8%A7%D9%84%D8%AA_%D9%88%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D 9%86%DA%AF%D8%AA%D9%86) دست یافت. کورش حبیب که یک نابینا است در آخرین شمارش آرا با بیش از ۶۰ درصد آرا بر رقیب جمهوریخواه خود هنک مایرز پیروز گشت. ردموند ریپورتر ([Only registered and activated users can see links])، وبگاه وزیر امور داخلی ایالت واشینگتن ([Only registered and activated users can see links])

LoVE SoNG
08-11-2012, 11:24 AM
با منتشر شدن نتیجه نهایی انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، باراک اوباما ([Only registered and activated users can see links] D8%A7%D9%85%D8%A7) نامزد حزب دموکرات و رئیس‌جمهور وقت ایالات متحده آمریکا توانسته در انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۱۲ ([Only registered and activated users can see links] D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C%D8%AC%D9%85 %D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%84% D8%A7%D8%AA_%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%AF%D9%87_%D8%A2% D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7_%28%DB%B2%DB%B0%DB%B 1%DB%B2%29) این کشور با کسب ۳۰۳رای الکترال ([Only registered and activated users can see links] D8%A7%D9%84) از رقیب خود میت رامنی ([Only registered and activated users can see links]) با ۲۰۶ رای الکترال از حزب جمهوری‌خواه پیشی گرفته و برای دومین بار به صورت متوالی رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا ([Only registered and activated users can see links] D8%B1_%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D9%85% D8%AA%D8%AD%D8%AF%D9%87_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%D A%A9%D8%A7) گردد.
باراک اوباما ضمن ضمن قدردانی از هوادارانش، در صفحه توئیتر ([Only registered and activated users can see links]) خود با گذاشتن پیامی اظهار داشته:
« این (پیروزی) به خاطر شما به واقعیت پیوست. »

LoVE SoNG
08-11-2012, 11:28 AM
آزاد شدن مصرف تفریحی مواد مخدر ماریجوانا در دو ایالت آمریکا

بر اساس نتایج انتخابات سراسری آمریکا، مصرف تفریحی مواد مخدر از نوع ماری‌جوانا ([Only registered and activated users can see links] 7%D9%86%D8%A7) در دو ایالت کلرادو ([Only registered and activated users can see links]) و واشینگتون ([Only registered and activated users can see links] DB%8C%D9%86%DA%AF%D8%AA%D9%86) آمریکا آزاد شد. این نخستین بار است که مصرف این مواد در آمریکا آزاد می گردد. نشنال پست ([Only registered and activated users can see links])، رویترز ([Only registered and activated users can see links])

LoVE SoNG
13-11-2012, 07:52 PM
رای مثبت پورتوریکویی‌ها درباره پیوستن به آمریکا

مردم پورتوریکو ([Only registered and activated users can see links] 9%88) روز گذشته در یک رفراندوم ([Only registered and activated users can see links]) سراسری با ۵۴٪ آرا رای به پیوستن به ایالات متحده آمریکا ([Only registered and activated users can see links] D8%AD%D8%AF%D9%87_%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D 8%A7) بعنوان ۵۱مین ایالت آمریکا دادند. در صورت تصویب توسط کنگره آمریکا ([Only registered and activated users can see links] DB%8C%DA%A9%D8%A7)، این الحاق با وجود حمایت اوباما دست کم در سال ۲۰۱۵ به بعد رخ خواهد داد. ناحیه کلمبیا ([Only registered and activated users can see links] D8%A8%DB%8C%D8%A7) با وجود درخواست مکرر اهالی آن برای تشکیل ایالت٬ سالیان است که به هدف خود دست نیافته است

LoVE SoNG
13-11-2012, 07:53 PM
کشته و زخمی در حادثهٔ قطار مسیر زاهدان - تهران بنا به گزارش خبرگزاری‌ها، شب گذشته در حادثهٔ خروج قطار مسیر زاهدان ([Only registered and activated users can see links]) به تهران ([Only registered and activated users can see links]) از ریل، ۴ تن از سرنشینان قطار جان خود را از دست‌داده و دست‌کم ۲۷ نفر دیگر از مسافرین مجروح شده‌اند.ویکی‌خبر ([Only registered and activated users can see links] 2%D8%AE%D9%85%DB%8C_%D8%AF%D8%B1_%D8%AD%D8%A7%D8%A F%D8%AB%D9%87_%D9%82%D8%B7%D8%A7%D8%B1_%D9%85%D8%B 3%DB%8C%D8%B1_%D8%B2%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7%D9%86 _-_%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86)

alone star
13-11-2012, 11:15 PM
برادر گذاشتن خبر خوب است اما نه خبرهای که حدود یک هفته یا بیشتر از اونها گذشته است.

در واقع این مطالب ارزش خبری خود را از دست داده اند.

بهتر است خبرهای روز رو از سایت های خبری بگیرید.

در کل از فعالیت شما تشکر می کنیم و امیدواریم شاهد خبرهای دست اول باشیم تا با کمک شما نیاز به سرکشی به یکی یکی سایت ها نداشته باشیم. :msn-wink:

taekwondo_gerash
15-11-2012, 12:22 AM
برادر گذاشتن خبر خوب است اما نه خبرهای که حدود یک هفته یا بیشتر از اونها گذشته است.

در واقع این مطالب ارزش خبری خود را از دست داده اند.

بهتر است خبرهای روز رو از سایت های خبری بگیرید.

در کل از فعالیت شما تشکر می کنیم و امیدواریم شاهد خبرهای دست اول باشیم تا با کمک شما نیاز به سرکشی به یکی یکی سایت ها نداشته باشیم. :msn-wink:

من به شما پیشنهاد میکنم در جهت نظام پویای اخلاقی جامعه مجازی از طریق کانال پیغام خصوصی راهنمای های لازم را انجام دهید...
به کسی هم بر نمی خورد ..
حالا بی خیال

یه خبر دست اولی بهت بدم با هم بخندیم
24/ابان ماه/1391
مشایی : نمی توانند جلو کاندیداتوریم را بگیرند / من هم برای شهادت اماده ام :huh:

اسفندیار رحیم مشایی رئیس دفتر رئیس جمهور طی چند مدت اخیر نشستی با مازندرانی های مقیم تهران برگزار کرده که در این نشست علی اکبر طاهایی استاندار مازندران نیز حضور داشته است.

به گزارش انتخاب به نقل از نیمروز؛ مشایی در این نشست با تاکید بر اینکه نامزد انتخابات ریاست جمهوری خواهم شد، افزوده است: هیچ کس نمی تواند جلوی من را بگیرد.

رئیس دفتر رئیس جمهور با اشاره به اینکه بهترین دفاع حمله است، گفت: قصد داریم در این 6 ماه اخر دولت مدام حمله کنیم و دیگر با هیچ کس رودربایستی نداریم.

مشایی با تاکید بر اینکه هر روز باید منتظر یک بحث داغ از سوی ما باشند، گفت: آقایان هیچ سند و مدرکی از جریان موهومی که به اسم انحراف مطرح شده ندارند. همانگونه که احمدی نژاد اعلام کرده خود را برای شهادت آماده کرده ام ما هم خود را برای شهادت اماده کرده ایم.

وی تصریح کرده است: 7 سال است که مدام فعالیت می کنیم و به این راحتی دولت یازدهم را دست قالیباف نمی دهیم!

مشایی همچنین گفت: ما برای همه انهایی که در این 7 سال علیه دولت حرف زدند مسائلی داریم.

رئیس دفتر رئیس جمهور ادامه داد: اگر احمدی نژاد تنها ده دقیقه در مورد التهابات اخیر بازار ارز و سکه صحبت کند همه نگاه ها عوض خواهد شد.

مشایی با بیان اینکه در مسائل فرهنگی هنوز 50 درصد ایده های مان نیز عملی نشده است، گفت: با این وجود سروصداهای زیادی علیه ما در موضوع فرهنگی بلند شده است. من گاهی اوقات برای مظلومیت احمدی نژاد گریه می کنم. فشارها بسیار زیاد است اگر حمایت های رئیس جمهور نبود حتما کنار می رفتم.

پ ن: وقتشه که دیگه امام زمان ظهور کنه

LoVE SoNG
31-12-2012, 12:10 AM
به روز شده: 18:06 گرينويچ - 30 دسامبر 2012 - 10 دی 1391

[Only registered and activated users can see links] gبهیرخان از سوی مجتبی پتنگ وزیر داخله افغانستان مورد تقدیر قرار گرفت


بهیرخان ویار، یک سرباز پلیس ملی افغانستان است که طالبان می‌خواستند از طریق او یک حمله گسترده را به ساختمان ولایت و فرماندهی پلیس پکتیکا در شرق افغانستان سازماندهی کنند.
در ماه نوامبر امسال یک نفر از ولسوالی سرروضه ولایت پکتیکا با بهیرخان تماس می‌گیرد و از او می‌خواهد تا زمینه ورود شش مهاجم انتحاری طالبان را به دفاتر مهم دولتی در این ولایت فراهم کند و در برابر آن طالبان به او ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار افغانی (۵۰ هزار دلار) خواهند داد.


به گفته محب‌‌الله صمیم، والی پکتیکا، بهیرخان این موضوع را به فرمانده پلیس این ولایت اطلاع می‌دهد و او از بهیرخان می‌خواهد تا "به صورت ظاهری با طالبان همکاری کند."
پس از آن بهیرخان به یک فرمانده محلی طالبان به نام 'محمد' وعده همکاری می‌دهد و به گفته والی پکتیکا یکی از فرماندهان شبکه حقانی از پاکستان به بهیرخان تلفن می‌کند و به او وعده می‌دهد که در صورت انجام موفقیت‌آمیز این عملیات، به او دو موتر (خودرو) جدید، یک خانه در پاکستان و ۵۰ هزار دلار خواهد داد.
آقای صمیم گفت که این فرد سراج‌الدین حقانی، رهبر شبکه حقانی یکی از شاخه‌های طالبان بوده است. اما تائید این موضوع به صورت مستقل ممکن نیست.
والی پکتیکا گفت پلیس تصمیم گرفت تا سه نفر از کسانی را که 'محمد' به بهیرخان معرفی کرده بود، به عنوان سرباز استخدام کند.
در یازدهم دسامبر امسال 'محمد' با دو نفر دیگر، یک خودروی مملو از مواد منفجره و ۶ واسکت (جلیقه) انتحاری با کمک بهیرخان به بازار مرکز ولایت پکتیکا می‌آیند و برای حمله به اهداف مورد نظر آمادگی می‌گیرد.
به گفته والی پکتیکا در همین زمان هر شش مهاجم انتحاری همراه با موتر مملو از مواد منفجره و واسکت‌های انتحاری از سوی نیروهای امنیتی دستگیر می‌شوند.

PaNjAreH
29-04-2013, 09:13 AM
(تصاویر) بازگشت استاد ایرانی دربند امریکا




هواپیمای استاد بازداشت شده دانشگاه صنعتی شریف در فرودگاه بین المللی امام خمینی بر زمین نشست و دکتر عطاردی بعد از ۱۶ ماه بازداشت در آمریکا به کشور بازگشت.
دکتر مجتبی عطاردی استاد نیتروالکترونیک دانشگاه صنعتی شریف که حدود یکسال و نیم گذشته به کشور آمریکا سفر کرده بود و در آنجا به جرم حمل تجهیزات آزمایشگاهی بازداشت شده بود، صبح امروز در میان استقبال خانواده، اعضای هیات علمی دانشگاه شریف، معاون پژوهشی وزارت علوم و جمعی از دانشجویان دانشگاه تبرئه شد و به کشور بازگشت.
عکس های ایسنا از بازگشت دکتر عطاردی را در زیر می بینید.
[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]