deziran
14-08-2008, 01:34 PM
تاحالا داستان ساتی برزن رو خوندین یا شنیدین ؟ حالا من میخوام این داستانو براتون بذارم
ساتی برزن از فرماندهان عصر داریوش سوم ([Only registered and activated users can see links] D9%85) دوازدهمين و آخرين شاهنشاه هخامنشی ([Only registered and activated users can see links]) ساتراپ (والی) هرات ([Only registered and activated users can see links]) است. او مردى متهور و دلاور و حادثهجو و از متحدين بسوس ([Only registered and activated users can see links]) والی باختر ([Only registered and activated users can see links]) (بلخ) بود كه از يك طرف پنجه بخون دارا آلود و از طرف ديگر بعد از تسلط اسکندر مقدونی ([Only registered and activated users can see links] D8%AF%D9%88%D9%86%DB%8C) بر ضد مقدونیان ([Only registered and activated users can see links]) قيام كرد و چند ماه در جنگ و گريز بود تا جان بر سر اين كار نهاد. بسال 331 ق. م. در سومين و آخرين جنگ دارا (داریوش) با اسكندر كه در گوگامل ([Only registered and activated users can see links] 84&action=edit&redlink=1) (در نزديك نینوای ([Only registered and activated users can see links]) سابق و اربیل ([Only registered and activated users can see links]) كنونی) روى داد. ساتى برزن فرماندهى سپاهيان هراتى را داشت. بعد از شكست قطعى دارا و فرار او بسوى مشرق عدهاى از سرداران او به اشارت بسوس بر ضد او توطئهاى چيدند و شاهنشاه را بازداشتند. ساتى برزن نيز در اين توطئه شركت داشت و چون اسكندر بتعقيب آنان برخاست و بنزديكى آنان رسيد ساتى برزن بهمراهى سركردهٔ ديگرى بنام برازانت ([Only registered and activated users can see links] 86%D8%AA&action=edit&redlink=1) زخمهاى مهلكى به دارا زدند و او را در حال نزع گذاشتند و با 600 سوار گريختند. (330 ق.م.) بروايت آریان ([Only registered and activated users can see links]) و کنت کورث ([Only registered and activated users can see links] %B1%D8%AB&action=edit&redlink=1) مورخان یونانی ([Only registered and activated users can see links]) سال بعد ساتى برزن در گرگان ([Only registered and activated users can see links]) بحضور اسكندر رسيد و اعلام اطاعت و وفادارى كرد. اسكندر نيز او را بحكمرانى ايالت هرات كه در دورهٔ سابق داشت مجدداً منصوب كرد. ساتى برزن به هرات رفت و هنگام ورود اسكندر به آن ايالت به استقبال فاتح مقدونی شتافت و شرط خدمت بجاى آورد. اسكندر او را مورد لطف قرار داد و يكى از سركردگان خود را بنام اناکسیپ ([Only registered and activated users can see links] 8C%D9%BE&action=edit&redlink=1) با 40 كماندار سوار مأمور كرد كه ولايت هرات را از آزار سپاه مقدونى بهنگام عبور از آن سامان محافظت كنند، و خود براى سركوبى بسوس سردستهء كشندگان داريوش سوم كه در باختر شوريده و خود را اردشير شاه خوانده بود حركت كرد. در راه خبر رسيد كه ساتى برزن اناكسيپ و سواران او را كشته و هراتيها را شورانيده است و آنان در پايتخت (كرسى) ولايت هرات كه آرتاکوان ([Only registered and activated users can see links]) (= آرتاكاكنا = خورتاكان = آرتاكان = ارته كان= اردكان) نام داشت گرد آمدهاند. نقشهٔ ساتى برزن اين است كه با بسوس همدست شود و بمحض اينكه اسكندر دور شد با تمام قوا متحداً به مقدونيها حمله كنند. اسكندر نزديك بود به بسوس برسد ولی تصميم گرفت اول كار ساتى برزن را يكسره كند. قسمتى از لشكرش را در محل گذاشت و خود با پيادهنظام و سوارهنظام سبك اسلحه تمام شب را به سوى هرات راند و به آرتاكوان رسيد و بطور ناگهانى بر سر ساتى برزن تاخت. ساتى برزن از سرعت حركت اسكندر بوحشت افتاد، دو هزار سوار برداشت و بباختر در پناه بسوس گريخت و باقى سپاهيان او در شهر آرتاكوان كه مستحكم شده بود آمادهء جنگ ايستادند، كسانى هم كه توانائى جنگيدن نداشتند بكوهى پناه بردند. اسكندر سردارى را مأمور محاصرهٔ پناهندگان كوه كرد و خود بتعقيب ساتى برزن پرداخت و چون شنيد او بسيار دور است و رسيدن به او آسان نيست برگشت تا كار پناهندگان را يكسره كند. بخت با اسكندر ياورى كرد و بعلت آتش گرفتن جنگلى كه كوه را پوشانيده بود، كار بر پناهندگان سخت شد. گروهى سوختند و گروهى گريختند و گروهى بزنجير كشيده شدند. آنگاه اسكندر آرتاكوان را گشود و آرزاسس ([Only registered and activated users can see links] B3&action=edit&redlink=1) نامى را بجاى ساتى برزن والی آنجا كرد، و خود بسوى سیستان ([Only registered and activated users can see links]) شتافت. و پس از تمشيت امور آنجا بهطرف مردم آریاسب ([Only registered and activated users can see links] A8&action=edit&redlink=1) (= اورگت = آگرياسپ) كه در حوالى گودرزه ([Only registered and activated users can see links] 87&action=edit&redlink=1) يا جنوب شرقى سيستان ميزيستند راند. پنج روز پس از ورود بدان جاى شنيد كه ساتى برزن با دو هزار سوار بهرات آمده است، بر اثر اين خبر سپاهى مركب از شش هزار پيادهٔ يونانى و 600 سوار بسردارى کارانوس ([Only registered and activated users can see links] 88%D8%B3&action=edit&redlink=1) واریگیوس ([Only registered and activated users can see links] 88%D8%B3&action=edit&redlink=1) و بمعاونت ارته باذ ([Only registered and activated users can see links] %A7%D8%B0&action=edit&redlink=1) و آندرونیکوس ([Only registered and activated users can see links] 86%DB%8C%DA%A9%D9%88%D8%B3&action=edit&redlink=1) بدانجا فرستاد و خود 60 روز در كشور آرياسپها براى تمشيت امور آنجا ماند. و نيز به فراتافرن ([Only registered and activated users can see links] 81%D8%B1%D9%86&action=edit&redlink=1) والی پارت ([Only registered and activated users can see links]) فرمان داد كه به آنان بپيوندد. در نبردى كه ميان يونانيان و سپاه ساتىبرزن درگرفت ايرانيان دليريها كردند. ولی اريگيوس ضربتى بصورت ساتىبرزن زد و او را بزمين افكند و تزلزل در سپاه هرات افتاد. ساتىبرزن كلاهخود خود را از زمين برداشت و اريگيوس را بجنگ تن بتن طلبيد. دو مرد جنگجو داد مردى بدادند. سرانجام ساتىبرزن بر زمين افتاد و اريگيوس اسلحه و لباس او را بعلامت پيروزى به باختر نزد فاتح مقدونی برد (328 ق. م.).
اگه داستانها یبیشتری بخوای کلیک کن[Only registered and activated users can see links]
ساتی برزن از فرماندهان عصر داریوش سوم ([Only registered and activated users can see links] D9%85) دوازدهمين و آخرين شاهنشاه هخامنشی ([Only registered and activated users can see links]) ساتراپ (والی) هرات ([Only registered and activated users can see links]) است. او مردى متهور و دلاور و حادثهجو و از متحدين بسوس ([Only registered and activated users can see links]) والی باختر ([Only registered and activated users can see links]) (بلخ) بود كه از يك طرف پنجه بخون دارا آلود و از طرف ديگر بعد از تسلط اسکندر مقدونی ([Only registered and activated users can see links] D8%AF%D9%88%D9%86%DB%8C) بر ضد مقدونیان ([Only registered and activated users can see links]) قيام كرد و چند ماه در جنگ و گريز بود تا جان بر سر اين كار نهاد. بسال 331 ق. م. در سومين و آخرين جنگ دارا (داریوش) با اسكندر كه در گوگامل ([Only registered and activated users can see links] 84&action=edit&redlink=1) (در نزديك نینوای ([Only registered and activated users can see links]) سابق و اربیل ([Only registered and activated users can see links]) كنونی) روى داد. ساتى برزن فرماندهى سپاهيان هراتى را داشت. بعد از شكست قطعى دارا و فرار او بسوى مشرق عدهاى از سرداران او به اشارت بسوس بر ضد او توطئهاى چيدند و شاهنشاه را بازداشتند. ساتى برزن نيز در اين توطئه شركت داشت و چون اسكندر بتعقيب آنان برخاست و بنزديكى آنان رسيد ساتى برزن بهمراهى سركردهٔ ديگرى بنام برازانت ([Only registered and activated users can see links] 86%D8%AA&action=edit&redlink=1) زخمهاى مهلكى به دارا زدند و او را در حال نزع گذاشتند و با 600 سوار گريختند. (330 ق.م.) بروايت آریان ([Only registered and activated users can see links]) و کنت کورث ([Only registered and activated users can see links] %B1%D8%AB&action=edit&redlink=1) مورخان یونانی ([Only registered and activated users can see links]) سال بعد ساتى برزن در گرگان ([Only registered and activated users can see links]) بحضور اسكندر رسيد و اعلام اطاعت و وفادارى كرد. اسكندر نيز او را بحكمرانى ايالت هرات كه در دورهٔ سابق داشت مجدداً منصوب كرد. ساتى برزن به هرات رفت و هنگام ورود اسكندر به آن ايالت به استقبال فاتح مقدونی شتافت و شرط خدمت بجاى آورد. اسكندر او را مورد لطف قرار داد و يكى از سركردگان خود را بنام اناکسیپ ([Only registered and activated users can see links] 8C%D9%BE&action=edit&redlink=1) با 40 كماندار سوار مأمور كرد كه ولايت هرات را از آزار سپاه مقدونى بهنگام عبور از آن سامان محافظت كنند، و خود براى سركوبى بسوس سردستهء كشندگان داريوش سوم كه در باختر شوريده و خود را اردشير شاه خوانده بود حركت كرد. در راه خبر رسيد كه ساتى برزن اناكسيپ و سواران او را كشته و هراتيها را شورانيده است و آنان در پايتخت (كرسى) ولايت هرات كه آرتاکوان ([Only registered and activated users can see links]) (= آرتاكاكنا = خورتاكان = آرتاكان = ارته كان= اردكان) نام داشت گرد آمدهاند. نقشهٔ ساتى برزن اين است كه با بسوس همدست شود و بمحض اينكه اسكندر دور شد با تمام قوا متحداً به مقدونيها حمله كنند. اسكندر نزديك بود به بسوس برسد ولی تصميم گرفت اول كار ساتى برزن را يكسره كند. قسمتى از لشكرش را در محل گذاشت و خود با پيادهنظام و سوارهنظام سبك اسلحه تمام شب را به سوى هرات راند و به آرتاكوان رسيد و بطور ناگهانى بر سر ساتى برزن تاخت. ساتى برزن از سرعت حركت اسكندر بوحشت افتاد، دو هزار سوار برداشت و بباختر در پناه بسوس گريخت و باقى سپاهيان او در شهر آرتاكوان كه مستحكم شده بود آمادهء جنگ ايستادند، كسانى هم كه توانائى جنگيدن نداشتند بكوهى پناه بردند. اسكندر سردارى را مأمور محاصرهٔ پناهندگان كوه كرد و خود بتعقيب ساتى برزن پرداخت و چون شنيد او بسيار دور است و رسيدن به او آسان نيست برگشت تا كار پناهندگان را يكسره كند. بخت با اسكندر ياورى كرد و بعلت آتش گرفتن جنگلى كه كوه را پوشانيده بود، كار بر پناهندگان سخت شد. گروهى سوختند و گروهى گريختند و گروهى بزنجير كشيده شدند. آنگاه اسكندر آرتاكوان را گشود و آرزاسس ([Only registered and activated users can see links] B3&action=edit&redlink=1) نامى را بجاى ساتى برزن والی آنجا كرد، و خود بسوى سیستان ([Only registered and activated users can see links]) شتافت. و پس از تمشيت امور آنجا بهطرف مردم آریاسب ([Only registered and activated users can see links] A8&action=edit&redlink=1) (= اورگت = آگرياسپ) كه در حوالى گودرزه ([Only registered and activated users can see links] 87&action=edit&redlink=1) يا جنوب شرقى سيستان ميزيستند راند. پنج روز پس از ورود بدان جاى شنيد كه ساتى برزن با دو هزار سوار بهرات آمده است، بر اثر اين خبر سپاهى مركب از شش هزار پيادهٔ يونانى و 600 سوار بسردارى کارانوس ([Only registered and activated users can see links] 88%D8%B3&action=edit&redlink=1) واریگیوس ([Only registered and activated users can see links] 88%D8%B3&action=edit&redlink=1) و بمعاونت ارته باذ ([Only registered and activated users can see links] %A7%D8%B0&action=edit&redlink=1) و آندرونیکوس ([Only registered and activated users can see links] 86%DB%8C%DA%A9%D9%88%D8%B3&action=edit&redlink=1) بدانجا فرستاد و خود 60 روز در كشور آرياسپها براى تمشيت امور آنجا ماند. و نيز به فراتافرن ([Only registered and activated users can see links] 81%D8%B1%D9%86&action=edit&redlink=1) والی پارت ([Only registered and activated users can see links]) فرمان داد كه به آنان بپيوندد. در نبردى كه ميان يونانيان و سپاه ساتىبرزن درگرفت ايرانيان دليريها كردند. ولی اريگيوس ضربتى بصورت ساتىبرزن زد و او را بزمين افكند و تزلزل در سپاه هرات افتاد. ساتىبرزن كلاهخود خود را از زمين برداشت و اريگيوس را بجنگ تن بتن طلبيد. دو مرد جنگجو داد مردى بدادند. سرانجام ساتىبرزن بر زمين افتاد و اريگيوس اسلحه و لباس او را بعلامت پيروزى به باختر نزد فاتح مقدونی برد (328 ق. م.).
اگه داستانها یبیشتری بخوای کلیک کن[Only registered and activated users can see links]