PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : بیوگرافی


Kasra
05-12-2005, 04:35 PM
بیوگرافی بخشی از آهنگسازهای برتر ایران و جهان را در این تاپیک می توانید بنویسید و مشاهده کنید.

Kasra
11-01-2006, 03:06 PM
ابراهيم حامدي متخلص به "ابي" در 29 خرداد سال 1328 در ميدان فوزيه تهران ديده به جهان گشود.
او در اوان نوجواني به استعدادهاي خويش در خواندن پي برد و شروع به خواندن در يک گروه دوستانه به نام sun boys کرد و خواندن در باشگاهها و کاخ هاي جوانان را آغاز کرد و پس از چند سال ، در آغاز جواني اولين ترانه ي مستقل خود را اجرا کرد.
"ابي" آوازخواني ست مردمي که از دل مردم ايران زاده شده است. او با احترام به گوش و هوش مردم ايران در طول سي و پنج سال کار هنري اش و با قبول سنگيني مسيوليتي که بر دوش دارد و با تلاش پشتکار زياد و با خلق آثاري که در گوشت و خون مردم ايران جاي گرفته است و همچنين شخصيت هنري محبوبي که دارد توانسته دل بسياري از ايرانيان را بدست آورد و اين ارتباط با جوانان در ايران به حدي است که نام "ابي" بر ديوارهاي دورافتاده ترين روستاهاي ايران نيز به عنوان خواننده محبوب آنان نقش بسته و اين نشان از اوج موفقيت و محبو بيت يک هنرمند است.
.................................................. ..
بازم بیشتر بدونید:
ابراهيم حامدي :يكي از ماندگارترين خوانندگان ايراني مي باشد كه از صدايي فوق العاده خوب و استثنايي برخوردار مي باشد. ابراهيم حامدي ملقب به ابي در سال 1328 در تهران به دنيا آمده ولي مادرش و خانوادهء مادري او اهل كرج هستند. در سال 1353 ازدواج كرده ( اولين ازدواج رسمي ) وسه فرزند دختر حاصل اولين ازدواج او مي باشد ؛ اولين فرزند خاتون متولد 1354 و دندانپزشك ودومين فرزند سايه متولد 1355 و سومين فرزند او عسل متولد 1357 كه همگي تحصيلات دانشگاهي دارند. در مورد دومين ازدواج , ابي در مصاحبهء 25/8/1375 با برنامه روزهفتم راديوBBC تكذيب كرد كه دوباره ازدواج كرده اما بعدها معلوم شد كه قبل از اينكه اين موضوع را تكذيب كند اين امر خير اتفاق افتاده ( تا نباشد چيزكي مردم نگويند چيزها ) و از ازدواج دوم با خانم « مهشيد » صاحب يك پسر به نام « فرشيد » شده است. ابي خيلي دوست داشته خلبان شود اما در سال 1348 ودر سن بيست سالگي از وادي هنر سردرآورده است. شروع كار هنري او با گروه بلك كتز Black Cats بوده كه ترانه هاي انگليسي مي خواندند بعداز جدايي از بلك كتز اولين ترانه اي كه اجرا كرد « عطش » بود اما با ترانهء « شب » با آهنگ محمد شمس و شعر اردلان سرفراز در شويي به نام ميخك نقره اي مرحوم فريدون فرخزاد معروف شد. با شهرام شب پره نيز ترانه هاي دو صدايي اجرا كرده مثل « چليپم » . اكثر كارهايي كه قبل از انقلاب اجرا كرده از بابك بيات و ايرج جنتي عطايي است . ابي در طول سالها فعاليت هنري خود چندين آلبوم موفق ازجمله كوه يخ , معلم بد , خليج فارس , اتل متل , عطر تو , ستاره هاي سربي , طلوع و... و يك آلبوم بازخواني از ترانه هاي ماندگار شاه ماهي موسيقي ايران « گوگوش » را به بازار عرضه كرده است و از ماندگارترين ترانه هاي او مي توان از هزارويك شب , همدم , سبدسبد , ستاره دنباله دار , محتاج , مست چشات , آخرقصه , گريه نكن , غربت , كي اشكات و پاك مي كنه , قبله و...و...و... نام برد. شماره تلفن ابي ( مربوط به چند سال قبل اگر عوض نشده باشد ) 3104709416 مي باشد.

Kasra
11-01-2006, 03:09 PM
داريوش در ۱۵ بهمن سال ۱۳۲۹ خورشيدی درتهران بدنيا آمد، او سالهای اوليه عمر خود را در ميانه، کرج و کردستان سپری کرد.

استعداد خدادادی او در ۹ سالگی و در زمانی که برای اولين بار برروی صحنه سن مدرسه قرار گرفت آشکار شد و در ۲۰ سالگی توسط حسن خياط باشی از تلويزيون ايران به مردم معرفی شد و با ترانه افسانه و جاويد"بمن نگو دوست دارم" در قلب مردم جای گرفت.

داريوش هرگز با عقايد تحميلی به اجتماع خود سازگار نبود، ترانه های او حاصل اشعار و موسيقی انسانهايی وارسته چون شاملو، نادرپور، جنتی عطايی، قنبری و بيات است.
اين موضوع سبب گشت تا ترانه های او در رابطه با عشق، صلح، آزادی و عدالت سروده شوند.

پس از انقلاب ديگر عرصه ای برای داريوش و هنرش نبود ازاينرو وی از سرزمين مادری خود کوچ کرد.

کارهای او شامل بيش از ۲۰۰ ترانه در ۲۵ آلبوم است.

داريوش کنسرتهای بيشماری را در تالارهای بزرگ جهان چون notably Wembley (لندن)،Carnegie Hall (نيويورک)، Kennedy Center (واشنگتن دی سی )، Koncertos (استکهلم )، Greek Theater )لس انجلس) و Universal Amphitheater (لس آنجلس) به اجراء درآورده است.

داريوش در هنر عکاسی نيز صاحب سبک است، همچنين در دو فيلم سينمايی "ياران" و "فرياد زيرآب" نيز ايفای نقش نموده.
او در فستيوال موسيقی، فيلم و رسانه های تصويری که چندی پيش در بحرين برگذار شد بعنوان نماينده سبک معاصر و منحصر بفرد موسيقی ايران اين سبک را به جهان معرفی کرد و برنده بالاترين نشان صلح گشت

Kasra
11-01-2006, 03:58 PM
نام: گوگوش (فائقه آتشين)

تاريخ تولد: 1328

دختر صابر آتشين (بازيگر)

همسر سابق بهروز وثوقي (بازيگر) ([Only registered and activated users can see links])

همسر مسعود كيميايي ([Only registered and activated users can see links]) (كارگردان)
........................................
بیوگرافی:
متولد سال 1328 در تهران.


- داراي مدرك تحصيلي متوسطه

- فعاليت هنري با عمليات آكروباسي (1334)

- فعاليت هنري با خوانندگي (1338) - شروع فعاليت در سينما با بازي در فيلم بيم و اميد

- شروع مجدد خوانندگي پس از وقفه اي طولاني در سال 1379 (كانادا)

.................................................. ...............................
فیلمها:
بيم و اميد (1339)

گدايان تهران (1345)

ستاره هفت آسمون (1347)

سه ديوانه (1347)

پنجره ([Only registered and activated users can see links]) (1349)

احساس داغ (1350)

بي تا ([Only registered and activated users can see links]) (1351)

ممل آمريكايي ([Only registered and activated users can see links]) (1353)

شب غريبان ([Only registered and activated users can see links]) (1354)

همسفر (1354)

ماه عسل (1355)

نازنين ([Only registered and activated users can see links]) (1355)

در امتداد شب ([Only registered and activated users can see links]) (1356)

امشب اشكي مي ريزد (1357)
......................................
اینم بیوگرافی گوگوش به لاتین:
Googoosh



Faegheh Atashin (born 1950 ([Only registered and activated users can see links])), nick named "Googoosh", is an Iranian ([Only registered and activated users can see links]) (Persian ([Only registered and activated users can see links])) pop singer ([Only registered and activated users can see links]) and actress ([Only registered and activated users can see links]). She was born in the Azarbaijan ([Only registered and activated users can see links]) province and began acting and singing from childhood alongside his father Saber Atashin. She went before a microphone when she was only three years old and the nationwide fame and success of the talented child soon reached all over the country, asking for performances and tours. She began acting for the royal court of the shahat at the age of four and was warmly welcomed by the former empress Soraya ([Only registered and activated users can see links]).

[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links]) [Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])



The self-imposed professional silence has only added to her fame across Tajikistan ([Only registered and activated users can see links]), Central Asia ([Only registered and activated users can see links]), Turkey ([Only registered and activated users can see links]), Iraq ([Only registered and activated users can see links]), Afghanistan ([Only registered and activated users can see links]), and especially among Iranians ([Only registered and activated users can see links]). The political undertones are evident, although not numerous, and never publicly endorsed by the mysterious entertainer. But her aura has obviously inspired and comforted many over the years. "Your songs, coming from the other side of the Iron Curtain ([Only registered and activated users can see links]) inspired people to think, to survive, to live and to love... You were a representative of Iran and Persian language and culture", writes Salimjon Aioubov who remembers Soviet-dominated Tajikistan ([Only registered and activated users can see links]).

[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links]) Legendary Persian Diva Googoosh


She lost her mother when she was an infant and moved with her father to Tehran ([Only registered and activated users can see links]). Googoosh began her career as a child star, acting and singing in many Iranian movies ([Only registered and activated users can see links]). She captured the hearts of audiences and became one of Iran's most recognized and loved child movie stars in the late 1950's and 60's.

By the late 1960s, Googoosh's natural singing ability was inspiring modern Iranian music composers, as a new style of Pop music emerged. The result of this collaboration was a unique blend of contemporary Persian ([Only registered and activated users can see links]) (Farsi) poems and melodies with Western Jazz ([Only registered and activated users can see links]), Blues ([Only registered and activated users can see links]), Rock ([Only registered and activated users can see links]), Disco ([Only registered and activated users can see links]), Latin ([Only registered and activated users can see links]), and other Pop beats. With the help of legendary composers Varoojan ([Only registered and activated users can see links]), Shamaizadeh ([Only registered and activated users can see links]), and Farid Zoland ([Only registered and activated users can see links]), Googoosh's songs became instant hits and she became one of the biggest 1970s Iranian Pop ([Only registered and activated users can see links]) culture icons touching young and old alike.

She set the fashion trends, sporting a mini-jupe ([Only registered and activated users can see links]) and short hair as obvious signs of western sophistication, leaving behind a trail of fads. Tabloid gossip and rumors came with the fame, as well. But it all came to an abrupt end with the 1979 Islamic Revolution ([Only registered and activated users can see links]).

[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links]) [Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])
Googoosh In Concert in Air Canada Center ([Only registered and activated users can see links]) performing before 15,000 fans for the second time



At the age of 20, Googoosh took part in various international music festivals and got the first prize and golden record for her French numbers "Retour de la vie" and "j'entends crier Je t'aime" from the Canne Festival in 1971. She recorded twelve songs in Italian and Spanish for the Sanremo Music Festival ([Only registered and activated users can see links]) 1973 which received overnight success. Also got the first prize for Carthage Music Festival in 1972 and was honored with the first medal of arts of Tunisia in the same year. Her Spanish song entitled 'Desde Hacies Tiempo' was a successful hit in South America ([Only registered and activated users can see links]) in 1973.

She is popular in many Middle Eastern and Central Asian countries, especilly in Tajikistan, Uzbekistan ([Only registered and activated users can see links]) and Azerbaijan ([Only registered and activated users can see links]). She sings in twelve different languages, although she can only speak Persian, English, and a little Armenian ([Only registered and activated users can see links]). She is one of the most famous Persian female pop ([Only registered and activated users can see links]) singers, often called the "Queen of Persian Pop", "Persian diva", "Mermaid of Iran" and "Iran's Daughter".

After the Revolution ([Only registered and activated users can see links]) in Iran, she was banned from public performance like most female singers. Nevertheless, she made a major comeback since 2000 ([Only registered and activated users can see links]). After 21 years of silence, her fans, some of whom were not born when the diva was banned, filled sports arenas all around the globe to welcome their legendary diva in 2000. Since Zartosht, she has had two more record-breaking albums including QQBangBang, Last News, and her new album recorded with a philarmonic orchestra entitled Manifest was released on September, 2005.

Currently (as of 2005 ([Only registered and activated users can see links])), Googoosh resides in California ([Only registered and activated users can see links]), and frequently travels to Toronto ([Only registered and activated users can see links]), Canada ([Only registered and activated users can see links]) where she has a home. She has more than 250 Persian and 55 international songs in her widely popular repertoire.

Over the years many artists have covered Googoosh's songs.

Googoosh also starred in more than 25 films. This is an incomplete list
.................................................. .................................................. ..
بازم بشنوید از این شاه ماهی موسیقی ایران:
گوگوش : شاه ماهي موسيقي ايران بي شك كسي جز گوگوش نيست كسي كه به خاطر سكوت بيست و دو ساله اش مورد توجه همگان بويژه هنرمندان و نويسندگان بوده و علاوه بر نوشتن كتابهايي در مورد او و زندگيش و ساختن فيلم ، بسياري از ترانه هاي او نيز بازسازي شده و توسط خوانندگان زيادي مجددا اجرا شده است مثل ابي ، مارتيك ، هاتف ، نوش آفرين ، شهرزاد سپاهانلو و... حتي « گنايا كوبي » خواننده سوئدي نيز ترانه « صداي پا » را به فارسي اجرا كرده است و شهبال شب پره براي « گروه سيلوت » ترانه اي با نام « پلي به گذشته ها » در مورد گوگوش ساخته است . همهء اين توجهات مرهون شناختي است كه در طول سالهاي سكوت ، ديگران نسبت به گوگوش و كارهاي او پيدا كرده اند.

فائقه آتشين ملقب به گوگوش در 18 بهمن 1329 در خيابان سرچشمه تهران از پدر و مادر آذربايجاني كه از مهاجران آذربايجان شوروي سابق بودند متولد شد. نام فائقه را بر وزن نام مادرش فائزه براي اوانتخاب كردند. در سن دو سالگي پدر و مادرش از هم جدا شدند.گوگوش يك برادر تني كوچكتر داشت كه در سن 24 سالگي براثر رماتيسم قلبي درگذشت و سه برادر ناتني ازپدرش و يك برادر و يك خواهر ناتني از مادرش كه بعد از جدايي با يك مردكليمي ازدواج كرده بود دارد. درهمسايگي آنها يك خانواده ارمني زندگي مي كردندكه او را ازكودكي با نام گوگوش صدا مي زدند و با اينكه گوگوش معمولا اسم مرد ارمني است اما اين اسم براي هميشه ماندگار شد و بعدها كه اوكار هنري را شروع كرد همين اسم را روي خودش گذاشت. پدر او صابرآتشين دركار نمايش بود و در آن سالها در سقاخانه ها برنامه اجرا مي كرد در سالهاي كودكي گوگوش همراه پدرش به محل كار او مي رفت وتا سه سالگي همكار پدرش در عمليات آكروباتيك روي صحنه بود و در سه سالگي با شيرين زباني و استعداد زياد نشان دادكه چگونه مي تواندكارآوازه خوانان و رقصندگان حرفه اي را تقليدكند وكم كم در برنامه هاي پدرش نقش اصلي را پيدا كرد و دو برابر پدرش دستمزد مي گرفت.گوگوش در سن 8 سالگي كارخوانندگي را در برنامه هاي صبح جمعه راديو ايران شروع كرد پس از آن در سنين نوجواني شروع به اجراي برنامه دركاباره هاي بزرگ تهران كرد. اولين كاري كه به طور مستقل اجرا كرد ترانه قصه وفا ساخته پرويزمقصدي بود. دراوخر دهه 50 همراه باگسترش استفاده از تلويزيون و برنامه هاي موسيقي و رقص ، اين دستگاه ارتباطي جديد فضاي جديدي براي هنرنمايي هاي گوگوش بوجود آورد و او از اين طريق توانست به مشهورترين خواننده آن دوران تبديل شود. دامنه شهرت گوگوش و محبوبيت او خيلي سريع از مرزهاي ايران فراتر رفت و دركشورهاي فارسي زبان ديگر مثل افغانستان و تاجيكستان محبوبيت زيادي پيدا كرد. براي خيلي از علاقمندان و مردم در اين كشورها گوگوش يكي از برجسته ترين سمبل هاي هنرايراني و هنرمندي بودكه راه را براي شناسايي ديگران بازكرد. در دوران پربار اما كوتاه فعاليت هاي حرفه اي گوگوش درعرصه موسيقي پاپ در ايران او با ترانه سرايان و آهنگسازان متعددي همكاري كرده است كه اكثرآنها شايد بهترين آثارخود را به زبان گوگوش و با كمك خلاقيت و توانايي هاي ويژه او توانستند به آهنگ هاي به يادماندني تبديل كنند. واروژان ، پرويزمقصدي ، جهانبخش پازوكي ، حسن شمائي زاده ، شهريارقنبري و ايرج جنتي عطائي هريك دوره اي كوتاه يا بلند اما بسيار موفق از همكاري با گوگوش را تجربه كرده اند. از يادگارهاي گوگوش براي دختران ايراني شلوار پسرانه و موي كوتاه پسرانه معروف به موي گوگوشي بود.گوگوش بعد از انقلاب ازصحنه هنر دور شد و با وجود همه فشارها و شايعات ازايران خارج نشد و حتي يكبار نيزكه براي ديدن فرزندش كامبيزقرباني از ايران خارج شده بود مجددا به ايران بازگشت تا اينكه در سال 1379 بعد از22 سال سكوت ، اولين كنسرت خود را در ترنتوي كانادا به روي صحنه برد و با آلبوم زرتشت شعري از نصرت فرزانه و آهنگي از خود گوگوش وگيتار بابك اميني به عالم هنر بازگشت.

از ترانه هاي ماندگار گوگوش مي توان به ترانه هاي مخلوق ، پل ، باور كن ، كوير ، پيش كش ، فاصله ، غريب آشنا ، خوابم يا بيدارم و.... اشاره نمود. آمده است.

Kasra
11-01-2006, 04:36 PM
فریدون فروغی:
من میگم با احساتر از فرهاد می خونه.
کودکی و نوجوانی

او در سال 1329 محله‌ی سلسبیل ([Only registered and activated users can see links] 84&action=edit) تهران ([Only registered and activated users can see links]) متولد می‌شود، پدر او - فتح الله - کارمند اداره‌ی دخانیات بود، در تنهایی خود به سرودن شعر و نواختن تار ([Only registered and activated users can see links]) می‌پرداخت. او از مالکان بزرگ روستای نراق ([Only registered and activated users can see links]) ـ ما بین قم ([Only registered and activated users can see links]) و کاشان ([Only registered and activated users can see links]) ـ به شمار می‌آمد. فریدون تنها پسر خانواده بود و سه خواهر به نامهای پروانه، عفت و فروغ داشت که هم اکنون در قید حیات هستند.

او در سال 1335 و در شش سالگی، تحصیل را آغاز کرد و عاقبت درسال 1347 مدرک دیپلم علوم طبیعی را گرفت و پس از آن دیگر تحصیل را رها کرد. وی موسیقی را بدون داشتن داشتن استاد و با توجه به علاقه‌ای که به موسیقی راک و مخصوصاً آثار ری چارلز ([Only registered and activated users can see links]) داشت، با تمرین می‌آموخت.
.........................
دهه‌ی چهل و اجرا در کافه‌ها

درسن 16 سالگی، با همراه ساختن گروهی نوازنده با خود موسیقی را به صورت جدی شروع می‌کند و در مکان‌های مختلف به اجرای ترانه‌ها وآهنگ‌های غربی معروف در آن روزگار و به خصوص موسیقی بلوز ([Only registered and activated users can see links]) می پردازد و تا سن 18 سالگی فعالیت خود را به همین صورت ادامه می‌دهد. در این دوران است که پس از یک شکست عاشقانه، مدتی از موسیقی دست می کشد، اما پس از این مدت کوتاه کناره‌گیری، درسال 1348 صاحب کاباره کازابا ([Only registered and activated users can see links] 87_%DA%A9%D8%A7%D8%B2%D8%A7%D8%A8%D8%A7&action=edit)ی شیراز ([Only registered and activated users can see links]) از فروغی و همراهانش برای اجرا در آن مکان دعوت می‌کند[1] ([Only registered and activated users can see links] D9%88%D8%BA%DB%8C#endnote_ref1) (در [2] ([Only registered and activated users can see links] D9%88%D8%BA%DB%8C#endnote_ref3) زمان سفر فروغی به شیراز و همکاری‌اش با کازابا، اوایل دهه‌ی پنجاه و همزمان با انتشار موسیقی فیلم تنگنا مشخص شده‌است که به احتمال نزدیک به یقین صحیح نیست). در اواخر این دهه وی اواخر دهه چهل، او به خواننده‌ی بلندآوازه‌ی کلوپ‌های شبانه تهران قدیم و ستاره‌ی صحنه‌ی کافه‌های معروفی چون مارکیز ([Only registered and activated users can see links] B2_%28%DA%A9%D8%A7%D9%81%D9%87%29&action=edit) و کاکوله ([Only registered and activated users can see links] 87_%28%DA%A9%D8%A7%D9%81%D9%87%29&action=edit) بدل شد.
..............................
دهه‌ی پنجاه و شهرت

درسال 1350، خسرو هریتاش ([Only registered and activated users can see links] %B1%DB%8C%D8%AA%D8%A7%D8%B4&action=edit)، کارگردان فیلم آدمک ([Only registered and activated users can see links] %DB%8C%D9%84%D9%85%29&action=edit) در تلاش برای پیدا کردن خواننده‌ا‌ی تازه نفس بود که فریدون فروغی، به او معرفی می‌گردد و با یک بار زمزمه‌ کردن ترانه‌ها، خسرو هریتاش متوجه می‌شود که شخصی را که به دنبالش بوده، یافته است. در نتیجه، دو ترانه به نام‌های «آدمک» و «پروانه‌ی من» را با موسیقی تورج شعبان‌خانی ([Only registered and activated users can see links] %B9%D8%A8%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%AE%D8%A7%D9%86%D B%8C&action=edit) و اشعار لعبت والا ([Only registered and activated users can see links] %A7%D9%84%D8%A7&action=edit)، برای فیلم هریتاش اجرا می‌کند.

پس از اکران فیلم، صفحه‌های 45 دور ([Only registered and activated users can see links] %28%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C%29&action=edit) این دو ترانه، درصفحه‌فروشی‌های معروفی چون آل کوردوبس ([Only registered and activated users can see links] %AF%D9%88%D8%A8%D8%B3&action=edit)، پاپ ([Only registered and activated users can see links] %D9%88%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%85%D9%88%D8%B3% DB%8C%D9%82%DB%8C%29&action=edit)،دیسکو ([Only registered and activated users can see links] %D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%85% D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C%29&action=edit)، بتهوون ([Only registered and activated users can see links] 86_%28%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87_% D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C%29&action=edit)، و پارس ([Only registered and activated users can see links] %D8%B1%D9%88%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%85%D9%88% D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C%29&action=edit) عرضه می‌گردد. این دو ترانه گل می‌کند و بر سر زبان‌ها می‌افتد و فریدون فروغی به شهرت می رسد. گرچه در آن زمان به او خرده می گرفتند که صدای فرهاد ([Only registered and activated users can see links] D8%A7%D8%AF) را تقلید می‌کند، اما همین باعث شد تا دیگر زیر سایه نام خواننده‌ی محبوبش ری چارلز ([Only registered and activated users can see links]) قرار نگیرد.

بعدازگذشت مدتی فرشید رمزی ([Only registered and activated users can see links] %B1%D9%85%D8%B2%DB%8C&action=edit) - کارگردان نمایش تلویزیونی شش و هشت ([Only registered and activated users can see links] 8%AA_%28%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%29&action=edit) - با فریدون فروغی قرارداد می‌بندد و فروغی درسال 1351 بعداز پنج سال مشابه‌خوانی آثار ری چارلز را کنار می‌گذارد. این همکاری باعث تولد آثاری چون زندون دل و غم تنهایی می‌گردد که اولی، فروغی را تبدیل به هنرمندی صاحب سبک می‌کند. فتنه‌ی چکمه پوش ([Only registered and activated users can see links] DB%8C_%DA%86%DA%A9%D9%85%D9%87_%D9%BE%D9%88%D8%B4_ %28%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85%29&action=edit) ساخته‌ی همایون بهادران ([Only registered and activated users can see links] 86_%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86&action=edit) دومین فیلم سینمایی بود که فروغی در سال 1351 برای تیتراژ آن ترانه‌ای را به همین نام اجرا کرد. درهمین سال توسط یکی ازدوستانش با گلی فتوره‌چی آشنا می‌شود و با او ازدواج می‌کند.

سال بعد تنگنا ([Only registered and activated users can see links] %D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85%29&action=edit) ساخته‌ی امیر نادری ([Only registered and activated users can see links] %A7%D8%AF%D8%B1%DB%8C&action=edit) با ملودی‌های شورانگیز و تکان‌دهنده‌ی منفردزاده ([Only registered and activated users can see links] 8C%D8%A7%D8%B1_%D9%85%D9%86%D9%81%D8%B1%D8%AF%D8%B 2%D8%A7%D8%AF%D9%87&action=edit)، صدای فروغی را بر تیتراژ داشت. در همان سال - 1352 - چندین ترانه را اجرا می‌کند که شاخص‌ترین آنها نماز (یا نیاز به روایت ساواک ([Only registered and activated users can see links])!) است، با شعری از شهیار قنبری ([Only registered and activated users can see links] %82%D9%86%D8%A8%D8%B1%DB%8C&action=edit) و موسیقی منفردزاده؛ ترانه‌ای که منجر به بازخواست هر سه نفر از طرف ساواک می‌گردد. او ترانه‌ی هوای تازه را در همین سال در برنامه‌ی تلویزیونی رنگارنگ ([Only registered and activated users can see links] 86%DA%AF_%28%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%29&action=edit) اجرا می‌کند و همچنین در همین سال است که به درخواست فرزان دلجو ([Only registered and activated users can see links] %AF%D9%84%D8%AC%D9%88&action=edit) ترانه‌ای را برای فیلم یاران ([Only registered and activated users can see links] %D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85%29&action=edit) (با بازی و کارگردانی دلجو) اجرا می‌کند.

درسال 1353، فروغی به علت عدم تفاهم با همسرش از وی جدا می‌شود. در همین سال ترانه‌ی همیشه غایب را با شعری از شهیار قنبری، موسیقی «ویلیام خنو» و تنظیم واروژان ([Only registered and activated users can see links] A7%D9%86&action=edit) اجرا می‌کند (این ترانه، پیش‌تر با شعری از ویلیام خنو و با نام ماهی خسته اجرا شده بود). او که رفته رفته، به هنرمند باتجربه‌ای تبدیل می‌شد، اقدام به جمع‌آوری آثار خود می‌نماید و اولین آلبوم خود را با نام زندون دل به بازار عرضه می‌کند.

دومین آلبومش را با نام یاران درسال 1354 به بازار عرضه می‌کند و در همین سال به علت اجرای ترانه‌ی سال قحطی از طرف رژیم شاهنشاهی ([Only registered and activated users can see links] D9%84%D9%88%DB%8C) به مدت دو سال از فعالیت منع می‌شود.

درسال 1356، پس ازاعلام فضای باز سیاسی توسط رژیم، فروغی بعد از دو سال ممنوعیت کاری، سومین آلبوم خود را با نام سال قحطی به بازار عرضه می‌کند. در بهمن ماه همین سال، پدرش در اثر بیماری ذات‌الریه ([Only registered and activated users can see links] D9%84%D8%B1%DB%8C%D9%87&action=edit) از دنیا می‌رود.
.............................................
انقلاب و یار دبستانی
درسال 1357، با وخیم شدن اوضاع سیاسی ایران، فروغی اعتراض خود را به اوضاع کشور با انتشار آلبوم بت شکن اعلام میدارد و در همین سال ترانه‌ای به نام روسپی راجرا می‌کند که هرگز مجوز پخش نمی‌گیرد.

درسال 1358، بعدازانقلاب، فروغی درایران می‌ماند و کنسرت اجرا می‌کند که ترانه‌های این کنسرت را در آلبوم فریدون فروغی در آغازی نو جای می‌دهد و دلیل نامگذاری آلبوم به این نام، وجود ترانه‌های ریتمیکی مانند حقه و شیاد است که در کارنامه‌ی فروغی مانند آنها وجود نداشت.

بعداز انتشار این کاست، درسال 1359، فروغی ترانه‌ی بار دبستانی را برای فیلم از فریاد تا ترور ([Only registered and activated users can see links] %A7%D8%AF_%D8%AA%D8%A7_%D8%AA%D8%B1%D9%88%D8%B1_%2 8%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85%29&action=edit) به کارگردانی منصور تهرانی اجرا می‌کند که در تیتراژ فیلم استفاده می‌شود. در حالی که هنوز هیچ منع رسمی‌ای برای فعالیت فروغی اعلام نشده بود، به تهرانی خبر می‌دهند که باید صدای فروغی را از تیتراژ فیلم‌اش حذف کند. در نتیجه جمشید جم ([Only registered and activated users can see links] %AC%D9%85&action=edit) خواندن این ترانه را به عهده می‌گیرد. این ترانه بسیار مطرح و معروف می‌شود و حتی امروزه بعنوان نمادی از مبارزه ارزشی خاطره‌انگیز دارد. در همین زمان است که زمزمه‌هایی در مورد ممنوعیت فعالیت فروغی شنیده می‌شود. او در همین سال ترانه‌ی کوچه‌ی شهر دلم را می‌خواند.
.................................................. .....
دهه‌ی شصت و بعد
درسال 1360 چندترانه‌ی خودرا همراه باچند ترانه از کوروش یغمایی ([Only registered and activated users can see links] %8C%D8%BA%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C&action=edit) درآلبومی با عنوان سُلٰ جای می‌دهد و طی سال‌های 60 و 61، آهنگ چهار قسمتی چرا نه؟ رامی‌سازد و اجرا می‌کند. در همین سالهاست که فعالیت نمودن او ممنوع می‌شود.

در سال 1365 سفر به دوبی ([Only registered and activated users can see links])، فروغی را تا پای پیوستن به هنرمندان دور از وطن پیش برد، اما پیشنهادهای تهیه‌کنندگان آن سوی آب او را به رفتن راضی نکرد.

در اسفندسال 1372 با سوسن معادلیان آشنا می‌شود و در خرداد 1373 باهم ازدواج می‌کنند. ازدواج، موجب تحولی مثبت در او می‌شود و دوباره فعالیت خود را از سر می‌گیرد؛ شعر می‌گوید، آهنگ می‌سازد و شروع به تدریس می‌نماید.

در اسفندماه سال 1377 موفق به برگزاری کنسرتی در تالار حافظ دانشگاه کیش ([Only registered and activated users can see links] A7%D9%87_%DA%A9%DB%8C%D8%B4&action=edit) می‌شود. پس از 4 روز برگزاری کنسرت در کیش، به تهران می‌آید. علی‌رغم درخواست‌هایی که از شهرستان‌های دیگر برای برگزاری کنسرت ارسال می‌شود، با برگزاری آن در شهرستان‌های دیگر موافقت نمی‌شود و فروغی درتابستان 78 و پائیز 79 دوباره به کیش باز می‌گردد و به اجرای برنامه در هتل آنا ([Only registered and activated users can see links] %A7&action=edit)‌ی کیش می‌پردازد.

در فروردین سال 1379 به پیشنهاد حمیدرضا آشتیانی پور ([Only registered and activated users can see links] B6%D8%A7_%D8%A2%D8%B4%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8 C_%D9%BE%D9%88%D8%B1&action=edit) (کارگردان) و به امید اخذ مجوز، «می تراود مهتاب» را با شعری از نیما یوشیج ([Only registered and activated users can see links] D8%AC) برای فیلم دختری به نام تندر ([Only registered and activated users can see links] %A8%D9%87_%D9%86%D8%A7%D9%85_%D8%AA%D9%86%D8%AF%D8 %B1_%28%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85%29&action=edit) می خواند اما شرایط تغییری نمی‌کند. پیش از این هم کیومرث پوراحمد ([Only registered and activated users can see links] AB_%D9%BE%D9%88%D8%B1%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF&action=edit) نمی‌تواند مجوز حضور او را بعنوان بازیگر برای پروژه فیلم گل یخ ([Only registered and activated users can see links] 1%DB%8C%D9%84%D9%85%29&action=edit) (که داستان آن در باره زندگی یک خواننده‌ی محکوم به سکوت بود) بگیرد.
.....................
مرگ:
وی در روز جمعه، سیزدهم مهر ماه 1380 در منزلش در تهران پارس درگذشت. او را در روستای قرقرک ([Only registered and activated users can see links]) اشتهارد ([Only registered and activated users can see links] B1%D8%AF&action=edit) کرج در کنار برکه‌ای کوچک، در سایه‌ی کوهی بزرگ و در آرامشی که سالها انتظارش را می کشید به خاک سپردند. شهریار قنبری در مورد مرگ او می‌گوید: «فریدون فروغی را فراموشی و خاموشی کشت».
.........................................
اگرم خواستید بیشتر بدونید این دو سایت می نیوسم برید یک کلیپ خیلی قشنگ هم راحت می بینید سری بزنید بهش ضرر نمیکید فروغی کم کسی نبود.
............
[Only registered and activated users can see links]
.............................................
C:\Documents and Settings\ebi\Desktop\IRAN CLIP Flash Player _ ایران کلیپ - نوانمای زندگینامه فریدون فروغی · خواننده فریدون فروغی · ترانه گلچین.htm

Kasra
11-01-2006, 05:01 PM
بازم از فروغی





[Only registered and activated users can see links]فريدون فروغي متولد بهمن 1329، كار خود را از اواخر دهه 40 با برنامه تلويزيوني "شش و هشت" آغاز كرد و به دليل جنس صدا و موسيقي نويي كه ارائه ميداد، سريعاً به يك هنرمند پيشرو در عرصه موسيقي روز بدل شد.از آثار او ميتوان آدمك، ظهر تابستان و قوزك پا را نام برد.

فريدون فروغي ،در سال 1335 ودر شش سالگي ،تحصيل را آغازكردوعاقبت درسال 1347 مدرك ديپلم علوم طبيعي را گرفت وپس از آن ديگرتحصيل رارهاكرد. درسن 16 سالگي ،باهمراه ساختن گروهي نوازنده باخودموسيقي را به صورت جدي شروع مي كند ودر مكان هاي مختلف به اجراي ترانه ها وآهنگ هاي روز فرنگي وبه خصوص موسيقي (بلوزغربي) مي پردازدوتاسن 18 سالگي كارخودرا به همين صورت ادامه مي دهد. در همين ايام عشق ودلدادگي اورا گرفتار مي كند،اما در ناباوري كامل ،پس ازمدتي متوجه غيبت عشق خود مي شودوقلب گرفتار او در تب وتاب عشق مي سوزد وفريدون جوان ،مدتي دست از موسيقي مي كشد. درسال 1350،خسروهريتاش ،كارگردان فيلم (آدمك) درتلاش براي پيدا كردن خواننده اي تازه نفس بود كه فريدون فروغي توسط دوستي مشترك به او معرفي مي گردد و بايك بار زمزمه ي ترانه خسروهريتاش متوجه مي شود كه شخصي را كه به دنبالش بوده ، يافته است وترانه ي آدمك وپروانه ي من توسط فروغي اجرا مي شود و چندي بعد اين ترانه در صفحات 45دور ،درصفحه فروشي هاي معروفي چون (آل كوردوبس ، پاپ ،ديسكو،بتهوون وپارس )عرضه مي گردد،اين دوترانه گل مي كندوبرسرزبان ها مي افتد. بعدازگذشت مدتي (فرشيدرمزي) كارگردان برنامه ي شوي تلويزيوني (شش وهشت) بافريدون فروغي قرارداد مي بنددوفروغي درسال 1351 بعداز پنج سال مشابه خواني ،آثارري چارلز را كنارگذاشته وكارش را درتهران شروع مي كندواين همكاري باعث تولد آثاري چون زندون دل وغم تنهايي مي گردد كه ترانه ي زندون دل فروغي را تبديل به هنرمندي صاحب سبك مي كند.

</SPAN>[Only registered and activated users can see links]





او پس از انقلاب چند سالي را در اروپا گذراند اما بعد از مدتي به اميد فعاليت دوباره به ايران بازگشت. با اين حال جز اجراي چند كنسرت معدود در جزيره كيش، اجازه اجراي زنده در شهرهاي ديگر و يا توليد نوار كاست به او داده نشد. آخرين فعاليت رسمي فروغي، اجراي يك ترانه با شعري از نيمايوشيج بر تيتراژ پاياني فيلم "دختري به نام تندر" ساخته حميدرضا آشتياني پور بود كه در نوزدهمين جشنواره فيلم فجر به نمايش درآمد.و در روز جمعه سيزدهم مهرماه ۱۳۸۰ تنها صدايش ماندگار شد. بر روی سنگ مزارش این حك شده است :

[Only registered and activated users can see links]



چون آدمك زنجير بر دست و پايم

از پنجه ي تقدير من كي رهايم

فريدون فروغي 1380-1329

بخشی از وصيتنامه فريدون فروغی

بگوييد بر گورم بنويسند: زندگی را دوست داشت , ولی آن را نشناخت , مهربان بود , ولی مهر نورزيد , طبيعت را دوست داشت, ولی از آن لذت نبرد, در آبگير قلبش جنب و جوشی بود, ولی کسی بدان راه نيافت, در زندگی احساس تنهايی می نمود, ولی هرگز دل به کسی نداد

و خلاصه بنويسيد:

زنده بودن را برای زندگی دوست داشت

نه زندگی را برای زنده بودن...

CAMELIA
12-01-2006, 02:17 AM
يكي ما را در يابد
من يه چندتا مطلب درباره ي فريدون خان فروغي خوندم كه شباهت خيلي وحشتناكي با اين چيزايي كه آقاي كسري چسبوندند اينجا دارند
1_ايشون به صورت كاملاً طبيعي فوت كردند و اصلاً هم ترور نشدند.
2_ايشون فاقد هر گونه سواد و مدرك آنچناني هستند و اصلاً و عمراً مدرك دكترا ندارند.(نه جون من اصرار نكن.....نميشه...راه نداره)
3_جناب محترمه پدرشان كارمند بوده و به هيچ وجه من الوجوه ارتشي و نظامي نبوده.
4_ايشان علاوه بر بازيگري و خوانندگي و ....هرگز شومن تشريف نداشته اند كه بخواهد با استفاده از اين موقعيت دين و ....به سخره وگيرد.
5_.....
wildworld هستش و هزار رقم اطلاعات...:blink: :wacko: :angry: :huh: :blush:

CAMELIA
12-01-2006, 05:21 AM
ها.
يافتم.يافتم(با رخصت پهلوون ارشميدس)
ها.
طي تفحصات عميق و ريشه اي در WILDLIFE:huh: در ويافتم كه هر فريدوني فريدون نمي باشد.
نتيجه ي اخلاقي:به هر سايت در پيتي اعتماد نوكنيد!:fyou:

gerash
12-01-2006, 09:10 AM
یک فریدون فروغی داریم

یک فریدون فرخزاد

Khatoon
12-01-2006, 02:27 PM
یک فریدون هم جدیدا اومده که می خونه آهای منگل آشق آهای مویه و هق هق
آهای وصله به موهای تو پاروی دو قایق

Kasra
13-01-2006, 12:47 PM
این کاملیا یک روانی به تمام معناست.

من نمی دونم کجا گفتم این فریدون فروغ ترور شده فکر کنم فعلا به نامزدتون برسید بهتره شما تا اینجا پرسه بزنید.

Kasra
13-01-2006, 12:51 PM
سه سال پیش «فرهاد مهراد» ، خواننده و آهنگساز ايرانی که در ايران و در ميان هوادارانش با اسم کوچکش يعنی فرهاد شهرت داشت پس از مدتی بيماری در سن 59 سالگی در پاريس درگذشت.

فرهاد از جمله معدود هنرمندان موسيقی پاپ بود که پس از انقلاب اسلامی ايران، در سال 1357، کشور را ترک نکردند.
ترانه وحدت ساخته اسفنديار منفردزاده با شعر سياوش کسرايی، از آثار اين خواننده ايرانی است که در اوايل انقلاب به اجرا در آمد.
در چند سال اخير نيز او در ايران چند برنامه هنری اجرا کرد و در آنها تعدادی از ترانه های گذشته اش را نيز به اجرا در آورد.
ترانه های فرهاد در دهه 50 شمسی با مضامين سياسی و اجتماعی در ميان جوانان کشور محبوبيت زيادی کسب کرد، از جمله ترانه های جمعه خونين، هفته خاکستری و کوچه ها (شبانه).
فرهاد که برخی منابع نام او را محمد صفار منتشری نوشته اند در سال 1321 در لنگرود به دنيا آمده بود.
او شيوه خاصی در خواندن بنا گذاشت که در سالهای دهه پنجاه نام او را بر سر زبانها انداخت.
معروف ترين ترانه او جمعه نام داشت که شعر آن را شهيار قنبری سروده بود و آهنگ آن کار اسفنديار منفرد زاده بود و اولين بار در فيلمی به نام خداحافظ رفيق خوانده شد. اين ترانه مدتها نزد جوانان آن دوره يک ترانه سياسی تلقی می شد و شيوه خواندن فرهاد هم به اين تصور دامن می زد.
بيماری فرهاد نوع پيشرفته "هپاتيت سی" بود که به کبد او صدمه زده بود. دکتر زالی از پزشکان معالج وی در تهران پيشتر گفته بود که حتی با پيوند کبد شانس زنده ماندن او حداقل 70 درصد است.
...............
زندگینامه:
نهمين فرزند مرحوم رضا مهراد ،كاردار وزارت امورخارجه دولت ايران در كشورهاي عربي ،روز بيست و نهم دي ماه 1322 در تهران متولد شد.
اخلاق و رفتار آخرين فرزند خانواده مهراد آنقدر متفاوت بود كه هميشه از سوي اطرافيان به «تقليد از بزرگترها» مي شد.
سه سال بيشتر نداشت كه علاقه به موسيقي او را وادار ميكرد تا پشت در اتاق برادرش بنشيند و تمرين ويلون او و دوستانش را گوش كند.

در همان دوران يكي از دوستان برادرش متوجه علاقه فرهاد به موسيقي ميشود و از خانواده او ميخواهد كه سازي براي او تهيه كنند.
با اصرار برادر بزرگتر يك ويلون سل براي او تهيه ميكنند و تمرينات فرهاد آغاز ميشود.
عمر تمرينات ويلون سل از 3 جلسه فراتر نرفت، چرخ روزگار ساز او را شكست و به قول فرهاد:«ساز صد تكه و روح من هزار تكه شد.»و از آن پس بازهم دل سپردن به تمرينات برادر بزرگتر تنها سرگرمي و ساز تبديل به روياي فرهاد شد.

با ورود به مدرسه استعداد او در زمينه ادبيات آشكار و ادبيات تبديل به دلمشغولي او ميشود و در آستانه ورود به دبيرستان تمايل به تحصيل در رشته ادبيات پيدا ميكند.
اما عليرغم نمرات ضعيفش در دروسي غير از ادبيات و زبان انگليسي ،مخالفت عموي بزرگش در غياب پدر، او را مجبور به ادامه تحصيل در رشته طبيعي ميكند .و عاقبت دلسپردگي به ادبيات و بي علاقگي به دروس مورد علاقه عمويش سبب ميشود تا در كلاس يازدهم ترك تحصيل كند.

پس از ترك تحصيل با يك گروه نوازنده ارمني آشنا ميشود و با استفاده از سازهاي آنان به صورت تجربي نواختن را مي آموزد و مدتي بعد به عنوان نوازنده گيتار در همان گروه شروع به فعاليت ميكند.

گروه راهي جنوب ميشود تا در باشگاه شركت نفت برنامه اجرا كنند و اولين شب اجراي برنامه رهبر گروه به بهانه غيبت خواننده گروه از فرهاد ميخواهد تا او جاي خواننده را پر كند.
..........................
مختصری از او:
وسواس شديد فرهاد در اداي صحيح كلمات و آشنايي او با ادبيات ملل چنان در كار او موثر بود كه وقتي ترانه اي به زبان ايتاليايي ،فرانسوي و يا انگليسي اجرا ميكرد كمتر كسي باور ميكرد كه زبان مادري اين هنرمند فارسي باشد و همين خصوصيت باعث درخشش گروه و تمديد مدت برنامه گروه ارمني شد.

مدتي بعد از گروه جدا ميشود و فعاليت انفرادي خود را آغاز ميكند.فرهاد براي اولين بار در سال 42 براي اجراي چند ترانه انگليسي راهي برنامه تلويزيوني «واريته استوديو ب» ميشود و مخاطبان بيشتري مي يابد.

مدتي بعد فرهاد در يكي از كنسرتهاي بزرگي كه به مديريت مجله «اطلاعات جوانان» در امجديه برگزار شد هنرنمايي كرد.
در اين برنامه فرهاد چند ترانه با گيتار اجرا ميكند و بيش از پيش مورد توجه تماشاگران و همچنين شهبال شب پره ،مرد اول گروه Black Cats قرار ميگرد.
چندي بعد فرهاد با شهبال شب پره سرپرست گروه بلك كتز آشنا مي شود .همكاري فرهاد به عنوان خواننده و نوازنده گيتار و پيانو با شهبال شب پره (پركاشن) ،شهرام شب پره (گيتار)، هامو(گيتار) ، حسن شماعي زاده (ساكسيفون) و منوچهر اسلامي (ترومپت)در كلاب كوچيني از سال 45 آغاز ميشود.

منوچهر اسلامي كه از فرهاد به عنوان پايه اصلي Black Cats ياد ميكند با اشاره به استعداد فرهاد مي گويد:«فرهاد با اينكه نت نميدانست و موسيقي را از راه گوش آموخته بود نياز چنداني به تمرين نداشت.او با چند بار زمزمه كردن شعر ،ساز و صدايش را با بقيه گروه هماهنگ ميكرد.در واقع او به احترام ديگر اعضا در جلسات تمرين حاضر مي شد.»

در همين دوران يعني در اوج فعاليت Black Cats ،دوستداران فرهاد ترانه «اگه يه جو شانس داشتيم» يعني اولين اثر فرهاد به زبان فارسي را در فيلم «بانوي زيباي من» شنيدند.
او اندکی بعد برای پرستاري ازخواهرش راهي انگلستان ميشود.در طول سفر كه قرار بود 2 ماه به طول انجامد يكي از تهيه كنندگان سرشناس انگليسي به سراغ او مي آيد و پيشنهاد انتشار آلبومي با صداي فرهاد را مطرح ميكند. اما بيماري فرهاد و بروز مشكلات متعدد شخصي باعث ميشود تا انتشار آلبوم در حد حرف باقي بماند و سفر 2 ماهه بيش از يكسال طول بكشد.

سال 48 فرهاد ترانه «مرد تنها» ،با شعر شهيار قنبري و موسيقي اسفنديار منفردزاده،را براي فيلم «رضا موتوري» ميخواند.ترانه «مرد تنها» كه پس از اكران فيلم در قالب صفحه گرامافون راهي بازار شده بود آنچنان طرفدار مي يابد كه فرهاد تبديل به يك ستاره ميشود.
چون هميشه معتقد بود بايد شعري را بخواند كه خود به آن اعتقاد دارد و در واقع آن شعر بايد به شكلي زبان حال او باشد پس از «مرد تنها» تعداد محدودي ترانه يعني ترانه هاي «جمعه»،«هفته خاكستري»،«آيينه ها»(51-1350)را خواند و با افزايش تنشهاي سياسي در ايران در دهه پنجاه ترانه هاي «شبانه1» ،«خسته»، «سقف»،«گنجشگك اشي مشي»،«آوار»،«شبانه2» با اشعاري از احمد شاملو و شهيار قنبري و صداي فرهاد منتشر و تبديل به سرود اتحاد مردم شدند.


يك روز بعد از انقلاب در ايران يعني در روز 23 بهمن 1357 مرحوم «سياوش كسرايي» ترانه «وحدت» را به اسفنديار منفردزاده مي سپارد و در همان روز صداي فرهاد در ستايش آزادي و آزادگي در تلويزيون ملي طنين انداز شد.

پس از انقلاب فرهاد،خواننده انقلابي ،از ادامه كار منع و تقاضاهاي چندباره او براي انتشار مجدد آثارش با مخالفت روبرو شد. البته در همين سالها كه حتي از انتشار مجدد ترانه «وحدت» به بهانه «تكراري بودن» جلوگيري مي شد شخص با نفوذي بدون كسب مجوز از خواننده،آهنگساز يا شعراي اين ترانه ها آلبومي با نام وحدت و با مجوز رسمي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي را راهي بازار كرد.

بالاخره سال 1372 پس از 15 سال آلبوم جديد فرهاد، «خواب در بيداري»،مجوز انتشار دريافت كرد و تبديل به پر فروش ترين شد.
پس از انتشار «خواب در بيداري» ،فرهاد كه از انتشار آلبوم بعدي خود در ايران نا اميد شده بود در سال 1376 آلبوم «برف» را در ايالات متحده آمريكا ضبط و منتشر كرد و اين آلبوم يك سال بعد در ايران منتشر شد. پس از انتشار آلبوم «برف»، فرهاد درصدد تهيه آلبومي با نام «آمين» كه ترانه هايي از كشورها و زبانهاي مختلف را در خود جاي ميداد ،برآمد.

از مهر ماه 1379 بيماري فرهاد جدي شد،اما فرهاد از حركت بازنايستاد. آن روزها هيچ چيز جز مرگ نمي توانست او را از تهيه آلبوم «آمين» بازدارد ،كه بازداشت…
فرهاد پس از 2 سال معالجه در ايران و فرانسه ،در سن 59 سالگي روز نهم شهريور 1381 در شهر پاريس بر اثر بيماري هپاتيت درگذشت.

پيكر فرهاد در آغوش خاك آرامگاه Thiais پاريس خفته است.
......................

Kasra
13-01-2006, 12:55 PM
هایده (زادهٰ 1321 خورشیدی در تهران - درگذشتهٔ 1368 خورشیدی در کالیفورنیا ([Only registered and activated users can see links]کالیفورنیا)). خوانندهٰ ایرانی. آواز خوانی را از علی تجویدی ([Only registered and activated users can see links]علی_تجویدی) فرا گرفت و نخستین ترانه‌اش را در سال 1347 به نام «آزاده» با ارکستر گلها ([Only registered and activated users can see links] B1_%DA%AF%D9%84%D9%87%D8%A7&action=edit) در رادیو تهران اجرا کرد. در سال 1357 به انگلستان ([Only registered and activated users can see links]انگلستان) مهاجرت کرد و از 1361 تا پایان عمر در کالیفورنیا اقامت گزید.
..................




زندگینامه هایده

file:///C:/Documents%20and%20Settings/ebi/Desktop/هنرپیشگان%20قدیم%20ایران%20و%20 خوانندگان%20ایرانی_files/j9ni1y.jpg



نام : معصومه دده بالا

نام هنری : هایده

تاریخ تولد : 1321

محل تولد : کرمانشاه

تاریخ وفات : 1368

محل وفات : آمریکا



هایده در سال 1321 هجری شمسی در یکی از روستاهای کرمانشاه بدنیا آمد.

وی کارش را در رادیو با برنامه گلهای رنگارنگ آغاز کرد و از همان اوایل نام خود را در شناسنامه موسیقی ایران به ثبت رسانید. هایدهبه گفته بسیاری دارای یکی از بهترین صداهای تاریخ موسیقی ایران بود.

زنده یاد هایده در 7 شهریور 1357 مانند بسیاری از هنرمندان دیگر وطن را به قصد لندن ترک کرد و پس از مدتی به آمریکا رفت و کار هنری خویش را در آنجا ادامه داد..............تا اینکه در سال 1368 با اینکه هنوز بیش از 47 بهار از عمرش نگذشته بود در آمریکا بر اثر سکته قلبی دیده از جهان فرو بست و دوستداران خویش را در غم و اندوه فرو برد.

پیکر هایده در مراسمی باشکوه و با حضور هنرمندان زیادی در آمریکا به خاک سپرده شد.



مصاحبه با هایده

بانو هایده درمصاحبه ای که حدود سه چهار سال قبل از درگذشتش با او انجام شده بود تلخ ترین خاطره اش را چنین بیان میکند:



از زبان خود هایده:

تلخ ترین خاطره من اینه که آهنگی از جهانبخش پازوکی به من پیشنهاد شده بود بخونم که ترجیع بند آن اینه: من خودم رفتنی ام

من بشدت به پازوکی پافشاری میکردم که من این آهنگ رو نمیخونم

نمیدونم چرا دلشوره عجیبی داشتم چون میخواستم به مسافرت اروپا بیایم و فکر حادثه ای مرا تعقیب میکرد.فکر میکردم شاید بیماری ای تصادفی چیزی باعث شود که من برنگردم به ایران و هیچ وقت فکر نمیکردم همچین حادثه ای اتفاق بیافتد و من تا امروز یعنی 6 سال نتوانم وطنم را ببینم. به هر صورت با ناراحتی خیلی شدید رفتم روی صحنه و اونو اجرا کردم.

7 شهریور ایران را به قصد لندن ترک کردم و نمیتونم براتون توجیح کنم که حالت من در اون ساعت و اون لحظه چه بود. ولی امیدی است که مرا نگه میدارد که باز بتوانم ایرانم را ببینم وبه آغوش هموطنانم برگردم.

Kasra
13-01-2006, 01:00 PM
سیاوش قمیشی



[Only registered and activated users can see links]اگر 4 رکن اساسی آهنگ (Melody), شعر, (Lyric) تنظیم (Compose) و صدای خواننده (Vocal) را در ساخت و اجرای یک ترانه به عنوان وجوه اصلی ترانه در نظر بگیریم , سیاوش قمیشی تنها هنرمندی ست که هر4 وجه ترانه اش با دیگر فعالان موسیقی پاپ (Popular) ایران متفاوت است.

سیاوش قمیشی (متولد 1324-1945 در اهواز و بزرگ شده در تهران ) آهنگساز, شاعر, تنظیم کننده و خواننده ای ست که در بین عموم به عنوان خواننده و برای خواص به عنوان آهنگساز و خواننده اعتباری ویژه و متفاوت دارد. نخستین وجه و شاید مهم ترین وجه تفاوت آثار سیاوش قمیشی در ملودی هایش نهفته است. ملودی هایی بسیار متأثر از موسیقی کلاسیک (اصیل) ایران و در عین حال مبتنی بر آکورد های غیر معمول و کاملأ غیر ایرانی که ترکیبی عجیب و درخشان را از موسیقی ایرانی و غربی در قالب ترانه های پاپ (Popular) به وجود آورده است و همچون مهری برجسته, برداشت ناب سیاوش قمیشی را از هنر ایرانی با اشرافی جامع بر انواع موسیقی غیر ایرانی به نمایش می گذارد. در بیشتر آهنگهای ساخته سیاوش رگه هایی روشن و قوی از موسیقی ایرانی را می توان یافت که گرچه روایت جز به جز موسیقی ردیفی ایران نیستند اما به خوبی حس ایرانی بودن را حتی در ذهن شنونده ی غیر حرفه ای متبادر می کنند و این هنر اوست که با گریز آگاهانه از تکرار سنتی و نخ نما, ملودی های ظریف ایرانی را همچون تارهای طلا بر پیکره ی ترانه اش می بافد. با کمی دقت در آلبوم های سیاوش میتوان بسیاری از برداشت های آزاد وی را از موسیقی کلاسیک ایران به وضوح مشاهده کرد. در واقع سیاوش قمیشی و هم نسلان موفقش آموزش موسیقی را از کودکی به طور خودآگاه یا ناخودآگاه با موسیقی ناب ایرانی شروع کردند. شنیدن روزمره ی اجراهای بسیار موثق و اصیل از بزرگان موسیقی ایران در سالهای 1320و1330 از رادیو تهران تجربه ای تکرار نشدنی برای هم نسلان سیاوش به عنوان کودکان آن روزگار و بزرگان آینده موسیقی نوین ایران بود که به مرور پس از آشنایی با حوزه های دیگر, موسیقی عملی را از طریق مراجع و منابع کاملأ جدا آموزش دیده وتجربه می کردند.

سیاوش قمیشی خود سالهای 1970 را در انگلستان (مهد موسیقی راک) گذرانده و آموزش موسیقی دیده است. موسیقی گروههای بزرگ غربی و شرایط زمانی – مکانی فعالیت آنها را از نزدیک درک و لمس کرده و آثارشان را عملا مشق و اجرا نموده است. این آمیختگی عملی با موسیقی روز دنیا در کنار ذهنیت و ناخودآگاه انباشته از ملودی های موسیقی ایران, زمانی که منشا خلق هنری قرار گرفتند ترکیبی نو و بدیع از ملودی و هارمونی را پدید آوردند که پیشتر همانندی نداشت. از این روست که موسیقی سیاوش قمیشی را یکی از بهترین نمونه های هنر هم نسلانش می دانیم. او با برداشت ویژه اش از انواع موسیقی و با توجه کامل به موزیک روز دنیا به ویژه در حیطه ی پروگرسیو تنظیم, صداسازی و میکس به مرز نوآوری و خلاقیتی کامل رسیده و در بیان خود قوام ودوام یافته است. همکاری با تنظیم کنندگانی آگاه و خوش ذوق (که بعضا با وجودی که ایرانی نیستند, توانسته اند با موسیقی ایرانی ارتباط برقرار کنند) و نکته سنجی شخص سیاوش در استفاده ی آگاهانه و هوشمند از صداسازی های الکترونیک و ساوند افکت های عجیب و بجا در تنظیم قطعاتش, به موسیقی او تنوعی خاص و رنگارنگی منحصر به فردی بخشیده است که موزیکالیته ی ترانه های او را به گونه ای بهتر و جذاب تر نمایان میکند. از لحاظ شعری, ترانه هایی که سیاوش برای کار انتخاب میکند چند ویژگی اساسی دارند که مهم ترین آنها سادگی و روانی کلام و دوری از پیچیدگی های معماگونه ی شعری است.

سیاوش از دیرباز علاقه ای به استفاده از کلام روشنفکر مأبانه و غیر مردمی نداشته است و با انتخابی آگاه, به دام ابتذال ناشی از ساده پسندی و بی هویتی هم نیفتاده است. فضای ترانه های او فضایی روشن و امیدبخش است, به دور از سایه های خاکستری و سیاه رایج در ترانه ی نوین ایران.

اعتراض موجود در ترانه های انتخابی او هم نوع با موسیقی ای, اعتراضی سیاه و خمود نیستو از تلخی و شیرینی توأم برخوردار است. جالب این که متقابلأ در کارنامه ی هنری سیاوش به هیچ رو با ترانه های بی معنی و سبک سرانه هم مواجه نمی شویم. شادترین ترانه های او, نه در کلام و نه در موسیقی به مرز انحطاط و ابتذال نزدیک نمی شوند و شعر و موسیقی ترانه های شاد او هم ا ز حدود تشخص, حجب و آبرومندی مأخوذ به حیا بیرون نمی روند. مضامین ترانه های سیاوش عموما مضامین و موضوعات عاطفی در حوزه زندگی فردی و اجتماعی اند و"عشق, زندگی و حرکت" در این میان نقش محوری و کلیدی دارند و داستان هر ترانه هم غالبأ با پایانی روشن و امید بخش همراه است. سیاوش در شناخت و کشف ملودی پنهان در شعر استعدادی خداداد دارد و با قوه ی درک ریتم بسیار خوب, ضرب آهنگ مناسب شعر و ملودی را برای کارش می یابد. به همین دلیل, در آلبوم هایش همه نوع ترانه با ریتم های گوناگون شنیده می شود, تنوعی که شنونده را دچار ملال ناشی از یکنواختی آلبوم نمی کند. او در اجرای ترانه هایش صاحب سبکی مشخص است. آشنایی عمیق با ملودی و تنظیم ترانه ای که آهنگ آنرا بر مبنای توان حنجره و نقاط ضعف و قوت صدای خود ساخته و ویژی های خاص صدایش اعم از تونالیته و موزیکالیته ی صدا, نتیجه ی خوانندگی اش را بسیار درخشان و پر ثمر کرده است. صدای زخمی و خش دار, آمیخته با تحریرها و غلت ظریف آواز ایرانی جملات آهنگین را با صمیمیت و احساسی ژرف و بی غش می خواند که گویی شعر و آهنگ تنیده بر هم, از جان خواننده بر می آیند و بر دل شنونده می نشینند. به جرأت میتوان گفت هیچ آهنگسازی در موسیقی ترانه ی نوین ایران, در طی سی سال گذشته همانند سیاوش قمیشی حرکتی رو به جلو و کمال طلب با حفظ و افزایش روز افزون تعداد مخاطبان نداشته است. ترانه های سیاوش قمیشی (ترانه به معنای جمع آهنگ و شعر و صدا) مخاطب عام دارد و این عمومیت به ویژه در بین جوانان دیده می شود. شاید او تنها آهنگساز/خواننده ای ست که هر چه بیشتر کار میکند مخاطبان و علاقه مندان جوان تری پیدا می کند و به زبان موسیقی به جوانان, زندگی, عشق و نشاط می بخشد, همچون دوستی همسن در خلوتشان میخواند و مانند پدری مهربان سنگ صبور درد های جوانی شان می شود. همه ما – نسل بعد از انقلاب – در داخل و خارج کشور با صدای سیاوش قمیشی زندگی کرده ایم , عاشق شده ایم, گریسته ایم, خندیده ایم و نفس کشیده ایم. با او بوده ایم و او با ما بوده است.

موسیقی و صدای سیاوش همچون زندگی اش ساده, روان و بی پیرایه است و به سادگی در ضمیر پاک جوانان می نشیند و شاید از این روست که جوانان بسیار دوستش می دارند چرا که جوانی مظهر سادگی و یکرنگی ست. سیاوش قمیشی مانند سرزمین زادگاهش انسانی آفتابی است, آفتاب وجودش بی غروب باد.

Kasra
13-01-2006, 01:09 PM
جيمي هندريکس گیتار و دیگر هيچ- Jimi Hendrix ([Only registered and activated users can see links])بسیاری از منتقدان معتقدند كه جیمی هندریكس تأثیرگذارترین خواننده - نوازنده‌ی گیتار از دهه 1960 به بعد است. چه ادعای فوق را بپذیریم، چه نپذیریم، هندریكس بدون تردید یكی از 5 نوازنده‌ی برتر تاریخ موسیقی راك است. مردی كه به نوازندگی گیتار ابعاد جدیدی بخشید و در نوازندگی گیتار الكترونیك پیشگام و معلم اول بود. او نوازندگی گیتار الكترونیك را به هنری جدی و قابل تعمق تبدیل كرد و موسیقی راك را وارد مرحله‌ی جدیدی كرد. اگرچه هندریكس به عنوان هنرمند انفرادی، تنها 5 سال در صحنه حضور داشت اما با همین حضور كوتاه تأثیر بسیار زیادی بر روی هم‌نسلان و نسل‌های پس از خود گذاشت.ادامه مطلب ([Only registered and activated users can see links])



file:///C:/Documents%20and%20Settings/ebi/Desktop/AVANAMA%20آوانما%20,%20نخستین%20مجل ه%20اینترنتی%20فارسی%20موسیقی_ files/Michael-Jackson.jpg مایکل جکسون سلطان بی رقیب پاپ , Michael Jackson ([Only registered and activated users can see links])مایکل جوزف جکسون متولد ۲۹ آگوست سال ۱۹۵۸ در شهر گری اندیانا در امریکا میباشد.او در یک خانوادهُ پر جمعیت به دنیا آمد.نام پدرش جوزف و نام مادرش کاترین میباشد.مایکل از ۵ سالگی فعالیت هنریش را آغاز کرد.او در سال ۱۹۶۸ درست زمانی که ۱۰ سال داشت به همراه برادرانش گروه جکسون فایو را تشکیل دادند.معروفترین آهنگهای آنها "آ بی در ٫ آ وانت یو بک ٫ ای بی سی و د لاو سیو یو " بود. مایکل با اینکه سن کمی داشت ولی در خواندن و رقصیدن یک نابغه محسوب میشد تا جایی که گروه آنها به محبوبیت زیادی دست پیدا کرده بود.ادامه مطلب ([Only registered and activated users can see links])



file:///C:/Documents%20and%20Settings/ebi/Desktop/AVANAMA%20آوانما%20,%20نخستین%20مجل ه%20اینترنتی%20فارسی%20موسیقی_ files/jennifer-lopez.jpg زندگینامه جنیفر لوپز Jennifer Lopez ([Only registered and activated users can see links])جنیفرلوپزدر24جولای سال 1970 درنیویورک به دنیاآمد.پدراودیویدلوپزمتص ی کامپیوتر ومادرش گوادالوپ لوپزمعلم مدرسه بود.اودوخواهربه نام های لینداولسلی داشت ودومین فرزندخانواده می باشد. لوپزاز 5سالگی شروع به آموزش رقص وخوانندگی نمود.زمانیکه 7 ساله بوداولین مسافرت خودرابه همراه کلاس رقصش دراطراف نیویورک سیتی داشت.در16 سالگی درفیلم دخترکوچک من بازی کردواولین فرصت برای نقش آفرینی رابدست آورد.ادامه مطلب ([Only registered and activated users can see links])



file:///C:/Documents%20and%20Settings/ebi/Desktop/AVANAMA%20آوانما%20,%20نخستین%20مجل ه%20اینترنتی%20فارسی%20موسیقی_ files/Kurt-cobain.jpg زندگینامه کرت کوبین Kurt Cobain ([Only registered and activated users can see links])Kurt donald cobain در 1967 February 20 در Aberdeen در 120كيلومتري Washington به دنيا آمد. در بچه گي بسيار بازي گوش بود و اين باعث شد كه به Morphine مبتلا شود. تا 7 سالگي بچه شادي بود، اما طلاق پدر و مادرش ضربه بزرگي در زندگيش بودو او را بسيار خجالتي و غمگين كرد. بعد از چند سال او دوباره پيش پدر و مادرش برگشت.ادامه مطلب ([Only registered and activated users can see links])



file:///C:/Documents%20and%20Settings/ebi/Desktop/AVANAMA%20آوانما%20,%20نخستین%20مجل ه%20اینترنتی%20فارسی%20موسیقی_ files/eminem.jpg بیوگرافی مارشال بروس مدرز - Marshall Bruce Mathers - Eminem ([Only registered and activated users can see links])مارشال بروس مدرز-Marshall Bruce Mathers- در 17 اکتبر1973 در کانزاس سيتي ميسوري -آمريکا- چشم به جهان گشود پدر او حتي قبل از آنکه بدنيا بيايد مادرش را ترک کرده بود. مدرز دوران کودکي خودرا در فقر گذراند. تا زمانيکه او نتوانست کلاس نهم را به پايان برساند.ادامه مطلب ([Only registered and activated users can see links])



file:///C:/Documents%20and%20Settings/ebi/Desktop/AVANAMA%20آوانما%20,%20نخستین%20مجل ه%20اینترنتی%20فارسی%20موسیقی_ files/nine-inch-nails-trent-rezno.jpg زندگینامه مايكل ترنت رزنور M.Trent Reznor ([Only registered and activated users can see links])مايكل ترنت رزنور در Mercer پنسيلوانيا كه در شصت مايلي شمال پيتسبورگ واقع شده به دنيا أمد . پدرش مايكل رزنور طراح داخلي و يكي از خوانندگان سبك bluegrass بود . وقتي ترنت پنج ساله بود والدينش از هم جدا شدند . بنابراين او با پدر و مادر بزرگ مادريش زندگي مي كرد .ادامه مطلب ([Only registered and activated users can see links])



file:///C:/Documents%20and%20Settings/ebi/Desktop/AVANAMA%20آوانما%20,%20نخستین%20مجل ه%20اینترنتی%20فارسی%20موسیقی_ files/b-Rolling-Stones.jpg اطلاعاتی مختصر و مفید از Rolling Stones ([Only registered and activated users can see links])گروه Rolling Stones توسط Mick Jagger و Keith Richards كه از دوستان دبستان هم بودند در سال 1962 تشكيل شد. اي كه از طرفداران سبك Blues بودند اسم گروه خود را از نام يكي از ترانه هاي گروه Mudy Waters كه مورد علاقه هر دوي آنها بود اتخاب كردند.بعد از گذشت زماني Tylor و Jonesبه گروه پيوستند و بعد ار گذشت 1 سال Wyman جايگزين Tylor شد و Watts به گروه پيوست .ادامه مطلب ([Only registered and activated users can see links])



file:///C:/Documents%20and%20Settings/ebi/Desktop/AVANAMA%20آوانما%20,%20نخستین%20مجل ه%20اینترنتی%20فارسی%20موسیقی_ files/b-Celine-Dion.jpg مختصری از زندگینامه Celine Dion ([Only registered and activated users can see links])سلن ديون داراي 13 خواهر و برادر و از يك خانواده كانادايي است .سلن ديون در 12 سالگي با كمك كيوبيك ديون اولين ضبط صدايش را در راديوانجام دادو در 22 سالگي ژهار البوم معروف به زبان فرانسه بيرون داد در سال 1991 ديون اولين قرار داد رسمي خود را براي البومي به زبان انگليسي امضا كرد او توانست در مدت 2 سال زبان انگليسي را به طور كامل ياد بگيرد و مسلط به ان صحبت كند .ادامه مطلب ([Only registered and activated users can see links])



file:///C:/Documents%20and%20Settings/ebi/Desktop/AVANAMA%20آوانما%20,%20نخستین%20مجل ه%20اینترنتی%20فارسی%20موسیقی_ files/B-Beatles.jpg تاریخچه کامل و نحوه شکل گیری گروهThe Beatles ([Only registered and activated users can see links])بيتلز گروه موسيقي اي بودند که يک نسل را به وجود آوردند. آنها اعتقادات، سبک و ذهنياتشان را با توجه به الهامات دروني خودشان ساختند. در آغاز از غزليات و اشعار پر محتوا شروع کردند و با در نظر گرفتن پيوستگي اشعار معني دار و سبک موزيکال متغير تبديل به بزرگترين گروه موسيقي شدند. هر آنچه که بيتلز انجام مي داد همان بود که همه فکر مي کردند بايد انجام بدهند. اولين ترانه آنها از زبان پسر جواني بود که برانه عاشقانه اش را براي محبوبش مي خواند و انتهاي اين ترانه نمادي بود ملهم از اعتقادات و عملکرد يک نسل.ادامه مطلب ([Only registered and activated users can see links])

file:///C:/Documents%20and%20Settings/ebi/Desktop/AVANAMA%20آوانما%20,%20نخستین%20مجل ه%20اینترنتی%20فارسی%20موسیقی_ files/b-Cranberries.jpg تاریخچه و نحوه تشکیل گروه Cranberries ([Only registered and activated users can see links])هسته اصلي تشكيل گروه در شهرLimerick ايرلند تشكيل شد.زماني كه Dolores O`Riordan با Noel و Micheal Huganو Feargle Lawler برخورد كرد.آن 3 به صورت نيمه جدي گروهي تشكيل داده بودند كه آشنايي با Dolores آنها را صاحب هدف مهمي كرد.ادامه مطلب ([Only registered and activated users can see links])

Kasra
13-01-2006, 01:15 PM
سعید توکلی تو عمرتم مطمنم اسم واروژان رو نشنیدی!/لازمم نبوده اصلا بشنوی چون خیلی برای تو بزرگه هنوزم زوده بفهمی.( گیتار میگن خوب میزنی )
...................
فصل پرواز
سال 1319 خ _ در خانواده ای ارمنی پسری متولد می شود. پسری که پس از 2 سال، ديگر مادر را نمی بيند. مادر، مرده است. پس در کنار پدربزرگ و مادربزرگ قد می کشد؛ اما مادربزرگ هم می ميرد. در 7 سالگی به مدرسه _ پانسيون ايتاليايی ها_ می رود. هنرستان عالی موسيقی تهران را تمام می کند ( سازش پيانو بود ) و زير نظر آموزگارانی چون « روبن »، « گريگوريان » و « لودويک وازيل » تعليم می بيند. پس از آن به آمريکا می رود و 4 سال بعد به ايران باز می گردد، حالا موسيقی همه زندگی اوست. « پرویز اتابکی» مالک استودیو « طنین » او را به عنوان تنظیم کننده ثابت استودیو، دعوت به کار می کند . در آغاز، کار به ساختن آهنگ برای برنامه « زنگوله ها» ( کشف صداهای تازه در تلویزیون) خلاصه می شود . پس از چندی، کارهای مشترک او با شهیار قنبری و گوگوش در آنجا متولد می شود و اين آغاز ترانه نوين است. او با زبان موسيقی روز جهان به خوبی آشنا بود. با او، موسيقی مردمی سرزمين ما رنگ تازه ای می گيرد، رنگ موسيقی روز دنيا را. همکاری او با گوگوش و شهيار قنبری منتج به ساخت ترانه ای می شود با نام « حرف » ، ترانه ای که عنوان برترين آهنگساز سال را در سال 1354 برايش به ارمغان می آورد و در همان سال نيز جايزه پنجمين جشنواره سپاس را برای فيلم « کندو » از آن خود می کند. او « واروژان » است.

شهيار قنبری از واروژان می گويد ؛ از ترانه ای ياد می کند با نام دهکده کوچک من. ترانه ای که ضياء آن را اجرا کرده است. واروژان و ضياء، ترانه را به جشنواره موسيقی آتن در يونان می برند. اين ترانه برايشان مدال و تقديرنامه ای به همراه دارد. اما... ترانه گم شده است و هيچ نسخه ای از آن در دست نيست.

بيات از او می گويد: « ما هر چه در ترانه داريم از واروژان داريم. تمام تنظيم ها و تم ها ريشه در آثار واروژان دارند» ( نقل به مضمون ).

جنتی عطائی از او می گويد . از او که چقدر که چقدر آرام و طناز بوده.

او که فعاليت حرفه ای خود را از 1340 آغاز کرده بود تا سال 1358 امضای خود را بر روی دهها ترانه و موسيقی فيلم به يادگار باقی می گذارد.

اکنون _ ۲۶ شهريورماه _ او مشغول ضبط موسيقی فيلم « بر فراز آسمانها » است که ...

قلبش می گيرد و...

برای هميشه می رود بر فراز آسمان ها.

به همين سادگی...

ديگر واروژان نداريم...





برخی از ترانه ها ( آهنگ و تنظيم )







ابی: شبزده، پوست شير، کندو( ايرج جنتی عطائی )

گوگوش: قصه دو ماهی، عاشقانه، حرف ( شهيار قنبری) + دريايی، همسفر، پل، باور کن، شب شيشه ای، خوابم يا بيدارم، وقتشه ( ايرج جنتی عطائی ) + گهواره ( زويا زاکاريان )
داريوش: اجازه ، برادر جان ( ايرج جنتی عطائی ) + بوی خوب گندم ( شهيار قنبری )
فرهاد: هفته خاکستری ( شهيار قنبری )
ستار: شام آخر ( شهيار قنبری )
ليلا فروهر : يک نفس عطر تو بس ( شهيار قنبری )







برخی از تنظيم ها







گوگوش: قصه بره و گرگ، جمعه، کوير، غريب آشنا، طلاق، من و گنجشکای خونه، مرداب، دوپنجره، جاده

فرهاد: مرد تنها
داريوش: بن بست، جنگل، ضيافت ( فرياد زير آب )، سال 2000، به خود رسيدن
فريدون فروغی: هميشه غايب
ابی: عسل
پری زنگنه ( ترانه های محلی ): شکار آهو، دای بلال، کريشيم، رشيد خان، دو به دو، اسمر اسمر جان، قد بلند، تو بيو ، کبوتر







موسيقی فيلم ( سال ساخت _ کارگردان ):







رشيد ( 1350 - پرويز نوری )

قدير ( 1351 _ رضا علامه زاده )
فدايی ( 1351 _ رضا علامه زاده _ فيلمنامه نويس: ايرج جنتی عطائی )
سر گروهبان (با همراهی بابک بيات 1351 _ سعيد مطلبی _ فيلمنامه نويس: ايرج جنتی عطائی )
دشنه ( 1351 _ فريدون گله )
صبح روز چهارم ( 1351 _ کامران شيردل )
خروس ( 1352 _ شاپور قريب )





تنها و گلها ( 1352 _ ابولقاسم ملکوتی )

ممل آمريکايی ( 1353 _ شاپور قريب )
همسفر ( 1354 - مسعود اسدالهی )
شب غريبان ( 1354 _ فرزان دلجو )
ذبيح ( 1354 _ محمد متوسلانی )
کندو ( 1354 _ فريدون گله )
حرفه ای ( 1355 _ قدرت الله بزرگی )
شام آخر ( 1355 _ گارگردان و فيلمنامه نويس:شهيار قنبری)
بت ( 1355 _ ايرج قادری )
علفهای هرز ( 1355 _ فرزان دلجو + امير مجاهد )
نازنين ( 1355 _ عليرضا داوودنژاد )
سلطان صاحبقران ( 1355 تا 1356 _ علی حاتمی )
سلام تهران ( 1356 _ داريوش کوشان )
کوسه جنوب ( 1357 _ ساموئل خاچيکيان )
بر فراز آسمانها ( 1358 _ فردين )


________________________________

qwerty
13-01-2006, 01:19 PM
..................

qwerty
13-01-2006, 01:28 PM
................

k1-Mohseni
14-01-2006, 01:53 AM
بي ترديد فردي مرکوري (Freddie Mercury) خواننده گروه کويين (Queen) را مي توان به خاطر توانايي هاي چشمگير نمايشي در صحنه، و نيز استعداد خارق العاده ي ذاتي اش که وي را صاحب يکي از برترين صداهاي تاريخ موسيقي پاپ و خالق برخي از جاودانه ترين و به يادماندني ترين ترانه هاي قرن بيستم ساخته است، يکي از بزرگترين هنرمندان موسيقي راک تمام دوران دانست. فردي مرکوري، با نام اصلي فرخ بول سرا (Bulsara) در سال 1946 در زنگبار از پدر و مادري ايراني و زرتشتي به دنيا آمد. پدرش به دلايل شغلي مجبور بود دايم به هندوستان سفر کند و فرخ کوچک ناچار مدت طولاني تنها مي ماند. پس به هندوستان نقل مکان کردند و فرخ در مدرسه ي شبانه روزي سنت پيتر نزديک بمبئي ثبت نام نمود. قبلاً تلفظ دشوار نام «فرخ» براي اطرافيان، که بيشترشان انگليسي زبان بودند، سبب شده بود که والدينش نام او را به فردريک تغيير دهند، اما در همين مدرسه بود که همکلاسي هايش وي را «فردي» خطاب نمودند. امري که خيلي زود مورد پذيرش خانواده نيز قرار گرفت. فردي در اين مدرسه هم در ورزش و هم در کارهاي هنري دانش آموزي نمونه بود و در 12 سالگي با دريافت نشان افتخار مدرسه به عنوان دانش آموز ذوفنون و همه فن حريف مورد تشويق قرار گرفت. وي عاشق هنرهاي تجسمي و طراحي بود (آرم گروه کويين طراحي خود اوست). اما بيش از آن شيفته ي موسيقي بود و کم کم موسيقي را بر کارهاي مدرسه ترجيح مي داد. مسئولان مدرسه که استعداد فوق العاده اش را در موسيقي دريافتند وي را به کلاس هاي فوق العاده ي موسيقي فرستادند و وي نخستين درس هاي موسيقي را با فراگيري پيانو آغاز نمود. همچنين فعالانه در گروه همسرايان و نمايش مدرسه شرکت کرد. هنگامي که 12 سال بيشتر نداشت به همراه چهار تن از همکلاسي هايش يک گروه راک اند رول در مدرسه تشکيل داد که در مراسم مختلف مدرسه کنسرت مي دادند. فردي در اين گروه نوازنده ي پيانو بود.
با اتمام مدرسه در 1962 با خانواده به زنگبار بازگشت. اما آنها در 1946 به خاطر نا آرامي هاي زنگبار به انگلستان مهاجرت کردند. پس از گذراندن يک دوره ي دو ساله ي کالج.، در سال 1966 تحصيل در رشته ي گرافيک را در دانشکده ي هنر ايلينگ را آغاز نمود. يکي از همکلاسي هايش در دانشگاه، به نام تيم استفال (Tim Staffell) نوازنده ي گيتار بيس بود. وي که عضو گروه اسمايل (Smile) بود چند با فردي را به تماشاي تمرين اين گروه برد، گروهي که دو تن از ياران ثابت آينده ي کويين يعني برايان مي (Brian May) نوازنده ي گيتار و راجر تيلور (Roger Tailor) نوازنده ي سازهاي کوبه اي از اعضاي آن بودند. به تدريج ميان او و گروه اسمايل صميميتي به وجود آمد و تماشاي تمرينات آن ها انگيزه ي شرکت وي در گروه هاي مختلفي مانند آيبکس (Ibex) و رکيج (Wrecage) و چند گروه کوچک ديگر شد، البته اکنون ديگر نه پيانيست، که خواننده ي گروه بود.
سال 1969 وي مدرک خود را در رشته ي گرافيک اخذ نمود، اما همچنان به اجراي موسيقي و ترانه سازي مشغول بود ولي چون اين کار هنوز در آمد مناسبي نداشت در تابستان همان سال با راجر تيلور غرفه اي در بازار کنزيگتون باز کرد کخه بيشتر آثار هنري خود و ديگر دانشجويان ايلينگ را در آن مي فروخت، البته خيلي زود کار آن ها به فروش لباس هاي نو و دست دوم تبديل شد. در آغاز سال 1970 با جدا شدن تيم استافل از گروه اسمايل، فردي رسماً تقاضاي عضويت در گروه آن ها را نمود. در ابتدا اعضاي گروه در پذيرش او مردد بودند: ترديد آن ها به خاطر رفتار هاي افراطي نمايشي روي صحنه، و طرز نگاه کردن و روبرو شدن وي با تماشاگران بود. اما نمي توانستند صداي فوق العاده و شور برانگيزاننده و ايده هاي بسيار و برتر او را انکار کنند و او پذيرفته شد. اکنون گروه آنها به يک نام نياز داشت و در ميان اسامي گوناگون، نامي را کخه فردي پيشنهاد داده بود برگزيدند: «کويين». مي توان تاريخ نخستين کنسرت آنها را 27 ژوئن 1970 ثبت نمود، شبي که به صحنه رفتند و شخصيتي متفاوت از خود به نمايش گذاشتند. در حال که اعضاي ساير گروه ها لباس هاي جين و تي شرت ساده مي پوشيدند، کويين ها با ضاهري پر زرق و برق و جامه هاي ابريشمين و فاخر روي صحنه رفتند. در تابستان همين سال فردي که گمان مي کرد نام خانوادگي اش براي «ستاره» شدن مناسب نيست آن را از بولسرا به مرکوري (پيام آور خدايان) تغيير داد.
پس از مدتي مايک گروز (Mike Grose) از گروه کناره گرفت و آن ها نوازندگان مختلفي را تجربه کردند که هيچ يک در گروه نماندند، اما سرانجام در سال 1971 با «جان ديکن» (John Deacon) نوازنده ي گيتار بيس، آشنا شدند که تا پايان، عضو ثابت گروه بود. اکنون ديگر کويين شکل گرفته بود و هر سال با اجراي کنسرت هاي عمومي و پخش آلبوم هاي گوناگون توجه جهانيان را به خود جلب مي کرد. تورهاي مختلف گروه در اقصي نقاط دنيا پر از موفقيت و تجربه ي مستقيم در ارتباط با قرار کردن با مخاطبيني از فرهنگ هاي گوناگون بود. بسياري از ترانه هاي موفق گروه کار فردي بود و به راستي که آثار و ابتکاراتش وي را ستون اصلي کويين ساخته بود. براي نمونه خواننده، شاعر و آهنگساز «حماسه کولي» (Bohemian Rhapsody ([Only registered and activated users can see links]))، مشهورترين اثر کويين که پس از انتشار براي 9 هفته در رده هاي بالاي فهرست محبوب ترين ها قرار داشت و در يک نظر سنجي ترانه ي برتر هزاره موسيقي شناخته شد، ساخته ي اوست.
در پايان سال 1982 که اعضاي گروه تصميم گرفتند چند ماهي استراحت کنند، فردي چند آلبوم انفرادي و چند آوازي کلاسيک اجرا نمود. پس از چند ماه گروه با انگيزه ي بيشتر فعاليت خود را از سر گرفت، اکنون اما در برنامه ي آنها اجراي کنسرت هاي خيريه نيز گنجاده شده بود و اين کار به يکي از اهداف آن ها بدل شده بود.
در اواخر دهه ي هشتاد فردي دچار بيماري شد و پزشکان بيماري وي را ايدز تشخيص دادند. وي ابتلا با اين بيماري را از نظر عموم پنهان نمود تا با تمرکز بيشتر و به دور از حاشيه بتواند فعاليت هاي هنري اش را ادامه دهد. در اين مدت وي آخرين آثار خود را با گروه کويين اجرا کرد: معجزه (The (Miracle ، و کنايه (Innuendo) ، همچنين دو کار انفرادي و نيز يک کار تلفيقي پاپ و کلاسيک به همرا خواننده ي مشهور اسپانيايي اپرا مونتسرا کابايه (Montserrat Caball) به نام بارسلونا از آخرين آثار اوست.
در 23 آوري 1991 فردي در يک بيانيه عمومي مردم را ازبيماري خود آگاه نمود. فرداي آن روز او، فردي مرکوري، هنرمندي که مدت دو دهه بر قله ي موسيقي راک جاي داشت، در خانه اش در لندن در گذشت. يک سال بعد، به مناسبت سالروز در گذشتش در استاديوم ويمبلي لندن غوغايي به پا بود: بازماندگان گروه کويين به همراه گروه هاي مشهور و غول هاي موسيقي پاپ گرد هم آمده بودند تا با اجراي برنامه ياد فردي را گرامي بدارند و نيز اعانه اي به نفع درمان بيماران ايدزي فراهم آورند. در ميان آنها هنرمندان و گرو هايي مانند متاليکا، گانزاند روزز، التون جان، ديويد بووي، راجر دالتري، جورج مايکل و ليزا مينه لي حضور داشتند و به اجراي برنامه پرداختند. ولي افسوس! مگر کسي مي تواند جاي فردي را بگيرد؟
--------------------------------------------------------------
منوچهر آزادي
به نقل از کتاب «کويين، مارش ملکه سياه» نشر مس

Kasra
16-01-2006, 12:35 PM
سعید توکلی اولا من اگه نوشتم دلیل نمیشه که خوشم میاد و پر فسور من اگه نوشتم برای خودم نبوده برای یکی نوشتم که اینا رو دوست داره و می خواد بدونه عزیز دل فهمیدی در ضمن اره عزیزم همه چیز قبل از انقلاب بهتر بوده هیچ تو ایارن ترانه هایی به اون خوب یدرست نشد و فیلمهاش از هر کسی بری بپرسی بجز منتقدها میگن اونا بهتر بوده.
در ضمن برو بخواب عزیز دل با اون گیتار شکستت:clap:
من اینا رو نمیشناسم نمی وام بشناسمم و از هیچ کدومشون خوشمم نمیاد از هیچیشون فهمیدی عزیز اره هیچ اهنگی هم از اینا نشنیدم در ضمن مطلبم سالمه اگه تو با نگاه بیمار گونت اینا رو ویروسی نکنی.

Kasra
16-01-2006, 12:36 PM
عزیزم نمی خواد حالا عصبی شدی عقده هاتو اینجا خالی کنی برو یه جای دیگه.
اقای عالمی انجم خیلی بی در و پیکر شده ها هر کس ی از راه میرسه ثبت نام میکنه.
یه فیلتر بزارین.

Kasra
16-01-2006, 12:40 PM
تورج شعبانخانی (آهنگساز و خواننده) در 15 بهمن 1329 در تهران به دنیا آمد . خوانواده اش با هنر و موسیقی رابطه بسیار نزدیکی داشتند و این رابطه باعث نزدیکی بسیار زیاد و در نهایت فعالیت او در موسیقی شد. در سال 1348 ، تلویزیون ملی آن زمان در یک فراخوان عمومی ، از تمامی کسانی که علاقمند به تحصیل و فعالیت در موسیقی بودند دعوت به همکاری کرد. از میان 4000 نفری که از سراسر ایران برای تست آمده بودند 40 نفر بعد از امتحانات علمی و عملی برگزیده شدند که او هم جزو نفرات انتخابی بود . از سایر افراد برگزیده شده می توان به سیمین غانم (دختر خاله اش) ، حبیب ، هنگامه اخوان ، گودرزی ، هوشمند عقیلی و ... را نام برد.

بعد از قبولی در تست صداسیما به دلیل علاقه بسیار به موسیقی تحصیلاتش در دانشگاه علم و صنعت را رها کرد تا به تحصیل و فعالیت جدی موسیقی بپردازد . در آن کلاسها زیر نظر و توسط "مرتضی حنانه" موزیسین و استاد صاحب نام و جهانی ایرانی برگزار میشد ، طی مدت 2 سال به طور فشرده دوره و کلاسهای سولفژ ، هارمونی و دیکته موسیقی و موسیقی ایران و ملل را فرا گرفت . مرتضی حنانه اعتقاد داشت که استعداد او در موسیقی استعدادی خاص است و او باید قدر خود و موسیقی اش را بداند.

در حین همین کلاسها بود که فعالیت حرفه ای موسیقی خود را با موسیقی متن و آهنگهای فیلم "آدمک " و معرفی اولین خواننده تاثیر گذارش شروع کرد . "خسرو هریتاش" که به تازگی تحصیلات فیلمسازی و کارگردانی اش را در آمریکا به پایان رسانده بود به ایران آمده بود و به دنبال آهنگسازی متفاوت می گشت که بتواند کاری متفاوت از موسیقی های فیلم آن زمان انجام دهد . بعد از مدتها تحقیق و وسواس ، "تورج شعبانخانی" 19 ساله را برای این کار انتخاب کرد و تورج که برای موسیقی متفاوتش به دنبال صدایی متفاوت بود "فریدون فروغی" را معرفی کرد . به عبارتی "آدمک" آغاز اولین کار حرفه ای این مجموعه بود که در نهایت نتیجه ای بسیار عالی را برایشان به همراه داشت.

سالهای قبل از انقلاب سالهای درخشان هنری "تورج شعبانخانی" بودند، 4 موسیقی فیلم و 250 ترانه مطرح و معرفی چهره های جدید و ماندگار موسیقی بخشی از کارهای هنری او در آن زمان بودند . خوانندگانی مثل فریدون فروغی ، ستار ، ابی ، سیمین غانم ، مرجان ، مازیار ، فرشته و ...به و سیله او به جامعه موسیقی پاپ معرفی شدند و یا با ملودی های او نامشان بر سر زبانها افتاد . همچنین ملودی های ماندگاری مثل آدمک ، پروانه من ، نازی ناز کن ، همسفر ، خونه خالی ، گل کاغذی ، گل ناز ، لانه مور ، شهر خالی و ... از ساخته های او میباشد.

بعد از انقلاب به همراه تعداد معدودی از خوانندگان و هنرمندان مطرح در ایران ماند و علیرغم اصرار بسیار زیاد دوستان خواننده و همکار و با وجود اینکه خواهر و برادرش هم در آمریکا بودند از ایران خارج نشد و 17 سال سکوت هنری کرد . وی به این دلیل در ایران ماند تا با جوانان داخل کشور کار کند و به کشف استعدادهای جدید بپردازد ، همچنین از تجربه سالها فعالیت خود به عنوان پشتوانه ای برای جوانان داخل کشور استفاده کند.در طی 17 سال سکوت هنری به مطالعه در زمینه موسیقی بسیاری از کشورها پرداخت و با تولد مجدد موسیقی پاپ در داخل کشور به عنوان پیشکسوت موسیقی پاپ برگزیده و دعوت به همکاری شد که برایش در حکم فصل تازه ای برای زندگی هنری اش بود . در سال 77 پرفروشترین آلبوم موسیقی پاپ بعد از انقلاب به نام " مثل هیچکی" با آهنگسازی او و ترانه های "مریم حیدر زاده" و صدای "خشایار اعتمادی" به بازار آمد . او در این سالها با بسیاری از خوانندگان داخل مثل مانی رهنما ، خشایار اعتمادی ، نیما مسیحا ، حسین زمان و ... همکاری داشته است و آلبوهایی مثل غزل با ترانه های محمد علی بهمنی با آهنگ و صدای خودش و آلبوم یادگاری با ترانه های "احمدرضا احمدی" و آلبوم ستاره ها با شعرهای "حسین پناهی" با صدای حسین بختیاری را به بازار ارائه داده است .از جمله ساخته های وی ترانه زیبای "بهاربهار" میباشد که با شعری از محمدعلی بهمنی و صدای خود وی ، در آلبوم غزل به بازار عرضه شد.



هم اکنون او دو آلبوم آماده پخش دارد که مجموعه ای از بهترین کارهای منتشر نشده او با صدای خودش است . آلبوم هایی که اگر به بازار بیایند باعث تحول بزرگی در بازار موسیقی پاپ داخل خواهند شد.

Kasra
17-01-2006, 08:36 PM
هموطنانی که می سوزند تا زندگی کنند و زندگی میکنند تا بسوزند.

qwerty
18-01-2006, 12:50 AM
..............

CAMELIA
18-01-2006, 11:19 PM
در ضمن چیزهای الی لطفا ننویسید کمبودهای خودتون و افکارات خبیثتون رو برید جای دیگه خالی کنید.
هم تو هم کاملی(این پیروزی هم خیلی دیگه.............هیچی خدا رحمتش کنه)

.

اين دفعه رو يادت رفت پاچه خواري كيواناتي رو كني.

Kasra
21-01-2006, 02:59 PM
کاملیا
تو بزار به حساب پاچه خواری ولی این محبت نسبت به دوسته.
در ضمن یادم نرفته بود خواستم فضول بشناسم.
در ضمن ازت کم میشد جای من تو پاچه خواریشو میکردی بعدا باهات خشکه حساب میکردم.

Kasra
11-04-2006, 09:45 PM
[Only registered and activated users can see links]



وی خواننده، خوش نویس ، سازگر ، استاد آواز و یکی از گلهای برنامه گلها در رادیو بود . وی هنوز با همان کارآیی و توانایی گذشته به خوبی و زیبایی می خواند واز هنرمندان با فرهنگی است که موسیقی را گام به گام نزد اساتید بزرگ و مختلف موسیقی سنتی ایران آموخته است . تا کنون مطالب گوناگون و فراوانی درباره او نوشته شده است. محمد رضا شجریان روز اول مهر ماه 1319 در شهر مشهد و در خاندانی چشم به جهان گشود که هنر از هر دو سو در آن موروثی بود . از یک سو پدر و جد پدری ضمن برخوداری از صوت دلنشین با ظرافت هنر آواز و نکات باریک آن آشنایی کافی داشتند و از سویی دیگر ، خاندان مادری نیز ، هم به موسیقی و هم به خوشنویسی مهر می ورزیدند . محمد رضا شجریان پای بند اخلاق هنر و فرهنگ رفتار و زندگی سالم هنری است و همین امر بیشتر از هر چیز موجب محبوبیت و موفقیت او بوده است . محمد رضا شجریان علاوه بر موسیقی به هنرهای اصیل جنبی دیگر نیز پرداخته است از جمله : به دنبال تحقیق به روی ساز ، بررسی وسیعی را نیز برای بهتر کردن کیفیت صوتی سازهای ایرانی مخصوصا" سنتور و سه تار آغاز کرد و در حال حاضر در کارگاه کوچک ساز سازی خود، تحقیق در زمینه بهبود کیفیت صوتی سازها را دنبال می کند و گهگاه به هنر خوشنویسی که به آن عشق می ورزد مشغول است
...................شجریان به روایت شجریان ([Only registered and activated users can see links]) [Only registered and activated users can see links]زندگینامه همایون شجریان ([Only registered and activated users can see links])[Only registered and activated users can see links] شجریان به روایت شجریان
تولدم روز اول مهر ماه سال یکهزارو سیصد و نوزده خورشیدی در مشهد است در خانواده ای که پدر بزرگم (علی اکبر) صدای بسیار رسایی داشته و به زیبایی آواز می خوانده است.او از مالکین بزرگ مشهد بود و از خواندن در جمع پرهیز داشته ، گاه برای دوستان سرشناسی که به دیدارش می آمده اند می خوانده است. پدرم مهدی از صدای پر طنین و رسا برخوردار بود و در جوانی آواز خواندن را شروع می کند ولی خیلی زود در محیط بسته و سنتی به قرائت قرآن رو آورده و تا آخر عمر بر همان عقیده باقی ماند و آواز را رها کرد و در قرائت قرآن جایگاه خاصی در مشهد پیدا نمود و شاگردان زیادی برای تلاوت قرآن قرآن تربیت کردکه از جمله خود اینجانب است
تمام وقت من از شش سالگی به خواندن قرآن با صدای خوش می گذشت . در دوازده سالگی شهره ی خاص و عام بودم و در مجامع بزرگ مذهبی و یا سیاسی آن موقع تلاوت اول برنامه با من بود.به علت توانایی در تلاوت قرآن با صدای خوش ، چشم و چراغ همه اعضاء و دانش آموزان مدرسه و مردم بودم. در سال چهارم دبیرستان بر خلاف خواسته ام به دانشسرای مقدماتی رفتم و راه معلمی پیش گرفتم و از بیست سالگی به معلمی در دهات خراسان پرداختم . یک سال بعد ازد.اج کردم با دختری که او هم معلم دبستان بود.همسرم خیلی با من همراه بود و با کمک او بر مشکلات مالی یک زندگی بسیار محقر پیروز شدیم
از نوجوانی برای فراگیری گوشه های آوازی به هر دری می زدم و از هر کسی که شمه ای اطلاع داشت سئوال می کردم. به ندرت دسترسی به رادیو پیدا می کردم تا موسیقی دلخواهم را بشنوم آن هم زمانش کوتاه بود و حاصلی نداشت ، تا اینکه در محیط شبانه روزی دانشسرا میسر شد "برنامه گلها" و برنامه "ساز تنها" را بشنوم و تمریناتم را شروع کنم . کمی بعد دبیر موسیقی مان آقای جوان نیز راهنمایی و کمک کردند. بیشترین تمرینات سازنده در دوران معلمی در خارج شهر بود که فراغتی داشتم و اغلب به کوه و صحرا می دم و تکنیک و متد را با سلیقه ی خودم تجربه و تمرین می کردم و صداهای گوناگون و تحریرها و چهچه ها را دستور کار خود قرار داده بودم.دوستم همکلاسیم (ابولحسن کریمی) از ابتدای کار معلمی سنتوری با خود آورده بود که بنوازد ، ترغیب شده مضراب دستم بگیرم و ببینم می شود زد ، بعد دیدم عجب کار مشکلی است تا دمدمه های صبح نشستم و ان قدر تمرین کردم تا توانستم آهنگی را دست و پا شکسته اجرا کنم و از آن به بعد سنتور شد یا غار من.
چندی بعد صدای سنتور جلال اخباری را از رادیو مشهد شنیدم و خوشم امد ، پیدایش کردم و با هم دوست شدیم . سازی می زد و من هم می خواندم و تمرینات آواز با ساز و فراگیری نت و نواختن صحیح سنتور را با ایشان شروع کردم.
همان ابتدای کار مه صدای سنتور مشقی ام بسیار بد بود به فکر افتادم که سنتوری بسازم. کمی نجاری می دانستم با زیر رو رو کردن تمامی کاروانسراها و چوب فروشی ها و با دادن یک انعام 5 توانی الوار پهن از چوب توت بیست ساله را پیدا کردمآن را مطابق اندازه ها بریدم . در ان زمان کسی در مشهد گوشی سنتور نمی فروخت ، مجبور شدم صد عدد میخ نمره شش بخرم و آن ها را با سوهان دستی کوچک کنم. این سنتور که دوازده خرکه بود ساخته شد و من با یک دلبستگی عجیب به این ساز ، تمرینات سنتورم را بیشتر کردم. با اینکه برای اولین بار بود چنین کاری کرده بودم و در مورد پل گذاری سنتور تجربه و اطلاعی نداشتم ولی سنتور صدای دلنشینی داشت. غیر از آن سنتور سنتورهای دیگری ساخته یا در حال ساخت داشتم که کا پل گذاری را برای موزون تر کردن صداها تا به حال ادامه داده ام و خوشبختانه به نتایج قابل توجهی هم رسیده ام . در نظر دارم در آینده کتاب یا جزوه ای درباره ی تجارب کار پل گذاری های گوناگون که روی سنتورها کرده ام همراه با نتایج آن ها منتشر کنم تا در این زمینه کار مفیدی انجام داده باشم

در سالهای بعد از چهل با هنرمندان رادیو خراسان آشنا شده بودم ولی حاضر به ضبط برنامه موسیقی نبودم . در رادیو خراسان گاه اشعار عرفانی و مذهبی و گاهی تلاوت قرآن داشتم.
سال 1345 خوشیدی به اصرار دوستم ابوالحسن کریمی برای شرکت در امتحان شورای موسیقی به اتفاق او به تهران رفتم. راهی برای نام نویسی و شرکت در امتحان پیدا کردیم. در اتاق شورا میز کنفرانس بزرگی بود و حدود 12 تا 13 نفر اعضا شورا نشسته بود ، آقای مشیر همایون شهردار رییس شورا و آقایان حسنعلی ملاح ، علی تجویدی و مختاری و دیگران بودند. گفتند بیات ترک بخوان ! من هم از مایه بلند دو سه بیتی خواندم و در مایه ی بم فرود امدم . ضربی با یک شعر هم به درخواست آقای ملاح خواندم.بعد اقای تجویدی پرسیدند تصنیف هم می خوانی ؟ چون تصنیف خواندن را دوست نداشتم و دون شان آواز خوان می دانستم ، بسیار جدی گفتم ابدا.
جوابی که بعد از یکماه از نتجه امتحان به ما دادند این بود که فعلا رادیو بودجه ندارد که خواننده استخدام کند و فعلا رادیو نیاز به خواننده ندارد

سال بعد به وسیله آقای دکتر شریف نژاد (که معاون رادیو خراسان بود و بسیار به من لطف داشت) قرار گذاشتیم در تابستان که ایشان در تهران هستند من هم به تهران بروم . باایشان شبی به منزل آقای حسین محبی (که اپراتور با سابقه رادیو و برنامه ی گل ها بود) رفتیم و او که دوستی نزدیکی با دکتر داشت فردای آنروز مرا همراه با یک نوار که در " سه گاه " خوانه بودم به اقای داود پیرنیا (مسئول و تهیه کننده ان زمان برنامه گلها ) معرفی کرد که همان معرفی راهگشای ن به رادیو ایران و و برنامه ی گلها که منظور اصلی ام بود گردید.
با سپاس از دلسوزی های ابولحسن کریمی و محبت های دکتر شریف نژاد و یادی خوش از زنده یاد حسین محبی .


[Only registered and activated users can see links]سالشمار استاد شجریان 1319تولد اول مهر ماه در مشهد1324اغاز خوانندگی های کودکانه در خلوت1326ورود به سال اول پانزدهم بهمن در مشهد.1327اموختن تلاوت قران در نزد پدر1328شرکت در مجمع تلاوت قران در نه سالگی.1329اغاز تلاوتهای قران در میتینگها و اجتماعات سیاسی ان سالها . گذراندن سال چهارم مدرسه در دبستان فرخی.1331تلاوت قران برای اولین بار در رادیو خراسان به دعوت رییس رادیو.1332قبولی در امتحانات شم ابتدایی با عنوان شاگرد ممتاز در بین دانش اموزان مشهد.اغاز تحصیل در دبیرستان شاه رضا.1334شرکت در مسابقات فوتبال دبیرستانهای مشهد.1336ورود به دانشسرای مقدماتی در مشهد.اشنایی با اقای جوان اولین معلم موسیقی شجریان ( معلم سرود و موسیقی دردوران تحصیل در دانشسرای مقدماتی در مشهد).1338اغاز همکاری با رادیو خراسان و اجرای اوازهای بدون ساز و قراعت قران برای رادیو به طور افتخاری.1339دریافت دیپلم دانشسرای مقدماتی و استخدامدر اموزش و پرورش و انتقال به بخش رادکان و تدریس در دبستان خواجه نظام الملک و اشنایی با سنتور.1340اشنایی با نت و فراگیری سنتور نزد اقای جلال اخباری و شروع سنتور سازی و تحقیق برای بهتر کردن صدای سنتور . جشن عقد کنان در 21 مهر ماه با دوشیزه فرخنده گل افشان در شهر قوچان.1341جشن عروسی در مشهد (در 20 مرداد ماه) و اغاز یک زندگی خانوادگی سی ساله با ایشان که حاصل ان سه دختر و یک پسر است.1342انتقال از بخش رادکان به روستای شاه اباد مشهد به عنوان مدیر دبستان شاه اباد. تولد راحله فرزند اول در 2 مهر ماه در مشهد. ساختن اولین سنتور خود با چوب توت.1344تولد دختر دوم افسانه در 28 اردیبهشت ماه در مشهد.(افسانه بعدها با پرویز مشکاتیان ازدواج میکند).انتقال از شاه اباد به شهر مشهد و تدریس در کلاس ششم دبستان پهلوی از مهر ماه.شرکت در مسابقات والیبال معلما مشهد.1345انتقال از دبستان پهلوی به دبستان عبداللهیان مشهد و نظامت و معاونت دبتان مذکور.1346تدریس در دبستان های مشهد و انتقال در 25 اذر از مشهد به تهران.تدریس در دبیرستان صفوی . اغاز فعالیت با برنامه های رادیو ایران. اشنایی با استاد احمد عبادی. راه یابی به کلاس درس اواز استاد اسماعیل مهرتاش و انجمن خوشنویسان نزد استاد بوذری.اشنایی با رضا ورزنده (استاد سنتور) در تابستان همین سال. اجرا و ضبط اولین برنامه ی در رادیو ایران که با عنوان ((برگ سبز شماره ی 216 )) در شب جمعه 15 اذر ماه پخش شد.کار در رادیو با نام مستعار ((سیاوش بیدکانی)) تا سال 1350 خورشیدی و بعد در رادیو و تلویزیون با نام خودش. اشنایی با اسماعیل مهرتاش در کلاس اواز ایشان. 1347انتقال از اموزش و پرورش به وزارت منابع طبیعی . راه یابی به کلاس خط استاد حسن میرخانی.1348تولد دختر سوم مژگان در 27 هردیبهشت ماه در تهران. تاسیس و شروع رادیو اف-ام به طریقه ی استریو فونیک و اجرای برنامه ی ((سه گاه)) به همراهی سه تار عبادی و تار مجد برای اولین بار به طریقه ی استریو . شرکت در جشن هنر شیرازبرای اولین بار. قبولی در امتحان خط (مرحله ی عالی) . راه یابی به کلاس خط استاد حسین میرخانی.1349اغاز همکاری با برنامه های تلویزیون ملی ایران در برنامه ی ((هفت شهر عشق)) غیره. قبولی در امتحان خط (مرحله ی ممتازی) انجمن خوشنویسان وزارت فرهنگ و هر . سفر به برغان با استاد حسین میر خانی (خطاط) ابراهیم بوذری (استاد خط شجریان) خسرو زعیمی ( مدیر عامل انجمن خوشنویسان)فرامرز پیل ارام(نقاش و استاد نقاشیخط شجریان). 1350اشنای با استاد فرامرز پایور و مشق سنتور نزد ایشان و اموزش ردیف اوازی صبا نزد فرامرز پایور . اشنایی ئ همکاری با هوشنگ ابتهاج((ه . الف . سایه)در برنامه های (گل های تازه))رادیو.1351شروع تهیه ی برنامه های گلهای تازه توسط هوشنگ ابتهاج در رادیو و همکاری با او. اغاز فراگیری ردیف های اوازی و تصانیف قدیمی نزد استاد عبدالله دوامی.برگذاری کنسرتی در شمال ایران با منصور صهرمی و هنرمندان دیگر.دیدار و اشنایی با اقای دوامی به وسیله ی فرامرز پایور. 1352اشنایی با استاد نور علی برومند و فراگیری شیوه ی اوازی سید حسن طاهر زاده نزد ایشان در مرکز خط ئ اشاعه ی موسیقی و اشنایی با هنر جویان مرکز: محمد رضا لطفیو ناصر فرهنگفرو حسین علیزاده و جلال ذوالفنون و گنجه ای و مقدسی و حدادی و دیگران.1353سفر برای کنسرت های هندو پاکستان و افغانستان با استاد احمد عبادی . سفر به چین و ژاپنن با احمد احرار و کریم فکور و حسین ملکو پرویز قاضی سعید به عنوان میهمانان ویژه برای گشایش پروازهایی به این دو کشور.1354تولد همایون در 30 اردیبهشت ماه در تهران . ماموریت رادیو و تلویزیون برای کنسرتهای فروردین در ایالات مختلف امریکا.انتقال از وزارت منابع طبیعی (به عنوان مهمور خدمت)به رادیو.قطع رابطه با مرکز اشاعه ی موسیقی و ادامه ی درس اواز در منزل استاد نورعلی برومند. 1355شرکت در جشنواره ی توس (نیشابور)با فرامرز پایور , سایه, حسن ناهید, رحمت الله بدیعی, محمد اسماعیلی, عبدالوهاب شهیدی و هوشنگ ظریف.حضور در برنامه ی جشن هنر شیراز ( در حافظیه) با محمد رضا لطفی و فرهنگفر و اجرای برنامه ی ((راست پنجگاه)).کناره گیری رسمی و قطع رابطه ی کامل از رادیو در اسفند ماه.اجرای اواز در صفحات ردیف نوازی کانون پرورس فکری کودکان و نوجوانان . بهره گیری از محضر اقای برومند (در منزل خود استاد) شیوه ی اواز مرحوم طاهر زاده (اخرین جلسه روز چهار شنبه 29 دی ماه).فوت رضا ورزنده(29 دی ماه) و نور علی برومند (30 دی ماه) . اغاز ضبط تصانیف قدیمی با صدای عبدالله دوامی. 1356اجرای برنامه ی ((نوا)) به همراهی محمد رضا لطفی و گروه شیدا در جشن هنر شیراز.اجرای موسیقی ((چهره به چهره)) و ((گلبانگ)) . کناره گیری از رایو به خاطر جو نامساعد. تاسیس شرکت دل اواز برای انتشار برنامه های خود. 1357احراز مقام اول تلاوت قران سراسر کشور در مرداد ماه. اجرای بخشی از ((تلاوت قران)) .انتشار البوم ((گلبانگ))( دو نوار). همکاری در تاسیس کانون ((چاوش)) با هوشنگ ابتهاج و محمد رضا لطفیبرای ادامه ی فعالیت های موسیقی در خارج از رادیو تلویزیون(شجریان در انجا تدریس میکرد).1358اشنایی با فیلسوف یگانه استاد غلامرضا دادبه( جانسوز) در منزل استاد خط مرتضی عبدالرسولی ئ اغاز فراگیریی و شناخت بایگانی های فرهنگ و نوا ,... فرهنگ پهلوانی و جوانمردان , فرهنگ مادرنوایی .اجرای موسیقی ((خلوت گزیده)) .(( پیغام اهل راز)) ( شامل دو نوار : راز دل و انتظار دل).اخرین کنسرت ها با گروه پایوردر مهر ماه در تالار رودکی . کنسرت ماهور با محمد رضا لطفی و گروه شیدا در تالار رودکی و دانشکاه ملی در ابان ماه.1359فوت استاد دوامی . اجرای موسیقی ((عشق داند)) ( در ابو عطا) اجرای موسیقی ((ساز قصه گو)) ( اواز سه گاه در انتشار مجدد, البوم پیغام اهل راز). انتشار نوار موسیقی ((پیغام اهل راز )) (شامل دو نوار : راز دل انتظار دل). 1361اولین کنسرت در سفارت ایتالیا به همراهی پرویز مشکاتیان و ناصر فرهنگفر (آستان جانان) پس از سه سال کناره گیری از فعالیت های کنسرتی - اجرای موسیقی نوا (مرکب خوانی) و سر عشق ( ماهور) و بیداد 1362اجرای موسیقی ((همایون مثنوی)) با منصور صارمی. اجرای موسیقی ((چهار گاه)) (با فرهنگ شریف) و دیگر اواز ها در برنامه های خصوصی. 1364اجرای موسیقی ((گنبد مینا ))و ((جان عشاق)). انتشار نوار موسیقی ((بیداد)).1365انتشار نوارهای موسیقی (نوا)) ( مرکب خوانی ),((سر عشق)) (ماهور) و ((استان جانان)). ضبط ده اواز به همراهی ویولن حبیب الله بدیعی در مونیخ در منزل دکتر علی خادمی.1366اغاز کنسرت ها در اروپا پس از انقلاب و شروع همکاری با گروه عارف . اجرای موسیقی ((دود عود)) ,((دستان))و...1367برگذازی سه شب کنسرت برای بزرگداشت حافظ در تالار رودکی( وحدت).انتشار نوار ((دستان)).1368اجرای ((ماهور)) و ((ابو عطا)) در کنسرت های بهاره در اروپا با پیرنیاکان, جمشید عندلیبی, و اعیان. اجرای ((نوا)) و ((افشاری)) در کنسرت های پاییزه اروپا به همراهی مشکاتیان و گروه عارف و دو شب کنسرت در اسفند ماه به دعوت شهردار بارسلون در این شهر به همکاری نی حسین عمومی , تار طلایی و تنبک شمیرانی.1369سفر به تاجیکستان به دعوت خصوصی وزیر فرهنگ و هنر تاجیکستان پرده برداری از پیکره ی باربد و دو شب کنسرت در کاخ باربد به همراه کمانچه ی محمود تبریزی زاده , سه تار رضا قاسمی , و تنبک مجید خلج. کنسرتهایی در امریکا به همراهی پیرنیاکان عندلیبی و اعیان. اجرای مو سیقی ((سرو چمان)) , (( پیام نسیم)) , و ((دل مجنون)) ( هر سه در امریکا). کنسرت شجریان برای زلزله زدگان رودبار در لس انجلس. سخنرانی در پنج دانشگاه معتبر امریکا برای دانشجویان و محققین.1370برگذاری پنج شب کنسرت در پارک ارم و هشت شب کنسرتهای افتخاری برای مردم جنوب شهر تهراندر فرهنگسرای بهمن ( کشتارگاه سابق تهران) در اسفند ماه.برگذاری کنسرت شکوهمندی به مدت پنج شب در محوطه ی چهل ستون اصفهان.کنسرتهای اروپا با جهاندار و گروه اوا . جدایی از همسر اول خانم فرخنده گل افشان. اجرای موسیقی ((دل شدگان)) و ((اسمان عشق)). انتشار نوارهای موسیقی ((سرو چمان)) , ((پیام نسیم)),(( دل مجنون)) و (( خلوت گزیده)).1371ازدواج با همسر دوم خانم کتایون خوانساری. کنسرتهای مرحله ی دوم در امریکا با داریوش پیر نیاکان ,جمشید عندلیبی و همایون شجریان ( اگوست تا نوامبر) .برنامه ای با هابیل علی اف و همایون شجریان در سالن تالار رودکی(وحدت) ,تهران. اجرای موسیقی ((یادایام)) . انتشار نوارهای ((دل شدگان )) و ((اسمان عشق)).1372انتشار گزارشی همراه با گفتگویی با شجریان تحت عنوان (( محمد رضا شجریان استاد اواز ایران کجاست؟)) در نشریه ی نوید فضیلت,شماره ی 16 ,سال 2, مهر ماه ,تهران. اجرای(( سه گاه )) و (( راست پنجگاه)) در کنسرتهای اروپایی به همراهی محمد رضا لطفی و مجید خلج در تابستان.1373اجرا برنامه ی ((قاصدک)) در کنسرتهای دور اروپا با پرویز مشکاتیان و همایون شجریان. 1374کنسرتهای اصفهان,شیراز,ساری, کرمان, و سنندج با گروه اوا.برگذاری کنسرتی در اروپا با محمد رضا لطفی در ابات ماه.اجرای موسیقی ((چشمه ی نوش)) در ( فرانسه).انتشار نوارهای موسیقی ((همایون مثنوی)) ,(( گنبد مینا )),(( جان عشاق)), چشمه ی نوش))و (( یاد ایام)). اجرای موسیقی ((در خیال)).1375درگذشت پدر در 18 اذر ماه در سن 85 سالگی.اجرای موسیقی ((رسوای دل)) در دبی.انتشار موسیقی(( در خیال)) . انتشار نوار موسیقی ((ساز قصه گو)) ( اواز سه گاه در انتشار مجدد, البوم پیغام اهل راز). 1376تولد پسر دوم رایان (از ازدواج دوم) در ونکوور کانادا.اجرای برنامه های((سه گاه)) و ((ماهور)) در کنسرتهای دور اروپا با همکاری داریوش طلایی, سعید فرجپوری و اهمایون شجریان در پاییز .اجرای موسیقی(( شب ,سکوت , کویر)) .اجرا و انتشار موسیقی ((معمای هستی)) در کلن, المان. اجرا و انتشار موسیقی ((شب وصل)). انتشار نوار موسیقی ((رسوای دل)). انتشار نوار موسیقی ابوعطا((عشق داند)).1377اجرای کنسزتهای تهران,اصفهان, و دور اروپا با گروه اوا. برگذاری کنسرت درامریکا در شهریور ماه.اجرای (( ارام جان )) .انتشار نوار ((پیام نسیم). انتشار نوار موسیقی ((شب ,سکوت, کویز)). انتشار نوار موسیقی((چهره به چهره)).انتشار نوار موسیقی((راست پنجگاه)). 1378اجرای ((ماهور)) و((افشاری)) در پنج کنسرت به نفع دانش اموزان در شهر هشتگرد.بریافت جایزه ی پیکاسو ئ دیپلم افتخار یونسکو تز دبیر کل یونسکو ((اقای مایور)) در پاریس, شهریور ماه. انتشار نوار ((ارام جان)) . اجرای ((اهنگ وفا)) .انتشار نوار ((تلاوت قران)) (1) و (2).1379انتشار کتاب((راز مانا)) ( زندگی,دیدگاه و اثار استاد اواز ایران, محمد رضا شجریان)کار محمد جواد غلامرضا کاشی ,محسن گودرزی, و علی اصغر رمضانپور, نشر کتاب فردا, چاپ اول تهران.اجرای برنامه ی ((نوا ))و ((داد و بیداد)) (زمستان) در کنسرتهای دور اروپا و امریکا و کانادا به همراهی حسین علیزاده,کیهان کلهر و همایون شجریان. عمل جراحی کلیه و دهانه های معده در واشنگتن در 20 اسفند ماه. 1380عمل جراحی برای چسبندگی روده در تهران در ابان ماه.1381اجرای برنامه ی (( راست پنجگاه ))و(( مرکب خوانی)) در کنسرتهای دور اروپا و کانادا با حضور حسین علیزاده, کیهان کلهر و همایون شجریان. انتشار نشریه ی (( دفتر هنر )) شماره ی 15, ویژه ی محمد رضا شجریان ,در اسفند ماه ,در کالیفرنیا.

[Only registered and activated users can see links]
زندگینامه همایون شجریان
همایون شجریان ,فرزند چهره ی شاخص ایران,در 31 اردیبهشت 1354 در تهران در خوانواده ای سرشار از موسیقی چشم به جهان گشود . از کودکی علاقه به موسیقی و ریتم در او نمایان بودتا با تشخیص پدر تزد استاد بی همتای تنبک شادروان ناصر فرهنگفر به فراگیری تکنیک و شناخت ریتم که اساس موسیقی است پرداخت و چند سالی هم نزد جمشید محبی ادامه داد. از ده سالگی در کنار خواهران خود نزد پدر اواز را شروع کردو دورن بلوغ روزانه تکنیک اواز و صدا سازی را به صورت فشرده فرا کرفت.در همان زمان به همرستان موسیقی رفت و کمانچه را به عنوان ساز تخصصی خود انتخاب کرد و در خارج از هنرستان به ادامه ی فراگیری هن نزد اردشیر کامکار پرداخت . از سال 1370 پدر و گروه اوا را در کنسرتهای امریکا ,اروپا وایران با تنبک همراهی کرد و از 1378 به بعد در صحنه ی کنسرت ها با پدر همخوانی را اغاز نمود. همایون در چندین دوره کنسرتهای خارج از گشور با بزرگان موسیقی ایران به صحنه رفته است. برنامه ی نسیم وصل به اهنگسازی محود جواد ضرابیان , اولین برنامه ای است که همایون به تنهایی خوانندگی انرا به عهده دارد. با ارزوی موفقیت او در راه سخت و طولانی که در پیش روی دارد

[Only registered and activated users can see links]سالشمار همایون شجریان 1354تولد, سي و يکم ارديبهشت پنجاه و چهار1364آغاز فراگيري آواز به همراهي خواهران, نزد پدر1370آغاز همکاري با گروه آوا در کنسرت هاي خارج از کشور1373اجرا برنامه ي ((قاصدک)) در کنسرتهاي دور اروپا با پدر و پرويز مشکاتيان.1378شروع همخواني با پدر در کنسرت ها1379همراهي در اجراي برنامه ي ((نوا ))و ((داد و بيداد)) (زمستان) در کنسرتهاي دور اروپا و امريکا و کانادا.1381همراهي در اجراي برنامه ي (( راست پنجگاه ))و(( مرکب خواني)) در کنسرتهاي دور اروپا و کانادا.1382انتشار اولين آلبوم مستقل با نام نسيم وصل1383انتشار آلبوم هاي مستقل ناشکيبا و شوق دوست

[Only registered and activated users can see links]

roya
19-04-2006, 11:55 PM
اوژن يونسكو آوازه خوان تاس

او مرد غمگينى بود

فردريك بگ بده
ترجمه: مهشيد ميرمعزى

file:///C:/Documents%20and%20Settings/EBI/Desktop/Shargh%20Newspaper_files/138111.jpg
•مكان: ۲۴
نمايشنامه آوازه خوان تاس اوژن يونسكو (۱۹۴۴-۱۹۱۲) در مكان ۲۴ قرار دارد. «ضد- نمايشنامه » اى؟ كه در ۱۱ ماه مه ۱۹۵۰ در تئاتر نوكتامبول _ تئاترى براى شب زنده دار ها كه براى من هم جالب است!- براى اولين مرتبه روى صحنه رفت و در سال ۱۹۵۲ منتشر شد. آقا و خانم اسميث در لندن زندگى مى كنند. تعجبى نيست، چون آقا و خانم اسميث هم درست مانند مهمانان خود چيزى مى گويند پس آوازه خوان تاس چه شد؟ اين خانم اصلاً وجود ندارد. مگر اينكه او مرى خدمتكار خانه، مامور آتش نشانى يا بابى واتسون باشد...
به عقيده شما احمقانه مى آيد؟ اين عمدى است. «احمقانه» يكى از اصطلاحات كليدى دوران بعد از جنگ است. كامو اولين شخصى بود كه از شدت ياس اين كلمه را به كار برد، ولى تئاتر خيلى زود از او پيروى كرد. در انتظار گودو و آوازه خوان تاس دو شاهكار تئاتر احمقانه هستند. البته آوازه خوان تاس كمى بامزه تر است. مى توان گفت كه اين كتاب نقدى بر بورژوازى فسيل شده، شيوه مدرن زندگى، تئاتر جنجالى، تجانسى كه همه چيز را هم سطح مى كند يا مشكلات ارتباطى عصر حاضر است، اما اين كار كسالت بار است. در صورتى كه آوازه خوان تاس به هيچ عنوان كسالت بار نيست. در اينجا سر و كار ما با تمسخرى خارق العاده و بى نظير همتراز «شاه اوبو»ى آلفرد جرى است. نبايد با جداسازى انواع كچلى ها آوازه خوان تاس را بدنام كنيم.
اوژن يونسكو هم مانند گراف دراكولا اهل رومانى بود، به همين دليل هم با خون تئاتر زمان خود سرحال مى آمد. يونسكو يك انقلابى است كه خون كلمات را درمى آورد. آوازه خوان تاس اولين، طنز آميزترين، مبتكرانه ترين و شاداب ترين اثر او است. او با طنز جنون آميزش از دوران خود جلوتر است. مونتى پيتون و تهيه كنندگان سريال هاى كمدى تلويزيونى بدون اينكه بدانند همه شان از يونسكو تقليد مى كنند. به علاوه مى توان اين مرد رومانيايى را مانند ماگريت كه يك پيپ مى كشد و مى نويسد: «اين يك پيپ نيست.» كاشف جابه جايى دانست كه تبليغات چى هاى دهه نود علاقه بسيارى به آن داشتند. كلك ساده اى است، اما بعد از پنجاه سال هنوز كارايى دارد. نبايد آن را كه نشان مى دهى، بگويى. نبايد آن را كه مى گويى، نشان دهى. يونسكو كه در سال ۱۹۷۰ عضو آكادمى فرانسه شد، مثل تمام طنز نويسان بزرگ مرد غمگينى بود. بيهودگى هستى، حوصله شوخى كردن را از او گرفته بود. كودكى او در تنهايى گذشت. والدينش وقتى پنج ساله بود، از هم جدا شدند. انسان فانى است و مى ميرد. پس اين كار ها براى چيست؟ جوابى وجود ندارد. يونسكو به ماوراءطبيعه و در نتيجه اسطوره ها اعتقاد دارد (كار هاى او اين موضوع را تائيد مى كنند كه بيشتر خودزندگى نامه هستند: استدلال ها و استدلال ها ۱۹۶۲؛ ته مانده خاطرات ۱۹۶۷؛ امروز و ديروز، ديروز و امروز ۱۹۶۸؛ جست وجوى متناوب ۱۹۸۸). يونسكو براى سپرى كردن دوران كوتاهى كه از طرف خداوند براى او تعيين شده بود، نمايشنامه مى نوشت. در خاتمه تمام اين هيجانات به اندازه دادن يك شانه به خانم آوازه خوان تاس خنده دار است.

qwerty
20-04-2006, 01:36 AM
شاید من در اشتباه باشم ولی تا جایی که حافظه ام یاریم میکنه اوژن یونسکو یه نویسنده بود. آقای رویا اگه لطف کنین بگین این مطلب اینجا چکار میکنه خیلی خیلی ممنون میشم. شاید من اشتباه میکنم.

roya
21-04-2006, 03:17 AM
خب اقای کورتی یا هر چیز دیگه ایی که هستی یا همون نیلز و کوروت
تقصی رمن چیه اطلاعات تو ناقص و ضعیفه برو درستش کن بچه جون برو .
...............
"ویگن دردریان" در 29 نوامبر سال 1929 میلادی برابر با 2 آذر سال 1308شمسی در همدان به دنیا آمد.وی از کودکی به موسیقی علاقه مند بود در همان دوران خردسالی اولین گیتارش را از یک سرباز روسی خرید وبا غلبه بر همه مشکلات در راه موسیقی استوارانه قدم نهاد و آنچنان پیشرفت کرد که به عنوان آغازگر موسیقی پاپ در ایران مطرح گشت و با لقب "سلطان جاز ایران" جاودانه گشت.
او با صدایی متفاوت از صداهای معروف آن زمان و با موسیقی متفاوتی نسبت به انچه در موسیقی سنتی غالبا به کار گرفته می شد و عامه مردم شنیده بودند به تدریج خود را معرفی کرد و طولی نکشید که مردم ازآلبوم های او استقبال کردند و در آسمان موسیقی ایران درخشید.
سبک و لحن خاص او در موسیقی و شعر و موسیقی خاصی که در آثارش به کار می گرفت او را ازدیگر خوانندگان متمایز کرد و با وجود انتقادات احتمالی به تدریج همه کارشناسان به تحسین او واداشت و این مقبولیت و تمجید تا آنجا پیش رفت که (همانطور که قبلا اشاره شد)به او لقب "سلطان جاز ایران "را دادند.
ویگن علاوه بر خوانندگی بازیگر توانمندی بود و در فیلمهای معروفی مانند "آتش و خاکستر"(نقش اول) "آرامش قبل از طوفان "،"اعتراف"،"تپه عشق"،"خون و شرف"و ... بازی کرد . وی همچنین در فیلمهای زیادی به عنوان خواننده همکاری کرد مانند "آسمون جل "(همراه با پوران و نخست)،"بازی عشق"،"شب نشینی در جهنم"(همراه با دلکش)،"دنیای پول"(همراه با عارف پوران ایرج بهشته)"،بیوه های خندان"و ...
وی در طول بیش از نیم قرن زندگی هنری اش آثار جاودانی خلق کرد و با بزرگان زیادی همچون پوران ، دلکش ، سیما ، عارف همکاری کرد .
ژاکلين دختر ويگن ميگويد :" ويگن اينقدر فدائی مردم بود که بخاطر کنسرتهای اروپایش قرار جراحيشو عقب انداخت و به اين خاطر سرطان پيشرفت کرد . بعد از اينکه مثانه اش رو برداشتن هم فايده ای نکرد و سرطان رسيد به استخوانش "
"ولی تا آخرين لحظه نگذاشت که ما روحيه مون رو ببازيم. مثل يک قهرمان با دردش جنگيد و حتی آه نکشيد."
"ويگن روزهای آخر رو با خانواده گذروند و فقط در اين دوران بود که ما حس کرديم که پدر داريم چون بيشترعمرش رو مثل يک هنرمند زندگی کرد و هميشه با مردم بود."
"ويگن تا آخرين لحظه آرزو داشت که آخرين کنسرتش رو در ايران در ميدان شهياد ( آزادی) اجرا کنه ولی هيچوقت به آرزوش نرسيد."

ویگن سلطان جاز ایران جوانان را به کوشش و مقاومت در مقابل مشکلات زندگی توصیه می کرد و آنان را از مواد مخدر بر حذر می داشت .برای او رنگ و نژاد مردم فرقی نمی کرد او همه دوست داشت و با تمام وچود برای آنان هنرمندی می کرد.

ویگن سلطان جاز ایران سرانجام به دلیل سرطان پروستات و در نتیجه از کار افتادن ریه ها در سال 2003 میلادی در لس آنجلس در گذشت.

روحش شاد نامش جاودان

roya
21-04-2006, 03:40 AM
وي در سال 1298 در خيابان ري تهران متولد شد. پدرش هادي خان تجويدي از شاگردان ممتاز کمال الملک استاد منياتور بودند. و قطعا در دامان چنين خانواده اي رشد کردن تاثيرات زيادي روي ايشان گذاشت.
ايشان ابتدا فلوت مي نواختند ولي طبق اظهارات خودشان ساز فلوت ارضايشان نمي کند و موضوع را با پدرشان در ميان مي گذارند و پدر ويولني براي ايشان تهيه مي کنند و مدت 5/2 سال نزد استاد حسين ياحقي کار مي کنند و سپس نزد استاد صبا مي روند.
به طوري که خودشان نقل مي کنند: زماني که صداي ويولن صبا را از راديو شنيدم بي تاب شدم و به هر طريقي منزل ايشان در خيابان ظهير الاسلام را پيدا کردم.
و اين شاگرد و استادي 8 سال به طول انجاميد. اول ويولن و بعد هم ستار.
و اين رابطه به حدي رسيد که تجويدي با صبا در راديو با هم همکاري مي کردند.
زماني که تجويدي نزد صبا مي رود متوجه مي شود که خود استاد صبا از شاگردان پدرش است.
و ابتدا نزد صبا رديف صبا را کار مي کنند( اين رديفها ابتدا دست نويس بودند و چاپ نشده بود)
پس از اين دوره استاد تجويدي به توصيه صبا به مدت 4 سال قطعات کلاسيک کار مي کنند سپس نزد صبا ستار کار ميکنند چون استاد صبا اعتقاد داشتند کسي که مي خواهد به حالت و قطعات موسيقي ايراني خوب مسلط شود به خصوص ساز ويولن بايد با آموزش اين ساز مضرابي همراه باشد.
سپس استاد تجويدي نزد حاج آقا مجرد ايراني مي روند و به بحث و بررسي در مورد گوشه هاي ايراني پرداختند.
مرحوم جهانگير ملک نقد مي کنند: در آن روزها که کولر هم نبود تجويدي در آن گرماي تابستان مو به مو قطعاتي که خوانده و اجرا مي شد به صورت نت يادداشت مي کرد به طوري که رديف هاي ايشان از نفايس موسيقي ماست.
در 29 فروردين 1329 استاد تجويدي توسط دست خط استاد صبا به راديو معرفي مي شود.
و پرويز ياحقي، علي تجويدي و اسد الله ملک سه سلو نوازمطرح راديو مي شوند.

در سال 1334 برنامه گلها توسط داوود پير نيا تاسيس شد و تجويدي توسط پير نيا وارد برنامه گلها شد.
و ايشان يکي از سه رکوردار سازنده آهنگ در برنامه گلها شدند.
و برنامه گلها از برنامه 100 با ويولن استاد تجويدي و تار شاپور رحيمي شروع شد.
استاد تجويدي بيشترين تعداد شاگرد را به جامعه موسيقي تحويل داده و به اين ترتيب که زماني که استاد صبا زنده بودند در کنار ايشان تدريس مي کرد، پس از فوت صبا شاگردان صبا را نيز درس مي داد، در دانشگاه هنر هاي زيبا تدريس مي کرد، در خيابان اميريه کلاس خصوصي داير کرده بود.
وی در 24 اسفند 1384 پس از چند سال بیماری و بستری بودن در منزل خویش درگذشت.
آثار تاليفي استاد تجويدي:
کتاب اول استاد که کمياب است در دستگاه چهارگاه، همايون و بيات اصفهان است.
کتاب دوم در دسنگاه نوا، راست پنجگاه و سه گاه است.
کتاب سوم مستقلا ماهور است.
در رديف استاد صبا به علت کمي زمان از هر آواز و دستگاه يکي انتخاب شده و اين کتابها ادامه دهنده رديف استاد صبا است و 100 درصد بعد از آموزش رديف استاد صبا بر هنرجويان واجب است.
در زمينه نوازندگي:
استاد در هنگام نواختن ويول ناز آرشه هاي بلند استفاده مي کردند و اين به اين علت بود که ايشان مدتي سبک کلاسيک کار مي کردن و از همان ابتدا از آرشه هاي بلند و تکيه ها بر مبناي اصول غربي و ويبراسيون کمتر استفاده مي کردند.
و استاد تجويديبه مقدورات ويولن توجه خاصي داشتند و معتقدند که تنها از ويبراسيون اول نبايد استفاده کرد وحتي در بداهه نوازي بايد از پوزيسيون اول، سوم و چهارم ،،، استفاده کرد.
در زمينه آهنگسازي:
استاد تجويدي در طي 60-50 ساله خدماتش به موسيقي خوانندگان بسياري را تربيت و به جامعه تحويل دادند.
به طوري که هر خواننده که يک اثر از تجويدي مي خواند يک شبه ره صد ساله مي رفت و سريع به شهرت مي رسيد.
و خوشبختانه در رديف ايشون يک سري از تصنيفها و آهنگهايي که خود استاد ساختند ثبت شده.
کوکهاي موجود در رديف استاد تجويدي:
قسمت اول در کتاب اول موسيقي ايراني در کوک مي، لا ، مي ، لا چپ کوک در دستگاه چهارگاه با علامت عرضي فا سري، سل ديز و نت شاهد لا
و از پوزيسيون 1،3،2،،، استفاده شده و قابل استفاده براي نوزندگان تار و سه تار است.
قسمت دوم کتاب اول در دستگاه همايون با کوک بين المللي مي،لا،ر،سل است با علامت عرضي سي کرن،دو ديز.
در قسمت اول کتاب قطعه اي است با نام سر نوازي
سرنوازي اصطلاحي بوده بين نوازنده هاي اصفحان و نوازنده ها براي گرو کردن دستشان از آن استفاده مي کردند و حالت اتو داشته و اين اصطلاح بين آنها رايج بوده.
و استاد جليل شهناز از اين اصطلاح زياد استفاده مي کردند و استاد تجويدي در کتابشان درج کرده اند که بنده اولين بار اين اصطلاح را از استاد جليل شهناز شنيده ام.
قسمت سوم کتاب شامل بيات اصفهان است در کوک مي،لا،ر،لا با علامات عرضي سي کرن، دو ديز و نت شاهد ر.
و شامل آرشه هاي مختلف، استکاتوو آرشه پراني و گوشه هاي متنوع است.
و قسمت آخر شامل تصنيف هايي است که در دستگاه همايون، اصفهان و چهارگاه اجرا شدند.
کتاب دوم:
در دستگاه نوا، راست پنجگاه و سه گاه
در دستگاه نوا با کوک مي،لا،ر،لا
و شامل تکنيک هاي بسيار قوي است.
قسمت دوم: مي،لا،مي،لا
با علاملت عرضي فا ديز،دو سري با نت شاهد مي.
قسمت بعدي دستگاه سه گاه :
کوک مي،لا ،دوسري،لا با نت شاهد دو سري
و نوازندگان کوک سيم آخر را مي هم مي توانند کوک کنند و روي پرده زابل مي افتد
و داراي گوشه هاي مختلف است: پهلوي، کرشمه مغلوب، مثنوي مخالف، مويه و قطعات ضربي متفاوت
قسمت بعدي: دستگاه راست پنچگاه: کوک مي،لا،مي،لا
با علامات عرضي فا ديز،سل ديز ،دو ديز
و در پايان کتاب حدود 20 تصنيف استاد تجويدي در تمام دستگاه ها است.

کتاب سوم:
مستقلا ماهور با کوک مي،لا ، ر، لا با علامات عرضي فا ديز، دو ديز
و نت شاهد ر چپ کوک
و قسمت آخر باز هم قطعات استاد است

qwerty
21-04-2006, 09:42 PM
من فکر نمیکنم تو اون پست به کسی توهینی کرده باشم. اما الان کاملا پشیمونم که توهین نکردم. من نمیدونم تو تا پشت کامپیوتر میشینی یه شخصیت دیگه ایی میشی؟ مثل دکتر جکیل یا همچین چیزی. آخه اینجوری تو بیرون که خیلی رومانتیک و دختر کشی:wacko: :blink:

roya
22-04-2006, 01:47 AM
اینجا همون کسرام
بیرونم همون ابراهیم اسدی
دو شخصیت کاملا جدا از هم.
افتاد الان.
اخه اینجا خیلی کیف میده اذیتت کنم انقده خوبه:clap:

roya
22-04-2006, 01:49 AM
نام: مجيد انتظامي
تاريخ تولد: 1326
پسر عزت الله انتظامي ([Only registered and activated users can see links])( بازيگر )

بیوگرافی
<SPAN lang=ar-sa>مجيد انتظامي با ساخت موسيقي سفر سنگ ([Only registered and activated users can see links]) ساخته مسعود كيميايي وارد دنياي موسيقي سينما شد.
او تا كنون جوايز متعددي را از جشنواره هاي داخلي دريافت كرده است.
دريافت چهار سيمرغ بلورين، يك ديپلم افتخار و يك تقدير و نامزدي 9 فيلم در دوره هاي مختلف جشنواره فيلم فجر از افتخارات او محسوب مي شود.
جوايز (سيمرغ بلورين جشنواره فيلم فجر):
باي سيكل ران ([Only registered and activated users can see links]) / جشنواره هفتم
روز واقعه ([Only registered and activated users can see links]) / جشنواره سيزدهم
آژانس شيشه اي ([Only registered and activated users can see links]) / جشنواره شانزدهم
ديوانه از قفس پريد ([Only registered and activated users can see links]) / جشنواره بيست و يكم

جوايز (ديپلم افتخار جشنواره فيلم فجر):
از كرخه تا راين ([Only registered and activated users can see links]) / جشنواره يازدهم
راز خنجر ([Only registered and activated users can see links])/ جشنواره يازدهم

تقدير (جشنواره فيلم فجر):
ناصرالدين شاه آكتور سينما ([Only registered and activated users can see links]) / جشنواره دهم
............
اطلاعات بیشتر
[Only registered and activated users can see links]

roya
22-04-2006, 01:51 AM
نام: بابك بيات
تاريخ تولد: 1325
ادامه
[Only registered and activated users can see links]

roya
22-04-2006, 01:53 AM
نام: ناصر چشم آذر
تاريخ تولد: 1329

ادامه
[Only registered and activated users can see links]

roya
22-04-2006, 01:53 AM
نام: كامبيز روشن روان
تاريخ تولد: 1328
ادامه
[Only registered and activated users can see links]

roya
22-04-2006, 01:55 AM
نام: فريدون شهبازيان
تاريخ تولد: 1321 - تهران
مدرك تحصيلي: فارغ التحصيل دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران
...............................................
نوازندگي ويولن را از سن 8 سالگي در هنرستان عالي موسيقي فرا گرفت.
نوازندگي در اركسترهاي مختلفي چون: ارسكتر سمفونيك تهران، اركستر گلهاي راديو، اركستر مجلسي راديو تلويزيون، اركستر صبا، اركستر فارابي.
رهبر گروه كر و اركستر سمفونيك راديو در سال 1346.
شروع فعاليت آهنگسازي براي فيلم از دهه شصت با فيلم: « گفت هر سه نفرشان ».
...............................................
جوايز و عناوين:
- تنديس بهترين آهنگساز - اولين دوره جشن خانه سينما (1376) - براي فيلم « نامزدي »
- ديپلم افتخار بهترين آهنگساز - پانزدهمين جشنواره فيلم فجر (1375) - براي فيلم « نامزدي »
- كانديد بهترين آهنگساز - پنجمين جشنواره فيلم فجر (1365) - براي فيلم « شير سنگي »
- كانديد بهترين آهنگساز - ششمين جشنواره فيلم فجر (1365) - براي فيلم « وكيل اول »
- كانديد بهترين آهنگساز - هفتمين جشنواره فيلم فجر (1365) - براي فيلم « در مسير تندباد »
- كانديد بهترين آهنگساز - سومين جشن خانه سينما (1378) - براي فيلم « هيوا »
- كانديد بهترين آهنگساز - ششمين جشن خانه سينما (1381) - براي فيلم « آرزوهاي زمين »
بیشتر بدونید ازش[Only registered and activated users can see links]

roya
22-04-2006, 01:56 AM
نام: محمد رضا عليقلي
تاريخ تولد: 1340
ادامه
[Only registered and activated users can see links]

roya
22-04-2006, 01:57 AM
نام: فرهاد فخرالديني
تاريخ تولد: 1316

ادامه[Only registered and activated users can see links]

roya
22-04-2006, 01:58 AM
نام: كارن همايونفر
چندتا از فیلمایی که او اهنگسازیشو کرده[Only registered and activated users can see links]

roya
22-04-2006, 02:01 AM
نام: عليرضا زرين دست
تاريخ تولد: 1330
بیوگرافی
جوايز:
- پري ([Only registered and activated users can see links]) (سيزدهمين جشنواره فيلم فجر)
- سيندرلا ([Only registered and activated users can see links]) (ششمين جشن خانه سينما)

كانديداها:
- خارج از محدوده ([Only registered and activated users can see links]) (ششمين جشنواره فيلم فجر)
- ([Only registered and activated users can see links]) باي سيكل ران ([Only registered and activated users can see links]) (هفتمين دوره جشنواره فيلم فجر)
- خانه خلوت ([Only registered and activated users can see links]) (دهمين دوره جشنواره فيلم فجر)
- بلوغ ([Only registered and activated users can see links]) (هجدهمين جشنواره فيلم فجر)
ادامه[Only registered and activated users can see links]

Kasra
05-06-2006, 11:29 AM
ابراهيم حامدی ( ابی )
file:///F:/Documents%20and%20Settings/Administrator/My%20Documents/Tables/Left.gif
ابی : [Only registered and activated users can see links]

ابراهيم حامدي : يكي از ماندگارترين خوانندگان ايراني مي باشد كه از صدايي فوق العاده خوب و استثنايي برخوردار مي باشد. ابراهيم حامدي ملقب به ابي در سال 1328 در تهران به دنيا آمده ولي مادرش و خانوادهء مادري او اهل كرج هستند. در سال 1353 ازدواج كرده ( اولين ازدواج رسمي ) وسه فرزند دختر حاصل اولين ازدواج او مي باشد ؛ اولين فرزند خاتون متولد 1354 و دندانپزشك ودومين فرزند سايه متولد 1355 و سومين فرزند او عسل متولد 1357 كه همگي تحصيلات دانشگاهي دارند. در مورد دومين ازدواج , ابي در مصاحبهء 25/8/1375 با برنامه روزهفتم راديوBBC تكذيب كرد كه دوباره ازدواج كرده اما بعدها معلوم شد كه قبل از اينكه اين موضوع را تكذيب كند اين امر خير اتفاق افتاده ( تا نباشد چيزكي مردم نگويند چيزها ) و از ازدواج دوم با خانم « مهشيد » صاحب يك پسر به نام « فرشيد » شده است. ابي خيلي دوست داشته خلبان شود اما در سال 1348 ودر سن بيست سالگي از وادي هنر سردرآورده است. شروع كار هنري او با گروه بلك كتز Black Cats بوده كه ترانه هاي انگليسي مي خواندند بعداز جدايي از بلك كتز اولين ترانه اي كه اجرا كرد « عطش » بود اما با ترانهء « شب » با آهنگ محمد شمس و شعر اردلان سرفراز در شويي به نام ميخك نقره اي مرحوم فريدون فرخزاد معروف شد. با شهرام شب پره نيز ترانه هاي دو صدايي اجرا كرده مثل « چليپم » . اكثر كارهايي كه قبل از انقلاب اجرا كرده از بابك بيات و ايرج جنتي عطايي است . ابي در طول سالها فعاليت هنري خود چندين آلبوم موفق ازجمله كوه يخ , معلم بد , خليج فارس , اتل متل , عطر تو , ستاره هاي سربي , طلوع و... و يك آلبوم بازخواني از ترانه هاي ماندگار شاه ماهي موسيقي ايران « گوگوش » را به بازار عرضه كرده است و از ماندگارترين ترانه هاي او مي توان از هزارويك شب , همدم , سبدسبد , ستاره دنباله دار , محتاج , مست چشات , آخرقصه , گريه نكن , غربت , كي اشكات و پاك مي كنه , قبله و...و...و... نام برد




زندگي نامه :
ابراهيم حامدي ملقب به ابي ، متولد 29 خرداد ماه سال يكهزار و سيصد و بيست و هشت خورشيدي در خيابان فوزيه تهران است . وي مدتي در گروهِ كوچكSun Boysبه عنوان خواننده و نوزانده‌ي جاز فعاليت نمود . سپس در دوران جواني با شهرامو شهبال شب پره آشنا شد و به همراه آنها در گروهBlack cats تجربيات نويي را كسب نمود .حاصل همكاري دو خواننده‌ي جوان (ابي و شهرام) ترانه هاي بسياري به زبانهاي مختلف دنيا بود ، كه از نامدارترين آنها مي توان به ترانه‌ي «چلي پوم» اشاره نمود .بعد از حدود 4 سال ابي از گروه بلك كتز جدا شده و به تنهايي با سبك و سياق منحصر بفرد خويش كار خوانندگي را ادامه داد.
از اولين ترانه هاي ابي مي توان به ترانه هاي «عطش» ، «چرا چرا» و «شب» اشاره نمود . ترانه‌ي شب با اجراي بسيار بي نظير ابي و كلام اردلان سرفراز و آهنگ منصور ايران نژاد ، زمزمه هاي شهرت ابي را ذره ذره تبديل به فريادي بلند نمود .
ابي براي فيلمهاي عطش ، هياهو ، کندو ، ذبيح ، قاصدک ، بت شکن ، گل هاي کاغذي ، شبِ زخمي ، خاکستري ، باغ بلور ، تُهمت ، بر فراز آسمانها و بوي گندم ، ترانه اجرا كرده است . وي همچنين در فيلم «بوي گندم» در زمينه‌ي بازيگري فعاليت نموده است.
ابي در سالهاي قبل از انقلاب چهار آلبوم روانه‌ي بازار كرد كه به ترتيب عبارتند از : تپش ، نازي ناز كن ، شب زده و كوه يخ .
وي در حدود دو سال پيش از انقلاب بخاطر اجراي يكسري كنسرت در امريكا از ايران خارج شده و بدليل شكل گرفتن انقلاب در همانجا ماندگار شد.
ابي در اين سالهايِ تلخِ غربت آلبومهاي : خليج ، باتو ، ستاره‌ي دنباله دار ، غريبه ، معلم بد ، اتل متل ، ستاره هاي سربي ، عطرِتو ، تاج ترانه ، طلوع كن و شب نيلوفري را روانه بازار نمود و هيچگاه مسئوليت خويش مبني بر احترام به هوش و گوش شنوندگان آثار هنري را از ياد نبرده و با انتخاب وسواسانه‌‌ي كلام و آهنگ ، آثار ماندگار و ارزشمند بسيار زيادي را به ثبت رسانيده است .
ابي از همسر اول خودفروغ سه دختر بنامهاي خاتون ( 27 ساله ، وكيل ) ، سايه ( ليسانس كامپيوتر )، و عسل ( دانشجوي موسيقي فيلم) بيادگار دارد .
همچنين فرزند پسر ابي
فرشيد (18 ساله) از لاله همسر دوم او مي باشد .
ابي هم اكنون در كنار همسرش (مهشيد ) به دور از فضاي مسموم لس آنجلس در سوئد زندگي مي كند .
با آرزوي موفيقت روزافزون براي ابي عزيز و خانواده‌ي‌ محترمش

[Only registered and activated users can see links]


ابی در طول سالهايی که در ايران بود با صدا و احساس پاکش سکانسهايی را خلق کرد که در سينمای ايران بی همتا شد ... سکانسهايی چون سکانس بهم ريختن هفتمين کاباره توسط جوان خلافکاری که نقشش را بهروز وثوقی بازی می کرد در فيلم " کندو" ساخته فريدون گله و با موسيقی زنده ياد واروژان و ترانه بی همتای ايرج جنتی عطايی ، که از نظر بسياری ، اين سکانس با صداي ابی و بازی بی نظير بهروز وثوقی و موسيقی متفاوت واروژان تبديل به يکی از سکانسهای به ياد ماندنی سينمای ايران شد .

و يا سکانس آخر فيلم "
بوی گندم " که در آن سيامك که نقشش را فرزان دلجو بازی می کند، چاقو خورده و سوار بر موتور به سمت فرودگاه و در پی پيوستن به دختر مورد علاقه اش است و در همين صحنه ترانه پيچک ، ساخته سياوش قميشی و با شعري زيبا از شرمين شجره توسط ابی خوانده می شود که به راستی يک سکانس بی نظير است.

و يا در سکانس آخر فليم "
بر فراز آسمانها" ساخته زنده ياد محمد علی فردين، درصحنه ای که مادر پيری پسر گمشده اش را که اكنون خلباني موفق است , باز می يابد و در همان حال تصاويری از پرواز هواپيماها و خاطرات گذشته مادر نمايش داده می شود ... ابی در اين فيلم يکی از بی نظيرترين اجرا های خود را بر روی ملودی بی همتای زنده ياد واروژان انجام داده و لحظاتی بی تکرار را در سينمای ايران رقم زده است .

و همچنين سکانسهايی زيبا در ديگر فيلمهايی که ابی روی آنها خوانده است
.

جالب است بدانيم که ابی بر روی فيلمهايی خوانده که بازيگران بسيار مشهوری در آنها بازي كرده اند . از جمله بهروز وثوقی , زنده ياد فردين ، سعيد راد ، ايرج قادری ، منوچهر وثوق ، زنده ياد پرويز فنی زاده و فرزان دلجو ... و از در هم آميختن هنراين بازيگران و صدای ابی لحظاتی زيبا و ماندگار در سينماي ايران خلق شد
.

ابی يکبار نيز خود را در زمينه بازيگری آزمود ودر فيلمی که توسط "سازمان مبازه با مواد مخدر" و با کارگردانی مشترك امير مجاهد و فرزان دلجو به نام " بوی گندم " ساخته شد , ايفای نقش کرد . در اين فيلم فرزان دلجو ، آيلين ويگن و شهرام شب پره نيز ايفای نقش می کردند . ابی در اين فيلم نقش معتادي را بازی می کند كه در پايان به همين دليل هم جان خود را از دست مي دهد
...

ابی در مورد بازيگری و علت عدم ادامه اين کار عليرغم نقش آفريني بسيار حسي و حرفه اي می گويد : " من اين يک فيلم را بازی کردم و تمام اين سالها به سختی پشيمان هستم . چون در کاری که حرفه ام نبود و آشنايی با آن نداشتم دخالت کردم ، در سينمايی که ما بازيگران بزرگی داشتيم بازی کردن من چيز جالبی نبود
."

اوهمچنين در سالهای آغازين غربت و با اصرار دوستان در ساخت سريالي با عنوان "
خداحافظ تهران" همراه با فرزان دلجو ، شهرام شب پره و آيلين شرکت کرد كه به دليل پاره اي مشکلات اين مجموعه هيچگاه پخش نشد .

تاثير صدای ابی بر سينماي ايران محدود به سالهای پيش از انقلاب نمی شود ، زيرا پس از انقلاب نيز کارگردانان ، آهنگسازان و آوازخوانانی با آرزوی بازسازی خاطرات گذشته ، موسيقی هايی بر روی يکسری از فيلمها قرار دادند که بسيار الهام گرفته از کارهای پيش از انقلاب ابی و همكارانش بود... نمونه برداری هايی بسيار غير حرفه ای که در بعضی از آنها به غير از شبيه سازی صدا حتی از نام فيلمها و ترانه هايی که ابی روی آنها اجرا کرده بود نيز برای جلب مشتری سوء استفاده شد ... مانند فيلم "
عطش" يا " خاکستری " و چند نمونه ديگر... به هر صورت نمي توان نقش ابي را در سينماي ايران ناديده گرفت .

Kasra
05-06-2006, 11:33 AM
ویگن
[Only registered and activated users can see links]
ویگن در سال 1308 در شهرهمدان بدنیاآمد و نام کامل وی ویگن دردریان بود او از سال 1330باخواندن آواز فعالیت هنری خودراآغازکردشروع فعالیت او درسال 1332باخواندن آواز بر فیلم چهره آشنا ساخته حسن خردمند بود از عمده آوازهای شادروان می توان به قناری- مراببوس- گلی از بهشت - دختردریا-زن ایرونی-همیشه یاد توام- شادوماد- هفت هشت- مرابه یاد بیاور- دوکبوتر و مهتاب دهها ترانه خاطره انگیز دیگر اشاره کرد. حدود نیم قرن پیش در یک روز تابستانی که جوانی ارمنی به نام ویگن دردریان در باشگاه ارامنه آرارات ترانه های ارمنی می خواند ، توجه ساموئل خاچیکیان ، فیلمسازی که با فیلم هایی مانند "بازگشت" و "دختری از شیراز" غوغایی در سینمای ایران آن سالها برانگیخته بود ، را جلب کرد . ساموئل از همان باشگاه برای فيلم "چهارراه حوادث"، آرمان و ویگن دردریان را انتخاب نمود و به دلیل صدای خوش ویگن شعری هم برایش سرود که در آن فیلم بصورت ترانه بر روی صحنه های گردش ناصر ملک مطیعی و مینا مغازه ای ، توسط ویگن اجرا شد و این نخستین اجرای رسانه ای ویگن به شمار می رفت. چراکه هنوز به رادیو راه نیافته بود.

از خاطرات بیاد ماندنی گذشته میتوان به برنامه " داستان شب " رادیو اشاره کرد. شاید برخی از ما بخاطر داریم که هر هفته چهارشنبه ها در پایان آخرین قسمت قصه آن هفته ، ترانه "لالایی" ویگن پخش می شد.صدای ویگن و ترانه هایش هیچ گاه از خاطر ما نخواهد رفت . به درستي ميتوان ويگن را سلطان بي رقيب جاز ايران دانست وي از همان ابتدا سبکي نو را در موزيک ايران بنا نهاد . در آن زمان که موسيقي کشور جز ترانه هاي کوچه باغي و کافه اي حرف ديگری براي گفتن نداشت ويگن حرف و کلامي نو زد و با آهنگ هاي موزون و بهره گيري از تنظيم هاي استادان بزرگي همچون مهندس خرم و ......توانست مدت 50 سال به عنوان يکه تاز صحنه ها در اوج باشد. روحش شاد و یادش گرامی – برای موسیقی متن آهنگ مهتاب ویگن انتخاب شده است .


ويگن در اوج آمد و در اوج ماند و در اوج از ميان ما رفت.
[Only registered and activated users can see links]
ويگن سلطان جاز ايران همچون فريدون فروغي و فرهاد مهراد و مازيار و .... در غربت و دور از ايران به دليل نوعي سرطان پيشرفته از جمع ما رخت بست در 4 آبان ماه سال 82 عزيز ديگري از جامعه موسيقي کشور از بين ما رفت . یاد و خاطره ویگن و ترانه هایش همواره در ذهن تمامی ایرانیان باقی خواهد ماند یادش گرامی و روحش شاد.

Kasra
05-06-2006, 11:39 AM
اندی :
[Only registered and activated users can see links]


در روز 21 آوريل يا اول ارديبهشت پسري در مجيديه تهران به دنيا آمد.پسري ارمني در خانواده اي دوست داشتني.خانواه اي با 3 خواهر و 4 برادر.نام اصلي او آندرانيك مدديان بود.از همان بچگي نبوغ موسيقي در اين كودك بازيگوش و شيطون معلوم بود.پدر او همواره در مسافرت بود.و خانواده را با خود ميبرد.به همين دليل او اكثر شهرهاي ايران را ديده است.


روزها گذشت و او در خانواده اي دوست داشتني و علاقه مند به موسيقي رشد كرد و بزرگ و بزرگتر شد.مانند پدر علاقمند به موسيقي بود و براي خودش روياي زيبايي ساخته بود.بالاخره هم به آرزويش رسيد.اولين گيتارش را در 14 سالگي با چوب ساخت.به گفته خودش صداهاي عجيب و غريب از آن در مي آمد.پسر خاله هاي او يك گروه موسيقي تشكيل داده بودند.و از آندرانيك هم دعوت كرده بودند با آنها همكاري كنند. او در آن گروه شروع به گيتار زدن كرد.در بعضي وقتها هم قطعاتي به زبان انگليسي اجرا ميكرد.آنقدر در كارش پيشرفت كرده بود كه قطعاتي را در محضر شاه فقيد ايران اجرا كرد.





















روزها گذشت و او تصميم گرفت براي ادامه تحصيل به آمريكا برود.و وارد كالج موسيقي شد.رشته اي كه آرزويش را داشت. كم كم كارش را شروع كرد و اولين جايي كه كارش را شروع كرد كاباره تهران لس آنجلس بود.از فردي كه در زندگي او تآثير زيادي گذاشت و در حقيقت راه را براي او باز كرد و دستش را گرفت ميتوان شهرام شب پره را نا م برد.او استعداد آندرانيك را ديده بود از او دعوت كرده بود به عنوان صداي دوم براي او بخواند.به گفته خود او دوران دانشگاه سخت ترين دوران زندگيش بود.تا حدي كه فقط براي يك وعده غذا پول داشت.ولي هر چه بود گذشت او همه چيز را تحمل كرد.روزي به او گفتند يك خواننده اي هست كه سبكش به كار تو خيلي مي خورد. مي توانيد يك گروه موسيقي خوب دو نفره تشكيل دهيد.او كوروس بود كه بعدها با هم بهترين گروه دو نفره را تشكيل دادند.به كوروس هم همين را گفته بودند.و دست روزگار اين دو را با هم آشنا كرد و يكي از پر طرفدارترين وجنجالي ترين گروه موسيقي دو نفره بعد از انقلاب را تشكيل دادند.




اولين آلبومي كه از اين دو به جا مانده خواستگاري بود.با شعري زيبا و قوي از ژاكلين ويگن به نام خواستگاري.كه نام آلبوم را هم به نام همان شعر گذاشتند.اين اولين كار آنها با ژاكلين بود.كه با استقبالي بي نظير روبه رو شد.در يكي از كنسرت هاي آنها دختري بود كه آندرانيك را خيلي دوست داشت و شب كنسرت او را اندي صدا زد.كه اين شد ديگر همه او را با نام اندي صدا ميزدند.


دومين آلبوم آنها پرواز بود.و باز هم با شعرهاي زيباي ژاكلين.آهنگ چي مي شد,تپلي,ما همه ايراني هستيم به قدري گل كرد كه روز به روز بر محبوبيت آن دو افزود.آهنگ ما همه ايراني هستيم هنوز كه هنوزه در اكثر كنسرتها اجرا ميشود.در اين آلبوم اندي و كوروس با فردي آشنا شدند كه در زندگي هنري آن دو و به خصوص اندي تآثير فراواني گذاشت. او عليرضا امير قاسمي بود.و به قول خود اندي: علي گوش سوم من هست.و مانند يك برادر همراه اندي بود.و او را در انتخاب آهنگ كمك مي كرد.ويدئوي زيباي چي ميشد هنوز هم در خاطره ها هست.به دنبال موفقيت آلبوم پرواز و سر و صداي اين دو خواننده تازه نفس محبوبيت آن دو بيش از پيش شد.وآنها كنسرتي براي طرفداران اجرا كردند.تمام بليطها فروخته شده بود.وسالن ديگه گنجايش نداشت.عده فراواني پشت درهاي بسته مانده بودند.هفته آينده اندي و كوروس براي بچه ها و تمام كساني كه برنامه را نديده بودند كنسرت مجاني اجرا كردند.و با مردم سرود ما همه ايراني هستيم سر دادند.


بعد از اجراي موفقيت آميز كنسرت آن دو آلبوم سوم خود را به بازار عرضه كردند. بلا. كه جهشي فوق العاده در كار آن دو بود. با ,بلا ,تو,نگاه,كه آهنگ انگليسي اين آلبوم در متن يك فيلم هاليوودي قرار دادند.با آن مدل زيباي آهنگ بلا.موفقيت آن دو هر روز بيشتر از روز پيش بود.وكنسرتها با استقبال زيادي مواجه مي شد.


در اينجا بهتر است داستاني برايتان از حضور اندي و كوروس در بين مردم تعريف كنم.يكي از طرفداران اين دو دختري حدوداْ 14 ساله بود.كه بيماري سرطان داشت.و در بيمارستان به انتظار مرگ نشسته بود.وقتي اندي و كوروس اين ماجرا را شنيدند همراه يك هديه كه يك دستبند طلا بود به ملاقات آن دختر رفتند. به گفته خود آن دختر آن روز انقدر اندي و كوروس به من اميد به آينده را دادند و اينكه بايد خوب شوم و به كنسرت آن دو بروم كه من تا حدودي روحيه خودم را به دست آوردم.و چون سرطان عميقآ در وجود او ريشه نكرده بود آن دختر سلامتي خود را به دست آورد.و جالب اينجا كه برايتان بگويم كه آن دختر در حال حاضر فارغ التحصيل رشته پزشكي هست واندي در جشن او هم شركت كرد و در تمام اين سالها از زندگي اين دختر خبر داشته و با هم در ارتباط بودند.چه لذتي دارد ارتباط با هنرمند مورد علاقه !! . بگذريم.


بعد از آلبوم بلا اندي و كوروس احساس كردندكه دوست دارند هر كدام جدا به فعاليت هنري خود ادامه بدهند.و قرار شد آخرين آلبوم دو نفره خود را به بازار عرضه كنند.آلبومي به نام خداحافظ.آخرين آلبوم با نام و همكاري اندي&كوروس.در اين آلبوم با شاعري آشنا شدند كه باز هم در زندگي هنري اندي و كوروس و مخصوصآ اندي تآثير به سزايي گذاشت.پاكسما زكي پور.اين شاعر استثنايي و جوان با آن شعرهاي زيبا وقوي در محبوبيت اندي صد در صد تآثير به سزا گذاشته است.اين شاعر هنوز كه هنوزه با اندي همكاري مي كند وجزو دوستان صميمي اندي هست.پاكسيما شروع كار هنري خود را با اندي آغاز كرد آلبوم خداحافظ با آهنگهاي دخترآتيشپاره ,آمنه,ياسمن,عشق مسموم,باز هم جزو پر فروش ترين آلبومها شد.با آن مدل زيباي آهنگ دختر آتيشپاره.بعد از فروش اين آلبوم و اجراي كنسرتها اندي و كوروس اعلام كردند كه ميخواهند رسمآ از هم جدا شوند.در آن زمان از هر كسي پرسيدند چه كوچك و چه بزرگ كه نظر شما راجع به جدايي اين دو چيست:همه ميگفتند :ما به اين دو با هم عادت كرديم.حيف است كه از هم جدا شوند.شايعاتي هم ورد زبانها افتاد.ولي اندي وكوروس در تلويزيون آمدند و اعلام كردند كه هيچ مشكلي با هم ندارندو فقط از نظر كاري با هم اختلاف عقيده دارند.در نهايت اندي و كوروس اين گروه محبوب و جنجالي از هم جدا شدند.و دوره 8 ساله كاري آنها به پايان رسيد.[Only registered and activated users can see links]


بعد از جدايي هر كدام جدا به فعاليت خود ادامه دادند به جرات ميتوان گفت: اندي گوي سبقت را از كوروس ربود.كوروس چند ماه بعد ازدواج كرد ولي اندي تمام زندگيش را روي كار هنري خود گذاشت.بعد از جدايي آنها اندي اولين آلبوم خود را بعد از جدايي از طرف شركت كلتكس وارد بازار كرد.آلبوم بيقرار.كه به نظر من كه تمام كارهاي اندي رو دنبال كردم آلبوم بيقرار يك استثنا در زندگي اندي بود.كه يك شبه ره صد ساله را طي كرد.در اين آلبوم 10 ترانه بود كه يكي از يكي قشنگ تر بود.و به گفته خود اندي:بيقرار قصه زندگي من است.قصه روزهاي پر عطش عشق و شبهاي سرد تنهايي.قصه تلخيها و شيرينيهاي زندگي.قصه پيروزيها و ناكاميهاي من در عشق و اميدي براي فردايي روشن و عشقي واقعي هنوزم بيقرارم..........


اندي روي اين آلبوم يك سال ونيم زحمت كشيد وهم خلاصه اي از زندگي خودش هست.آلبوم بيقرار پر فروشترين آلبوم دهه نود شد.شعرها از پاكسيماي نازنين وآهنگها از همكاران.آهنگ عشق اول از سياووش قميشي وآهنگ بيقرار از هاني نازنين با آن ملودي زيبا كه من هر وقت اين آهنگ رو گوش ميدم ياد آن نازنين ميفتم.آهنگ زيبا و عاشقانه شبگرد,انتظار,قصر كاغذي,اگه عشق همينه,دختر ايروني,شيطنت.كنسرت اندي براي آلبوم بيقرار با موفقيت تمام اجرا شد.وجاي خالي آن شب پيدا نميشد.وعده اي هم پشت در بودند تا بتوانند وارد سالن شوند.در اين آلبوم فرخ آهي هم يار هميشگي اندي بود.وبه او كمك فراواني كرد.و اندي اين آلبوم و تمام آلبومهاي خود را در استديو فرخ آهي ضبط ميكند.در اين آلبوم بود كه مردم با دختري آشنا شدند كه هميشه با اندي بود واندي از او به عنوان صداي دوم استفاده ميكرد.او شيني ريگزبي بود.دختري امريكايي و علاقه مند به فرهنگ ايراني و زبان فارسي.شيني در حال حاضر خود خواننده شده ولي هر چه دارد از اندي است.از آن زمان به بعد اين دو همه جا با هم بودند وخود اندي هم در جايي اعلام كرد شيني دوست دختر اوست.اندي همه جا از گروهش تعريف كرده و عنوان كرده من بدون روهم هيچ هستم.فروتني هميشگي ايرانيها.


بعد از موفقيت بي سابقه اين آلبوم اندي آلبوم ليلي را وارد بازاركرد.باز هم از شركت كلتكس.كه با چند هنرمند ديگر هم همكاري كرد.بيژن مرتضوي,حسن شماعي زاده وغيره.با آن عبارت زيبا در اول آهنگ ليلي:هر كس در زندگي يك ليلي دارد و اين ليلي من است.تمام اينها نشان ميدهد اندي در تمام اين سالها عاشق بوده.عاشق چه كسي اين را هيچ كس نميداند.در كنار اندي عليرضا امير قاسمي هم براي او ويدئو هاي زيبا ميساخت.


بعد از اين آلبوم اندي آلبوم تنهايي را از شركت كلتكس به بازار ارائه داد.شعرها از پاكسيماي نازنين ويدئو از كوجي زادوري و امير قاسمي ,ضبط از فرخ آهي ,گروه اندي باز هم او را ياري ميدهند.آهنگ زيباي تنهايي,چشماي ناز ,جاده هاي احساس,ناز ناز ,خوشگل محلمون, به قدري اين آهنگها گل كرد كه ورد زبان همه شده بود.هر پسري كه ميخواست با دختري دوست شود آهنگ ناز ناز را برايش ميخوند.دخترها براي كنسرتهاي اندي سرو دست مي شكوندند.و به قول اندي كه تكه كلام هميشگي اوست :خدا زيادشون كنه.در اينجا بايد بگويم آلبومهاي اندي همه دوازده يا چهارده آهنگ دارد.برعكس تمام خواننده ها .كه اين هم هزينه زياد تري ميخواهد هم پول بيشتري.در آلبوم تنهايي اندي يك آهنگ را باز سازي كرد كه آن را براي مادرش ساخته بود.زماني كه مادرش ايران بوده و اندي امريكا مادرش دچار عارضه مغزي ميشود و اندي در آن حال شعر اين آهنگ را مينويسد و آن را در بدترين شرايط اجرا ميكند.خوشختانه حال مادرش خوب ميشود وبعدها مادرش عازم امريكا ميشود وتمام كارهاي اندي را دنبال ميكند.تمام مصاحبه ها را زنده نگاه ميكند.اندي هفته اي 2 بار بايد با مادرش غذا بخورد.او پسر خانواده است.



بعداز آلبوم تنهايي اندي آلبوم سر سپرده را به مردم عرضه كرد.آلبومي عاشقانه از كمپاني ترانه.شعرها طبق معمول از پاكسيماي نازنين و آهنگها از اندي,منوچهر چشم آذر.توحيد.در اين آلبوم اندي از شاعرهاي جوان هم استفاده كرد.گل اين آلبوم همان آهنگ معروف سرسپرده است.كه پاكسيما شعر آن را گفت و اندي يك نصفه روز آهنگ آن را ساخت.و به گفته خودش اين آهنگ يك هديه از طرف خدا براي او بود.آهنگ تولد به اين شكل ساخته شده بود كه پاكسيما روي جلد كادوي تولد اندي شعر تولد را نوشت و چون اندي خوشش آمد روي آن آهنگ گذاشت.آهنگ من و تو به قدري گل كرد كه اندي مجبور شد در سالن زيباي پلس لس آنجلس كنسرت بزرگي اجرا كند.كه از چند روز قبل تمام بليطها فروخته شده بود.در اين كنسرت تمام چهره هاي هنري حضور داشتند.وارطان آواناسيان مدير شركت ترانه,كوجي زادوري,و اكثرخبرنگارها حضور داشتند و موفقيت اندي را تبريك گفتند.كوجي و امير قاسمي ويدئو هاي اين آلبوم را تهيه كردند.به خصوص ويدئوي زيباي سرسپرده.



در اين بين بايد گويم اندي گياهخوار همچنين جزو تيم فوتبال هنرمندان هم هست.و تا به حال چندين گل هم زده ، آرزويش هم اينست كه در استاديوم آزادي بازي كند. و در كنار هنر ورزش هم ميكند.


بعد از آلبوم سرسپرده نوبت آلبوم بعدي اندي رسيد.جاده ابريشم.آلبومي عاشقانه تر از آلبوم قبلي.اندي خود راجع به اين آلبوم حرفهاي زيادي زده.آهنگها از خود اندي با همكاري حسن شماعي زاده,منوچهر چشم آذر,توحيد,فريبرز حاج نبي.و شعرها اكثرا از پاكسيما.آهنگ شب من به گفته خود اندي در بدترين شرايط روحي او اجرا شد.دوست دختر او براي بار دوم او را رها كرد و اندي در بدترين شرايط روحي اين آهنگ را ضبط كرد.اين آهنگ بعدها در فيلم هاليوودي پرنسس و سرباز در قسمتي از فيلم گذاشته شد.اندي خودش اين آهنگ را به دوست دخترش تقديم كرد.آهنگ فوق الاده تو كه رفتي به قدري سرو صدا كرد كه همه آن را تكرار مي كردند.آهنگ انگليسي اين آلبوم را شيني شعرش را گفت و اندي آهنگ آن را ساخت.اندي يك آهنگ ارمني هم در اين آلبوم دارد.اگر يادتان باشد بچه هاي منطقه 6 در ويدئو نوروز آن سال براي اندي نوار فرستاده بودند كه اندي زودتر آلبوم بعدي را به بازار بدهد.اندي در زمان ساخت اين آلبوم به ارمنستان سفر كرد به همين دليل اسم آن را جاده ابريشم گذاشت.اين آلبوم نشان ميدهد كه اندي سال عاشقانه و سختي را پشت سر گذاشته.چون به گفته خودش او به پاكسيما ميگه:من امسال مثلأ عاشقم آهنگ عاشقانه برايم بگو سال ديگه همه چي خوبه ما با هميم .آهنگي برايم بگو كه همه چيز را نشان دهد.اگر توجه كرده باشيد تمام آهنگهاي اندي به جز چند تا كه انگشت شمار است راجع به دختر و پسر است و به گفته خودش من حرف ديگري به جز دختر و پسر ندارم كه بزنم.بعداز اين آلبوم اندي يك آلبوم دو آهنگه وارد بازار كرد.به نام نونه.كه بازسازي آهنگ زيباي چرا عاشق شدم و يك آهنگ ارمني.



بعد از اين آلبوم او آلبوم و قلب من را وارد بازار كرد.كه به 7 زبان زنده دنيا آهنگ خوانده است.از طرف كمپاني آونگ ويك كمپاني امريكايي.اندي يواش يواش خود را وارد ماكت امريكايي ميكند.خودش ميگويد: اين آلبوم جاي خاصي را در قلب من دارد به همين دليل اسم آن را وقلب من گذاشت.و روزنامه ها آن را رمانتيك ترين آلبوم اندي معرفي كردند.آهنگها يكي از ديگري قشنگ تر بود.آهنگ عربي با صداي اندي و راغب علامه خواننده معروف عرب كه بينهايت گل كرد.كه هم شعرش را با هم گفته بودند و هم آهنگش را با هم ساخته بودند.آهنگ ريحان كه خيلي گل كرد با شعر پاكسيما و آهنگ اندي.آهنگ 6و8 يادم مياد.آهنگ زيباي رويا.آهنگ عاشقانه تو نباشي.آهنگ انگليسي كه شعرش را شيني گفت و اندي آهنگش را ساخت.يك آهنگ هندي با دختر خانم هندي.كه بخواهم در مورد هر كدام توضيح بدهم ساعتها طول ميكشد.


بعد از اين آلبوم بود كه روزنامه هاي امريكا از اندي به عنوان الويس ايران نام بردند.وبه او لغب الويس دادند.بعد از اين آلبوم محبوبيت اندي در جامعه امريكايي چند برابر شد.با گروهاي بزرگي در سالنهاي مجلل كنسرت گذاشت.با گروه آلابينا در سالن زيباي گريك تيآتر كنسرت گذاشت.به تنهاي 6000 نفر را در آن سالن دور هم جمع كرد و شبي فراموش نشدني براي همه بود.به مناسبت اين آلبوم كنسرت افتخاري در تاور ركوردز گلندل محله ارمني نشين كاليفرنيا اجرا كرد.و جازيست گروه پليس هم آنجا حضور داشت و همكاري آنها از اين به بعد آغاز شد.از همين آلبوم هم يك نمونه وارد ماكت امريكايي كرد .با چند آهنگ اضافه تر. كه آهنگ هتل كاليفرنياي معروف هم در آن بود كه همه ميگفتند از اصلش هم قشنگتر شده.با شعر پاكسيما يار هميشگي اندي.آهنگ تو نباشي به گفته خود اندي غم انگيز ترين صداي ني در ارمنستان هست.اندي براي سومين بار برنده جايزه بهترين خواننده ارامنه شد.استينگ منيجر گروه پليس هم فعاليت خود را با اندي آغاز كرد.اندي با مهارت خاصي به زبان انگليسي موسيقي ايران را به امريكاييها معرفي كرد به طوري كه فوق الا ده اندي رو دوست دارند.اندي تبديل به يك خواننده بين المللي شد.مصاحبه ها در سي ان ان,ان بي سي,سي بي اس,و موفقيت در كنسرتها او را بيش از پيش محبوب كرد .



او حالا به آ رزوي ديرينه خود رسيده.با روزي 16 ساعت كار كردن با گروه و دوستان خوب او اين موفقيت دور از دسترس نبود.بعد از اين موفقيت او با دو خواننده بزرگ ديگر عرب آشنا شد.خالد و حاكيم.كه قرار بود توري بزرگ ترتيب دهند براي اجراي كنسرت در سالن زيباي گريك تيآتر.ولي اين برنامه مواجه با 11 سپتامبر شد و با تمام هزينه و زحمتي كه براي اين برنامه كشيده شده بود اندي اين برنامه را لغو كرد.اندي اعلام كرد كه مردم امريكا را مانند ايرانيان دوست دارد و خود جزو شهروندان امريكايي هست و به دليل احترام كنسرت را لغو كرد.جالب اينجاست كه شيني ميهمان افتخاري تمام كنسرتهاي اندي است و همراه او برنامه اجرا ميكند.اندي در اين بين يك آلبوم وارد بازار كرد با همكاري پاكسيما,حميد,و پيروز.كه در حقيقت آلبوم پاكسيما بود با شعرهاي او واز دوستان خود دعوت كرده بود با او همكاري كنند.كه واقلأ اندي در اين آلبوم براي پاكسيما سنگ تمام گذاشت.




آلبومي به نام ياران.با آهنگهاي فوق العاده قصه باران و تصوير كه با شعرهاي فوق الاده پاكسيما توسط اندي اجرا شد.آلبوم آخر اندي خلوت من نام گرفت. اندي در مصاحبه اي اعلام كرد: من دوست دارم مردم بدانند در خلوت من چه ميگذرد.اين آلبوم هم جزو عاشقانه ترين آلبومهاي اندي قرار گرفت.از كمپاني آونگ و يك كمپاني امريكايي.اندي در اين آلبوم نشان داد هنوز هم شور عشق در او هست.آهنگ چه خوشگل شدي به قدري بين مردم طرفدار پيدا كرد كه فكر ميكنم احتياج به توضيح من نباشد.آهنگ التهاب,از ياد من نرفته,4 نوع ميكس آهنگ ريحان,آهنگ تغيير داده شده تپلي به زبان ارمني به نام مارال,آهنگ تغيير داده شده يالا به زبان اسپانيولي به نام بايلا,ودر نهايت آهنگي متفاوت با سبك كار اندي به نام برو.من خودم به عنوان طرفدار اندي اين سبك را تا به حال در كار او نشنيده بودم.تمام كارهاي او نشان ميدهد كه همه چي خوب است من با دوست دخترم خوبم مشكلي نداريم.ولي هيچ وقت آهنگهاي اندي نشان دهنده اين نبود كه به كسي بگويد:برو ديگه نميخوامت.اون هم خواننده اي مثل اندي.البته در ويدئوي اين آهنگ ريشه هايي از سياسي بودن نشان ميدهد.اما اندي هميشه خود را از سياست جدا كرده. آهنگ زيباي شقايق ,عشق و ايثار,تمام شعرها از پاكسيماو آهنگها از اندي,منوچهر چشم آذر,محمد مقدم و ........



بعد از اين آلبوم اندي همراه با شيني و منصور كنسرت بزرگ و فراموش نشدني در سالن بزرگ و زيباي گريك تيآتر اجرا كردند.اندي در اين كنسرت پر نشاط تر و پر انرژي تر از قبل براي مردم برنامه اجرا كرد.زندگي عاشقانه اندي با حضور دوست دختر زيباي او سپري ميشود.او هنوز هم عاشق است.او بار ديگر كنسرت ديگري با اميد در پارك ارواين اجرا كرد كه آن هم با استقبال بي نظير مردم روبه رو شد.


آلبوم بعدی اندي در ماه سپتامبر به بازار ارائه شد.كه شامل 3 سي دي بود . يك آلبوم كه فقط ارمني اجرا شده.يك آلبوم فارسي كه 14 آهنگ دارد.و يك آلبوم براي ماكت امريكايي.

اندي هميشه براي جوانها نصيحتي داشته : دوري از مواد مخدر,احترام به بزرگترها,درس خواندن,وبه تمام دخترها و پسرها هميشه وهميشه گفته:با اوني كه دوستش دارين تا آخر بمونيد.به هم وفادار باشين.اندي احساس دوست داشتن رو اينگونه توصيف كرده:صبح كه از خواب بلند ميشوي احساس ميكني دنيا مال تو هست. دوست داري با كسي كه دوستش داري بري پارك,پيكنيك,به خاطر اون دختري كه دوستش داري حاضري همه دنيا رو به اون ببخشي.و شب كه ميخواي بخوابي خوشحال از اين احساسي كه دادي و گرفتي.اندي هميشه از زندگيش راضي بوده و هست.و هميشه به گفته خودش نيمه پر ليوان را نگاه ميكند.اندي با خواننده هاي ديگر كشورمان هم كنسرت گذاشته.مثل ابي,شهرام كاشاني, مكابيز..............و كمك به خيلي ها كرده در اين راه تا آنها هم وارد دنياي هنر شوند.مثل شيني,مكابيز,مهران.
نگاهي به كارنامه هنري اندي بيندازيم او سير صعودي فوق العاده اي را طي كرده است.
با تشکر از سایت ترانه ها !

Kasra
05-06-2006, 11:49 AM
ستار :
[Only registered and activated users can see links]
حسن ستار در آبان ماه 1328در تهران متولد شد.دوران نوجوانی خود را مثل بسیاری ازهنرمندان و ورزشکاران در محله شهباز تهران گذرانیده است . ستارتحصیلات خود را در دبستان و دبیرستان اقبال به اتمام رساند و لیسانسش را در رشته اقتصاد بین المللی ازمدرسه عالی بازرگانی دریافت نمود.

اولین آهنگ ستار << خانه به دوش >> نام داشت که بر اساس سریال معروف خانه بدوش ( مراد برقی ) که پرویز کاردان بازیگر و کارگردان آن بود در 22 سالگی اجرا نمود. این آهنگ با شعری ازایرج جنتی عطائی وآهنگی ازبابک بیات سر آغازی شد تا ستار با خواندن آهنگهای همسفر - شهرغم - صدای بارون - سرسپرده - شازده خانوم-گل سنگ و ده ها آهنگ دیگر به شهرت و محبوبیت برسد . ستار تا به امروز بیش از دویست آهنگ و ترانه اجرا کرده که بیشترین آنها در رده ی آهنگهای ماندنی در عرصه موسیقی کشورمان بوده است.
ستار با صدا و حنجره ی استثنائی و همچنین علاقه خاصی که به موسیقی اصیل ایرانی دارد در هر دو سبک موسیقی پاپ و اصیل ایرانی یکی از بهترین هاست. وهر دو نوع موسیقی را بسیار زیبا و ماهرانه اجرا می کند. ستار به عنوان یک هنرمند با شخصیت مورد احترام جامعه و همکاران خود می باشد . او به ورزش فوتبال نیز علاقه زیادی دارد وبه عنوان بازیکن و کاپیتان تیم فوتبال هنرمندان سالیان درازی است که به بازیگری ادامه میدهد.(در ضمن ستار دوران خدمت سربازی اش را در مشهد گذرانیده است.)
[Only registered and activated users can see links]
خانواده ی ستار
ستار با خانومی که دو دختر 8 و 5 ساله داشت ازدواج کرد. و بعد از آن احتمالا در سال 1363 صاحب دختری دیگربه نام شیلا شد. اسم دو دختر دیگر ستار شینا و شیداست.

ناگفته ها از ستار

ستار در ۱۷ سالگی در یک فروشگاه دوربین به نام رشید در محله شهباز کار میکرده. نام صاحب فروشگاه هم رشید بوده. ستار از طریق دوست صمیمیش (محمد آخوندی) که خودش هم اونجا کار میکرد معرفی شده بود. الان محمد تهران زندگی میکنه و کارش هم بساز بفروشیه . خیلی هم پولدار شده.

آدرس اونجا هم اینه: سر چهارراه صفا - کنار قنادی ژوکند ( البته فکر نکنم الان اثری ازشون باشه).
درباره آلبوم جدید ستار هم باید بگم که دلیل تاخیرش بیماری خانومشون بوده که چند سال مریضی سختی داشتن ولی خوب خدا رو شکر مثل اینکه جراحی کردن وخوب شدن.
اهنگ همسفر او را حتما گوش کنید.

Kasra
05-06-2006, 11:51 AM
منصور :
[Only registered and activated users can see links]
طی دهه ی اخير ٬ منصور از يک خواننده ی گمنام به يک شخصيت بين المللی تبديل شده است ٬ بطوری که فهرستی از بهترين آلبوم های موسيقی را در کارنامه ی خود ثبت کرده است CD وآلبوم "فراری" که ويژگي اصلی آن مفهوم مثبت ترانه ها و موسيقی ساده و روان قطعات می باشد ٬ به عنوان پنجمين کار منصور با شرکت ترانه وهشتمين کار منصور در مجموع است که احتمالا در اوايل سال 2005 ميلادیبه بازار خواهد آمد.
هرچند منصور آثار خود را خارج از ايران ضبظ ميکند و فروش آثار در ايران غير قانونی می باشد ٬ ولی وی در ايران نيز به عنوان يکی از مشهورترين هنرمندان ايرانی مطرح است.
جدا از فروش ميليونی آثار منصور و استقبال کم نظيری که از کنسرت های منصور در سراسر جهان ميشود ٬ موسيقی وی به بخشی جدا ناشدنی از زندگی ايرانيها تبديل شده است.
آهنگ "ديوونه" ی منصور به طور ويژه ای در استاديوم های فوتبال در ايران مشهور شده است ٬ هزاران فوتبال دوست ٬ هنگامی که اشتباهی از يکی از بازيکنان يا داور سر ميزند ٬ با فرياد "ديوونه ٬ ديوونه" به دسته جمعی اين آهنگ را ميخوانند.
و همچنين قطعاتی از برخی ديگر از آثار مشهور منصور مانند "فقط بخاطر تو" و "عزيز دلمی" هر از گاهی در فيلم های ايرانی به گوش ميرسد.
منصور در تهران به دنيا آمد و سپس در سن 13 سالگی وارد خاک آمريکا شد.
وی در سنين نوجوانی هرگاه فرصتی می يافت در مدرسه و مهمانی ها به خواندن میپرداخت.
منصور درمورد عشق و علاقه ی خود نسبت به موسيقی سنتی ايران ميگويد : (( هنگاهی که جوانتر بودم هميشه تحت تاثير ملوديهای سنتی ايران آواز ميخواندم. )) پس از اتمام دوران دبيرستان منصور به عنوان همخوان روی صحنه و در استوديوهای ضبط موسيقی به کار پرداخت. پس از گذشت مدتی تا منصور با روند کار در استوديو ضبط موسيقی آشناتر شد ٬ يکی از موسيقيدانانی را که از قبل با او سابقه ی همکاری داشت را به منظور تنظيم آهنگها در پروژه شخصی خود به استخدام درآورد.
منصور ضبط اولين آلبوم خود را با سرمايه ی شخصی حاصل از درآمد فروشگاه موبايل متعلق به خود ٬ در سال 1991 آغاز کرد. منصور در اين باره ميگويد : (( من عاشق موسيقی هستم اما در عين حال از هيجان حاصل از دنيای خريد و فروش نيز لذت ميبرم. ))
پروژه ی منصور 3 سال برای کامل شدن طول کشيد زيرا منصور اصرار داشت از بهترين امکانات و روش ها برای ضبط کارهايش استفاده کند در اين مدت منصور تحت آموزش استادان آواز ٬ تکنيک آوازش را بهبود بخشيد. اولين آلبوم منصور به نام August 1994 در سرانجام فرفره های بی باد" توسط شرکت کلتکس به بازار آمد.منصور با چشيدن طعم موفقيت ٬ در عرض 4 سال 3 آلبوم ديگر نيز به بازار
داد : "تصوير آخر" ٬ "دريچه" و "قايق کاغذی". همان طور که کم کم بر طرفداران منصور اضافه می شد ٬ يک فيلم ساز مستقل ايرانی به نام "بابک شکريان" در سال 1999 از منصور برای بازی در فيلم "آمريکای زيبا" دعوت کرد. بازی در اين فيلم هم زمان با ضبط پنجمين آلبوم منصور بود ٬ اما با اين حال منصور اشتياق زيادی برای تجربه ی بازيگری داشت.
تجربه ی کارهای مختلف باعث افزايش خلاقيت منصور شد ; درنتيجه منصور در آلبوم "فقط بخاطر تو" اولين آهنگ خود را ساخت. منصور در مورد احساساتی که باعث شد وی به آهنگ سازی بپردازد ميگويد : (( قطعه ی خاصی از اين آلبوم بيان علاقه ی شخصی من به موسيقی است ٬ آن چيزی که از بچگی در مورد موسيقی در قلبم احساس ميکردم ٬ اگرچه ساختار اصلی موسيقی مرا موسيقی پاپ تشکيل ميدهد ٬ اما به موسيقی سنتی ايران نيز علاقه ی زيادی دارم. ))
وقتی آلبوم "فقط بخاطر تو" در March 2000 به بازار آمد ٬ منصور که قسمت عمده ی سرمايه گذاری آلبوم را خودش انجام داده بود ٬ مضطرب و نگران بود ; اما اين آلبوم خيلی سريع به بهترين اثر منصور تا آن زمان تبديل شد که فروشی ميليونی داشت ( البته گزارش ها ی مربوط به فروش اين آلبوم ٬ قابل اعتماد نيست زيرا در بسياری موارد تکثير به صورت غير مجاز بوده )
آهنگ های اين آلبوم همراه با ويدئوها ی آن به عنوان يک موفقيت قابل توجه ٬ پلی ميان ايرانيان داخل و خارج کشور ايجاد کرد.
آهنگ "فقط بخاطر تو" به عنوان وجه اشتراک تمام ايرانيها در سراسر دنيا و احتمالا به محبوب ترين آهنگ ايرانی در طی 2 دهه ی اخير تبديل شد.
اين آهنگ در همه ی کلوپ های شبانه ٬ پارتی ها ٬ تلويزيون ها و ايستگاههای راديويی شنيده ميشد.
در آن زمان "فقط بخاطر تو" آنقدر همه گير شد که تقريبا به عنوان يک سرود ملی درآمد. اما خود منصور اظهار دارد که گاهی آهنگهای مورد علاقه ی خودش مورد توجه مردم قرار نميگيرد ; مانند آهنگ "انتظار" که منصور شخصا علاقه ی خاصی به آن دارد.
ششمين آلبوم منصور به بازار آمد December 2001در آلبوم "زندگی" که سومين همکاری منصور با شرکت ترانه بود. که طرفداران منصور با ديدن قيافه ی جديد او در ويدئوهای آلبوم زندگی ٬ شگفت زده شدند. منصور دراين باره ميگويد : (( من موهايم را بلند کردم زيرا ميخواستم نسبت به ويدئوهای قبلی ظاهر متفاوتی داشته باشم. من به همراه گروهArizona ٬ New Mexico ٬ Texas ٬ موسيقيی که با آنها کار ميکردم به Grand Canyon ٬ Monument Park و White Sands رفتیم تجربه ی بسيار خوبی بود که در همين زمان فيلم "آمريکای زيبا" در چندين فستيوال فيلم در Berlin ٬ Marrakech ٬ Gothenburg و Los Angeles به نمایش در آمد و از طرف منتقدان مورد ستايش قرار گرفت و چند جايزه به خود تعلق داد ; اين امر باعث شد منصور به شنونده های جديدی در سراسر دنيا معرفی شود. هفتمين آلبوم منصور با نام "ديوونه" ٬ دو آهنگ محبوب ديگر را از منصور معرفی کرد ; يکی "ديوونه" که نام آلبوم جديد او نيز بود و ديگری "عزيز دلمی". به تدريج طرفداران فارسی زبان جديدی از افغانستان ٬ تاجيکستان ٬ بحرين ٬ امارات ٬ قطر ٬ کويت و ترکيه نيز بر طرفداران قبلی منصور اضافه شدند ; درنتيجه منصور به يکی از موفق ترين هنرمندان خاورميانه تبديل شد.
زلزله ی ويران کننده ای در جنوب شرقی ايران در December, 26, 2003 رخ داد که بيش از 26 هزار نفر کشته و 9 هزار نفر مجروح بر جای گذاشت.
اين زلزله ٬ يکی از مصيبت بارترين بلاهای طبيعی قرن بود. منصور به ياد کسانی که در اين حادثه ی غم انگيز از دست رفتند ٬ ويدئوی جديدی برای نوروز 2004 تهيه کرد به نام "عيدی ندارم". ابتدا قرار بود اين آهنگ فقط در قالب يک ويدئو ارائه شود ٬ اما تقاضای طرفداران تا حدی بود که منصور تصميم گرفت اين آهنگ را به آلبوم آينده ی خود اضافه کند.
به دنبال ارائه ی آلبوم "فراری" ٬ منصور اميدوار است که طرفداران خود را از
فرهنگ ها و زبان های مختلف افزايش دهد.
امروز منصور قسمتی از زندگی ميليون ها ايرانيست. به نظر ميرسد که صدای منصور در هر خانه ای شنيده ميشود. در چنين روزگاری پيام اميدبخش منصور از هر زمان ديگری مهم تر است.
منصور به اين حرف گاندی اعتقاد دارد :‌ (( تو بايد همان تغييری باشی که انتظار داری در جهان به وقوع بپيوندد. ))
منصور در حال حاضر در لس آنجلس زندگی ميکند ٬ اما بيشتر وقتش به سفر در دور دنيا ميگذرد. گرچه منصور ديگر در ايران زندگی نميکند اما ايران هميشه قسمتی از وجود اوست و هميشه با او خواهد بود.
قرارمون یادت نره رو حتما گوش کنید.

Kasra
05-06-2006, 11:56 AM
شکیلا :
[Only registered and activated users can see links]
شکیلا در 13 اردیبهشت 1341 در تهران به دنیا آمد و کوچکترین فرزند خانواده می باشد
. او از سنین کودکی به موسیقی علاقمند بود و در میهمانیهای خانوادگی هنرنمایی می کرد . در 9 سالگی به دعوت یکی ازهنرمندان به اجرای برنامه در یک شوی تلویزیونی پرداخت و همان سبب شد دست اندرکاران رادیو و تلویزیون از او دعوت کنند خوانندگی را به طور حرفه ای ادامه دهد ولی به علت مخالفت خانواده او به ادامه تحصیلش پرداخت و فعالیت هنریش را محدود به شرکت در مسابقات هنری مدارس و جشنهای خانوادگی کرد.
[Only registered and activated users can see links]

در سن 15 سالگی مدتی نزد مرحوم استاد محمود کریمی به یادگیری ردیف های موسیقی پرداخت ولی متاسفانه به علت انقلاب هنرستان تعطیل شد و پس از چندی شکیلا برای ادامه تحصیلات دانشگاهی به آمریکا سفر کرد . او در رشته موسیقی کلاسیک به تحصیل پرداخت و تصمیم گرفت بالاخره به آرزوی دیرینه خود جامه عمل بپوشاند . در سال 1368 اولین آلبوم خود را به همکاری بابک افشار به بازار روانه کرد و تاکنون 11 آلبوم به دوستداران خود در سر تاسر دنیا تقدیم کرده است .


شکیلا از عوایل فعالیت هنریش مجذوب اشعار مولانا بود و به همین جهت در هر یک از آلبوم های خود آثاری از این اشعار گرانقدر را اجرا کرده است .

به گفته چندی از صاحب نظران تلفیق اشعار مولانا با صدا ملکوتی شکیلا در روخ شنونده ثأثیر بسزایی دارد .


شکیلا دارای دو فرزند می باشد . شهراد و بهراد که 16 و 13 سال دارند . او شغل مادری را در درجه اول اهمیت می داند و به همین دلیل قسمت عمده ای از وقت خود را به نگهداری از فرزندانش اختصاص داده است .

آرزوی نهانی شکیلا بازگشت به وطن و اجرای برنامه در شهرهای بزرگ ایران است.
[Only registered and activated users can see links]
کودکی شکیلا !
غوغای ستارگان رو گوش کنید خیلی عرفانیست

Kasra
05-06-2006, 12:03 PM
christina aguilera :

[Only registered and activated users can see links]
خواننده و مدل مشهور کريستينا ماريا آگوريلا در ۱۸ دسامبر ۱۹۸۰ در استانت آيلند نيويورک متولد شد . پدرش يک نظامی درجه دار و مادرش يک موسيقیدان و نوازنده بود .
کريستينا در سن ۹ سالگی به عنوان يک ستاره به عضويت کلوپ مشهور ميکی موس درآمد (( جايی که بريتنی اسپيرز و اعضای گروه انسينک و خيلی های ديگه از اونجا شروع به کار کردند ))‌ او در اين کلوپ تجربيات بسياری در زمينه خواننده شدن کسب کرد که از مهمترين آنها ميتوان به آهنگ All i wanna do ( همه آنچه که ميخواهم انجام دهم ) را نام برد . اين آهنگ به صورت دو صدايی و با همکاری ستاره پاپ ژاپنی > کيزو ناکانيشی < در ژاپن اجرا شده !
در سال ۱۹۹۸ دروازه های موفقيت به سرعت به روی کريستينا باز شد . در اين سال او آهنگ reflection ( انعکاس تفکر ) را برای کارتون مشهور و زيبای مولان که متعلق به ديسنی بود را ضبط کرد و خواند . و اين آهنگ صعود سريع او را به سوی ستاره شدن تضمين کرد . چرا که در مدت کوتاهی بعد از خواندن اين آهنگ او اولين آلبوم خود را به بازار موسيقی عرضه کرد . که آهنگ برگزيده اين آلبوم به نام ginie in bottle پر طرفدار ترين و پرفروش ترين در آمريکا شد و اين آلبوم جايزه Grammy را نصيب کريستينا ساخت . اما موفقيت های او به همينجا ختم نميشود ! وی در سال ۲۰۰۰ به خاطر دو آهنگ به نام های What a girl wants ( آنچه که يک دختر ميخواهد ) و All i want is you ( آنچه که ميخواهم تويی ) دوباره در بالای جدول بهترينهای سال قرار گرفت . و در ادامه انتشار مجموعه اسپانيايی mi reflejo و يک ترجمه از آهنگ La bella`s برای تراک صدايی فيلم مولن روژ اين ستاره را مورد توجه عموم مردم قرار داد .[Only registered and activated users can see links]
در سال ۲۰۰۲ کريستينا برای دومين آلبومش يک عکس سکسی بحث انگيز را بر روی جلد آلبوم خود قرار داد . و بر خلاف تصور خيلی ها اين کار او به معروفيتش اضافه کرد و از آن به بعد او به يک چهره سکسی مشهور شد !
اولين آهنگ منحصر به فرد اين آلبوم به نام dirrty بحث مشابهی را برای ساخت موزيک ويدئو ی آن پيش کشيد ! ( يعنی اين موزيک ويدئو هم سکسی بود !!)

روابط کريستينا :
در اينجا بايد بگم که کريستينا بر خلاف تصور همگان روابط نامشروع زيادی نداشته . اولين رابطه او با جاستين ( خواننده ) شروع شده و چون آغاز رابطه او با جاستين به دليل دشمنی و حسادت و کينه عجيب او با بريتنی ( خواننده ) بوده اين رابطه هم زياد دوام نداشته ! (( همون طور که ميدونيد جاستين قبلا با بريتنی رابطه داشته و حتی قرار بوده با هم ازدواج کنند!! ولی به دلايلی اين رابطه بهم خورد ! )) و به تازگی هم کريستينا در فوريه سال ۲۰۰۵ اعلام کرده که با مدير اجرايی ( مجری شوها و موسيقی ) جوردن براتمن نامزد کرده . بهترين عکسها !! ([Only registered and activated users can see links])
بيوگرافی بيشتر ([Only registered and activated users can see links])

Kasra
05-06-2006, 12:06 PM
Britney spears

[Only registered and activated users can see links]
بريتني خواننده پر آوازه پاپ در دوم دسامبر سال ۱۹۸۱ در >> کنتاوود لوييزيانا << متولد شد . مادرش > لين< نام داشت و معلم مدرسه بود و پدرش نيز جيمي نام داشت. او در سن ۸ سالگي براي بازي در يک نمايش در کلوپ ميکي موس ( کانال ديسني) تستي را انجام داد . تهيه کنندگان نمايش گفتند که او خيلي براي اين کار کوچک است اما يکي از آنها چنان تحت تاثير قرار گرفت که بريتني را به يک مدرسه معتبر در نيويورک معرفي کرد . بريتني با همکاري خانواده اش در ( مانهاتان) زندگي کرد و براي چند تابستان متوالي در آن مدرسه هنري ـ اجراي نقش حرفه اي را آموخت و سر انجام در سال ۱۹۹۱ او در فيلم وحشتناک به نام ruthless به عنوان يک بچه شيطان(جن) ايفاي نقش کرد . و بعد از آن در سن ۱۱ سالگي او دوباره در تست کلوپ ميکي موس شرکت کرد و اين بار به موفقيت رسيد و توانست عضو اين کلوپ شود. در سالهاي ۱۹۹۳ و۱۹۹۴ او به >> اورلاندوي فيلوريدا<< رفت و در آنجا با بقيه هنرپيشگان {{ که شامل دو عضو آينده گروه nsync و همچنين کري راسل ستاره آينده wbs`felicity ميشد }} آشنا شد و با آنها در کلوپ mmc يک نمايش معمولي را اجرا کرد .و بعد از آن به لوئيزياتا رفت و مدت دو سال در دبيرستان تحصيل کرد . او قبل از اينکه به معروفيت برسد در سن ۱۵ سالگي به نيويورک سفر کرد تا براي خواننده شدن تست خوانندگي بدهد .و بعد از موفقيت در تست به عمل آمده ـ قرار دادي دوساله با jive records بست و اولين آلبوم خود را به نام baby one more time در اوايل سال ۱۹۹۸ به پايان رساند اما چون وي در کارش حساسيت عجيبي داشت اين آلبوم در سال ۱۹۹۹ به بازار عرضه شد . تهيه کننده اين آلبوم eric foster white نام داشت .==> تهيه کننده اي که ( ويتني هاستون) ـ ( مدونا) ـ (مايکل جکسون ) ـ (‌ ماريا کري) ـ ( مکس مارتين ) ـ و back street boys را به معروفيت رسانده!
موفقيت آلبوم baby one more time به قدري زياد بود که در همان هفته اول بريتني را مستقيما به بالاي جدول آلبوم هاي ديگر خوانندگان رساند و آلبوم آن بهترين آلبوم سال شناخته شد و تا ماه سپتامبر۶ ميليون کپی از اين آلبوم به فروش رسيد .
اولين بحث جنجالی که مدتها توجه افکار عمومی را به خود جلب کرده بود در ماه مارس سال ۱۹۹۹ به وجود آمد ! ماجرا از جايی آغاز شد که مجله rolling stone يک عکس سکسی ازبريتنی ۱۷ ساله بر روی جلد خود چاپ کرد و شایعه کرد که بريتنی سينه >> لوليتا اسکيو<< را به خود پيوند زده است اما بريتنی با ارائه مدارک معتبر به اين شايعه پايان داد.
در فوريه سال ۲۰۰۰ بريتنی کانديد دريافت جايزه grammy شد اما سرانجام جايزه را عضو سابق کلوپ ميکی موس يعنی christina aguilera بدست آورد !. دومين آلبوم بريتنی به نام oops ! i did it again در ماه می سال ۲۰۰۰ به بازار عرضه شد و در همان هفته اول ۱.۳ ميليون کپی از آن به فروش رفت . اين آلبوم به خاطر بهترين صداگذاری پاپ و نيز بهترين اجرای خوانندگی در قسمت زنان بريتنی را برنده دو جايزه grammy ساخت. سومين آلبوم او در نوامبر ۲۰۰۱ به به نام britney به بازار عرضه شد که آن هم با موفقيت کم نظيری رو برو شد و بريتنی را به اوج معروفيت خود رساند .
در سال ۲۰۰۳ آلبوم چهارم او به نام In the zone به بازار آمد که تقريبا ميتوان گفت که اين آلبوم موفقيت آلبوم های پيشين را کسب نکرد و دلیل آن اين بود که بريتنی در اين آلبوم کم کم از سبک پاپ به راک رو آورده بود و همين طور از آن چهره معصوم و بچه گانه خود فاصله گرفته و به يک چهره سکسی رو آورده بود و اين در حالی بود که مردم آن چهره کودکانه بريتنی را دوست داشتند !
آلبوم بعدی او به نام My prerogative در سال ۲۰۰۵ تهيه شد که ميتوان گفت بريتنی در آين آلبوم دوباره به اوج خود رسيد و دليل آن بيشتر در حاشيه پرداری های اطراف اين آلبوم بوده که از جمله ميتوان به موارد زير اشاره کرد ! :
ازدواج يک روزه و سپس طلاق او با جيسون الکساندر دوست دوران بچه گيش !
شايعه فرزندخوانده شدن مدونا !
اجرای يک کنسرت به اتفاق مدونا و کريستينا که در آنجا بريتنی و مدونا يک چهره سکسی و همجنس باز را به نمايش گذاشتند !
و در آخر ازدواج او با يک رقاص نيمکت نشين و با سطح مالی متوسط !
در اينجا بايد بگم که بريتنی قبل از اين ماجراها برای مدت طولانی با jastin timberlake رابطه داشت اما بنا به دلايلی رابطه آنها بهم خورد و پس از آن با colin farrel ديده شد و بعدش جريان ازدواج يک روزه و طلاقش با جيسون ..... و در آخر هم که با يک رقاص نيمکت نشين به نام kevin federline ازدواج کرد !
بريتنی و کوين ۲۷ ساله در يک سفر هوايی به مقصد نيويورک ــ ايرلند در داخل هواپيما با هم آشنا شدند . کوين يک رقاص نيمکت نشين ( درجه دو )‌ بود و در سفرهايی که به منظور اجرای کنسرت اجرا ميشد همچون ديگر رقاص ها بريتنی را همراهی ميکرد ! ماجرا از جايی شروع شد که بريتنی تصميم گرفت از قسمت درجه يک هواپيما به بخش درجه دو که رقاص ها هم در آنجا حضور داشتند برود ( حالا دليلش معلوم نيست ! ) در آنجا بريتنی و کوين با هم ملاقات ميکنند و کم کم گرم صحبت ميشوند و بعد از مدتی احساس ميکنند که از هم خوششون آمده و ناگهان يکهو بريتنی به کوين پيشنهاد ازدواج ميده و کوين هم که شکه شده بوده و در ضمن دوست نداشته يک دختر بهش پيشنهاد بده جواب منفی به بريتنی ميده ( اين رو تو يک مصاحبه خوندم !‌) اما چند روز بعد خودش از بريتنی تقاضای ازدواج ميکنه !
اما جالبه که بدونيد کوين در اون زمان به تازگی از همسر سابقش جدا شده بود !
اسم همسر سابق کوين shar jackson بود که يک مدل و هنرپيشه هستش و در اون زمان يک بچه هم از کوين باردار بود و همين طور يک بچه دو ساله هم يه اسم > کوری < داشتند که در حال حاضر هردوی آنها با > شار < زندگی ميکنند .
يک بيوگرافی کلی و ساده از بريتنی :
پدرش جيمی نام دارد و مادرش هم لين نام داره
يک خواهر به نام لينه داره
يک برادر به نام برايان داره که در حال حاضر دانشجو هستش .
گل مورد علاقه : رز سفيد
مدل ماشينش : xk8 جگوار
ورزشهای مورد علاقه : بسکتبال و شنا
خواننده های مورد علاقه : ويتنی هوستون ـ جانت جکسون ـ مدونا
بازيگر مرد مورد علاقه : بن افلک ـ تام کروز ـ برد پيت
بازيگر زن مورد علاقه : مگ رايان ـ کاترين زتا جونز
مطالب و لينک های مرتبط :
weblog فارسی! ([Only registered and activated users can see links])
free music in dance age ([Only registered and activated users can see links])
more bio of britney ([Only registered and activated users can see links])
britney`s websites ([Only registered and activated users can see links])
britney`s bio & news & pics ([Only registered and activated users can see links])
more bio !! ([Only registered and activated users can see links])
all best pics of britney ([Only registered and activated users can see links])
britney`s webpages ([Only registered and activated users can see links])
britney`s albumes ([Only registered and activated users can see links])

Kasra
05-06-2006, 12:13 PM
Enrique Miguel Iglesias

[Only registered and activated users can see links]

نام کامل : "Enrique Miguel Iglesias Preysler" (انریکو میگوئل ایگلسیاس پریسلر)
انریکو کوچکترین پسر خولیو ایگلسیاس ، معروف ترین خواننده ی اسپانیایی است که البته پدرش اذعان داشته که دوست داشته پسرش هر کار دیگری را پیش می گرفته تا خوانندگی اگر چه انریکو پسر خولیوی معروف بود اما از همان آغاز رابطه چندان صمیمانه ای با پدرش نداشته زیرا او بیشتر وقتش را در خارج از منزل بوده و همچنین انریکو از اینکه مادرش تنها زن زندگی پدرش نیست ناراحت بود و این شیوه را نمی پسندیده .

انریکو در 8 می سال 1975 در مادرید اسپانیا به دنیا آمد مادرش که روزنامه نگاری به نام "Isabel Preysler Arstria" بوده که 8 سال پس از تولد انریکو از پدرش جدا شده انریکو در یکی از مصاحبه هایش گفت: وقتی بچه بودم کار را برای مدتی کنار گذاشتم کاری که پدرم هرگز انجام نداد این بود که از من حمایت نکرد.او همچنین یک خواهر و یک برادر به نام های ""Julia Jose و" "Chabeli دارد به اضافه دو برادر ناتنی دوقلو و دو خواهر ناتنی دوقلو.

پس از اون انریکو با پدرش به میامی میان به خاطر عملیات تروریستی که در زادگاهش در اون زمان به وقوع پیوسته بود.او موسیقی را از 13 سالگی شروع کرد و در سال 1991 قدم به دنیای موسیقی گذاشت که تاکنون بیش از 30 میلیون از نسخه های آلبوم هایش به فروش رفته و جالب این است که تنها 7 آلبوم بیرون داده.
انریکوبه 4 زبان انگلیسی و اسپانیایی و ایتالیایی و پرتغالی تا حالا خوانده است که ترانه های اسپانیایی و انگلیسی او بیشتر مورد استقبال بوده، آلبوم "coasas del amor" را در 3 سال به تنهایی ضبط کرده و بدون اینکه خانواده اش بفهمند به بازار داده انریکو می گوید من هیچ وقت نمی خواستم اینو به خانواده ام بگم چون مورد تمسخر واقع می شد من برای اون خیلی احترام می گذاشتم و واقعا خواستارش بودم مثل زمانی که مثلا شما دارید شام می خورید و به پدرتان می گویید من می خواهم خلبان شوم و او هم در جواب می گوید حرف اضافی نزن و شامتو بخور من هیچ وقت نمی خواستم اینو بشنوم.

خواندگانی چون لایوئل ریچی در زمان جوانی روی او تاثیر گذاشته بودند .پس از آن آلبوم vivir" "را به بازار عرضه کرد که برنده ی جایزه ی گرمی شد او حتی موفقیت های دیگری را نیز تا سال 99 به چنگ آورد و ترانه های ""Bailamos او به صدر صد آهنگ برتر در سپتامبر در انگلستان رسید.

انریکو تا کنون 116 جایزه پلاتینیوم رکورد و 227 جایزه Gold (بهترین دستاوردهای هنری) را گرفته.می توان گفت انریکو می خواهد رکورد پدرش را بزند پدرش 250 میلیون نسخه از آلبوم هایش را فروخته که انریکو در صدد است این رکورد را بزند.
انریکو هچنین در فیلم ""Once Upon A Time In Mexico (روزی روزگاری در مکزیک) به کارگردانی رابردت رودیگوئز همراه بازیگرانی مانند آنتونیو باندراس و جانی دپ شرکت کرده.

انریکو اصلا ساعت به دستش نمی بنده اما مشخص نیست که چرا در یک تبلیغ ساعت شرکت کرده و اونو به مشتش بسته همچنین انریکو آدم ولخرجی نیست و عادت به ولخرجی نداره و همیشه پول کمی در جیبش می گذاره اما معلوم نیست که وقتی با آنا بیرون میره چقدر پول همرا خودش می بره!؟!انریکو به کلاه آبی علاقه منده و بین کارتونها هم از باگز بانی و پینوکیو خوشش میاد همچنین بهترین هدیه کریسمسو سپری کردن اوقات با دوستانش می دونه و همه جور مجله ای هم می خونه.

ازدواج:

[Only registered and activated users can see links]

انریکو ایگلسیس خواننده محبوب اسپانیا یی (من و همه ) با آنا کورنیکو فا تنیسور روسی ازدواج کرد . این زوج در ماه گذشته طی مراسمی مخفیانه در پورتو والارتا مکزیکو با یکدیگر ازدواج کردند . هیچ کس از این ازدواج اطلاع نداشت تا این که آنا خانومش در یک مسابقه تنیس خیریه بدون مقدمه رو به تماشاگران کرد و به آنها اعلام کرد که یک ماهی است که با انریکو ازدواج کرده است. او در حالی که می خندید گفت : می دانم همه شما شوکه شدید . ولی این تصمیم من و انریکو بود . می خواستیم یک ماه بدون درد سر در کنار هم باشیم و ماه عسل خود را با آرامش برگزار کنیم . باید بگویم انریکو همسر بی نظیری است و خوشحالم که با او ازدواج کرده ام .
آنا کورنیکوفا تنیسور مشهور روسی در سپتامبر 2002 به خاطر کمردرد از دنیای حرفه ای تنیس خداحافظی کردو اکنون بیشتر در مسابقات خیریه شرکت می کند . او در یکی از همین مسابقات با انریکو آشنا شد که این آشنایی پس از مدت کوتاهی منجر به ازدواج شد
[Only registered and activated users can see links]
شعر باور کن گوگوش را گوش بدهید انریکو با زبان فارسی خونده.

Kasra
05-06-2006, 12:15 PM
سلن ديون
file:///F:/Documents%20and%20Settings/Administrator/My%20Documents/Tables/Left.gif
celine Dion :

نام كامل: CELINE MARIE CLAUDETTE DION
تاريخ تولد: 30 مارچ 1968.
محل تولد: كوئيبك كانادا.
شغل: خواننده.
قد: 170 سانتي متر.
وزن: 50 كيلو.
علت شهرت: اجراي ترانه BEAUTY AND THE BEAST به همراه PAEBO BYSON در سال 1991.
پدر و مادر: نامشان در دسترس نيست. هر دو خواننده محلي بوده اند.
برادر و خواهر: سلن داراي 13 برادر و خواهر ميباشد كه سن همگي آنها بيشتر از وي ميباشد.
نام شوهر:RENE ANGELIL---شغل: مـديـر بـرنـامه هاي سلن ديون---
تاريخ ازدواج: 17 دسامبر 1994.
[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]
نام پسر: RENE CHARLES ANGELIL---4 ساله ميباشد.
جوايز: وي چندين جايزه معتبر بعنوان هنرمند سال، ترانه
سال، خواننده محـبـوب و پـرفـروش تـرين آلبوم را از سوي
GRAMMY - WORLD MUSIC AWARD - FELIX - JUNO-
AMERICAN AWARD دريافت داشته است.




شمار آلبومها و تـك آهـنـگهاي بفروش رفته وي در سراسر
جهان:300 ميليون.



ثروت وي: ثروت وي را 700 ميليون دلار برآورد ميكنند.
آلبومها:
1 -INCOGNITO(1987)

2-UNISON(1990)

3-CELINE DION(1992)

4-THE COLOR OF MY LOVE(1993)

5-DION CHANTE PLAMONDON(1994)

6- D`EUX=THE FRENCH ALBUM(1995)

7-FALLING INTO YOU(1996)

8- LIVE A PARIS(1997)

9-LETS`S TALK ABOUT LOVE(1997)

10-THERE ARE SPECIAL TIMES(1998)

11-AU COER DU STATE(1999)

12-ALL THE WAY...A DECADE OF SONG(1999)

13-COLLECTORS SERIES(2000)

14-A NEW DAY HAS COME(2002)

15- ONE HEART(2003)

16- 1 FILLE & 4 TYPES(2003)

17-A NEW DAY(CONCERT)(2004)

18-MIRACLE(2004)

بيوگرافي:
سـلن كـوچكـتـرين عـــضو خانواده 16 نفريشان بود. وي وخانواده فقيرش در شهر كوچكي به نـام كـوئيـبـك واقـع دركـانادا زندگي ميكردند. خانواده وي به رغم بي بضاعتي وتـنـگدستـي بـا يـكديـگر بسيار يكدل و صميمي بودند. پدرســلن كلوبي در شهر داشت كه در آن خود و خانواده اش به اجراي موسيقي و خوانندگي مي پـرداخـتـنـد و اينگونهاهــالي محل را سرگرم ميساختند. سلين به كمك مادر ويـكي از بـرادرانش نــخستين ترانه خود را اجرا و ضبط كرد. ايـن تــرانـه CE N`ETAIL QU`UN REVE (تنـها يك رويا بود)نام داشت. هنگاميـكه RENE ANGELIL صداي زيباي سلنرا شـنـيد اشك از چشمانش جاري گشت و تصميم گرفت كه از وي يك سوپر استار جهاني خلق كند. او اولين ترانـهخود را در سال 1991بنامLA VOIY DU BON DIEU (صداي خدا ) عـرضه كـرد كه در شهر خـود بسـيـار مـورد استقبالقـرار گــرفت. در سن 18 سالگي هنگامي كه سلن مايكل جـكســـون را در تلويزيون مشاهده كرد به اجليل گفت كه مـيخواهد مانند مايكل گردد. وي در آن سال اقدام به تغييرشكل ظاهري خود كرد. موهاي خود را كوتاه كرد، دندانهاي جلو آمده خود را تراشيد و در كلاسهاي زبان انگليسي ثبت نام كرد تا قادر باشد انگليسي را به رواني فرانسه صحبت كند. نخستين آلبوم انگليسي زبان وي بنام UNISON در سال 1990 منتشر گرديد كه توجه جهانيان را به خود جلب ساخت. سپس با اجراي ترانه BEATY AND THE BEAST در سال 1991 به شهرت دست يافت.

ديگر مطالب در رابطه با سلن ديون:

1-ترانه MY HEART WILL GO ON وي پـرفـروشـترين ترانه
اركسترال بشمار مي آيد.
2- سـلن بمدت 2 سال از عرصه موسيقي بدور بود. يكي
به عـلت آن كه شوهرش مبتلا به سرطان گلو شده بود و
بـايـد از وي مراقبت مي كـرد و آنكه بايد از فرزند تازه متولد
گشته خود نيز پرستاري ميكرد.

3- وي داراي عـطـر اخـتصاصي بنام خود مي باشد كـه در
سال 2003 پرفروش ترين عطر سال گرديد.

4- وي هـمـچـنين چـنـد سـالــيست مجله اي را بنام خود
منتشر ميسازد.

5- سـلن ديـون صـاحب چندين رستوران در امريكا و كانادا
ميباشد.

6-وي داراي كلكسيوني از 100 ها جفت كفش ميباشد.

7- وي مـوفـق بـه دريـافـت ديـپـلم مـتــوسط نگرديد زيرا از
دبيرستان ترك تحصيل كرد.

8- وي عاشق بازي گلف است.

9- وي موفق به كسب نشان افتخار از دولت كانادا گرديده
است.

مطالب و لینک های مرتبط :
[Only registered and activated users can see links]
بیوگرافی کاملتر و ....! ([Only registered and activated users can see links])
بیوگرافی و عکس ! ([Only registered and activated users can see links])
بیشتر !! ([Only registered and activated users can see links])
عکس و لینک ! ([Only registered and activated users can see links])
گوش دادن آنلاین آلبوم ها ([Only registered and activated users can see links])
بیشتر ؟!! ([Only registered and activated users can see links])

Kasra
05-06-2006, 12:18 PM
:[Only registered and activated users can see links]
خواننده پاپ انريکو خوزه مارتين مورالس پنجم (( ريکی مارتين ))‌ در ۲4 دسامبر سال ۱۹۷۱ در سان خوان پورتريکو در يک خانواده ثروتمند به دنيا آمد . او از سن ۶ سالگی شروع به ظاهر شدن در تبليغات تلويزيونی محلی کرد . در سنين نوجوانی در سال ۱۹۸4 به خاطر علاقه شديدی که به موسيقی داشت به عضويت گروه آواز نوجوانان منودو در آمد و در طول ۵ سالی که با گروه همکاری ميکرد همراه گروه به کشورهای مختلفی سفر کرد و به عنوان يکی از خوانندگان اصلی گروه به زبان هر يک کشور های مختلف (( چند تا از کشورهايی که در آن کنسرت داشتند ! )) آواز خواند و همين به محبوبيت او اضافه کرد . او در سال ۱۹۸۹ به محدوديت سنی ۱۸ سال گروه رسيد و مجبور به ترک گروه شد و در اولين فرصت در کنار تحصيل در دوره دبيرستان اولين آلبوم خود را در سال ۱۹۸۹ به نام me amaras که توسط شرکت سونی و در نيويورک تهيه شده بود را روانه بازار کرد .
[Only registered and activated users can see links]بعد از آن ريکی مارتين برای اجرای کنسرت و حمايت از آلبومش در سفری که به مکزيکو داشت مورد توجه سينما گران قرار گرفت ! و در يک سريال در نقش يک خواننده ايفای نقش کرد که بعدها نسخه سينمايی اين سريال هم با بازی ريکی مارتين روانه بازار شد . از آهنگهای معروفی هم که ريکی در اين فيلم خواند ميتوان به آهنگ telenovela alcanzaruna اشاره کرد .
سپس در سال ۱۹۹۳ به لوس آنجلس رفت و بعد از مدتی به شروع همکاری با تلويزيون آمريکايی nbc پرداخت و از سال ۱۹۹۳ تا ۱۹۹۵ به ايفای نقش در سريال تلويزيونی اين شبکه به نام general hospital پرداخت و بعد از آن نيز در سريال miserables بازی کرد . او در حالی که به طور فعال حرفه هنرپيشگی را دنبال ميکرد اما هنوز خوانندگی را فراموش نکرده بود و همچنان به ضبط آلبوم و اجرای کنسرت می پرداخت و در پورتريکو و جامعه اسپانيولی لاتين به طور کامل شناخته شده بود و به شهرت رسيده بود .
سومين آلبوم او در سال ۱۹۹۷ به نام A medio vivir بود و يکی از آهنگ های آلبوم هم در کارتون هرکولس وجود داشت و خود ريکی هم در نسخه اسپانيايی (( دوبله اسپانيايی )‌) دوبلوری و صدای شخصيت هرکولس را بر عهده داشت . [Only registered and activated users can see links]
چهارمين آلبومش به نام Vuelve در سال ۱۹۹۸ منتشر شد که آهنگ موفق اين آلبوم La copa de la vida يا the cup of life بود که ريکی مارتين اين آهنگ را برای مسابقات جام جهانی فوتبال ۱۹۹۸ اجرا کرده است . در ادامه او در شب اجرای کنسرت مشهور Grammy (( جايزه های اين کنسرت بسيار معتبر است !!)) با عرضه کردن اولين آهنگ انگليسی خود به نام Livin يا همان La vida loca توجه همگان را جلب کرد و همين باعث شد که آلبوم او در همان ابتدا کار و در روز اول انتشارش شماره يک شود و حالا ريکی مارتين ديگر به يک شهرت جهانی دست يافته بود !. و بعد از آن نيز در سال ۲۰۰۰ به خاطر آهنگ موفق She bangs جايزه بهترين صدای مرد پاپ Grammy را بدست آورد و ديگر به طور کامل در جهان شناخته شد و اين آهنگ شهرت و پول زيادی را برای ريکی به ارمغان آورد و حالا هنوز همچنان راه او ادامه دارد .....!!!
مطالب بيشتر ! :
در آخر بايد بگم که يکی از شايعاتی که در مورد ريکی مارتين شده اينه که ميگن ريکی هم جنس بازه !! که البته هنوز کسی نتونسته اين موضوع رو ثابت کنه ! ولی در کل ريکی به عنوان يک مرد سکسی و هوس باز هم شهرت داره !
و يک نکته جالب اين که اگه توجه کرده باشيد ماه تولد ريکی مارتين و کريستينا آگوريلا و بريتنی اسپيرز يکی هستش !!

مطالب و لينک های مرتبط :
[Only registered and activated users can see links]
بيوگرافی بيشتر ([Only registered and activated users can see links])
بيوگرافی + کمی عکس ([Only registered and activated users can see links])
ASK MEN ([Only registered and activated users can see links])
خبر !!! ([Only registered and activated users can see links])
بهترين سايت های مرتبط با ريکی ! ([Only registered and activated users can see links])
top celebrities ([Only registered and activated users can see links])
Ricky Martin Web Sites ([Only registered and activated users can see links])
گوش کردن آنلاين آلبوم ها ! ([Only registered and activated users can see links])
وبلاگ ريکی مارتين ( فارسی ) ([Only registered and activated users can see links])
دانلود آلبوم ها ( فارسی ! ) ([Only registered and activated users can see links])

Kasra
05-06-2006, 12:23 PM
[Only registered and activated users can see links]
نام كامل:MARSHAL BRUCE MATHERS 3
اسامي مستعار:EM-SLIM SHADY-MARSHAL-RABBIT-DADDY
تاريخ تولد: 17 اكتبر 1972.
محل تولد: كانزاس امريكا.
قد: 175 سانتي متر.
شغل: خواننده، بازيگر، تهيه كننده.
سبك: رپ، هيپ هاپ.
تحصيلات: دبيرستان لينكون. اما ترك تحصيل كرد.
علت شهرت: آلبوم THE SLIM SHADY در سال 1999.
نام پدر:MARSHAL BRUCE MATHERS 2
نام مادر:DEBBIE BRIGGS MATHERS----مبتلا به سرطان سينه ميباشد. وي امنم را در سن 15 سالگي بدنيا آورد.
نام برادر ناتني:NATHAN.
نام همسر:KIMBERLY ANN SCOTT---ازدواج: 1999
طلاق:2000.


نام دختر: HAILE JADE SCOTT-----10 ساله.





دختر فرزند خوانده: ALAINA MATHERS----11 ساله-----دختر خواهر همسر پيشين وي ميباشد.

جوايز دريافتي: 9 بار GRAMMY AWARDS
3 بار BRIT AWARDS
4 بار JUNO AWARDS
1 بار WORLD MUSIC AWARD-4 FHV MTV AWARDS
يك بار ACADEMY AWARDS.














بيوگرافي:
او در كـودكـي با مـادرش زنـدگي مي كرد چـرا كــه پدرش
چـنـدي پس از مـتـولد گشتن امنم وي و همسرش را رها
كـرد و تنهايشان گذاشت. او و مـادرش نـاچـار بــودند مرتبا
از كـانـزاس بـه دتـرويت نقل مكان كنند. امنـم از كودكي به
رپ عــلاقه داشت بطوري كه از سن 13 سالگي شروع به
خـوانـدن در سبـك رپ كـرد. وي در گروه SOUL INTENT به
شهـرت اندكي دست يافت. امنم نخستين آلبوم مستقل
خـود را در سـال 1996 بنـام INFINITE عرضه كــرد كه تنها
500 كپي از آن بفروش رفت. او پس از بدنيا آمدن دخترش
اخـتلافات زناشويي شديدي با همسرش پيدا كرد. همين
امر سبب گشت كه با خـوردن قـرص دست به خود كشي
بـزند كـه از آن جــان سالم بدر برد. خودكشي ناكام مانده
وي سـبـب شد كـه تـمـام وجـود خـود را بـراي تـهـيه آلبوم
بـعدي خودش يعني THE SLIM SHADY بگذارد. هنگامي
كه DR .DRE (يكي از خوانندگان رپ پر آوازه) نمونه ترانه هاي آلبوم جديد امنم را گوش كرد با وي قرارداري امضا كرد. بنابراين امنم با اين آلبوم در سبك هيپ هاپ به شهرت دست يافت. يكي از دلايلي كه سبب شهرت امنم گرديد سفيد پوست بودن وي بود. از آنجايي كه رپ مختص سياه پوستان است او در واقع نخستين خواننده رپ سفيد پوست بشمار مي آيد.



مطالبي ديگر در رابطه با امنم:

* امنم نام هنري خود را با در كنار هم قرار دادن نخستين
حروف نام كـوچك و خـانـوادگـي اش خـلق كــرد كـه ابـتــدا
"M & M" بود كه بعدها به EMINEM تغيير يافت.

* همـواره دومـيــن حرف E در نام هنري وي بطور معكوس
نگاشته ميگردد.

* امنم چپ دست بوده و عينك نيز ميزند.

* امـنـم خـود داراي گروه رپ بنام "D12" ميـبـاشد كه از 6
عضو تشكيل يافته است.

* تـرانه "LOSE YORSELF" از فـيـلـم 8 MILE بـرنـده جـايـزه
اسكار بهترين ترانه گرديد.

* ANGRY BLONE نام كتاب اتوبيوگرافي امينم ميباشد كه
در سـال 2000 منـتـــشر گرديده است. وي در اين كتاب به
شرح ترانه هايش پرداخته است.

* امنم به قرصهاي خواب آور اعتياد دارد.

* فيلم 8MILE بر اساس زندگينامه خود امنم ساخته گرديد كه خود امنم در اين فيلم نامزد جايزه اسكار بعنوان بهترين بازيگر مرد گرديد.

* منتقدان وي را فردي خشن و زن ستيز معرفي ميكنند.

* امنم يك بار در كودكي در جريان زدو خورد چنان مورد ضرب و جرح قرار گرفت كه به كما رفت.

* امنم در ترانه CLEANING OUT MY CLOSET از دوران كودكي نابسامان و آَشفته خود روايت كرده و همچنين نسبت به مادرش احساس نفرت كرده.

* مادر امنم نيز به خاطر سروده هاي پسرش كه موجب بدنامي و بدگويي وي گرديد وي را به دادگاه كشاند.

* وي در ترانه "MOSH" از جنگ با عراق سخن بميان آورده و جورج بوش را به باد انتقادهاي بسيار شديدي قرار داده است.

* وي در ترانه STAN كه در آن از THANK YOU كه يكي از آهنگهاي DIDO ميباشد استفاده كرده در واقع داستان مردي را روايت ميكند كه تا آن حد شيفته امنم گرديده كه در انتها خود و دوست دختر باردارش را به كشتن ميدهد.

* وي در يكي از ترانه هايش زنان سياه پوست را در مقايسه با زنان سفيد پوست احمق ناميده.

* وي در ترانه GUILTY CONSCENCE نيز مردي را ترغيب ميكند تا همسرش را به قتل برساند.

* وي تاكنون خوانندگان بسياري را در ترانه هايش تمسخر و تحقير كرده است. از جمله آنها امنم در آلبوم EMINEM SHOW :LIMP BIZKIT-MOBY-NSYNC را مورد تمسخر قرار داده است.

* وي همچنين در ترانه JUST LOSE IT اتهامات كودك آزاري، عمل جراحي بيني و آتش گرفتن موي سر مايكل جكسون در سال 1984 حين فيلم برداري تبليغاتي براي نوشابه پپسي را به باد تمسخر گرفته است.

* وي كريستينا آگوييلرا را نيز متهم به رابطه جنسي با خواننده گروه ليمپ بيزكيت كرده است.
مطالب و لینکهای مرتبط :
[Only registered and activated users can see links]
وب سایت ([Only registered and activated users can see links])
ویدئوها و اطلاعات ([Only registered and activated users can see links])
طرفداران ([Only registered and activated users can see links])
آلبومها ([Only registered and activated users can see links])
پیام دادن!! ([Only registered and activated users can see links])
بهترین سایتهای مرتبط ! ([Only registered and activated users can see links])
اطلاعات و متن آهنگها ! ([Only registered and activated users can see links])
گوش دادن آنلاین آلبومها ([Only registered and activated users can see links])
بیشتر؟!! ([Only registered and activated users can see links])

Kasra
06-06-2006, 05:12 PM
بیوگرافی عارف سلطان قلبها
[Only registered and activated users can see links]

عارف عارف کيا در ۲۹ مرداد ۱۳۱۹ (۱۰ اگوست ۱۹۴۱) در تهران چشم به دنيا گشود، او در زمان خود يکي از اولين خوانندگان پاپ بود. آشنايي عارف با دنياي خوانندگي و موسيقي از آنجا بود که مادرش آذري بود و در زمان کودکي با گوش دادن به راديو باکو به اين هنر علاقه مند شد. راديو باکو علاوه بر آهنگهاي آذري و غربي گاهي اوقات اوپراهاي معروف اروپايي را هم پخش ميکردند.
در سالهاي ۱۹۶۰ در حاليکه بيشتر آهنگها به صورت تصنيف بودند، عارف در آن زمان با ادغام کردن آهنگهاي غربي با غرلهاي رومنتيک (عاشقي) شيوه اي جديد از خوانندگي به ايران عرضه کرد. اين سبک جديد آهنگهاي عارف در بين جوانان کاملا مشهور بود، از اينجا بود که مراحل پيشرفت او شروع شد، تنها با سني ۲۱ شروع به خوانندگي در تلويزيون ملي ايران کرد.
در اولين حضور عارف در تلويزيون با دختري ايراني- آشوري آشنا شد که باهم قطعه هاي زيادي از موسيقي را اجرا کردند که مي توان «هفت آسمون» را نام برد. عارف بعدها با خوانندگاني همچون پوران، هايد، دلکش، الهه، و رامش قطعاتي از موسيقي را برگزار کرد. از قشنگترين آهنگهايي که عارف با هايده برگزار کردند مي توان به «وقتي تو هستي، آسمون پر از نوره ...» اشاره کرد.
از معروفترين کارهاي کارف مي توان به «درياي نور» اشاره کرد که هنوز بين ايرانيان مشهور ميباشد.همچنين يکي از معروف ترين خوانندگان براي فيلمها ميباشد، از اين فيلمهاي مي توان به فيلم سطان قلبها (با کارگرداني مرحوم محمدعلي فردين) را نام برد. عارف همچين در ۶ فيلم هم بازي کرده است.

در نيمه سال ۱۹۷۰ بود که از طرف مجله جوانان عارف و گوگوش را به عنوان برترين خوانندگاه پاپ برگزيدند، همچنين در همان سال بود که از طرف مجله زن روز عارف را مرد سال در بين آنهمه سياستمدار، شاعر، خواننده و ... انتخاب کردند.
عارف جوايز زيادي را دريافت کردي که در سال ۱۹۷۴ به علت خواندن آهنگي در بين بازيهاي آسياي از طرف شاه بزرگترين مدال را دريافت کرد.اين کنسرت عارف در برابر ۱۰۰،۰۰۰ نفر ايراني و ديگر مقامات عالي رتبه اي خارجي برگزار شد. اين کنسرت همانند اولين کنسرت خارجي عارف در شهر نيويورک بود که در جشن دويستمين سال استقلال آمريکا برگزار شده بود.
عارف در سال ۱۹۷۹ (اوايل انقلاب ايران) همراه با خانواده ايران را ترک کرد، ابتدا او براي ۳ سال در لندن اقامت گزيد و بعد از آن به لوس انجلس رفت و اکنون در دبی اقامت دارد. عارف داراي ۳ دختر و يک پسر ميباشد که در اروپا و امريکا زندگي مي کنند. او يکي از اعضاي فعال تيم فوتبال ستارگان مبياشد .
در سالهاي اخير عارف يکي از اعضاي فعال در گروههاي سنتي، کلاسيک، و پاپ ميباشد. عارف در سال ۱۹۹۶ با همکاري همسرش شرکتي به نام Rfaye باز کردند که بيشتر آلبومهاي عارف و ديگر خوانندگان مشهوري همچون هايده، مازيار آنجا تکثير مي شوند.
عارف تا به حال ۵۰۰ آواز خوانده که از مشهورترين آلبومهاي او مي توان ماه و پلنگ، روزگار غربيست نازنين،آينه در آينه را نام برد.

Kasra
06-06-2006, 05:14 PM
اتوبيوگراف‍ی مرجان

[Only registered and activated users can see links]

به دنيا كه اومدم اسم شهلا رو برام انتخاب كردند.مادرم م‍یگفت بخاطر چشمات

اين اسمو روت گذاشتيم. دوران كودكیم را در محيط گرم خانواده گذراندم

و نوجوانيم ضمن تحصيل تا مراحل دانشگاهی به خبرنگاری در مجل‍ۀ اطلاعات

كودكان و گويندگی و مجری برنامه های كودك در تلويزيون ملی ايران

(ثابت پاسال) بسر رسيد و در شروع جوانی پا به عرصۀ سينما گذاشتم.

دنيای پر اميد اولين فيلمى بود كه بازىكردم.نقشى خاطره انگيز در مقابل

بزرگ مرد سينماى ايران زنده ياد فردين.


در اين فيلم بود كه اسم مرجان برايم انتخاب شد. چرا كه خانم شهلا هنرمند

محبوب سينما وتأ تر ايران با اسم حقيقى من در اوج بود.

اوايل شور خاصى براى ايفاى نقش داشتم.از بازيگرى و در قالب

شخصيت هاى مختلف رفتن شاد بودم.

اما بعد از چند سال حس كردم خسته شدم.نه از كاراز اينكه خودم نيستم.


هر زمان كسى ميشدم كه برايم بيگانه بود كسانى كه بيشتر اوقات با ذات و


خميره من در تضاد بودند.بازيگر بودم و هنر پيشگى شغل من شده بود.


سال 1354 با بابك بيات و پرويز مقصدى آشنا شدم دو هنرمند آهنگساز

نامى موسيقى ايران.

به تشويق اين دو هنرمند ارزنده افتخار شاگردى واروژان نصيبم شد


و به همت اين سه استاد آنچه را كه رمز و راز خوانندگى بود آموختم.


دودونه اولين ترانه اى بود كه اجرا كردم ساخته پرويز مقصدى با تنظيم

زيباى روان شاد واروژان.

كمتر از دو سال بيش از بيست ترانه خواندم و به عرصۀ موسيقى ايران

قدم نهادم.حال ديگه خودم بودم.من انتخاب ميكردم كه چه بخوانم نه اينكه

انتخاب شوم چه كس را بازى كنم.بعد از دو سال صدايم در هياهوى انقلاب


گم شد و بيست و سه سال در سكوتى سنگين به عزلت نشستم.



مرجان.

Kasra
06-06-2006, 05:25 PM
[Only registered and activated users can see links] jBHNlYwNwcm9mBHZ0aWQDSTk5OV83Mw--/SIG=12mou2ajj/EXP=1149081673/**[Only registered and activated users can see links]

شهيار قنبری
زمان تولد: 6/5/1329
مکان تولد: تهران
فرزند: حميد قنبری (هنر پيشه تاتر ، خواننده ، دوبلر ( صدای جری لوییس ))
شروع کار:
شهیار قنبری ترانه سرایی را از پانزده سالگی آغاز کرده است. وی در دهه 60 به انگلیس سفر کرده ودر سال 1968 در گروهای موسیقی پاپ شرکت می کند.در تظاهرات اعتراض به جنگ ویتنام ، سال 1968 در لندن شرکت کرده و از آن پس بی تردید ترانه سرایی را بر می گزیند. پس از بازگشت به ایران کارش را با نوشتن برای هفته نامه های مختلف و خبرنگاری آغاز کرد و در عین حال برای رادیو تهران برنامه ی آوای موسیقی (پیرامون rock and roll وpop ) تهیه کرد. فعالیت وی در تلویزیون با گویندگی و ترانه نویسی برای برنامه ی تلویزیونی زنگوله ها (کشف صداهای تازه در تلویزیون) در کنار شادروان واروژان ، پرویز اتابکی ، بابک افشار ، اسفندیار منفردزاده ، ایرج جنتی عطایی ، تورج نگهبان و منوچهرسخایی تهیه کننده ی آن برنامه آغاز شد.
ترانه سرایی:
شروع فعالیت ترانه سرایی او در سال ١٣٤٨یعنی در هجده سالگی با ترانه ی ستاره آی ستاره و دیگه اشکم واسه من ناز می کنه با صدای گوگوش در استودیو طنین بود.در نوزده سالگی فعالیتش را گسترش داد و ترانه های بسیاری را برای گوگوش داریوش، ابی ، فرهاد و خواننده های مشهور آن زمان سرود که قصه ی دو ماهی ، بوی خوب گندم ، مرد تنها، قصه بره وگرگ، حرف ، نفس،هجرت، جمعه، هفته خاکستری،نياز، سقوط ، هميشه غايب، نفرين نامه،نجواها،آوار و اگه بمونی از آن جمله اند.شهیار در ایران پیش از انقلاب نخستین مجموعه شعر خوانی خود به نام "یک دهان آواز سرخ " را منتشر کرد.
فعالیت سینمایی و تئاتر:
شهیار در کودکی در فیلم چهره آشنا به همراه پدر ظاهر می شود و پس از آن در سال ١٣٥٥ در فیلم خانه خراب ساخته ی نصرت کریمی و پس از آن در فیلم شام آخر ساخته ی خود شاعر به همراه مرحوم فنی زاده ایفای نقش کرد.او در آن سال ها دو نمایش نامه به نام های برادران علمی و غزلنمایش نیز نوشت . پس از آن به همراه سیمین بهبهانی ، فریدون مشیری ، یدالله رویایی و عماد خراسانی به عضویت شورای ترانه های روز ایران در آمد.در اواخر دهه ی پنجاه فیلم موزیکال پاییز، ایستگاه آخر را با بازی مرحوم پرویز فنی زاده و ایرن نویسندگی و کارگردانی کرد که پخش آن با شروع انقلاب میسر نشد.
پس از انقلاب:
شهیار در سال 1359 پس از پیروزی انقلاب به فرانسه مهاجرت کرد و در طی این مدت فعالیت خود را ادامه داد.سالها بعد در فرانسه دومین آلبوم خود که در ایران ضبط شده بود به نام "پیشمرگانه ها " یا "اگر همه شاعر بودند " را منتشر کرد و پس از آن " صدای درخت بی زمین ". غربت مکانی می شود برای اوج این نازنین و واژه پشت واژه سبز می شود و کارنامه ای رقم می خورد که می توان سالها به آن بالید. شهیار پس از سالها اقامت در فرانسه در دهه ی 90 به شهر فرشتگان LA در آمریکا می رود تا غزل نمایش " نون و پنیر و سبزی " را در کنسرت ابی و داریوش به صحنه ببرد.کاری متفاوت با بازی تنها فرزندش " لرکا " . انتشار آلبوم " قد غن " در اوایل همین دهه روی می دهد. سپس دو مچموعه به نام های "شناسنا مه 1 " و "شناسنا مه 2 " که مجمو عه ای است از تمام ترانه های نوشته شده توسط شهیار با صدای گوگوش به همراه مروری بر سالهای دور ترانه با کلام شهیار و سپس " سفرنامه" منتشر می شود.مجموعه ای متفاوت و زیبا. پس از چند سال کاری دیگر به نام "برهنگی" انتشار می یابد . یک روز پس از فاجعه ی 11 سپتامبر در نیویورک "دوستت دارم ها" را به قربانیان پیشکش می کند و پس از آن یک مجموعه ترانه خوانی به نام " Rewind Me in Paris " که این مجموعه ،همه ی وجود این نازنین را در سال ها تلاش بی وقفه ، به ترانه خانه پیشکش می کند. مجمو عه ای بی نظیر به زبان های انگلیسی و فرانسه.لازم به ذکر است که آخرین کار مشترک شهیار و گوگوش آلبوم مانیفست است که این آلبوم با استقبال گسترده ی مردم می رود که شروعی باشد بر تحول موسیقی و ترانه در سال های غربت.در این آلبوم 8 ترانه از شهیار با صدای جاودان گوگوش وجود دارد که مورد توجه دوستداران گوگوش و شهیار قرار گرفته است.
برنامه های رادیویی: برنامه ی رادیویی (از سال١٣٧٢تا ١٣٧٩ ) از رادیو صدای ایران ، سریال تلویزیونی گل یا پوچ ، کوچ از تلویزیون جنبش ملی ، برنامه ی مستقل تلویزیونی o.v.t.v )original version) از کانال ١٨ ، مشق شب (در کنار شهروز رفیعی و آیلین) ، take one و برنامه ی دوستت دارم ها از تلویزیون جام جم .لازم به ذکر است شهیار قنبری به زبان فرانسه مسلط است و در دو آلبوم اخیر خود نیز ترانه هایی به زبان های انگلیسی و فرانسه اجرا کرده است و تا کنون سی و هفت سال است که در عرصه ی ترانه سرایی فعالیت می کند و به نقل از وی: (( هنوز و همچنان ، شعر خوردن ، شعر نوشیدن ، شعر بويیدن ، شعرگريستن، شعر خنديدن، شعر خوابيدن و شعر نفس کسيدن،تنها کسب و کار من است.))
[Only registered and activated users can see links]

شهیار از گوگوش می گوید(در سالهای سکوت گوگوش):
گوگوش، گوگوش نازنین برای من بانوی ترانه است ، برای همیشه تا صدا هست، تا ترانه هست، گوگوش هست،سبز و همیشگی.نمی دانم با واژه ها چگونه از همه انسانیتش، از همه هنرش، از همه اندازه ها و تواناییها یش چگونه می توان سخن گفت.با اینکه کار من پرداختن و بازی کردن و پیدا کردن واژه هاست ، اما فکر می کنم در این زمینه توانایی لازم را ندارند که به درستی از همه بزرگیهای انسان سخن بگویند.به هر تقدیر گوگوش برای من آغاز راهی است.برای من میلاد شعر و ترانه است.در همه این سالها گوگوش یعنی جوانی من،همه تجربه های تازه و رنگ به رنگ زندگی من، گوگوش بخشی از حنجره من بود،بنابر این گلوگاه و بال پرواز من است.گوگوش هنرمندی است که بیش از همه عاشق خواندن است .اما نمی تواند بخواند .گوگوش اجازه ندارد بخواند .یارب،حسرتا،دردا که در این سالهای آخر قرن بیستم،قرنی با این شکوه و تجربه ،قرن کشفها و اخترعات و... و قرنی که مرزها برداشته شدند و می شوند ،پرنده ای به نام گوگوش اجازه پرواز و آواز ندارد.

کارهای مشترک او با گوگوش:
ستاره آی ستاره ([Only registered and activated users can see links]) ، دیگه اشکم واسه من ناز می کنه ([Only registered and activated users can see links]) ، اگه بمونی اگه نمونی ([Only registered and activated users can see links]) ، بیزار ([Only registered and activated users can see links]) ، جمجمک برگ خزون ([Only registered and activated users can see links]) ، یادم بشه یادت باشه ([Only registered and activated users can see links])، بمان بمان ([Only registered and activated users can see links]) ، عاشقانه ها ([Only registered and activated users can see links]) (نخستین کار مشترک با شادروان واروژان که بعد ها ترانه ی گلابدان قدیمی بر اساس همین موسیقی سروده شد) ، کاش من جای تو بودم ([Only registered and activated users can see links]) ، کوچه ها ([Only registered and activated users can see links]) ، تو را باور ندارم ([Only registered and activated users can see links]) ، قصه ی دو ماهی ([Only registered and activated users can see links]) ، قصه ی بره و گرگ ([Only registered and activated users can see links]) ، بین ما هر چی بوده تموم شده ([Only registered and activated users can see links] p3) ، دیگه نمی گم دوست دارم ([Only registered and activated users can see links]) ، جمعه ([Only registered and activated users can see links]) ، حرف ([Only registered and activated users can see links]) ، هجرت ([Only registered and activated users can see links]) ، نفس ([Only registered and activated users can see links])، چله نشین ، آخرین خبر ، دلکوک ، اتاق من ، نسل ما ( مشترک با مهرداد آسمانی ) ، حریق شهر قصه ( مشترک با مهرداد آسمانی ) ،ستاره آی ستاره (مشترک با مهرداد آسمانی) ،آی مردم مردم ، نجاتم بده ،عشق یعنی همه چیز، سنگر بی سنگ، خوب خوب، غزل شیشه ای ،آفتابی ، شناسنامه من.


شهیار قنبری در کنار پدر
[Only registered and activated users can see links]

GOLF
12-07-2006, 10:46 AM
فرید زولاند اولين آهنگهای خود را با صدای ستار بنام های بهت و غزل ساخت

[Only registered and activated users can see links]در يک روز تابستانی نهم مرداد ماه 1334 شمسی در کابل افغانستان بدنیا آمدم . باشانس اینکه پدرم جليل زلاند هنرمندی بود که در رأس موسيقی راديو افغانستان چهل و پنج سال خدمات اش تا قبل از تجاوزارت سرخ اتحاد جماهير شوروی سابق و واقعه سياه طالبان بر هيچ افغان پوشيده نيست. پدرم يکی از آوازخونان و آهنگسازان مبتکر بود و خود را هميشه درمقابل مردم مسؤل ميدانست. پدرم به هر کشور مسافرت هنری داشت به موفقيت و عنوان های فوق العاده روبرو ميشد. برای مثال درسال 1341 در ايران با اجرا و ساختن آهنگ زيبای (ساربان) به روی شعر حضرت سعدی در کيهان آنروز نوشتند روح سعدی با آهنگ ساربان و صدای جليل زلاند دوباره زنده شد. مثال ديگر: در هندوستان دهلی نيوز به پدرم عنوان آواز طلائی و در مدراس و بمبئ ستاره موسيقی افغانستان و غزل خوان استثنائی دادند.

ادامه‌‌ي مطلب ([Only registered and activated users can see links])

GOLF
12-07-2006, 10:49 AM
آغاسی، آوازخوانی که بود...

[Only registered and activated users can see links]از جمله خوانندگانی بود که به خواننده های کوچه بازاری و یا لاله زاری معروف بودند و در میان طیف خاصی از بچه های جنوب شهر طرفدار داشتند. در اصطلاح رسانه های آن روزگار به آنها خوانندگان مردمی هم می گفتند. در واقع اگر بخواهیم منصفانه سرحساب شویم، خوانندگان پاپ واقعی ایران در آن زمان همین ها بودند. اشعار بسیار ساده و و سطحی برروی آهنگ هایی که اغلب ریتم عربی، ترکی و یا هندی داشتند و تنظیمی برهمین روال، محتوا و ساختار ترانه هایشان را تشکیل می داد. به رادیو و تلویزیون سال های پیش از انقلاب هم راهی نداشتند و آوازشان در همان زمان هم به عنوان موزیک بازاری خوانده می شد. اما عید سال 1350 ناگهان دو تن از آنها به برنامه ای با نام چشمک (از شوهای مدرن آن سال ها) در تلویزیون راه یافتند که یکی از آنها حرکات بامزه ای انجام می داد، موهایش را با ابروانش تکان می داد، کف دستی به هم می زد، دستمالی توی هوا می چرخاند و درحالی که لنگ می زد، دست ها و سینه هایش را می لرزاند....تکیه کلامش هم ایوالله بود و خیلی هم ممنون بود!

ادامه‌‌ي مطلب ([Only registered and activated users can see links])

GOLF
12-07-2006, 11:00 AM
نگاهی به سبک فرامرز پایور

[Only registered and activated users can see links]سبک و شیوه استاد پایور را از دو بعد می توان بررسی کرد: اول از بعد سنتور نوازی ایشان و دوم از بعد آهنگسازی. سبک سنتور نوازی پایور، سبک جدیدی است که کمی هم رنگ و لعاب سبک حبیب سماعی را به خود گرفته است و آن هم به دلیل تعلیمات استاد صبا بوده است. البته استاد صبا در نوازندگی سنتور مهارت و چیره دستی حبیب را نداشت ولی توانست از نظر اطلاعات پایه ای و شناخت ردیف موسیقی کمکهای شایانی به استاد پایور بنماید. سبک نوازندگی استاد پایور از همان ابتدا (به استناد آثار باقیمانده از آن زمان) تا به حال، تقریبا ثابت مانده است. بدون تردید با گذشت زمان بر مهارت و چابکی نوازندگی اش افزوده شده است ولی سبک کلی وی ثابت بوده است. چابکی و سرعت مضرابهای وی و در عین حال شمرده بودن ریزهایش (چنانکه معروف است که میگویند در عین سرعت می توان تعداد ریزهایش را شمرد!)، ویژگی خاص نوازندگی اوست.


ادامه‌‌ي مطلب ([Only registered and activated users can see links])

GOLF
12-07-2006, 11:02 AM
احمد عبادی - او رفته با سه تارش

[Only registered and activated users can see links]احمد عبادی سال 1283 در خيابان ايران در تهران متولد شد. قامتی بلند و كشيده داشت. در همان سالهای اوليه راه افتادن تلويزيون درايران، هفته ای يك بار، شب به نيمه نرسيده برای يك ربع و گاه 20 دقيقه بر صفحه تلويزيون ظاهر می شد. سه تار را ايستاده می زد. چارپايه كوتاهی زير پايش بود و سازی كه كمتر در چشم مردم آشنا در زير بغل. سازش كوچكتر از آن سازی بود كه عاشيق های آذربايجان روی سينه می گيرند و همراه با چنگ زدن به آن می خوانند. بتدريج مردم با نام اين ساز بيشتر آشنا شدند: سه تار استاد عبادی! موقر می ايستاد و با مهارت و سرعت به سينه سه تار چنگ می زد؛ و گاه در سكوت پرده ها، سه تار را روی زانوهای نيمه خم شده خود جابجا می كرد و دوباره آغاز می كرد.

ادامه‌‌ي مطلب ([Only registered and activated users can see links])

HaGhIgHaT
24-07-2006, 12:20 PM
علیرضا افتخاری مهیاری در روز دهم فروردین ماه هزارو سیصد و سی و هفت در شهر هنر ؛ اصفهان دیده به جهان گشود . وی از همان کودکی بسیار خوب و رسا می خواند .

استاد نخست ایشان ؛ استاد طباطبایی نوازنده ی روشندل ویولون بودند که به پیشرفت افتخاری کمک های شایانی نمودند.به طوری که صفحاتی از افتخاری در نوجوانی توسط شرکت رویال در استودیو طنین ضبط شد.

اما وقتی در 14 سالگی نزد استاد تاج اصفهانی ؛ افتخار شاگردی نصیبشان شد , استاد ایشان را از خواندن و ضبط صفحه بر حذر داشتند و یادگیری کامل ردیف ها را از وی خواستند.

افتخاری با پشتکار و علاقه خاصی فرموده های استاد را آویزه ی گوش خود می کرد و سعی می کرد که بیشترین بهره را از وجودشان ببرد .

استاد تاج اصفهانی علاوه بر منابع عظیم قرنها موسیقی ایرانی ؛ دارای منش های اخلاقی نیکویی هم بودند که زبانزد خاص عام است و یکی از آموخته های تاج به تمامی شاگردانش در وهله ی اول همین منش های اخلاقی بود.

شاگردی استاد بزرگی چون تاج اصفهانی نقطه عطفی در زندگی هنری افتخاری بود به طوری که افتخاری موفقیت هایش را مرهون استاد تاج می داند و از ایشان همیشه به احترام و نیکی یاد می کند .

در سال 1357 با حضور بزرگانی نظیر دکتر صفوت ؛ دکنر فروغ ؛ استاد شهنازی ؛ استاد تجویدی و ... در آزمون باربد موفق به کسب رتبه نخست گردید.

« استاد شهنازی دستش را روی دوشم گذاشت و فرمود که مواظب خودت باش تو دیگر خواننده ی این کشور شدی. من هم زانو زدم و دست ایشان را به احترام بوسیدم. »

اینها خاطرات افتخاری از آن دوران است .

در سال 1360 که استاد تاج به دیار باقی شتافتند؛ افتخاری به نزد استاد دادبه رفت . استادی که علی رغم اینکه استاد معروفی در زمره موسیقی ایران نبود، اما دارای گوش و هوش موسیقایی قوی بود و سهم به سزایی در احیای دشتستانی داشت .

استاد دادبه با افتخاری آواز و دو بیتی محلی و نیز صدا سازی کار کرد .

افتخاری در سال 63-62 آلبوم آتش دل را به یاد استادش ؛ تاج اصفهانی خواند . در حالی که در سنین جوانی بود.

وی در همین سالها نزدبزرگانی نظیر استاد کسایی و استاد شهناز و استاد شجریان هم کسب علم می کرد به طوری که در مورد استاد کسایی نقل قولی از افتخاری در زیر آمده است :

« روزی با استاد کسایی سه گاه کار می کردیم و استاد از اول سه گاه ؛ خیلی تشنه بودند اما تا آخر سه گاه این عطش پابرجا بود و همچنان ادامه می دادند.»

افتخاری در سالهای اولیه دهه شصت ؛ اجراهای خصوصی نیز به همراه اساتیدی نظیر : کسایی ؛ بدیعی ، بیگجه خانی و شهناز داشتند . البته این آثار تک نسخه ای هستند و هیچگاه منتشر نشدند.

در سال 64-63 با آوازی به نام قصه گیسو در ماهور و با نی کیانی نژاد در فیلم امیر کبیر صدای ایشان از تلویزیون پخش شد.

افتخاری بعد از آتش دل بنا به فرموده مرحوم پدر ، تا سه سال نخواند و بعد از سه سال با موافقت آن مرحوم کارهایی نظیر راز و نیاز با استاد حسین علیزاده و مهروزان با استاد کیانی نژاد را اجرا نمود.

اواخر دهه شصت با کنسرت های پیاپی در کشورهای مختلف مصادف بود و از این کنسرت ها می توان به کنسرت راه ابریشم در 28 شهر و کنسرت آلمان (مقام صبر به همراهی استاد مشکاتیان) و ... اشاره کرد .

در یکی از همین کنسرت ها در ونکور کانادا شایعه بمب گذاری در سالن سبب شد که ایشان به مدت 6 ساعت بدون امکانات صوتی در فضای آزاد برنامه اجرا کند که خود افتخاری هم از 6 ساعت خواندن پیاپی هنوز متعجب است آن هم بدون امکانات صوتی !

افتخاری در سال 69-68 در ژاپن با عارفی آشنا می شود که در پی این آشنایی به ختن چین نزد ایشان رفته و در آنجا عرفان و سلوک عرفانی را تجربه می کند . به طوری که در بازگشت ؛در آثارش تحول پیدا می کند و احساساتش در حین خواندن کاملاً تغییر می کند .

ناگفته نماند که افتخاری اولین کسی بود که بعد از انقلاب ، اشعار حافظ را به صورت ترانه و تصنیف خواند . تصانیفی نظیر : روز هجران ، نفس باد صبا و ...

در اوایل دهه هفتاد با ارائه آثاری نظیر نازنگاه ، نیلوفرانه ، سروسیمین ، یاد استاد و ... تبدیل به چهره ای شناخته شده در نزد مردم گردید.

در همین سالها در برنامه تماشاگه راز به همراهی اساتیدی نظیر جلال ذوالفنون ، بهزاد فروهری ، شهریار فریوسفی و ... به ارائه آثاری بداهه خوانی و نیز قطعات ضربی نمود که نمونه ای از این آثار در آلبوم مستانه و شب عاشقان بعدها عرضه شد .

در اواخر دهه هفتاد نیز کنسرت ها از سر گرفته شد اما این بار در کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی که نمونه ای از این کنسرت ها ، کنسرت لندن است که آلبوم آن اخیراً منتشر شده است

HaGhIgHaT
31-08-2006, 07:45 PM
شهره در 18 دي ماه در يكي از محله هاي تهران در خانواده اي هنرمند متولّد شد در 7 سالگي متوجّه شد به موسيقي علاقه بسياري دارد و به هنرستان موسيقي رفت تا با موسيقي آشنايي بيشتري پيدا كند ، در 15 سالگي وارد دنياي هنر شد و خوانندگي را پيشه خود كرد اوّلين آهنگ او دختر مشرقي بود و همه متعجب از اين آوازه خوان جديد ِفريبنده زيبا بودند و مدتي طول نكشيد كه آوازه شهرت و محبوبيت او به همه جا رسيد با اين آواز شهره به جلد مجله هاي موسيقي نقل مكان كرد و به يك ستاره بدل شد.

شهره يكه تاز شهر شد و هر روز محبوب تر از روز گذشته ، او به اوج رسيد و محبوب مردم شد شهره معني جديد موسيقي ايراني را آورد و به زودي بت جوانان ايراني و موضوع بحث روز شد پوسترهاي او با موي با شكوه و لباسهاي زيبا همه جا بودند.

او خودش بود و از ديگران تقليد نمي كرد براي اينكه او اعتقاد دارد يك هنرمند بايد خودش باشد ، با گذشت روزها شهره در دل همگان جاي گرفت و براي اوّلين بار راهي سينما شد و به همراه داريوش در فيلم فرياد زير آب بازي كرد امّا ديگر زمان مهلت نداد و در سال 1978 به آمريكا کوچ کرد و در نيويورک ماندگار شد شهره پس از يك سال اقامت در نيويورك ازدواج كرد و ثمره ازدواجش يك دختر به نام طناز بود در سال 1984 به لس آنجلس رفت و اوّلين آهنگهايش را در خارج از كشور در آلبوم طلسم اجرا كرد.

آلبوم سلام اوج شكوفايي او بود، تولدي دوباره براي ستاره اي كه هميشه روشنايي را انتخاب مي كند آلبومهاي : شيطونك، صداي پا، يكي يكدونه، هم نفس، گرفتار، جان جان، شنيدم، مرمر، جمعه به جمعه، مهمون، سكه طلا، نمي زارم بري، زن، قصه گو، سايه، حكايت 5، عطر، سفر، پيشوني از كارهاي بعدي او بود كه تا كنون به بازار ارائه داده است.

امروز شهره مطرح تر از هميشه در جاده هاي شهرت پيش مي رود او كاملا وظيفه شناس است و تنها با اساتيد كار مي كند شهره بيش از صد كنسرت بزرگ و پرفروش را در آمريكا، كانادا، انگليس، آلمان، فرانسه، ايتاليا، بلژيك، هلند، نروژ، سوييس، سوئد، اسرائيل و امارات اجرا كرده است .

كنسرت با شكوه او در 21 اكتبر 1995 در هاليوود پليديوم لس آنجلس مصادف با منتشر شدن آلبوم جديد او ( زن ) يك موفقيت عظیم به حساب مي آمد.

شهره از جمع مردم برخواسته است و ميان مردم زندگي مي كند و به آنها احترام مي گذارد و علاقه مند است او مي داند كه آنها هستند كه مي توانند يك بت بسازند و بشكنند و به مسئوليت هاي يك ايراني اعتقاد دارد.

هم اکنون شهره در لس آنجلس در يكي از ساختمانهاي ويلچر زندگي مي كند، او به راستي ملكه صحنه هاي طلايي است

cristal
03-09-2006, 10:36 AM
بیوگرافی صادق هدایت منتقل شد به بخش ازاد ازاد.

Pianist
03-09-2006, 03:33 PM
شهره در 18 دي ماه در يكي از محله هاي تهران در خانواده اي هنرمند متولّد شد در 7 سالگي متوجّه شد به موسيقي علاقه بسياري دارد و به هنرستان موسيقي رفت تا با موسيقي آشنايي بيشتري پيدا كند ، در 15 سالگي وارد دنياي هنر شد و خوانندگي را پيشه خود كرد اوّلين آهنگ او دختر مشرقي بود و همه متعجب از اين آوازه خوان جديد ِفريبنده زيبا بودند و مدتي طول نكشيد كه آوازه شهرت و محبوبيت او به همه جا رسيد با اين آواز شهره به جلد مجله هاي موسيقي نقل مكان كرد و به يك ستاره بدل شد.

شهره يكه تاز شهر شد و هر روز محبوب تر از روز گذشته ، او به اوج رسيد و محبوب مردم شد شهره معني جديد موسيقي ايراني را آورد و به زودي بت جوانان ايراني و موضوع بحث روز شد پوسترهاي او با موي با شكوه و لباسهاي زيبا همه جا بودند.

او خودش بود و از ديگران تقليد نمي كرد براي اينكه او اعتقاد دارد يك هنرمند بايد خودش باشد ، با گذشت روزها شهره در دل همگان جاي گرفت و براي اوّلين بار راهي سينما شد و به همراه داريوش در فيلم فرياد زير آب بازي كرد امّا ديگر زمان مهلت نداد و در سال 1978 به آمريكا کوچ کرد و در نيويورک ماندگار شد شهره پس از يك سال اقامت در نيويورك ازدواج كرد و ثمره ازدواجش يك دختر به نام طناز بود در سال 1984 به لس آنجلس رفت و اوّلين آهنگهايش را در خارج از كشور در آلبوم طلسم اجرا كرد.

آلبوم سلام اوج شكوفايي او بود، تولدي دوباره براي ستاره اي كه هميشه روشنايي را انتخاب مي كند آلبومهاي : شيطونك، صداي پا، يكي يكدونه، هم نفس، گرفتار، جان جان، شنيدم، مرمر، جمعه به جمعه، مهمون، سكه طلا، نمي زارم بري، زن، قصه گو، سايه، حكايت 5، عطر، سفر، پيشوني از كارهاي بعدي او بود كه تا كنون به بازار ارائه داده است.

امروز شهره مطرح تر از هميشه در جاده هاي شهرت پيش مي رود او كاملا وظيفه شناس است و تنها با اساتيد كار مي كند شهره بيش از صد كنسرت بزرگ و پرفروش را در آمريكا، كانادا، انگليس، آلمان، فرانسه، ايتاليا، بلژيك، هلند، نروژ، سوييس، سوئد، اسرائيل و امارات اجرا كرده است .

كنسرت با شكوه او در 21 اكتبر 1995 در هاليوود پليديوم لس آنجلس مصادف با منتشر شدن آلبوم جديد او ( زن ) يك موفقيت عظیم به حساب مي آمد.

شهره از جمع مردم برخواسته است و ميان مردم زندگي مي كند و به آنها احترام مي گذارد و علاقه مند است او مي داند كه آنها هستند كه مي توانند يك بت بسازند و بشكنند و به مسئوليت هاي يك ايراني اعتقاد دارد.

هم اکنون شهره در لس آنجلس در يكي از ساختمانهاي ويلچر زندگي مي كند، او به راستي ملكه صحنه هاي طلايي است

زیاد هم به این چرت و پرت ها خوش بین نباشید...

من از یکی از بچه های مقیم لوس آنجلس شنیدم که تنها کارشون تو کاباره خوندنه.... این چیزا همش چرته....
این چیزایی که اینا می خونن چیزی نیست که بتونیم اسمش رو بزاریم موسیقی...

همونطور که بالا گفتی با مو های آنچنانی و تریپ فلان وووو... این چیزیه که اونا می خوان نه موسیقی...

خواهش می کنم بخش موسیقی رو با این بیوگرافی ها به لجن نکشیم.... اونا چیزی برای گفتن از موسیقی ندارن

یا حق

TARA
08-09-2006, 08:00 PM
طی دهه ی اخير ٬ منصور از يک خواننده ی گمنام به يک شخصيت بين المللی تبديل شده است ٬ بطوری که فهرستی از بهترين آلبوم های موسيقی را در کارنامه ی خود ثبت کرده است CD وآلبوم "فراری" که ويژگي اصلی آن مفهوم مثبت ترانه ها و موسيقی ساده و روان قطعات می باشد ٬ به عنوان پنجمين کار منصور با شرکت ترانه وهشتمين کار منصور در مجموع است که احتمالا در اوايل سال 2005 ميلادیبه بازار خواهد آمد.
هرچند منصور آثار خود را خارج از ايران ضبظ ميکند و فروش آثار در ايران غير قانونی می باشد ٬ ولی وی در ايران نيز به عنوان يکی از مشهورترين هنرمندان ايرانی مطرح است.
جدا از فروش ميليونی آثار منصور و استقبال کم نظيری که از کنسرت های منصور در سراسر جهان ميشود ٬ موسيقی وی به بخشی جدا ناشدنی از زندگی ايرانيها تبديل شده است.
آهنگ "ديوونه" ی منصور به طور ويژه ای در استاديوم های فوتبال در ايران مشهور شده است ٬ هزاران فوتبال دوست ٬ هنگامی که اشتباهی از يکی از بازيکنان يا داور سر ميزند ٬ با فرياد "ديوونه ٬ ديوونه" به دسته جمعی اين آهنگ را ميخوانند.
و همچنين قطعاتی از برخی ديگر از آثار مشهور منصور مانند "فقط بخاطر تو" و "عزيز دلمی" هر از گاهی در فيلم های ايرانی به گوش ميرسد.
منصور در تهران به دنيا آمد و سپس در سن 13 سالگی وارد خاک آمريکا شد.
وی در سنين نوجوانی هرگاه فرصتی می يافت در مدرسه و مهمانی ها به خواندن میپرداخت.
منصور درمورد عشق و علاقه ی خود نسبت به موسيقی سنتی ايران ميگويد : (( هنگاهی که جوانتر بودم هميشه تحت تاثير ملوديهای سنتی ايران آواز ميخواندم. )) پس از اتمام دوران دبيرستان منصور به عنوان همخوان روی صحنه و در استوديوهای ضبط موسيقی به کار پرداخت. پس از گذشت مدتی تا منصور با روند کار در استوديو ضبط موسيقی آشناتر شد ٬ يکی از موسيقيدانانی را که از قبل با او سابقه ی همکاری داشت را به منظور تنظيم آهنگها در پروژه شخصی خود به استخدام درآورد.
منصور ضبط اولين آلبوم خود را با سرمايه ی شخصی حاصل از درآمد فروشگاه موبايل متعلق به خود ٬ در سال 1991 آغاز کرد. منصور در اين باره ميگويد : (( من عاشق موسيقی هستم اما در عين حال از هيجان حاصل از دنيای خريد و فروش نيز لذت ميبرم. ))
پروژه ی منصور 3 سال برای کامل شدن طول کشيد زيرا منصور اصرار داشت از بهترين امکانات و روش ها برای ضبط کارهايش استفاده کند در اين مدت منصور تحت آموزش استادان آواز ٬ تکنيک آوازش را بهبود بخشيد. اولين آلبوم منصور به نام August 1994 در سرانجام فرفره های بی باد" توسط شرکت کلتکس به بازار آمد.منصور با چشيدن طعم موفقيت ٬ در عرض 4 سال 3 آلبوم ديگر نيز به بازار
داد : "تصوير آخر" ٬ "دريچه" و "قايق کاغذی". همان طور که کم کم بر طرفداران منصور اضافه می شد ٬ يک فيلم ساز مستقل ايرانی به نام "بابک شکريان" در سال 1999 از منصور برای بازی در فيلم "آمريکای زيبا" دعوت کرد. بازی در اين فيلم هم زمان با ضبط پنجمين آلبوم منصور بود ٬ اما با اين حال منصور اشتياق زيادی برای تجربه ی بازيگری داشت.
تجربه ی کارهای مختلف باعث افزايش خلاقيت منصور شد ; درنتيجه منصور در آلبوم "فقط بخاطر تو" اولين آهنگ خود را ساخت. منصور در مورد احساساتی که باعث شد وی به آهنگ سازی بپردازد ميگويد : (( قطعه ی خاصی از اين آلبوم بيان علاقه ی شخصی من به موسيقی است ٬ آن چيزی که از بچگی در مورد موسيقی در قلبم احساس ميکردم ٬ اگرچه ساختار اصلی موسيقی مرا موسيقی پاپ تشکيل ميدهد ٬ اما به موسيقی سنتی ايران نيز علاقه ی زيادی دارم. ))
وقتی آلبوم "فقط بخاطر تو" در March 2000 به بازار آمد ٬ منصور که قسمت عمده ی سرمايه گذاری آلبوم را خودش انجام داده بود ٬ مضطرب و نگران بود ; اما اين آلبوم خيلی سريع به بهترين اثر منصور تا آن زمان تبديل شد که فروشی ميليونی داشت ( البته گزارش ها ی مربوط به فروش اين آلبوم ٬ قابل اعتماد نيست زيرا در بسياری موارد تکثير به صورت غير مجاز بوده )
آهنگ های اين آلبوم همراه با ويدئوها ی آن به عنوان يک موفقيت قابل توجه ٬ پلی ميان ايرانيان داخل و خارج کشور ايجاد کرد.
آهنگ "فقط بخاطر تو" به عنوان وجه اشتراک تمام ايرانيها در سراسر دنيا و احتمالا به محبوب ترين آهنگ ايرانی در طی 2 دهه ی اخير تبديل شد.
اين آهنگ در همه ی کلوپ های شبانه ٬ پارتی ها ٬ تلويزيون ها و ايستگاههای راديويی شنيده ميشد.
در آن زمان "فقط بخاطر تو" آنقدر همه گير شد که تقريبا به عنوان يک سرود ملی درآمد. اما خود منصور اظهار دارد که گاهی آهنگهای مورد علاقه ی خودش مورد توجه مردم قرار نميگيرد ; مانند آهنگ "انتظار" که منصور شخصا علاقه ی خاصی به آن دارد.
ششمين آلبوم منصور به بازار آمد December 2001در آلبوم "زندگی" که سومين همکاری منصور با شرکت ترانه بود. که طرفداران منصور با ديدن قيافه ی جديد او در ويدئوهای آلبوم زندگی ٬ شگفت زده شدند. منصور دراين باره ميگويد : (( من موهايم را بلند کردم زيرا ميخواستم نسبت به ويدئوهای قبلی ظاهر متفاوتی داشته باشم. من به همراه گروهArizona ٬ New Mexico ٬ Texas ٬ موسيقيی که با آنها کار ميکردم به Grand Canyon ٬ Monument Park و White Sands رفتیم تجربه ی بسيار خوبی بود که در همين زمان فيلم "آمريکای زيبا" در چندين فستيوال فيلم در Berlin ٬ Marrakech ٬ Gothenburg و Los Angeles به نمایش در آمد و از طرف منتقدان مورد ستايش قرار گرفت و چند جايزه به خود تعلق داد ; اين امر باعث شد منصور به شنونده های جديدی در سراسر دنيا معرفی شود. هفتمين آلبوم منصور با نام "ديوونه" ٬ دو آهنگ محبوب ديگر را از منصور معرفی کرد ; يکی "ديوونه" که نام آلبوم جديد او نيز بود و ديگری "عزيز دلمی". به تدريج طرفداران فارسی زبان جديدی از افغانستان ٬ تاجيکستان ٬ بحرين ٬ امارات ٬ قطر ٬ کويت و ترکيه نيز بر طرفداران قبلی منصور اضافه شدند ; درنتيجه منصور به يکی از موفق ترين هنرمندان خاورميانه تبديل شد.
زلزله ی ويران کننده ای در جنوب شرقی ايران در December, 26, 2003 رخ داد که بيش از 26 هزار نفر کشته و 9 هزار نفر مجروح بر جای گذاشت.
اين زلزله ٬ يکی از مصيبت بارترين بلاهای طبيعی قرن بود. منصور به ياد کسانی که در اين حادثه ی غم انگيز از دست رفتند ٬ ويدئوی جديدی برای نوروز 2004 تهيه کرد به نام "عيدی ندارم". ابتدا قرار بود اين آهنگ فقط در قالب يک ويدئو ارائه شود ٬ اما تقاضای طرفداران تا حدی بود که منصور تصميم گرفت اين آهنگ را به آلبوم آينده ی خود اضافه کند.
به دنبال ارائه ی آلبوم "فراری" ٬ منصور اميدوار است که طرفداران خود را از
فرهنگ ها و زبان های مختلف افزايش دهد.
امروز منصور قسمتی از زندگی ميليون ها ايرانيست. به نظر ميرسد که صدای منصور در هر خانه ای شنيده ميشود. در چنين روزگاری پيام اميدبخش منصور از هر زمان ديگری مهم تر است.
منصور به اين حرف گاندی اعتقاد دارد :‌ (( تو بايد همان تغييری باشی که انتظار داری در جهان به وقوع بپيوندد. ))
منصور در حال حاضر در لس آنجلس زندگی ميکند ٬ اما بيشتر وقتش به سفر در دور دنيا ميگذرد. گرچه منصور ديگر در ايران زندگی نميکند اما ايران هميشه قسمتی از وجود اوست و هميشه با او خواهد بود.

HaGhIgHaT
11-09-2006, 11:05 AM
شهیار قنبری، که برخی نا آگاهانه و به اشتباه او را شهریار می نامند(!)، فرزند هنر پیشه محبوب و خواننده ي قدیمی حمید قنبری است. او در ششم مرداد ماه 1329در تهران در خانواده ای هنرمند و هنر دوست در خیابان فخر آباد، سه راه ژاله به دنیا آمد. در نوجوانی در " اطلاعات کودگان" آن زمان داستان های کوتاه می نوشت و گه گاه اشعار کوتاهی می سرود و برای نو جوانان نمایشنامه می ساخت.

ادامه ([Only registered and activated users can see links])

HaGhIgHaT
11-09-2006, 11:17 AM
زیاد هم به این چرت و پرت ها خوش بین نباشید...

من از یکی از بچه های مقیم لوس آنجلس شنیدم که تنها کارشون تو کاباره خوندنه.... این چیزا همش چرته....
این چیزایی که اینا می خونن چیزی نیست که بتونیم اسمش رو بزاریم موسیقی...

همونطور که بالا گفتی با مو های آنچنانی و تریپ فلان وووو... این چیزیه که اونا می خوان نه موسیقی...

خواهش می کنم بخش موسیقی رو با این بیوگرافی ها به لجن نکشیم.... اونا چیزی برای گفتن از موسیقی ندارن

یا حق

اقای حسینی من این مطلبو از یه سایت معتبر گرفتم در مورد درست بودنشم نمی دونم واقعا.
در ضمن من نه خودم تیپ شهره خوشم میاد نه از صداش چون یکی از زننده ترین خواننده هاس با اینکه خیلی پیره.ولی اینو نوشتم چون می دونم خیلی طرفدار داره.
من چیزی که درباره کارشون شنیدم فکر نکنم تو کاباره بخونن زیاد میرن تو عروسیها و مهمونیها و تولدهایی که دعوتشون میکنن افتخاری می خونن.
در ضمن منظورتون از اینا میشه بدونم کیا بودن؟

HaGhIgHaT
13-09-2006, 05:51 PM
مایکل جوزف در 29 آگوست 1958 به عنوان هفتمین فرزند خانواده به دنیا آمد . اسم مایکل در ابتدا دونالد بود اما عقیده کاترین ( مادر مایکل ) این بود که مایکل هم صوتش قشنگتره و هم کلا اسم زیباییه. او در سال 1947 با دختری به نام راوی پرسلی ازدواج می کنه و در پاییز 1999 از اون جدا میشه .
مایکل از همون کودکی همراه با اهنگ می رقصید اون هم نه یه رقص معمولی بلکه یه رقص فوق العاده حرفه ای. و همین یکی از دلایلی بود که باعث شد مایکل به مرور زمان بشه خواننده و رقاص گروه Jackson5. مایکل پسر بچه ای بود که در ظاهر یه کودک نشون می داد اما مثل یک مرد بود. همه مردم بخصوص دخترا عاشق مایکل بودن و او رو دوست داشتن.
مایکل همچنین خیلی خلاق بود، او خیلی نقاشی کردن رو دوست داشت و نقاشی میکی موس و دایانا روس رو خیلی دوست داشت حتی روی دیوار اتاقش هم پر از نقاشی های جور واجور بخصوص عکس بچه ها بود.
یکی از چیزهای جالبی که مایک به بون مشهور بود ترس از پرواز یا همون بلندی بود یعنی مایکل می ترسید سوار هواپیما بشه. و خب این یه مشکل بود وقتی که تو یه ستاره هستی بخصوص که وقتی مایکل جکسونی. اما با این حال مایکل با این مشکلش کنار اومد و حتی تمام دنیا البته به جز ایران رو گشته.
او در سال 1977 با بازی در فیلم the wiz ستاره شد .
از او نیز در کارهای تبلیغاتی استفاده می شد وطی یک عمل جراحی پوست خودش را سفید کرد و در سال 1990 خواندن را به صورت کاملا حرفه ای شروع کرد .
اولین آلبوم مایکل Go To Be there بود، آهنگ Ben که برای یک فیلم با هین اسم نوشته شده بود هم در این آلبوم قرار داشت. که این فیلم در زمان خودش موفقترین فیلم در دنیا بود .
مایکل هنوز هم بزرگترین سوپر استار تو دنیاست و تا به حال هیچ کس نتونسته به رکوردهایی که مایکل به جا گذاشته برسه. که البته هیچ وقت هم نمی رسه.
وب سایت رسمی مایکل جکسون : [Only registered and activated users can see links]

HaGhIgHaT
13-09-2006, 05:53 PM
شکیرا ایزابل مـبارک ریپلتولد :دوم فبریه 1977
محل تولد : کلمبیا
شکیرا نامی است عربی و به معنی زنی سرشار از زیباییها است.
مادر او اهل کلمبیا و جواهر ساز است و پدرش اهل لیبانس و نویسنده.
شکیرا در بین هشت خواهر و برادرش از همه کوچکتر است .
اصلیت عربی باعث علاقه او به شعرهای عربی و انس گرفتن و خواندن به این سبک شد و این خود دلیلی بود که او به سرعت پله های ترقی را طی کند .
او خوانندگی را ازسن هشت سالگی شروع کرد و در سیزده سالگی با شرکت سونی در کلمبیا قرار دادی بست.
او نام یک آلبوم خود را در سال 2002« سرویس رختشویی » گذاشت چون او وقتی عاشق است احساس زیبایی، تمیزی و نو بودن می کند.
شکیرا از جواهرات متنفر است و از نظر او بدترین اشتباهی که یک زن می تواند بکند این است که به داخل آشپزخانه برود چون دیگر از آنجا نمی تواند خارج بشود.
خبر می رسید که او در مارچ 2001 با پسر رییس جمهور آرژانتین نامزد شده است.

pink panther
21-09-2006, 07:57 AM
اینو داشته باشین .آخرشه:girl:

HaGhIgHaT
21-09-2006, 09:14 AM
استاد غلامحسین بنان در اردیبهشت ماه سال 1290 خورشیدی در تهران خیابان زرگنده (قلهک)،در خانواده متمول و صاحب جاه، به دنیا آمد. پدرش کریم خان بنان الدله نوری و مادرش دختر شاهزاده محمد تقی میرزارکنی (رکن الدله) برادر ناصرالدین شاه یا پسر محمد شاه قاجار بود. از شش سالگی بنا به توصیه استاد نی داود به خوانندگی و نوازندگی ارگ و پیانو پرداخت و در این راه از راهنمایی های مادرش که پیانو را بسیار خوب می نواخت بهره ها گرفت، اولین استاد او پدرش بود و دومین استاد، مرحوم میرزا طاهر ضیاءذاکرین رثایی و سومین استادش مرحوم ناصرسیف بوده اند. بنان در سال 1321 خوانندگی را در رادیو آغاز کرد، درآن زمان، شادروان روح اله خالقی مسولیت رادیو را بر عهده داشت، روزی که بنان با عبدالعلی وزیری جهت امتحان به رادیو می روند در دفتر روح اله خالقی، ابوالحسن صبا هم نشسته بوده، از بنان میخواهند که برای ایشان قطعه ای بخواند و او «درآمد سه گاه» را آغازمیکند و صبا هم باویلن او را همراهی می کند. هنوز «درآمد» تمام نشده بود که خالقی به صبا می گوید:«شما نواختن ویلن را قطع کنید» و به بنان اشاره می کند «گوشه حصار» را بخواند و بنان بدون اندک مکثی ، با چنان مهارت و استادی «درآمد حصار» را می خواند و به «سه گاه» فرود می اید که روح اله خالقی بی اختیار برخاسته و او را در آغوش گرفته و می بوسد و آینده وی را در هنر آواز درخشان پیش بینی می کند. صدای بنان، بسیار لطیف و شیرین، زیبا و خوش اهنگ، کوتاه می خواند ولی درهمین کوتاهی، ذوق و هنر بسیار نهفته است، غلت ها و تحریرهای او چون رشتهء مروارید غلطانی، به هم پیوسته و مانند اب روان است. من از صدای او مسحور میشوم، لذتی بی پایان می برم که فوق ان متصور نیست، تصور نمی کنم خواننده یی به ذوق و لطف و استعداد بنان در قدیم داشته باشیم، و به این زودی ها هم پیدا کنیم...بنان در موسیقی ما از گوهر گرانبها هم گرانبهاتر است. از سال1321 صدای غلامحسین بنان، همراه با همکاری عده یی از هنرمندان دیگر از رادیو تهران به گوش مردم ایران رسید و دیری نگذشت که نام بنان زبانزد همه شد و شیفتگان فراوانی در سراسر کشور پیدا کرد. خالقی او را در ارکستر انجمن موسیقی شرکت داد و با ارکستر شماره یک نیز همکاری را شروع کرد و از بدو شروع برنامه همیشه جاوید «گلهای جاویدان» بنا به دعوت استاد ارجمند داود پیر نیا همکاری داشت. بنان در طول فعالیت هنری خود، حدود 450 اهنگ را اجرا کرد و انچه که امتیاز مسلم صدای او را پدید می اورد، زیر و بم ها و تحریرات صدای او است که مخصوص به خودش می باشد. بنان نه تنها در اواز قدیمی و کلاسیک ایران استاد بود، بلکه در نغمات جدید و مدرن ایران نیز تسلط کامل داشت. تصنیف زیبا و روح پرور «الهه ناز» او بهترین معرف این ادعا می باشد. غلامحسین بنان به سال 1315 خورشیدی به سمت بایگان در اداره کل کشاورزی استخدام شد و بعد از چندی به شرکت ایران بار که مرکز آن در اهواز بود منتقل گشت. پس از چند سال به معاونت آن اداره منسوب گردید. در سال 1321 به تهران آمد و بنا به پیشنهاد مرحوم فرخ که وزیر خواربار بود، به سمت منشی مخصوص وزیر به کار پرداخت. بعد از تغییر کابینه، به اداره کل غله و نان منتقل شد و چندی کفالت اداره دفتر و کارگزینی و مدتی هم مسؤولیت تحویل کوپن نان تهران را بر عهده داشت. در سال 1332 به پیشنهاد شادروان خالقی به اداره کل هنرهای زیبای کشور منتقل شد و به سمت استاد آواز هنرستان موسیقی ملی به کار مشغول گردید و در سال 1334 ریئس شورای موسیقی رادیو شد. غلامحسین بنان از ابتدا در برنامه های گلهای جاویدان و گلهای رنگارنگ و برگ سبز شرکت داشته که ره آورد این همکاری ها دهها برنامه گلهای جاویدان، گلهای رنگارنگ و برگ سبز می باشد.و برنامه های متعدد و گوناگون دیگری که از این خواننده بزرگ و هنرمند به یادگار مانده است. غلامحسین بنان مدتها بود که مبتلا به ناراحتی جهاز هاضمه شده بود از طرف دیگر حنجره اش نیز آمادگی بیان نیازهای درونیش را نداشت و به همین دلیل اندک اندک از خواندن اجتناب ورزید و از صحنه هنر کناره کشید و دیگر حدود بیست سال آخر عمر را تقریبا فعالیت چشم گیری نداشت و روز به روز ناراحتی جهاز هاضمه او را بیشتر رنجور می کرد و متاسفانه کوشش های پزشکان و خاصه مراقبت ها و از خود گذشتگی های پری بنان همسر وفادارو مهربانش هم مؤثر نیفتا دو سرانجام درساعت 7 بعدالظهر پنجشنبه هشتم اسفندماه سال 1364 خورشیدی در بیمارستان ایرانمهر قلهک جهان را بدرود گفت. روانش شادباد.

HaGhIgHaT
21-09-2006, 09:17 AM
از زبان پریسا: در 25 اسفند 1328 در شهسوار متولد شدم. صداى خوش از طرف پدر و پدربزرگ به من و خواهرها و برادرانم به ارث رسيده است. بزرگ‌ترين مشوق و حامى من در خانواده پدرم بود و در دوران تحصيل هر وقت برنامه‌اى بود كه از من مى‌خواستند شركت كنم، او نه تنها مخالفت نمى‌كرد، بلكه بسيار هم تشويق مي‌كرد. با حمايت و تشويق‌هاى او بود كه من در مسابقات هنرى مدارس شركت مي‌كردم. آخرين بارى كه در رشته آواز رتبه اول را در بين تمام دانش‌آموزان سراسر كشور كسب كردم، با استادم مرحوم محمود كريمى كه از اعضاى هيئت داوران بودند آشنا شدم. استاد كريمى مرا بسيار تشويق كردند و پيشنهاد كردند كه براى آموزش موسيقى ايرانى (دستگاه‌ها و رديف موسيقى سنتى) شاگرد ايشان شوم. لذا تحصيل موسيقى سنتى ايران را به طور جدى و مستمر در خدمت آن استاد بزرگوار آغاز كردم. هنوز دو سالى از آموزش من نگذشته بود، كه ايشان براى آغاز كار حرفه‌اى، مرا به وزارت فرهنگ و هنر وقت معرفى كردند. ولى كار آموزش من زير نظر مستقيم ايشان و تا سال‌ها پس از آغاز كار حرفه‌اى ادامه داشت.

همكارى من با وزارت فرهنگ و هنر مدت پنج سال ادامه داشت، كه در اين مدت برنامه‌هايى در تلويزيون اجرا كردم و كنسرت‌هايى در تهران و بعضى شهرستان‌ها و نيز همراه با گروه‌هاى مختلفي كه در آن وزارتخانه فعال بودند، كنسرت‌هايى در خارج از كشور براى معرفى موسيقى سنتى ايران اجرا كردم. تصور مي‌كنم اين كنسرت‌ها بين سال‌هاى 1347 تا 1352 بوده است.

در سال 1352 ازدواج كردم و درست دو ماه بعد از آن از طرف مركز حفظ و اشاعه موسيقى سنتى ايران (وابسته به سازمان راديو تلويزيون) كه به ابتكار و مديريت استاد دكتر داريوش صفوت پايه‌گذارى شده بود، به همكارى دعوت شدم و همراه با گروهى از موسيقيدانان مركز، عازم سفرى به بلژيك و فرانسه براى اجراى كنسرت شديم.به اين ترتيب همكارى من با مركز حفظ و اشاعه موسيقى آغاز شد و از سال 1352 تا 1357 كه آخرين سال فعاليت حرفه‌اى من بود، به مدت پنچ سال ادامه داشت. در اين دوران در محضر استاد دوامى نيز با سبك اجراى تصنيف‌هاى قديمى و آواز سنتى آشنايى پيدا كردم.مجموعه فعاليت‌هايى كه در اين دوران انجام شد عبارتند از شركت در سه جشن هنر شيراز، اجراى چند برنامه در تلويزيون، دانشگاه تهران، باغ فردوس، تئاتر شهر و اجراى كنسرت‌‌هاى متعدد در خارج از كشور.

در اواسط سال 1357 جهت شركت در «فستيوال موسيقى آسيا»1 به دعوت «بنياد ژاپن»2 به كشور ژاپن سفر كردم كه شرح مفصل آن در «آواهاى موسيقيايى آسيايى»3 منتشر شده است.در سال 52 ازدواج كردم و فرزندانم سارا، ليلا و دارا به ترتيب در سال‌هاى 53، 58 و 63 متولد شدند. اكنون دختر بزرگم ازدواج كرده و صاحب دو دختر است. بعد از انقلاب، در سال‌هاى 57 و 58 و به هم ريختن وضعيت موسيقى ايران فعاليت موسيقى من به ناچار متوقف شد و با به دنيا آمدن فرزند دوم و سومم تمام توجه و وقت من صرف خانواده‌ام گرديد.

در سال 70 مركز حفظ و اشاعه موسيقى سنتى مجددا از من دعوت كرد كه در آن مركز به خانم‌ها آواز ايرانى تعليم بدهم. با توجه به اين كه خانم‌ها در هيچ كجا اجازه ابراز وجود در زمينه موسيقى و بخصوص در رشته آواز نداشتند، به نظر مي‌رسيد قدم مثبتى برداشته شده است. بنابراين، همكارى با آن مركز را بيفايده ندانستم و دعوت را پذيرفتم. فكر مى‌كنم سه يا چهار سال با آن مركز، كه فضايش با فضاى قبلى بسيار متفاوت بود همكارى كردم و شاگردان زيادى در اين مدت با موسيقى دستگاهى ايران آشنا شدند. به هر حال همكارى من با مركز ادامه داشت، تا زمانى كه براى اولين بار در سال 1995 ميلادى با گروهى عازم سفر خارج از كشور شديم و كنسرت‌هايى در اكثر كشورهاى اروپايى اجرا كرديم، كه بسيار مورد استقبال هموطنان عزيز مقيم خارج از كشور قرار گرفت. همكارى من با مركز، پس از بازگشتم به ايران قطع شد و از آن پس به تعليم خصوصى بانوان در منزل خودم ادامه دادم. از آن تاريخ (1995) تاكنون، سفرهاى خارج از كشور من براى شركت در فستيوال‌هاى مختلف بين‌المللى و اجراى موسيقى سنتى ايرانى براى علاقه‌مندان خارج از كشور آغاز شد و ادامه يافت.

HaGhIgHaT
21-09-2006, 09:40 AM
علی اکبر شکارچی (آهنگساز و نوازنده کمانچه)

ورود سازهای غربی به ایران در اوایل قرن حاضر خورشیدی، باعث شد برخی از سازهای ایرانی به انزوا بروند که در این میان کمانچه وضعیت اسف بار تری پیدا کرد. چنان که به مدت چند دهه عضو همیشه غایب ارکسترهای ایرانی بود. به اعتقاد شکارچی، ساز ویولون به علت ظاهر فریبنده و قابلیت های نوازندگی اش، خیلی زود جای کمانچه را گرفت و حتی افرادی مثل حسین خان اسماعیل زاده که استاد مسلم کمانچه بود، به شاگردانش ویولون درس می داد. این در حالی بود که ساز کمانچه در میان ایلات و عشایر همچنان نواخته می شد، ولی صدای آن به پایتخت نمی رسید تا این که زنده یاد روح الله خالقی، استاد علی اصغر بهاری را تشویق کرد تا به جای ویولون در رادیو به کمانچه نوازی بپردازد و بدین گونه شیوه کمانچه نوازی قدما از طریق استاد بهاری به نسل بعد انتقال یافت.
شکارچی همچنین به آسیب پذیری نوازندگی کمانچه در نسل حاضر پرداخت و گفت :« بسیاری از تکنیک های نوازندگی این ساز از ویولون گرفته شده است که غالباً با اصالت کمانچه همخوانی ندارد، مانند پیتزیکاتوها و ویبره های فراوان». شکارچی در پایان از ظهور نسل جدید کمانچه نوازان اظهار خرسندی کرد و به قرائت متن ستایش گونه ای در وصف ایشان پرداخت.

HaGhIgHaT
21-09-2006, 09:44 AM
علی اصغر بهاری، به سال ۱۲۸۴ خورشيدی، در خانواده ای اهل موسيقی زاده شد. پدرش "محمد تقی خان" او را از ده سالگی به فراگيری کمانچه فرستاد. پس از مرگ زودرس پدر، علی اصغر و خانواده اش به ناگزير نزد پدربزرگ به ادامه زندگی پرداختند.
پدربزرگ او "ميرزا علی خان" که موسيقی دان شهره ای بود همراه با هنرمندانی چون"آقا حسينقلی"، "ميرزا عبدالله" و "درويش خان" در برنامه های اجرايی موسيقی شرکت می جست.
طبعاً هم نشينی با او و دوستان هنرمندش برای علی اصغر نوجوان موهبتی بزرگ بود و سبب پيشرفت های بيشتر او می شد.
علی اصغر به گفته خودش، در هجده سالگی ديگر به مرز مهارت رسيده بود و می توانست در محافل و کنسرت ها، هنرنمايی کند
همانگونه که پيشتر اشاره کرديم، علی اصغر جوان نيز مجذوب ساز تازه وارد ويولن شد و بيست و پنج ساله بود که نواختن آن را نيز فرا گرفت.
علی اصغر بهاری از سال ۱۳۳۲، از سوی "جواد معروفی" که برنامه های موسيقی راديو را زير نظر داشت به همکاری با اين سازمان دعوت شد.
بهاری که می ديد روز به روز بر شمار نوازندگان ويولن افزوده می شود و حدود سی چهل سال می شود که کمانچه متروک افتاده است، انديشيد که بهتر است به جای ويولن، به تيمار کمانچه سنتی بپردازد. معروفی نيز اين انديشه را پسنديد و نوای زيبای کمانچه بهاری، برای نخستين بار از راديو پخش شد.
از آن پس بهاری نيز چون هنرمندان برجسته ديگر، ابولحسن صبا و مرتضی محجوبی و حسن کسايی و احمد عبادی و رضا ورزنده، از تکنوازان ثابت قدم راديو به شمار آمد.
بهاری خود در مورد نخستين برنامه تکنوازی خود در راديو و بازتاب آن گفته است:
"همان روز اول که من کمانچه زدم، ناگهان برنامه شهرت فوق العاده ای پيدا کرد. حتی خود من تصور آن را نمی کردم که اين ساز فراموش شده، آنقدر طالب داشته باشد. از همه جا به سراغ من آمدند. موسيقی دان هايی هم که قبلاً مرا نمی شناختند، با من آشنا شدند و مرا به ادامه کار با کمانچه تشويق کردند... ."


کمانچه، در همه جا


چندی بعد، "روح الله خالقی" رئيس هنرستان عالی موسيقی، از علی اصغر بهاری خواست که کلاسی برای کمانچه را در هنرستان اداره کند و از آن گذشته با ارکستر سازهای ملی به همکاری بپردازد.


برخی از شاگردان پيشرفته ويولن، به توصيه خالقی، در کلاس کمانچه بهاری به شاگردی نشستند و بعدها خود به نواختن کمانچه در ارکسترها پرداختند.


رفته رفته شهرت بهاری فراگيرتر شد و بيشتر مراکز آموزشی موسيقی برای کمانچه او نيز کلاسی بنياد کردند از جمله می توان از مرکز حفظ و اشاعه موسيقی وابسته به سازمان راديو تلويزيون ايران و بخش موسيقی دانشکده هنرهای زيبا، در دانشگاه تهران ياد کرد.
در مرکز حفظ و اشاعه بهاری، علاوه بر تدريس، رديف کمانچه را نيز به تمامی نواخته و به ضبط درآورده است.
علی اصغر بهاری در سال های پيش از انقلاب، به دعوت مراجع فرهنگی بين المللی سفرهای متعددی به کشورهای آسيايی و اروپايی داشته است. او در اين سفرها علاوه بر شرکت در کنسرت های موسيقی ملی، نواخته های خود را به بنگاه های ضبط صفحه سپرده است. برخی از صفحات موسيقی سنتی ايران که از سوی يونسکو، انتشار يافته، نواخته های کمانچه بهاری را نيز در خود دارد.
حضور علی اصغر بهاری در جامعه موسيقی ايران گذشته از جاذبه هايی که در اجرای موسيقی سنتی پديد آورده، تاثيری دراز مدت و مستمر نيز در جامعه بر جای نهاده است: از نو سربرآوردن کمانچه و رواج و رونق آن در ايران پس از انقلاب.
اينک کمتر گروه سنتی موسيقی را می توان يافت که کمانچه در آن نباشد. اين بار البته رغبت غميادانه به کمانچه، می توانست سرنوشت پيشين کمانچه را برای ويولن رقم بزند. ولی خوشبختانه، پايداری و شکيبايی ويولن نوازان برجسته ايرانی، با همه راهبندان هايی که پيش روی خود دارند، اين ساز را همچنان سرپا نگاه داشته است

HaGhIgHaT
21-09-2006, 09:56 AM
شهرام ناظری به سال ١٣٢٨در کرمانشاه دیده به جهان گشود . صدای خوش در خانواده ی او موروثی بود و شهرام نیز از این عطیه ی الهی بی بهره نبود . از همان کودکی کار فراگیری را نزد پدر آغاز نمود . پدر او بجز آواز ، با ”سه تار“ نیز آشنایی داشت .
”شهرام ناظری“ با تکیه بر استعدادها و توانایی های خویش و همچنین با توجه به تمرین های مداوم ، به مهارت و تبحر قابل توجهی در این عرصه دست یافت ، تا آنجا که از سن ٩ سالگی در رادیوی ”کرمانشاه“ به اجرای برنامه پرداخت !
وی از مکتب : عبدا... دوامی ،‌ نور علی برومند ، محمود کریمی ، عبدالعلی وزیری ، حسین قوامی و نهایتاً محمدرضا شجریان آواز را فرا گرفت و از اساتیدی چون احمد عبادی ، محمود تاجبخش ، جلال ذوالفنون ، محمود هاشمی و بیگجه خانی نواختن سه تار را آموخت .
وی چندی پیش در مصاحبه با خبرگزاری ایرنا ضمن ابراز نارضایتی از بستر نامناسب فعلی برای ارائه ی آلبوم و اجرای کنسرت گفته بود : ”در سالهای اخیر بستر مناسب برای فعالیت مستمر وجود ندارد . در کارها دیگر انگیزه نیست و کارهایی که پیشنهاد می شوند بیشتر تقلیدی و یا تکراری هستند که این باعث شده به پیشنهادها پاسخ منفی بدهم .“
ناظری تصریح کرده بود : ”متأسفانه آهنگسازها هم دیگر حرفی برای گفتن ندارند ! آن تعداد از آهنگسازانی هم که دوره ای حرفی برای گفتن داشتند ، آثار گذشته شان را تکرار می کنند !“
وی در پاسخ به این سئوال که گویا وضعیت فروش آخرین آلبومش راضی کننده نیست ، گفته بود :”این آلبوم کار جدید من نبود و همین تأخیر در ارائه ، تأثیرگذاری اثر را کاهش می دهد . همانطور که ١٢ سال پیش قطعاتی از اشعار شاملو ، اخوان ثالث ، اسماعیل خویی و فروغ را با گروه آذر سینا در راست پنج گاه به مدت ٤ سال آماده کردیم که حتی مجوز ضبط آرشیوی هم نگرفت !“

گفتنی است شهرام ناظری دارای آثار ارزشمند زیادی است که از آن جمله می توان به : ”چاووش ٢، ٣،٤،٧،٨ “ ، ”موسی و شبان“‌ ، ”سعر و عرفان“ ، ”صدای سخن عشق“ ، ”لاله ی بهار“ ، ”گل همیشه بهار“ ، ”تابلوهای انقلاب“ ، ”افق خونین“ ، ”مرا عشق“ ، ”گل صد برگ“ ، ”یادگار دوست“ ، ”بشنو از نی“ ، ”کیش مهر“ ، ”بی قرار ، ”نجوا“ ، ”زمستان“ ، ”آتشی در نیستان“ ، ”در گلستانه“ و ”شور انگیز“ اشاره کرد

HaGhIgHaT
21-09-2006, 10:03 AM
نام سه تار كه مي آيد، همه بي اختيار ياد جلال ذوالفنون مي افتند، چرا كه اين استاد برجسته، تمام عمر خويش را صرف نواختن و آموزش اين ساز كرده است.
هميشه فراهم شدن فرصت ديداري با وي و پاي صحبت هايش نشستن غنيمتي است پربها كه شايد به آساني به دست نيايد، اما اگر اين فرصت فراهم شد مي تواني تا روزها سرمست از صداي سازي باشي كه او وقت آموزش به شاگردي مي نوازد.
ذوالفنون ساز را كه در دست مي گيرد، عاشقانه ترين نواي هستي را رقم مي زند. اين گفت وگو در آموزشگاه موسيقي سازبارون شكل گرفت. در اين متن كه سه تار در گوشه گوشه اش آن را زينت داده است همراه با سروش قهرمان لو كه استاد، او را به شوخي و جدي سخن گوي مكتب موسيقي ذوالفنون مي نامد، همراه بوديم.
استاد ذوالفنون با مهرباني و دقت به سؤالات پاسخ مي گويد؛ فارغ از ژست هايي كه بزرگي مانند او مي توانست بگيرد و او نمي گيرد.
از مكتب موسيقي ذوالفنون كه حرف مي زند، تمام وجودش سراپا شوق مي شود و حرارت؛ انگار آينده اي روشن را مي بيند كه تو قادر به درك آن نيستي.
با افتخار از كنسرت هايي كه با هدف ترويج فرهنگ موسيقي شكل مي گيرد، مي گويد و ساعتي گفت وگو با او مي تواند تو را به فضايي ببرد كه شايد تا مدت ها ديگر نتواني آن را تجسم كني.
تفكر شكل گيري مكتب ذوالفنون چگونه شكل گرفت؟
من معتقدم كه هم اكنون موسيقي ملي، از مسير اصلي خود منحرف شده و در دام سودجويي ها و جاه طلبي ها و هواهاي نفساني اسير گشته و جالب اينجاست كه اكثر كساني هم كه در فضاي موسيقي ايران هستند آنقدر با معيارهاي غلط و فضاي مسموم خود خوگرفته اند كه توجهي به اين موضوع ندارند؛ بنابراين براي رهايي از اين فضاي مسموم، نياز به يك تحول بزرگ و اساسي است.
فكر نمي كنيد رسيدن به اين اهداف، نيازمند بودجه اي هنگفت باشد؟
قطعاً و به همين خاطر ما از علاقه مندان موسيقي دعوت كرده ايم كه در اين راه به ما كمك كنند. ما به عنوان يك نهاد خصوصي عمل خواهيم كرد و بنابراين ازكمك هاي دولتي محروم هستيم و تمايلي هم به دريافت اين كمك ها نداريم. بنابراين تنها علاقه مندان موسيقي هستند كه مي توانند به ما كمك كنند.
البته نتيجه راه اندازي اين مركز، بدون شك در آينده مشخص خواهد شد و نبايد اين انتظار وجود داشته باشد كه نتيجه آن در آينده اي نزديك خود را نشان دهد؛ همان طور كه وقتي مركز حفظ و اشاعه موسيقي پيش از انقلاب تشكيل شد و بزرگ ترين و برترين موسيقي دانان ايراني از آنجا سر بر آوردند كه هم اكنون در حال فعاليت هستند و در زمان تأسيس، انتظاري به اين شكل از آن نمي رفت.
از حضور اهالي موسيقي هم بهره خواهيد برد؟
اميدوارم كه اين تفكر چنان همگاني شود كه تمام موسيقي دانان براي شركت در آن از خود تمايل نشان دهند و ما را ياري دهند.
فكر مي كنيد كه رسيدن به اين اهداف تا چه اندازه با كمك هاي مردمي امكان پذير باشد؛ به خصوص آنكه ما در اين زمينه تجربه باغ هنر بم را هم داشته ايم كه نتوانست چندان متكي به كمك هاي مردمي باشد؟
ما در اين مركز به هيچ عنوان داراي تفكرات اقتصادي نيستيم. اين حركت ابتدا آغاز مي شود و پس از آنكه نتايج خود را نشان داد، اهالي هنر و مخاطبان موسيقي تشويق خواهند شد تا در اين زمينه اقدامات مؤثرتري انجام دهند؛ به خصوص آنكه دغدغه ما بيش از هر چيز، فرهنگي است و اميدواريم كه به تدريج بتوانيم اين علاقه را در بين مخاطبان خود به وجود آوريم. اگر سهم مخاطبان در شكل گيري موسيقي كم است، قسمت عمده اي از مشكل به خودمان باز مي گردد كه به راحتي با مخاطبان ارتباط برقرار نكرده ايم و اگر ارگان هاي موسيقي وظيفه خود را انجام نمي دهند ما نيز نبايد پاي خود را پس بكشيم. ما بايد در اين راه سرمايه گذاري هاي بسياري را انجام دهيم و بايد هر كس كه مي تواند كار خود را انجام دهد. بايد سلاحي برداشت و به جنگ تمام ناملايمات رفت و نبايد به راحتي دلسرد شد.
چقدر اميدواريد تا مركز حفظ و اشاعه بتواند به اهداف خود برسد؟
ما اميد بسياري براي رسيدن به اين اهداف داريم. متأسفانه از آنجا كه در موسيقي ايران از اين اقدامات كمتر انجام شده است، از نظر بسياري بعيد به نظر مي رسد تا اقدامي كه بر اساس يك تفكر انجام مي گيرد موفق باشد؛ در حالي كه ما مي خواهيم اين تفكر را زنده كنيم و بنابراين تمام كساني كه در اين راه همراه ما باشند جزو همكاران ما به حساب مي آيند و طي آن از تمام شنونده هاي موسيقي و به خصوص اهالي موسيقي براي رسيدن به اين هدف ياري مي طلبيم.
سروش قهرمان لو: ما به دنبال اين هستيم تا تمام شنونده هايي كه با موسيقي قهر كرده اند را با آن آشتي دهيم و حتي شنونده هاي تازه اي هم براي موسيقي ايراني فراهم كنيم. از طرفي مي خواهيم امكاناتي را در اختيار مردم قرار دهيم تا براي ديدن يك برنامه در صف هاي طولاني نايستند يا قيمت هاي برنامه ها به اندازه اي گران نباشد كه بسياري نتوانند از آن استفاده كنند. ما در مناطق محروم كه بسياري از آنان هيچ گونه آشنايي با سازهاي موسيقي ايران ندارند به اجراي برنامه مي پردازيم كه به اين وسيله، مردم را با موسيقي آشنا خواهيم كرد و علاوه بر آن، نوعي فرهنگ سازي خواهيم كرد. از طرفي بسياري از فارغ التحصيلان موسيقي، بازار كار ندارند و ناشران اعتمادي به كار آنان ندارند. وقتي اين همگامي به وجود آيد، بسياري از مشكلات از بين خواهد رفت و شاهد پويايي موسيقي ايراني خواهيم شد.
ممكن است در مورد اهداف اين مركز توضيح دهيد؟
اهداف اين مركز در سه بخش آموزش، ارائه كنسرت و توليد آثار هنري خلاصه مي شود. ارائه كنسرت رايگان- به خصوص براي مناطق محروم- از اهميت بسياري برخوردار است و علاوه بر آن، سعي خواهيم كرد تا با كشف و پرورش استعدادهاي جوان، امكان ارائه برنامه يا توليد آلبوم را در اختيارشان قرار دهيم و سرانجام آنكه اين مركز، در نظر دارد تا در توليد و پخش محصولات فرهنگي استعدادهاي جوان گام بردارد. اشاعه موسيقي امري ضروري و يكي از اركان فرهنگ جامعه است؛ بنابراين مقداري از اين مسير به بخش خصوصي برمي گردد.
يعني اهدافي كه سازمان هاي دولتي بايد در پي يافتن آن باشند؟
دقيقاً؛ اين اهدافي كه ما در نظر داريم، اهدافي هستند كه نيل به آنان وظيفه ارگان هاي دولتي است اما از آنجا كه اين ارگان ها علاقه چنداني به اين مسائل ندارند، در نظر داريم كه خود، آن را انجام دهيم، زيرا بيكارنشستن در اين زمان، به هيچ عنوان راه درستي نيست.
البته طي اين سال ها، بسياري دم از تحول موسيقي مي زنند؛ بدون آنكه اقدامي عملي انجام داده باشند؟
بله، چگونگي تحول و ارائه راه حل نيز از اهميت فوق العاده اي برخوردار است كه اگر اين موضوع درست باشد مي تواند موسيقي را در مسير درست خود هدايت كند و اگر نه، نتيجه چنداني در پي نخواهد داشت.
نقش مخاطب را در موسيقي ايراني چگونه ارزيابي مي كنيد؟
من چندين سال قبل نيز به اهميت مخاطب در موسيقي اشاره كرده بودم و همچنان بر اين عقيده خود پافشاري مي كنم كه سهم مخاطبان در اعتلاي موسيقي، كمتر از خود اهالي موسيقي نيست. براي رشد موسيقي رديفي و دستگاهي ما و رسيدن به اين هدف، تنها موسيقي دانان نمي توانند فعاليت كنند، بلكه علاوه بر سعي و كوششي كه اين عده به خرج مي دهند، بايد شنونده ها و مخاطبان موسيقي نيز حركت هاي گسترده اي را انجام دهند. البته اهميت مخاطب در اعتلاي موسيقي و رسيدن به اهداف متعالي آن، حرف جديدي به نظر مي رسد و اين چندان مايه تعجب نيست، زيرا لايه هاي غلط و پوسيده بايد از ميان برداشته شده و پايه هايي محكم جاي آن را بگيرد. خوشبختانه در حال حاضر- بر خلاف گذشته- بسياري از مخاطبان موسيقي به اهميت نقش خود در اعتلاي موسيقي پي برده اند كه اين فرصت بسيار مغتنم است؛ ضمن آنكه مخاطبان موسيقي از دو طريق مي توانند با فضاي موسيقي همگام شوند كه يكي بالارفتن آگاهي شان از موسيقي است و ديگري همكاري مستقيم.
طي اين سال ها به خاطر برخي از مسائل بسياري كنار كشيده و بسياري ديگر خانه نشين شدند. شما چرا همچنان به فعاليت هاي خود ادامه داديد؟
من معتقدم آن عده از اهالي موسيقي كه طي اين سال ها هيچ گونه اقدامي انجام نداده و به اجراي برنامه نپرداخته يا اثري را ارائه نكردند، حرفي براي گفتن نداشتند وگرنه هنرمندي كه حرفي براي گفتن و اثري براي ارائه داشته باشد، در هر شرايطي كه باشد هنر خود را عرضه خواهد كرد. من نيز طي اين سال ها مانند بسياري ديگر از هنرمندان با مشكلات عديده اي مواجه بودم اما هيچ گاه نه خواستم و نه توانستم كه خود را از عرصه فعاليت هاي هنري بيرون بكشم چون اعتقاد دارم كه هنرمند بايد در هر شرايطي هنر خود را عرضه كند و كناركشيدن او ثمره اي جز تنگ ترشدن فضا نخواهد داشت.
فكر مي كنيد كه آثار گذشتگان موسيقي ما مي تواند در معرفي صحيح موسيقي ايران گام بردارد؟
اگر بخواهيم تنها به گذشتگان تكيه كنيم، كافي نيست و مشاهده خواهيم كرد كه موسيقي ايران، نوعي موسيقي شفاهي است و بدون داشتن يك رپرتوار مدون؛ كه اگر رپرتواري هم باشد، به عنوان تكيه گاه دوم است. البته اين، به اين معنا نيست كه موسيقي رديفي و دستگاهي ما موسيقي ضعيفي است، بلكه اتفاقاً موسيقي ايران بسيار غني و پربار است، منتها اين منابع زماني مي تواند وجه هنري خود را پيدا كند كه موسيقي دانان ما ذهنيت و شخصيت خود را در جهت فرهنگ اصيل ايراني تربيت كنند.
شما از معدود استاداني هستيد كه در زمينه موسيقي تلفيقي نيز فعاليت مي كنيد و گاه مورد انتقادات فراواني نيز قرارگرفته ايد. نظرتان در مورد موسيقي تلفيقي چيست؟
به نظر من تنها هنرمندي مي تواند يك اثر تلفيقي را خلق كند كه ذهنيت بداهه نوازي و روحيه شاعرانه موسيقي داشته باشد و اگر بخواهيم آن را با يك كار ادبي خلاصه كنيم، نوازنده بايد مثل يك نويسنده خلاق از الفبا خارج و به سمت شعرگفتن و داستان نوشتن رفته باشد. در اين مرحله است كه نويسنده به مرحله خلاقيت و ابتكار عمل رسيده است و مي تواند اين كار را لطيف و موزون انجام دهد. برخلاف تصور بسياري، در موسيقي، كار تلفيقي وابسته به ساز نيست، يعني در تلفيق، خود ساز از اهميت چنداني برخوردار نيست بلكه بايد ببينيم كه آيا نوازندگاني كه روي سن رفته اند از نظر ذهني و خلاقيت به اين توانمندي رسيده اند يا خير؟ اگر نوازندگان به اين ذهنيت خلاق رسيده باشند، با هر سازي و در هر شرايطي مي توانند كنار بيايند و اگر هنوز در شرايط ابتدايي كار باشند با مشكل مواجه خواهند شد. درست است كه اختلاف هاي اساسي در گام ها و نت هاي موسيقي ايراني و غربي وجود دارد، اما اين اختلافات براي يك نوازنده توانمند مشكل نخواهد بود. او مي تواند مشكل اختلاف گام ها و نت ها را حل كند و وجه اشتراك ديگري را به دست آورد. اگر ذهنيت نوازندگان به حالت مورد نظر رسيده باشد، فرقي نمي كند كه آثار تلفيقي را در چه گامي بنوازند. در همه اين قطعات مي توان با تسلط كامل بخش هايي را حذف يا اضافه كرد و درست وقتي كه ذهنيت پيدا شد، سازها نيز اهميت پيدا مي كنند. در بسياري از كنسرت هاي تلفيقي شايد بسياري براي ديدن سازهاي ايراني نيايند، اما ما بدين ترتيب اين فضا را مركبي مي كنيم براي آنكه سازهاي ايراني را نيز به جوانان بشناسانيم يا ذهنيت هاي غلطي را كه درباره سازهاي غربي در ميان عده اي است را از بين ببريم. بنابراين اين مسأله نوعي آموزش و تلنگري است كه در مقابل جبهه گيري ها به كار مي بريم.
تلفيق مي تواند نوعي فرهنگ سازي كند. ما همچون يك نقاش كه براي كسب تجربه از رنگ جديدي استفاده مي كند، مي خواهيم نتايج همنوازي سازهاي مختلف ايراني و غربي را با هم بشناسيم.
اما هنوز هم بسياري از اساتيد با اين شيوه مخالف هستند.
اينكه برخي، سازهاي غربي را تنها براي كلاسيك نوازي و سازهاي ايراني را براي ايراني نوازي مي دانند و بدون هيچ گونه شناختي از نوآوري و ايرانيزه كردن آنها بري هستند، از بي حوصلگي براي تفكر و همچنين توهم زايي نشأت مي گيرد. اينها فقط بت سازي و غيرحقيقي است. ما هنوز موفق به بردن سازهاي ايراني و تلفيق آنها با سازهاي خارجي نشده ايم اما سعي داريم به قصد معرفي سازهاي ايراني، نوازندگاني را انتخاب كنيم كه مشهور باشند و آنها را مركبي كنيم براي معرفي موسيقي و سازهاي ايراني؛ همان طور كه تاكنون نوازندگان بسياري در دنيا با كمك تلفيق، سازهاي مختلفي را به دنيا معرفي كرده اند.
چرا اين سال ها كنسرت بزرگي نداده ايد؟
منظور شما از برگزاري كنسرت بزرگ چيست؟ اگر منظور، برگزاري كنسرتي دريك سالن بزرگ است، من تمايل چنداني براي اين كار ندارم. اما ما كنسرت هايي در شهرهاي مختلف برگزار كرده ايم كه با استقبال بسيار زيادي روبه رو شده است و بنابراين مي توان آنها را جزو برنامه هاي بزرگ قلمداد كرد. من تمايلي ندارم كه با برگزاري يك كنسرت بزرگ در سالني بزرگ و با شكوه، مردم را از سراسر شهرهاي ايران به تهران بكشانم و مشكلات فراواني را براي آنان رقم بزنم، بلكه ترجيح مي دهم خود براي تمام فرهنگ دوستان در سراسر ايران و حتي نقاط بسيار محروم، به اجراي كنسرت بپردازم و با راه اندازي مكتب موسيقي ذوالفنون و ايجاد رابطه دوطرفه بين هنرمندان و سرمايه داران، از آنها براي حمايت و آموزش موسيقي دعوت كنم و بدين ترتيب اميدوارم كه بتوانم براي قشر محروم در سراسر كشور امكان شنيدن موسيقي صحيح را به وجود آورم و علاوه بر آن، مستعدان موسيقي در اين قشر، امكان آموزش رايگان و تهيه ساز رايگان را پيدا كنند.
طي اين سال ها كمتر تمايل به ارائه كاري با خوانندگان و به خصوص خوانندگان نامي داشته ايد. چرا؟
من طي اين سال ها تلاش بسياري كردم تا گوش مخاطبان را به شنيدن موسيقي صرف عادت دهم زيرا معتقدم موسيقي ما از چنان گستردگي و زيبايي برخوردار است كه خود، به تنهايي مي تواند شنيدني باشد. اگرچه كلام در موسيقي از اهميت فوق العاده اي برخوردار است اما متأسفانه طي سال هاي اخير، خوانندگان نقشي بسيار پررنگ تر از آنچه لازم بوده است در موسيقي ايفا كرده اند و اين به هيچ عنوان شايسته موسيقي ما نيست. بنابراين لازم است تا حد زيادي در موسيقي ايراني بت شكني شود. بسياري بر اين باورند كه اساس موسيقي ما بر پايه چند خواننده مي چرخد، در حالي كه بايد توجه داشت كه اين موسيقي است كه به اين عده خدمت بسياري كرده است. ما بايد تلاش كنيم كه افرادي كه چندان شناخته شده نيستند اما كارهاي خوبي را ارائه مي دهند نيز بتوانند و فرصت آن را داشته باشند كه به ارائه كارهاي خود بپردازند و حتي نوجوانان با استعداد هم اين قدرت را داشته باشند كه در كنار همسالان خود به ارائه برنامه بپردازند و برنامه آنان نيز مورد استقبال قرار گيرد.
در نظر نداريد كه از طريق اجراي برنامه در خارج از كشور به اشاعه موسيقي در آنجا بپردازيد؟
زماني كه حرف از اشاعه موسيقي در خارج از كشور مي شود، هيچ كس به اين مسأله توجه ندارد كه اگر موسيقي درست در كشور ما عرضه شود خود به خود مخاطبان خود را در خارج از كشور نيز خواهد يافت و بدون شك در آنجا نيز منعكس خواهد شد؛ همان طور كه ما بسياري از گروه هاي خارج از كشور را مي شناسيم.
البته به نظر من ارائه كنسرت در خارج از كشور، بيشتر جنبه اقتصادي دارد و من فعلاً قصد دارم تا بيشتر در مناطق محروم ايران برنامه اجرا كنم. مثلاً ما برنامه اي داريم تا در تربت جام و اطراف آن، كنسرت اجرا كنيم ولي در صورتي كه دريابيم برنامه هاي درخواست شده در خارج از كشور براي معرفي موسيقي و فرهنگ ايراني است، حتماً در آنها شركت خواهيم كرد.

سه تار زندگي
جلال ذوالفنون در سال 1316 در آباده فارس متولد شد و از 10 سالگي سه تار در دست گرفت. براي ادامه فراگيري موسيقي به هنرستان رفت. در آنجا سه تار چندان فراگير نبود و بنا به گفته خود ذوالفنون سه تار سازي نبود كه همگاني باشد و فقط مخصوص برخي از خواص بود و تار بيشتر جنبه همگاني داشت . پس او نيز به اجبار تار را برگزيد و در محضر استاد موسي خان معروفي آن را فرا گرفت.
در هنرستان با سازهاي ديگر نيز آشنا شد و ويولن را نزد برادر بزرگش محمود ذوالفنون آموخت؛ اگر چه از نواختن سه تار نيز غافل نبود و در مدت هشت سال آموزش وي در هنرستان، سه تار، تار و ويولن را به خوبي آموخت.
همزمان با تأسيس رشته موسيقي در دانشگاه هنرهاي زيبا، به آنجا رفت و با شخصيت هاي ارجمند موسيقي چون مرحوم نورعلي برومند و داريوش صفوت آشنا شد و از سال 1346 تمام توجه و تجربه اش را روي سه تار متمركز كرد.
وي هم اكنون به زعم خود پس از تجديد عهد با سه تار و تولد گل صد برگ كه اثري ماندني در موسيقي ايران است، مشغول رقم زدن سومين اتفاق زندگي خويش است و تلاش مي كند تا براي ساماندهي فضاي موسيقي كشور مكتب موسيقي ذوالفنون را با اهدافي چون ارائه كنسرت هاي رايگان و حمايت از استعدادهاي جوان راه اندازي كند.

HaGhIgHaT
21-09-2006, 10:13 AM
استاد حسین علیزاده در سال 1330 در تهران به دنیا آمد. در هنرستان موسیقی ملی نزد هوشنگ ظریف، علی اکبر شهنازی و حبیب الله صالحی به فراگیری تار پرداخت . پس از دریافت دیپلم از هنرستان در سال 1349 به گروه موسیقی دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران راه یافت و نزد اساتیدی همچون اکبر شهنازى، نورعلى برومند، یوسف فروتن، عبدالله دوامى، هوشنگ ظریف و ... فراگیری موسیقی ایرانی را ادامه داد.
در دوران تحصیل با ارکستر ایرانی تالار رودکی همکاری داشت. و از فصل هنری 1352-51 با گروه های مرکز حفظ و اشاعه موسیقی در جشن هنر شیراز به اجرای برنامه پرداخت. در سال 1355 به اتفاق پرویز مشکاتیان گروه عارف را تشکیل داد و برنامه های متعددی را در داخل و خارج از کشور به اجرا درآورد.
او خود نیز همیشه در جست و جوى راههاى دیگرى بوده که دیگران نرفته اند در این سالها علیزاده استعداد خود را محدود به تقلید و تکرار فرم هاى گذشتگان نکرده و در جست و جوى راههاى تازه تر بوده است استاد علیزاده بر خلاف بسیاری دیگر از هنرمندان که فقط به اجرای موسیقی به شکل کاملا" سنتی آن می پردازند، نوآوری هایی داشته است. مانند ابداع مقام داد وبیداد ( گوشه داد از ماهور و بیداد از همایون، آلبوم های راز نو با همکاری گروه هم آوایان و زمستان است با صدای استادشجریان) همچنین اجرای پلی فونیک آواز ایرانی ( رازنو، آوای مهر و ...)
استاد علیزاده در سال های اخیر در آلبوم های "زمستان است" ، " بی تو به سر نمی شود" و "فریاد" با استادشجریان ،کیهان کلهر و همایون شجریان به عنوان سرپرست گروه و آهنگساز همکاری داشته است.
فعالیت های هنری استاد:
سرپرستی گروه های همنوازی مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ، سرپرستی گروه شیدا، گروه عارف و گروه سازهای ملی، شرکت در چهار دوره هنر شیراز، شرکت در اجرای باله گلستان اثر موریس بژار کنسرت ها: کنسرت نوا ( جشن هنر شیراز)، شورانگیز ( تالار وحدت)، کنسرت به نفع زلزله زدگان گیلان( تالار وحدت)، کنسرت به نفع شورای کتاب کودک ( تالار وحدت، فرهنگسرای بهمن)
خارج از کشور:فستیوال لوس آنجلس، فستیوال هنرهای شرق بولونیا ( ایتالیا)، کنسرت در مراسم افتتاح شهر موسیقی ( پاریس)، کنسرت در موزه واشنگتن، کنسرت به دعوت موسسه جهانی موسیقی( نیویورک) کنسرت های گوناگون در رادیو فرانسه، بلژیک، سوئد، کنسرت در دانشگاه سیاتل (آمریکا) ، دانشگاه ییل (آمریکا)، آلبرت هال لندن، کنسرت با هنرمندان هندی در لوس آنجلس و سانفرانسیسکو.
فعالیتهای آمورشی :
تدریس در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، مرکز حفظ و اشاعه موسیقی، کانون فرهنگی- هنری چاووش، هنرستان موسیقی، و کلاسهای خصوصی، عضویت در هیات علمی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، ریاست هنرستان موسیقی(پسران)
خارج از کشور:تجزیه و تحلیل موسیقی ایران در مراکز آموزشی و هنری آلمان و فرانسه، شرکت در سمینار شرق شناسی دانشگاه یو. سی. ال. ای. (آمریکا)، دانشگاه سیاتل (آمریکا).
آثار آموزشی:
ده قطعه برای تار( کتاب، چهار جلد)، ردیف میرزا عبدالله ( اجرا با تار و سه تار)، دستور سه تار( کتاب)، آموزش سه تار ( اجرای کتاب اول و دوم هنرستان)، ردیف مقدماتی ( کتاب سوم هنرستان).
هم نوایی برای سازهای ایرانی:نوا، سواران دشت امید، حصار، سرودهای آذربایجان، شورانگیز، راز و نیاز. صبحگاهی، نوبانگ کهن و آوای مهر.
تکنوازی(شیوه سنتی):ماهور(تار) و سه گاه ( هجرانی) ‌‌‌‌"تار"
تکنوازی ( شیوه ابداعی):ترکمن ( سه تار)، پایکوبی (سه تار)، هم نوایی ( تار)، نوا (تار)، همایون( سه تار)، راست پنجگاه(تار) و چهارگاه و بیات ترک.
ارکسترال:نی نوا، عصیان، واریاسیون های کردی.
موسیقی فیلم:چوپانان کویر ( حسین مجوب)، دلشدگان ( علی حاتمی)، گبه ( محسن مخملباف)، زمانی برای مستی اسب ها و لاک پشت ها هم پرواز می کنند ( بهمن قبادی)، میراث کهن، زشت و زیبا( احمد رضا معتمدی)

HaGhIgHaT
21-09-2006, 10:15 AM
حسین تهرانی در سال 1290 شمسی در تهران، خیابان ایران متولد شد و تحصیلات ابتدایی خود را در دبیرستان امیراتابک به پایان رساند. تهرانی در کودکی زحمات و مصائب فراوانی متحمل شده بود و آثار آلام و مصائب دوران طفولیت تا پایان عمر در چهره اش باقی بود. وی در جوانی با آنکه از حیث مادی در مضیقه بود ولی هیچ گاه از عشق خود که همین یک مشت پوست و چوب باشد مایوس نشد و ضرب را به زیر عبا می‌گرفت و با پشت کار و جدیت به نزد استاد خود، حسین خان اسماعیل زاده می‌رفت.
تهرانی از سال 1307 کار جدی خود را نزد اسماعیل زاده آغاز کرد و به علت رایج نبودن خط موسیقی، تمرینات تنبک را به کمک اصطلاحاتی مثل: «بله و بله و بعله دیگه» و «یکصد وبیست وچهار، یکصدو بیست و چهار» و غیره به حافظه می‌سپرد. چندی بعد تهرانی به محضر استادانی چون: رضا روانبخش، مهدی غیاثی و کنگرلو که در تنک نوازی تبحری داشتند، راه یافت و به سبک هر یک آشنایی کامل پیدا کرد. ولی او استاد اصلی خود را ابوالحسن صبا می‌دانست. او در سال اول تاسیس رادیو تهران در آن مؤسسه به فعالیت پرداخت و در سال 1323 به مدرسه موسیقی کلنل وزیری راه یافت و تدریس تنبک را در این مدرسه به عهده گرفت و کار خود را تا سال 1328 که هنرستان موسیقی ملی به همت روح اله خالقی شروع به کار کرد، ادامه داد.
وی برای اولین بار دست به ایجاد ×گروه تنبک× زد و برای آنها قطعاتی را تنظیم کرد. درباره مرحوم حسین تهرانی،منوچهر همایون‌پور چنین می‌گوید: حسین تهرانی پسر میرزا اسماعیل، یکی از کسبه مورد احترام خیابان عین الدوله بود. میرزا اسماعیل دوستدار موسیقی بود و گهگاه دوستان نوازنده خود را به خانه میهمان می‌کرد. در آن روزها، حسین کودک خردسال بود اما مجالس شبانه پدر، و ساز و آواز دوستان او شوق و عشق به موسیقی را در وجود او بر می‌انگیخت، هر چند که از ترس پدر جرات ابراز و افشای آن را نداشت. حسین، کمی که بزرگتر شد، دور از چشم پدر، پوستی تهیه کرد و بر روی گلدانی کشید و در زیر زمین خانه، بدون معلم، به نواختن ضرب مشغول شد او شب‌ها هم از ترس پدر و هم از شدت اشتیاق به ضرب، تنبک گلی خود را در رختخواب خویش می‌گذاشت ولی سرانجام پدرش از قضیه آگاه شد و با تند خوئی حسین را از محبوب خود جدا کرد. حسین ظاهرا و به احترام پدر تنبک را کنار گذاشت اما عشق او به ضرب آنچنان سرسری نبود که با این حیله‌ها از بین برود او همواره با نواختن به در و پنجره خانه و پیشخوان دکان و هر چیزی که صدا می‌داد، انگشتان سحرآفرین خود را به کار می‌گرفت و از هر چه که به دستش می‌رسید صدا در می آورد.
چند سال بعد حسین به زور خانه راه پیدا کرد و ریتم‌های زورخانه، هنر ضرب را در وجود او پرورش دادند اما در همان احوال حادثه مهمی در زندگی او روی داد که سیر زندگیش را دگرگون کرد، به این معنی که یک روز در خانه یکی از اعیان آن روز خیابان عین الدوله با آقای بدیع زاده استاد آواز و موسیقی ایرانی آشنا شد و استعداد و نبوغ او، بدیع زاده را تحت تاثیر قرار داد چند روز پس از آن مجلس جشنی در خانه یکی از محترمین آن زمان برپا بود و شخصیت‌های ادبی و هنری مهمی مانند مرحوم ذکاالملک فروغی و استاد ملک الشعراء بهار و ابوالحسن صبا و حبیب سماعی و بدیع زاده در آن شرکت داشتند آقای بدیع زاده در این مجلس داستان حسین و استعداد فوق العاده او را در ضرب نوازی با حضار در میان گذاشت و به این ترتیب حسین برای نخستین بار با چنان اساتیدی روبرو شد سازها کوک شدند و طبق معمول صبا و سماعی پیش در آمدی را شروع کردند و حسین نخستین آزمایش هنری خود را با دو استاد مسلم موسیقی و ریتم آغاز کرد در آغاز کسی به او توجه نکرد ولی پس از شروع شدن چهار مضراب، حضار کم کم متوجه شدند که با تنبک نواز چیره دستی روبه رو هستند. صبا که از همان نگاه اول به استعداد حسین پی برده بود، از این آشنایی خوشحال بود اما حبیب سماعی که خود ضرب می‌نواخت بی میل نبود که سر به سر حسین بگذارد لذا ریتم عوض کرد ولی حسین از عهده بر آمد سماعی ریتم را تندتر کرد اما حسین باز هم برآمد.
کار حسین تهرانی و استاد صبا به این جا ختم نشد صبا بی‌اندازه از حسین و استعداد او خوشش آمده بود و حسین بشدت مجذوب و شیفته استاد گردید و این اشتیاق او را به کلاس درس استاد صبا کشاند. پس از شهریور 1320 مرحوم روح اله خالقی با همت و شرکت جمعی از دوستان هنرمند خود انجمن موسیقی ملی را پایه گذاری کرد که حسین از اعضای اصلی آن و تنها نوازنده تنبک در انجمن بود به همین سبب با تشویق و راهنمایی مرحوم خالقی، کلاس آموزش تنبک تاسیس کرد. شاگردانی تربیت نمود که مرحوم علی زاهدی معروف‌ترین آنها بود. اما حسین تهرانی با نبوغ ذاتی و گذشت و فداکاری این آلت کم ارزش را از ذلت نجات و به درجه و مقام کنونی خود رساند. حسین تهرانی چه در زمان حیات و چه پس از مرگ از ثروت و مال و منال دنیا بهره چندانی نداشت همه ثروت او منحصر به خانه محقری در یکی از محلات دور دست تهران بود که با قرض از بانک ها و کمک وزارت فرهنگ و هنر تهیه کرده بود و در آنچه که به زن مربوط می شود همه می‌دانند که حسین تهرانی در بیست ،سی سال گذشته با هیچ زن و معشوقی رو به رو نبوده است. روانش شاد باد و یادش را گرامی می‌داریم.

HaGhIgHaT
21-09-2006, 10:23 AM
نام استاد فرامرز پایور در موسیقی میهن ما با نام سنتور عجین شده است و با شنیدن نام او، مفاهیم و جلوه های زیبایی از موسیقی ایرانی ونواهای آبشارگونه مضرابهایی که حاصل قدرت و لطافت ساز او می باشند. در ذهن شنونده این موسیقی نقش می بندد.
او در سال 1311 در تهران متولد شد. پدرش استاد زبان فرانسه وعلاقه مند به نقاشی بود وتابلوهایزیادی از او به یادگار مانده است. پدر بزرگش مصور الدوله ، نقاش مخصوص دربار قاجار بود و آثارش در کارخ های گلستان و صاحبقرانیه نگهداری می شود. این دو ویلون و سنتور را خوب می نواختند و با استادان زمان خود معاشرت داشتند.
پایور در هفده سالگی آموختن موسیقی را در مکتب استاد صبا آغاز نمود و در مدت شش سال ردیف موسیقی را فراگرفت.
پیشرفت او در زمینه چنان بود که توانست بارها در کنا استاد خود به روی صحنه رود و آثاری را در رادیو ضبط نماید. بعضی از این آثار اکنون در اختیار دوستداران موسیقی ایرانی قرار دارد.
تحصیلات ابتدایی و متوسطه او در دبستان عسجدی و دبیرستان دارالفنون تهران به پایان رسید و در سال 1331 وارد خدمت نظام شد ویک سال بعد به استخدام وزارت دارایی درآمد.
بعد از درگذشت صبا در سال 1336، پایور به آموخته های خود قناعت نکرد ونزد استادانی چون عبداله دوامی، موسی معروفی و نورعلی خانبرومند به فراگیری ردیف درویش خان ، میرزا عبداله پرداخت و دانش موسیقی ایرانی را به خط ((نت)) درآورد واین گنجینه گران بها را از خطر تحیف، فراموشی و نابودی حفظ کرد.
مهمترین آثار وی عبارتند از:
- ردیف آوازی موسیقی ایرانی به روایت استاد عبداله دوامی
- مجموعه تصنیف های قدیمی از ساخته های عارف ، شیدا، سماع حضور و...
- مجموعه آثار درویش خان ورکن الدین مختاری
پایور مدتی هم نزد حسین دهلوی و امانوئل ملیک اصلانیان آهنگسازی آموخت واز محضر این دو استاد بهره های فراوان گرفت.
فعالیت اصلی او از سال 1334 در اداره کل هنرهای زیبا آغاز شده است و همزمان با تدریس در هنرستان موسیقی ملی برنامه هایی را نیز برای تک نوازی وهم نوازی
همراه با استاد صبا واستاد تهرانی تهیه وتنظیم نمود که بصورت کنسرت وبرنامه های رادیویی اجرا وپخش می شد.
پس از تأسیس تلویزیون، پایور به اجرای برنامه های زنده در این رسانه گروهی پرداخت که در زمان خود، گام مهمی برای جلب بیشتر توجه مردم به موسیقی سنتی ایران بود. با تأسیس تالار رودکی (سال 1346)، فعالیت های اجرایی او افزوده شد وبسیاری از آثار استادان گذشته را با ذوق و سلیقه خاص خود تنظیم وهمراه با خوانندگان معروف آن زمان در این تالار اجرا کرد.
وی در سال 1342 برای تحصیل زبان به انگلستان رفت وپس از گذراندن دوره ای سه ساله موفق به دریافت درجه تخصصی زبان انگلیسی از دانشگاه کمبریج شد. در اواخر همین دوره تحصیلی چند برنامه تکنوازی سنتور را همراه با سخنرانی هایی در معرفی موسیقی ایرانی در دانشگاه های لندن وکمبریج اجرا نمود و به قول خودش تحصیل زبان انگلیسی را به خدمت معرفی موسیقی ایرانی گرفت.
بازگشت پایور از انگلستان مصادف با آغاز برگزاری جشن های هنرشیراز بود. او همه ساله با گروه اساتید و گروه نوازندگان فرهنگ وهنر نمونه های ارزنده ای از آثار بزرگان موسیقی ملی ونیز آثار خودرا در این جشن ها اجرا می نمود. استاد پایور در سال 1347از وزارت دارایی به وزارت آموزش وپروش (سازمان مبارزه به بی سوادی )منتقل ودر سال 1355 بازنشسته شد.
فرامرز پایور هنرمندی منظم و دقیق وپای بند اصول اخلاقی می باشد. توصیه جدی او به همکاران و شاگردانش همواره احترام به پیش کسوتان ونیز داشتن انضباط در کار وخوش قولی است.
درک عالی او از رمزها ونکته های دقیق موسیقی ایرانی، استعداد کم نظریش در شناختن گوشه های ردیف وتکنیک ممتازش در نوازندگی سنتور سبب شده است تا او را استادی برجسته در این زمینه بشناسند.
تلاش بی دریغ استاد پایور برای حفظ واشاعه آثار ارزشمند موسیقی ملی ایرانی در زمینه تألیف وتدوین نیز بسیار پر بار است. گرد اوری ردیف آوازی و مجموعه تصنیف های قدیمی به روایت استاد عبداله دوامی که توسط مؤسسه فرهنگی – هنری ماهور منتشر شده، اهتمام در چاپ وانتشار ردیف های استاد صبا و تألیف منابع مختلف برای نوازندگان سنتور، از مبتدی تا عالی شامل پیش درآمد ، چهار مضراب،رنگ وانوع ضربی ها و قطعه های مختلف در تمام دستگاه ها و آوازها بخشی از این تلاش است.
آثار موسیقی های ضبط شده او شامل دو بخش عمده آثار استادان گذشته و آثاری است که خود استاد برای سنتور و ارکستر ساخته و تنظیم

HaGhIgHaT
21-09-2006, 10:28 AM
پرویز مشکاتیان:
پرويز مشكاتيان در 24 ارديبهشت 1334 در نيشابور چشم به جهان گشود. مشكاتيان از 6 سالگي به فراگيری موسيقی پرداخت. از ابتدا علاقه وافری به ساز سنتور پيدا نمود و با آموزش مداوم زیر نظر پدرش، حسن مشكاتيان، قدم در راه بزرگانی چون سماعی و صبا گذاشت. مشكاتيان از كودكی متوجه ارتباط تنگاتنگ ادبيات منظوم ايران با موسیقی ایرانی که جوهره فرهنگ ایرانیان است و نقش بسیار اساسی در پیکره موسیقی سنتی دارد، شد. پرويز مشكاتيان پس از اتمام تحصيلات متوسطه وارد دانشكده هنرهای زيبای دانشگاه تهران شد . رديف عالی موسيقی ايران، رديف آقا ميرزا عبدالله را در دانشگاه نزد استاد فقيد نور علي خان برومند و دكتر داريوش صفوت آموخت. همزمان با اين آموزشها از محضر اساتيد بزرگی چون دكتر محمد تقي مسعوديه ، شادروان عبداله خان دوامی ، شادروان سعيد هرمزی ، شادروان يوسف فروتن نيز بهره گرفت. ضمناً باید اشاره کرد که آقای مشکاتیان در ساز سه تار هم همچون سنتور دارای تبحر می باشند. آلبوم سر عشق با آواز استاد شجریان، نی استاد محمد موسوی و سه تار استاد مشکاتیان که در دستگاه ماهور اجرا شده است نشان دهنده توانایی ایشان در سه تار نوازیست.
مركز حفظ و اشاعه موسيقی، از اواخر دهه پنجاه با هدف آموزش، احیا و رواج سنتهای موسيقی ايرانی بوسيله نورعلی خان برومند و داريوش صفوت، تاسيس و سپس با دعوت از اساتيد بزرگ آن زمان تكميل شد. نقش اين مركز، در پيشرفت موسيقي ملی، غير قابل انكار است بطوريكه بسياری از اساتيد شاخص حال حاضر، پرورش يافته همين مركز بودند.
پرويز مشكاتيان يكي از همين اساتيد است كه فعاليتهای رسمی هنری خود را در زمينه سنتورنوازی، از همين مركز به عنوان سرپرست گروه و استاد سنتور آغاز كرد . پرويز مشكاتيان در آزمون باربد كه ابتكار استاد نور علی خان بر پا شده بود در رشته سنتور به مقام اول با ( پشنگ كامكار ) و در كل آزمون به مقام ممتاز با ( داريوش طلایی ) دست يافت .
وی بعدها به همكاری با گروهی پرداخت كه متشكل بود از: پريسا (آواز)، حسين عليزاده (تار)، محمدعلی كيانی نژاد (نی)، داوود گنجه ای (كمانچه) و محمود فرهمند (تمبك). یکی از آثار این گروه، افسرده حال با شعر بابا طاهر و خوانندگی خانم پریسا بود.
مشكاتيان پس از استعفا از راديو تلويزيون ، به اتفاق چند تن از موسيقيدانان ، موسسه فرهنگی و هنری چاووش را بنياد نهادند . او به عنوان سرپرست گروه و استاد رشته سنتور مشغول خدمت به هنرجويان موسيقي شد . مشكاتيان دارای قريحه ذاتی است ، او به گفته دست اندر كاران موسيقی قدرت فوق العاده ای در تصوير سازی و تبحر زيادی در انواع ريتم و بویژه آهنگسازی روي غزل ها و اشعار مورد علاقه اش دارد . از جمله آهنگ های استاد مشکاتیان می توان به آلبوم آستان جانان به خوانندگی استاد شجریان اشاره کرد. تصنیف شیدایی در این آلبوم از جمله زیباترین کارهای جناب مشکاتیان می باشد.
اصلی ترین فعالیت جناب مشکاتیان در سال های اخیر کنسرت گروه عارف با خوانندگی استاد ناظری می باشد که در سال گذشته در تالار وزارت کشور برگزار شد

HaGhIgHaT
09-10-2006, 09:05 AM
نام كامل:Joanna Levesque
نام هنري:JOJO
تاريخ تولد: 20 دسامبر 1990
محل تولد:ايالت ماساچوست آمريكا
شغل:بازيگر.
قد: 157 سانتي متر.
پدر: شغل: خواننده
مادر: Dianna-- شغل: نوازنده كليسا
جوايز دريافتي: نامزد دريافت جايزه جوانترين خواننده از MTV

جوجو در شوها وبرنامه هاي زيرشركت داشته است:
Kids Say the Darndest Things
The Oprah Winfrey Show
The Rosie O'Donnell Show
America's Most Talented Kids

آلبومها :

GET OUT

* زمانيكه جوجو 4 سال بيشتر نداشت ، پدر و مادرش از هم جدا شدند.
*جوجو خوانندگي را از سن 2 سالگي آغاز كرد و در سن 6 سالگي در يك برنامه تلويزيوني به ايفاد نقش خوانندگي پرداخت.
*وي با هنرمندان وكارگردانان مشهوري همچون
Soulshock & Karlin (Whitney Houston, Craig David
Vincent Herbert (Destiny's Child, Toni Braxton
Mike City (Brandy همكاري داشته است.

HaGhIgHaT
09-10-2006, 09:09 AM
[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])
نام کامل: CHERILYN SARKASIAN LA CHERPIERRE
نام هنري:CHER
تاريخ تولد:20 مي 1946.
محل تولد:كاليفرنيا امريكا.
شغل:خواننده-بازيگر، تهيه كننده.
قد:173 سانتي متر.
سبك:پاپ،راك،فولك.
تحصيلات:دبيرستاني در كاليفرنيا(اما ترك تحصيل كرد)
نام پدر:JOHN SARKASIAN-----كشاورز---ارمني.
نام مادر:GEORGIA HOLT
نام پدر ناتني:GILBERT LAPIER.
خواهر:GEORGANNE.
******
شوهرها:
1- SONNY BONO----
شغل:ترانه سرا و تهيه كننده
ازدواج:1974---- طلاق: 1975.

ادامه ([Only registered and activated users can see links])

HaGhIgHaT
09-10-2006, 09:14 AM
[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])
نام کامل:SANDRA ANNETTE BULLOCK
اسامي مستعار:SANDY
تاريخ تولد: 26 جولاي 1964.
محل تولد: ورجينيا امريكا.
شغل: بازيگر، تهيه كننده.
قد: 171 سانتي متر.
تحصيلات: دانشگاه كارولينا در رشته بازيگري (اما ترك تحصيل كرد)
پدر:JOHN BULLOCK---شغل: مربي آواز.
مادر:HELGA BULLOCK---شغل: خواننده اپرا----در سال 2000 بر اثر سرطان جان باخت.
خواهر:GESINE PRADO---شغل: وكيل.
همسر:JESSE JAMES
شغل: موتورسيكلت ساز
سال ازدواج: 2005.

ادامه ([Only registered and activated users can see links])

HaGhIgHaT
09-10-2006, 09:20 AM
ادامه بیوگرافیها خوانندگان خارجی ([Only registered and activated users can see links])


[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])

Raha_7
16-11-2006, 04:19 PM
درباره محسن چاوشی؟
کسی داره؟
بنویسین ممنون میشم!

HaGhIgHaT
16-11-2006, 04:38 PM
درباره محسن چاوشی؟
کسی داره؟
بنویسین ممنون میشم!


با بخش اهنگ در خواستی اشتباه گرفتین.:scared:

Raha_7
16-11-2006, 04:42 PM
نه ببین عنوان بیوگرافی بود من هم گفتم بیوگرافی چاوشی رو میخوام اونجا آهنگ درخواستیه نه بیوگرافی درخواستی
افتاد؟

HaGhIgHaT
16-11-2006, 04:47 PM
نه ببین عنوان بیوگرافی بود من هم گفتم بیوگرافی چاوشی رو میخوام اونجا آهنگ درخواستیه نه بیوگرافی درخواستی
افتاد؟


ببخشیدا ولی فکر کنم طعنه زدم نفهمیدین؟
من میگم اینجا چیز در خواستی نیست
اون اهنگ در خواستی بود که میشد یه چیز در خواست کرد
اینجا هر کسی هر چیزی می دونه از بیوگرافی خوانندگان فقط می نویسه همین.

Raha_7
16-11-2006, 04:52 PM
ها
خب شما حالا ندارین بیوگرافی محسن رو؟
خب ندارین بگین ندارم علی چپ رفتنتون چیه؟

HaGhIgHaT
16-11-2006, 07:26 PM
ها
خب شما حالا ندارین بیوگرافی محسن رو؟
خب ندارین بگین ندارم علی چپ رفتنتون چیه؟

عجب
واقعا که
روتو برم.
یه دفعه پریدی تو کوچه ایی که منم فکرشو نمیکردم.

Raha_7
16-11-2006, 07:57 PM
خب بگذریم حالا اگه پیدا کردین حتماً بذارین بیوگرافی محسن چاوشی رو باشه؟

HaGhIgHaT
16-11-2006, 08:02 PM
خب بگذریم حالا اگه پیدا کردین حتماً بذارین بیوگرافی محسن چاوشی رو باشه؟


جون مادرتون یکی بیاد من از دست این پسره نجات بده.

PcBoyIr
16-11-2006, 08:05 PM
اي دست پر توان برو به داد اين ناتوتن من اومدم كاراگاه گجد در خدمت شماست

Kasra
19-11-2006, 07:41 PM
اي دست پر توان برو به داد اين ناتوتن من اومدم كاراگاه گجد در خدمت شماست


اگه راست میگی و ادعای دوستی گریت میشه
و این همه میری شیراز و میایی
یه دستکش واسه من بیار دستام یخ نزنه خسیس.

Kasra
26-11-2006, 06:45 PM
مرتضی حنانه» در یازدهم اسفند ماه سال ۱۳۰۱ خورشیدی در شهر تهران متولد شده و از همان کودکی علاقه ی زیادی نسبت به موسیقی نشان داد. وی از کودکی هر چیزی که تولید صدا می کرد به کار می گرفت و ابزارهایی می ساخت که از خود تولید صداهایی مختلف و گوناگون کنند. وی دراین باره گفته است:« شاید در آن زمان توانایی من در این حد که آلات ساده و مبتدی موسیقی را بسازم نبوده. ولی به هر حال چیزهایی می ساختم که صداهایی همانند: صدای باد، زوزه، صدای حیوانات و صدای عجیب و غریب تولید کنند.»
علاقه ی وی تا به حدی بود که معلم چهارم دبستانش «فلوتی» به او هدیه داد و راهنمایی هایی برای آموختن نیز به او ارائه کرد.
پس از پایان دوره ی دبستان در هنرستان موسیقی مشغول به تحصیل شد. دیری نگذشت که نام حنانه در سطح هنرستان پیچید، در همین مقطع ِ زمانی حنانه «هورن» را به عنوان ساز تخصصی خویش انتخاب کرد.«غلامحسین مین باشیان» که ریاست هنرستان را بر عهده داشت در سال ۱۳۱۷ شمسی موفق به آوردن گروهی ده نفره برای تدریس در هنرستان از شهر پراگ به ایران شد، که عبارت بودند :
کارل کوگلر، خواننده؛
کارن یان، ویلن؛
رودلف اوربانتس، موسیقی نظامی؛
واتسلاو کوتاس، کلارینت؛
یاروسلاوبیزا، باسون؛
ماریا گروتفلدوا، هارپ؛
ژوزف اسلاویک، ویولنسل؛
فرانسوا هلنسل، کنتراباس؛
ژوزف اسلاویک، ترومپت؛
رودلف اوربانتس که شیفته ی استعداد و علاقه ی حنانه شده بود، او را به آرزوی خود رساند و توانست «کُریست» اول ارکستر سمفونیک هنرستان عالی تهران شود.
او همچنان به دنبال کسی بود تا اصول موسیقی غرب را به او بیاموزد و درهمین حین با «پرویز محمود» آشنا شد که در بلژیک تحصیل کرده بود و بعدها ارکستر سمفونیک تهران را بنیان نهاد. استاد محمود، بی دریغ معلوماتش را در اختیار حنانه گذاشت.
پس از مدتی «وزیری» ریاست هنرستان را بر عهده گرفت و پایه ی آموزش هنرستان را بر مبنای موسیقی سنتی ایران قرار داد. وی گروه ده نفری پراگی را اخراج کرد. هنرجویانی از جمله حنانه نسبت به این عمل اعتراض کردند ولی نتیجه ای نداشت و روند آموزش وزیری در هنرستان آغاز شد.حنانه در سال ۱۳۲۱ خورشیدی؛ دیپلم خود را از هنرستان گرفت. «روبیک گریگوریان» نخستین کسی بود که ترانه های محلی را جمع آوری کرده و پس از رفتن پرویز محمود به آمریکا در سال ۱۳۲۹ خورشیدی؛ به سمت رهبری ارکستر سمفونیک و ریاست هنرستان رسید، در سال ۱۳۳۱ خورشیدی؛ او نیز به امریکا عازم شد و مرتضی حنانه رهبری ارکستر سمفونی را بر عهده گرفت. او در شرایطی ارکستر سمفونی را اداره می کرد که دارای سه امتیاز بزرگ بود:«دیپلم هنرستان موسیقی» ، «تعلیمات پرویز محمود» و «ذوق استعدادی زیادی که همه به آن معترف بودند». ولی او همچنان تشنه بود، تشنه ی یادگیری بیشتر موسیقی. در سال ۱۳۳۲ خورشیدی که جشن هزاره ی بوعلی سینا برگزار شد، حنانه توانست آثار خود را در حضور شرق شناسانی که برای شرکت در جشن دعوت شده بودند با هم سرایی و ارکستر سمفونیک اجرا نماید و این اجرا چنان مورد توجه حضار قرار گرفت که «چرولی» سفیر وقت ایتالیا، بورس هنری آن کشور را در اختیار وی قرار داد و حنانه برای تکمیل تحصیلات و مطالعات خود به کنسرواتور واتیکان عزیمت نمود. این همان کنسرواتور قدیمی بود که باخ در آن ارگ می زد. به طور کلی مرتضی حنانه در محل موسیقی مذهبی و مقدس ایتالیا به تحصیل پرداخت. او در سال ۱۳۴۲ خورشیدی به ایران بازگشت و گفت: «هنگامی که از ایتالیا به ایران آمدم، زیاد فکر کردم. حال زمانی بود که آن دانشی که آرزویش را داشتم به دست آورده بودم و فقط مانده بود تصمیم بگیرم با آن دانش چه کار کنم و چه نوع موسیقی ای ارائه دهم.اول گفتم «دوده کافونیک» کار کنم. ولی این چه معنایی داشت؟ با خودم گفتم اگر خیلی خوب بنویسم، تازه بهتر از «شوتنبرگ» که نمی توانم بنویسم، او صاحب مکتب به شمار می رود، و مکتبش یکی از بزرگترین های آلمان است که همه جهان آن را پذیرفته اند. ولی اگر کار من را یک ایرانی گوش کند چه خواهد گفت؟ می گوید این کار اگر هم خیلی با ارزش باشد، باز هم ربطی به ایران ندارد و چیزی به فرهنگ غرب افزوده است. در حالی که ما می خواهیم آهنگسازان ایرانی با آثاری که ارزش دارند به فرهنگ کشورشان چیزی بیفزایند.»موسیقی حنانه را بطور کلی می توان «موسیقی اصیل سنفونیک» نامید. حنانه نسبت به موسیقی سنتی بی اعتنا بود و هرگز در ارکستر از سازهای اصیل استفاده نکرد.وی پس از انقلاب اوقات خود را بیش از پیش به پژوهش درباره ی موسیقی قدیم ایران اختصاص داد و در زمینه ی موسیقی فیلم که خود از پایه گذاران آن در ایران بود، فعالیت خود را ادامه داد.
حنانه مدعی بود که برای هماهنگی موسیقی ایرانی به اصول هارمونی که در غرب معمول است، معتقد نیست و بیشتر از تلفیق ملودی ها، فوگ و کنتروان که در هر یک از مقام های ایرانی کاری است بس دشوار، اما چه می توان کرد؟ آنچه که می تواند حاوی ابتکار، اصالت، اندیشه و احساس هنرمند ایرانی باشد، درست همان چیزی است که بین مکتب موسیقی فرانسه، مکتب موسیقی روس، آلمان، ایتالیا، و اسپانیا تفاوت ایجاد می کند. پولیفونی، تکنیک و پدیده ای است که در اندیشه ی موسیقی دان هر قومی ممکن است نضج گیرد. مگر ما از تمدن و به ویژه موسیقی قدیم خودمان چه می دانستیم و می دانیم؟ آنچه که جزو مکشوفات است و در آثار خطی از استادان پیشین به جای مانده است همگی دلیل بر آگاهی و دانش آنان به پدیده های اکوستیکی و چند صدایی است. از اینها گذشته هم اکنون در موسیقی فولکوریک و محل نژادهای گوناگون این سرزمین، خصوصاً گرگان و خراسان، پولیفونی در ابعاد بسیار کوچکتری به گوش می رسد، ولی با این ویژگی که هرگز گوش شنوندگان از آن غربت احساس نمی کند. به نظر من اگر گرایشی به همبستگی اصوات، به صورت پولیفونی داشته باشیم راهی غلط و تقلیدی را انتخاب ننموده ایم؛ زیرا پولیفونی نمی تواند منحصراً در خدمت موسیقی دانان غرب باشد. به این دلیل که پولیفونی «سنت» به شمار نمی آید و جزو آداب و رسوم قومی ملتی هم نمی تواند باشد بلکه هنری است در خور تشخیص و لذت گوشها. بنابراین پولیفونی می تواند راهی باشد که پیش پای هر موسیقی دان اندیشمند و نوآوری باز است.... تلفیق اصوات گوناگون یک مقام با یکدیگر با حفظ کیفیت موسیقی ایرانی در جهت افقی و عمودی، و این چیزی است کاملاً ابتکاری که باید بر پایه ی دلیل و برهان زیبایی واقعی استوار باشد.»او برای بسیاری از فیلم ها موسیقی متن کار کرده است ولی هرگز موسیقی متن برای او حرفه جدی نبود، و از روی نیاز مادی دست به این کار می زد، ولی کارهای بسیار خوبی ارائه میکرد چون او با ساختار و ماهیت سینما آشنا بود. مرتضی حنانه در ۲۴ مهر ماه ۱۳۶۷ خورشیدی؛ در ساعت ۱۱:۴۵ شب در اثر سکته ی قلبی در گذشت

Kasra
26-11-2006, 06:46 PM
[Only registered and activated users can see links]

مرتضی حنانه» در یازدهم اسفند ماه سال ۱۳۰۱ خورشیدی در شهر تهران متولد شده و از همان کودکی علاقه ی زیادی نسبت به موسیقی نشان داد. وی از کودکی هر چیزی که تولید صدا می کرد به کار می گرفت و ابزارهایی می ساخت که از خود تولید صداهایی مختلف و گوناگون کنند. وی دراین باره گفته است:« شاید در آن زمان توانایی من در این حد که آلات ساده و مبتدی موسیقی را بسازم نبوده. ولی به هر حال چیزهایی می ساختم که صداهایی همانند: صدای باد، زوزه، صدای حیوانات و صدای عجیب و غریب تولید کنند.»
علاقه ی وی تا به حدی بود که معلم چهارم دبستانش «فلوتی» به او هدیه داد و راهنمایی هایی برای آموختن نیز به او ارائه کرد.
پس از پایان دوره ی دبستان در هنرستان موسیقی مشغول به تحصیل شد. دیری نگذشت که نام حنانه در سطح هنرستان پیچید، در همین مقطع ِ زمانی حنانه «هورن» را به عنوان ساز تخصصی خویش انتخاب کرد.«غلامحسین مین باشیان» که ریاست هنرستان را بر عهده داشت در سال ۱۳۱۷ شمسی موفق به آوردن گروهی ده نفره برای تدریس در هنرستان از شهر پراگ به ایران شد، که عبارت بودند :
کارل کوگلر، خواننده؛
کارن یان، ویلن؛
رودلف اوربانتس، موسیقی نظامی؛
واتسلاو کوتاس، کلارینت؛
یاروسلاوبیزا، باسون؛
ماریا گروتفلدوا، هارپ؛
ژوزف اسلاویک، ویولنسل؛
فرانسوا هلنسل، کنتراباس؛
ژوزف اسلاویک، ترومپت؛
رودلف اوربانتس که شیفته ی استعداد و علاقه ی حنانه شده بود، او را به آرزوی خود رساند و توانست «کُریست» اول ارکستر سمفونیک هنرستان عالی تهران شود.
او همچنان به دنبال کسی بود تا اصول موسیقی غرب را به او بیاموزد و درهمین حین با «پرویز محمود» آشنا شد که در بلژیک تحصیل کرده بود و بعدها ارکستر سمفونیک تهران را بنیان نهاد. استاد محمود، بی دریغ معلوماتش را در اختیار حنانه گذاشت.
پس از مدتی «وزیری» ریاست هنرستان را بر عهده گرفت و پایه ی آموزش هنرستان را بر مبنای موسیقی سنتی ایران قرار داد. وی گروه ده نفری پراگی را اخراج کرد. هنرجویانی از جمله حنانه نسبت به این عمل اعتراض کردند ولی نتیجه ای نداشت و روند آموزش وزیری در هنرستان آغاز شد.حنانه در سال ۱۳۲۱ خورشیدی؛ دیپلم خود را از هنرستان گرفت. «روبیک گریگوریان» نخستین کسی بود که ترانه های محلی را جمع آوری کرده و پس از رفتن پرویز محمود به آمریکا در سال ۱۳۲۹ خورشیدی؛ به سمت رهبری ارکستر سمفونیک و ریاست هنرستان رسید، در سال ۱۳۳۱ خورشیدی؛ او نیز به امریکا عازم شد و مرتضی حنانه رهبری ارکستر سمفونی را بر عهده گرفت. او در شرایطی ارکستر سمفونی را اداره می کرد که دارای سه امتیاز بزرگ بود:«دیپلم هنرستان موسیقی» ، «تعلیمات پرویز محمود» و «ذوق استعدادی زیادی که همه به آن معترف بودند». ولی او همچنان تشنه بود، تشنه ی یادگیری بیشتر موسیقی. در سال ۱۳۳۲ خورشیدی که جشن هزاره ی بوعلی سینا برگزار شد، حنانه توانست آثار خود را در حضور شرق شناسانی که برای شرکت در جشن دعوت شده بودند با هم سرایی و ارکستر سمفونیک اجرا نماید و این اجرا چنان مورد توجه حضار قرار گرفت که «چرولی» سفیر وقت ایتالیا، بورس هنری آن کشور را در اختیار وی قرار داد و حنانه برای تکمیل تحصیلات و مطالعات خود به کنسرواتور واتیکان عزیمت نمود. این همان کنسرواتور قدیمی بود که باخ در آن ارگ می زد. به طور کلی مرتضی حنانه در محل موسیقی مذهبی و مقدس ایتالیا به تحصیل پرداخت. او در سال ۱۳۴۲ خورشیدی به ایران بازگشت و گفت: «هنگامی که از ایتالیا به ایران آمدم، زیاد فکر کردم. حال زمانی بود که آن دانشی که آرزویش را داشتم به دست آورده بودم و فقط مانده بود تصمیم بگیرم با آن دانش چه کار کنم و چه نوع موسیقی ای ارائه دهم.اول گفتم «دوده کافونیک» کار کنم. ولی این چه معنایی داشت؟ با خودم گفتم اگر خیلی خوب بنویسم، تازه بهتر از «شوتنبرگ» که نمی توانم بنویسم، او صاحب مکتب به شمار می رود، و مکتبش یکی از بزرگترین های آلمان است که همه جهان آن را پذیرفته اند. ولی اگر کار من را یک ایرانی گوش کند چه خواهد گفت؟ می گوید این کار اگر هم خیلی با ارزش باشد، باز هم ربطی به ایران ندارد و چیزی به فرهنگ غرب افزوده است. در حالی که ما می خواهیم آهنگسازان ایرانی با آثاری که ارزش دارند به فرهنگ کشورشان چیزی بیفزایند.»موسیقی حنانه را بطور کلی می توان «موسیقی اصیل سنفونیک» نامید. حنانه نسبت به موسیقی سنتی بی اعتنا بود و هرگز در ارکستر از سازهای اصیل استفاده نکرد.وی پس از انقلاب اوقات خود را بیش از پیش به پژوهش درباره ی موسیقی قدیم ایران اختصاص داد و در زمینه ی موسیقی فیلم که خود از پایه گذاران آن در ایران بود، فعالیت خود را ادامه داد.
حنانه مدعی بود که برای هماهنگی موسیقی ایرانی به اصول هارمونی که در غرب معمول است، معتقد نیست و بیشتر از تلفیق ملودی ها، فوگ و کنتروان که در هر یک از مقام های ایرانی کاری است بس دشوار، اما چه می توان کرد؟ آنچه که می تواند حاوی ابتکار، اصالت، اندیشه و احساس هنرمند ایرانی باشد، درست همان چیزی است که بین مکتب موسیقی فرانسه، مکتب موسیقی روس، آلمان، ایتالیا، و اسپانیا تفاوت ایجاد می کند. پولیفونی، تکنیک و پدیده ای است که در اندیشه ی موسیقی دان هر قومی ممکن است نضج گیرد. مگر ما از تمدن و به ویژه موسیقی قدیم خودمان چه می دانستیم و می دانیم؟ آنچه که جزو مکشوفات است و در آثار خطی از استادان پیشین به جای مانده است همگی دلیل بر آگاهی و دانش آنان به پدیده های اکوستیکی و چند صدایی است. از اینها گذشته هم اکنون در موسیقی فولکوریک و محل نژادهای گوناگون این سرزمین، خصوصاً گرگان و خراسان، پولیفونی در ابعاد بسیار کوچکتری به گوش می رسد، ولی با این ویژگی که هرگز گوش شنوندگان از آن غربت احساس نمی کند. به نظر من اگر گرایشی به همبستگی اصوات، به صورت پولیفونی داشته باشیم راهی غلط و تقلیدی را انتخاب ننموده ایم؛ زیرا پولیفونی نمی تواند منحصراً در خدمت موسیقی دانان غرب باشد. به این دلیل که پولیفونی «سنت» به شمار نمی آید و جزو آداب و رسوم قومی ملتی هم نمی تواند باشد بلکه هنری است در خور تشخیص و لذت گوشها. بنابراین پولیفونی می تواند راهی باشد که پیش پای هر موسیقی دان اندیشمند و نوآوری باز است.... تلفیق اصوات گوناگون یک مقام با یکدیگر با حفظ کیفیت موسیقی ایرانی در جهت افقی و عمودی، و این چیزی است کاملاً ابتکاری که باید بر پایه ی دلیل و برهان زیبایی واقعی استوار باشد.»او برای بسیاری از فیلم ها موسیقی متن کار کرده است ولی هرگز موسیقی متن برای او حرفه جدی نبود، و از روی نیاز مادی دست به این کار می زد، ولی کارهای بسیار خوبی ارائه میکرد چون او با ساختار و ماهیت سینما آشنا بود. مرتضی حنانه در ۲۴ مهر ماه ۱۳۶۷ خورشیدی؛ در ساعت ۱۱:۴۵ شب در اثر سکته ی قلبی در گذشت

Kasra
26-11-2006, 06:48 PM
جواد معروفی
آهنگساز، نوازنده
تولد ۱۲۹۴، تهران.
درگذشت ۱۶ آذر ۱۳۷۲، تهران.
جواد معروفی، فرزند موسی، پس از دریافت گواهینامه ی دوره ی تحصیلات ابتدایی، در چهارده سالگی به هنرستان موسیقی وزیری رفت و تحصیلات موسیقی را - که مقدماتش را نزد پدر آموخته بود - نزد علی نقی وزیری کامل کرد. نخست تار می نواخت. و با نواختن ویولن نیز آشنا بود، اما پس از چندی به پیانو روی آورد و تحولی در شیوه ی نواختن پیانو در ایران به وجود آورد.
در سال ۱۳۱۲ به خدمت وزارت فرهنگ در آمد، هنرآموز موسیقی شد و چندی نیز سرود بود. سپس از هنرستان موسیقی دیپلم گرفت و به آموزش سلفژ و دیکته ی موسیقی در همان هنرستان پرداخت.
از آغاز پایه ریزی انجمن موسیقی، سولیست ارکستر آن بود. پس از پایه گذاری هنرستان موسیقی ملی نیز هنرآموز آن جا شد. در نواختن پیانو برای موسیقی ایرانی از استادانی که در این ساز کار کردند روش مشیر همایون را بیشتر از مرتضی محجوبی اقتباس کرد، اما خود شیوه ای ویژه و یکتا داشت که تکنیک در آن آشکار بود. معروفی علاوه بر نواختن پیانو، قطعاتی آفرید که نخستین آن ها « قطعاتی بر رباعیات خیام » بود که در سال ۱۳۱۵ اجرا شد.
وی از سال ۱۳۱۹ هم زمان با گشایش رادیو به این موسسه پیوست و سال ها تک نواز پیانو، رهبر ارکستر شماره ی یک و رهبر ارکستر بزرگ گل ها بود. در تنظیم آهنگ های شاعرانی نظیر علی اکبر شیرازی متخلص به شیدا، عارف قزوینی، و آهنگسازانی چون رکن الدین مختاری و درویش خان و قطعات بسیاری از آهنگسازان دیگر دست داشت و از قواعد هماهنگی علمی مکتب وزیری ( هارمونی بر اساس ۲۴ بخش ) پیروی می کرد. استاد همچنین سال ها عضو شورای عالی موسیقی رادیو بود. آثار دیگر او عبارتند از:
- قطعاتی در دستگاه ماهور و راک؛
- سوئیت های دشتی؛
- سه گاه؛
- ماهور و دیلمان ( که در مایه ی دشتی با آواز استاد بنان برای ارکستر تنظیم شده و چهار مضراب آن را استاد ابوالحسن صبا ساخته است )؛
- خواب های طلایی؛
- عاشورا؛
- خزان؛
- روزگار من؛
- طبیعت، به روایت جواد معروفی؛
- سپیده؛
- ژیلا؛
- رومینا؛
- فانتزی زیبا؛
- کوکو.
استاد در بامداد روز سه شنبه ۱۶ آذر ماه ۱۳۷۲ در یکی از بیمارستان های تهران جان سپرد.

Kasra
30-11-2006, 10:24 AM
فریبرز لاچینی بیش از سی سال سابقه کار تهیه و آهنگسازی موسیقی به خصوص موسیقی برای تصویر متحرک دارد. وی آهنگساز بیش از صد فیلم سینمائی بوده که بارها کاندید و برنده جوایزی اند شده


او در سال 1328 متولد شد و در هنرستان عالی موسیقی تحصیل کرد و کار حرفه ای خود را با آهنگسازی برای بچه ها آغاز کرد. آهنگ برنامه کودک تلویزیون ایران بیش از دو دهه یکی از آثار این دوره وی بود


قبل از انقلاب اسلامی در سال 1357, او آهنگساز تنظیم کنند و تهیه کننده برای خواننده های مانند ستار, داریوش, مرتضی , سیمین قدیری , سیمین غانم و پری زنگنه بود


او پس از انقلاب برای ادامه تحصیل به اروپا رفت و به تحصیل در رشته موسیقی کامپیوتری در دانشگاه سوربورن پاریس پرداخت. او همچنین برای کانال 1 تلویزیون فرانسه به عنوان آهنگساز کار کرد و متد آموزش موسیقی به کودکان توسط رنگها را به ابداع و به ثبت رساند. همچنین در این جا بود که موسیقی وی تحت تاثیر متدهای اروپائی قرار گرفت


پس از تکمیل تحصیلات به ایران بازگشت و یکی از پرطرفدارترین آلبومهای پیانو در ایران را با استایل جدیدی که ترکیبی ایرانی اروپایی داشت با نام پائیز طلائی را خلق کرد. این آلبوم مدتها پرفروش ترین آلبوم بود و هنوز هم طرفداران بسیاری در سراسر دنیا دارد و توسط اساتید پیانو در سراسر دنیا تدریس میشود. وی همچنین به کمک تکینیکهائی که در اروپا فراگرفته بود آهنگسازی برای تصویر متحرک را به طور جدی تری دنبال کرد.


از سال 1366 تاکنون او برای بیش از صد فیلم آهنگ ساخته است. برخی از فیلمهای وی در سطح بین المللی بر پرده سینما رفته و کاندید و برنده جوایزی هم شده اند. او همچنین تعدادی آلبوم موسیقی در استایلهای کلاسیک , پاپ , نسل جدید به بازار عرضه کرده است.


در سینمای ایران, فریبرز لاچینی برای برخی از بهترین کارگردانها مانند, مسعود کیمیائی , ایرج قادری , سیروس الوند, کیومرث پوراحمد , رسول صدر عاملی , کامبوزیا پرتوی , ساموئل خاچیکیان و تهیه کننده هایی چون صدا و سیما , هدایت فیلم , شکوفا فیلم , پویا فیلم آهنگ ساخته است. موسیقی وی احساسات فیلم را کامل میکند و باعث کمرنگ شدن اشکالات دیگر فیلم میشود به طوری که بارها قبل از نمایش فیلم تهیه کننده ترجیح داده اند که موسیقی فریبرز لاچینی را جایگزین موسیقی فیلم کنند.


در رسانه های خبری ایران بارها مقالاتی درباره وی نوشته شده و آثار وی تحت نقد و بررسی قرار گرفته است ولی خارج از ایران هم مارک نورتهام در مجله موسیقی فیلم خود که یکی از بزرگترین نشریات تخصصی درباره موسیقی فیلم آمریکا و موسس شبکه موسیقی فیلم آمریکاست درباره وی چنین مینوسد:


من چندی پیش با موسیقی فریبرز لاچینی آشنا شدم و فورا تحت تاثیر آوای بیهمتای موسیقی وی که مخصوصا برای موسیقی فیلم نوشته شده است قرار گرفتم. تنها پس از اینکه خیلی علاقه مند به موسیقی اش شدم به من گفته شد که او آهنگساز پرآوازه ای در ایران است. موسیقی وی با آوای منحصر به فردی سخن میگوید که احساسات فیلم را منتقل و کامل میکند . او به طرز نادری موسیقی فیلم میسازد که من به ندرت در این صنعت دیده ام . استفاده وی از آلات موسیقی متفاوت, مخصوصا آلات بیگانه و نادر بسیار ابتکاری است و تن احساسی خاصی را به موسیقی وی میبخشد. به طور کلی تسلط وی برای نوشتن موسیقی برای فیلم و تلویزیون شگرف است و آوای نادر موسیقی وی عنصر پر محتوائی به تنوع موسیقی که در آمریکا از آن لذت میبریم می افزاید


بیشتر آثار موسیقی قابل دسته بندی تحت ژانر به خصوصی میباشند ولی فریبرز لاچینی ژانر جدید خود را ابداع کرده که پلی بین موسیقی ایرانی و اروپائی میباشد. به طوریکه سی دی بیبی راجع به استایل پیانو وی در پائیز طلائی مینویسد


این آلبوم توسط شنونده ها در استایل نسل جدید قرار گرفته. این سی دی ژانر را به سطح دیگری میبرد روش جامع این آهنگساز این آلبوم را برای طرفداران متفکر یک آلبوم نسل جدید میسازد

Kasra
30-11-2006, 11:11 AM
آرمیک در یک خانواده ارمنی در تهران متولد شد. موسیقی در خانواده او ارثی بود، بطوری که پدر و مادرش پیانو را بخوبی می نواختند. لذا همیشه نوای جادویی آثار کلاسیک و گیتار آهنگسازان اسپانیایی او را جادو می کرد. بهمین لحاظ وی از ابتدا خود را شیفته موسیقی فلامینگو می دید!او هنوز به هفت سالگی نرسیده بود که دائم درخواست شنیدن آثار موسیقی فلامینگو را از والدینش می کرد تا بالاخره در سن هفت سالگی ساعت زیبایی را که در تولد هفتمین سال زندگی به او هدیه داده بودند با یک گیتار تعویض نمود که شروع کار نوازندگیش از اینجا بود .
او همیشه در زیرزمین منزلشان به تمرین گیتار می پرداخت و همزمان با تمرینهای خودش از محضر اساتید زمان بهره می برد به طوری که در سن دوازده سالگی درست دو سال، دوره سولفژ رودولف را به پایان رساند. با آنکه آرمیک در اوایل علاقه خاصی به سبک جاز داشت ولی در سالهای 1970 در زمان تحصیل خود در اسپانیا توانست به زیبایی، سادگی و لطافت موسیقی فلامینگو دسترسی پیدا کند و این سرآغازی در سبک جدید نوازندگی برای او بود .
آرمیک پس ازدوران تحصیل به لوس آنجلس رفت تا مسیر جدیدی را برای خود انتخاب کند، در این سالها او همنوازی را در کنسرتها و استدیوهای امریکا با هنرمندان بزرگ شروع کرد و در سال 1994 آلبوم " آتش کولی " را منتشر ساخت که با انتقادات و تشویق ها و موفقیتهای زیادی همراه بود، در این زمان شهرت، محبوبیت و تبحر آرمیک بحدی در سطح جهان مطرح شده بود که هنرمند و متخصص معروف ساخت .گیتار اسپانیایی (پدرو مالدونادو) سازی مخصوص با شناسنامه منحصر به خودش برای او ساخت .سپس در سال 1996 آلبوم "مالاکا" را منتشر ساخت و بالاخره پنجمین آلبوم او بنام "ایلادلسون" در سال 1999 موفقیت زیادی برای او در سطح جهان به ارمغان آورد.
*********
دیشب چهارشنبه شب تو شبکه جام جام سپهرلو داشت باهاش مصاحبه میکرد.
آرمیک همون عینکی هست.و حرف زدنش هم میشه گفت شبیه کیواناتی خودمون.
یکی از بهترین گیتاریستهای ایران هست و الان هم حدود 10 ساله با ایرانیها اصلا کار نکرده و فقط با آمریکایها کار میکند.

Kasra
30-11-2006, 11:26 AM
[Only registered and activated users can see links]

زندگی نامه بیژن مرتضوی
بیژن خطه شمال است . نواختن ویولون رو از سه سالگی در تهران شروع کرد .او توسط پنج نفر از مشهورترین و خوشنام ترین ویولونیست ها آموزش دید.توسط این اساتید تکنیک های خاصی مانند بداهه نوازی رو یاد گرفته . در هفت سالگی شروع کرد به تمرین پیانو ،گیتار،پرکاشن و سازهای زهه سنتی مانند عود ،تار و سنتور.
در یازده سالگی جایزه ی اول مسابقه ی ملی موسیقی رو در میان تمام رده های سنی بدست آورد . در چهارده سالگی یک ارکستر سی و دو نفره را در "اردوی رامسر " آهنگها و تنظیم او را اجرا کردند . بعد از اتمام دوره ی دبیرستان به بریتانیا رفت . اونجا اون تحصیلات خودشو در زمینه مورد علاقه اش یعنی مهندسی راه و ساختمان ادامه می داد و همزمان به تمرین ویولون می پرداخت . سال 1979 بیژن به آمریکا رفت تحصیلات موسیقی
خود شو در دانشگاه ایالت تگزاس ادامه داد. در سال 1985 به کا لیفرنیا
مهاجرت کرد، اولین آلبومش را 1990 روانه بازار کرد که فروش بسیار خوبی داشت .
چیزی که بیژن دو از سایر آهنگسازان متمایز می کند ، این که بیژ ن تمام سازهای به کار رفته در تنظیمات خود شو شخصا می نوازد.
در سال 1990 بیژن به عنوان اولین ایرانی که توسط کمپانی های ندرلندر پروداکشن ،جیپ ایگل ،نیودوج و کراسیلر حمایت شد ،باعث افتخار شد .
درسوم جولای 1999بعد از سی و چهار سال نوازندگی ویولون ،بیژن اولین نوازنه ایرانی بود که در گریک تئاترن ((Greek theat به نمایش استعدادهای خودش پرداخت.
یکی از قطعه هایی که بیژن در طول کنسرت اجرا کرد «حماسه » نام داشت که بیژن در سن یازده سالگی این قطعه را نوشته بود . بیژن روی صحنه ،بیژن با تماشاگران رویای دوران کودکی خودش را تقسیم کرد . رویای نواختن این قطعه خاص ،یعنی «حماسه » ،اون هم در یک سطح بالا .بیژن موسیقی ملی خودش را به همه ی مردم دنیا تقدیم کرد .
....رویای اون به حقیقت پیوست .
بیژن تاحالا هفت آلبوم تهیه کرده:
1.عاشقی چیه
2.خدای مستون
3.بیژن مرتضوی
4.آتش روی یخ
-شکایت
-دلداگی
-دایره ی وجود
-کشف آتش
-عشق و تنفر
-نسیم عاشق
-معرفت عشق
۵-بوی خوش عشق
-چشم تو
-شک
-طلوع خورشید
-اتوپیا
-بوی خوش عشق
6.آوازخاموش
-گم
-آواز خاموش
-نمی بازم
-فریاد
-فقط یار
-نصفه خواب
-چشم انتظار

7.یه قطره دریا
-یه قطره دریا
-لوند
-رنگین کمان
-ستاره
-روناک
-گریه کنم یا نکنم
معروفترین آهنگ بی کلام بیژن ،آرامش قبل از طوفان ، دارای شهرت جهانی است.
به نظر من قشنگترین ترانه ی بیژن ،آرامش قبل از طوفان ،عاشقی چیه از آلبوم اول بیژنه.
پیشنهاد می کنم این آهنگ ها رو حتماً گوش کنید ؛ عاشقی چیه ،اینطوری نگام نکن ،قبله ، دنیای من ، نسیم عاشق ، زندگی ، شکایت ، کشف آتش ، چشم تو ، بوی خوش عشق ، فریاد ، نصفه خواب ، فقط یار ، ستاره و یه قطره دریا .
از میون آهنگهای بی کلام هم آهنگهای شیراز ، عشوه ، رنگین کمان ، رقص آتش و آرامش قبل از طوفان واقعاً جالبن .
************************
بیوگرافی، دیسکوگرافی و شرح حال هنرمند - بیژن مرتضوی

آقای بیژن مرتضوی در شمال ایران در نزدیکی دریای خزر به دنیا آمد.وی نواختن ویولن را از سه سالگی آغاز کرد.در تهران تحت نظر پنج تن از معتبر ترین و معروفترین اساتید ویولن به یادگیری ویولن مشغول شد و تکنیک های ویژه ای همچون بداهه سازی(و بداهه نوازی) ارکستراسیون :ترتیب و تنظیم: گام ربع پرده و غیره...را آموخت.
در سن هفت سالگی این کودک با استعداد یادگیری نواختن پیانو گیتار سازهای کوبه ای و سازهای زهی موسیقی سنتی عامه پسند مانند عود تار و سنتور را فرا گرفت.آقای مرتضوی در یازده سالگی مقام نخست مسابقه کشوری موسیقی دانش آموزان را کسب کرد.او تنها چهارده سال داشت که یک گروه ارکستر سی و دو نفری تشکیل داد و ساخته های خود را بار ها در اردوی معروف تابستانی "رامسر"در ایران اجرا کرد.
او بعد از اتمام مقطع دبیرستان به انگلستان رفت.در آنجا تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته مورد علاقه اش مهندسی و نقشه کشی شهری ادامه داد.همچنین اجرای موسیقی و یادگیری ویولن را دنبال کرد.
در سال 1979 میلادی به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کرد و به تحصیل در رشته موسیقی در دانشگاه ایالت تگزاس ادامه داد.سپس در سال 1985درکالیفرنیا سکونت کردو اولین آلبومش را عرضه کرد که پر فروشترین آلبوم در سال 1990 شد.
مشخصه ای که او را از همه نوازندگان دیگر متمایز می کند توانایی او در نواختن همه سازهای به کار رفته در آثارش است.
تور داخلی و بین المللی که از سال 1990 آغاز شد برای او مخاطبان فراوانی در سر تاسر جهان فراهم کرد. اکنون او به عنوان اولین هنرمند ایرانی که تحت حمایت شرکت های "Nederlander Productions" "Jeep Eagle" " New Dodge" "Chrysler" می باشد شناخته شده و مورد احترام است.
در سوم جولای 1994 پس از سی و چهار سال نوازندگی ویولن آقای بی÷ن مرتضوی اولین هنرمند ایرانی بود که نبوغ مسلم خود را در"Greek Theater" به منصه ظهور نهاد.
یکی از قطعاتی که او در این کنسرت اجرا کرد "حماسه"(Epic) نام داشت که در یازده سالگی ساخته بود.روی صحنه کنسرت :آقای مرتضوی (تحقق)رویای کودکی اش را با تماشاگران قسمت کرد:او آرزو داشت روزی قطعه"حماسه"را همراه با یک گروه ارکستر بزرگ اجرا کند و موسیقی ملی وطنش را به همه مردم جهان معرفی کند.
این آرزو سرانجام به حقیقت پیوست.

Kasra
30-11-2006, 11:29 AM
فروغ فرخزاد در سال 1313 در تهران چشم به جهان گشود پس از گذراندن دوره های آموزشی دبستانی و دبیرستانی برای آموزش نقاشی به هنرستان نقاشی رفت در 16 سالگی با پرویز شاپور ازدواج کرد و به اهواز رفت و در آنجا اقامت کرد
اما پس از یکی دو سال از هم جدا شدند
در سال 1337 در سن 22 سالگی به کارهای سینمایی روی آورد و در شرکت گلستان فیلم به کار پرداخت
در سال 1338 برای بررسی و مطالعه ساخت فیلم به انگلستان رفت در طی فعالیت سینمایی خود چندین فیلم ساخت و در یک فیلم و نمایش بازی کرد در این زمینه فیلم خانه سیاه است که در باره جذامیان جذامخانه ای اطراف تبریز می پرداخت برنده بهترین فیلم مستند در سال 1342 شد در سال 1345 برای شرکت در دومین فستیوال پژارو به ایتالیا سفر کرد
فروغ سر انجام در سال 1345 در سن 33 سالگی در اوج شکفتگی استعداد شاعرانه اش به هنگام رانندگی بر اثر یک تصادف جان سپرد وی را در گورستان ظهیرالدوله تهران به خاک سپردند
از او پسری به نام کامیار شاپور به یادگار مانده است
*********
می دونم الان خواجه پور میاد میگه اخه اینو چرا اینجا نوشتی ای...............
فروغ اگه می دونست با شعر گفتن طرفداری مثل تو پیدا میکنه می رفت فیلماشو می ساخت

Kasra
30-11-2006, 05:21 PM
حسن شماعی زاده یکی از مطرح‌ترین و جریان سازترین خوانندگان و آهنگسازان 30 سال اخیر مى‌باشد که در طی این دوران همواره موسیقی پاپ به نوعی تحت تاثیر وی قرار داشته است. او متولد اصفهان بوده و در 16 سالگی به تهران آمد.در سال 1345 وارد رادیو شده و در ارکسترهای جاز،پاپ و جوانان شروع به کار کرد و همزمان با چندین ارکستر اسپانیایی همکاری نمود و در کلاب‌های شبانه تهران نیز به نوازندگی پرداخت.
او آهنگسازی را از سال 1351 آغاز کرد و پس از آن از سال 1352 شروع به خوانندگی نمود. تسلط و تکنیک بالای حسن شماعى‌زاده در خوانندگی و هوش و نبوغ ذاتی وی در شناخت سلائق مخاطب باعث شد که او به سرعت مورد توجه مردم و اساتید موسیقی قرار گرفته و به خواننده تراز اول تبدیل گردد، بصورتی که در یک نظر سنجی که از 50000 نفر از مردم و کارشناسان، توسط مجله زن‌روز صورت گرفت، به عنوان بهترین خواننده سال برگزیده مى‌شود.در زیرتصویر مجله زن روز آمده است.
با خواندن وی به مخالفت پرداختند و حتی در مقطعی هزینه‌های بسیاری را در مطبوعات صرف این مسأله نمودند، زیرا از طرفی کمپانى‌ها نگران درآمدهایشان بودند و از سوی دیگر خوانندگان یک رقیب جدی را در مقابل خود مى‌دیدند که با قدرت و تسلط بالا، پا به میدان گذاشته بود. اما به دلیل حمایت و پشتیبانی مردم این حملات و دشمنی ها نتوانست کوچکترین مانعی در برابر موفقیت روز‌افزون وی ایجاد کند و همین علاقه‌ وافر مردم به صدای حسن شماعى‌زاده باعث ماندگاری وی در عرصه‌ی خوانندگی در طی 30 سال گذشته گردید و او همواره یکی از پولسازترین و جریان‌سازترین خوانندگان سالهای اخیر بوده و هست.
حسن شماعی زاده به چندین ساز آشنایی کامل دارد و در استانداردهای بین‌المللی یک نوازنده سطح بالا به حساب مى‌آ‌ید. او خواننده‌ی توانا و با تکنیک است که به نظر بسیاری از اساتید موسیقی، یکی از مسلط‌ترین خوانندگان ایرانی مى‌باشد.
او در کنار خوانندگی، آهنگسازی مؤلف و صاحب سبک است که تعداد بسیاری از آهنگهی ماندگار 30 سال گذشته که توسط خوانندگان بزرگی همچون گوگوش، داریوش، ابی، معین، هایده، ویگن و .... اجرا گردیده، ساخته و پرداخته وی بوده و موسیقی پاپ ایران بخش بزرگی از اعتبار خود را مدیون ساخته‌های درخشان او مى‌باشد.
**********
حسن شماعی زاده در طول سالیان دراز، حدود سی آلبوم را به بازار عرضه کرده است که برای مشاهده لیست آلبوم ها می توانید اینجا ([Only registered and activated users can see links]) را کلیک کنید. در قسمت پایین می توانید به آهنگهای آلبوم " بخاطر تو " شامل گلچینی از آهنگ های حسن شماعی زاده گوش دهید. برای شنیدن آهنگ ها باید بروی نام آهنگ مورد نظر خود کلیک کنید.
[Only registered and activated users can see links]
**********

[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])
*برای مشاهده عکس و متن بالا در اندازه بزرگ روی آن کلیک کنید*

مرداب (Mordab) ([Only registered and activated users can see links])
غریب آشنا (Gharib-e-Ashena) ([Only registered and activated users can see links])
بخاطر تو (Be Khatere Tou) ([Only registered and activated users can see links])
عقیق (Aghigh) ([Only registered and activated users can see links])
اجاق (Ojagh) ([Only registered and activated users can see links])
سفر (Safar) ([Only registered and activated users can see links])
بنویس نامه نویس (Benevis Nameh Nevis) ([Only registered and activated users can see links])
غریبه (Gharibeh) ([Only registered and activated users can see links])
غزلک (Ghazalak) ([Only registered and activated users can see links])

Kasra
30-11-2006, 05:29 PM
صدای جهان در موسیقی "ونجلیز"!VANGELIS

درباره ونجلیز...

آوانگالوس اودیسه پاپاتاناسیوPapathanassiou ملقب به ونجلیز یا وانگلیس،ونجلیس یا ونگلیس(اصلا هرچی شما بگید...)در 29 مارس 1943 در شهر والوس یونان به دنیا آمد. او که بدون شک اعجوبه ی موسیقی الکترونیک محسوب می شود، با یادگیری موسیقی از سن 4 سالگی و اجرای اولین کنسرت بزرگ خود در سن 6 سالگی بدجوری نبوغ خودش را به همه ثابت کرد.در اولین حرکت گروهی به همراه دمیس روسوس خواننده ی بزرگ و تپل مپل یونانی گروه آفرودیتز چایلد (یعنی فرزند فرشته) را تاسیس کردند و به اجرای ترانه های گوناگون پرداختند.
ونجلیز سال 68 به پاریس شهر (ژان میشل ژار) سفر کرد و کنسرت باران واشک ها را به همراه گروه آفرودیت اجرا کرد و سه سال بعد آلبوم آلبدو!! سی و نه صدم !! را به تنهایی آهنگسازی ، اجرا و ضبط کرد که در آن از اصوات اولین فضا پیمای روسی که در کره ی ماه فرود آمده بود ، استفاده کرد و بدین وسیله ارادت تام و تمام خود را به فضا و فضا نوردان اعلام داشت. به گفته ی علاقمندان موسیقی آثار او شدیدا جهانی و همه گیر هستند و جالب اینجاست که نام برخی از آهنگهایش در ارتباط با جهان و هستی و زمین و فضاست
ونجلیز در سال 88 به همراه بازیگر مشهور یونانی ایرنه پاپاس (بازیگر نقش هند،در فیلم محمد رسول ال...) به گرداوری ترانه های قدیمی یونان پرداخت.
بزرگترین آثار این آهنگساز بزرگ عبارتند از :موسیقی فیلم های ریدلی اسکات یعنی ارابه های آتش (برنده اسکار سال 1981) و فتح بهشت (در ایران :کریستف کلمب) او موسیقی شاهکار رومن پولانسکی یعنی ماه تلخ و Missingاثر کنستانتین گوستاوراس را نیز نوشته است .
نمی دانم سال 98 یا 97 بود که او به مراسم جام جهانی دو میدانی در یونان برای اجرای موسیقی دعوت شد و او هم کم نگذاشت و یک گروه کر 300 نفری را سر کار گذاشت تا آهنگ اصلی کریستف کلمب را اجرا کنند.از دیگر آثار معروف او آلبوم های پلوتونیوم ، اوشن(اقیانوس) و اصوات و شهر می باشند.
البته موسیقی تیتراژ مجموعه ی تفسیر سیاسی هفته و برنامه ی ورزش و مردم که سالها از تلویزیون کشورمان پخش می شد از دیگر آثار اوست.ازآخرین اثار این هنرمند بزرگ آلبوم ال گرکو است که بر مبنای تصورات ذهنی او از ال گرکو(نقاش بزرگ) نوشته شده است . در پایان لازم به ذکر است اکثر اثار ونجلیز به صورت مجاز و شرکتی و بعضا با جلدهای قلابی !! در دسترس علاقمندان می باشند و خوانندگان محترم می توانند در صورت علاقه با صرف مایه تیله ، آثار ایشان را ابتیاع کنند!! بالاخره پول صرف کردن در راه موسیقی خیلی راه دوری نمی ره ....!!!

Kasra
30-11-2006, 05:30 PM
جیمی هندریکس Jimi Hendrix

اولین گیتاریست چپ دست!(1970-1942)

جیمی هندریکس با نام واقعی جانی آلن هندریکس در تاریخ 27 نوامبر 1942 در سیاتل واشنگتن به دنیا آمد. پدر او که پس از مدتی از اسم قبلی پسرش پشیمان شده بود نام او را به جیمز مارشال هندریکس تغییر داد تا بعدها که او گیتاریست می شود یه اسم تیریپ!! داشته باشد.او نوازنده خود ساخته ای بود که سبکی ویژه را در گیتار الکتریک نوازی !! ابداع کرد و بسیاری از بزرگان گیتار الکتریک در جهان مدیون او و نوآوری های او هستند. وی جزو معدود افرادی بود که گیتار را با دست چپ و با گیتار راست دستها می زد.(معمولا گیتاریستی که چپ دست است ،فرم سیم های گیتار را از بالا به پائین جا به جا می کند تا همه چیز به حالت عادی برگردد ولی جیمی جون! مثل اینکه کاملا بی خیال این حرفا بود!) هندریکس در سال 1962 با شکسته شدن قوزک پای راستش مدتی فعالیت های هنری رو تعطیل کرد و به قول مرحوم فروغی دیگه این قوزک پاش! یاری رفتن نداره!( دوستان عزیز اطلاعات دقیق رو حال می کنید دیگه!!) بازگشت او به عرصه هنر با ترتیب دادن! چند کنسرت به همراه sam cook بود . در سال 1965 او به نیویورک نقل مکان کرد تا از شرصاحبخانه قبلی راحت شود.در حال حاضر بر طبق آخرین اخبار محل تولد او را هم قرار است در یک حراجی ، مدیر برنامه های برادرش چی چی !! هندریکس خریداری کند چون بقیه کلکسیونر های بزرگ حاضر به خرید این منزل قدیمی نشدند.
هنرمندانی نظیر آیسلی برادرز ،لیتل ریچارد و کینگ کورتیس بهمراه هندریکس تصمیم گرفتند گروهی تشکیل بدهند تا از دولتی سر این بنده خدا به یه نوایی برسند که ظاهرا مشاهده نمودند که بخاطر دیسیپلین کاری که ایشون دارن،این کاره نیستند!
در ژوئن 1965 هندریکس با نام جیمی جونز(اه چند دفعه تغییر نام میدی بابا!!؟) و با پا و کمر و دندان! گیتار می زد و به اصطلاح خودمون گیتارو می خورد !! نقل است او در یکی از اجراهاش گیتارو آتیش زد! احتمالا قصد داشته مجلس رو بیش از پیش گرم کنه! قطعات او در گیتاربه لحاظ نوازندگی بسیار مشکل و تکنیکی هستند، در عین حال ملودی همین قطعات بسیار زیبا،محسور کننده و تکنیکی هستند.
او سبکی را در موسیقی پایه گذاری کرد که آمیخته ای از موسیقی آفریقایی و امریکایی بود....تا اینکه هندریکس در 27 سالگی به تاریخ 18 سپتامبر 1970، موقعی که برای اجرای کنسرت به لندن رفته بود ، به شکل مرموزی و زمانی که در خواب ناز بود درگذشت و خواب این جهانی را به خواب آن جهانی وصل کرد.پیکر او را نامزدش ( مونیکا دینمن) وقتی پیدا کرد که او به خواب همیشگی رفته بود و حالا صدای توپ و تانک و توپ و تشرهای نامزدش نیز نمیتوانست او را از خواب بیدار کند! عده ای می گویند او در اثر مصرف بیش از حد مواد مخدر درگذشت ،عده ای هم بر این باورند که او خودکشی کرد و خلاصه هنوز که هنوزست علت واقعی مرگ او روشن نشده است.جیمی هندریکس کسی است که هیچ احدی به گرد پایش در زمینه گیتاربرقی نرسیده است، و بسیاری از بزرگان جهان گیتار خود را مدیون او می دانند. هندریکس اسطوره ای بود که حتی مجسمه اش به کلیسا ها راه یافت و تا سالها بعد از مرگش نیز جوایز بسیاری برنده شد. قطعات موزیکال و فیزیکال! اودر حال حاضر هم زیبا و هم دست نیافتنی هستند .

Kasra
30-11-2006, 05:31 PM
WANTED
Jim Morrison جیم موریسون
یک نابغه یاغی!
جیمز داگلاس موریسون James Douglas Morrisonبا نام هنری" جیم موریسون"

(متولد 8 دسامبر 1943 فلوریدا آمریکا - مرگ سوم جولای 1971 پاریس،فرانسه)

او مغز متفکر و یکی از اصلی ترین پایه گذاران گروه موسیقی The Doors بود و نام گروه خود را از یکی از اشعار شاعر معروف ویلیام بلیک برگزید(اگر درهای ادراک و آگاهی پاکیزه گردند ،همه چیز همانگونه که وجود دارند به نظر می رسد،بیکران و نا محدود)

این آدم عجیب غریب آنطور که خود می گوید زمانی که یه ذره بچه بود! به همراه پدر مادر خود عازم سفر بود که در راه با چند سرخپوست مواجه می شود که روی جاده دراز به دراز خوابیده اند و مشغول مردن بودند! ظاهرا در حالی که جیم کوچک به همراه والدین خود از آنجا عبور می کرده ، روح یکی از همین عرفای سرخپوست در او حلول کرده و "درد سر والدین" ! از همینجا شروع می شود.
جیم دانشجوی تاتر دانشگاه کالیفرنیا می شود و حالا چطور سر از موسیقی در می آورد اگر شما فهمیدید به من هم بگید! پس از مدتی او به همراه همشاگردی نابابش! ری مانزارک و دو برادر او که گیتار و کیبورد
می نواختند و یک معلوم الحال دیگه ! به اسم جان دنزمور که نوازنده درام دراماتیک! بود در سال 1965 گروه دورز را تشکیل میدهند.آنها سپس برای سکونت به لندن-انگلستان می روند(جایی که مهد کودک!ببخشید مهد گروههای راک بود) و تمرینات سفت و سخت خود را آغاز می کنند.
پس از مدتی برادران مانزارک که سبک کار موریسون و آهنگهایش را نمی پسندیدند گروه را ترک کردند (خوش اوومدن!!)و رابی کریگر که یک گیتاریست خلاق و مبتکر بود جانشین آنها شد و حالا دیگه گروه نگو بلا بگو!! خوانندگی موریسون و آهنگهایش بلافاصله پس از اجرا تاثیرات مختلفی بین مردم می گذاشت و چون اغلب این ترانه ها متحورانه، جسورانه و گاه گستاخانه ! ساخته می شد یه جورایی جوونا رو حیرون کرده بود که باید این گروه رو تحویل بگیرن یا بی خیال بشن! که البته مورد دوم رخ نداد و ترانه ها و کنسرتهای موریسون بسیار طرفدار پیدا کرد.
او مستقیما به دولت و پلیس آمریکا می توپید تا جائی که او را ناغافل روی سن هنگام اجرا دستگیر می کردند و در برخی از شهرها مثل لوس آنجلس حتی بهش مجوز اجرا نمی دادن و اگر هم مجوزی برا اجرا داده می شد نیروهای پلیس و گارد ویژه ! گوش به زنگ منتظر می ماندند که اگر جیمی خان سوتی داد ، سه سوته دستگیرش کنن .
برخی از کارهای موریسون که ضد جنگ و ضد ارتش و پلیس بود توسط فرانسیس فورد کاپولا (کارگردان معروف آمریکائی) در فیلمی که در مورد جنگ ویتنام ساخته شده بود استفاده شد و فیلم اینک آخرالزمان
نیز از ترانه ها و آهنگهای آن بی بهره نماند . موریسون علیرغم شخصیت برجسته، معترض و متفاوتی که داشت ضعفهایی نیز داشت که به خاطر اینکه لج پلیس را در بیاورد ! هر از گاهی دست به این اعمال انتحاری می زد ، ترانه هایی مثل Light my fire(آتشم را روشن کن) Riders on the storm (سواران طوفان) در زمان خود غوغایی به پا کرد و حتی تلویزیون انگلستان یک مجموعه مستند تلویزیونی از کارهای گروه ساخت. دردسر آخر موریسون خلاصه کار دستش داد و گاوش دوقلو زائید و مجبور شد آمریکا را ترک کند و به مهد دموکراسی (فرانسه) برود ولی متاسفانه آمدن اون به فرانسه براش اومد نداشت! و او در همون تاریخی که اول متن گفتم و حالا یادم رفته !! توی وان حمام منزلش بر اثر سکته قلبی قبض ورود به اون دنیا رو می گیرد . خیلی ها مرگ موریسون رو مثل خیلی دیگر از موزیسینها بودار می دانند.
الیور استون کارگردان مطرح امریکائی فیلمی به نام The Doors از زندگینامه جیم موریسون ساخت که در آن وال کیلمر نقش او را بازی می کرد و به بیان واقعیتهای ریزی از زندگی او می پردازد( علاقمندان جهت اطلاعات بیشتر به فیلم مراجعه کنند !) او در گورستان پرلاشز (محل دفن صادق هدایت) کنار اسطوره ای چون موزارت دفن شد و مدفن او هرساله به هنگام سالمرگش محل تجمع جوانان مستقل ، معترض و ضد جنگ می شود که با روشن کردن شمع و خواندن ترانه های او ، یاد این هنرمند معترض را گرامی می دارند .
شاید هیچ صحنه ای طنزآمیزتر از این نباشد که خواننده ای بر روی سن در کنار پلیس به اجرای برنامه بپردازد و این اتفاق نادر چندین بار در کنسرتهای موریسون رخ داد ! و حتی یک بار حدود هفت هشت پلیس باتوم به دست خواننده گروه دورز را روی صحنه همراهی می کردند! در واقع موریسون وقتی در سال 1968 در اوج جنگ ویتنام آلبوم ضد جنگ خود را به نام" در انتظار خورشید " بیرون داد، نامش در لیست سیاه مقامات آمریکایی ثبت و دردسرهایش شروع شد!وقتی موریسون در 27 سالگی درگذشت از خود کارنامه ای با 7 آلبوم موسیقی، 1600 صفحه شعر ، 4 کتاب و دو فیلم برنده جایزه به جا گذاشت .

نظر موریسون درباره شعر: شعر واقعی چیزی نمی گوید فقط احساسات آدم را تیک می زند. شعرهای من همه درها را باز می کند تا شما از میان در مناسب تر وارد شوی و به آزادی و درک مناسب تری از هستی برسی

mavvaj
05-12-2006, 03:30 PM
کسري جان! من هم خواننده ام. ولي خواننده ي اين وبلاگ. مي توني بيوگرافي ام را بنويسي؟

Kasra
05-12-2006, 06:55 PM
کسري جان! من هم خواننده ام. ولي خواننده ي اين وبلاگ. مي توني بيوگرافي ام را بنويسي؟
عجب پس یه نفرم این بخش رو می خونه.
خیلی ولی بخش پر غیمت و مفیدیه کسی درکش نمیکنه.
راستش بیوگرافی شما رو؟
نه ولی ممنون میشیم خودتون بنویسید.
یا هممکاران اگه اگاهی دارن.

mavvaj
06-12-2006, 12:48 AM
کسري جان. تو که بيشتر زندگينامه ادمهاي آنور آب را نوشتي از هنرمندان داخل ايران هم بنويس. مثلا يکيش من. آخه ديدم يد طولايي توي بيوگرافي نوشتن داري.

Pianist
06-12-2006, 04:10 AM
کارت خوبه ادامه بده. اگه کسی پست نمی ده دلیل نمی شه که کسی نمی خونتش.

یا حق

Kasra
06-12-2006, 10:00 AM
کارت خوبه ادامه بده. اگه کسی پست نمی ده دلیل نمی شه که کسی نمی خونتش.

یا حق

عجب:smartass:
بال دارم در میارم
یکی بیاد منو بگیره:clap:

Kasra
09-12-2006, 01:03 PM
حميد غلامعلي خواننده پر كاري است كه در كارنامه ي حرفه اي اش نزديك به 200 سرود و ترانه به چشم مي خورد.
اين پركاري باعث نشده كه از كيفيت كار او كاسته شود. حميد غلامعلي همچون اغلب خوانندگان موسيقي پاپ، در خانواده اي اهل موسيقي و هنر رشد كرده و بزرگ شده است.
او كه در زمينه خطاطي و نقاشي فعال است، يكي از موفق ترين خواننده هاي كشورمان به شمار مي رود.

Kasra
10-01-2007, 12:42 PM
ام و نام خانوادگي : نانسي عجرم
متولد : 16.05.1983
محل تولد : اشرفيه لبنان
تعداد برادر و خواهر: يک برادر و يک خواهر
مجرد
محل اقامت : نيوشيلا لبنان به همراه خانواده
نانسي عجرم به عنوان يکي از زيباترين خوانندگان زن عرب تنها 8 سال داشت
که کار خواندن را شروع مي كند ,
هنگاميکه که 12 سال داشت در برنامه اي در تلويزيون به نام ستارگان آينده شرکت مي کند
و به مدال طلا دست پيدا مي کند .
يکي از خوانندگان مصري که در آن برنامه شرکت کرده بود صداي نانسي را به صداي
خواننده بزرگ عرب ام کلثوم تشبيه کرده است .
بعد از آن او به طور جدي کار موسيقي را تحت نظر بهترين معلمان موسيقي دنبال مي کند
و در سن 18 سالگي به عنوان يک خواننده حرفه اي معروف مي شود,
اولين آلبوم معروف او در سال 1998 به عنوان مشتاقلک (دلتنگ تو هستم )
و دومين آلبوم در سال 2001 با نام شيل عيونک عني (چشمانت را از من بردار )
منتشر شد وليکن عامل اصلي موفقيت او آلبوم سومش با عنوان يا سلام در سال 2003 بود
نانسي عجرم به عنوان بهترين خواننده عربي در سال 2003 شناخته شد.
آخرين آلبوم او آه و نص در سال 2004 منتشر شد.
بي شک نانسي عجرم يکي از محبوبترين چهره هاي خواننده عربي است,
که البته اين محبوبيت را مديون زيبايي صورت بعد از عمل جراحي مي باشد
هم چنين رفتار بچگانه و خونگرم او و صداي دلنشينش همگي موجب اين محبوبيت خارق العاده شده اند.
***********
[Only registered and activated users can see links]

Kasra
10-01-2007, 12:47 PM
[Only registered and activated users can see links]

افشين در 6 مي 1978 در يكي از شهرهاي زيباي ساحلي درياي خزر به دنيا آمد.در بچگي تلاطم و خروشي مانند آبهاي عميق درياها جريان داشت،تا زماني كه در نوجواني با فراگرفتن پيانو و گيتار ،اولين آهنگ و آواز خود به نام كوچولوي تنها را ساخت.
عشق او به مردم ساده و محتاج باعث شد كه درد و رنج اونها را احساس كند. از عشق و فقر و روزهاي غمگين جنگ بخواند و آواره شود مهاجرت او به اروپا در سال 1995 دليلي شد بر به اوج رسيدن احساست و عواطف او چون در تنهايي روزهاي غمبار غربت، راحتي و آرامشش را در نواختن گيتار قديميش پيدا كرده بود .در همان زمان افشين داستان غربت و دوري از وطن خود را به آهنگي به نام بوي بارون در آورد
افشين در سال 1999 به دنياي حرفه اي موسيقي پيوست.

ترانه هاي ساده ي مردمي او به انضمام استيل هاي مختلف موزيك ،براي اين خواننده جوان اين موقعيت را بوجود آورد كه قلب ايراني هاي سراسر دنيا را تسخير كند

به همه ي دوستادارانم در هر جاي دنياهمه ي شما را از اعماق اقيانوس قلبم دوست دارم و تا زماني كه صدا در حنجره دارم از دردهاي مشتر كمان و شكنجه ها تا شيريني و حلاوت آروزها و روياهامون فريادخواهم زد

مي خوانم چون خواندن يه نيازه واسم مثل نفس كشيدن و نوشيدن گر چه آروز ندارم سوپر استار بشم اما آرزوم اينه كه يه گوشه كوچيك از قلبتون را به من ببخشيد تابتوانم با غم و غصه هاتون اشك بريزم و با شادي هاتون خوشحال بشم

در پايان تنها خواهشم از شما اينه كه ايراني بمانيد و با افتخار ايراني زندگي كنيد زندگي گذراست و تنها چيزي كه از ما باقي مي مونه رفتار خوب ماست

pink
14-01-2007, 12:42 AM
ام و نام خانوادگي : نانسي عجرم
متولد : 16.05.1983
محل تولد : اشرفيه لبنان
تعداد برادر و خواهر: يک برادر و يک خواهر
مجرد
محل اقامت : نيوشيلا لبنان به همراه خانواده
نانسي عجرم به عنوان يکي از زيباترين خوانندگان زن عرب تنها 8 سال داشت
که کار خواندن را شروع مي كند ,
هنگاميکه که 12 سال داشت در برنامه اي در تلويزيون به نام ستارگان آينده شرکت مي کند
و به مدال طلا دست پيدا مي کند .
يکي از خوانندگان مصري که در آن برنامه شرکت کرده بود صداي نانسي را به صداي
خواننده بزرگ عرب ام کلثوم تشبيه کرده است .
بعد از آن او به طور جدي کار موسيقي را تحت نظر بهترين معلمان موسيقي دنبال مي کند
و در سن 18 سالگي به عنوان يک خواننده حرفه اي معروف مي شود,
اولين آلبوم معروف او در سال 1998 به عنوان مشتاقلک (دلتنگ تو هستم )
و دومين آلبوم در سال 2001 با نام شيل عيونک عني (چشمانت را از من بردار )
منتشر شد وليکن عامل اصلي موفقيت او آلبوم سومش با عنوان يا سلام در سال 2003 بود
نانسي عجرم به عنوان بهترين خواننده عربي در سال 2003 شناخته شد.
آخرين آلبوم او آه و نص در سال 2004 منتشر شد.
بي شک نانسي عجرم يکي از محبوبترين چهره هاي خواننده عربي است,
که البته اين محبوبيت را مديون زيبايي صورت بعد از عمل جراحي مي باشد
هم چنين رفتار بچگانه و خونگرم او و صداي دلنشينش همگي موجب اين محبوبيت خارق العاده شده اند.
***********


[Only registered and activated users can see links]





:clap: :clap: :clap: :clap: :clap: :clap:
ولی اخرین البومش یا طب طب بود
یکم خبرات به روز کن

pink
14-01-2007, 12:44 AM
این یکی از کلیپاشه که من عاشقشم


[Only registered and activated users can see links]

pink
14-01-2007, 12:49 AM
از منصور چیزی نداری ؟

pink
14-01-2007, 12:53 AM
بیوگرافییه ارش رو می خواستم

vafa
14-01-2007, 03:45 PM
بيو گرافي مهران احراري يو کسي داره؟؟

Kasra
16-01-2007, 04:37 PM
این یکی از کلیپاشه که من عاشقشم


[Only registered and activated users can see links]

حالا که چی؟
خودت تو کفی این عکسها رو نزار بقیه هم گمراه کنی.
گالری عکسها جای دیگست جیک جیکو.

بیوگرافی منصور هم صفحات قبل هست برین بگردین میابید.

Kasra
31-01-2007, 06:43 PM
حمیرا نام اصلی ایشان پروانه امیرافشاری می‌‌باشد. ایشان متولد اسفند ماه سال ۱۳۲۸ در شهر تهران می‌‌باشند. وی از خانواده بانفوذ و سرشناس امیرافشاری که اصالتی آذری دارند می‌باشد. پدر ایشان صاحب ۱۵۰ شهر و روستا در منطقه شرق ایران و توابع طالقان بودند. از همان کودکی حمیرا خانه آنها به افتخار افراد بانفوذ حکومتی شاهد مراسمات بزرگ با حضور هنرمندان نامی آن زمان مثل قمرالملوک وزیری روح انگیز بنان ملوک ضرابی و ... بود که همین انگیزه اولیه دختر خانواده برای رو آوری به آواز شد .حمیرا به دوراز چشم پدر و با تشویق همسر روشن فکر و تازه از آلمان بازگشته خودبا نام نویسی در تست صدا در شورای رادیو آن زمان حیرت و تحسین اعضا شورا را سبب شد و پس از آن تحت تعلیم استاد علی تجویدی و بانو ملوک ضرابی قرار گرفت. وی دو سال بعد در سن ۱۸ سالگی به یک خواننده تمام عیار تبدیل شد. در همان سن آوازی را در دستگاه سه گاه با آهنگسازی علی تجویدی و شعری از رهی معیری به نام صبرم عطا کن را اجرا کردند که در کتاب ترانه‌های ماندگار این اثر به ثبت رسیده است .وی به علت مخالفت پدر با نام مستعار حمیرا فعالیت حود را آغاز کرد اما پدر وی صدای دختر خود را می‌‌شناسد و طلاق دختر خود را از همسرش می‌‌گیرد و به مدت یک سال دختر خود در خانه زندانی می‌‌کند بعد یک سال یک سفر اروپا برای جناب امیرافشاری پیش می‌‌آید حمیرا که از حمایت مادر خوذ برخوردار بود دومین اثر خود به نام پشیمانم با آهنگسازی استاد تجویدی و ترانه‌ای از بیژن ترقی در ذستگاه همایون اجرا می‌‌کند که به علت مدلاسیون اصیل و فراموش شده آن دستگاه باعث تحول عظیمی در موسیقی سنتی ایرانی می‌شود. پدر وی با آگاهی از اثر جدید دختر خود وی را از خانه طرد و از ارث محروم می‌‌کند بعد از آن وی مدتی را در خانه پسرعمویش که همسر وی هما میرافشارترانه سرای معروف بودبه سر برد تا آنکه با استاد پرویز یاحقی ازذواج می‌‌کند. صدای ایشان قابلیت سوبرآنو از ابتدا تا اوج را دارد که از کمیاب‌ترین نوع صداها می‌‌باشد .ایشان مدت شش یا هفت سال همسر آهنگساز به نام ایرانی پرویز یاحقی بودند که در این دوره زناشویی آثار ماندگاری با شعرهایی ار بیژن ترقی و آهنگ های از یاحقی همچون مرانفریبی هدیه عشق بهار نورسیده مراتنها نگداری پنجره‌ای به باغ گل و ... اجرا کرده است.وی بعد از انقلاب چند ماه در زندان به سر برد و با پرداخت مالیاتی معادل سی هزار دلار آزاد وتا اواسط سال شصت خورشیدی در ایران ماند و بعد از گذراندن مزاحمت های فراوان با همسر و دختر دو ساله اش به نام هنگامه از مرز پاکستان از ایران خارج شد و از آنجا به اسپانیا و بعد از آن به کاستاریکا در امریکای مرکزی رفت وی در کاستاریکا دچار افسردگی شدید شد به صورتی که مدت یک سال تحت درمان روان پزشک بود شوهر وی در این میان همسر و دختر خود را ترک و به امریکا مهاجرت کرد .حمیرا با کمک همسر پسر عمویش هما میر افشار به ایالت کالیفرنیا مهاجرت و کار هنری خود را از سر گرفت .و در سال هفتاد و هشت خورشیدی به تومور مغزی دچار شد که به صورت معجزه آسایی از اتاق عمل نجات یافت .وی همینک در شهر لوس آنجلس زندگی می‌‌کند.

Kasra
31-01-2007, 06:45 PM
فرحدخت عباس طالقانی (پوران) خواهرزاده روح بخش خواننده سر شناس اواخر دهه ۱۳۲۰ و اوایل ۱۳۳۰ است و به واسطه او جذب خوانندگی شد.
او ابتدا با نام بانوی ناشناس و سپس با شهرت همسر اولش (عباس شاپوری) با نام بانو شاپوری و سرانجام با عنوان پوران به کارش ادامه داد .
او موسیقی را از شاگردی استاد شاپوری شروع کرد.

او فعالیت در سینما از ۱۳۳۹ آغاز کرد، برخی از فیلمهایی که او در آن ها نقش آفرینی کرده عبارتند از :
ستارگان می درخشند
عمو نوروز
طلای سفید
گرگهای گرسنه
لاله آتشین
آقای قرن بیستم
اشکها ولبخندها
دنیای پول
حاتم طائی
گدایان تهران
توفان بر فراز پاترا

Kasra
31-01-2007, 06:51 PM
بیوگرافی: زنده یاد ویگن-ویگن در سال 1308 در شهرهمدان بدنیاامدنام کامل وی ویگن دردیان هست او پدرایلین هنرمند معروف سینما وکارو نیز هست که کاروشاعر می باشداودارای مدرک تحصیلی دیپلم می باشد واز سال 1330باخواندن اواز فعالیت هنری خودرااغازکردشروع فعالیت او درسال 1332باخواندن اواز بر فیلم چهره اشنا ساخته حسن خردمند بود از عمده اوازهای شادروان می توان به قناری-مراببوس-گلی از بهشت-دختردریا-زن ایرونی-همیشه یاد توام-شادوماد-هفت هشت-مرابه یاد بیاور-دوکبوتر ودهها ترانه خاطره انگیز دیگر اشاره کرد
***********
متولد 1308-فارغ التحصیل از هنرستان تاتر؛ و زبان و ادبیات انگلیسی از دانشگاه تهران و مبانی تاتر از دانشکدهء علوم اجتماعی - آواز را نزد خانم باغچه بان و تئوری موسیقی را نزد سیروس شهردار و فریدون فرزانه_ اساتید هنرستان عالی موسیقی _فراگرفت و شیوهء آواز خودرا متاثر از بافت و غنای زخما های اساتیدی چونحسین اصلانی ، ناصر حسینی و محمد سریر می داند.
دههء بیست، دوران آغاز نوعی تفکر در شعر و موسیقی آوازی دز میان مردم ایران، به ویژه نسل جوان بود که بخشی را می توان متاثر از نشر و پخش وسیع تر موسیقی علمی و آثار فورکلور کشورهای مختلف جهان از طریق رادیو و صفحات گرامافون دانست."محمد نوری" در همین سالها _سنین نوجوانی_ با خواندن اشعار نوینی که بر روی نغمه های روز مغرب زمین و برخی قطعات کلاسیکِ آوازی سروده شده بود،کار خواندگی را آغاز کرد. او طی سالهای بعد با تکیه به تحصیلات هنرستانی و دانشگاهی خود توانست هویت مستقلی به این اندیشه و گرایش ببخشد و با اجرای آثار اساتیدی که قبلا ذکر آنها رفت، فضای متفکر انه ای به گونهءآوازی خویش بخشید. آوازهای این استاد طی پنج دهی در میان سه نسل، شان و اعتبار ویژه ای کسب نموده است.این هنرمند در حاشیهء سالهای پرتلاش، با اجرای بیش از سیصد قطعهء آوازی ، تقریر و ترجمهء مقالات و سرودن اشعاری از ترانه های ماندگار ، بیش از پیش خودرا در دل مردم این مرزو بوم جا کرد.او اخیرا چند اجرا به نفع بیماران خاص داشت.
صدای او برای نسل گذشته یاد آور لحظه های خوب و مهربانهیهای سرشار و برای نسل امروز، آفرینندهء شیرینترین خاطرات است.

Kasra
19-02-2007, 08:39 PM
[Only registered and activated users can see links]


پرویز منصوری متولد 1303 می باشد . او دوره تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را همراه با آموزش ویولن به <SPAN lang=FA dir=rtl style="mso-bidi-language: FA"><FONT size=3>پایان رساند وپس از اخذ دیپلم طبیعی وارد سال چهارم هنرستان عالی موسیقی شد و نزد روبیک گریگوریان و حشمت سنجری به فراگیری ویولن پرداخت. ولی در همان سال تغییر رشته داد و رشته آهنگسازی را نزد حسین ناصحی آغاز کرد و بعد از پایان دوره عالی هنرستان به اتریش رفت و در آکادمی موسیقی و هنرهای تجسمی در رشته آهنگسازی فارغ التحصیل شد . و سپس دررشته ســازهای کوبی (ضربی) به تکمیل معلومات خود پرداخت وسپس در سال 1960میلادی (1348شمسی) به ایران بازگشت و در هنرستان عالی موسیقی، هنرستان عالی موسیقی ملی، دانشگاه تهران و هنرستان آواز تالار رودکی به تدریس موسیقی پرداخت. او 4 سال بعد از انقلاب مجددا به کشور اتریش بازگشت.

TaHaFoN
09-08-2007, 05:05 PM
نوازنده و معلم درامز، متولد 1346 ـ شروع نوازندگي درامز را از كودكي به صورت تجربي آغاز نمود و پس از آشنايي با نوازندگان معروف و سالها كار با گروههاي معروف ايراني قبل و بعد از انقلاب (عضويت در گروه SCORPIO ، قبل از انقلاب و عضويت در گروه آويژه بعد از انقلاب) ـ وي سالها مسابقه تدريس در ساز درامز داشته و نوازندگي در اغلب كنسرت ها و كاستها وي از اولين نوزاندگان درامز در ايران است.

TaHaFoN
09-08-2007, 05:06 PM
پنج‌شنبه اول مرداد ماه مصادف با سالروز تولد انوشيروان روحاني(1319) نوازنده ارگ، پيانوو آهنگساز كشورمان است انوشيروان روحاني، آهنگساز برجسته كشورمان سال 1319 در يك خانواده‌ي هنرمند، در رشت بدنيا آمد.
انوشيروان روحاني متعلق به خانواده‌اي است كه هنر موسيقي را تا حد زيادي صاحب راه و روشني خاص و به يادماندني كرده‌اند.
انوشيروان روحاني در زمينه آهنگسازي از كودكي دست به تجربياتي زد و ” اولين تانگو“ي وي در سن 6 سالگي ساخته شد.
از معروف‌ترين قطعات استاد مي‌توان به ” راز خلقت“ (دارم سؤالي از خدا) - تولدت مبارك - مجنون تو - عاشق شدم من - اشاره كرد.
به ياد روحاني يك هنرستان موسيقي شبانه در خيابان جمهوري تاسيس شده است.
انوشيروان روحاني علي‌رغم اينكه نام بسيار آشنايي در موسيقي ايران زمين است در 25 سال اخير روي صحنه‌هاي كشور موسيقي اجرا نكرده است.

TaHaFoN
09-08-2007, 05:13 PM
آبجیز نام یک گروه موسیقی ایرانی شش نفره است که در خارج از ایران تشکیل شده و خارج از ایران هم فعالیت می کند . سبک این گروه طبق آنچه می توان از آلبوم " همه " و "بابات کیه؟" آنها دریافت رگه و راک می باشد و موسیقی تلفیقی را نیز به یاد می آورد البته خودشان بهتر می بینند در وصف گروهشان به World Popبسنده شود .نام این گروه ظاهرا از واژه آبجی تشکیل شده که به صورت انگلیسی جمع بسته شده که این اسم تلفیقی شاید ناخوداگاه یکی اشاره به موسیقی تلفیقی آنها و دیگر اتمسفر طنز آمیز و با ارزش موسیقی آنهاست دو خواهر یا دو آبجی صفورا و ملودی صفوی نام دارند که صدای پخته و قوی آنها همینطور ترانه های نو و بدیع و کلیپ های طنز آمیز و اریژینال آنها بی شک جاذبه ی مسلم گروه آنهاست اعضای گروه عبارتند از:
Safoura (abjeeloo) Safavi: Song, guitar and composer
Melody (abjeezooloo) Safavi: Song, Lyrics
Johan (Javan) Moberg: Guitar
Erland (Ardalan) Hoffgard: Bass
Robin (Ramin) Cochrane: Drums
Paulo (Pahlevan) Murga: Percussion
صفورا و ملودی در خانواده ای عشق موزیک به دنیا آمدند. از طرف مادری، می توان از استاد سعید هرمزی نام برد واز طرف پدری، عمویشان امیر عباس صفوی موسیقی دان و نوازنده چیره دست تار، سه تار، کمانچه و ویولن بود و مادر بزرگشان سه تا ر را به خوبی می نواخت .صوفی برادر بزرگتر که خود موزیسین است و نمی دانم چرا حس می کنم همه کاره آبجیز است مسئولیت امور فنی و صدابرداری گروه را عهده‌دار است، ملودی شعرهای فارسی را می‌سازد و خواهر کوچکتر صفورا، با سابقه‌ی تحصیل در دبیرستان موزیک شهر یوته‌بوری و بدنبال آن آموزش موزیک در مدرسه‌ی فونداسیون کریستینا هلن در اسپانیا، آهنگ‌ها را می‌سازد، در گروه گیتار می‌زند و می‌خواند.
ملودی در سوئد زندگی می کند و صفورا و برادرش در امریکا و آهنگسازی و ترانه سرایی آنها از طریق اینترنت و تلفن نیز صورت می گیرد. شاید بتوان فلسفه ترانه سرایی آبجیز را در این کلام ملودی صفوی یافت که می گوید : "در نهايت همه چی تو دنيا يه جوک بيشتر نيست..." اما این جوک بیشتر معطوف به تضاد بین سنت و مدرنیته ای است که ایرانیان گرفتار آن هستند .آنها چند کنسرت هم در اروپا و آمریکا برگزار کرده اند که مورد استقبال وسیع قرار گرفته اند و بدین منوال با توجه به اریژینال بودن کار آنها بی شک در ایران به محبوبیتی کم نظیر خواهند رسید.
ملودی درباره دموکراسی و عدم درک دموکراسی در ایران و آهنگی که به این نام ساخته سخنی می گوید که نشان از جدی بودن ساختار ترانه های اوست: " به عقیده من، اساس دمکراسی درواقع باور به ارزش فردی انسان است و اینکه هر آدمی حق داشته باشد حداقل در امور خصوصی زندگی خودش تصمیم بگیرد، حالا بگذریم از امور عمومی و اجتماعی. بنابراین... من نمی‌دانم، یک خانواده‌ی ایرانی را برایم مثال بزن که به خودش اجازه بدهد که برای خودش تصمیم بگیرد. می‌دانی چه می‌گویم! من فکر می‌کنم که اکثر ما ایرانی‌ها، واقعا نوددرصدمان برای دیگران زندگی می‌کنیم. برای حرف مردم زندگی می‌کنیم نه برای خودمان. ما برای دیگران درس می‌خوانیم، رشته‌ی تحصیلی‌مان را انتخاب می‌کنیم. برای دیگران و بخاطر دل دیگران ازدواج می‌کنیم، بخاطر دل دیگران بچه‌دار می‌شویم و باز بخاطر دل دیگران اگر باهم نسازیم، به‌زور باهم می‌مانیم. بنابراین اصلا دمکراسی در فرهنگ ما معنا ندارد به نظر من، یعنی هنوز معنا پیدا نکرده."
اینترنت پر از مصاحبه ها و خبرها و کلیپ هایی از آنهاست و این شاید نشان این باشد که مردم تشنه ی موزیکی غیر از موسیقی پاپ دولتی تهران و شش و هشت لس آنجلس هستند ، موزیکی جدید هم در فرم هم در محتوا ، آبجیز چنین چیزی یست.
سایت آنها : سایت آبجیز ([Only registered and activated users can see links])

دو تصویر بزرگ از آنها و گروهشان :
ملودی و صفورا . آبجیز ([Only registered and activated users can see links])

گروه آبجیز ([Only registered and activated users can see links])

TaHaFoN
09-08-2007, 05:15 PM
وي كه نام متعارفش" هاك" و گاهي نيز" بين" بود, در 21 نوامبر 1904 متولد شد و در 19 مه 1969 درگذشت.
"هاكينز" در ميسوري متولد شد و در جواني اش به نواختن پيانو و ويولنسل پرداخت. از 9 سالگي نواختن ساكسيفون را آغاز كرد و تا 16 سالگي به نوازنده اي حرفه اي تبديل شده بود. وي در 1934 به اركستر" فلچر هندرسون" پيوست و از آن زمان سبك نوازندگي اش بسيار دچار تحول شد.
"هاكينز" از اواسط تا اواخر دهه 1930 به عنوان تك نواز در اروپا به اجراي برنامه پرداخت و تا زمان بازگشتش به آمريكا در 1939 با" جك هيلتون"، "جانگور نيهارت" و بسياري گروه هاي ديگر همكاري داشت و از آن پس نيز مدام در سفر ميان اروپا و نيويورك بود.
وي در طي فعاليت طولاني مدت خود در عرصه موسيقي هميشه خلاق و در پي چالش هاي جديد بود و بر بسياري از نوازندگان هم دوره اش تاثير نهاد.
"هاك" كه پدرنوازندگي جاز ساكسيفون شمرده مي شد در نيويورك درگذشت.

TaHaFoN
09-08-2007, 05:16 PM
رابين كنياتا با نام واقعي پرينس رولاند هاينس در روز 6 مارس سال 1942 ميلادي در شهر چارلستون ايالت كاروليناي جنوبي متولد شده بود.
او به دليل علاقه اي كه به قهرمان استقلال و رهبر كنيا ، جومو كنياتا داشت ، در دوران تحصيل نام رابين كنياتا را انتخاب كرد و با همين نام زندگي هنري خود را آغاز نمود.
رابين به همراه خانواده اش به شهر نيويورك رفت و در محله هارلم نيويورك بزرگ شد او موسيقي جاز و نواختن ساكسيفون را نزد چارلز مينگاس فرا گرفت و به يك ساكسيفونيست ماهر مبدل شد.
پس از خاتمه خدمت نظام ، بيل ديكسون هنرمند مشهور سبك جاز او را كشف كرد و به اين ترتيب رابين كنياتا وارد گروه مشهور جاز «لاتين سول برادرز» شد.
او به زودي به يكي از چهره هاي پيشگام موسيقي جاز نيويورك تبديل گرديد.
رابين كنياتا يكي از نقش آفرينان «انقلاب اكتبر جاز» در سال 1964 ميلادي محسوب مي شود.
با اين حال ، رابين كنياتا همكاري با تك نوازان «سنتي تر» مانند: باري ويليامز نوازنده جاز و پيانو و آندره هيل ، والري كاپرز و ساني ستيت را رها نكرد.
رابين كيناتا در سال هاي دهه 1980 ميلادي به سوييس آمده بود و براي هميشه در كشور سوييس ماند.

TaHaFoN
09-08-2007, 05:19 PM
“روبن گونزالز” در ماه آوريل سال 1919 در شهر ”سانتا كلارا“ واقع در 270 كيلومتري جنوب شرقي هاوانا، پايتخت كوبا به دنيا آمد. وي پس از تحصيل در رشته نوازندگي پيانو در دانشسراي عالي موسيقي در صدد برآمد به عنوان پيانيست اركستر كلاسيك فعاليتش را آغاز كند، اما سرانجام تصميم گرفت كه به موسيقي كشورش كوبا بپردازد. موسيقي كوبا كه به نام Son شهرت دارد و به نوعي ريتم زندگي مردم اين كشور را تعيين مي‌كند، بيانگر غم و شادي، تلخكامي، شيرين‌كامي ، دوستي و عشق مردم كوبا و در مجموع بيانگر تمامي زندگي اين مردم است.
اين پيانيست معروف در آخرين سال‌هاي عمرش پروژه‌ي Buena Vista Social Club را بار ديگر احيا كرد. آكردهاي پيانوي گونزالز به مثابه ضربان قلب تنظيم‌هاي سرپرست Buena Vista Social Club يعني، كمپاي سگوندو بود. گونزالز از سال 1997 به بعد، به طور سلو چندين آلبوم تهيه و ارائه كرد، از جمله آلبوم‌هاي وي مي‌توان به آلبوم Introducing Ruban Gonzalez اشاره كرد گونزالز در سال 1943 اولين صفحه‌اش را ضبط كرد و چيزي نگذشت كه شهرتش از مرزهاي كوبا فراتر رفت. اين پيانيست طي دهه هاي 50 و60 ميلادي با سبك خاص خودش به شهرت رسید.

TaHaFoN
09-08-2007, 05:21 PM
هريسون "در 1943 در ليورپول , انگلستان متولد شد . خودش مي گويد: تولدش در واقع روز 24 فوريه رخ داده و بنا به گفته خواهرش, مادرشان تولد" جورج" را در دفتر خاطراتش ده دقيقه بامداد 25 فوريه ذكر كرده است." جورج" پس از اتمام تحصيلات ابتدايي, وارد موسسه ليورپول و در آنجا با"پل مك كارتني" كه او هم از دانش آموزان اين موسسه بود, آشنا شد و اين آشنايي در اواسط دهه 1950 رخ داد و جورج بعدها در گروه" كواري من" نوازنده گيتار شد . اين گروه بعدها به "بيتل ها‌‏" تغيير نام داد . در اوج شهرت گروه" بيتل ها", جورج را "بيتل خاموش" مي ناميدند .
علت اطلاق اين لقب به وي رفتار درونگرايانه و علاقه فزاينده اش به هندوئيسم بود ." هريسون" در اواسط دهه 1960 نواختن سيتار را آغاز كرد و با ساز جديدش بر بسياري از ترانه هاي "بيتل ها" از جمله‌‏" جنگل نروژي"‌‏ و در " توبرون تو"‌‏تاثير نهاد . يكي از نقطه عطف هاي زندگي حرفه اي" هريسون" در 1965 و طي توري به آمريكا رخ داد .
او در اين سفر, توسط دوستش" ديويد كراسي" با موسيقي كلاسيك هنري و‌‏آثار " راوي شنكار " , استاد سيتار , آشنا شد. پس از آشنايي و علاقه بسيارش به اين نوع موسيقي به هندوستان سفر كرد تا از" شانكار" درس بگيرد . در بازگشت نيز سيتاري با خود آورد و نخستين آهنگساز پاپ غرب شد كه اين ساز را در يكي از ترانه هايش ( جنگل نروژي) بكار گرفت .
"هريسون" در دهه 1960 با" اريك كلاپتون" نيز دوستي نزديكي برقرار كرد و يكي از ترانه هايش را نيز با همكاري او نگاشت . در 1991 نيز به همراه" كلاپتون", توري به ژاپن داشت. اما رابطه اش با "مك كارتني" به تدريج سست شد و در زمان ضبط آلبوم" سفيد "به اوج خود رسيد تا جايي كه" هريسون" چند بار گروه را تهديد به ترك كرد .
اين اختلاف در صحنه هاي مختلف فيلم مستندي كه از اين گروه ساخته شده , به وضوح مشخص است .
"هريسون" شايد نخستين آهنگساز مدرن بود كه به اجراي كنسرت هاي خيريه پرداخت. او در اول اوت 1971 در آمريكا كنسرتي براي كمك به آوارگان گرسنه جنگ بنگلادش برگزار كرد كه حدود 40 هزار نفر براي ديدن آن به نيويورك رفتند .
او در 29 نوامبر 2001 در سن 58 سالگي در خانه يكي از دوستانش در لوس آنجلس در گذشت. علت مرگ وي را سرطان ريه ذكر كرده اند.

TaHaFoN
09-08-2007, 05:24 PM
آدام هولزمن نوازنده كي‌بورد يكي از موسيقيدان خلاق و مشهور دهة 90 است. مجله تخصصي «Keyboards» نام او را به‌عنوان يكي از ده نوازندة برجسته كي‌برد ذكر كرده است. مجلة «Down Beat» نيز او را ستوده و با جان همسر مقايسه كرده‌است. علاوه بر نشريه‌هاي تخصصي، او حتي توسط نيويورك تايمز و واشنگتن پست نيز ستايش شده‌است.
وي در پانزدهم فوريه 1958 در شهر نيويورك متولد شد و در دوازده سالگي شروع به آموختن پيانو كرد. اما تأثيرات عمده را دو استاد بعدي او به‌نام‌هاي لئون راسل و دكترجان روي وي داشتند. در اواخر سال‌هاي 70 او به موسيقي راك و جازراك روي آورد.
خود مي‌گويد:«ابتدا، من توسط گروه‌هايي مثل امرسون، ليك و پالمر و يا پس تحت تدثير قرار گرفتم. زماني كه موسيقي گروه‌هاي Chick Corea ، ماهاواشو و بيلي چاپمن را شنيدم به‌طور كامل به موسيقي جاز متمايل شدم. اما به‌طور جدي موسيقي جاز را در اواخر دهة 20 سالگي خود آغاز نمودم. هرچند وارد موسيقي جاز شدم و در آن پيشرفت كردم اما هيچ‌گاه نقش خود را به‌عنوان محافظ و نگهبان موسيقي سنتي جاز تصور نكرده‌ام. حال سعي من بر اين است كه تا موسيقي جالب توجه و جذابي را توسط تركيبي از سبك‌ها و شيوه‌هاي اجراي موسيقي مثل راك، جاز – راك، فانك و ... ارائه دهم.
يكي از كارهاي قابل توجه و مهم او در ابتداي زندگي حرفه‌اي اش اجراي جديدي از اپراي «كارمينا بورانا» ساخته معروف كارل ارف بوده است. او سپس گروه‌هاي زيادي به نوازندگي پرداخت مثل گروه «Fents» كه او خود يكي از بنيان‌گذاران در آن بوده‌است. مايلز ديويس، آدام هولزمن را به‌عنوان نوازنده كي‌برد در گروه «توتو» پذيرفت پس از ورود به گروه وي به‌عنوان نوازندة دوم كي‌برد به‌هنرنمايي پرداخت. دراين حالت كه گروه توتو به‌طور پي‌درپي تغييرات زيادي را شاهد بود، آدام هولزمن به‌مدت پنج سال به طور ثابت در اين گروه به‌نوازندگي پرداخت و بعدها از طرف مايلز ديويس به‌عنوان كارگردان هنري گروه توتو انتخاب شد(1998). يك‌سال بعد آدام هولزمن شروع به همكاري با مايكل پطروسيان پرداخت. اين مسئله به دعوت خود مايكل آغاز شد. براي هولز اين همكاري بسيار عالي بود. در اوائل سال‌هاي 90 آدام هولزمن براي چاكاخان، روبن‌ فرود گروه كلوينتور و بسياري ديگر به نوازندگي و همكاري پرداخت. در سال 1993 اولين آثار وي به‌عنوان نوازندة سولو در آمريكا منتشر شد. وي در سال‌ها يك گروه ثابت موسيقي با اجراهاي زنده با نام «Mona Lisa Overdrive» تشكيل داد. اين اسم دقيقاً براساس يكي از رمان‌هاي ويليام گيبسون انتخاب شده‌بود كه بعدها به‌دلايل مربوط به كپي رايت اين اسم به «Overdrive» تبديل شد.
در سال 1994 قبل از تور اين گروه در آلمان و لهستان، اعضاي آن عوض شدند. اكنون اعضاي آن عبارتنداز آدون‌هيك (ساكسيفون)، فردي كش (باس) جوجه هاوس (درام) و ميچ اشتاين (گيتار)
در سال 1995 آدام هولزمن با گروه موسيقي اختصاصي خود براي اجراي موسيقي درآمريكا ظاهر مي‌شد و ساير اجراهاي او بسيار محدود شده‌بود. وي در پاييز 1995 به‌عنوان عنصري از گروه Wayne Shorters به‌ سرتاسر دنيا سفركرد، كه در اين تورها وي مورد تقدير و ستايش خاصي قرار گرفت. آدام هولزمن به طراحي و نقاشي كارتون نيز علاقه خاصي دارد او با جين گتر نوازندة گيتار ازدواج كرد كه از اين ازدواج در سال 1994 داراي يك فرزند پسر شد.

TaHaFoN
10-08-2007, 04:17 PM
بیوگرافی عده ایی از فعالان خانه موسیقی ([Only registered and activated users can see links])

TaHaFoN
10-08-2007, 09:09 PM
گروه جیپسی کینک از بزرگترین گروه های موسیقی هستند که هر کوچک و بزرگی با شنیدن نام آنان به یاد گیتار می افتد . آنها گروهی مرتبط با کولی های فرانسه هستند
و (یک مجموعه از چندین برادر) و همه گیتاریستند Reyes , Baliardo خانواده های
است Reyes و اکثرا به خوبی آواز می خوانند . رهبر خواننده ها معمولا یکی از افراد خانواده
نیکلاس ، اندرو و ... و رهبر گیتاریستها هم با شرایط خاص انتخاب میشود که تونیو
و Nicolas Reyes , Canut Reyesاز خانواده بالیاردو میباشد . اعضا گروه عبارتند از
Andre Reyes , Patchai Reyes , Paul Reyes , Tonino Baliardo , Paco and Diego Baliardo , and Chico Bouchikhi

گروه جیپسی کینگ به طور کلی نوازنده موسیقی نسبتا سنتی به سبک جیپسی فلامنکو هستند
به همین دلیل آنان پرکاشن ، باس ، کیبورد و تعداد دیگری از آلات موسیقی را برای تولید یک صدای بی نظیر که با چاشنی و حال وهوائی از موسیقی سراسر جهان بدست می آورند به ضبط کارهایشان می پردازند و سبک آنان همانند بیشتر آوازهایشان که رومبا بیس هست میباشد و آنان از گیتارهای مارک کوردبا استفاده میکنند Rumba Flamenco سبک
نامیده میشود نیز بسیار مشکل و دارای شگرد خاصی است که Palm نحوه دست زدن که
گروه جیپسی کینگ بدون راهنما از عهده آن بر می آیند

گروه جیپسی کینگ آلبومهای بیشماری را روانه بازار جهان کرده است که اغلب آنان از انتخاب آهنگهائی بصورت گلچین و با یک جلد منحصر به فرد روانه بازار میشود ، و یا آثاری از تکخوانی ها ، آهنگ های ترکیبی منتشر کرده اند که تعدادی از آثار آنان عبارتند از
Allegria , Lune de Fuego Gipsy Kings , Mosaique , Este Mundo , Live
Love & Liberte , Greatest Hits , Estrellas Love Songs and Compas

زبان و آواز گروه جیپسی کینگ به غیر از چند خط به زبان انگلیسی بقیه را به زبان مادری
که اکثر مردم تصور میکنند که آن فقط یک لهجه از زبا اسپانیائی است ولیکن زبان Gitane یا
است Catalon آنان ترکیبی از زبانهای اسپانیائی ، فرانسوی و
تمامی گروه جیپسی کینگ با نواختن گیتار بزرگ شده اند اما آنها نتوانسته اند گیتار شخصی نیکلاس و اندرو چپ دست هستند Reyes داشته باشند بنابراین برادران کوچکتر خانواده
در حالیکه برادران بزرگترشان راست دستند ، وقتی برادرهای کوچکتر گیتارها را برای خودشان ست میکردند مورد خشم برادران بزرگ قرار میگرفتند که ناچار آنها آموختند که چطور گیتار آنان را برعکس بنوازند

در منطقه آرلس در شهر پرو ونس در جنوب فرانسه زندگی میکنند و خانواده Reyes خانواده
بالیاردو در شهر مونت پولیه فرانسه ساکنند
بید متذکر شد که جیپسی کینگ از محبوب ترین گروه های موسیقی دنیا میباشد . آنها در حدود 13 میلیون آلبوم را تنها در آمریکا به فروش رسانده اند و قابل ذکر است که نخستین آلبوم آنها برنده جایزه طلایی یا پلاتین از 15 کشور جهان شد
جیپسی کینگ تعداد اندکی از اهنگها را در سبک مدرن تنظیم کرده اند که شامل
A Mi Manera (my way ) , Volare , I'v Got No Strings , Funiculi Funicula
تنظیم و باز خوانی کرده اند Hotel California به نام Eagles و آهنگ محبوب

TaHaFoN
10-08-2007, 09:10 PM
توماس آلن ويتس، معروف به تام ويتس در سال 1949 در آمريكا بدنيا آمد.در دوران جواني و نوجواني به شغلهاي ساده و كوچكي مثل پيتزا فروشي و درباني و.... مشغول بود.فعاليت موسيقيايي را با نواختن پيانو از اوايل دهه هفتاد آغاز كرد.اولين آلبوم او كه حاصل كار فردي اوست در سال 1973 با نامClosing Time. به بازار آمد كه اكثر قطعات آن با پيانو و گيتار اجرا شده و با بهره بردن از سبكهايي مثل پاپ و بلوز و بعضا جز آلبومي زيبا با اشعاري بي نظير ارايه كرده كه اگر اشعار آنرا مرور كنيد با من هم عقيده خواهيد بود كه اين اشعار و مخصوصا ترانه مارتا از جواني 24 ساله بعيد به نظر ميرسد.اين آلبوم براي شروع آشنايي با موسيقي ويتس گزينه مناسبي است.

آلبومهاي ديگر او در دهه هفتاد قلب شنبه شبها، تغيير جزيي، ولنتاين آبي است كه هر كدام از آنها نشان از پي نمودن پله هاي پيشرفت تام در موسيقي ميباشند.

ويتس پس از آشنايي چند ساله با همسرش كاتلين، حول و حوش سال 1983 ازدواج كرد.دليل اشاره ام به اين موضوع، همكاري كاتلين با تام در تنظيم آلبومها پس از ازدواجشان است.سال 1983 آلبوم SwordfishTrombone توسط ويتس ساخته شدكه در آن از خصوصيت آثار بيف هارت بهره برد.يعني تكرار نشدن ملوديها و تركيب سبكهاي مختلف و بعضا نامربوط در قطعاتي كوتاه.

آلبوم زيباي بعدي او محصول سال 1984 با عنوانRain Dogs است.( شخصا قطعه رين داگز رو خيلي دوس دارم.) آلبومي با اشعار مردمي و قديمي كه توسط تام و مناسب حال و هواي موسيقي اش تغيير داده شده اند.

Franks Wild Years عنوان آلبوم 1987 تامي است.صداي او در اين اثر عجيب و عميق محو و گنگ است و برخي اشعار آن مثل آثار كاپيتان بيف هارت و گروهش مادران اختراع آبستره هستند.

آلبوم Bone Machine ركورد سال 1992 برنده موسيقي آلترناتيو سال كه آلبومي پيچيده تر از قبلي ها بود، آلبومي است كه در آن تام از موسيقي الكترونيك (البته به روش خودش) استفاده كرده است.

ارايه كارهاي جزيي و پرداختن به خانواده مشغوليتهاي 6-7 سال بعد او بود.

سپس در سال 1999 آلبوم mule varation را ركورد كرد.اثري كه در آن ميتوانيد علاوه بر آبستره، موسيقي سورئال را هم تجربه كنيد.

دو آلبوم Blood Money وAlice او همزمان در سال 2002 به بازار آمدكه موسيقي و اشعاري غني دارند.

آلبوم بعدي او Real Gone نام دارد كه در آن تام 55-56 ساله با صداي پير و خش دارش اشعار زيباي خود را روي موسيقي منحصر بفردش كه در اين آلبوم تغييرات كلي در آن داده است، اجرا نموده.

آلبوم امسالشم كه 2 سي دي هست با نام Orphans كه چند قطعه جديد داره و بقيه كاراي قديمي با تنظيم جديد.

نكته جالب براي من صداي اوست كه از سال1973 و اولين آلبومش تا الان در حال تغييراست و او با كار كردن روي صدايش به لم خاص خود در خوانندگي رسيده است..

اين شرح مختصري از فعاليت موسيقيايي ويتس بود.او در عرصه سينما نيز فعال است.در سال 1982 بخاطر موسيقي فيلم (از صميم قلب) فورد كاپولا نامزد اسكار شده و در فيلم Down by low بازي كرده است.ولي زيباترين نقش او در فيلم Shortcuts اثر رابرت آلتمن ايفاشده.اگر نگاهي ديگر به فيلم دراكولاي برام استوكر كه در همه كلوبهاي مجاز هم موجود است بيندازيد ميتوانيد او را در نقش رنفيلد ببينيد.

آلبوم (1993) Black Rider او نيز موسيقي متن تاتري به كارگرداني ويليام بارت است.البته عمده فعاليت او در سينما با جيم جارموش است.(حتما گوست داگ را در تلويزيون ديده ايد.) كه آخرين همكاري آنها فيلم قهوه و سيگار است.

آخرين تك آهنگ يا همون sound track او A little drop of poison در كارتون محبوب شرك 2 رو كه شنيدين؟همون پيانيست يك دست كافه سيب مسموم يادتون اومد؟اصلا ديالوگ (من از دوشنبه ها بدم مياد) گربه چكمه پوش اسم قطعه اي از تام ويتس و بون جووي هست.راستي اگه كنسرتهاشو پيدا يا دانلود كردين با دقت گوش كنين چون با آلبوماش خيلي فرق داره

***
از تام ویتس گوش بده :

1-How's It Gonna End? (mp3) ([Only registered and activated users can see links])
2-Hold On (mp3) ([Only registered and activated users can see links])
3-Alice (mp3) ([Only registered and activated users can see links])

Tom Waits Official Site ([Only registered and activated users can see links])

TaHaFoN
10-08-2007, 09:14 PM
خوان مارتین یکی از نوازندگان چیره دست و نامدار گیتار فلامنکو می باشد که توسط مجله معتبر امریکایی GUITAR Player بعنوان یکی از سه نوازنده برتر گیتار دنیا بر گزیده شده است . او نوازنده بزرگی است که بعنوان یک از پر شور ترین نوازندگان فلامنکوی معاصر ، برای خود شهرتی بین المل کسب کرده است . علاوه بر این او معلمی الهام بخش است که شور و شوق فراوانی برای انتقال دانش و لذت هنر خود به دیگران دارد. ولی آنچه که بیش از همه قابل توجه است ، سخاوت او در بیان مطالب است ، چرا که از دیر باز نوازندگان فلامنکو تمایل داشته اند که در مورد شیوه های نوازندگیشان تودار و حتی راز دار باشند .
هنر خوان مارتین بر مبنای اصیل ترین سنت ها های فلامنکو تکامل یافته است . او از همان سالهای اولیه نوازندگیش در مالاگا (یکی از بزرگترین مراکز تاریخی شکل گیری فلامنکو) به کسب تجارب فراوان نوازندگی به همراه خوانندگان و رقصندگان مشهور مشغول بود ، یعنی قبل از اینکه شهرت امروزی خود را به عنوان یک ستاره تکنوازی کسب نماید. او تاکنون رسیتال های فراوانی را در تالارهای باربیکن ، ملکه الیزابت و ویگمور در لندن اجرا نموده است و اغلب از وی خواسته شده است تا اجراهایی هم در رادیو و تلویزیون داشته باشد. او در مادرید نیز برای شنوندگان بیشماری در Palacio de congresos اجرای برنامه داشته و از طریق شرکت Juan Martin Flamenco Dance شنوندگان بین الملل هم پیدا نموده است . او بزرگترین فستیوالهای هنری دنیا از قبیل فستیوالهای ادینبورگ ، لودویگزبورگ ، مونتریوکس، استانبول و هنگ کنگ نیز برنامه داشته است. شبکه های تلویزیونی از جمله CNNT.V. (بین الملل) رادیو تلویزیون اسپانیا ،BBC UK و ZDF (آلمان) نیز شاهد حضور وی بوده اند . در خود اندلس هم ، او در فستیوالهای CANTE FLAMENCO شرکت نموده و این افتخار را داشته است که برای اجرای برنامه در نودمین جشن سالگرد تولد پیکاسو دعوت شود. او در سال 1992 یک فیلم تلویزیونی با کیفیتی بسیار بالا برای غرفه جامعه اقتصادی اروپا (بازار مشترک) در نمایشگاه سویل seville ضبط نمود.
برای اینکه یک گیتاریست بتواند به چنین افتخاری نایل شود ، چیزی بیش از تکنیک نوازندگی سطح بالا برای او مورد نیاز است. در هنر خوان مارتین میتوان به راحتی جادوی خاصی را که مشخصه غیر قابل تفسیر (فلامنکو) بوده و بر خواسته از دل است ، تشخیص داد.
ساخته های او برای گیتار مهارتی بسیار بالا و منحصر به فرد در ریتم و بیان موسیقیایی ، و نیز احترام عمیق برای باستانی ترین سنت ها و ریشه های فلامنکو می باشد . درک عمیق آواز فلامنکو ، یعنی عصاره خالص تجربه که الهام بخش موسیقی او است ، شاخص سبک نوازندگی او می باشد که در یکی از کنسرتهایش در لندن با همراهی خواننده افسانه ای سبک رافائل رومرو به اثبات رسید. علاوه بر همه موارد یاد شده ، نوازنگی او نیرویی خود را مدیون شدت ریتم و احساسات که سرشت واقعی فلامنکو می باشد.

TaHaFoN
10-08-2007, 09:14 PM
علاقه آرمیک به موسیقی از کودکی آغاز شد. در هفت سالگی او چنان شیفته یک گیتار کلاسیک شد که ساعت مچی خود را برای آن به گرو گذاشت.او گیتار را در زیرزمین خانه- جایی که پنهان از خانواده تمرین می کرد- مخفی نمود. زمانی که مادرش از جریان مطلع شد او استعداد شگرفی در موسیقی نشان می داد، بنا بر این خانواده اش تأمین مخارج او را به عهده گرفت.او در حالی که مصمم به تکمیل نمودن آموزش رسمی خود در زمان تعیین شده بود، یک دوره آموزشی فشرده را طی دو سال گذراند. در 12 سالگی به آهنگسازي ميپرداخت و سبک جاز را بصورت حرفه ای آغاز کرده برای حدود 10 سال آن را ادامه داد. در طول این مدت او یکی دیگر از علایق خود یعنی فلامنکو را پرورش داد. علاقه مادم العمر آرمیک به گیتار فلامنکو در اولین دیدار او از اسپانیا آغاز شد. او اغلب برای همراهی و آموختن از موسیقیدانهای مختلف سبکهای کلاسیک و فلامنکو به اسپانیا سفر می کرد:

"وقتی برای اولين بار يک گيتار فلامنکو را لمس کردم ، دريافتم که اين توانايی را دارم که بوسيله سازم حرف بزنم"

با شروع کار تکنوازی در سال 1994 او از پیشینه جاز و علاقه اش به فلامنکو برای ایجاد تغییراتی اساسی در پدید آوردن سبک جدیدی از فلامنکو استفاده کرد. در طول این سالها او بعنوان یک موسیقیدان، تقدیر و تحسین بسیاری را برای احساسات عمیق و مهارتهای موسیقیایی خارق العاده اش کسب نموده است. قطعات و اجراهای ازشمند او محدوده کاملی از ملودیهای محلی اسپانیایی را پوشش می دهد که در طی این سالهای سازنده از تعادل ظریفی که بین سبکهای فلامنکو و کلاسیک ایجاد کرده تا سبک لاتین و جازی که شنوندگان را امروزه در موسیقی او تحت تأ ثیر قرار می دهد پیشرفت محسوسی داشته است.قرار گرفتن آلبوم پیشین او درصدر بیلبورد جهانی و نمودارهای موسیقی دوره جدید و نیز یک فروش عالی در استرالیا دلیل قاطعی است مبنی بر پذیرش او عنوان هنرمندی که به تنهایی با طبقه بندیهای سنتی مقابله می کند. آغاز کار او برای قطعه (bolero) با نام " گمشده در بهشت" (LOST IN PARADISE) حیطه استعدادهای موسیقیایی او را به عنوان آهنگساز، تنظیم کننده، گیتاریست ونیز تهیه کننده گسترش داد. "گمشده در بهشت" دور نمای با شکوهی از یک سبک بی همتا را که خود"gypsy jazz"می نامدش به تصویر می کشد که ترکیب شادی ازفاکتورهای کلاسیک rhumba ، cha_cha ،bolero ، jazz و bossa nova می باشد.

با AMOR DE GUITARRA" "این هنرمند الهام گرا بار دیگر نوآوریهای جدیدی را که حاصل عشق او به گیتار است به شنوندگان خود عرضه می کند.در این قطعات که تقریباً شرح حال خود اوست، آرمیک خلأ های موجود را با کمک شور موسیقیایی خویش پر می کند. AMOR DE GUITARRA قطعه ای رومانتیک و عاشقانه است که رشته مهارتهای هنری او را که به زیبایی تمام در پیش قرار می گیرند نشان می دهد.این قطعه یکی از زیباترین آهنگهای عاشقانه آلبوم است که علاقه، احترام و دانش موسیقیایی آرمیک را به روشنی به تصویر می کشد؛ خاطره ای از گردش در جاده عشاق در شبی مهتابی.

ROMANCERO" " ملودی زیبایی از عشق و صلح است.ترتیب کار او در این قطعه به نحوی است که رفته رفته ملودی را گسترش داده ودر ادامه تنها به جنبه های استعاره ای که در تصور شنوندگان می گنجد اضافه می کند.

در"MIDNIGHT BOLERO" به شنوندگان عشق عرضه می کند.او دراین آهنگ ریتمهای فلامنکو و سازهای زهی را بطرز مبتکرانه ای با واکنشها و بانگهای احساسی ترکیب می کند که با طنین انداختن در بداهه نوازی باعث گرمی دلها می شود.در"FIESTA " این علاقه به موسیقی با سبک منسجمی از ریتمهایی همه گیر دنبال می شود که تکنوازی او را با ضرباهنگی به یاد ماندنی و الهاماتی درونی متناوباً به وقفه می اندازد.

آرمیک مهارت ویژه ای در ریتمهای فلامنکو دارد و قسمتی از مهمترین دغدغه های خود را در"FOR YOU" به نمایش می گذارد. این قطعه تکنوازی مهارت او را به بهترین نحو نشان می دهد. او با ترکیب بخشهای تکرار شونده تند (RIFF) با لحظاتی آرام موسیقی ای بوجود می آورد که شنیدن آن بسیار لذت بخش است.

AMOR DE GUITARRA"" مطئناً بسیاری را در سراسر دنیا مجذوب خواهد کرد و به شنوندگان فرصتی برای شنیدن زیبا ترین و عاشقانه ترین ملودیهای دنیا خواهد داد.11 قطعه موسیقی نفس گیر و عالی که بنحوی واقعی زنده و شفاف هستند وازاصوات ناب فلامنکو ولاتین جاز تشکیل شده اند که آرمیک با بداهه نوازی با شکوهی با آن مقابله می کند.

TaHaFoN
12-08-2007, 05:56 PM
بیوگرافی خوانندگان قدیمی و سنتی ([Only registered and activated users can see links])

TaHaFoN
12-08-2007, 05:58 PM
مجيد وفادار به سال ‪ ۱۲۹۱‬در تهران متولد شد پدرش "ميرزا محمد خان وفادار" از فرهنگيان قديم بود كه سال‌ها در مدارس تهران به تدريس اشتغال داشت.

وي برغم دوستي و مراوده با هنرمندان آن زمان از اينكه فرزندانش به موسيقي روي آورند مخالفت مي‌كرد، ولي عشق و علاقه مجيد و حميد برمخالفت ميل پدر فائق آمد و نواختن ويلن را نزد استاد "آلك" آغاز كرد.

از آن پس مجيد نواختن اين ساز را در محضر استادان بزرگ زمان از جمله "حسين خان اسماعيل زاده"، "رضا محجوبي"، "حسين ياحقي" و"ابوالحسن صبا" ادامه داد.

وفادار پس از مدتي وارد انجمن موسيقي شد و به اجراي تكنوازي ويلن پرداخت، طوري كه ساز او مورد پسند استاد "علينقي وزيري" قرار گرفت.

اين هنرمند تا سال ‪ ۱۳۳۹‬درعين نوازندگي وآهنگ‌سازي رهبري اركستر شماره ‪ ۳‬راديو را برعهده داشت.

وي در طول فعاليت هنري با هنرمنداني چون "حسين قوامي، داريوش رفيعي، مرتضي محجوبي، اسماعيل نواب صفا، رهي معيري، وغيره همكاري داشت.

آثار استادمجيد وفادار حدود‪ ۴۰۰‬قطعه است كه بخشي از آن را براي فيلم و تئاتر ساخته است.

از آثار اين هنرمند مي‌توان به "گل اومد بهار اومد"، "يار نازنين" ، "عشق تو"، "شب جدايي"، "گلنار"، "ساقي امشب مارا ديوانه كردي"، "صبا به يار عزيز"، "مراببوس" و غيره اشاره كرد.

استادمجيد وفا دار درسال ‪ ۱۳۵۷‬درگذشت.

TaHaFoN
12-08-2007, 05:59 PM
بیوگرافی نوازندگان و آهنگسازان سنتی و قدیمی ([Only registered and activated users can see links])

TaHaFoN
12-08-2007, 06:02 PM
بیوگرافی پژوهشگران در زمینه موسیقی ([Only registered and activated users can see links])

C.Morgh
14-08-2007, 02:53 PM
[Only registered and activated users can see links]
Data:
Born: September 27, 1984
Birth Place: Napanee, Ontario, Canada
Height: 5' 2" (158 cm)

Bio:

Avril was a middle child who 'always wanted to be the center of attention.' Avril started singing when she was about two years old in her hometown, Napanee Ontario. Avril loves going to her fave pizza place, La Pizzareia, when she visits Napanee. She began to sing in festivals, country music fairs and talent contests. Lavigne wrote her first song at the age of fourteen and taught herself to play the guitar at age twelve. Avril took a trip to the big apple to be discovered. She lucked out and at a recording studio she caught an eye of Antonio 'LA' Reid who got Avril started with Arista Records at age sixteen.
Avril Lavigne's album, Let Go, has sold millons of copies all around the world. Avril's concert 'Try To Shut Me Up' was a huge success, but don't flip if you missed her concert, because you can always buy her DVD 'My World'!
Avrils Music Influences includes bands such as the Goo Goo Dolls and Matchbox 20. Avril doesn't care what people have to say to her and she doesn't let other people dress her. She even brings her own clothes to photo shoots because stylists keep trying to glam her up!

behesht
14-08-2007, 07:43 PM
[Only registered and activated users can see links]
Data:
Born: September 27, 1984
Birth Place: Napanee, Ontario, Canada
Height: 5' 2" (158 cm)

Bio:

Avril was a middle child who 'always wanted to be the center of attention.' Avril started singing when she was about two years old in her hometown, Napanee Ontario. Avril loves going to her fave pizza place, La Pizzareia, when she visits Napanee. She began to sing in festivals, country music fairs and talent contests. Lavigne wrote her first song at the age of fourteen and taught herself to play the guitar at age twelve. Avril took a trip to the big apple to be discovered. She lucked out and at a recording studio she caught an eye of Antonio 'LA' Reid who got Avril started with Arista Records at age sixteen.
Avril Lavigne's album, Let Go, has sold millons of copies all around the world. Avril's concert 'Try To Shut Me Up' was a huge success, but don't flip if you missed her concert, because you can always buy her DVD 'My World'!
Avrils Music Influences includes bands such as the Goo Goo Dolls and Matchbox 20. Avril doesn't care what people have to say to her and she doesn't let other people dress her. She even brings her own clothes to photo shoots because stylists keep trying to glam her up!
عمرا اگه خودت هم بدونی چی نوشتی!!!

C.Morgh
15-08-2007, 08:26 AM
عمرا اگه خودت هم بدونی چی نوشتی!!!

من که ننوشتم.خوندم،واسه خودم ترجمه کردم.اگه هم که وقت کردم ترجمه کاملش رو میزنم.

Hich_Kare
16-08-2007, 01:23 AM
[Only registered and activated users can see links]
Data:
Born: September 27, 1984
Birth Place: Napanee, Ontario, Canada
Height: 5' 2" (158 cm)

Bio:

photo shoots because stylists keep trying to glam her up!
كتك ميخوري ها چيكار به دختر مردم داري..........................

C.Morgh
17-08-2007, 09:59 AM
كتك ميخوري ها چيكار به دختر مردم داري..........................

مثلا که چی؟!
تو میخوای منو بزنی؟

TaHaFoN
13-12-2007, 07:13 PM
او متولد 20 ارديبهشت سال 1345 در اصفهان است.
او توضيحاتي راجع به سوابقش داد : من از هشت سالگي هم قرآن و اذان مي‌خواندم و هم تصنيفهاي قديمي. از نوجواني با موسيقي سنتي مانوس بودم و با اين عشق در 14 سالگي مرحوم استاد تاج اصفهاني مرا به شاگردي خود پذيرفتند.
بعد از ايشان نيز نزد استاد حسين صاحبان كه از شاگردان استاد تاج اصفهاني بودند مشغول فراگيري رديفها و گوشه‌هاي آواز شدم. در سال 63 در رشته علوم آزمايشگاهي در تهران قبول شدم و به تهران آمدم و بيشتر به موسيقي پاپ گرايش پيدا كردم و آن زمان فعاليت در موسيقي پاپ وجود نداشت و در سال 69 اولين كاستم به نام يلدا وارد بازار شد و بعد از آن هم به ترتيب 5 كاست با نامهاي : دنياي با تو بودن - بهونه - دلم برات تنگ شده - بغض گريه - تو مثل گلي. تا سال 81 وارد بازار شد و بعد از آن به صورت مجاز كاست بازگشت را خواندم و به زودي يك سري از كارهاي قديم‌ام را بصورت مجاز مي‌خواندم و يه كاست شامل 8 آهنگ جديد هم دارم كه اواخر امسال به بازار خواهد آمد.

C.Morgh
29-12-2007, 04:25 PM
[Only registered and activated users can see links]
[Only registered and activated users can see links]
ارسال: #1
مرلین مانسون (Marilyn Manson)

در تاریخ ۵ ژانویه ۱۹۶۹ پسری در Canton در ایالت Ohio ی آمریکا بدنیا آمد.کودکی سفید و لاغر،مو های او رنگ سیاه داردو با چشمانی قهوه ای در کودکی مادر و پدر اوعلاقه ی چندانی به متولد شدن او نداشتند.دوران کودکی مرلین خیلی سخت و با بد ترین و کثیف ترین شرایط گذشت.
وفتی که همه بچه ها به مدرسه می روند او از رفتن به مدرسه پابلیک محروم شد و به مدرسه ای که کشاورزان و کارگران می روند محکوم شد.دلیلش رو نمی دونم و نتوانستم پیدا کنم.مرلین تقریبا خیلی باهوش و می توانست به جاهای خوبی برسه ولی بیشتر به علت جنون پدرش و شرایط مزخرف زندگی آن موقعش بود که حالا آدمی با خصوصیات کنونی رو می بینیم.می گن که آینده خشونت وارش در همان موقع قابل پیشبینی بوده، چون در محیط چندان مناسبی رشد نیافت.
فعالیت موسقی Brian Warner در منطقه ای به اسم Tampa Bay در ایالت فلوریدا در سال ۱۹۸۹ آغاز شد. گهگاهی به عنوان خبرنگار موسقی کار می کرد و به آزادی بیان که اون موقع خیلی از رسانه ها بیان می کردند، علاقمند شد. خیلی ها به تعنه و مسخره، آینده اش را در تلاش برای شکایت، اعتراض و بیاناتی با آزادی بیان تصور می کردند.همین وقت ها بود که با یه گیتاریست که Scott Mitchellنام داشته اشنا میشه که تقریبا هم عقیده ی هم بوده اند

MARILYN MANSON از ترکیب این اسم ها اوومده :

Marilyn Monroe، مانکن و هنر پیشه ی ممتاز دهه ی ۶۰ میلادی.
Charles Manson، جانی ترین قاتل زنجیره ای دهه ی ۶۰ میلادی جالبه که موسیقی دان هم هست

مرلین ،Scott Mitchell را تشویق می کنه که اسمش رو بهDaisy Berkowitz تغییر بده.وقتی که Gidget Gein به عنوان بیسیست و Madonna Wayne-Gacy به عنوان کیبردیست به گروه اضافه شدند، آنها یک گروه واقعی داشتند و اسم آنرا Marilyn Manson and the Spooky Kids گذاشتند. سپس Sara Lee Lucas را به عنوان ماشین درامزشون وارد گروه کردند.مدتی گذشت و اعضا دیدند که اسم گروه خیلی طولانی و خسته کننده است به همین دلیل آنرا به Marilyn Manson کاهش دادند.
توی این مدت گروهشون خیلی تغییر کردش تا وقتی که در اکتبر ۱۹۹۴، مریلین، ترتیب ملاقاتی با Dr. Anton Szandor LaVey ، بنیان گذار و موسس کلیسای شیطان (Church of Satan ) داد. دکتر از او ستایش کرد و به او لقب پدر روحانی (کشیش) داد.وقتی از تور Nine Inch Nails بار می گرده به علت نقض قانون نامه تفریحات بزرگسالان به زندان می افتد .یادم رفت بگم در تور به خاطر اینکه خودش رو لخت نشان داده بود از ادامه تور مرلین محروم شد.بیشتر به Anti-Christian عقیده داره .
در مورد سبک موسیقی اش چیز های متقاوتی شنیده میشه و دیدم از hard rock تا pop.ولی بیشتر این جمله منطقی به نظر می رسه: Industrial Metal بود، منسون خال کوبی خیلی زیاد داره که اون هایی که یادم میادچشم سیب روی هر دو کتف، زنبور قاتل، درخت بد سرشت روی جمجمه (بر روی ساعد دست)، صورتی با تار عنکبوت روی سر (بر روی ساعد دست دیگر)، دیو یک چشم، صورت شیطان با زیر نویس 666هستند.به فیلم های River's Edge, Wild at Heart, Pink Flamingos, Henry: Portrait of a Serial Killer, The Grinch, Desperate t,e,e,nage Love Dolls, Desperate Living, Blue Velvet, Twister, Willy Wonka, Rosemary's Baby
علاقه داره و در دو فیلم Bowling For Columbine و Jawbreaker بازی کرده.

به داستان و شعر نوشتن ، خوندن، نقاشی، کلکسیون اعضای مصنوعی پزشکی،
کارتون اسکو بی دو، عروسک، جعبه ی غذا، میمون، رنگ سیاه، فلسفه، نیچه، جنگ ستارگان، شکلات، درام، مجالس عرق خوری(آبجو و عرق)، شهرت، حیوانات و مسابقات و قرعه کشی جوایز علاقه داره.ازBackstreet Boys, Fatboy Slim, Jamiroquai,و آهنگ t,i,tANICبدش می آید البته یه چند تا دیگه هم بودند.و به گروه های Pixies, The Doors, Deee-lite, Gwar, Freaks w/Beaks, Thrill Kill Cult, Alice Cooper, Ozzy Osbourne, Black Sabbath, David Bowie, Beatles, Kiss, Iggy Pop, و بعضی از گروه های گروه دهه ی ۸۰ میلادی خیلی علاقه مند هست

++++++++++++++++++++++++++++++++++

اون گروهي داره كه موزيك جنجالي ميسازن و عقايد خاصي هم داره،و در كل گروهي هست كه بيشتر طرفداراش رو نوجوونها تشكيل ميدن

منسون از اون گروههاست كه خيلي ها مردد هستن به اينكه واقعا اين حرفها و كارهاش براي شهرت و پول در آوردن هست يا واقعا هدف خوبي داره و واقعا نميشه جوابي به اين سوال داد.
چيزي كه توي موسيقي اون و مصاحبه هاش بيداد ميكنه انزجار اون از مذهب هست


يه مصاحبه جالب ازش جايي خونم كه اونو مينويسم :
ماريلسن منسون در جواب سوال يكي از طرفدارانش كه ازش پرسيده بود تو چرا اينقدر از مسيح و خدا متنفري گفت:
من خدا و عيسي را به روش خودم دوست دارم عيسي هم يك انسان بوده و فاحشه ها و جنايتكاران را دوست داشته .من نمي خواهم انجيل را مسخره كنم ولي مردم همانطور كه به من بسيار سطحي مي نگردند به انجيل هم بسيار سطحي مي نگرند. اگر خيلي ادعايتان مي شود كه پيرو عيسي هستيد و درباره عشق به همنوع موعظه مي كنيد برويد و يك بچه خياباني پيدا كنيد و او را سرپناه بدهيد براي غذا و مدرسه يشان پول خرج كنيد و اينكه واقعا" به يك نفر كمك كنيد.


در كل اون آدم عجيبي هست و عقايدش ميتونه از نظري جالب هم باشه,اما از نظر اعتياد به مواد و مسايل (جن**س**ی) خيلي بدنام هست.

و موزيكشم براي همه (حتي همه كسايي كه از سبكهاي مشابه خوششون مياد) ممكنه جالب به نظر نرسه

اولا میگن !!! مانسون دكتراي فلسفه داره . طوري كه من تحقيق كردم در دوران بچگي در يك مدرسه مذهبي يه چيزي تو مايه هاي كليسا درس خونده و خيلي ازار ديده . تا جايي كه گفته ميشه يك پدر روحاني بهش تجاوز كرده . به خاطر مشكلي كه براي يكي از راهبه هاي مسيحي به وجود مياره از مدرسه اخراج ميشه و يك مجله راه ميندازه . توي اون مجله اشعارش رو چاپ مي كنه كه بوي ضد مسيحيت ميده . بعد هم خواننده ميشه . در سالهايي كه مي نوشته اعتياد داشته ولي بعدا اونو ترك مي كنه و الان شديدا مخالف مواد هست .مانسون يك ضد مسيحيت و يك منتقد اجتماعيه و شعراش همه جنبه انتقادي داره ولي اونو با سبك خودش به نمايش مي زاره . در حال حاضر مخالفان زيادي در امريكا داره كه تو فيلم بولينگ براي كلمباين هم نشون ميده


تمام شعرا رو خودش مي گه ولي اهنگها كار مشترك گروهشه . متن شعرهاش از دید بعضی ها خیلی جالب و زیبا و از دید بعضی ها که میگن هیچی نمی تون درگ کنند

اسم اصليش هم برايان وارنر هست

در مورد چهره ارايش كرده و شوهاي خشنش بايد بگم مانسون اعتقاد داره كه بايد كريه ترين و كثافت ترين چهره ادم و زمين رو به نمايش گذاشت تا مردم در پس زيبايي هايي كه تلويزيون ها و تبليغات براشون مي سازن گم نشن و واقعيت كثيف و پر درد دنيا رو ببينن .

خودشو را به شكل زنها آرايش ميكنه و اسم مريلين رو رو خودش ميگذاره (و البته ميگه چون به مريلين مونرو علاقمند بوده)

دكتراي افتخاري موسيقي بهش دادن و توي يكي از دانشگاه ها درس ميده

مانسون آهنگ ساز خيلي از فيلم ها بوده
اما كار آهنگ سازيش عاليه
اما مانسون قبل از اينكه گره خودش رو تشكيل بده خبر نگار بوده
زن رو فقط براي سكس
كثيف ترين آدم سال 1996
فكر كنم 4 تا عمل جراحي خبيسانه داشته
يكيش اينه كه استخوان هاي بالاي ران خودش رو در آورده تا بتونه ... خودش رو ليس بزنه
من خودم شخصا با رفتارها و موزيك ماريلين منسون حال نميكنم اما اون تو بیشتر کشورها بخصوص من تو ایران طرفدارهای زیادی دیدم
تلویزیون ایران صحنه های از یکی اجراهاش و مصاحبه باهاش رو که مایکل مور تو فیلم بولینگ برای کلمبیا استفاده کرده بود رو پخش کرده !!!
منسب به گروه های شیطان پرست نیز هست هرچند خیلی ها میگن نه اما کلن مثل همه اینجور گروهها که تو کشورهای اسکاندیناوی بخصوص نروژ طرفدارهای زیادی دارن اونجا هم کشته مرده زیادی داره !

اینم عکس از مانسون
[Only registered and activated users can see links]
سعی میکنم بازم بزارم.

TaHaFoN
03-02-2008, 06:37 PM
كارمن لينارس

خانم كارمن پاچكو رودريگوئز متولد شهر لينارس در جنوب كشور اسپانيا است .( اين شهر زادگاه سگوويا نوازنده شهير اسپانيايي نيز ميباشد) اين خواننده اصيل در سال 1951 در خانواده اي هنرمند به دنيا امد پدرش علاقه زيادي به گيتار و موسيقي فلامنكو داشت و همواره در منزل به موسيقي فلامنكو گوش فرا ميداد .
كارمن در ابتداي سنين جواني براي اموختن اواز به مادريد رفت . در مادريد او مانند بسياري از خوانندگان از خواندن در كافه هاي ارزان قيمت اغاز كرد و در ادامه به رستورانهاي درجه هاي يك راه پيدا كرد و در انجا به خواندن ادامه ميداد.
اين خواننده هميشه اصالت موسيقي فلامنكو را محفوظ نگه داشته است و همواره از مصاحبت با مردم فقير كوتاهي نكرده است .
تواضع و فروتني مثال زدني او زبان زد همگان است و اين تواضع باعث شده است تا او تمام اصول فلامنكو را به خوبي فرا بگيرد.
اثار او همواره به عنوان بهترين اثار فلامنكو به فروش ميرود

TaHaFoN
03-02-2008, 06:37 PM
ال پله

مانوئل مورنو مايا ، خواننده شهير موسيقي فلامنكو متولد سال 1954 در شهر كوردوبا در جنوب كشور اسپانيا ميباشد . خانواده وي همگي از كوليان كشور اسپانيا مباشند و كار و كسب اصلي انان نيز هنر موسيقي فلامنكو بوده است مانوئل در سال 1983 به عنوان بهترين خواننده دو دستگاه بولرياس و سولئارس در فستيوال شهر كوردوبا برگزيده شد و جايزه ويژه دريافت كرد

Galaxy
08-08-2008, 01:53 PM
([Only registered and activated users can see links])کامل ترین بیوگرافی معین
استاد نصرالله معین متولد سال 1330 در شهرستان نجف اباد اصفهان میباشد.
وی در خانواده ای 7 نفره ؟همراه با 3 برادر و یک خواهر ( مصطفی ، مرتضی ، فتح الله ،اشرف ) بزرگ شد . خانواده ای که از نظر مالی در سطحی متوسط قرار داشتند . معین همچون دیگر ستارگان به نام موسیقی کشور از همان دوران کودکی علاقه خود را به اواز، در خواندن قران و اشعار شعرای نامی ایرانی نشان داده بود . معین در سن 18 سالگی نزد بزرگترین اساتید اواز ان زمان همچون استاد تاج اصفهانی و استاد حسن کسایی به یادگیریه گوشه ها و دستگاه های اواز ایرانی پرداخت .بعد ها معین از سال 1352 تا1357 در هتل عباسی و کاباره هزار و یک شب به اجرای برنامه مشغول شد . دیری نگذشت که نام معین نه تنها در اصفهان بلکه در میان علاقه مندان به موسیقی در سراسر ایران شنیده میشد . وابستگی بیش از حد معین به زادگاهش سبب شد تا وی نتواند همزمان با دیگر خوانندگان هم سن و سال خود که در ان موقع در تهران مشغول بودند کار کند .
همین مسئله باعث شد تا معین اولین کار خود را در سال 1359 با عنوان یکی را دوست میدارم روانه دنیای موسیقی کند . اما نکته مهم این بود که یکی را دوست میدارم با ترانه ای از مسعود امینی و اهنگی از معین ان چنان در میان مردم جا باز کرد که این اثر پس از مدتی کوتاه از مرز های ایران گذشت و توسط خوانندگان ایرانی که پس از انقلاب به امریکا مهاجرت کرده بودند خوانده شد . هایده ، ابی و عارف از جمله معروف ترین این افراد بودند.
معین یک شبه راهی را که بسیاری برای ان سال ها کار کرده بودند پیموده بود و اینک تبدیل به اوازه خوانی نامی تبدیل شده بود . معین پس از انقلاب و حتی بعد از اجرای اولین کار خود همچنان به علت وابستگی های خویش در ایران مانده بود ، اما دیگر چاره ای جز ترک وطن نداشت . معین به سال 1360ایران را با هدف رسیدن به امریکا به مقصد اسپانیا ترک کرد .
شاید بهترین خاطره از این ماجرا ترانه حیرت سروده اردلان سرفراز است که در همان سال های انقلاب و اوج گیری معین به وی تقدیم شد . که دران اردلان پس از صحبت از اوضاع موجود در کشور پس از انقلاب به صدای معین اشاره میکند که
در این تنهایی مطلق فقط دست تو بر در زد و از خروج اجباری معین از کشور می گوید ( این ترانه بعد ها توسط معین با اهنگی از خودش خوانده شد).معین مدتی در اسپانیا اقامت داشت ودر انجا به اجرای برنامه در کلوپ ها پرداخت .پس از مدتی و به کمک دوستان خود و همچنین همکاری خانم هایده راهی امریکا شد تا معین وارد مرحله دیگری از کار هنری خود شود . مرحله ای که باید دور از وطن در دیار غربت سپری میشد . معین در سال 1362؟ اولین البوم مستقل خود را با نام می پرستم از شرکت ترانه راهی بازار کرد . می پرستم با ترانه زیبایی از معین و اهنگ کاظم رزازان به همراه دیگر اهنگ های البوم تنوانست تا فروش بالایی را برای اولین البوم معین داشته باشد . معین در کنار هایده تشکیل یک زوج هنری بسیار حرفه ای را داده بودند و البوم گل های غربت با صدای این دو توانست پرفروش ترین البوم سال شود اما این زوج هنری با فوت هایده از میان رفت ، که این مسئله ضربه ای جبران ناپذیر به موسیقی ایرانی وارد کرد . معین یک بار دیگر توانست با البوم پریچه در سال 1364 با اهنگ هایی از فرید زولاند و بیژن مرتضوی پرفروش ترین البوم سال را منتشر کند . پریچه اثری ماندگار از معین با ترانه ای از اردلان سرفراز که به یاد مادر سروده شده بود . سال 1368 ازدواج معین با خانمی ایرانی در امریکا در سن 38 سالگی . وی در همان سال البوم زیبای صبحت بخیرعزیزم را روانه بازار کرد . دوسال بعد یعنی در سال 1370 اولین فرزند معین متولد شد ، وشاید تاثیر ترانه زیبای پریچه سبب شد تا معین نام دخترش را پریچهر بگذارد . در همان سال اهنگ سکه به عنوان هدیه نوروزی معین پخش شد ، و پس از ان البوم تولد عشق را راهی دنیای موسیقی کرد . بی شک ماندگار ترین ترانه این البوم اثر(( میلاد)) است . ترانه ای بی نظیر از همایون هوشیار نژاد در کنار اهنگی پر شکوه از حسن شماعی زاده سبب شد تا معین یک بار دیگر هنر خود را به رخ بکشاند .معین در سال 1374 از همسر خود جدا شد ، و تا مدتی در تنهایی به سر برد . وی در سال 1377؟ مجددا ازدواج میکند اما این بار با خانمی کانادایی به نام پانته آ ، که حاصل ان دختری دیگر به نام ستاره بود .
انتشار البوم پرواز در سال 1379 پرواز شکوهمندانه دیگری بود برای معین در اسمان هنر ایرانی .
1381 انتشار البوم لحظه ها ، البومی که در سطحی فوق العاده و بالاتر از موسیقی زمان خویش منتشر شده بود اثر لحظه ها با اهنگی خاص و کاملا حرفه ای از حسن شماعی زاده و اوای بی نظیر معین کار را به اثری ماندگار در موسیقی ایرانی تبدیل کرد . بی شک در ان زمان کسی نمی دانست برای شنیدن البوم بعدی معین باید چیزی در حدود شش سال انتظار بکشد . معین یک بار دیگر در سال 1382 طعم تلخ جدایی را چشید و از همسر خود طلاق گرفت . وی در همین سال ها یکی از برادان خویش ( فتح الله ) را نیز از دست داد . این جریانات سبب شد تا نزدیک به یک سال از موسیقی کناره گیری کند .در اواخر سال 1383 معین شرایط روحی خود را بدست اورد و برای انتشار البوم بعدی خود اماده شد . در این میان حجم بالای کارهای ارائه شده به معین و مسائل دیگر از جمله حساسیت معین برای ارائه البوم ماندگار دیگر سبب شد تا انتشار ان مرتبا به تعویق بیافتد . اما معین در این میان 3 کار از البوم خود را به نام های خوشبینی ، طلوع و بت پرست را منتشر کرد .پاییز سال1386 انتشار البوم طلوع . معین دوباره برگشته بود با کارهایی رویایی و..... استاد معین از جمله خوانندگانی است که کنسرت های فراوانی را در طول سال برگزار میکند ، کنسرت های معین در مجلل ترین و با شکوه ترین سالن های کنسرت برپا میشود . توانایی ایشان در اجرای کنسرت منحصر به فرد است اشنایی معین به دستگاهها و گوشه های اواز ایرانی سبب شده تا معین در اجرای برنامه هایش متفاوت با دیگر خوانندگان باشد و ساعت ها به اجرای برنامه اش بپردازد . نکته دیگری که می توان به ان اشاره کرد تنوع کاری معین است ، که این مسئله اورا یک بار دیگر به خواننده ای استثنایی تبدیل کرده . اجرای اهنگ در دستگاه های اصیل ایرانی ،و همچنین اجرا در موسیقی پاپ باعث شده تا وی را پرچم دار سبک پاپ سنتی بدانند .تنوع کاری معین علاوه بر نوع اهنگ ها به ترانه سرایان و اهنگ سازان نیز مربوط میشود . به طوری که در اثار معین هیچ گاه در البوم ها تکرار احساس نمی شود . معین همچنین یک اهنگساز توانمند نیز هست . ساخت اثار ماندگاری همچون یکی را دوست میدارم ، کعبه ، گلایه و...خود نشان دهنده این امر است . وی همچنین ازسال ها پیش یعنی در ایران به نواختن عود (بربط) مشغول بوده است و اکنون چیزی در حدود 40 سال است که این ساز اصیل ایرانی را می نوازد . امروزه دیگر معین تنها یک خواننده با طرفداران میلیونی نیست . معین بخشی از موسیقی ایرانی محسوب می شود و بی شک این موسیقی خصوصا در این سال های غربت مدیون معین است . وی همواره به مردم و هنر متعهد بوده است . صدای اسمانی معین به همراه ترانه ها و اهنگ های که در این سال ها منتشر کرده سبب شده تا به وی جاودان صدای عشق گویند . با ارزوی اینکه یک بار دیگر صدای معین ،جاودان صدای عشق ، در ایران همیشه جاوید، طنین انداز شود.

این هم جدید ترین آلبوم معین
طلوع
سال انتشار :1386[Only registered and activated users can see links]



ترانه شعر اهنگ تنظیم
ملاقات ژاکلین ژاکلین کاظم عالمی
خوش بینیبابک رادمنش بابک رادمنش بابک رادمنش
جداییبابک صحرایی بابک بیات فرد میرزا
ای عشقبابک رادمنش بابک رادمنش بابک رادمنش
وقتی تو با من نیستی اهورا بابک بیات بامداد بیات
به تو گفتم نگفتمزویا زکاریان صادق نوجوکی صادق نوجوکی
تو مگه قلب منیبابک رادمنش بابک رادمنش بابک رادمنش
طلوعترانه مکرم بابک زرین بابک زرین
بت پرستبامداد جویباری ناصر تبریزی فرد میرزا
شراب فضل الله توکل فضل الله توکل ارا
ای دریغفضل الله توکل فضل الله توکل پیام

*setare*
08-08-2008, 01:56 PM
فونت رو اگه میشه عوض کنید لطفا.

Galaxy
08-08-2008, 01:58 PM
کامل ترین بیوگرافی معین
استاد نصرالله معین متولد سال 1330 در شهرستان نجف اباد اصفهان میباشد.
وی در خانواده ای 7 نفره ؟همراه با 3 برادر و یک خواهر ( مصطفی ، مرتضی ، فتح الله ،اشرف ) بزرگ شد . خانواده ای که از نظر مالی در سطحی متوسط قرار داشتند . معین همچون دیگر ستارگان به نام موسیقی کشور از همان دوران کودکی علاقه خود را به اواز، در خواندن قران و اشعار شعرای نامی ایرانی نشان داده بود . معین در سن 18 سالگی نزد بزرگترین اساتید اواز ان زمان همچون استاد تاج اصفهانی و استاد حسن کسایی به یادگیریه گوشه ها و دستگاه های اواز ایرانی پرداخت .بعد ها معین از سال 1352 تا1357 در هتل عباسی و کاباره هزار و یک شب به اجرای برنامه مشغول شد . دیری نگذشت که نام معین نه تنها در اصفهان بلکه در میان علاقه مندان به موسیقی در سراسر ایران شنیده میشد . وابستگی بیش از حد معین به زادگاهش سبب شد تا وی نتواند همزمان با دیگر خوانندگان هم سن و سال خود که در ان موقع در تهران مشغول بودند کار کند .
همین مسئله باعث شد تا معین اولین کار خود را در سال 1359 با عنوان یکی را دوست میدارم روانه دنیای موسیقی کند . اما نکته مهم این بود که یکی را دوست میدارم با ترانه ای از مسعود امینی و اهنگی از معین ان چنان در میان مردم جا باز کرد که این اثر پس از مدتی کوتاه از مرز های ایران گذشت و توسط خوانندگان ایرانی که پس از انقلاب به امریکا مهاجرت کرده بودند خوانده شد . هایده ، ابی و عارف از جمله معروف ترین این افراد بودند.
معین یک شبه راهی را که بسیاری برای ان سال ها کار کرده بودند پیموده بود و اینک تبدیل به اوازه خوانی نامی تبدیل شده بود . معین پس از انقلاب و حتی بعد از اجرای اولین کار خود همچنان به علت وابستگی های خویش در ایران مانده بود ، اما دیگر چاره ای جز ترک وطن نداشت . معین به سال 1360ایران را با هدف رسیدن به امریکا به مقصد اسپانیا ترک کرد .
شاید بهترین خاطره از این ماجرا ترانه حیرت سروده اردلان سرفراز است که در همان سال های انقلاب و اوج گیری معین به وی تقدیم شد . که دران اردلان پس از صحبت از اوضاع موجود در کشور پس از انقلاب به صدای معین اشاره میکند که
در این تنهایی مطلق فقط دست تو بر در زد و از خروج اجباری معین از کشور می گوید ( این ترانه بعد ها توسط معین با اهنگی از خودش خوانده شد).معین مدتی در اسپانیا اقامت داشت ودر انجا به اجرای برنامه در کلوپ ها پرداخت .پس از مدتی و به کمک دوستان خود و همچنین همکاری خانم هایده راهی امریکا شد تا معین وارد مرحله دیگری از کار هنری خود شود . مرحله ای که باید دور از وطن در دیار غربت سپری میشد . معین در سال 1362؟ اولین البوم مستقل خود را با نام می پرستم از شرکت ترانه راهی بازار کرد . می پرستم با ترانه زیبایی از معین و اهنگ کاظم رزازان به همراه دیگر اهنگ های البوم تنوانست تا فروش بالایی را برای اولین البوم معین داشته باشد . معین در کنار هایده تشکیل یک زوج هنری بسیار حرفه ای را داده بودند و البوم گل های غربت با صدای این دو توانست پرفروش ترین البوم سال شود اما این زوج هنری با فوت هایده از میان رفت ، که این مسئله ضربه ای جبران ناپذیر به موسیقی ایرانی وارد کرد . معین یک بار دیگر توانست با البوم پریچه در سال 1364 با اهنگ هایی از فرید زولاند و بیژن مرتضوی پرفروش ترین البوم سال را منتشر کند . پریچه اثری ماندگار از معین با ترانه ای از اردلان سرفراز که به یاد مادر سروده شده بود . سال 1368 ازدواج معین با خانمی ایرانی در امریکا در سن 38 سالگی . وی در همان سال البوم زیبای صبحت بخیرعزیزم را روانه بازار کرد . دوسال بعد یعنی در سال 1370 اولین فرزند معین متولد شد ، وشاید تاثیر ترانه زیبای پریچه سبب شد تا معین نام دخترش را پریچهر بگذارد . در همان سال اهنگ سکه به عنوان هدیه نوروزی معین پخش شد ، و پس از ان البوم تولد عشق را راهی دنیای موسیقی کرد . بی شک ماندگار ترین ترانه این البوم اثر(( میلاد)) است . ترانه ای بی نظیر از همایون هوشیار نژاد در کنار اهنگی پر شکوه از حسن شماعی زاده سبب شد تا معین یک بار دیگر هنر خود را به رخ بکشاند .معین در سال 1374 از همسر خود جدا شد ، و تا مدتی در تنهایی به سر برد . وی در سال 1377؟ مجددا ازدواج میکند اما این بار با خانمی کانادایی به نام پانته آ ، که حاصل ان دختری دیگر به نام ستاره بود .
انتشار البوم پرواز در سال 1379 پرواز شکوهمندانه دیگری بود برای معین در اسمان هنر ایرانی .
1381 انتشار البوم لحظه ها ، البومی که در سطحی فوق العاده و بالاتر از موسیقی زمان خویش منتشر شده بود اثر لحظه ها با اهنگی خاص و کاملا حرفه ای از حسن شماعی زاده و اوای بی نظیر معین کار را به اثری ماندگار در موسیقی ایرانی تبدیل کرد . بی شک در ان زمان کسی نمی دانست برای شنیدن البوم بعدی معین باید چیزی در حدود شش سال انتظار بکشد . معین یک بار دیگر در سال 1382 طعم تلخ جدایی را چشید و از همسر خود طلاق گرفت . وی در همین سال ها یکی از برادان خویش ( فتح الله ) را نیز از دست داد . این جریانات سبب شد تا نزدیک به یک سال از موسیقی کناره گیری کند .در اواخر سال 1383 معین شرایط روحی خود را بدست اورد و برای انتشار البوم بعدی خود اماده شد . در این میان حجم بالای کارهای ارائه شده به معین و مسائل دیگر از جمله حساسیت معین برای ارائه البوم ماندگار دیگر سبب شد تا انتشار ان مرتبا به تعویق بیافتد . اما معین در این میان 3 کار از البوم خود را به نام های خوشبینی ، طلوع و بت پرست را منتشر کرد .پاییز سال1386 انتشار البوم طلوع . معین دوباره برگشته بود با کارهایی رویایی و..... استاد معین از جمله خوانندگانی است که کنسرت های فراوانی را در طول سال برگزار میکند ، کنسرت های معین در مجلل ترین و با شکوه ترین سالن های کنسرت برپا میشود . توانایی ایشان در اجرای کنسرت منحصر به فرد است اشنایی معین به دستگاهها و گوشه های اواز ایرانی سبب شده تا معین در اجرای برنامه هایش متفاوت با دیگر خوانندگان باشد و ساعت ها به اجرای برنامه اش بپردازد . نکته دیگری که می توان به ان اشاره کرد تنوع کاری معین است ، که این مسئله اورا یک بار دیگر به خواننده ای استثنایی تبدیل کرده . اجرای اهنگ در دستگاه های اصیل ایرانی ،و همچنین اجرا در موسیقی پاپ باعث شده تا وی را پرچم دار سبک پاپ سنتی بدانند .تنوع کاری معین علاوه بر نوع اهنگ ها به ترانه سرایان و اهنگ سازان نیز مربوط میشود . به طوری که در اثار معین هیچ گاه در البوم ها تکرار احساس نمی شود . معین همچنین یک اهنگساز توانمند نیز هست . ساخت اثار ماندگاری همچون یکی را دوست میدارم ، کعبه ، گلایه و...خود نشان دهنده این امر است . وی همچنین ازسال ها پیش یعنی در ایران به نواختن عود (بربط) مشغول بوده است و اکنون چیزی در حدود 40 سال است که این ساز اصیل ایرانی را می نوازد . امروزه دیگر معین تنها یک خواننده با طرفداران میلیونی نیست . معین بخشی از موسیقی ایرانی محسوب می شود و بی شک این موسیقی خصوصا در این سال های غربت مدیون معین است . وی همواره به مردم و هنر متعهد بوده است . صدای اسمانی معین به همراه ترانه ها و اهنگ های که در این سال ها منتشر کرده سبب شده تا به وی جاودان صدای عشق گویند . با ارزوی اینکه یک بار دیگر صدای معین ،جاودان صدای عشق ، در ایران همیشه جاوید، طنین انداز شود.

این هم جدید ترین آلبوم معین طلوع سال انتشار :1386[Only registered and activated users can see links]



ترانه شعر اهنگ تنظیم

ملاقات ژاکلین ژاکلین کاظم عالمی
خوش بینی بابک رادمنش بابک رادمنش بابک رادمنش
جدایی بابک صحرایی بابک بیات فرد میرزا
ای عشق بابک رادمنش بابک رادمنش بابک رادمنش
وقتی تو با من نیستی اهورا بابک بیات بامداد بیات
به تو گفتم نگفتم زویا زکاریان صادق نوجوکی صادق نوجوکی
تو مگه قلب منی بابک رادمنش بابک رادمنش بابک رادمنش
طلوع ترانه مکرم بابک زرین بابک زرین
بت پرست بامداد جویباری ناصر تبریزی فرد میرزا
شراب فضل الله توکل فضل الله توکل ارا
ای دریغ فضل الله توکل فضل الله توکل پیام

Kasra
08-08-2008, 02:00 PM
اولا كه بيوگرافي دقيق معين سالها پيش نوشته شده فكر كنم.
دوما آلبومشم مدتهاس به بازار اومده.
سوما يه ذره فنتتون رو ويرايش كنيد.

Galaxy
08-08-2008, 02:20 PM
اولا كه بيوگرافي دقيق معين سالها پيش نوشته شده فكر كنم.
دوما آلبومشم مدتهاس به بازار اومده.
سوما يه ذره فنتتون رو ويرايش كنيد.
اولا شرمنده من ندیدم
دوما آلبومش برای آشنایی شما با آلبوم جدیدش قرار دادم
سوما ویرایش شد.

Kasra
08-08-2008, 02:24 PM
اولا شرمنده من ندیدم
دوما آلبومش برای آشنایی شما با آلبوم جدیدش قرار دادم
سوما ویرایش شد.

اولا خواهش ميكنم عزيز.ولي صفحات بيوگرافي اينجا و بخش فيلم رو نگاه كن.چيزاي به درد بخوري داره اگه اهل خوندن هستي.
دوما من اين آشنايي رو مدتها قبل پيدا كردم چون كاور اصليشو ديدم و همينطور از تو ايرانسوگ فهميدم.
سوما هم از بابت ويرايش ممنون.:yes:

cheraghe_barasati
20-08-2008, 01:51 AM
قسمتي از رقصهاشو در اجراي شيرعلي مردان ([Only registered and activated users can see links]) ديدم

شاهرخ مشكين قلم ([Only registered and activated users can see links])

براي كسي اطلاعات بيشتر در گوگل سرچ كنيد:D

Kasra
27-08-2008, 12:19 PM
مهرپویا
متولد 1306 تهران (درگذشت خرداد 1371)
مهرپویا در تهران دیده به جهان گشود و اولین کار هنریش در سال 1326 به نام کلبه سرخپوستان و معرفی گیتار الکترونیک در یکی از انجمن های هنری تهران خود را به مدم معرفی نمود.
مرگ قو اولین کار هنری او در زمینه موسیقی با کلام است که با شعر زیبا و پر احساس دکتر حمیدی با سبکی کاملا نو و پر از احساس اجرا شد و با استقبال بی سابقه ای روبرو گردید. مرگ داستان ساز قو تولدی دیگر برای مهرپویا و صدای اصیل این هنرمند به همراه داشت. مهرپویا با این سبکراهی جدید و شیوه ای نو چون همیشه در دنیای موزیک آن روز نشان داد که همچنان تا به امروز خاطره انگیز و زیبا است.
از خصوصیات مهرپویا جهانگدی و مسافرت به نقاط دور افتاده و ناشناخته جهان و کنجکاوی در مورد هنر دنیا بود.این هنرمند در جهت خدمت به مردم و کشورش از سال 1342 سفرهایش را به منظور جمع آوری اطلاعات جدید و جامع در زمینه های مختلف آغاز نمود. ره آورد این سفر هایپ آشنایی و شناخت فرهنگ و هنرهای گوناگون به خصوص آشنایی با سبکهای موسیقی سنتی و ادغام این سبکها با موسیقی ایرانی است.آهنگ قایقرانان در همین سالها با الهام از این مسافرتها خلق گردید که با کلام موزون پرویز وکیلی با سبکی نو ساخته شده. ریتم این موسیقی با صدای طبیعی پارو قایقرانان و موج دریا تنظیم شده است.
این هنرمند با توجه به علایق خاص خود به هنر هر چند گاه با وسواس و دقت نظری خاص با الهام از زیباییهای طبیعت کاری نو ارایه داده است. مهر پویا برای خود سبکی به وجود آورد و به همان سبک ادامه داد تا آنکه در اوایل دهه50 تغییری در کارهای خود به وجود آورد. او با شناس ایی موسیقی و ساز کشورهای جهان آمیزشی از این اصوات را به نام کوکتل موسیقی بوجود آ.رد.
مهرپویا مدتی با اروین موره نیز همکاری می کرد که بیشتر موره در تنظیم آهنگها برای ارکستر به او کمک می نمود.
به هر حال این موسیقی جدید که در آغاز شنونده با نوعی احتیاط به آن گوش می داد رخنه ای عجیب در میان مردم نمود و اکنون نیز جای خود را در میان شنوندگان موسیقی حفظ نموده. از آخرین کارهای مهرپویا می توان به اجرای سیتار قطعه موسیقی فیلم بای سیکل ران ساخته مجید انتظانی اشاره نمود.

Kasra
24-09-2008, 01:53 PM
[Only registered and activated users can see links]

امید سلطانی

تولد: ششم مرداد هزار و سیصد و چهل و پنج

محل تولد: چهار محال و بختیاری“ پل چوبی“ و بزرگ شده ی تهران

از ده سالگی در کنار هنرهایی مثل خطا طی و نقاشی احساس کرد که صدایی برای

خواندن نیز دارد. روزگار گذشت و امید در 18 سالگی در جبهه جنگ حضور یافت

سپس برای تحصیل در سالیان بعد به ترکیه مهاجرت کرد و در آنجا برای تامین نیاز

مالی برای تحصیل تصمیم به استفاده از استعدادش در زمینه خواندن کرد و در

کاباره ها به خواندن پرداخت

امید تحصیلات خود را نیز تا مهندسی معماری ادامه داد و پس از آن و وقتی که در

خواندن نیز به موفقیت دست یافت و تجربه کسب کرد تصمیم گرفت تا اولین آلبوم

خود را روانه بازار کند.اولین آلبوم امید باران نام دارد که تمام مراحل ضبط آن در

ترکیه انجام شد و به وسیله کمپانی معتبر ترانهبه مدیریت وارطان آوانسیان و

جهانگیر طبریایی در سال 1992 میلادی در سراسر جهان پخش شد و به فاصله

اندکی پس از پخش این آلبوم صدای امید برای همیشه در موزیک ایران جاودانه شد

ترانه باران با آهنگسازی کیومرث سلیم پور و ترانه زیبای رحمان شکوفه پور به زیباترین و بدیع ترین آهنگهای امید و حتی موسیقی ایران تبدیل شد .



بعد از موفقیت این آلبوم امید راهی آمریکا شد تا در شهر فرشتگان به فعالیت هنری اش

ادامه دهد.

و ثمره تلاش او در آن سالها چهار آلبوم دیگر به نامهای

(( هردوعاشق 1994)) و ((حضرت عشق 1995 ))

(( پرسه های عاشقانه1997)) و ((سربلند 2000))

بود که در این آلبومها امید ترانه های فوق العاده زیبا و دلنشینی را ارائه داد که از

جمله آنها می توان به :



ایران من و مهتاب و سربلند و دلخوشی وشکستنی و حضرت عشق و

قلندر و تکیه گاه و حرف نگفته و یاسمین و حیف که نمیشه و لیلا و

دیوونه خونه و .... اشاره کرد .

در آلبوم پرسه های عاشقانه ترانه زیبای یاسمین را امید برای دخترش خوانده است.

اما پس از ارائه آلبوم پرسه های عاشقانه امید به علت پایان مهلت حضورش در آمریکا

ناچار به ترک این کشور شد و به اسرائیل مهاجرت کرد.

حضور در اسرائیل و دور شدن از صخنه ی هنر امید را سخت دچار عذاب کرد به

طوری که خود وی در این باره میگوید که از خواندن نا امید شده بود و این برگشتن را

مدیون لطف خداوند به وی میداند.

اما امید بار دیگر به آمریکا و شهر لس آنجلس این بار برای همیشه بازگشت.

آلبوم پیروزی در سال 2002 شروع فعالیتهای امید پس از سالهای دوری بود.

آلبومی که این بار هم با آهنگهای زیبایی چون: ”دوستت دارم“تو محشری“گل رویایی“

پیروزی و ..... گل کرد و بار دیگر نام امید بر سر زبانها افتاد.

در این آلبوم ترانه ی همسفر را شاید بتوان ترانه ای دانست که امید برای همسرش

خانم آرزو خوانده است.

به مناسبت موفقیت این آلبوم کمپانی آونگ جشنی را برپا ساخت.

کنسرت بزرگی که در سالن یوونیورسال آمفی تئاتر برگزار شد.

کنسرت عظیمی که همگان را به تحسین امید و صدای او واداشت.

بعد از این امید هر ماه کنسرتهایی را در شهرهای مختلف برگزار کرد و علاقه مندان و

طرفداران خود را سیراب ساخت.

آلبوم کنسرتهای امید آلبومی بود که در اکتبر 2004 توسط کمپانی آونگ عرضه شد.

آلبومی که عظمت کنسرتهای امید را به خوبی نشان میدهد.

پس از این آلبوم و در حالی که همه منتظر ترانه و آهنگهای تازه از امید بودند

پس از 4 سال انتظار با انتظار به پایان رسید و بالاخره آلبوم هشتم امید با نام انتظار

عرضه شد.آلبومی که به حق یکی از بهترین های این چند ساله موزیک ایران بود و

اینبار امید متفاوت تر از همیشه با استفاده و ترانه های زیبا بر روی آهنگها و ریتمهای مدرن و به روز و تسلط مثال زدنی خود در اجرا همه را غافلگیر کند

Kasra
24-09-2008, 01:55 PM
[Only registered and activated users can see links]

حسن ستار در آبان ماه 1328در تهران متولد شد.دوران نوجوانی خود را مثل بسیاری ازهنرمندان و ورزشکاران در محله شهباز تهران گذرانیده است . ستارتحصیلات خود را در دبستان و دبیرستان اقبال به اتمام رساند و لیسانسش را در رشته اقتصاد بین المللی ازمدرسه عالی بازرگانی دریافت نمود.

اولین آهنگ ستار << خانه به دوش >> نام داشت که بر اساس سریال معروف خانه بدوش ( مراد برقی ) که پرویز کاردان بازیگر و کارگردان آن بود در 22 سالگی اجرا نمود. این آهنگ با شعری ازایرج جنتی عطائی وآهنگی ازبابک بیات سر آغازی شد تا ستار با خواندن آهنگهای همسفر - شهرغم - صدای بارون - سرسپرده - شازده خانوم-گل سنگ و ده ها آهنگ دیگر به شهرت و محبوبیت برسد . ستار تا به امروز بیش از دویست آهنگ و ترانه اجرا کرده که بیشترین آنها در رده ی آهنگهای ماندنی در عرصه موسیقی کشورمان بوده است.
ستار با صدا و حنجره ی استثنائی و همچنین علاقه خاصی که به موسیقی اصیل ایرانی دارد در هر دو سبک موسیقی پاپ و اصیل ایرانی یکی از بهترین هاست. وهر دو نوع موسیقی را بسیار زیبا و ماهرانه اجرا می کند. ستار به عنوان یک هنرمند با شخصیت مورد احترام جامعه و همکاران خود می باشد . او به ورزش فوتبال نیز علاقه زیادی دارد وبه عنوان بازیکن و کاپیتان تیم فوتبال هنرمندان سالیان درازی است که به بازیگری ادامه میدهد.(در ضمن ستار دوران خدمت سربازی اش را در مشهد گذرانیده است.)

خانواده ی ستار
ستار با خانومی که دو دختر 8 و 5 ساله داشت ازدواج کرد. و بعد از آن احتمالا در سال 1363 صاحب دختری دیگربه نام شیلا شد. اسم دو دختر دیگر ستار شینا و شیداست.



ناگفته ها از ستار

ستار در ۱۷ سالگی در یک فروشگاه دوربین به نام رشید در محله شهباز کار میکرده. نام صاحب فروشگاه هم رشید بوده. ستار از طریق دوست صمیمیش (محمد آخوندی) که خودش هم اونجا کار میکرد معرفی شده بود. الان محمد تهران زندگی میکنه و کارش هم بساز بفروشیه . خیلی هم پولدار شده.

آدرس اونجا هم اینه: سر چهارراه صفا - کنار قنادی ژوکند ( البته فکر نکنم الان اثری ازشون باشه).
درباره آلبوم جدید ستار هم باید بگم که دلیل تاخیرش بیماری خانومشون بوده که چند سال مریضی سختی داشتن ولی خوب خدا رو شکر مثل اینکه جراحی کردن وخوب شدن.

Kasra
05-01-2009, 04:12 PM
[Only registered and activated users can see links] u3A/Bio%20Marilyn%20Manson.jpg




مرلین منسن متولد 5 جون سال 1969 است . نام واقعی او برین وارنر (Brain Warner) است . او در خانواده ای متوسط در كانتون زندگی می كرد . نكته جالب اینكه او در یك مدرسه مذهبی ( مسیحی) تحصیل می كرد . او در دهه هشتاد برای موسیقی راك نقد می نوشت و همگان در جریان ایراد گرفتن او از آزی آزبورن و كل كل مرلین با او و شكست آزبورن هستند . بگذارید برایتان به نقل از یك مجله داخلی (ایرانی) بگویم كه در جلسه كل كل این دو غول موسیقی راك مرلین در جواب سوالی از سوی آزبورن گفت : كسی كه خودش را برای موسیقی می كشد همان بهتر كه زنده نباشد :( . و باعث شده كه هم اكنوز آزبورن خانه نشین گردد . منسن در سن 18 سالگی به فلوریدا رفت و شروع كرد به نوشتن داستان و شعر و تلاش كرد كه آن ها را منتشر كند . ولی به این كار ادامه نداد . بعد از آن با شخصی بنام Scott Mitchell ملاقات كرد كه در آن موقع برای گروهی گیتار می زد زندگی هنری منسن از آن زمان آغاز شد . منسن نامش را از مخلوط كردن دو نام آورده است . نام كوچك او یعنی مرلین را از نام بازیگر زن معروفی بنام Marilyn Monroe گرفته و نام كوچكش را از یك رهبر مذهبی نچندان معروف بنام Charles Manson *گرفته است . او در وقت های آزادش نقاشی می كند و می نویسد. همچنین او دارای یك كلكسیون از اعضای مصنوعی بدن انسان است و به این كار بسیار علاقه دارد . نام گروه او كه در سال 1990 درست كرد در ابتدا The spooky kids بود ولی بعدها گروه او بی نام گشت و تنها نام مرلین منسن ذكر می شود . خانه او در لوس آنجلس است كه یك بار هم از آن بعنوان استودیو برای ضبط آهنگ هایشان استفاده كردند . اصطلاحی برای طرفداران مرلین وجود دارد : Marilyn Manson look كه منظور از آن چشم منسن است كه در آن لنز قرار داده . به هر حال مرلین اولین آلبوم خود را در سال 94 با نام smells like children ارائه كرد . پس از آن هم آلبوم های زیادی ارائه كرده . او در هر آلبوم سبك اثر را و نوازندگان را تغییر می دهد اساسی .

منسن خواننده ایست كه در دهه 90 با ظهور ناگهانی خودش روح تازه ای در كالبد در حال زوال موسیقی راك دمید و با صدای سازهایی كه بیشتر به صدای ارواح شبیه بود سبك تازه ای را به دنیای موسیقی معرفی كردند و بعدا این سبك مورد تقلید گروههای زیادی قرار گرفت .
منسن یك خواننده ی antichrist است و دارای فلسفه ای منفی باف است (در رابطه با دنیا) كه شاید بی شباهت به فلسفه ی بودا برای ریاضت كشیدن و نیچه یا موریس مترلینگ نباشد به هر حال مگر غیر از این است كه این دنیا فقط دارای نكات منفی و دروغی بزرگ است ؟ به نظر من فلسفه مثبت نگرنسبت به دنیا دروغ است . شاید تنها نكته مثبت این دنیا مرگ باشد كه به آن خاتمه می بخشد .

راستی به قدرت خیره كننده اجراهای زنده مرلین منسن توجه كرده اید ؟ واقعا تسلط خاصی لازم است كه در هنگام اجرا به بداهه كوئی پرداخته قسمت هایی از ترانه هایش را تغییر دهد . واقعا هنجره ای طلایی برای آنچنان اجرایی لازم است .
درباره شعر های منسن باید گفت همیشه در بین این شعرها با غافلگیری مواجه می شویم كه انسان را به تفكر مجبور می كند . همین حالت در ترانه های او كاملا مشهود است .

اعضای گروه مرلین منسون :

Twiggy Ramirez: او بیسیست گروه است كه در اواخر سال 1993 جایگزین Gidget Gein شد . نام واقعی اوJeordie White است و اهل ایالت Fort Lauderdale, Floridaاست . قبل از آن او بیسیست گروه Amboog-A-Lardبود كه سال ها قبل تورهای خود را به همراه مرلین منسن اجرا می كردند . پس از اینكه تویگی رامیرز آن گروه را ترك كرد آن گروه از هم پاشید . در واقع او دست راست مرلین منسن است و بیشتر تكیه آهنگ های منسن روی بیس های فوق العاده اوست .

Giner Fish : او درامر گروه است كه در سال 94 جایگزین Sara Lee Lucas شد . نام واقعی او Kenny Wilson است . لغب او ماشین درام است كه به علت اجراهای بی نقصش این لقب را گرفته . به همین دلیل بود كه سارا لی لوكاس را در واقع با اردنگی از گروه بیرون كردند و جینر جایگزین او شد . او اهل لاس وگاس است .

Madonna Wayne Gacy : او نوازندگی كیبورد گروه را بر عهده دارد . نام واقعی او Stephen Bier است . روز تولد او 6 مارچ است . او جایگزین نوازنده كیبورد اولیه گروه یعنی Zsa Zsa Speck شد . لازم به ذكر است كه مادونا یك مهندس كامپیوتر است و قبل از پیوستن به گروه در دانشگاه فلوریدا تحصیل می كرد .

John : نام واقعی اوJohn Lowery است . او متولد 30 جولای 1971 است در سن 6 سالگی شروع به نواختن گیتار كرد . او به واقع در سال 1989 خود را یك نوازنده حرفه ای گیتار یافت و از آن زمان با گروه های زیادی از جمله Red Square Black, foSTted, Ryan Downe, Wilson Phillips, Night Rangers, Two, Ozzy Osbourne, Raven Payne, One Way, Salt 'n' Peppa, kd lang, Pepperland, Lita Ford, Leah Andreone, David Lee Roth همكاری كرده و هم اكنون نیز گیتاریست مرلین است . گیتار مورد استفاده اویك Ibanez GAX Series است.

C.Morgh
07-02-2009, 05:36 PM
[Only registered and activated users can see links]$file/tatu.jpg
A WORD FROM THE GIRLS:

I, Julia Volkova, and I, Elena Katina, admit, that being under drinking age, we have been persuaded to take part in the girl-band called Tattoo by band’s future producer Ivan Shapovalov.

As far as we know, before this band was made, Ivan Shapovalov never had anything to do with music business. He used to make TV commercials and do all kinds of advertising activities.

We (Elena and Julia) used to sing together in a kids-band called “Neposedi”, and I, Julia Volkova, was asked to leave the band for “misbehaving and molesting other band members”.

We (Elena and Julia) met again during audition at MOSFILM studios, when Ivan Shapovalov was looking for girls for his new band. He’s chosen us and we were happy because he promised to make us huge stars.
He made us to sign contracts with him, and according to these contracts we didn’t have any rights to even speak. We just had to do whatever he was telling us to. For example, for “Ya Soshla S Uma” video shoot, I, Lena Katina, had to lose almost 10 kilos, and I, Julia Volkova, had to cut my hair really short and dye it black. And for the next video shoot Shapovalov made us both shave our eyebrows!

However, we admit, that for us to sign a contract with I.Shapovalov was an act of free will. We always wanted to sing together, and now our dream came true. During a past year we became so close, then now feel something more than just friendship towards each other.

Agree with all said above

Julia Volkova Lena Katina

gladiator90
04-03-2009, 09:59 AM
بیوگرافی حمید عسگری:
حمید عسگری خواننده محبوب و دوست داشتنی پاپ توانست در دنیای موسیقی غوغایی به پا کند . او با احساس و دلش زندگی می کند .
حمید عسگری متولد 20 مهرماه 1357 است در شیراز به دنیا امده و بزرگ شده اصفهان است و در حال حاضر به همراه دوستش میلاد ترابی (( که اهنگساز است )) در تهران زندگی می کند . دو خواهر و یک برادر دارد . تحصیلاتش ربطی به موسیقی ندارد او کارشناس مدیریت صنعتی است . مجرد است و هنوز فرد مورد علاقه اش را پیدا نکرده است معتقد است ازدواج باعث به ارامش رسیدن انسان ها می شود .
اوایل که البوم او به بازار امد خیلی ها به اسم شادمهر عقیلی فروختند در صورتی که او کسی نبود جز حمید عسگری . رنگ و جنس صدای حمید و شادمهر تا حدی به هم شباهت دارد و این شباهت به نفع او تمام شد . او می گوید : هیچ کس در توانایی های شادمهر شکی ندارد البته شباهت صدای من و شادمهر چیز طبیعی در عالم موسیقی است چرا که صداها در عین تفاوت ها شباهت های زیادی به هم دارند .
صدای سیاوش شمس را هرگز فراموش نمی کند و صدای محمد علیزاده رو خیلی دوست داره . غذای مورد علاقه حمید عسگری قیمه های مادرش است . او اصلا اهل اشپزی کردن نیست . وقتی غمگین است می خواند . صمیمی ترین دوست حمید عسگری میلاد ترابی است . یک زمانی عاشق بوده است .
با ترانه هایی که خودش گفته ارتباط بیشتری برقرار کرده است چون ترانه ها را با توجه به شرایط روحی خودش گفته است . از میان ترانه ها " ترانه بازم دلم گرفته چند روزی که رفتی رو خیلی دوست دارد . در صدایش غم خاصی وجود دارد .
نقطه ضعف حمید عسگری این است که زود عصبانی می شود البته عصبانیت های او 5 دقیقه است بعد چنان ارام می شود که انگار نه انگار اتفاقی افتاده است . نقطه قوت حمید هم این است که بی هیچ چشمداشتی احساسش را نثار دیگران می کند انقدر که طرف بی نیاز از محبت می شود .
ترانه هیچکی مثل من تو رو دوست نداره رو به همه هوادارانش تقدیم می کند . ما هم برای اقای حمید عسگری ارزوی موفقیت و شادکامی داریم .

مصاحبه با حمید عسگری:
شما در ظاهر از من يك آلبوم ديديد اين در حالي است كه من مدت طولاني روي اين آلبوم كار كردم فعاليتم در زمينه موسيقي به اين چند ماه اخير مربوط نمي‌شود من سال‌هاست كه كار آهنگسازي انجام مي‌دهم، در آن دوران هر وقت براي دوستانم مي‌خواندم آنها به من مي‌گفتند تو صداي خوبي داري چرا آلبوم بيرون نمي‌دهي، من هم مي‌گفتم به وقتش! چرا كه هيچ عجله‌اي براي خوانندگي نداشتم، حالا هم دلبستگي به اين كار ندارم چرا كه شغل اصلي من آهنگسازي است، من يك شبه به موفقيت نرسيدم. بلكه زحمت كشيدم.
_ من معمولا اثري را كه به خواننده‌اي مي‌دهم در نوع خود بهترين است، از طرفي يا كاري را شروع نمي‌كنم يا اينكه اگر شروع كردم سعي مي‌كنم به بهترين نحو ممكن آن را انجام دهم. شايد به اين خاطر است كه آهنگساز گراني هستم.
_گاهي‌اوقات شيطنت بعضي از همكارانتان مرا وادار به دفاع از كارهايم مي‌كند آنها برداشت نادرستي از حرف‌هايم داشتند و استنباط شخصي خودشان را ‌نوشتند. نبايد صرف شباهت يك صدا با فرد ديگر، توانايي‌‌هاي يك خواننده را زير سوال برد.
_ خودم هم اين حرف‌ها را شنيد‌ه‌ام كه حميد مغرور شده، خيلي برايم جالب بوده اما فكر مي‌كنم تنها صفتي كه در من وجود ندارد همين غرور است، شايد به اين خاطر بوده كه من در اين مدت سعي كرده‌ام از حاشيه‌ها به دور باشم و خيلي در جمع بچه‌هاي موسيقي نروم و سعي كنم بيشتر در جمع دوستانم ‌باشم.
_ شايد ما در موسيقي در حد عالي نباشيم اما داريم به جايگاه قابل قبولي نزديك مي‌شويم ما در اين زمينه افراد مستعدي داريم كه با توجه به امكانات موجود در موسيقي‌ خيلي خوب فعاليت مي‌كنند و كارهاي نو و متفاوتي را ارائه مي‌دهند.
_ بنيامين يكي از موفق‌ترين خواننده‌هاي بعد از انقلاب است. آلبوم او را بارها گوش دادم و مطمئنم، آلبوم جديدش به مراتب موفق‌تر از آلبوم قبلي‌اش خواهد بود.
_ هيچ‌وقت دنبال رقيب براي رقابت كردن نيستم، به نظر من جامعه موسيقي به اندازه كافي جا براي همه دارد، اين مردم هستند كه در نهايت قضاوت مي‌كنند تا اثري را به ديگري ترجيح ‌دهند.
_ حضورم در زمينه خوانندگي فكر نمي‌كنم چندان طول بكشد. دوست دارم اين كار را در اوج كنار بگذارم. من دلبستگي چنداني به اين كار ندارم.
_ فعلا در مرحله انتخاب ترانه و آهنگ هستم و با ترانه‌سراهاي مختلف از جمله فرزاد حسني كار مي‌كنم، اما خط سير اصلي ترانه‌ها را خودم مي‌دهم، تنظيم آلبوم جديدم هم بر عهده نيما وارسته است.
_ براي كار جديدم، سعي كردم از يك گروه جديد استفاده كنم، تا كارم تكراري نشود، ضمن اينكه از تمامي دوستانم، قدرداني مي‌كنم.
_ فضاي آلبوم جديدم، عاشقانه است. با اين تفاوت كه سعي كردم، حس را قوي‌تر كنم، فكر كنم، اوايل سال 87، اين آلبوم به بازار بيايد.
_ قرار است تا چندي ديگر، چند كنسرت در تهران، شيراز، كيش داشته باشم، از بين آنها فعلا كنسرت كيش در شهريورماه قطعي شده است.

عکس های حمید عسکری
[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]
عکس های حمید عسکری
[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]
عکس های حمید عسکری
[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]
عکس های حمید عسکری
[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

[Only registered and activated users can see links]

Kasra
17-03-2009, 07:28 PM
[Only registered and activated users can see links]


لیلی افشار ، متولد سال 1338 در تهران ، از ده سالگی فراگیری گیتار را آغاز کرد . وی با درجه لیسانس و فوق لیسانس موسیقی در رشته نوازندگی گیتار از "کنسرواتوآر بوستون" و
"کنسرواتوآر موسیقی نیوانگلند" فارق التحصیل شد و نخستین زنی در جهان بوده که موفق به اخذ درجه دکترا در نوازندگی گیتار شده است

خانم افشار مدتی نیز در "مرکز هنرهای تجسمی بنف" و "فستیوال موسیقی اسپن" تحصیل کرده و دیپلم شایستگی "آکادمی موسیقی کیجانا درسی ینا" ایتالیا نیز به وی اعطاء شده است

لیلی افشار یکی از دوازده نوازنده بین المللی گیتار بود که برای نواختن حضور "آندریاس سگویا" ([Only registered and activated users can see links])در کلاسهای پیشرفته وی ، در "دانشگاه کالیفرنیای جنوبی" انتخاب شد . آن موقع بود که
افشار پس از این کلاس {She will be a beautiful celebrity} ماتسرو سگویا پیش بینی کرد :
در مصاحبه ای در اخبار شامگاهی "ان بی سی" حضور یافت

علاقه او به موسیقی معاصر منجر شد که از نخستین اجرا کنندگان آثار "رضا والی" ، " گری آیستر" ، "گرارد روژد" ، "لوریس چوبانیان" ، "آرن ملنس" ، "کامران اینجه" ، "باربارا کولب" ، "مرلین زیفرین" و " سالوادور بروتونس" از میان دیگران باشد
وی کنسرتهای متعددی در کشورهای ایران ، آمریکا ، انگلستان ، ایرلند ، کانادا ، فرانسه ، دانمارک ، ایتالیا ، آفریقا ، نیوزیلند ، استرالیا و آمریکای جنوبی برگزار کرده ، همچنین در " ویگمور هال لندن" ، "مرکز هنرهای اجرایی کندی" ، "فستیوال موسیقی گرند تیتن" ، "فستیوال موسیقی اسپن" ، " مدرسه هنرهای تجسمی بنف" ، "فستیوال موسیقی منتون" و "آکادمی آمریکیایی در رم" نواخته است
واشنگتن پست لیلی افشار را "فوق العاده معصوم" توصیف کرده است . او همچنین بعنوان بهترین گیتاریست کلاسیک زن برنده جایزه "ارویل ایچ. گیبسن" شده است

ضبط های لیلی افشار از "24 کاپریچوی گویا" اثر "کاستل نوئوو-تدسکو" ، "ساغر (تنگی می لعل)" ، "مسخ" و آخرین آنها "گذر در نوا" که توسط نشر کارگاه موسیقی منتشر شده اند

همچنین کتابی با عنوان "پنج آواز محلی ایرانی" منتشر و مقاله های لیلی افشار درباره کاستل نوئوو-تدسکو و فرانسثیسکو گویا به چند زبان در نشریات
چاپ و منتشر شده اند "Gitarre & Laute" , "I1 Fronimo" , " Guitar Review"

لیلی افشار کرسی پروفسوری خود را برای "دانشگاه ممفیس" در سال 1989 بدست آورد و هجده سال است برنامه لیسانس و فوق لیسانس و دکترای نوازندگی گیتار در دانشگاه ممفیس را اداره میکند ، که در انجا نیز جایزه استاد برجسته دانشگاه در سال 2000 به وی تعلق گرفته است . دیگر جوایز او عبارتند از

Tennessee Arts Commission Individual Artist Fellowship Award in Music
The National Endowment for the Arts Recording Award
Top Prize in the Guitar Foundation of America Competition
Grand Prize in the Aspen Music Festival , Guitar Competition
First Prize in the Music Teachers' National Association
First Prize in the American String Teachers' Association, Guitar Competition

مستر کلاسهای ایشان هر از گاهی با ورود ایشان در ایران برگزار میشود . سخنانی که لیلی افشار خطاب به هنر جویانش میگوید: " از هنر جویانم میخواهم که شعر بگویند . این سبب میشود که ذهن آنها باز شود . بی هدف نباید پای تمرین نشست و سعی نکنید قطعات را از اجرای دیگران کپی کنید بلکه آنرا با حس خود اجرا کنید" . در اینده نزدیک متدهای آموزشی تالیف ایشان به بازار خواهد آمد

gladiator90
03-05-2009, 11:49 AM
بیوگرافی حمید عسگری:

حمید عسگری خواننده محبوب و دوست داشتنی پاپ توانست در دنیای موسیقی غوغایی به پا کند . او با احساس و دلش زندگی می کند .
حمید عسگری متولد 20 مهرماه 1357 است در شیراز به دنیا امده و بزرگ شده اصفهان است و در حال حاضر به همراه دوستش میلاد ترابی (( که اهنگساز است )) در تهران زندگی می کند . دو خواهر و یک برادر دارد . تحصیلاتش ربطی به موسیقی ندارد او کارشناس مدیریت صنعتی است . مجرد است و هنوز فرد مورد علاقه اش را پیدا نکرده است معتقد است ازدواج باعث به ارامش رسیدن انسان ها می شود .
اوایل که البوم او به بازار امد خیلی ها به اسم شادمهر عقیلی فروختند در صورتی که او کسی نبود جز حمید عسگری . رنگ و جنس صدای حمید و شادمهر تا حدی به هم شباهت دارد و این شباهت به نفع او تمام شد . او می گوید : هیچ کس در توانایی های شادمهر شکی ندارد البته شباهت صدای من و شادمهر چیز طبیعی در عالم موسیقی است چرا که صداها در عین تفاوت ها شباهت های زیادی به هم دارند .
صدای سیاوش شمس را هرگز فراموش نمی کند و صدای محمد علیزاده رو خیلی دوست داره . غذای مورد علاقه حمید عسگری قیمه های مادرش است . او اصلا اهل اشپزی کردن نیست . وقتی غمگین است می خواند . صمیمی ترین دوست حمید عسگری میلاد ترابی است . یک زمانی عاشق بوده است .
با ترانه هایی که خودش گفته ارتباط بیشتری برقرار کرده است چون ترانه ها را با توجه به شرایط روحی خودش گفته است . از میان ترانه ها " ترانه بازم دلم گرفته چند روزی که رفتی رو خیلی دوست دارد . در صدایش غم خاصی وجود دارد .
نقطه ضعف حمید عسگری این است که زود عصبانی می شود البته عصبانیت های او 5 دقیقه است بعد چنان ارام می شود که انگار نه انگار اتفاقی افتاده است . نقطه قوت حمید هم این است که بی هیچ چشمداشتی احساسش را نثار دیگران می کند انقدر که طرف بی نیاز از محبت می شود .
ترانه هیچکی مثل من تو رو دوست نداره رو به همه هوادارانش تقدیم می کند . ما هم برای اقای حمید عسگری ارزوی موفقیت و شادکامی داریم .



مصاحبه با حمید عسگری:

شما در ظاهر از من يك آلبوم ديديد اين در حالي است كه من مدت طولاني روي اين آلبوم كار كردم فعاليتم در زمينه موسيقي به اين چند ماه اخير مربوط نمي‌شود من سال‌هاست كه كار آهنگسازي انجام مي‌دهم، در آن دوران هر وقت براي دوستانم مي‌خواندم آنها به من مي‌گفتند تو صداي خوبي داري چرا آلبوم بيرون نمي‌دهي، من هم مي‌گفتم به وقتش! چرا كه هيچ عجله‌اي براي خوانندگي نداشتم، حالا هم دلبستگي به اين كار ندارم چرا كه شغل اصلي من آهنگسازي است، من يك شبه به موفقيت نرسيدم. بلكه زحمت كشيدم.
_ من معمولا اثري را كه به خواننده‌اي مي‌دهم در نوع خود بهترين است، از طرفي يا كاري را شروع نمي‌كنم يا اينكه اگر شروع كردم سعي مي‌كنم به بهترين نحو ممكن آن را انجام دهم. شايد به اين خاطر است كه آهنگساز گراني هستم.
_گاهي‌اوقات شيطنت بعضي از همكارانتان مرا وادار به دفاع از كارهايم مي‌كند آنها برداشت نادرستي از حرف‌هايم داشتند و استنباط شخصي خودشان را ‌نوشتند. نبايد صرف شباهت يك صدا با فرد ديگر، توانايي‌‌هاي يك خواننده را زير سوال برد.
_ خودم هم اين حرف‌ها را شنيد‌ه‌ام كه حميد مغرور شده، خيلي برايم جالب بوده اما فكر مي‌كنم تنها صفتي كه در من وجود ندارد همين غرور است، شايد به اين خاطر بوده كه من در اين مدت سعي كرده‌ام از حاشيه‌ها به دور باشم و خيلي در جمع بچه‌هاي موسيقي نروم و سعي كنم بيشتر در جمع دوستانم ‌باشم.
_ شايد ما در موسيقي در حد عالي نباشيم اما داريم به جايگاه قابل قبولي نزديك مي‌شويم ما در اين زمينه افراد مستعدي داريم كه با توجه به امكانات موجود در موسيقي‌ خيلي خوب فعاليت مي‌كنند و كارهاي نو و متفاوتي را ارائه مي‌دهند.
_ بنيامين يكي از موفق‌ترين خواننده‌هاي بعد از انقلاب است. آلبوم او را بارها گوش دادم و مطمئنم، آلبوم جديدش به مراتب موفق‌تر از آلبوم قبلي‌اش خواهد بود.
_ هيچ‌وقت دنبال رقيب براي رقابت كردن نيستم، به نظر من جامعه موسيقي به اندازه كافي جا براي همه دارد، اين مردم هستند كه در نهايت قضاوت مي‌كنند تا اثري را به ديگري ترجيح ‌دهند.
_ حضورم در زمينه خوانندگي فكر نمي‌كنم چندان طول بكشد. دوست دارم اين كار را در اوج كنار بگذارم. من دلبستگي چنداني به اين كار ندارم.
_ فعلا در مرحله انتخاب ترانه و آهنگ هستم و با ترانه‌سراهاي مختلف از جمله فرزاد حسني كار مي‌كنم، اما خط سير اصلي ترانه‌ها را خودم مي‌دهم، تنظيم آلبوم جديدم هم بر عهده نيما وارسته است.
_ براي كار جديدم، سعي كردم از يك گروه جديد استفاده كنم، تا كارم تكراري نشود، ضمن اينكه از تمامي دوستانم، قدرداني مي‌كنم.
_ فضاي آلبوم جديدم، عاشقانه است. با اين تفاوت كه سعي كردم، حس را قوي‌تر كنم، فكر كنم، اوايل سال 87، اين آلبوم به بازار بيايد.
_ قرار است تا چندي ديگر، چند كنسرت در تهران، شيراز، كيش داشته باشم، از بين آنها فعلا كنسرت كيش در شهريورماه قطعي شده است.

عکس های حمید عسکری
[Only registered and activated users can see links]

dry lips
25-05-2009, 10:41 PM
:pimp:[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])
اسمش ساسان هست...فامیلیش حیدری...لقبش رو هم که همه میدونن:ساسی مانکن...

الان دانشجوی رشته ی مهندسی کامپیوتر دانشگاه آزاد هست...۲۱ سالشه...

رپ خوندن رو از ۱۷ سالگی شروع کرده و استارت کار حرفه ایش با آهنگ مغرور نیستم بوده...حتما آهنگ پارمیدا رو همتون شنیدین و کلیپش رو هم از شبکه های موزیک دیدین...به نظر ساسان کلیپ پارمیدا زیاد بد نشده...

خونه ی ساسان تو زعفرانیه هست!!!یه داداش داره...رنگ مورد علاقش آبی کمرنگ هست...

در بین رپرها از کار حسام استپس خوشش میاد و از آر اند بی خون خاصی خوشش نمیاد...

نکته ی جالب درمورد ساسان وقتی معلوم میشه که در مورد دوست اسم دوست دخترش ازش سوال میکنی!!!چون در جوابت میگه که اسم کدومشون رو بگم؟؟؟؟!!!!!!!!
بله...از زیر زبون این آقا سامان اسم سه چهار تا از این دخترا رو بیرون کشیدیم...اول از همه گفت پگاه...انگار این پگاه خانوم یه چیز دیگست...بعد کم کم میرسیم به هانا و سارا و آخر سر هم آیسان خانوم...

در آخر هم آرزو میکنم که خدا به این آقا ساسان بازم جی اف ببخشه...

gladiator90
21-07-2009, 10:37 AM
[Only registered and activated users can see links] ([Only registered and activated users can see links])

Xena
30-08-2009, 03:14 PM
تختخواب اکسیژن مایکل جکسون


[Only registered and activated users can see links]

مایکل جکسون به خاطرزیباماندن وداشتن عمر بیشتر عادت داشت در محفظه اکسیژنی بخوابد. او بعدها به منظور کمک درمانی به قربانیان سوختگی رختخوابش را به یک مرکز پزشکی کالیفرنیایی اهدا کرد.



مجسمه مصری مایکل جکسون

[Only registered and activated users can see links]

یکی از کاربران اینترنت عکسی را از تصویر مجسمه زن مصری باستانی در موزه شیکاگو گرفته است. او فکر می‌کند که مایکل جکسون ایده جراحی پلاستیکش را از این مجسمه گرفته!!



پوتین‌های ضد جاذبه زمین اختراع مایکل جکسون

[Only registered and activated users can see links]



مایکل کفشهای خاصی را اختراع و به نام خودش به ثبت رسانید. فردی که این کفش را می‌پوشید می‌توانست آنقدر به جلو و به سمت زمین خم شود که گویی اصلا هیچ جاذبه ای وجود ندارد. او از این کفشها برای حرکتهای معروف "خم شدن" در موزیک ویدئوی "Smooth Criminal" استفاده کرد.



شامپانزه ای به نام بابلز؛ بهترین دوست مایکل

[Only registered and activated users can see links]


در سال 1985 یک شامپانزه سه ساله به نام بابلز توسط مایکل جکسون از یک مرکز تحقیقاتی سرطانی تگزاس آزاد شد. از آن زمان تا بحال بابلز تبدیل به بهترین دوست و همراه دائمی ‌مایکل شد و همه جا با او ظاهر شد. او حتی شبیه مایکل لباس می‌پوشید و در تور آلبوم Bad با مایکل همراه بود. بابلز الان در یک محوطه امن مخصوص حیوانات اقامت دارد؛ چرا که اگر برای بازی کردن با مردم بیرون بیاید زیاد در امان نخواهد بود. جکسون همیشه با بچه‌هایش برای تماشای حیوانات اهلی و خانگی می‌رفت و این شامپانزه وقتی که مایکل در اطرافش بود رفتارهای بامزه و بچه گانه در می‌آورد!!




مایکل از یک بیماری ژنتیکی نادر رنج می‌برد

[Only registered and activated users can see links]

مایکل دارای بیماری نادر ارثی بود که در اثر کمبود Alpha-1 antitrypsin در بدن به وجود می‌آید. بیماری چنان نادر است که از بین 8000 نفر فقط یک نفر به آن مبتلا شده و به خاطر همین تقریبا در سراسر جهان ناشناخته باقی مانده.



بیلی جین؛ اولین ویدئویMTV از یک هنرمند سیاه پوست

[Only registered and activated users can see links]

اولین آهنگ و آوازی که به وسیله یک فرد هنرمند سیاه پوست در MTV اجرا شد، ویدئوی "بیلی جین" مایکل جکسون بود.




بازی ویدئویی مایکل جکسون


[Only registered and activated users can see links]


قبل از اینکه مایکل جکسون صرفا تبدیل به ستاره ای تقریبا عجیب و غیر عادی شود، سگا یک بازی ویدئویی به نام Moonwalker مخصوص مایکل جکسون خلق کرد. Moonwalker به خاطر اینکه اولین نمونه از زندگی واقعی و هنری ستاره‌ها در بازی ویدئویی را ارائه می‌کرد و نیز به خاطر استفاده کردن از آهنگ‌های جکسون جالب توجه بود.

این بازی ناخواسته طعنه آمیز هم بود؛ چراکه مایکل جکسون مسئولیت نجات دادن بچه‌های بی‌پناه از دست مدیر جنایتکار به نام آقای بیگ را برعهده گرفت (اگرچه پس از بازنگری گفتند که شاید آقای بیگ فردی بوده که بچه‌ها را نجات داده است.)



عروسک پلاستیکی احمقانه و ترسناک مایکل جکسون!!

[Only registered and activated users can see links]

هنر دست ژاپنی‌ها!! به همه چیزهای عجیب مربوط به سلطان پاپ فکر کنید، هیچ کس نمی‌تواند این تریلر و عنوان فراموش نشدنی آن و همچنین ویدئویی که تبدیل به نشانه ثابت و همیشگی این سلطان پاپ آمریکایی شد را فراموش کند. شکل کاریکاتوری مایکل جکسون که در این ویدوئو ظاهر شد!



بزرگترین Thriller رقص جهان

[Only registered and activated users can see links]

در “Thrill the World” که در سال 2008 اتفاق افتاد بالغ بر 4000 نفر از مردم سراسر جهان بهترین دستکشهای سفیدشان را دست کرده و آرایشهای احمقانه را انجام دادند تا از ویدئوی مایکل تجلیل کنند.



بازی Punch-Out مایکل جکسون

[Only registered and activated users can see links]


مایک ال میفیلد در نمایش پانچ عروسک وحشتناکی از مایک ساخت که تبدیل به یکی از بهترین بازی‌های NES شد.

در این بازی او برای زنده ماندن با Macaulay Culkin مبارزه می‌کند. میمون، کفشها و حرکتهای رقص خاص مایکل دوباره در این بازی مسخره و خنده دار دیده می‌شوند

PaNjAreH
12-09-2009, 04:07 AM
جیمز مارشال هندریکس معروف به جیمی هندریکس در 27 نوامبر سال 1942 در شهر واشنگتن آمریکا به دنیا آمد. هندریکس را همگان به عنوان پدر گیتار الکتریک میشناسند کسی که با نبوغ خویش بدون هیچ استادی ساز گیتار را به شهرتی جهانی رساند. نوازنده، ترانه سرا و آهنگساز و کسی که بیشترین تاثیر را در نوازندگان گیتار راک داشت و وی را به عنوان یکی از برترین شخصیت های این سبک میشناند.

بعد از موفقیتی بینظیر در اروپا و شهرت فزاینده در امریکا، او به عنوان یکی از سردرمداران فستیوال ووداستاک در سال 1967 مهارت خویش را به نمایش همگان قرار داد.

هنگامی که وی متولد شد پدرش در ارتش مشغول به خدمت بود در ابتدا مادرش که 17 سال بیشتر سن نداشت، نام جانی آلن هندریکس را برایش انتخاب کرد که بعد ها پدرش نام وی را تغییر داد.

اما بر خلاف تصور، محیط خانوده وی سرشار از سر سختی و ناملامت های زندگی بود.

پدر وی پس از بازگشت از جنگ نتوانست کار مناسبی را برای خود بدست آورد و آنها به دشواری به زندگی ادامه میدادند.

[Only registered and activated users can see links] بشنوید ماشین گان را ساخته و اجرای جیمی هندریکس ([Only registered and activated users can see links])

او دوبرادر به نامهای لئون و جوزف و دو خواهر (کتی و پالما) داشت اما برادر وی جوزف دچار مشکلات فیزیکی بود و در سن سه سالگی برای مراقبتهای ویژه از خانواده جدا شد و خواهرش کتی نابینا بود و پالمل نیز دچار مشکلات جسمی بود و در زمانی که وی تنها نه سال سن داشت، پدر و مادرش از همدیگر جدا شدند!

پس از این اتفاقات او را به نزد مادربزرگش در سپردند. اتفاقات تلخ زندگی آن هم در زمانی که وی تنها احتیاج به خانواده ای سالم داشت باعث منزوی شدن و خجالتی بودن هندریکس شده بود.

در سن 15 سالگی بود که مادرش را از دست داد، او اولین گیتارش را در همان سن و با قیمت 5 دلار از یکی از آشنایان پدرش خرید و اتفاق بزرگ به وقوع پیوست. پسری که سالهای زندگیش سراسر در غم و اندوه بود حال با میتوانست با سازش احساسات خود را بیان نماید.

قبل از آن با سازی شبیه گیتار که تنها یک سیم داشت و پدرش به او داده بود اوقات خود را سپری مینمود!

پس از بدست آوردن گیتار، او تمریناتی را بدون استاد و راهنمایی شروع نمود و با گوش دادن به ضبطهای دیگران و دیدن نواختن گیتاریستهای مختلف، به تقلید از آنان میپرداخت تا اینکه در تابستان سال 1959 پدرش برای هندریکس اولین گیتار برقی زندگیش را خرید و شاید یکی از بهترین کارهایی بود که برای فرزندش انجام داد!


[Only registered and activated users can see links]

همان سال او توانست با گروه های مختلف محلی، فعالیتهایی را انجام دهد و با ساختار موسیقی به صورت جدیتری آشنا شود؛ آشنایی با موسیقی جز بود که به نوعی راهگشایش در ارائه موسیقی جدید و بکر با گیتار بود.

پدرش یکی از کسانی بود که وی را بسیار تشویق مینمود و با ارائه آثار صوتی به هندریکس او را با بی بی کینگ آشنا نمود. در آن زمان عمده فعالیت او تشکیل گروه های کوچک بود که اجراهای مختلفی با آنها داشت، هر چند این اجراها برای عموم رایگان بود اما باعث شد تا نام وی بر زبانها بیفتند.

اما یک اتفاق باعث شد تا مدت زمانی کار او به خطر بیفتد. رانندگی با خودرویی زدیده شده و دستگیری توسط پلیش باعث شد تا او را به ارتش معرفی نماید، هر چند بعد از یک سال توانست معافیت پزشکی بگیرد و بار دیگر به سراغ علاقه اصلی اش یعنی نوازندگی و موسیقی برود